نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1


    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    محل سکونت
    داراب
    شماره عضویت
    37349
    میانگین پست در روز
    0.08
    علایق
    تاریخ،فرهنگ،اعتقادی
    نوشته ها
    112
    تشکر
    79
    تشکر شده 159 بار در 72 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک


    P30Parsi

    Post شعر معلم و شاگرد از سیمین بهبهانی

    شعر معلم و شاگرد از سیمین بهبهانی


    بانگ برداشتم «آه، دختر!
    وای ازاین مایه بی بند و باری!
    بازگو- سال از نیمه بگذشت-
    از چه با خود کتابی نداری؟
    - « می خرم.»
    - « کی ؟»
    - « همین روزها.»
    - « آه ...
    آه ازاین مستی و سستی و خواب
    معنی وعده های تو این است
    نوشدارو پس از مرگ سهراب.

    « از کتاب رفیقان دیگر
    نیک دانم که درسی نخواندی،
    دیگران پیش رفتند و اینک
    این تویی کاین چنین بازماندی...»

    دیده ی دختران بر وی افتاد
    گرم از شعله خودپسندی
    دخترک دیده را بر زمین دوخت
    شرمگین زین همه دردمندی.

    گفتی از چشمم آهسته دزدید
    چشم غمگین پرآب خود را؛
    پا پی پا نهاد و نهان کرد
    پارگی های جوراب خود را.

    بر رُخَش از عرق شبنم افتاد
    چهره ی زرد او زردتر شد
    گوهری زیر مژگان درخشید
    دفتر از قطره ای اشک تر شد.

    اشک نه، آن غرور شکسته
    - بی صدا،جسته بیرون ز روزن –
    پیش من یک به یک فاش می کرد
    آنچه دختر نمی گفت با من :

    « چند گویی کتاب تو چون شد؟
    بگذر از من که من نان ندارم.
    حاصل از گفتن درد من چیست
    دسترس چون به درمان ندارم؟ »

    خواستم تا به گوشش رسانم
    ناله خود که ای وای برمن !
    وای بر من چه نامهربانم!
    شرمگینم ببخشای بر من!

    « نی تو تنها ز دردی روان سوز
    روی رخسار خود گرد داری
    اوستادی به غم خو گرفته
    همچو خود صاحب درد داری »

    خواستم بوسمش چهر و گویم:
    « ما دو زاییده ی درد و رنجیم»
    هر دو بر شاخه زندگانی
    « برگ پژمرده از باد سردیم»

    لیک دانستم آنجا که هستم
    جای تدریس و تعلیم و پند است
    عجز و شوریدگی از معلم
    در بر کرودکان ناپسند است

    بر جگر سخت دندان فشردم
    در گلو ناله ها را شکستم
    دیده می سوخت از گرمی اشک
    لیک بر اشک وی راه بستم.

    به همه درد و آشفتگی باز
    چهره ام خشک و بی اعتنا بود
    سوختم از غم و کس ندانست
    در درونم چه محشر به پا بود.



    4 کاربر مقابل از jafar yegane عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many