صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 40

موضوع: معماری

  1. #1

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض معماری

    ستون تثلیث مقدس در اولموك، واقع در جمهوری چك، مجموعه‌ای باشكوه از مجسمه‌های باروك است كه در قرن هجدهم میلادی و برای شكرگزاری به درگاه خداوند به خاطر پایان طاعون ساخته شد.

    ستون تثلیث مقدس در اولموك، واقع در جمهوری چك، مجموعه‌ای باشكوه از مجسمه‌های باروك است كه در قرن هجدهم میلادی و برای شكرگزاری به درگاه خداوند به خاطر پایان طاعون ساخته شد. این بنای یادبود كه ۳۵ متر ارتفاع دارد و پوشیده از مجسمه‌های مذهبی نفیس است، از سال ۲۰۰۰ در فهرست میراث جهانی یونسكو ثبت شده است.

    ساخت ستون‌های طاعون در میادین شهرهای اروپایی پدیده‌ای مختص دوره باروك (قرن هفدهم و هجدهم میلادی) است. این ستون‌ها كه در نمادپردازی مجسمه‌هاشان اغلب به مضامین كتاب مكاشفات انجیل متكی هستند، از ستونی كه در سال ۱۶۱۴ در میدان سانتا ماریای رم ساخته شد، الهام گرفته‌ شده‌اند. كار ساخت ستون تثلیث مقدس اولموك نیز پس از پایان دوره دو ساله شیوع طاعون در ناحیه موراویا، از سال ۱۷۱۶ آغاز شد.
    ستون تثلیث مقدس نتیجه كار چندین هنرمند و صنعتگر موراویایی است، هر چند كار روی این ستون برای اغلب این هنرمندان چندان خوش‌یمن نبود. ونزل رندر، معمار برجسته موراویایی، نخستین كسی بود كه حین كار روی بنای این ستون درگذشت. رندر نخستین كسی بود كه ایده ساخت ستون تثلیث مقدس را مطرح كرد و آن را به تصویب شورای شهر اولموك رساند. رندر پس از طراحی، تأمین بودجه و ساخت طبقه اول ستون، درگذشت.
    فرانك تونك، یوهان ونزل روكیكی و آگوستین شولتز دیگر هنرمندانی بودند كه پس از مرگ رندر روی بنای یادبود تثلیث مقدس كار كردند، اما هیچ كدام آن قدر زنده نماندند كه شاهد تكمیل ستون باشند. فیلیپ ساتلر نخستین كسی بود كه ایده ساخت مجسمه‌های فلزی باشكوه در اطراف ستون را مطرح كرد. پس از مرگ ساتلر، آندراس زانر كارش را پی گرفت و او نیز پیش از مرگش، طی ۷ سال ۱۸ مجسمه و ۹ نقش‌برجسته در اطراف ستون ساخت. سیمون فورستنر كه مجسمه‌های مسی و زراندود «تثلیث مقدس» و «عروج مریم باكره» را ساخت، از بقیه خوش‌شانس‌تر بود و تا زمان تكمیل ستون در سال ۱۷۵۴ زنده ماند. هر چند سلامتی او نیز هنگام كار با تركیبات جیوه در مرحله آب طلا دادن بشدت به خطر افتاد.

    پس از تكمیل ستون تثلیث مقدس در سال ۱۷۵۴، این بنا بی‌درنگ به مایه شهرت و افتخار شهر اولموك تبدیل شد، به ویژه آن كه تمام هنرمندان و صنعت‌گرانی كه در ساخت آن شركت داشتند، جملگی شهروندان اولموك بودند. مراسم تقدیس و پرده‌برداری از این ستون نیز طی مراسم باشكوهی با حضور ماریا ترزا و همسرش، فرانسیس اول انجام شد.

    چهار سال بعد هنگامی كه شهر اولموك به محاصره قوای پروس درآمد و ستون تثلیث مقدس در خطر نابودی به وسیله آتش توپ‌های ارتش پروس قرار گرفت، مردم شهر دسته‌جمعی نزد فرمانده قوای پروس رفتند و از او خواستند تا از شلیك به سوی این بنای مقدس خودداری كند. ژنرال كیت نیز درخواست مردم شهر را اجابت كرد و به این ترتیب امروز تنها آسیب كوچكی كه به پایه ستون در جریان محاصره شهر وارد آمد، یادگاری از این رویداد تاریخی است.

    نماد تثلیث مقدس (پدر، پسر و روح‌القدس) بر فراز ستون شهر اولموك قرار دارد و در زیر آن عروج مریم باكره به تصویر كشیده شده است. این مجسمه‌ها به همراه مجسمه جبرئیل و چندین مجسمه كوچك‌تر ریش‌سفیدان، از مس زراندود ساخته شده است. ۱۸ مجسمه از قدیسین و ۱۴ نقش‌برجسته با آرایش طوماری یز در اطراف ستون به چشم می‌خورند كه همگی از جنس سنگ هستند و در سه طبقه آرایش یافته‌اند. بالاترین طبقه در اختیار قدیسینی است كه به نوعی با حیات زمینی عیسی مسیح در ارتباط بوده‌اند: سنت آن و سنت یوآخیم (مادر و پدر مریم مقدس)، سنت ژوزف و یحیی تعمیددهنده از جمله این قدیسین هستند. سنت لاورنس و سنت جروم كه نمازخانه اولموك وقف آن‌ها شده‌اند، از دیگر قدیسینی هستند كه مجسمه‌شان در طبقه اول به چشم می‌خورد. سه نقش‌برجسته این طبقه نیز نمادی از فضایل امید، عشق و ایمان هستند.

    طبقه دوم به قدیسین اهل موراویا، سنت سیریل و سنت متودیوس تعلق دارد كه برای تبلیغ مسیحیت در سال ۸۶۳میلادی به موراویا آمدند. سنت باسیل (كه یكی از كلیساهای مهم اولموك وقف او شده است)، سنت جان ساركاندر (كه در آغاز جنگ‌های سی ساله در زندان اولموك تا پای مرگ شكنجه شد) از دیگر قدیسینی هستند كه مجسمه‌هاشان در این طبقه به چشم می‌خورد.

    در طبقه پایین نیز مجسمه‌هایی از سنت موریس، سنت ونسیلسا و دیگر قدیسان حامی ناحیه بوهم به چشم می‌خورد. همچنین نقش‌برجسته‌هایی از دوازده حواری مسیح نیز در این طبقه جای گرفته است.

    ستون تثلیث مقدس همچنین درون خود نمازخانه كوچكی را جای داده است كه بر دیوارهای آن نقش‌برجسته‌هایی از هابیل و قابیل كه محصول مزرعه و گله خود را برای قربانی به محراب آورده‌اند، حضرت ابراهیم در حال قربانی كردن حضرت اسماعیل و گوسفند و نیز تصلیب مسیح به چشم می‌خورد.

    ستون تثلیث مقدس در طول تاریخ خود چندین بار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است كه از جمله آن‌ها می‌توان به عملیات مرمت در سال ۱۹۲۶، ۱۹۴۸ (پس از پایان جنگ جهانی دوم) و سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵ اشاره كرد. این ستون آخرین بار در جریان آماده‌سازی پرونده‌اش برای ثبت در فهرست میراث جهانی مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گرفت و بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ میلادی تحت نظر لادیسلاو وركمان، مورد بازسازی و مرمت اساسی قرار گرفت.



    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  3. #2

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض معماری كلیسای سورپ سركیس

    معماری كلیسای «سورپ سركیس» از معماری سنتی كلیساهای ارامنه اقتباس شده و شیوه‌های نوگرایانه معماری دوره ساخت (پهلوی دوم)، تاثیری بر شكل‌گیری و اصول ساخت كلیسا نداشته است و از شرایط سیاسی و فرهنگی زمان خود متاثر نشده است.
    كلیسای «سورپ سركیس» بین هشت كلیسا و سه ماتورا موجود در تهران، بزرگ‌ترین كلیساست. معماری كلیسای «سورپ سركیس» از معماری سنتی كلیساهای ارامنه اقتباس شده و شیوه‌های نوگرایانه معماری دوره ساخت (پهلوی دوم)، تاثیری بر شكل‌گیری و اصول ساخت كلیسا نداشته است و از شرایط سیاسی و فرهنگی زمان خود متاثر نشده است.
    كلیسا، مشتق از واژه یونانی اكلزیا به معنای فضایی برای گردهمایی مومنان و عبادت و راز و نیاز با پروردگار است. همچنین به معنای جایگاهی برای حفظ میراث و هویت فرهنگی ـ مذهبی مومنان محسوب می‌شود.
    ● كلیسای ارمنی
    كلیسای ارمنیان از بدو اعلام مسیحیت به عنوان دین رسمی ارمنستان در سال ۳۰۱ میلادی كاملا مستقل از دستگاه رسمی كلیسا بوده و رنگ و بوی خاص خود را داراست. از آنجا كه ترویج مسیحیت در ارمنستان توسط دو نفر از حواریون حضرت مسیح(ع) به نام‌های «راطلیموس» و «طاطاوس» مقدس صورت پذیرفت، تشكیلات دینی ارمنیان به نام «كلیسای مقدس مرسلین ارمنستان»‌ نامیده می‌شود و مركزیت عالی روحانیت آن، كلیسای «اچمیاتزیین مقدس» (۳۰۱ ـ ۳۰۳ میلادی) است كه خود نخستین كلیسای ارمنی است.
    ● ساخت كلیسا در ایران
    به طوركلی ساخت كلیسا در ایران به سه دوره اصلی تقسیم می‌شود:
    كلیساهایی كه از ابتدای نشر مسیحیت تا قرن ۱۳ ـ ۱۴ و نیمه دوم قرن ۱۵ ساخته شدند.
    كلیساهایی كه از دوره صفویه تا قاجاریه بنا نهاده شدند.
    كلیساهایی كه در قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی ساخته شدند.
    ● خلیفه‌گری ارامنه تهران
    خلیفه‌گری ارامنه تهران كه قبلا تحت پوشش خلیفه‌گری ایران و هندوستان بود، در سال ۱۳۲۴ ش (۱۹۴۵ م) تاسیس شد و ساختمان آن در صحن كلیسای حضرت مریم(س) واقع در خیابان سی‌تیر بنا نهاده شد. این ساختمان بعدها پس از انتقال خلیفه‌گری به محل جدید فعلی، مبدل به مدرسه ارامنه شد كه هنوز پابرجاست. در پی تغییر اسقف اعظم تهران در سال ۱۳۴۰ ش (۱۹۶۰ م)، تصمیم به ساخت بنای جدیدی جهت خلیفه‌گری ارامنه تهران گرفته شد. به همین منظور فرد خیری به نام «ماركار سركیسیان» زمینی در خیابان كریم‌خان زند، نبش خیابان استاد نجات‌الهی (ویلا)، خریداری كرد كه پس از فوت وی، پسرانش به نام‌های «گوركن و وازگن سركیسیان» ‌كار احداث كلیسا را دنبال كردند؛ ساخت كلیسا در ماه مه ۱۹۶۴ م (۱۳۴۳ ش) با تشریفات مذهبی آغاز شد و در سال ۱۹۷۰ میلادی (۱۳۴۹ ش) پایان یافت و در سال ۱۹۷۲م، خلیفه‌گری ارامنه تهران به محل جدید منتقل شد و كلیسا به نام «سورپ سركیس» نامگذاری شد. كلیسای «سورپ سركیس» ششمین كلیسای ساخته شده در تهران است. اولین كلیسا در تهران، كلیسای «سورپ گئورك» است كه در سال ۱۷۹۵ میلادی در محله بازار، ساخته شد و آخرین كلیسا، كلیسای گریگوری لوساوریچ، در محله مجیدیه است كه در سال ۱۹۸۲ م ساخته شده است.
    ● معرفی بنا
    محل قرارگیری این كلیسا به لحاظ موقعیت شهری، مركزیت بیشتری دارد و از قالب محلی دیگر كلیساهای تهران خارج شده و نقش عمومی‌تری به خود گرفته است. موقعیت قرارگیری این كلیسا با عملكردش به عنوان نهادی كه به اداره امور جامعه ارامنه می‌پردازد و تمام موسسات، كلیساها، مدارس و گورستان‌های ارامنه را تحت پوشش و كنترل خود دارد، كاملا سازگاری دارد.
    ● پلان
    پلان كلیسا به صورت صلیب محصور در یك مستطیل است، این صلیب از داخل دیده می‌شود ولی از فرم خارجی آن قابل تشخیص نیست. فضای داخلی شامل: ورودی، شبستان، قسمت خواندن دعا و مراسم عشای ربانی، محراب و حجره‌هایی در طرفین محراب است. كلیسا دارای سه ورودی است، ورودی اصلی كه بزرگ‌تر است و ورودی فرعی در طرفین آن كه كمی نسبت به آن عقب رفته و در زیر برج‌های ناقوس قرار گرفته‌اند. شبستان دارای دو ردیف نیمكت است؛ به طوری كه راهرویی برای رسیدن به محراب ایجاد كرده است.
    روبه‌روی درهای فرعی دو مسیر باریك‌تر در قست شمالی و جنوبی كلیسا وجود دارد كه عبور مومنان را میسر می‌كند. قسمت اجرای مراسم مذهبی و دعای كشیش با یك اختلاف سطح از شبستان جدا شده بدین ترتیب حریم و سلسله مراتبی برای این فضا ایجاد شده است. حجره‌های طرفین محراب به غیر از ورودی كه از داخل شبستان باز می‌شود، ورودی‌های جداگانه‌ای دارد كه به حیاط باز می‌شود. حجره‌ها به عبادت‌های خصوصی‌تر و اتاق كشیش اختصاص دارد. محراب در شرقی‌ترین نقطه كلیسا قرار دارد و تمام جایگاه‌ها به سوی آن رو كرده، ورودی اصلی نیز رو به آن گشوده می‌شود؛ محراب به صورت فرورفتگی نیم‌دایره با قوس نعل اسبی است و برای حفظ حریم به وسیله دو پلكان در طرفین از بقیه فضاها جدا شده است.
    در وسط محراب میز مقدس قرار دارد و در بالای آن تصویر حضرت مریم كه حضرت مسیح را در آغوش دارند، منقوش است.
    در ضلع شمالی قبل از محراب، حوضچه سنگی غسل تعمید قرار گرفته است. حوضچه در حدود یك متر ارتفاع دارد و كشیش، كودكان را با آب مقدس در آن غسل می‌دهد. در قسمت شمالی و جنوبی تورفتگی به عرض یك متر و طول پنج متر ایجاد شده كه محل كتاب انجیل و جایگاهی برای روشن كردن شمع است. بر فراز ورودی اصلی بالكن گروه كر قرار دارد.
    ● نقاشی‌ها
    تزیینات داخل كلیسا منحصر به نقاشی است و از تزیینات مجسمه‌وار و افراط‌گرایانه خودداری شده است تا موجب فصل رابطه بین مومنان و سران مذهبی كه خود رابطی بین مومنان و مسیح(ع) هستند، نشود. بر دیواره بالای محراب تابلو نقاشی رنگ روغن اثر «آودیك آیوازیان» مشاهده می‌شود كه تقلیدی از اثر میكل آنژ در كلیسای واتیكان است. این نقاشی لحظه معراج حضرت مسیح (ع) را به آسمان نشان می‌دهد. دیگر نقاشی كلیسا، تصویر یحیی تعمیددهنده است كه عیسی مسیح را غسل می‌دهد، این نقاشی بر فراز حوضچه غسل تعمید قرار دارد كه نقاشی دیگری از مصلوب شدن حضرت مسیح را نشان می‌دهد. نقاشی‌های روی شیشه پنجره‌های كلیسا از داستان‌های مذهبی ـ ملی الهام گرفته‌اند.
    ● نماها
    نمای كلیسا بسیار ساده و خالی از هر گونه تزیین است. ساختمان كلیسا به صورت شرقی ـ غربی و نمای اصلی آن رو به غرب است. در نمای اصلی طرح سنتوری به گونه‌ای تغییر یافته وجود دارد تا نمایی یكپارچه ایجاد شود، این نما دیدگان را به بالا می‌كشاند تا برج‌های ناقوس و نهایتا گنبد دیده شود. سه بازشوی عمودی نمای اصلی كه رو به بالكن داخلی باز می‌شود در كنار هم مثلثی را ایجاد كرده، جهتی به بالا را نشان‌گر است.
    ● پنجره‌ها و بازشوها
    پنجره‌ها به صورت عمودی و كشیده با قوس نیم‌دایره هستند كه در نمای اصلی كوتاه‌تر و در نماهای شمالی و جنوبی بلندترند (نمای شرقی بازشویی ندارد). پنجره‌ها مزین به تصاویری از داستان‌های انجیل است؛ به طوری كه از خارج به داخل دیدی وجود ندارد و تنها نور گذرنده از این پنجره‌ها امكان دیده شدن تصاویر را از داخل كلیسا فراهم می‌آورد و به این صورت نور محدودی وارد فضای كلیسا می‌شود.
    ● گنبد
    نقطه عطف و شاخص نمای كلیسا گنبد آن است؛ شكل گنبد تفاوت بارز آن را با دیگر كلیساها خصوصا كلیساهای غربی نشان می‌دهد. گنبد بر یك طوق ۱۶ ضلعی قرار دارد كه آن نیز خود بر یك هشت ضلعی مستقر بر یك چهار ضلعی استوار است و بار خود را از طریق چهار طاق به چهار ستون منتقل می‌كند؛ مانند طرح و نوع بارگذاری گنبدهای عصر بیزانس كه خود آغازگر این تحول بودند. غیر از تمبوك‌ها (روزنه‌های دیواره گنبد) شكاف‌های بزرگی بر بدنه گنبد ایجاد شده است تا نور فزاینده‌ای به درون كلیسا راه یابد.
    ● برج‌های ناقوس
    برج‌های ناقوس كه از فرم گنبد تبعیت می‌كنند، هشت‌ضلعی واقع بر مكعب هستند. برج‌ها به طور متقارن در طرفین نمای اصلی با بدنه كلیسا و شبستان، ادغام شده است. ناقوس كه این روزها كمتر به صدا درمی‌آید، با نیروی برق كار می‌كند.
    ● جنبه‌های سمبولیك و نمادین بنا
    مؤمنانی كه در كلیسا جمع می‌شوند، آدم‌هایی همیشه نیازمند به آموزش دینی فرض می‌شوند كه از طریق موعظه، پیوند خود را با بزرگان مذهب، استوار می‌دارند؛ موعظه، گفتاری یك سویه در عالم كلیساست كه هرگز پایان ندارد. با توجه به این رابطه است كه فضای داخلی كلیسا شكل گرفته و آراسته می‌شود. از این رو هر چه در فضای داخلی كلیسا می‌بینیم، در جهت تداوم ارتباط بین مؤمنان و مسیح (ع) بوده و خود سخنگوی اعتقادات و مفاهیم مذهبی هستند. آنچنان كه حتی پنجره‌ها ارتباط مستقیمی با فضای خارج برقرار نمی‌كند و نوری محدود وارد فضای كلیسا می‌شود تا در پرتو آن نقاشی‌ها، رابطه‌ها، تناسبات و رنگ‌ها كه همه در راستای ارتباطات مذهبی‌اند، دیده شوند. شبستان نمادی از زندگی روزمره است كه در آن مسیر و هدف مشخص است، ورودی اصلی روبه سوی محراب دارد و از ابتدا و انتهای مسیر مشخص است. ورودی‌ها سه تا هستند و نمادی از خدای پدر، خدای پسر و خدای روح‌القدوس هستند. كلیسا ملكوت خداوند بر زمین است كه شرط ورود به این مكان دین‌داری و گذشتن از این ورودی‌هاست.
    ● كلیسا از سه قسمت تشكیل شده است:
    خیمه اجتماع
    جایگاه مقدس كه محل اجرای مراسم مذهبی است
    جایگاه اقدس‌القدوس كه میز قربانی (میز مقدس) در وسط آن قرار گرفته است و در میان آن سنگ صخره قرار دارد كه عبارت «عیسی فرزند خدا» روی آن حك شده است.
    هر یك از این سه قسمت حریم خود را دارند و برای رسیدن به آنها باید سلسله مراتبی را طی كرد؛ به طوری كه مسیر وسط كه عریض‌تر است مخصوص عبور سران مذهبی است و عبور مردم عادی از مسیرهای باریك رو به سوی درهای فرعی صورت می‌گیرد.
    كلیسا بر ۱۶ ستون استوار است به نام ۱۲ حواری و ۴ قدیس نگارنده انجیل و رسم بر آن است كه برای ساختن كلیسا، پس از تهیه طرح و قبل از عملیات ساختمانی، سنگ بنای آن باید تبرك شود و طی مراسمی، سنگ‌های مرمرین در محل‌های تعیین شده مطابق نقشه نصب می‌شود و آنگاه عملیات ساختمانی آغاز می‌شود.
    ● جایگاه اقدس‌القدوس
    جایگاه اقدس‌القدوس (محراب) كلیسا، نقطه عطف و هدف محسوب می‌شود، آنچنان كه همه جایگاه‌ها، رو به سوی آن دارند، مؤمنان رو به آن می‌ایستند و همه میرها به آن ختم می‌شود و در قسمت راس صلیب پلان قرار دارد. از آنجا كه مسیحیان اعتقاد به ظهور مسیح (ع) از شرق دارند، بنابراین رو به محراب، جایگاه ظهور مسیح (ع) می‌ایستند.
    ● گنبد
    گنبد كلیسا، نمادی از سر حضرت مسیح محسوب می‌شود و عناصر و اعضای دیگر كلیسا، در واقع اعضای بدن مسیح (ع)، كه طبق تعلیمات حواریون ساخته شده است. گنبد بر چهار ستون به نام قدیسین نگارنده انجیل «متی، یوحنا، لقا و مرقوس» استوار است. این گنبد شفاف رو به آسمان دارد و شیشه‌های آسمانی رنگی كه به نظر می‌رسد از آسمان مایه گرفته، با آن درآمیخته و خود را به سوی آن بالا می‌كشاند. نوری كه از روزنه‌های گنبد وارد می‌شود، بر روحانیت و معنویت فضای داخلی می‌افزاید.
    ● مدت ساخت كلیسا
    از آنجا كه مسیحیان عدد هفت را عددی مقدس و عدد خدا می‌دانند، مدت زمان ساخت كلیسا را هفت سال قرار می‌دهند و از اینجاست كه ساخت كلیسای «سورپ سركیس» در حدود هفت سال طول كشید.
    كلیسای «سورپ سركیس» در سال ۱۳۷۹ ش. نوسازی و مرمت اساسی شده است.


    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  4. #3

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض پوسته جدید گنبد هالیوود

    طرح آمفی تاتر شامل یک نو گنبد جدید ، سیستم دیجیتال پیشرفته تقویت صدا و یک فضای بزرگ برای اجرای برنامه می باشد . جناحین گنبد با الهام از گنبد اولیه هالیوود که در دهه بیست ساخته شده بود ، به صورت پله پله ای طراحی شده است، در پشت طرفین گنبد فضاهای جنبی مورد نیاز جهت اجرای برنامه قرار گرفته است.
    ● هالیوود – آمریکا
    گروه معماری Fung و Hodgetts به منظور حفظ و بازسازی تاریخچه غنی یکی از نمادهای شهر لوس آنجلس یعنی بزرگترین آمفی تاتر طبیعی در ایالات متحده آمریکا که پوسته ای منحنی شکل و سفید و کرم رنگ است ، طرح جدیدی ارائه داده اند. این طرح به منظور تحقق بخشیدن به خواسته های سازندگان آن در جهت رسیدن به کلاس جهانی در زمینه تکنولوژی پیشرفته آکوستیکی می باشد.
    طرح آمفی تاتر شامل یک نو گنبد جدید ، سیستم دیجیتال پیشرفته تقویت صدا و یک فضای بزرگ برای اجرای برنامه می باشد . جناحین گنبد با الهام از گنبد اولیه هالیوود که در دهه بیست ساخته شده بود ، به صورت پله پله ای طراحی شده است، در پشت طرفین گنبد فضاهای جنبی مورد نیاز جهت اجرای برنامه قرار گرفته است.
    سه برج در قسمت بیرونی گنبد قرار گرفته اند که بلندگوها را که به صورت عمودی چیده شده اند را نگه میدارند . این برجها در قسمت پایین گنبد جهت تکمیل فرم بیضی شکل و همچنین کنترل حرکت یکپارچه فرم قوسی گنبد (سایه بان) ، فرمی حلقه وار به خود گرفته اند .
    بعلاوه جهت نگه داشتن تجهیزات آکوستیکی با بالاترین کیفیت صدا ، طرح جدید آمفی تاتر سطح محوطه نمایش را تا ۳۰% افزایش می دهد ، تا جوابگوی تعداد اجرا کننده گان ارکستر سمفونی باشد (قبل از این بازسازی ، تعدادی از موزیسین ها مجبور بودند که بیرون از فضای گنبد به اجرای برنامه بپردازند ) توسعه فضای سقف گنبد و ساختن فرم بیضی شکل معلق که با حالتی نمایشی جا به جا می شود ، ارتفای فضای سن را به ۶۰ فوت افزایش می دهد .
    راه حل معماران طرح جدید جهت ساختن پوسته ای جدید برای گنبد با الهام گیری از گذشته پربار و با شکوه و پرزرق و برق آمفی تاتر قدیمی می باشد . جهت رسیدن به چنین دیدگاهی ، معماران طرح یک سری تجهیزات آکوستیکی مهندسی رو طراحی کرده اند ، شاخصترین این تجهیزات یک سایه بان عضیم آکوستیکی می باشد که همچون حلقه ای بیضی شکل بر بالای سن معلق است و صدا را از تمام قسمتهای سن انعکاس میدهد .
    ردیفی از منابع نورانی در اطراف این حلقه بیضی شکل قرار گرفته اند که مطابق با نوع موزیک تغییر می کنند ، تکنولوژی به کار رفته در سایبان آکوستیکی به اجرا کنندگان این امکان را می دهد که صدای هم دیگر را از دیگر نقاط سن بشنوند ، که چنین امری قبلا امکان نداشت ، تجهیزات صوتی و نوری در بالای این سایه بان آکوستیکی قرار گرفته اند که برای اجرای برنامه ها می توانند به کار روند .
    گنجایش : ۱۸۰۰۰ نفر
    شروع ساخت : اکتبر ۲۰۰۳
    پرده برداری گنبد جدید هالیوود در تابستان ۲۰۰۴
    اجرای این گنبد به عهده فرمانداری منطقه لوس آنجلس و گروه ارکستر سمفونی لوس آنجلس می باشد .
    معماران طراح : Hodgetts + Fung
    معماران اجرایی طرح : Gruen Associates
    طراحی آکوستیک : Jaffe Holden Acoustics

    منابع
    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]
    مترجم : رضا زارعی


    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  5. #4

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    در كرمان : مسجد جامع (مسجد مظفري ) كرمان
    ميدان مشتاقيه يا به قول خوده كرماني ها ميدان مشتاق وقتي در اين ميدان قرار ميگيريد به خصوص اينكه در شب با ماشين با سرعت زياد از اين ميدان به سمت خيابان شريعتي كرمان به پيچيد بي گمان چشمان هر كس به ايوان زيبا و پر نقش و نگار مسجد جامع كرمان جلب مي شود ايواني با كاشكي كاري هايي بديع با نور پر دازي نه چندان جالب اما پر نور چشمان مرا به خود دوخت و مرا تا صبح هنگام در آتش ديدار دوباره و دقيق سوزاند .

    حدود ساعت 9 صبح خود را به محلي كه دل ما را ربوده بود رسانديم اما وقتي صبح آنجا را ديدم با آن تصويري كه در شب بر ذهن بر جاي مانده بود كمي جاي خوردم . ايوان همان ايوان بود با همان كاشي كاري هاي زيبا و بديع اما پيش در آمد اين تصنيف بسيار افتضاح بود از ميدان مشتاق تا درب ورودي كمي فاطه بود حدود 20-30 متر كه اين 20-30 متر را معمولا باطرح رواقهايي با قوسهاي پنج او هفت در طرفين مي پوشانيدند اما يك طرف همان طرح رواقها را داشت و در طرف ديگر يك مجموعه تجاري نيمه ساز بتني خوب شما بهتر از من مي دانيد كه مجموعه هاي تجاري كه مي سازيم چگونه اند !

    اين از پيش در آمد اين تصنيف

    جلو تر كه مي رويم كاشي كارهاي نيمه سالم و جذاب در ميان آن همه خرابي و ناهمگوني همچنان متحد و با شعور به تنازي در ديدگانمان نقش ايفا مي كنند . وقتي از آن همه رنگ و نقش مي گذريم و وارد مي شويم در رو به رو با ايواني رفيع و با شكوه روبه رو مي شويد و در سمت راست اين هشتي تابلويي را مي بينيم كه آنچه را كه در پايين ملاحظه مي فرماييد بر روي آن نوشته شده بود :



    " براساس کتيبه سردر اصلي , روز چهارشنبه هفتم شوال سال 705 هجري قمري به دستور " اميدمبارز الدين محمد مظفر " (سرسلسله آل مظفر) واستاد "حاج محمد يزدي " آغاز گرديد و در اواخر سال 755 هجري به پايان رسيده است .

    درقسمت غربي مسجد ايواني است که بناي اصلي آن متعلق به دوره آل مظفر است ولي در دوره هاي بعدي الحاات و تعميراتي در مسجد صورت گرفته است از جمله تعميرات والحاقاتي که در دوره صفوي (شاه عباس دوم ) انجام يافته , بخشي از بدنه محراب مسجد است. مسجد با نقشه چهار ايواني ساخته شده و داراي سردري رفيع و باشکوه , ايوان , شبستان , مناره و صحني بسيار زيبا مي باشد. سردر بزرگ و بلند با کاشيکاري جالب آن ,شباهت زيادي با مسجد جامع يزد دارد. در طرف دري که از خيابان مظفري وارد مسجد مي شوند. سنگي بسيار عالي و شفاف به ديوار نصب است که به سنگ آينه شهرت دارد. اين مسجد از يک صحن به ابعاد 84 ×47 × 56/66 متر و چهار ايوان تشکيل شده که امروز صحن آن وسيع تر شده است . درايوان ضلع غربي محراب بسيار عالي و زيبائي وجود دارد که حاشيه بالاي آن از سنگ مرمر سبز با خطوط بسيار شيوا و دلنشين منقوش و حجاري شده و درانتهاي خطوط قرآني چنين رقم زده شده " عمل خواجه ... معمار اصفهاني " .
    ساختمان مسجد برطبق اصول قرينه سازي , دوايوان بزرگ تابستاني و زمستاني دارد . ارزشمندترين قسمت بنا کارشيکاري معرق محراب و سردر شرقي مسجد مي باشد . دراين مسجد انواع کاشي هاي معرق , هفت رنگ ساده و چندرنگ کار شده است .


    دراين بناي باشکوه مقرنس گچ بري شده در هشتي يک ياز وروديها و محراب مقرنس شده با کاشيکاري بسيار ظريف معرق و نيز مقرنسهاي معرق شده ورودي اصلي را مي بينيم.
    ساختمان مسجد به سبک بناهاي اسلامي و شامل سه ايوان بزرگ غربي ( قبله ) و شمالي و جنوبي است سردرجنوب غربي از آثار عهد صفوي است. مناره و گلدسته مسجد در زمان کريم خان زند 1176 هجري قمري مرمت يافته است سردر رو به شرق مسجد از شليک توپ هاي آقامحمدخان قاجار خرابي يافت ولي بعدها مرمت شد .
    تعميرات حفاظتي و اساسي بنا از سال 1348 شروع شده و هنوز هم ادامه دارد .
    اين بنا درجوار بازار و در قالب شهر واقع شده و به جهت موقعيت خاصي که دارد محل اصلي برپايي نماز جماعت بوده است ."



    خوب حالا باما همرا شويد تا آنچه را كه راجع به مسجد به عين ديده ام برايتان باز گو كنم – همين حالا هم كه در حال تايپ اين مطلب هستم براي اينكه بهتر در آن حال و هوا قرار گيرم دارم تلف هايي را كه از آنجا خريده ام را مي خورم.بفرمائييد- در همين مطالب بالا خوانديم كه:

    درقسمت غربي مسجد ايواني است که بناي اصلي آن متعلق به دوره آل مظفر است ولي در دوره هاي بعدي الحاات و تعميراتي در مسجد صورت گرفته است از جمله تعميرات والحاقاتي که در دوره صفوي (شاه عباس دوم ) انجام يافته , بخشي از بدنه محراب مسجد است.



    اما واقيعت آن است كه دستكاري هايي كه در مسجد انجام شده فقط به دوره صفويه محود نشده و تا همين دهه 60 خورشيدي خودمان هم ادامه داشته همين كه از آن هشتي جدا مي شويد و به صحن حياط بدون حوض مي رسيد پنجره هاي فولادي را مي بينيد كه به صورتي كاملا الحاقي و بيگانه به ايوانهاي سمت راست و چپتان وصل شده اند جالب انجاست كه حتي دربهاي ورودي شبستانهاي مسجد هم فولادي نيستند و مسلم است كه ان زمان اصلا فولاد نبوده و چوب بوده ولي آن پنچره ها كه به گونه اي آن ايوانها را پو شانيده اند فولادي هستند و تازه سال نصب آنها هم اگر دقت كنيد بر روي آنها حكشده و نوشته شده بود نصب به سال 1366.!!!!!!

    خوب حالا شما بگويييد اين سازمان ميراث فرهنگي چي نوشته كدام را باور كنم .؟؟؟

    نكته ديگر جالب توجه در اين مسجد اين است كه كاشي كاري هايي كه در اين مسجد انجام شده توسط دو نفر به نامهاي

    1-" عمل خواجه ... معمار اصفهاني

    2- عمل علي كرماني

    (كه اسم دومي در ميان كاشي كاري هاي ايواني كه از درب وارد مي شويد و روبه روي شماست نوشته شده- البته بايد دقت كنيد )

    در زمانهاي متاخر انجام شده اما از حق نگذريم هر دوي آنها استاد بودند و زيبا با يك بافت كاشي كاري كرده اند . حوب حالا شما بگوئيد چرا سازمان ميراث فرهنگي اسم دومي را در كتيبه ورودي نياورده؟

    اين مسجد يك ورودي ديگري هم از خيابان فكر كنم مظفري سابق اسم امروزي آن را نمي دانم كه در حال حاضر اين درب را بسته اند و نمونه عالي كاربندي هاي زيباي هشتي آْن از ديد مراجعان پنهان شده هشتي زيبا و بديع و وقتي كه نور آفتاب از نور گير آن به داخل هشتي مي تابد رقصي از نور در ميان كچ كاري هايي بي نظير به پا مي شود كه در ذهن ما همچنان حك شده و در ذهن هر بيننده ديگري حك خواهد شد . و بايد ببينيد تا باور كنيد و به ذهن بسپاريد .

    به قوا استاد كريم پير نيا : معماري ايراني را بايد ديد .

    اما وقتي از اين هشتي بيرون مي آييم و به سمت آن ايواني كه كاشي كاري آن را عمل علي كرماني انجام داده مي رويم آن همه سر مستي و زيبايي در وجودتان ته نشين مي شود و خشك مي شود در اين ايوان كه محراب اصلي مسجد وجود دارد آنقدر بد زشت و ناشيانه ترميم شده است كه آدمي دلش مي خواهد همان آجرهاي گري كه بيرون زده را بر دارد بر سر مسئول ترميم اين مسجد بكوبد به طرز ناشيانه اي گچ ها را مالده بودند تا اينكه گچ كاري كرده باشند . خلاصه به طرز احمقانه اي آنجا را مثلا ترميم كرده بودند- به خدا يا دم رفت دوربنم را با خود بر دارم اصلا فراموش كرده بودم به خدا بيش از 4 بار سرم را به ديوار كوفتم كه چرا دوربين را بر نداشتم .- از شبستانهاي اين مسجد براي تان نگفتم بعضي از آنها كه موكت نداشت چه برسد به فرش درش مثل تمام خانه هاي خدايي كه مي سازيم قفل بود و تبديل به انباري شده بود و فقط يكي از كوچك ترين شبستانهاي اين مسجد بزرگ باز بود و وقتي توي اين شبستان وارد مي شديد آنقدر كوچك به نظر مي آمد كه فقط 7 يا 8 نفر مرد قسمت برادران در حال نماز خواندن بودند و تازه به طرز عجيبي آنجا را شوفاژ هم كرده بودند آنقدر وحشتناك كه سريع از آنجا خارج شدم . درب موزه آن هم كه بسته بود و ما نتوانستيم از آنجا ديدن كنيم واقعا اگر در ايام عيد نوروز در اين موزه ها را باز نمي كنند پس كي باز ميكنند ؟

    اين مسجد با بازار بررگ در رابطه است توسط ورودي كه در طرف چپ سر در ورودي اين مسجد وجود دارد مر تبط است كه ْن در هم بسته است. نمي دانم با چندمين 4 سوق بازرا بزرگ كرمان در ارتباط است و واقعا وقتي وارد بازارهاي كرمان مي شويم اين ريتم را بارها و بارها درك و احساس مي كنيم .

    بازار -مسجد –خانه

    با همين وحدت و هماهنگي.

    ما خودمان اصفهان بوده ايم و اصفهان را ديده ايم و 8 سال در اصفهان زندگي كرده ايم معماري كرماني به پاي اصفهاني نمي رسد ولي شهر سازي و بازار سازي كرماني فرا تر از اصفهاني است . ( البته كرماني و اصفهاني قديم را مي گوييم )

    خوب اين هم از مسجد جامع كرمان

    بسان يك تصنيف كه نوازندگان اين تصنيف باهم هماهنگ نيستند و تك نوازي هاي زيبايي از گوشه و كنار اين مسجد شنايش مي شود .


    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  6. #5

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض قياسي ميان شعر حافظ و مسجد شيخ لطف الله استاد حسين بناي اصفهاني(شعر و معماري)

    يكي از علل جاودانه بودن شعر حافظ قابليت تفسير و تاويل آن در زمانها و مكانهاي گوناگون است. چنانچه در هر مو قعيتي مي توان تفعلي زد گذشته و حال و آينده را از خواجه حافظ شيرازي پرسيد . شايد بتوان قابليت تفسير و تاويل شعر حافظ را در ابهام و ايهامي دانست كه در لابلاي كلمات و ابيات شعر وي هست بد ين سان . جمله ها و كلمات شعر با توجه به شرايط اجتماعي و مكاني و زماني تفسير كنند . معناهاي گوناگوني مي گيرد و هر بار از لابه لاي غزلهاي خواجه معناهايي بديع و تازه جلوه گر مي شود.

    ديدي اي دل كه غم عشق دگر باره چه كرد چون بشد دلبر و با يار وفا دار چه كرد

    آه از آن نرگس جادو كه چه بازي انگيخت آه از آن مست كه با مردم هوشيار چه كرد

    (دايره مينايي)

    اين ايهام در شعر حافظ از كجا سر چشمه مي گيرد؟

    شايد از آنجا كه بيان حافظ واجد ارزشها و معناهاي چند گانه است و از تركيب اين معناها و ارزشها در دوره هاي مختلف تاريخي ارزشهاي جديدي پديد مي آ يد و دير پايي شعر حافظ را موجب مي شو د. در اين باره محمود هومن در باره حافظ نكته اي را مي گويد:

    ((حافظ به تعبيري عارف و فيلسوف است و به تعبيري ديگر نيست . اما حافظ استاد زيبايي كلام است. روانشناس اجتماعي اسست. به موسيقي احاطه دارد . به تاريخ و علوم عقلي زمان خود مسلط است از مبا حث فقهي سر رشته دارد . بنا براين شخصيت حافظ در هاله اي از ابهام و رمزو راز پنهان است كه شايد كلمه رند به قول خوده او بهترين معرفش باشد ))


    چنين است كه در دوران ما هر پژو هشي كه در زمينه هاي مختلف غزلهاي خواجه مي شود نكته هاي تازهاي را مي افزايد و در هر حال مشتاقان ديگري را سر ذوق و شوق مي آورد و دامنه را براي پژوهشهاي گسترده تر و تازه تر بيشتر مي كند .

    مسجد شيخ لطف الله اصفهان را كه از دوران صفوي است در نظر مي گيريم و ارزشهاي آن را تا آنجا كه امكان دارد بر مي شماريم و با معماري امروز مقا يسه مي كينم . در طرح اين مسجد استاد اصفها ني به چند نكته توجه داشته است كه ارزشهاي ذاتي ا ثرند مانند رعايت تناسب در داخل گنبد خانه . مقياس مطبوع در خارج گنبد . حل استادانه چرخش از ميدان به طرف داخل مسجد . نورپردازي بسيار بديع كه به گونه اي هنر مندانه اي نور شديد ميدان را به نور ملايم گنبد خانه بدل مي كند و ... حال اگر باتوجه به شرايط امروز بخواهيم درسهايي از معماري مسجد شيخلطفالله بگيرم با كمي توجه افزون بر نكته هايي كه استاد معمار رعايت كرده است به نكتهاي ديگري نيز دست مي يابيم كه ارزشهاي ويژه معماري مسجد شيخ لطف الله اند و از آن اثري چند بنياني مي سازد مانند : سمبو ايسم و نماد گرايي معماري مسجد كه در كاربر آگاهانه چهار تاقي معمول در سنت ديرينه معماري ايران جلوه مي يابد يا كاربرد نقشهاي خاص كه اين بنا را به معماري و نقش پردازي هزاره هاي گذشته پيوند مي دهد .

    وحال مقايسه :

    شعر حافظ به خاطر گوهر شعري اش واجد ارزشهاي جند گانه است و در زمانها و مكانهاي گوناگون مورد تفسير ها و تاويل هاي گوناگون قرار مي گيرد و هر بار كشف تازه اي را موجب مي شود حال معماري مسجد شيخ لطف الله را مي توان همانند شعر حافظ واجد گوهر معماري دانست كه از سده هاي دور به استا د اصفهاني انتقال يافته و شالوده طرح او بر آن استوار شد. اما در همين جا تفاوت ميان ماهوي شعر و معماري رخ .مي نمايد كه شعر نوشتاري است و به صورت كتاب باقي مي ماند و شايد هيچگاه از بين نرود اما معماري دستخوش فرسايش طبيعي و غير طبيعي ديگر است و چون شعر ماندگار نيست و از بين مي رود مگر در بنا هاي مذهبي كه از دير باز به صورت معبد و پرستشگاه مورد احترام و ستايش بوده و از اين رو كمتر مورد تخريب و فرسايش قرار گرفته اند .

    بنا براين در معماري مذهبي جامعه هاي مختلف و از اين ميان ايران به نوعي با گوهر معماري سرو كار داريم كه حلقه بهم پيوسته معماران اين سرزمين آن را نسل اندر نسل و هزاره به هزاره به ما منتقل كرده و به آيندگان نيز منتقل خواهند رساند . ازين رو آثار معماري مذهبي را مي توان مانند شعر ماندگار فرض كرد اما نه ديگر آثار معماري را . خانه را نمي توان ماندگار انگاشت زيرا معماري خانه بنا به طبيعت خاص آن وبه تعبيري : هر كه آمد عمارتي نو ساخت دستخوش تغيير و تجديد است .

    حافظ بكوي ميكده دايم بصدق دل

    چو صوفيان صومعه دار از صفا رود

    آفرين بر نفس ودلكش و لطف سخنش


    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  7. #6

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض معماری تخت جمشید

    تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .




    ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

    معماری هخامنشی ، هنری است امتزاجی که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.



    تخت جمشید


    در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .





    اسکندر مقدونی)) در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.

    ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

    چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.
    امروزه مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد. تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است. تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.



    تخت جمشید تنها یک مجموعه ی معماری نیست ، بلکه آینه ای است که در آن علم و فن و هنر واعتقادات ایرانیان کهن انعکاس یافته است . تخت جمشید یک مدرسه است ، یک کتاب ، یک روایتگر پیر . می توان گفت که تخت جمشید اولین سازمان ملل واقعی د نیا بوده است.
    بنای تخت جمشید در حدود سال 518 پیش از میلاد به فرمان داریوش هخامنشی آغاز شد .
    کار ساختن بناهای تخت جمشید در زمان داریوش اول (522 تا 486 ق . م ) آغاز و تا زمان اردشیر سوم ( 359 تا 338 ق . م ) در مساحتی به وسعت 13 هکتارساخته و ادامه یافت .مصالح به کار رفته در بنای تخت جمشید عبارت بوده از : سنگ ، خشت و گل ، آجر ، گچ ، چوب ، آهن ، فلزات گرانبها ( طلا - نقره - مس ) عاج ، لا جورد ، عقیق و...... دیوارهای تخت جمشید در برخی جاها به ضخامت 5/5 متر بوده و قطعه سنگهای به کار رفته به وزن بیش از 45 تن میرسیده.

    تخت جمشید دارای سیستم حرارتی و تهویه بوده ، که فضاهای داخل آن را در زمستان گرم ودر تابستان خنک و معتدل می کرده است . دشت سرسبز مرودشت ، سقفهای بسیار بلند و فضاهای وسیع ، درهای گشاده و پنجرههای متعد د هوای تخت جمشید را در تابستان معتدل وخنک می ساخته و در زمستان دیوارهای خشتی و لایه های گچ که یک عایق حرارتی تشکیل می داده ، پردههای ارغوانی بلند و ضخیم که مانع نفوذ سرما به درون فضاها وتالارها می شده ، پوشش سقف نیز چوبی بوده که این امر در گرم شدن محیط تاثیر به سزایی داشته است .ت

    خت جمشید نیز دارای سیستم آب و فاضلاب بوده ، در تخت جمشید مجاری زیرزمینی آبرسانی و فاضلاب پیچ در پیچی کشف شده که به طول بیش از 2 کیلو متر می رسد . تخت جمشید نه یک شهر بوده و نه یک دژ و نه یک پرستشگاه ، تخت جمشید دو نقش جداگانه اما تا اندازه ای به هم پیوسته ایفا می کرده ، نخست اینکه چون در قلب امپراطوری قرار داشته گنج خانه ی مناسبی برای اندوختن ثروت روز افزون کشور بوده ، دوم اینکه جایگاه مناسب و با شکوهی برای برگذاری مراسم و جشنهایی بوده که در آن زمان برگزار می شده ( جشنهای مهرگان و اعیاد نوروز ) به نقل از مورخان در تخت جمشید بیش از 120000سکه ی طلا و نقره ، ظروف و مجسمه های بسیار ناب ، اثاث گرانقیمت ، نیمکتهای زرین ، لباسها وفرشهای ارغوانی گرانبها و....نگهداری می شده که در نهایت با حمله ی اسکندر مقدونی همه ی این اشیاء یا به غارت رفت یا طعمه ی حریق شد . اسکندر وقتی که وارد تخت جمشید شد و این همه شکوه و ثروت دید دستور داد که هر چیز را که می توانند با خود ببرند و هر چیز را که نمی توانند نابود سازند . به نو شته ی مورخین با ستان ثروت تخت جمشید با 10000جفت اسب وقاطر و 5000 جفت شتر حمل و غارت شد . بعد از انتقال ثروت تخت جمشید اسکندردستورداد که تخت جمشید را به آتش بکشند.بگفته مورخین باستان تخت جمشید ۳ شبانه روز در آتش می سوخت وچهل شبانه روز از آن دود بر میخواست .

    .................................................. ..............................

    یک نکته ی مهم : محققین به این نکته ی مهم رسیده اند که اگر نقشه ی امپراطوری هخامنشی را بنگریم و یک خط از شمال شرقی ترین نقطه ( سغد ) تا جنوب غربی ترین نقطه ( حبشه ) بکشیم و یک خط از شمال غربی ترین نقطه ( یونان ) تا جنوب شرقی ترین نقطه ( هند ) به صورت ضربد ر بکشیم مرکز تقاطع این دو خط محل ساخت تخت جمشید می شود ، که این خود جای تامل و اند یشیدن دارد.

    بر فراز تپه سنگي كوه رحمت در جلگه مرودشت در فاصله 45 كيلومتري شمال شرقي شهر شيراز ويرانه هاي به جامانده از كاخ تخت جمشيد نمايان است.

    بناي تخت جمشيد يكي از عظيم ترين ، باشكوه ترين و زيباترين مجموعه هاي تاريخي ايران و جهان است. اين بناي مجلل به فرمان داريوش اول ( در 520 ق.م. ) شكل گرفت. وي مي خواست پايتختي در كشور خويش احداث كند كه همتا نداشته باشد. به همين دليل جلگه وسيع مرودشت رادر مركز خاك " پارس " واقع شده بود و پيشينه تاريخي بس كهن داشت انتخاب كرد وبر دامنه صخره كوه رحمت بناي تخت جمشيد را بنيان نهاد .

    تخت جمشيد نه شهر بود و نه دژ، جايگاه با شكوهي براي برگزاري مراسم بزرگي بود كه شاه ايران سران كشور و نمايندگان 28 كشور متبوع را در بارعام به حضور مي پذيرفت.

    طرح اصلي ساختمان تخت جمشيد دردوران فرمانروايي داريوش بزرگ ريخته شد. از همان نخست تعداد و محل كاخ ها، عمارت ها و كاربردهاي جداگانه هر يك معين ومشخص شد. براي برپايي اين بنا از سه نوع مصالح ساختماني عمده ( چوب، خشت هاي خام و پخته و سنگ هاي آهكي محلي ) استفاده شده است. چوب هايي كه در محل تهيه مي شد با ذوق و سليقه طراحان و معماران سازگار نبود وناگزير بودند چوب هاي در خور كاخ هاي تخت جمشيد را از دور دست ها حمل كنند. براي مثال،تيرهاي زير از چوب درخت سدر بوده كه در آن زمان فقط در لبنان مي روييده است.

    خشت هاي گلي در ساختن ديوارها و روپوش سقف ها به كار مي رفت كه دوام چنداني نداشت. اين خشت را باران مي شست و با بر اثر زمين لرزه فرو مي ريخت. سنگ هاي كوه رحمت براي سنگتراشان و معماران جمشيد از هر جهت مناسب بود. اين سنگ هاي آهكي بسيار سخت و محكم اند و رنگ هاي طبيعي گوناگون سفيد، كهربايي، دودي و سياه دارند كه خوب تراشيده مي شوند. به ويژه نوع سياه آن كه بر اثر صيقل به شكل مرمر در مي آيد. بسياري از قطعه سنگ ها را گيرهاي آهني به نام " دم چلچله " به هم متصل كرده اند. در حد فاصل سنگ ها از ملات استفاده نشده است. ديوارها را با آجر لعابدار و كف اتاق ها را با گچكاري مي پوشاندند. روي درها با قطعات زر وسيم آراسته شده بود. پرده هاي بزرگ رنگي بر زيبايي درون و برون كاخ ها مي افزود. فرش هاي نفيس كف اتاق ها چشمان را خيره مي كرد.عملا" امكان نداشت كه ساختمان تخت جمشيد در دوران شاهي داريوش بزرگ به پايان برسد. كار ساخت اين بناي عظيم در طول حكومت پسر او خشايار شا اول و نوه اش اردشير اول ادامه يافت. بدين تربيت ساخت بنا نزديك به 200 سال طول كشيد.

    بر اساس نظر تاريخ نگاران اين بنا حدود 200 سال آباد و مورد استفاده شاهان بوده است تااين كه در پي حمله اسكند مقدوني به ايران ( 330 ق.م . ) به دست وي در آتش سوخت و از آن پس متروك شد. وسعت كليه ساختمان هاي تخت جمشيد حدود 135000 متر مربع ارتفاع كف ساختمان هاي آن از دشت از 8 تا 18 متر است.

    از تمامي آنچه روزگاري تخت جمشيد ناميده مي شد امروز ظاهرا" چيزي بيش از چند ستون و پلكان و سردر ويران شده باقي نمانده است. شگفت اين همين ويرانه ها نيز پس از گذشت دو هزار وپانصد سال همچنان هنر شكوهمند و معماري بي همتاي هخامنشيان را نشان مي دهند.

    براي درك اهميت اين خرابه ها بايد به رمز هنر و معماري هخامنشي پي برد. هخامنشيان در ساخت تخت جمشيد از منابع گوناگوني الهام گرفتند. پارس ها دست كم با دو فرهنگ غني، اوراتو در شمال و ايلام در جنوب ،آشنا بودند و از آنها براي ريختن شالوده محكم فكري در هنر معماري بهره گرفتند.

    هخامنشيان در لشكر كشي به مصر، بابل،ليدي و اروپا، با انديشه هاي ديگري در زمينه معماري آشنا شدند و با به دست آوردن ثروت سرشار ، هنرمندان و سنگتراشان و معماران برجسته را در گسترش و زيبا سازي تخت جمشيد به خدمت گرفتند. شايد اولين بار در تاريخ بشر بود كه ذوق سرشار ، ثروت بي كران و اراده استوار در يك نقطه از جهان به هم رسيدند تا چيزي آفريده شود كه هنر شناسان و تاريخ نكاران آن را هنر و معماري هخامنشي بخوانند

    نویسنده : ونوس یزدانی


    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  8. #7

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض ایوان مدائن(طاق کسری)

    ایوان مدائن(طاق کسری)

    آرزو بهارتانیا

    ساسانیان خودراازاعقاب پارسی هامی دانستندوهمواره به عظمت واعتلای ایران وقدرت واعتبارحکومت خود توجه داشتند.هرچند که به علت جنگهای متوالی که با رومیان همسایه غربی ایران داشتندقادر به احداث ساختمانها و کاخهای بزرگ مانند پارس ها نشدند، ولیکن سعی کردند که بناهای باارزش رابااستفاده از مصالح ساختمانی اطراف هرکاخ به وجود آورند که خوشبختانه بسیاری ازاین آثار درایران کنونی باقیمانده است، اماتعدادی از آنها درکشورهای اطراف قرار گرفته اند.

    ازآنجا که دین رسمی کشور درزمان ساسانیان دین زرتشتی بوده لذا برای آتش احترام خاصی قائل بودندوآن رامقدس می شمردند وبرای نگهداری ونگهبانی ازآتش پرستشگاه یاجایگاه های مخصوص می ساختند، آتش مقدس دراین پرستشگاه ها طبق سنت‌هاي مذهبی ساسانیان توسط کاهنان وپنهان از پرستش کنندگان عام حفاظت می شد که از آن آتش های دیگری می افروختند و خارج از پرستشگاه درون چهارطاقی های(1) باز درمعرض دید و پرستش عموم قرار می دادند.

    اما به غیر ازآتشکده های بسیاری که درآن زمان ساخته شده، چندین کاخ نیز به دست معماران ساسانیبه وجود آمده اند، که از آن ميان می توانیم ازکاخ بستان، کاخ قلعه دختر، کاخ نیشاپور ،کاخ خسرو ونیزکاخ سروستان نام ببریم.

    هنرمندان دورهٔ ساسانی شیوهٔ کارهنری زمان اشکانیان ومانوی راهمچنان پیش گرفتند.به دنبالهٔ جنگ اشکانیان با بیگانگان ، ساسانیان هم حدوداً 300 سال در جدال بودند.پیروزی های پی درپی،تحرکی پویابه وجود آورده بود.رابطه ی تجاری با همسایگان ٬ وضع صنایع و هنر رابرای دادوستد ودیدهنری وسعت بخشید.به این ترتیب٬ هنر دورهٔ ساسانی نسبت به گذشته تمایز ویژه ای پیدا کرد.

    ایوان مدائن یاطاق کسری یا تیسفون واقع در شهر مدائن در کشور عراق از بناهای مهم شیوۀ پارتی است.متأ سفانه این بنا تاکنون مرمت جدی نشده است.

    مهمترین قسمت این کاخ٬ مدخل اصلی آن است که به شکل ایوانی عریض ومرتفع ٬ روبه خارج ساخته شده بود وتالار مستطیل شکلی در پشت آن قرار داشته است.طاق بزرگ هلالی قسمت مرکزی رامی پوشاند. در طرفین بخش مرکزی که محور اصلی بنا راتشکیل می داد٬ راهروها٬ اتاقها وتالارها باپوشش گنبدی وگهواره ای قرار داشتند.

    نور تالار اصلی به وسیله یکصدوپنجاه دریچه تأمین می شده است.طاق بزرگ ایوان مدائن برروی دیواره های سرتاسری وبدون ستون بنا شده بود.قسمت جلویی هلالی بزرگ وبخشی ازنمای اصلی کاخ هنوز پابرجا است.

    نمای بدون روزنه کاخ تیسفون به چهار طبقه تقسیم شده وبه وسیلۀ طاقی ها ونیم ستونهایی دراطراف آنهاتزيین شده بود.درترکیب نمای خارجی کاخ،تاثیر معماری آشور به چشم می خورد.

    خصوصیات زیادی دراین بنا مشاهده می شود.اما درویژگی معماری ایران در آن به خوبی آشکار است،یکی استفاده از تناسبات طلایی ایرانی(2) است که از آن مستطیلی به اندازۀ 24 گز در40گز به دست آمده(60/42*30/25متر)ودروسط آن طاقی ساخته شده است.

    دیگری هم استفاده از مصالح معمولی یا مصالح خشتی است ونه سنگ تراش ٬ پیشرفتگی ها وبقیه نکات همه و همه به صورت محاسبه هاي دقیق بوده است. محاسبه هاي فنی دقیقی که قبل ازکارساختمانی انجام می شده درساخت این بنا به خوبی مشاهده می شود.

    نقاشی ها وحجاری های بسیاری نیز به چشم می خورند واین خود نشان می دهد که هنر نقاشی دراین زمان بیش از زمان اشکانی استقبال می شده است .زیرا آنچه ازگزارشها برمی آید (قالی رنگارنگ الوان مداين)وپارچه‌ها وبسیاری از لباسهای پادشاهان این دوره نشان از کوشش فراوان برای پیشرفت دارد.

    (بوحتری)که یکی از سرایندگان عرب درقرن سوم هجری است، هنگامی که ازشام به بغداد می آمده٬ایوان کسری رادیده ودربارۀ تزئینات ونمای داخلی آن نوشته است:« این کاخ،شما رااز نمونه های شگفت آور مردمی آگاه می کند که زبان هرگز از ذکر عجایب آن نمی تواند خاموش بماند.اگر نقاشی جنگ انطاکیه را نگاه کنیم ٬ اندام به لرزه می افتد،زیرا مرگ ازآن می بارد.»

    (انوشیروان درزیر پرچمی صف آرایی می کندولباسش به رنگ سبز مایل به زرد است ودرجلوی اومردانی ،یکی نیزه به دست ودیگری سپر وزوبین به کف،می جنگد.این نقش ونگارها و چهره ها آدمی رابه شک وامی دارند که آیا اینان زندگان لالند یاکه نقشند؟!)

    نکتۀ دیگری که باید به آن توجه داشت تأثیر طرز نقاشی وحجاری ودیکر هنرهای ایرانیان این دوره بر مردم هم جوار است که شواهد،فراوانی آن را تأئید می کند.

    (1)چهار طاقی:بنایی بودند که برای نگهداری وروشن نگهداشتن آتش ساخته می شدند ونقشه های‌چهارگوش داشتند که سقف گنبدی شکلی روی آنها قرار می گرفته است وچهار طرف آن دیوارهایی دارد که دروسط هردیوار درگاهی قوشی شکل تعبیه شده است .

    (2) منظور از تناسب هاي طلایی، اعطای تناسب هاي مشابه و از یک خانواده به اجزای یک طرح معماری

    است، تا از نظر چشمي بتواند به چندگانگی اجزا درآن طرح وحدت بخشد وزیبایی وتناسب هاي بیشتری را به بنا بدهد.

    منابع و مأ خذ:

    1- مختصر تاریخ هنر ایران وجهان، تألیف استاد جلیل ضیاء پور به کوشش محمد حسن اثباتی، چاپ اول سال 1377.

    2- تاریخ معماری قبل ازاسلام ، دفتر تألیف وبرنامه ریزی درسی آموزش متوسطه، چاپ سال 1378.


    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  9. #8

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض دانستنیهای معماری

    دانستنی های معماری

    ویژه معماری دوره اسلامی ایران

    نوشته شده توسط:مهدی ضرابی.

    o برخی از محققان نظیر پروفسور ویلبر معتقدند كه اجرای هر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. آیا می‎دانید این سه عنصر كدامند؟

    þ 1. جامعه‎ای كه به آن طرح نیازمند است.

    2. شخص یا اشخاصی كه از اجرای طرح حمایت می‎كنند و هزینه مالی آن را متعهد می‎شوند.

    3. معمار یا استادكارانی كه طرح را اجرا می‎كنند.

    o آیا می‎دانید نام كهن‎ترین مسجد ایران چیست و معماری آن از چه عناصر و ویژگی‌هایی برخوردار است؟

    þ مسجد جامع فهرج (روستایی در دوازده كیلومتری شرق جاده یزد ـ كرمان) كه قدمت آن به قرن اول هجری می‎رسد، كهن‎ترین مسجد ایران است. شكل عمومی بنای این مسجد ساده می‌باشد و تنها نقوش ساده و زیبایی از هنر گچ‎بری زینت‎بخش دیوار شرقی آن است. عناصر اصلی معماری این مسجد عبارتند از: حیاط، شبستان، راهرو و مناره. میانسرای مسجد از جنوب به سه دهانه شبستان، از شرق و غرب هریك به دو دهانه ایوان و از سمت شمال به چهار صفه محدود می‎شود. پوشش صفه‎ها ساده و به شكل نیم‎گنبد است. مناره مسجد را در قرون بعد، احتمالاً قرن چهارم هجری ساخته‎اند. همچنین ورودی اصلی مسجد در كنار مناره، بعدها به مسجد اضافه شده است. ویژگی‎های خاص معماری این مسجد از قبیل شكل طاق‎ها و قوس‎ها، نوع جزییات تزیینی و نیز مصالح بكاررفته در آن كه خشت‎هایی به ابعاد 5×32×32 سانتی‎متر هستند، ثابت می‎كند كه معماری ساسانی و تزیینات آن، منبع الهام‎ معماران ایرانی قرون اولیه هجری در مسجدسازی بوده است.

    o آیا می‎دانید طراحی و معماری بدیع‎ترین و زیباترین بناهای قدیمی نیمه دوم قرن سیزدهم هجری كاشان كه از ظرایف و دقایق چشم‎نوازی برخوردار هستند، بناهایی همچون خانه طباطبایی‎ها، خانه بروجردی‎ها، خانه و كاروانسرای امین‎الدوله، توسط چه كسی انجام گرفته است؟

    þ استاد علی مریم كاشانی

    o آیا می‎دانید تزیینات چهارگانه معماری دوره اسلامی ایران كدامند؟

    þ سنگ‎كاری، آجركاری، گچ‎بری و كاشیكاری

    o در معماری دوره اسلامی ایران، قرن پنجم هجری به بعد یادآور روی آوردن هنرمندان كاشیكار به شیوه‎های مختلف تزیینی كاشی در بنا بصورتی بسیار متنوع است. كاشی یكرنگ یكی از این شیوه‎هاست كه در اوایل دوره اسلامی زینت‎بخش بسیاری از بناها بوده است. آیا می‎دانید معماران ایرانی به چه صورت از كاشی یكرنگ در معماری این دوره استفاده كرده‎اند؟

    þ معماران ایرانی از اوایل دوره اسلامی در پوشش آجر با لعاب یكرنگ پیشقدم و مبتكر بوده‎اند و در رنگ‎آمیزی، كاشی آبی‎رنگ فیروزه‎ای را بیش از سایر رنگ‎ها مورد توجه قرار داده و همراه با آجر از كاشی فیروزه‌رنگ استفاده كرده‎اند و به نحوی مانند نشانیدن نگین انگشتری، تكه‎های رنگین كاشی را به اشكال هندسی در اندازه‎های مختلف میان آجرهای قالب‌زده و یا در بین آجرهای تزیینی به صورت كتیبه‎های كوفی قرار داده‎اند. از نمونه‎های اولیه كاشی لعابدار یكرنگ می‎توان از دو قطعه كاشی باقیمانده از یك كتیبه یاد كرد كه از یكی از شهرهای معروف دوره اسلامی به نام «جرجان» به دست آمده و تاریخ آن اواخر قرن چهارم هجری است


    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  10. #9

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض بازارهای موقوفه

    بازار در زبان پهلوي «واكار» و «وازار» آمده و به معناي محل داد و ستد و اجتماع است. اما امروزه بازار به مجموعه هاي مختلفي اطلاق مي شود كه علي رغم دارا بودن ويژگي هاي زماني، مكاني و ساختاري متفاوت، در همگي آنها داد و ستد جريان دارد. در اين مبحث و طرح، آنچه از بازار مورد نظر ماست، تنها معماري سنتي بازارهاي ايران (مجموع دكان هايي كه در فضايي سرپوشيده به يكديگر متصل مي شود و يا كوي و راسته سرپوشيده اي كه در دو سوي آن دكان ها ساخته شده است به اضافه بناهاي وابسته به آن، همچون سرا، تيمچه و ...) مي باشد كه از معروفيت جهاني برخوردار بوده و سياحان خارجي، شهرهاي كهن ايران را با توصيف آنها، در جهان شناسانده اند.

    خود بازار سابقه چند هزار ساله در تمدن ايران و جهان دارد. از همان هنگام كه انسان موفق به توليد محصول بيشتر از نياز خود گرديد و به فكر مبادله آن با ديگر محصولات و توليدات مورد نياز خود افتاد، مراحل شكل گيري بازار (هر چند به صورت ابتدايي) آغاز شد. براي اين منظور ابتدا فضاهاي بازي در مجاورت روستاهاي بزرگ را به اين كار اختصاص دادند كه در فصولي از سال و به تدريج در روزهايي از هفته، محل اجتماع، داد و ستد و مبادله منطقه مي شد. سپس با گسترش جوامع و مبادلات، زمان، مكان، شكل و ساختار آن نيز دچار تغيير و تحولات تكاملي گرديد و به تدريج از حالت موقت به دائمي و از وضعيت فاقد سرپناه و معماري به ساختارهاي معماري متشكل و دائمي تبديل شد.

    با توجه به آب و هواي ايران_ شدت گرما، سرما و ديگر عوامل نامساعد جوي_ساخت بازارهاي سرپوشيده بدان صورت كه امروزه شاهديم، راه حل بسيار شايسته اي براي ايجاد محيط مناسب جهت داد و ستد و همچنين فراهم ساختن آسودگي خاطر براي خريدار و فروشنده بوده و از طرف ديگر تأمين امنيت، كنترل و نظارت بر اين بازارها به راحتي صورت مي گرفته است. با توجه به منابع مكتوب تاريخي، در سده هاي نخستين اسلامي، بازارهاي پررونقي در شهرهاي ايران وجود داشته كه عمدتاً به صورت سرپوشيده ساخته شده بود. معماري بازار در دوره سلجوقي، همانند ديگر بخش هاي معماري، پيشرفت بسياري داشت. هر چند يورش، غارت و ويرانگري هاي مغولان، بسياري از بازارهاي ايران را به خرابي كشاند، اما در اواخر اين دوره و عهد غازان خان و الجايتو و وزيران آنها، بازارهايي در شهرهاي مهم اين دوره ساخته شد.

    ساخت بازارها در دوره صفوي فزوني گرفت و تا اواخر دوره قاجاريه ادامه يافت، به طوري كه امروزه عمده آثار باقي مانده از بازارهاي تاريخي مربوط به دوره صفوي و بعد از آن است. در دوره اخير (از اوايل دوره پهلوي به بعد) به جهت پيشرفت ها و تغيير و تحولات اقتصادي و اجتماعي بازارهاي سنتي توان تطابق با تحولات جديد را نداشته و كارايي خود را تا حدود زيادي از دست داد و بدين ترتيب ساخت بازار به شيوه سنتي متوقف شد. مجموعه بازار در شهرهاي قديمي ايران علاوه بر كاركردهاي اقتصادي و تجاري، در زمينه هاي مختلف اجتماعي، مذهبي و سياسي نقش غيرقابل انكاري داشته و به همراه مساجد جامع، بخش مهم و مركزي بافت شهرهاي قديم را به وجود مي آورده است. بازارها در شهرهاي قديم معمولاً در ارتباط با راه هاي ارتباطي و دروازه اصلي شهر، مسجد جامع و ميدان اصلي شهر شكل گرفته و به تدريج گسترش مي يافت.

    وضعيت، وسعت و رونق هر بازار نيز در ارتباط مستقيم با وضعيت، وسعت و رونق شهر قرار داشت. با گسترش بازار نيازهاي جديدي به وجود مي آمد كه منجر به پيدايش فضاها و بناهاي وابسته اي در مجموعه بازار مي گرديد، از جمله سراياخان، تيمچه، خانبارها، بناهاي حكومتي مرتبط با بازار (ضرابخانه، تشكيلات انتظامي) كارگاه هاي توليدي و خدماتي و بناهاي عمومي ديگري چون مسجد، حسينيه، آب انبار، حمام، قهوه خانه و غيره، بازارهاي اوليه بيشتر متشكل از يك راسته اصلي و يا دو راسته عمود بر هم، با بناهاي مجاور بوده كه به تدريج در محور طولي و گاه در همه جهات گسترش مي يافت. بازارهايي كه بيشتر در جهت طولي و راسته اصلي گسترش مي يافت، همانند بازار زنجان و خوي، متأثر از آب و هواي سرد منطقه بود. بازارهاي طولي داراي يك راسته اصلي و چند راسته فرعي است اما انواع ديگر مي تواند چندين راسته اصلي و تعداد زيادي راسته فرعي داشته باشد. مجموعه بازارهايي كه در طول زمان شكل گرفته اند (بازار اصفهان، بازار تهران، بازار تبريز و ...) طبيعتاً از نقشه و طرح خاصي برخوردار نيستند، اما بازارهايي كه در يك دوره خاص ساخته شده اند (بازار وكيل شيراز، بازار لار، بازار گنجعلي خان كرمان و تعدادي از بازارهاي شهرهاي كوچك)، از طرح و نقشه نسبتاً منسجمي برخوردارند. بخش ها و راسته هاي مختلف بازار با توجه به صنفي كه در آنجا فعاليت داشت نامگذاري مي شدند (مانند بازار كفاشان، مسگران، بزازان و زرگران) و يا براساس باني آن (مانند بازار ساروتقي اصفهان، بازار گنجعلي خان و بازار امير تبريز) و يا براساس قوميت و كيش بازرگانان (بازار تبريزي ها، بازار هندوها و بازار زرتشتيان) و يا به مناسبت هاي ديگر تعدادي از اين بازارها و دكان هاي آنها موقوفه بوده و درآمد آنها صرف مساجد، مدارس، تكايا، بيمارستان ها و ساير امور خيريه مي شده و مي شود.

    بازار تبريز و دكان ها و سراهاي وقفي آن اين مجموعه بزرگترين و يكي از زيباترين مجموعه بازارهاي تاريخي ايران است كه در طي سده هاي مختلف تاريخي، مركز عمده تجاري منطقه و فراتر از آن، محسوب مي شده است. شهر تبريز به جهت موقعيت ممتاز خود در كنار شاهراه هاي مهم ارتباطي شرق به غرب و شمال به جنوب، در طول تاريخ خود ارتباط هاي مستمري، از شمال با منطقه قفقاز و ماوراء آن_روسيه و اروپاي شرقي_ از شمال غرب با آسياي صغير و از آن طريق با اروپا، از شرق و از طريق جاده ابريشم با ممالك شرق تا چين و از طريق جنوب با نقاط ديگر فلات ايران و منطقه خليج فارس، داشته است.همين موقعيت سبب شده اين شهر از سده هاي نخستين اسلامي به يكي از مراكز مهم مبادلات مختلف تجاري، فرهنگي، علمي، سياسي و تكنولوژيكي تبديل شود. اين ارتباط همچنين نقش ويژه اي در رشد و شكوفايي شهر تبريز و فرهنگ و تمدن آن داشته است. از ميان ارتباط هاي مذكور، ارتباط هاي تجاري از جايگاه ويژه اي برخوردار است به طوري كه تبريز در طي سده هاي مختلف به عنوان يكي از مهمترين مراكز مبادلات تجاري در ايران و جهان مطرح شده و بازارهايش از رونق و فراواني ويژه اي برخوردار گرديده است. رونق اين بازار از يك طرف به جهت انبوهي كالاي متنوعي بود كه از ساير نقاط ايران و جهان در آنجا گرد آمده و از طرف ديگر به جهت كالاها و توليداتي بود كه در خود شهر و منطقه آن به دست مي آمد. چنين موقعيت، رونق و اهميتي، سبب شكل گيري نوع خاصي از معماري براي بازار شده كه خود بر اهميت و جايگاه بازار افزوده است. اين شيوه معماري بعدها در ديگر شهرهاي ايران به كار گرفته شد.

    دكتر سيدحسين اميدياني



    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  11. #10

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    تو یاد دوستام هستم که زنده ام و فراموششون که بشم می میرم
    شماره عضویت
    15991
    میانگین پست در روز
    2.15
    علایق
    متراژ خیابون و شهر و در و دشت با هر وسیله ی ممکن..پاهای د
    شغل و حرفه
    زندگی !
    نوشته ها
    3,802
    تشکر
    723
    تشکر شده 4,052 بار در 2,124 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 2 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض بازار اردبيل و دكاكين رقبات وقفي آن

    مجموعه تاريخي بازار اردبيل در ميانه شهر و در طرفين خيابان امام خميني(ره) واقع شده و به جهت قدمت و دارا بودن معماري سنتي، از بازارهاي تاريخي و جالب توجه ايران به شمار مي آيد كه چون ديگر بازارها مشتمل بر راسته ها، تيمچه ها، سراها و مسجد و گرمابه است.
    بازار اردبيل از سابقه طولاني و درخشاني برخوردار است. مقدسي واصطخري (قرن چهارم ه ق) بازار اردبيل را به شكل صليبي توصيف مي كنند كه در ميانه آن مسجد قرار داشته است (ظاهراً در تقاطع دو راسته اصلي بازار، چهار سوقي و در مجاورت اين چهار سوق مسجدي قرار داشته است) بازار اردبيل در قرن ۷ و ۸ ه ق نيز از رونق فراواني برخوردار بود، اما رونق اصلي آن مربوط به دوره صفويه است. در اين دوره به جهت اينكه اردبيل خاستگاه سلاطين صفوي، مركز ديني و همچنين جايگاه مقابر شيخ صفي الدين اردبيلي و ديگر گذشتگان سلاطين صفوي بود، شهر و بازار آن از اهميت و رونق خاصي برخوردار گرديد. براساس محتواي كتاب «صريح الملك» كه به شرح جزئيات و مشروح موقوفات بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي، در قرن دهم هجري و زمان شاه طهماسب صفوي پرداخته، بازار اردبيل در آن زمان از رونق زيادي برخوردار بوده و دكان هاي متعددي كه تعداد آنها از صدها باب تجاوز مي كرد، از طريق نيابت توليت آستانه بقعه شيخ صفي الدين خريداري شده و وقف بقعه مي شود. از جمله اين موقوفات مي توان به بازار بقالان، كرباس فروشان، قصابان، بازار منادي گاه مشرف به باب طوي، چهار سوي بازار و بازارچه هاي ميخچه گران، خفافان، خراطان، سراجان، حدادان، بازار واليه الالواح، بازار قيصريه و همچنين ده ها سرا و تيمچه اشاره كرد . بازار تهران و سراها و تيمچه ها و دكاكين وقفي آن مجموعه بازار تاريخي تهران در ضلع جنوبي خيابان ۱۵ خرداد، حد فاصل اين خيابان با خيابان هاي مولوي، خيام و ۱۷ شهريور و در بافت قديمي و تاريخي شهر واقع گرديده و همچون گذشته مهمترين مركز تجاري و بازرگاني است و به همراه ديگر بناهاي تاريخي محدوده خود (مسجد امام، مسجد جامع و...) از مجموعه هاي مهم تاريخي و هنري شهر تهران محسوب مي شود. با توجه به مدارك و شواهد موجود، بناي اوليه بازار مربوط به دوره شاه طهماسب صفوي و همزمان با ساخت برج و بارو و دروازه هاي شهر تهران (در حدود سال هاي ۴۸-۹۳۰ ه ق) مي باشد. در اين زمان همزمان با ساخت حصار و دروازه هاي چهارگانه تهران (بعدها دو دروازه ديگر بدانها افزوده شده)، بناهاي حكومتي و عمومي نيز در داخل حصار و حول محور ميداني كه بعدها سبزه ميدان كنوني جايگزين آن شد، ساخته شدند. كاخ ها و بناهاي حكومتي در جانب شمالي ميدان و بازار و مسجد جامع در جانب جنوبي ميدان قرار داشت (مشابه وضعيت موجود) دسترسي به بازار از طريق ضلع جنوبي ميدان صورت مي گرفت. ظاهراً چهار بازار لباف ها، كرجي دورها، سراج ها و نعل چي ها، قديمي ترين بخش بازار تهران است. در دوره شاهان بعدي صفوي و كريم خان زند هر چند تهران و بازار آن مورد توجه بود اما رشد و گسترش تهران و بالتبع مجموعه بازار مربوط به دوره قاجاريه و به پايتختي برگزيده شدن تهران توسط آغامحمدخان قاجار است. خود آغامحمدخان قاجار فرصت چنداني براي كارهاي عمراني در تهران به دست نياورد اما جانشين وي فتحعليشاه، اقدامات عمراني گسترده اي در تهران صورت داد كه از آن جمله است مجموعه كاخ ها، بازار، مسجد شاه (امام) به نوشته صنيع الدوله، چهارسوي بزرگ و كوچك بازار تهران نيز در زمان فتحعليشاه قاجار (اولي به سال ۱۲۲۲ ه ق و دومي به سال ۱۲۴۲ ه ق) ساخته شده است. در اين زمان، مجموعه بازار به طرف شمال غرب و غرب توسعه پيدا كرد؛ به طوري كه به تدريج حد فاصل بين ارك و مسجد جامع به بخش پررونق بازار تبديل گرديد و معروف ترين و معتبرترين سراها و تيمچه ها در اين محدوده فعاليت مي كردند. به نظر مي رسد مسجد جامع در شكل گيري شبكه بازار (همانند ديگر شهرهاي تاريخي) سهم عمده اي داشته است. مرحله دوم رشد و گسترش مجموعه بازار تهران مربوط به دوره ناصر الدين شاه است. در اين دوره بر تعداد راسته ها و رسته هاي بازار افزوده شد و تعدادي سرا و تيمچه معتبر ساخته شد. همانند ديگر مجموعه بازارهاي تاريخي، هر كدام از راسته ها، رسته ها، سراها و تيمچه هاي بازار تهران به صنف و فعاليت خاصي اختصاص داشت.در خيابان ناصر خسرو و در نزديكي مجموعه اصلي بازار نيز بازارچه ها و تيمچه هايي وجود داشته كه امروزه بقاياي تعدادي از آنها باقي مانده از جمله بازارچه مروي (در مجموعه اي مشتمل بر مسجد، مدرسه و بازارچه موقوفه) از دوره فتحعليشاه قاجار و تيمچه صدراعظم با پوشش ضربي بزرگ قطاربندي شده و تزيين كاشيكاري.رشد و گسترش و پيشرفت سريع تهران در دوره هاي بعد هر چند بر افزايش رونق اقتصادي بازار و مجموعه بناهاي آن تأثير فراواني گذاشت اما در عين حال معماري سنتي آن را دچار آشفتگي بسيار كرد؛ به طوري كه بخش هاي زيادي از بازار نوسازي و يا بازسازي شد و تناسب موجود ميان بخش هاي مختلف آن از ميان رفت. بازار موقوفه مشير (شيراز) اين مجموعه ارزشمند جنب بازار وكيل شيراز و در انتهاي جنوبي آن قرار گرفته و از آثار دوره قاجاريه است كه در حدود سال ۱۲۸۲ ه .ق توسط ميرزا ابوالحسن خان مشيرالملك بنا و عوايد آن وقف حضرت سيدالشهداء(ع) شده است.اين مجموعه متشكل از يك رشته بازار و يك سراي بزرگ است. بازار از شمال به جنوب كشيده شده و در جنوب تا «اردوبازار» امتداد مي يابد. شيوه معماري بازار شباهتي به بازار وكيل دارد، اما از آن كوچك تر است، بازار مشير از دو بخش شمالي و جنوبي تشكيل مي شود كه توسط چهار سوق وسيع و زيبايي به يكديگر مرتبط شده است. چهار سوق پوشش گنبدي مرتفعي دارد كه در راس آن بادگير بزرگي تعيين شده است، مدخل ورودي بازار از جانب چهارسوق.
    بناهاي عام المنفعه درهاي چوبي بزرگي دارد. قسمت شمالي بازار ۶ زوج مغازه يا دهنه دارد كه يكي از آنها در جانب غربي اختصاص به ورودي بازار به سراي مشير دارد. در قسمت جنوبي بازار دخل و تصرفاتي صورت گرفته و به وسيله ديواري به دو قسمت تقسيم گرديد كه محل ساختمان كارگاه قندريزي و مغازه عطاري است، بازار در اين قسمت از طريق درگاه و دالاني با اردو بازار مرتبط مي شود، سردر ورودي بازار از جانب اردو بازار داراي تزئينات كاشيكاري زيبايي است دالان نيز كوتاه و داراي كف سنگفرش و پوشش عرق چيني است. بازار مشير داراي مختصر تزئينات كاشي كاري و با طاق هاي ضربي سقف شده است. سراي مشير يا سراي گلشن در بخش شمالي بازار مشير قرار گرفته و از طريق درگاه و دالاني به آن مرتبط است. اين سرا داراي درگاه و سردري مرتفع و زيبا با تزئينات كاشيكاري و مقرنس كاري است، بالاي سردر، پنجره زيبايي از آجر مشبك قرار دارد كه به عنوان نورگير يكي از حجره هاي طبقه دوم عمل مي كند. اسپرولچكي هاي اين سردر كاشيكاري شده و رخبام آن براي جلوگيري از نفوذ آب، از سنگ هاي يكپارچه تراشيده شده است، بر بالاي ورودي، لوح مرمري نصب شده كه برآن تاريخ ساخت، باني و چگونگي وقف بنا حك شده است. سراي مشير در ميانه داراي صحن وسيعي است، در وسط اين صحن حوض بزرگ و در طرفين حوض چهار باغچه ساخته شده است. در اطراف صحن حجره ها، راهروها و تالاري در دو طبقه شكل گرفته است. بازار كرمان و مجموعه هاي وقفي آن مجموعه تاريخي بازار كرمان، در بافت تاريخي شهر و حدفاصل ميدان ارگ تا ميدان مشتاقيه واقع گرديده و معرف آثاري از دوره صفويه به بعد است.در اين مجموعه، علاوه بر بناهاي تجاري، بناهاي تاريخي و مهم زيادي چون مسجد، مدرسه، حمام، آب انبار و غيره قرار گرفته است و هرچه بيشتر بر اهميت و ارزش مجموعه افزوده است.محور اصلي مجموعه بازار كرمان، راسته اي است به طول بيش از يك كيلومتر كه از ميدان ارگ تا ميدان مشتاقيه كشيده شده و بخش هاي مختلف ديگر در اطراف آن گرد آمده اند. عرض راسته اصلي مابين ۵/۶ تا ۵/۴ متر است و قسمت زيادي از آن با پوشش طاق و گنبد مسقف شده و داراي نورگيرهايي تعبيه شده در پوشش هاي گنبدي است. بخش هاي مختلف مجموعه كه در دوره هاي مختلف ساخته شده اند، عبارتند از: بازار ارگ، بازار گنجعلي خان، بازار ابراهيم خان، بازار اختياري، بازار سرداري، بازار وكيل، بازار ميدان قلعه و... بازار ارگ از ميدان ارگ شروع شده و تا چهار سوق بازار گنجعلي خان ادامه مي يابد. اين بازار از دو بخش «بازار نقاره خانه» و «بازار سراجي» تشكيل شده است. بازار و مجموعه گنجعلي خان كه بخش مهمي از مجموعه بازار كرمان را به خود اختصاص مي دهد ما بين سال هاي ۱۰۰۵ تا ۱۰۳۴ ه .ق توسط گنجعلي خان، حاكم وقت كرمان از طرف شاه عباس اول ساخته شده و علاوه بر بازار، داراي سرا (مدرسه)، حمام، مسجد، ضرابخانه و آب انبار نيز مي باشد. اين مجموعه در اطراف ميداني به وسعت ۵۰ط۱۰۰ متر كه تقريباً تمام دكاكين وقت است شكل گرفته است. بازار گنجعلي خان از دو راسته كوچك و بزرگ تشكيل مي شود. راسته بزرگ داراي ۷۵ باب دكان كه كل آنها وقف، ولي تعدادي به ملك ثبت شده است كه آنها جز وقف و سند اجاره با اوقاف دارد و بازار كوچك كه به بازار مسگري معروف است ۶۵ دكان دارد، دكان هاي بازار گنجعلي خان وسيع بوده و شامل پستو، حجره و پيشخوان است. در گوشه جنوب غربي مجموعه نيز چهار سوق بزرگ و زيبايي ساخته شده كه در اضلاع دوازده گانه آن، راهروها و حجره هايي تعبيه شده است، اين چهار سوق ارتباط بازار گنجعلي خان را با بازارهاي اطراف برقرار مي سازد و كلاً موقوفه است. مثال هايي كه ارايه شد به عنوان نمونه اي از صدها مورد وقفي در ايران ذكر گرديد و بديهي است، ذكر تمامي موارد فرصت و مجالي وسيع تر مي طلبد.


    دكتر سيدحسين اميدياني



    4 کاربر مقابل از .::. RoNikA .::. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .