نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    7403
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    3,900
    تشکر
    1,025
    تشکر شده 1,471 بار در 941 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دستاوردها:
    عضو باشگاه 10.000 امتیازی ها


    P30Parsi

    jadid هراس (انواع پانيك) علل و درمان

    هراس اجتماعي نوعي اختلال اضطرابي ميباشد كه پس از افسـردگـي و اعـتـياد به الـكــل مــتـداولـتـريــن اخــتـلال روانشناختي محسوب ميگردد. افـرادي كـه دچـار هـراس اجتماعي مي بـاشنـد در مـوقعيـتهاي اجتماعي اضطراب شديدي را تجربه مي كنند. اين گـونه افراد از موقعيتهايي كه امكان دارد از سوي ديگران مورد قضاوت و بررسي قرارگيـرند هـراس دارند. آنها دائـما از آن بيـم دارنـد كـه مــورد قضاوت، ارزشـيابي، انتقاد، تحقير و تمسخر ديگران واقــع گردند. البته اغـلب مـردم در موقـعيـتهاي خـاص اجتماعيمـانند صحبت در جمع و يا ورود به يك مكان مملو از افرادنـا آشــنـا دچـار خجالت و دستـپاچگـي شـده و مــضطرب مي گردنـد كـه ايـن نـوع تــرس همـگـاني بيـانـگر هـــراس اجتماعي نميباشد. در صـورتي اضطراب فرد جنبه هـراس اجتماعي پيدا ميكند كه:

    1- سبب گردد تا فرد از موقعيت هراس آور اجتناب كند.

    2- هرگاه نتواند از آن بگريزد آن موقعيت را با استرس و پريشاني شديد تحمل ميكند.

    3- در زندگي روزمره فرد تداخل قابل ملاحظه اي پديد مي آورد: كار، تحصيل، خـانــواده و زندگي اجتماعي.

    افراد مبتلا به هراس اجتماعي از داشتن افكار نامعقول در رنج مي باشند اين گونه افراد معمولا از موقعيت هاي زير وحشت دارند:

    1- ترس از صحبت در جمع (متداولترين)

    2- كانون توجه ديگران قرار گرفتن.

    3- خوردن و آشاميدن در مقابل ديگران.

    4- نوشتن و يا كار كردن در حضور ديگران.

    5- پرسش كردن در يك جمع و يا گزارش دادن.

    6- استفاده از توالت عمومي و وسايل نقليه عمومي.

    7- مورد انتقاد و اذيت ديگران قرار گرفتن.

    8- ملاقات با افراد مهم مانند كارفرما، مدير، رييس.

    9- ارتـبـاط بـا ديـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به ميهماني رفتن، شلوغـي، آغاز گفتگو ، خريد رفتن

    10- طرز تفكر افراد نسبت به وي.

    11- در حضور ديگران دچار اشتباه گردد.


    علائم هراس اجتماعي

    هنگامي كه فرد در معرض موقعيت هراس آور واقع ميگردد دچار اين علايم ميگردد:

    1- چهره افروخته، لرزش بدن، خشكي دهان و گلو، تيك عصبي، افزايش ضربان قـلـــب، تعريق كف دستها، احساس سرگيجه و حالت تهوع، درد شكم، سر درد، تنفس سريع و كم عمق.

    2- احساس ميكند حرفي براي گفتن ندارد.

    3- احساس بلاتكليفي و عدم اعتماد بنفس .

    4- افكار منفي : خـودم را ملعبه دست ديگران كردم. جـز بـه افـكار مـنفي و بـازخوردها و واكنشهاي منفي ديگران و خود اضطرابي نميتواند تمركز كند.

    5- درك اين موضوع كه اين افكار نامعقول ميباشند.

    6- ميل شديد به گريختن از محل.


    ترسهاي برخاسته از هراس اجتماعي

    1- نگراني از آنكه ديگران متوجه علايم اضطرابي گردند مانند: تـعريـق و جـمـلات از هــم گسيخته.

    2- ترس از آنكه احمق، مضحك و نادان بنظر برسد.

    3- ترس از آنكه فردي ساكت، كسل كننده و خسته كننده بنظر آيد.

    4- ترس از آنكه از نظر اجتماعي بي كفايت تلقي گردد.

    قبل و بعد از موقعيت استرس زا


    فرد نه تنها در لحظه موقعيت استرس زا دچار اضطراب مي گردد، بـلـكه پـيش از وقوع آن حتـي از يــك هفته مانده به آن صحنه استرس زا را پيش بيني كرده و اضـطراب وي آغـاز مي شود. پس از پاين يافتن واقعه نيز عملكرد و گفته هاي خود را مورد ارزيابي قرار داده و معمولا از آنها رضايت كامل نداشته و خود را مورد نكوهش قرار مي دهد. هرگاه هراس اجتماعي فرد درمان نگردد، عواقب زير را بدنبال خواهد داشت:

    1- مصرف مشروبات الكلي براي غلبه بر اضطراب.

    2- استفاده از داروهاي آرامبخش.

    3- افسردگي.

    4- مشكل در ايجاد و تداوم ارتباط با ديگران.

    5- محروميت از فرصتهاي شغلي و تحصيلي.

    6- انزوا و كناره گيري از خانواده و اجتماع.

    7- افكار خودكشي.


    روشهاي درمان

    1- تكنيك هاي غلبه بر اضطراب: شـامـل ريـلـكس كـردن عـضـلات، تـنـفس عـميق و آهستـه، مديتيشن و تصوير سازي ذهني ميباشد.

    2- آموزش مهارتهاي اجتماعي: الگو سازي رفتار هاي مناسب،پس از آن تمرين آنها در فعاليتهاي واقعي زندگي.

    3- در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را بمرور با عامل وحشت زا روبرو كرده و ترس وي را اينگونه كاهش ميدهند.

    4- دارو: آرام بخشها، داروهاي ضد افسردگي و سركوب كننده سرتونين.

    5- مشاركت در فعاليتهايي كه اعتماد بنـفس و حـس امـنـيـت فـرد را افـزايش ميدهد.

    6- به چالش طلبيدن افكار نامعقول و مثبت انديشي.
    __________________
    شاد باش اي عشق خوش سوداي ما
    اي طبيب جمله علتهاي ما




  2. 6 کاربر مقابل از ققنوس اندیشه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many
     

  4. #2


    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    7403
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    3,900
    تشکر
    1,025
    تشکر شده 1,471 بار در 941 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دستاوردها:
    عضو باشگاه 10.000 امتیازی ها


    P30Parsi

    پیش فرض اختلال

    • حمله پانیک دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای
    • مشخصی دارد و طی آن حداقل 4 تا از علائـم ذیـل به طور ناگهانی پیـدا
    • می شود و در عـرض 10 دقیقـه به حداکثـر شدت خود می رسد . ایـن
    • علائم عبارتند از : تپش قلب ، تـعـریـق ، احساس لـرزیـدن ، احساس کـوتـاه
    • شدن تنفس ، احساس خفه شدن ، احساس ناراحتی یا درد در قفسه سینه ،
    • تهوع یا ناراحتی شکمـی ، احساس سرگیجـه ، تلوتلو خـوردن ، منگـی یا
    • ضعــف ، واقـعـیـت زدودگی یـا شخصیـت باختگی ، تـرس از دسـت دادن
    • تسلط بـر خود ، تـرس از مـردن ، پـارستـزی ( احساس کرختـی یا سوزن
    • سوزن شدن ) . این بیماران اغلب نمی توانند علت ترس خود را بیان کنند .
    • حمله پانیک 30 – 20 دقیقه و به ندرت بیش از یک ساعت به طول می انجامد .
    • علائم ممکن است به سرعت یا به تدریج برطرف شود . اختلال پانیک عبارت
    • است از وجـود حملات غیرمنتظـره و عود کننده پانیک ، که لااقل به دنبال یکی
    • از ایـن حملات علایمی نظیر : نگرانی دائم از وقوع حمله ای دیگر ، نگرانی از
    • نتایج ضمنی حمله یا عواقب آن ، پیدایش تـغیـیـر چشمگیری در رفتـار بـه دلیل
    • حملات مزبـور به وجود می آید . اختلال پانیک اغلب با آگورافوبیا (گذر هراسی)
    • همراه است . بیمار از فضاهایی نظیـر خیابان های شلوغ ، فضاهای سربسته ،
    • وسایل نقلیه دربسته ( اتوبوس و هواپیما ) اجتناب می کند . میانگیـن سنی
    • تظاهر این اختلال 25 سالگی است . درمان : به بیمار اطمینان دهیـد که گرچه
    • علائم بیماری شدید و ناراحت کننده است ، ولی خطری او را تـهدیـد نمی کنـد .
    • دارو درمانی ، درمان های شناختی – رفتاری ( بیمار از نحوه ایجاد علائم آگاه شود ،
    • تمرینات تنفسی ، مواجهه ) از دیگر روش های درمانی است.



  5. 6 کاربر مقابل از ققنوس اندیشه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. #3


    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    7403
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    3,900
    تشکر
    1,025
    تشکر شده 1,471 بار در 941 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دستاوردها:
    عضو باشگاه 10.000 امتیازی ها


    P30Parsi

    پیش فرض ادامه مطلب .....

    مشخصه اصلي اختلال پانيك، وقوع خود به خود و غيره منتظره حملات پانيك است كه شامل حملات و دوره هاي مجزاي ترس شديد هستند. فراواني بروز حملات از چند نوبت در روز تا صرفا تعداد انگشت شماري حمله در يك سال فرق مي كند.
    نخستين حمله پانيك اغلب كاملاً خود به خود است. اما گاه حمله هاي پانيك به دنبال آشفتگي، فعاليت بدني، فعاليت جنسي يا آسيب هيجاني متوسطي روي مي دهند. وقتي حمله پانيك آغاز مي شود، علايمش در عرض ده دقيقه به سرعت تشديد مي شود. علايم رواني عمده اين بيماري عبارتند از، ترس مفرط و احساس قريب الوقوع بودن مرگ و نابودي. بيمار غالباً نمي تواند علت ترس خود را بيان كند. ممكن است دچار اغتشاش شعور شود و در تمركز اشكال پيدا كند. برخي نشانه هاي جسمي حمله پانيك عبارت است از افزايش ضربان قلب، احساس تپش قلب، تنگي نفس و تعريق. بيمار اغلب مي كوشد محلي را كه در آن قرارگرفته است ترك كند تا از كسي كمك بگيرد. حمله عموماً بيست دقيقه و ندرتاً بيش از يك ساعت طول مي كشد.
    بيمار ممكن است در حين حمله دچار مسخ شخصيت (depersonalization)يا مسخ واقعيت (derealization) شود.
    علايم حمله پانيك ممكن است سريع يا به تدريج برطرف شود. گاه بيمار در فاصله حملات از ترس اينكه حمله ديگري به سراغش بيايد، دچار اضطراب انتظار مي گردد.
    نگراني جسمي از مرگ به دليل مشكل قلبي يا تنفسي ممكن است كانون اصلي توجه بيمار در حين حلمه پانيك باشد. گاه بيمار فكر مي كند تپش قلب و درد قفسه سينه اش نشانه آن است كه دارد مي ميرد. حدود 20% از بيماران در حين حمله دچار حلمه هاي افتش (سنكوپ) مي شوند. اين بيماران افراد جوان 20 تا 30 ساله هستند كه به بخش فوريت ها مراجعه مي كنند و با اينكه از نظر جسمي سالم اند، اصرار مي كنند كه دچار حمله قلبي شده اند و دارند مي ميرند.
    اختلال پانيك اغلب با آگورافوبيا (گذرهراسي) همراه است. در آگورافوبيا، بيمار از هر موقعيتي كه در آن دست يابي به كمك مشكل باشد، سرسختانه اجتناب مي كند. آنها دوست دارند در اماكني مثل خيابان هاي شلوغ، مغازه هاي پرازدحام، فضاهاي سربسته (مانند زيرپل و آسانسور) و وسايل نقليه در بسته (مانند مترو، اتوبوس يا هواپيما) يكي از دوستان يا اعضاي خانواده همراهيشان كنند.

    روشهای درمان بیماری
    دارو درماني
    آلپروزولام و پاروكستين، از داروهاي مورد استفاده در درمان اختلا پانيك هستند. درمان شناختي- رفتاري با گروه درماني و خانواده درماني به بيمار و خانواده اش كمك مي كند كه خود را با واقعيت وجود اين اختلال در فرد بيمار و مشكلات رواني- اجتماعي ناشي از آن سازگار سازند



  7. 6 کاربر مقابل از ققنوس اندیشه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. #4


    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    7403
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    3,900
    تشکر
    1,025
    تشکر شده 1,471 بار در 941 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دستاوردها:
    عضو باشگاه 10.000 امتیازی ها


    P30Parsi

    پیش فرض حملات پانیک

    حملات پانیک یک نوع پاسخ به شرایط استرس زا می باشد. تفاوت آن با دیگر پاسخ های بدن نسبت به عوامل شروع کننده ی استرس تنها در شدت و علائم آن می باشد. حمله ی پانیک یک دوره ی احساس ترس شدید است که بطور موقت فعالیتهای عادی فرد را مختل می سازد. شروع آن معمولاً ناگهانی و بدنبال یک عامل محیطی آزاردهنده یا دلهره آور است. هر چند برای فرد اغلب احساس ترس و ناراحتی شدید را ایجاد می کند، مکانیزم آن در حقیقت یک واکنش تکاملی بدن است که به آن اصطلاحاً fight-or-flight response (این پاسخ یک پاسخ حاد به استرس خوانده می شود که توسط والتر کانون در سال 1929 توصیف گردید. بر اساس این تئوری حیوانات در مقابله با خطرات یک سری شارژهای الکتریکی از دستگاه سمپاتیک خود صادر می کنند که آنها را برای فرار یا مبارزه آماده می سازد.این پاسخ بعدها به عنوان اولین مرحله ی نشانگان تطابق عمومی که پاسخهای استرس در مهره داران را تنظیم می کند، شناخته شد.)می گویند. نشانه ها شامل لرزش ، تنگی نفس ، تپش قلب ، درد سینه ، تعریق ، تهوع ، سرگیجه ، احساس سبکی در سر و احساس خفگی می باشد. در هنگام حمله ی پانیک مقادیر زیادی آدرنالین در خون ترشح می شود. بسیاری از افراد که برای اولین بار دچار این حملات می گردند ،فکر می کنند که دچار حمله ی قلبی شده ، در حال از دست دادن عقل خود هستند و یا دارند می میرند. بسیاری می گویند این حملات دلهره آورترین وقایع زندگی آنها بوده است. اگر این حملات بصورت مکرر و غیر منتظره اتفاق افتد بعنوان بیماری پانیک تلقی خواهد شد ، ولی حملات پانیک در جریان دیگر بیماریهای اضطرابی نیز اتفاق می افتد. بعنوان مثال کسانی که دچار فوبیا(ترس از مکانهای سربسته ، ارتفاع ، جاهای پرازدحام و ... ) هستند ، ممکن است حملات پانیک را با قرار گرفتن در شرایط اضطراب آور تجربه کنند. بیماران دچار حملات پانیک بخوبی با داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی درمان می شوند.
    اگر شما این حملات را تجربه کرده اید حتماً قبل از شروع هرگونه درمان با روانشناس و یا روانپزشک مشاوره کنید



  9. 5 کاربر مقابل از ققنوس اندیشه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. #5


    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    7403
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    3,900
    تشکر
    1,025
    تشکر شده 1,471 بار در 941 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دستاوردها:
    عضو باشگاه 10.000 امتیازی ها


    P30Parsi

    پیش فرض حمله پانيك را چقدر مي شناسيد؟

    حملات پانيك، حمله هايي هستند كه در هر لحظه و هر جايي مي توانند اتفاق بيفتند. مثلاً وقتي شما تنها يا با ديگران هستيد، وقتي در خانه و يا در جمع هستيد و يا حتي وقتي كه بيدار هستيد يا به خواب عميق فرو رفته ايد.
    در هنگام اين حمله ضربان قلبتان ناگهان افزايش مي يابد، صورتتان سرخ مي شود و دچار تنگي نفس مي شويد، احساس سرگيجه و حالت تهوع مي كنيد و كنترل خود را از دست مي دهيد.
    حتي ممكن است از مرگ قريب الوقوع احساس ترس شديدي بكنيد. حمله پانيك يك اتفاق ناگهاني است كه در شما ايجاد ترس مي كند و باعث مي شود بدن تان عكس العمل شديدي در مقابل آن نشان دهد. بسياري از مردم در چنين لحظه اي گمان مي كنند كه دچار حمله قلبي شده اند و فوراً اورژانس را مطلع مي كنند. عده اي نيز علايم و نشانه هاي اين حمله را ناديده مي گيرند و متوجه آن نمي شوند.حتي امكان دارد كه به دنبال يك استرس و يا حالت عصبي شديد اين حمله موجب معلوليت و ناتواني نيز بشود ولي قابل درمان است.

    انواع درمان هاي حملات پانيك شامل
    دارو درماني، توان بخشي و روش هاي آرام سازي (relaxation) است كه مي تواند به شما در كنترل اين حملات كمك فراواني كند. نكات ديگري كه مي تواند آرامش بيشتري به فرد دچار حمله دهد شامل اين موارد است: اطمينان دادن به بيمار مبني بر اينكه اين علايم مربوط به يك بيماري شناخته شده است و باعث مرگ نخواهد شد، تشويق بيمار به تنفس آرام و عميق در مواقع تنگي نفس، اجتناب از مصرف كافئين و نيكوتين.

    اضطراب تعميم يافته : GENERALIZED ANXIETY

    ويژگي هاي عمده ي اين اختلال ترس از آينده است. اين ترس بي اساس بوده و به موضوع معيني مربوط نمي شود بطوريكه هر آن ممكن است بيمار از ترس از موضوعي خاص مانند بيماري فرزند، مرگ همسر، اخراج از كار و از اين قبيل را نام ببرد و از رخ نمودن حوادث نامعلومي كه اساس و پايه ي واقعي ندارند در هراس باشد.
    به همين دليل اضطراب شناور FREE FLOOTING ANXIETY ، يعني اضطرابي كه به هيچ موقعيتي بستگي ندارد ناميده شده است.

    حملات پانيك يا اضطرابهاي حمله اي :
    گاهي اوقات سيستم هشداردهنده ي مغز انسان سيگنالهاي خطر را اشتباه تفسير ميكند ، مثل اينكه براي خاموش كردن سيگار از چند سطل آب بهره گيرد !اين سيستم هشدار دهنده در عمق مغز قرار گرفته است ولي بسادگي قابل تخريب و آسيب است ! از جمله علائم آسيب اين سيستم ميتوان به نگراني اشاره كرد .
    در حملات پانيك فرد مرتبا از دوره هاي شديد و آزار دهنده ي اضطراب رنج مي برد.تنفس تند ، افزايش ضربانات قلبي و موجي از ترس و نگراني در سرتاسر بدن ، با تظاهرات مربوطه ي آن . در طول حمله ، شخص بيقرار شده و شديدا نا آرام ميگردد.ملات پانيك باعث ترسهاي مرضي مثل اجتماع گريزي ،ترس از صحبت كردن در جمع ، و... شود.درمانهاي ايين حالت عبارتند از دارودرماني و حساسيت زدائي تدريجي ، به اين معني كه بتدريج و در شرايط كنترل شده ، بيمار را در همان شرايط اضطراب آور قرار ميدهند و بمرور بر شدت آن مي افزايند ، تا جائي كه اثرات نا مطلوب آن را از بين ببرند.ميزان موفقيت اين روش را بين 60-80% ذكر كرده اند.
    نوع ديگري از اضطراب نيز هست كه با حملات پانيك ( اضطرابهاي حمله اي شديد ) تظاهر ميكند اما بندرت بصورت منفرد مورد توجه قرار مي گيرد، اين حالت را اختلال اضطرابي منتشر يا (G.D.A ) مي نامند.



  11. 6 کاربر مقابل از ققنوس اندیشه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. #6


    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    شماره عضویت
    7403
    میانگین پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    3,900
    تشکر
    1,025
    تشکر شده 1,471 بار در 941 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دستاوردها:
    عضو باشگاه 10.000 امتیازی ها


    P30Parsi

    پیش فرض گزارشی درباره حمله های پانیک

    وقتی «او» به من حمله کرد!

    یک شب، درست هفت سال، من تمام هوشیاری ام را از دست دادم. هر چیزی که در ذهنم داشتم.
    در رختخواب دراز کشیده بودم و تلاش می کردم تا بخوابم. کاری معمولاً هر شب انجام می دادم. ناگهان احساس کردم که همه اعصابی در تمام بدنم آتش گرفته اند. عضلاتم مانند میله های فولادی راست شده بود و احساس می کردم که قلبم در حال انفجار است. اولین عکس العمل من این بود؛ چنگ زدن به تشک.
    در آن زمان تنها سه گزینه برای فکر کردن داشتم: اول این که من دیواده شده ام. دوم این که من دارم کارهای دیوانه واری انجام می دهم و سومین فکر، ناامید کننده ترین فکرم بود. من در حال مرگ هستم. کم کم این فکر داشت بر من مسلط می شد که برای رهایی و فرار از آن جهنم، از روی تخت بلند شده و به بیرون اتاق فرار کنم کنم و یا این که حتی خود را از پنجره به پایین بیندازم.

    اما این فکر هم عملی نبود. من نمی تونیسم از جایم تکان بخورم. همه عضلاتم از ترس فلج شده بود. درست مانند وقتی که شما با یک زنجیر بسته شده اید و ماشینی با تمام سرعت به طرف شما می آید. مشاینی در کار نبود اما خطر و ترس تمام وجود من را گرفته بود.

    چهالو پنجدقیقه بعد همه چیز تمام شده بود. در آن زمان من متقاعد شده بودم که یک دیوانگی موقت از من عبور کرده است اما جستجوهای بیشتر من را با تشخیص باورپذیرتر روبرو کرد؛ یک حمله پانیک.

    حمله پانیک به وضعیتی گفته یم شود که بدون هیچ مقدمه سازی و هشدار قبلی فرد در آن یک احساس قوی و غیر قابل توشیح از ترس و هراس را تجربه می کند. این احساس در طول 10 دقیقه به اوج خود می رسد و حداقل با چهار علامت از نشانه های زیر همراه است:

    - ضربان قلب

    - لرز

    - احساس خفگی

    - سرگیجه

    - تعریق شدید

    - کوتاهی تنفسی

    - تهوع

    - کرختی یا بی حسی

    علاوه بر این نشانه ها احساس هایی نیز بیمار را همراهی می کنند. احساس دیوانگی، از دست دادن کنترل و یا نزدیکی مرگ از جمله احساس‏های شایع بیماران است. در کنار این ها احساس غیر واقعی بودن محیط اطراف و یا جدا شدن از جسم هم می تواند در طول یک حمله پانیک اتفاق بیفتد. خود من حداقل نیمی از این نشانه ها را تجربه کرده ام وقتی که بدون هیچ هراسی آماده بودم تا علایم و نشانه هایی که در طول یک حمله برایم اتفاق می افتد بررسی کنم.

    ■ خروج از ترس

    حملات پانیک آن قدرها هم که شما فکر می کنید نادر نیستید. متخصصین می گویند که بیشتر ار یک چهارم مردم در تمام طول زندگی شان حداقل یک حمله پانیک را تجربه می کنند. اغلب این حملات ناگهانی و بدون اعلام قلبی به سراغ ما می آیند اما در بعضی مواقع ثابت شده است که وقوع این حملات می تواند با وقایع پر استرس و نگرانی همراهی داشته باشد. در بررسی ای که بر روی بیماران با چنین حملاتی انجام شد.

    که ایشان اگرچه پیش از حمله یک استرس ولقعی را که بتواند باعث ایجاد چنین حالتی شود، تجربه نمی کنند. ولی در حدود شش تا هشت ماه قبل از حمله پانیک با واقعی مانند تغییرات شغلی، جابجایی منزل، طلاق یا حتی ازدواج و یا حاملگی روبرو بوده اند. وقایعی که قالب های روزمره زندگی را تحت تأثیر قرار می دهند.

    وقتی که شما در مدتی زمان کوتاهی را تغییرات سریعی در زندگی روبرو می شوید حتماً تحت تأثیر قرار می گیرد. ممکن است که مشکلتان راه حل کنید، فراموششان کنید و ... یا این که به حملات پانیک دچار شوید. اگر شما استعداد دچار شدن به حملات پانیک را داشته باشید آن وقت است که یک ناخوشی درونی و البته ساده می تواند بر روی شما تأثیر گذاشته و تحملتان را کاهش دهد تا جایی که به ذهن و بدن شما پیغام های مغربی فرستاده شود. پیغام های شروع حمله.

    حالا می خواهم واقعیت دیگری را در مورد حملات پانیک خودم برایتان فاش کنم. در واقع بعداً متوجه شدم این حملات چندان هم ناگهانی نبوده اند. وقتی بیشتر جستجو کردم ریشه تمام این مشکلات را پیدا کردم. من شش ماه قبل از شروع حملات برای ادامه تحصیل از اسپانیا به آمریکا مهاجرت کرده بودم و البته برای رسیدن به دانشگاه خوب و مورد علاقه ام چند بار ناچار شدم از یک ایالت به ایالت دیگری نقل مکان کنم. مدام ارتباطی را آغاز و بعد ناچار به قطع آن و شروع یک رابطه جدید دیگری کردم. آن موقع خودم هم خبر نداشتم که دارم شرایط را برای وقوع یک حمله پانیک فراهم می کنم.

    ولی یک سئوال در ذهن من نقش بسته بود. همه ما در زندگی دچار استرس می شدیم یاچیزی را از دست می دهیم. چرا یک اتفاق مشابه کار بعضی از ما را به حملات پانیک می کشاند و بعضی های دیگر به راحتی و با خوردن یک لیوان لیمونادبا مشکلاتشان کنار می آیند. متخصصان هنوز هم به درستی نمی دانند که استرس چگونه باعث وقوع حملات پانیک می شود اما بعضی حدس می زنند که این اتفاق می تواند ناشی از آسیب به فرآیندهای طبیعی اعصااب حسی در اثر تحمیل استرس به فرد باشد.

    یک نظریه با بیان این که ذهن برخی از افراد به واسطه شکل تنظیم بندی شان حساسیت بیشتری نسبت به وقایع استرس آور نشان می دهند از تئوری ذهن های تحریک پذیر حمایت می کنند. به نظر آنان این تحریک پذیری ناشی از اشتباه مغز در تقسیم بندی وقایع خطرناک در نظر می گیرد و در نتیجه علایم هشدار دهنده ای به بدن مخابره می کند. در کنارهمه این ها نقش ترکیب ژنی در استعداد ذاتی انشان ها به تمایل به سمت تجربه حمله ی پانیک نیز می تواند بررسی شود.

    بررسی های مغز در زمان وقوع حمله های پانیک نشان دادند که هنگام رخداد این حملات ساخت هورمون هایی در مغز تحریک می شود. که به طور ذاتی در زمان جنگ و یا پرواز در بدن ساخته می شوند. دوتا از این هورمون ها آدرنالین و نودآدرنالین هستند. در شرایط معمولی این هورمون ها باید وقتی ترشح شوند که شما با یک ببر یا خرس روبرو می شود و نه در هنگامی که راحت در تختخوابتان خوابیده اید.

    این هورمون ها با ترشحشان شما را برای مقابله با وضعیت دشوار احتمالی آماده می کنند. در نتیجه کارکرد این هورمون ها هم سیستم تنفسی و هم سیستم چرخش خون را فعال تر و پرکارتر می کنند تا بدن بتواد در مقابل خطر عکس العمل مناسبی داشته باشد. در اثر این هورمون ها میزان زیادی اکسیژن به مغز پمپ می شود تا مرکز فرماندهی بدن بتواند برابر خطرهای تهدید کننده حیات سریع ترین واکنش ممکن را داشته باشد. مشکل واقعی این جاست که در حملات پانیک همه این تفاق ها در داخل بدن به وقوع می پیوندد اما در محیط بیرون هیچ خطر واقعی تهدید کننده ای وجود ندارد.

    وقتی شما وحشت زده می شوید و همه ی فرآیندهای بدنتان افزایش پیدا می کنند و البته هیچ خطر واقعی ای را نمی یابید آن وقت است که گیج می شود و این حیرت و تعجب بر میزان ترس شما می افزاید.

    بعضی از محققین بر این باورند که ممکن است نورآدرنالین مسئول بیشتر پریشانی به وجود آمده در بیماران باشد. نورآدرنالین می تواند بر روی لوب فرونتال مغز که مسئول قضاوت و استدلال است اثر گذاشته و علاوه بر دیگر فرآنیدهای مغزی به شکل واضحی به روی قدرت تفکر افراد ـدثیر می گذارد. وقتی که یک فرد نمی تواند به درستی اتفاقات اطراف و زنجیره ی احساس های منفی که به سویش هجوم می آورد را درک کند آن وقت است که دچجار اشتباه در ارزیابی از شرایط شده و تصور می کند که دچار حمله قلبی شده و یا در حال مرگ است.

    چیز دیگری که مرا بیشتر از حملات پانیک می ترساند این بود که پیش از وقوع این حملات من هیچ فعالیت خاص، دشید و یا خارج از معمولی را انجام نمی دادم و این حالات بدون هیچ تحریک کننده ی خاصی روی می داد وقتی که من روی تختم دراز کشیده بودم، این حالتی است که در نوعی از حملات پانیک به نام «حملات خودبخ خودی» اتفاق می افتد حملات هیچ ارتباط روشنی با رخداد یم واقعه حیرت یا ترس آور ندارد. درست است که من در ماه های پیش از وقوع این حملات میزان طبیعی از فشار و استرس های محیطی را تحمل کرده بودم ولی در حقیقت حملات من یک پاسخ سریع و عینی به این اتفاقات نبود.

    در نوع دیگر از حملات فوبیا، این وقایع به اتفاقات محیطی ارتباط پیدا می کنند که فرد با یک شرایط ویژه که باعث ترس او می شود روبرو شده است مثل وقتی که یک فرد «کلاستروفوت» [فردی که از قرار گردن در فضای بسته می ترسد] وارد یک سر بسته می شود. از سوی دیگر داشتن یک بیماری زمینه ای خاص می تواند در شیوه بروز محلات پانیک تأثیر داشته باشد. به عنوان نمونه افرادی که مبتلا به آسم هستند نسبت به دیگران تا 2 برابر از احتمال بیشتری برای تجربه تنفس کوتاه به عنوان اولین علامت یک حمله پانیک برخوردار هستند.

    برخی افراد نیز هستند که در اثر مصرف بعضی مواد شیمیایی به این حملات دچار می شود. موادی مانند کافئین، نیکوتین و بعضی از داروهای دیگر می توانند جرقه وقوع یک حمله پانیک را در یک فرد بزنید چراکه این ها موادی هستند که باعث ایجاد علایم تحریکی در یک فرد می شوند. (مثل عصبانیتی که گاه پس از خوردن چند فنجان قهوه اسپرسو احساس می کنیم). متأسفانه در غرب نزدیک به یک سوم تا نیم از بمیارانی که باری اولین بار یک حمله پانیک را تجربه می کنند از سابقه مصرف ماری جوانا» پیش از وقوع حمله خبر می دهند.

    چگونه با حملات پانیک مقابله کنیم!

    پیش از هر چیز این بستیگ به نوع حمله ما دارد. اگر ما از آن دسته ای هستیم که پیش از حمله، یک استرس فوق العاده را تجربه می کنیم و به عبارت دیگر این یک عامل بیرونی است که ما را به داخل حملات پانیک هل می دهد معمولاً به صورت ناخودآگاه به سراغ آموختن روش هایی می ریوم که با کمک آن ها می توانیم استرسمان را کنترل کنیم، چیزهایی مثل مدیتیشن یا یوگا. متأسفانه باید بگویم که در بیشتر اوقات این کلاس ها به شما جواب نداده و تأثیری در میزان وقوع حملات بعدی پانیک در شما ندارند. زیرا در بیشتر اوقات شما نمی توانید هیچ پیش گویی درباره آ« که حمله بعدی در چه زمان یا مکانی به وقوع می پیوندد داشته باشید. پزشکان نیز به طور معمول درمان یا دارویی خاصی را در این رابطه برایتان تجویز نمی کنند مگر این که تعداد حملات شما بالا و البته این حملات برای شما ناتوان کننده باشد. اما شویه واکنش شما در زمان بروز حملات می تواند به شما کمک کند تا از وقوع واکنش های عصبی غیر قابل کنترل جلوگیری به عمل آورید. ما سعی می کنید درباره راهی با شما صحبت کنیم که کمکتان می کند تا با ترس های روبرو شده و آن ها را شکست دهید.

    قبل از هر چیز و البته پی شاز وقوع حملات بدانید که حملات پانیک هیچ آسیبی به شما نخواهند رساند. در جلسات درمانی به مراجعین گفته می شود که اگر چه حملات پانیک ناراحت کننده و البته آزار دهنده هستند اما در حقیقت هیچ خطری را برای بمیاران ایجاد نمی کنند.

    دوم این که باید از کمک نزدیکانتان استفاده کنید. اگر احتمال می دهید که بدون هیچ دلیل خاصی دچار حملات پانیک شوید اجازه بدهید که خانواده، دوستان و حتی همکاران مورد اطمینان از بمیاری شما والبته علایمش اطلاع داشته باشند. در این صورت اگر در هنگام وقوع حملات در کنارتان باشند می توانند به شما قوت قلب داده و در عبور از حملات یاریتان کنند.

    سوم؛ شما می توانید با پزشک خود صحبت کیند و از او بخواهد که برایتان از داروهای بنزودیازپین نسخه ای بنویسید. شما می توانید این قرص ها را همراه داشته باشدی و وقتی احساس کردید پانیک نزدیک است از آن ها استفاده کنید.

    بنزودیازپین ها در عرض چند دقیقهمی توانند که میزان فعالیت نوروترانسمیتری در مغز را به نام گاما بوتیریک اسید (gaba) افزایش دهند. این نوروترانسمیتر در مغز شما اثر اثر آرامش بخش خوبی را به جا می گذارد. البته این داروها برای کسانی که به مدت طولانی با این گونه حمله ها دست به گریبانند انتخاب مناسبی نیست، زیرا که می تواند باعث اعتیاد آن ها شود. بنزودیازپین ها برای افراد مناسب است که تعداد حملاتشان کم است. شاید باورکردنی نباشد اما گاهی اوقات اطمینان بیمار به این که یک ورق قرص در جیش دارد می تواند به طور کلی از بروز حمله پانیک جلوگیری می کند.

    در صورت وقوع حمله سریع بنشینید تا دیگر ترسی از افتادن نداشته باشید. بعد از این عضلات ساق پا، دست و شکمتان را سفت کنید. این کار باعث می شود تا خون بدن شما به سمت سرتان جریان بیابد و البته این جریان از بیهوشی شدن شما جلوگیری می کند.

    سعی کنید فرکتان را از وقوع حمله منصرف کنید. در مقابل یورش افکار منفی سعی کنید به سراغ کارهای ساده و راحت بروید. می توانید تنها سکوت کنید و بنشینید و یا این که به سراغ تماشای تلویزیون بروید. شاید به نظتان خنده دار برسد اما می توانید اتاقتان را مرتب کنید. درست شنیدید. به سراغ کمد لباس ها بروید و بعد هم سری به میزتان بزنید. حتماً چیزی برای منظم کردن وجود دارد.

    در نهایت هنوز هم هاکان رفتن به بیمارستان وجود دارد. اگر نمی توانید هیچ کمکی به خودتان بکنید و باز هم احساس یک حمله قلبی و یا سکته را دارید به اطرافیان بگویید که شما را به اورژانس برسانند. آن جا حتماً دکتری را پیدا خواهید کرد که برایتان داروهای اضطراب را نسخه کند و البته که این ممکن است باعث آرام شدن شما شود.

    وقتی که حمله تان تمام شد، واقعاً آن را تمام شده بدانید. این امر طبیعی است که شما برای یک تا دو روز احتیاج به استراحت داشته باشید و علاقه مند نباشید تا دوباره به همان محل یا موقعیتی بازگردید که در آن حمله اتفاق افتاد است، اما اگر این وضعیت بیشتر از 3 روز طول بکشد آن وقت است که باید به یک روان پزشک مراجعه کنید تا به شما برای وفق یافتن با شرایط کمک کند.

    گاهی اوقات حمله های پانیک به یک یا دو حمله خلاصه نیم شوند و در فرد هیمشه ترسی از وقوع دوباره این حملات وجود دارد این ترس می تواند حتی فرد را از فعالیت های عادی روزانه اش محروم کند.دانشمندان معتقدند که این حالت در اثر یک کمبود ارثی سروتونین در مغز بیمار اتفاق می افتد.

    روتونین یک ماده شیمیایی عادی مغز انسان است که باعث می وشد تا یک فرد خلق ثابتی داشته و البته احساس خوبی داشته باشد. در حدود چهار سال پیش محققان دریافتند که بیماران پانیک تا حدود 30 درصد از مردم عادی دچار نوعی کمبود در رسپتور خاصی برای سروتونین هستند.

    حملات پانیک اگرچه ناتوان کننده هستند. اما از سوی دیگر یکی از درمان پذیرترین بیماری های روانی نیز هستند. درمان شناختی به تنهایی و یا همراه با داروهای ضد افسردگی می تواند رد 70 تا 90 درصد از بیماران به کاهش و یا جلوگیری کامل از وقوع حملات پانیم بیانجامد، اتفاقی که در طول چند هفته تا چند ماه اتفاق می افتد.



  13. 6 کاربر مقابل از ققنوس اندیشه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. #7


    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    شماره عضویت
    79749
    میانگین پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 2 بار در 1 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    دوستان عزیز ممنون از مطالب کاملی که در مورد حملات پانیک گذاشته بودید .من حدود 6 ماهه که برای مشکل پنیک دارو مصرف می کنم . و دوست دارم بدونم حداکثر طول مدت درمان پنیک ، چه مدته ؟ نکنه مادامالعمر باید داروی اعصاب مصرف کنم ؟ ممنون میشم اگه اطلاعات دقیق بهم بدین.



  15. 6 کاربر مقابل از anjella عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #8


    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    شیراز
    نام واقعی
    احسان
    شماره عضویت
    1
    میانگین پست در روز
    4.40
    علایق
    همسرم - گیتار - پی اچ پی - فوتبال - لاسانا دیاررا - کلارنس
    شغل و حرفه
    طراح سایت - محاسب سازه - وبمستر
    نوشته ها
    9,563
    تشکر
    36,974
    تشکر شده 34,229 بار در 6,930 ارسال
    یاد شده
    در 3 پست
    برچسب زده شده
    در 394 تاپیک
    دستاوردها:
    معرفی کاربران جدیدیار همیشگیدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانمحبوب دلها
    تست
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط anjella نمایش پست ها
    دوستان عزیز ممنون از مطالب کاملی که در مورد حملات پانیک گذاشته بودید .من حدود 6 ماهه که برای مشکل پنیک دارو مصرف می کنم . و دوست دارم بدونم حداکثر طول مدت درمان پنیک ، چه مدته ؟ نکنه مادامالعمر باید داروی اعصاب مصرف کنم ؟ ممنون میشم اگه اطلاعات دقیق بهم بدین.
    سلام دوست عزیز
    طول مدت درمان پنیک بستگی به میزان پیشرفت اون و پاسخی که سیستم عصبی شما به داروها میده داره
    ولی کمرین مدت درمان 9 ماه هست... به شرطی که پزشکتون خوب باشه و شما هم داروها رو مرتب مصرف کنید

    پنیک یه اختلال هست که خیلی از افراد جامعه به نوعی مبتلا بهش هستن
    خیلیا نمیدونن که این اختلال رو دارن و تا سالهای سال باهاش زندگی میکنن و اونم چه زندگی ای!

    ولی خوشبختانه شما برای درمان اقدام کردین
    حالا ممکنه که 9 ماهه کاملا خوب نشین و مثلا 3 سال گرفتارش باشین
    ولی اول و آخر کاملا خوب میشین و دیگه هم اثری از حملات پنیک نمیبینین




  17. 7 کاربر مقابل از Ehsan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


کلمات کلیدی این موضوع