نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1


    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    محل سکونت
    البرز
    نام واقعی
    محمد رضا
    شماره عضویت
    76840
    میانگین پست در روز
    0.63
    علایق
    آهنگ
    شغل و حرفه
    دانش آموز
    نوشته ها
    512
    تشکر
    202
    تشکر شده 1,103 بار در 476 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 305 تاپیک
    لابد این یه
    تنبیه
     


    P30Parsi

    پیش فرض آناتومي دستگاه تناسلي زنان

    اناتومي دستگاه تناسلي زنان
    دستگاه تناسلي زن به دو بخش خارجي و داخلي تقسيم مي شود : · دستگاه تناسلي خارجي شامل فرج ( ولو ) ، مهبل ( واژن ) و پرده بكارت ( هايمن ) مي باشد كه در هنگام عبور جنين , هنگام زايمان , عبور خون عادت ماهانه و امر زناشويي دخالت دارد. · دستگاه تناسلي داخلي شامل رحم، گردن رحم و لوله هاي رحمي ( لوله هاي فالوپ ) و تخمدانها مي باشد كه در كار تخمك گذاري، لقاح و بوجود آمدن سلول تخم و انتقال آن، لانه گزيني ، رشد و تولد جنين و بالاخره تشكيل و عبور خون قاعدگي دخالت دارد. دستگاه تناسلي خارجي ولو: قسمت كاملاً خارجي دستگاه تناسلي زنان است كه بطور واضح از بيرون ديده مي شود. واژن :ساختمان لوله اي شكل و عضلاني است كه به طور متوسط 10-7 سانتي متر طول دارد . واژن از رحم تا ولو كشيده شده است و قدرت اتساع زيادي دارد كه مي تواند زايمان جنين را تحمل كند. گردن رحم در انتهاي فوقاني واژن قرار دارد. پرده بكارت: پرده غشايي است كه در انتهاي واژن قرار گرفته است شكل و قوام (‌سختي ) آن در افراد مختلف متفاوت است. دستگاه تناسلي داخلي : رحم :عضو عضلاني توخالي است كه به شكل و اندازه يك گلابي وارونه در درون لگن بين مثانه و مقعد قرار گرفته است . رحم جايگاهي است كه جنين در آنجا كاشته شده و رشد مي كند. بافت درون رحم تحت تأثير هورمونهاي جنسي زنانه (استروژن و پروژسترون ) رشد مي كند و در پايان دوره قاعدگي همراه خون بصورت خونريزي قاعدگي ريزش مي كند. لوله هاي رحمي (فالوپ ) : در دو انتهاي رحم دو لوله رحمي قرار دارند كه بسيار باريك بوده و ارتباط بين رحم و تخمدان را ايجاد مي كنند. اين لوله ها در مجاورت تخمدان قرار دارند ولي به آن نچسبيده اند. لوله فالوپ محل عبور تخمك و همچنين اولين محل تشكيل جنين (‌لقاح ) مي باشد. گردن رحم : پائين ترين قسمت رحم است كه به واژن باز مي شود و از ساير قسمتهاي رحم باريكتر است و در بزرگسالان 3-5/2 سانتي متر طول دارد. تخمدان :عضوي بادامي شكل است كه در رشد و آزاد ساختن سلول تخمك و همچنين در ساختن هورمونهاي جنسي زنانه دخالت دارد. هر زن بطور طبيعي دو تخمدان دارد. از زمانيكه عادت ماهانه منظم مي شود ( يعني تا 2 سال بعد از اولين عادت ماهانه ) هر ماه يك تخمك در تخمدان ساخته وآزاد مي شود كه بعد از ازدواج مي تواند بارور شده و ايجاد حاملگي نمايد. آزاد شدن تخمك را تخمك گذاري مي نامند كه معمولاً 14 روز قبل از عادت ماهانه اتفاق مي افتد. بلوغ دختران تغييرات جمسي دوران بلوغ : بلوغ عبارت از يكسري تغييرات جمسي و رواني است كه سلسله وار به دنبال هم اتفاق مي افتد و نهايتاً در پايان اين دوره نوجوان زمينه و آگاهي كافي جسمي و رواني را براي زن شدن پيدا مي كند. ظهور علامتهاي جسمي بلوغ و به دنبال يكسري تغييرات هورموني بدن كه توسط سيستم هيپوفيز و هپتوتالاموس از مغز كنترل مي شود و ارتباط مستقيمي با تخمدان ها دارد شروع مي گردد. اين تغييرات جسمي معمولاً از تسريع در رشد شروع مي شود و به ترتيب با جوانه زدن نوك پستانها و رشد آنها، پيدايش موهاي ناحيه تناسلي و زير بغل و نهايتاً قاعدگي به پايان مي رسد. رشد قد : جهش رشد معمولاً در دختران حداقل 2 سال زودتر از پسران اتفاق مي افتد و بسيار چشمگير است . به طوريكه در مدت يكسال ميزان رشد 2 برابر شده و قد دخترخانمها حدود 6 تا 11 سانتي متر بيشتر مي شود. جهش چشمگير رشد و حداكثر افزايش آن معمولاً دو سال پس از جوانه زدن پستانها و يكسال قبل از شروع عادت ماهانه اتفاق مي افتد. سرعت رشد در دختران به ميزان ترشح هورمون رشد همراه با هورمون جنسي ( استروژن ) مربوط مي شود . هورمون رشد باعث افزايش رشد، بخصوص در استخوانها و غضروف مي شود ولي هورمون جنسي ( استروژن ) سبب بسته شدن مركز رشد استخواني, كاهش و كند شدن رشد استخوان ميگردد. به همين دليل است كه بعد از قاعدگي سرعت رشد قد كندتر شده و معمولاً بيش از 6 سانتي متر افزايش نمي يابد. رشد پستانها : مرحله بعدي رشد پستانهاست كه معمولاً در سنين بين 5/7 تا 5/12 سالگي روي مي دهد. البته به طور متوسط در 5/9 سالگي پستانها رشد مي كنند. جوانه زدن پستانها از نوك شروع شده و معمولاً دردناك و حساس و در دو طرف همزمان مي باشد. در پايان دروه بلوغ رشد پستان كامل شده و به صورت پستان بالغ در مي آيد. پيدايش موهاي ناحيه تناسلي : اين مرحله در سنين بين 8 تا 13 سالگي و به طور متوسط در سن 5/10 سالگي بروز مي‌كند. موهاي اين ناحيه ابتدا با تعداد كمتر ظاهر شده و در پايان دوره بلوغ به شكل تكامل يافته در مي آيد. قاعدگي : آخرين مرحله بلوغ قاعدگي است كه در سن 9 تا 16 سالگي و به طور متوسط در 13 سالگي اتفاق مي افتد. عامل وراثت ، عوامل محيطي از قبيل محل جغرافيايي ، تماس با نور، سلامت و تغذيه و شرايط روحي رواني در شروع سن بلوغ دخالت دارند. كودكان كه در مناطق گرم و كم ارتفاع و يا نقاط شهري زندگي مي كنند و يا چاق هستند زودتر بالغ مي شوند. در پايان دوره بلوغ تغيير فرم و پيدايش هيكل زنانه روي مي دهد. به طوري كه چربي به شكل زنانه در بدن توزيع مي‌شود. لگن پهن شده و رانها كلفت مي شوند ، پستانها كاملاً رشد كرده و موهاي زير بغل شكل زنانه پيدا مي كنند. همچنين علاوه بر قاعدگي ، رحم، واژن و اعضاي تناسلي زن نيز به اندازه كافي رشد مي كنند. اين مراحل معمولاً در سن 18 سالگي به تكامل مي رسد. بر اثر ترشحات هورموني، فعاليت غدد چربي و عرق نيز در دختران افزايش پيدا مي‌كند و ممكن است باعث پيدايش جوش در صورت و ساير اعضاي بدن شود اين جوشها نبايد دستكاري شوند زيا در اين صورت عفوني شده و پس از بهبودي اثرات آن روي پوست باقي مي ماند. در صورتي كه ميزان عرق كردن زياد باشد ممكن است لازم باشد دختران ( علاوه بر استحمام ) از اسپري زير بغل و يا لوسينهاي ضدعرق استفاده كنند. ناهنجاري هاي بلوغ بلوغ زودرس :گاهي اوقات علامتهاي بلوغ و حتي قاعدگي زودتر از 8 سالگي شروع مي شود كه به آن بلوغ زودرس مي گويند. بلوغ زودرس در دختران 5 برابر شايعتر از پسرها است. در اغلب موارد، علت آن ناشناخته است بعضي بيماريهاي تخمدان يا بعضي از بيماريهاي ديگر و مصرف بعضي از داروها ممكن است موجب بلوغ زودرس شوند كه در صورت بروز آن بايد به پزشك مراجعه كرد. بلوغ ديررس :تغييرات زيادي در محدوده سني بلوغ ديررس وجود دارد، ولي معمولاً اغلب دختران در 13 سالگي وارد مرحله بلوغ شده‌اند. بلوغ ديررس بسيار نادر است. در صورت عدم ظهور علائم بلوغ تا پايان 16 سالگي بايد به پزشك مراجعه كرد . علل مختلفي از قبيل مشكل ژنتيكي و ناهنجاريهاي مختلف دستگاه تناسلي ممكن است موجب بروز بلوغ ديررس شوند. قاعدگي :قاعدگي مهمترين و ديررس ترين رويداد جسماني و فيزيكي دوران بلوغ است و تا سن 45 تا 55 سالگي ادامه مي يابد. اين دوره هر 21 تا 35 روز يكبار ( متوسط هر 28 روز يكبار ) با ارتباط متقابل تخمدان، رحم و مغز تكرار مي گردد.
    ترشح ماده تحريك كننده تخمدان
    هيپوفيز و هيپوتالاموس
    قاعدگي به خروج خون و قطعات ريزش يافته لايه پوششي درون رحم گفته مي شود كه به طور منظم و دوره اي پس از يك تخمك گذاري طبيعي اتفاق مي افتد. گاهي ممكن است قاعدگي بدون تخمك گذاري و بطور نامرتب روي دهد. قاعدگي در دوران حاملگي متوقف مي شود. يك قاعدگي طبيعي اساساً به سلامت سه ناحيه از بدن بستگي دارد. اين نواحي كه پس از تكامل دوران بلوغ دقيقاً هماهنگ مي شوندعبارتند از : مغز (هيپوفيز هيپوتالاموس ) ، تخمدان و رحم، در زير نحوه عمل اين نواحي و بروز قاعدگي با نموداري نشان داده شده اند :
    ترشح هورمون
    رشد سلولهاي ديواره داخلي و ريزش آن همراه با خون
    [IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/DEAR-U%7E1/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image001.gif[/IMG][IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/DEAR-U%7E1/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.gif[/IMG][IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/DEAR-U%7E1/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.gif[/IMG]قاعدگيرحم تخمدان مغز هيپوتالاموس يك ساختمان عصبي كوچك در قاعده مغز است كه بدليل تغييرات دروني در دوران بلوغ شروع به ترشح يك ماده مي نمايد. اين ماده بر روي هيپوفيز تأثير گذاشته و سبب ساخته شدن موادي مي شود كه در مرحله بعدي اين مواد توسط خون به تخمدان مي رسد و روي آن تأثير گذاشته باعث ترشح هورمونهاي جنسي زنانه ( استروژن و پروژسترون ) از تخمدان مي شود. ابتدا هورمون استروژن ساخته شده در تخمدان باعث رشد و رها شدن تخمك مي‌گردد. به اين عمل تخمك گذاري مي گويند. تخمك گذاري معمولاً 14 روز قبل از عادت ماهانه اتفاق مي افتد اين تخمك اگر در مجاورت اسپرم ( يعني سلول جنسي مرد ) قرار گيرد، تبديل به جنين مي گردد. از اين زمان به بعد ( بعد از تخمك گذاري ) هورمون پروژسترون از طريق تخمدان ساخته مي شود. هورمونهاي استروژن و پروژسترون به ترتيب بر روي بافت پوششي درون رحم تأثير مي كنند كه در اثر آن لايه نسبتاً ضخيمي در درون رحم ايجاد مي شود و در پايان دوره عادت ماهانه در صورت عدم حاملگي، به شكل قاعدگي همراه با خون ، ريزش مي نمايد. همينطور هورمونهاي استروژن و پروژسترون بطور معكوس بر روي غده هيپوفيز و سپس هيپوتالاموس اثر كرده و فعاليت هيپوفيز و هيپوتالاموس را تنظيم مي نمايند. هورمون استروژن علاوه بر تأثير گذاشتن بر روي تخمك گذاري و عادت ماهانه ، در رشد بافتهاي ساير اعضاء دستگاه تناسلي و بروز صفات زنانه و رشد استخوانها هم دخالت دارد. همچنين هر دو هورمون ( استروژن و پروژسترون ) بر روي رشد پستانها تأثير دارند. طول مدت قاعدگي 3 تا 7 روز كه حدوداً 35 الي 60 سي سي خون از بدن خارج مي شود پوشش داخلي تخريب شده و رحم ترميم پيدا مي كند و دوباره در زمان مشخصي در دوره بعدي ريزش مي كند. به فاصله زماني ميان اولين روز خونريزي دو دوره متوالي ، دوره قاعدگي يا سيكل ماهيانه مي گويند. دوره عادت ماهانه معمولاً بين 21 تا 35 روز است . دوره عادت ماهانه در سنين جواني اغلب 28 روزه است و غالباً با افزايش سن دوره عادت ماهانه كوتاهتر مي شود. دوره عادت ماهانه و حتي مدت روزهاي خونريزي در هر فرد ثابت نيست و ممكن است كمي پس و پيش شود. اين مسئله به مدت چند روز تا يك هفته مي تواند طبيعي باشد. طولاني شدن دوره عادت ماهانه بيش از 35 روز بخصوص در صورت تكرار آن در ماههاي بعد بايد تحت بررسي قرار گيرد. زيرا ممكن است به دليل بعضي بيماريها از جمله بيماريهاي تخمدان و يا بيماريهاي هيپوفيز و يا غدد ديگر باشد. كوتاه شدن دوره عادت ماهانه به ميزان كمتر از 21 روز نيز بخصوص اگر تكرار شود ممكن است به دليل بيماريهاي رحمي و يا تخمداني و يا ساير غدد باشد كه حتماً بايد بررسي شود. در دوران شيردهي دوره عادت ماهانه ثابت نيست و اغلب ممكن است فاصله بين قاعدگي ها طولاني شود و يا حتي قاعدگي قطع گردد. در دوران حاملگي قاعدگي قطع مي شود. ممكن است خونريزي هاي بعد از اولين بار عادت ماهانه، منظم نباشد. حتي احتمال دارد مدت خونريزي با ميزان خونريزي و چگونگي آن ثابت نباشد. گاهي طول دوره خونريزي كوتاه و يا بلند مي شود و گاهي در بعضي از افراد ممكن است به مدت چند ماه بعد از اولين خونريزي، قاعدگي قطع شود و يا لكه بيني وجود داشته باشد. اين مسئله نگران كننده نيست و اغلب ممكن است طبيعي باشد. دليل اين امر عدم تكامل محور هورموني هيپوفيز و تخمدان مي باشد كه به مرور زمان در طول 2 تا 5/2 سال اول قاعدگي خود بخود بهبود مي يابد. علائم همزمان و پيش از قاعدگي : معمولاً حدود 10 تا 14 روز قبل از عادت ماهانه گروهي از علائم جسمي و رواني شروع مي شود كه معمولاً تكرار شونده هستند. اين علائم با شروع خونريزي و يا در همان روزهاي اول خونريزي ، از بين مي روند. علت پيدايش اين علائم مشخص نيست و بيشتر به دليل تغييرات سطح هورموني در بدن زن، قبل از عادت ماهانه است. علائم در افراد ثابت نيست. در بعضي ها ممكن است بسيار خفيف و قابل تحمل باشد و در افراد ديگر ممكن است تشديد و غيرقابل تحمل باشد كه هيچكدام غير طبيعي نيستند. اين علائم حتي در يك فرد از يك دوره تا دوره ديگر هم متفاوت است و شامل تغييرات جسمي و رواني ميباشد. تغييرات جسمي شامل موارد زير هستند : افزايش وزن، احساس سنگيني در شكم و كل بدن، تورم دستها و صورت، بزرگ شدن پستانها، دردناك شدن پستانها، سردرد ، تهوع، استفراغ، اسهال ، بي اشتهايي و يا تمايل به بعضي از غذاها ، خستگي ، تكرر ادرار، كمر درد و درد زير شكم. در دوران قاعدگي ممكن است چند ساعت قبل و يا همزمان با شروع خونريزي آغاز گردد و معمولاً بيش از 2 يا 3 روز اول ادامه پيدا نمي كند. اين درد به صورت كوليكي ( قولنجي ) است ( مي گيرد و رها مي كند) و ممكن است به پشت يا پاها، باسن و يا كشاله ران كشيده شود. علائم يا تغييرات رواني قبل از عادت ماهانه عبارتند از : تغييراتي در خلق، نگراني، افسردگي، نااميدي،تحريك پذيري،كاهش قدرت تمركز،منفي گرايي،تغيير تمايلات جنسي و علائم جسمي و رواني ممكن است همراه با دل درد در تمامي افراد كمابيش ديده شود ولي در شروع اولين دوره هاي عادت ماهانه ممكن است اين علائم وجود نداشته باشد. بهداشت دوران قاعدگي : در دوران عادت ماهانه، رعايت بهداشت فردي بسيار مهم است . زيرا محيط خوني، محيطي مناسب براي رشد انواع ميكروبها بوده و بوي ناخوشايندي هم دارد. رعايت نكات بهداشتي زير بسيار ضروري بوده و كمك بسياري به حفظ تندرستي و آراستگي فرد مي كند : 1-در صورت استفاده از نوار بهداشتي در اين دوران، نوارها با فواصل كم و حداقل هر 3 الي 4 ساعت يكبار عوض شود. به محض خيس شدن نوار، حتماً بايد تعويض گردد. 2-قبل و بعد از استفاده از نوار بهداشتي دستان با آب و صابون شسته شود. 3-درصورت استفاده از پارچه به جاي نوار بهداشتي از پارچه نخي استفاده شود و مرتب تعويض گردد و با آب و مواد شوينده شسته و در آفتاب خشك شود. اتو كشيدن پارچه ها نيز مفيد مي باشد. 4-بهتر است در اين دوران از لباسهاي زير نخي استفاده شود، آنها را مرتب عوض نموده ، تميز شسته شود و در آفتاب يا با اتو خشك گردد. 5-در دوران عادت ماهانه شستشو و گرفتن طهارت ضروري است و سبب هيچ نوع بيماري نمي شود. با شستشوي خون، بوي بد از بين رفته و از مساعد شدن محيط براي رشد انواع ميكروبها جلوگيري مي شود. 6-استحمام روزانه در دوران عادت ماهانه لازم است. هنگام استحمام دقت شود كه عمل شستشوي بدن به طور ايستاده انجام پذيرد و از شستن در وان حمام پرهيز شود. 7-دردهاي دوران عادت ماهانه ( درد زير دل و كمردرد ) اغلب به دليل انقباضات عضلاني رحم مي باشد كه مي توان آن را از طريق استحمام با آب گرم و يا با استفاده از كيسه آب گرم به مدت 10 تا 15 دقيقه تسكين داد. ماساژ كمر نيز به از بين رفتن يا كاهش درد كمك مي كند. در صورت مشاهده موارد زير با پزشك مشورت شود : 1-تأخير در قاعدگي تا سن 14 سالگي در صورتي كه ساير صفات ثانويه جنسي مثل رشد پستانها و پيدايش موهاي ناحيه زهار و زير بغل نيز ظاهر نشده باشد. 2-تأخير در قاعدگي تا بعد از 16 سالگي در صورتيكه رشد تكامل و ساير صفات ثانويه جنسي ( رشد پستانها و پيدايش موهاي ناحيه زهار و زير بغل ) ظاهر شده باشد. 3-چنانچه دردهاي قاعدگي خيلي زياد باشد و مراقبتهاي خانگي مثل گرم كردن موضع درد، نوشيدن مايعات گرم ، ماساژ محل درد، انجام برخي از نرمشها و پياده روي، استحمام با آب گرم يا كيسه آب گرم موثر واقع نشوند. 4-هر گونه بي نظمي در قاعدگي با توجه به فواصل قاعدگيهاي قبلي 5-روشن بودن خون قاعدگي همراه با دفع لخته هاي بزرگ 6-افزايش مدت خونريزي قاعدگي نسبت به دوره هاي قبلي قاعدگي ( خونريزي بيش از 10 روز ) عفونتهاي شايع دستگاه تناسلي زنان عفونتهاي تناسلي بيماريهاي عفوني سيستم تناسلي زنان بسيار شايع هستند. بعضي از اين بيماريها خودبخود محدود شونده هستند و تنها موجب ناراحتي هاي جزيي براي زنان مي شوند در حاليكه بعضي ديگر از اين بيماريها شديد و تهديد كننده بوده و نياز به توجه فوري و درمان طولاني مدت دارند. شيوع اين اختلالات آنچنان دامنگير زنان به ويژه در كشورهاي غربي شده كه هر ساله متجاوز از 22 ميليون زن در امريكا به اين بيماري خطرناك تناسلي مبتلا مي شوند به طور ميانگين از هر 4 زن 3 زن به عفونتهاي قارچي واژن گرفتارند. زنان در طول زندگي به مراتب دچار عفونتهاي تناسلي شده و علاوه بر تحميل مخارج بالاي درمان ، عواقب و ناراحتيهاي زيادي بر جسم و روان خود وارد مي سازند. متأسفانه شيوع و سرايت اين بيماري روز به روز افزايش يافته و خطرات ناشي از آن به طور جدي جامعه زنان را تهديد مي كند. با توجه به رسوم و باورهاي غلط و ترس زنان از طرد شدگي از سوي ديگران و عدم شناخت صحيح زنان در خصوص اين بيماريها و مراجعه به موقع جهت درمان آمار دقيقي از ميزان شيوع اين بيماريها در كشور وجود ندارد ولي با توجه به علائم اوليه عفونتهاي تناسلي همچون زخمهاي تناسلي، درد زير شكم، زگيل تناسلي، ترشحات واژن و التهاب گردن رحم در معاينات باليني ميزان بالاي شيوع اين بيماري را در كشور مي توان تخمين زد. اختلالات عفوني ترشحات طبيعي واژن حاوي ترشحات ناشي از غدد چربي ، عرق، بارتولين، تراوشات ديواره واژن و سلولهاي ريزش يافته از واژن و سرويكس (‌گردن رحم ) موكوس سرويكس ، مايع اندومتر، لوله هاي فالوپ ، ميكروارگانيسمها و محصولات متابوليك آنها مي باشد. اين فرايندها همه تحت تأثير سطح هورمونهاي مختلف مترشحه از تخمدان مي باشند . ( استروژن و پروژسترون ) ترشحات طبيعي واژن لزج و سفيد رنگ هستند. از نظر ميكروسكوپي تعداد اندكي گلبول سفيد، و كمتر از يك گلبول به ازاي هر سلول اپي تليال ) و به تعداد بسيار كمي سلولهاي كليدي وجود دارد. وجودPHپائين ( 5/4 5/3 ) كه به وسيله عمل باسيل دودرلاين (‌از فلونرمال واژن ) حفظ مي شود و نيز هورمون استروژن‌قسمت واژينال سيستم تناسلي زنان را در برابر عفونت ها محافظت مي كنند. در صورتيكه مقاومت بدن زن در اثر استرس يا بيماري كاهش يابد يا PH مختل شود و يا ارگانيسم بيماري زا وارد سيستم گردد ، خطر عفونت افزايش مي يابد. ترشحات واژن ( لكوره ) به هر نوع ترشح غيرخوني از واژن لكوره اطلاق مي شود. ممكن است ترشحات فيزيولوژيك يا ترشحات توليد شده در پاسخ به تحريك ، عفونت اعضاء تناسلي باشد. همواره مقدار معيني ترشح از واژن وجود دارد كه از ترشحات غدد گردن رحم ، بقاياي اندومتر ،‌ترشحات مخاط واژن و اپي تليوم ريزش يافته آن تشكيل مي شود. ليكن ممكن است وجود آن براي اكثريت زنان ملموس نباشد. شايعترين علت ترشح غيرطبيعي واژن عفونت واژن ( واژينيت ) يا گردن رحم ( سرويسيت ) است. تحريك مزمن ، پرخوني يا اختلالات غددي كه با توليد بيش از حد استروژن همراهند نيز مي توانند موجب ترشح غير طبيعي شوند. لكوره (‌ترشحات واژن ) يكي از شايعترين مسايل زنان است. التهاب عفوني واژن ( واژينيت ) عفونتهاي ولوو واژن (‌لبها و مهبل ) مشكلات شايعي هستند كه كادر بهداشتي درماني براي تأمين اطلاعات جهت پيشگيري از وقوع اين عفونتها نقش مهمي دارند. به منظور پيشگيري از اين عفونت ها ، زنان بايد از آناتومي خود و معيارهاي بهداشتي دستگاه تناسلي به ويژه واژن آگاه باشند. اپي تليوم (‌ بافت پوششي )‌واژن با حساسيت نسبتاً بالا به استروژن ، توليد گليكوژن ( نوعي قند ) مي نمايد. گليكوژن در مرحله بعد تجزيه ،‌به اسيد لاكتيك تبديل مي شود كه علت PH پائين واژن همين اسيد است. وقتي كه در زمان شيردهي و يائسگي سطح استروژن افت مي كند، گليكوژن نيز كاهش مي يابد. با كاهش توليد گليكوژن ، ممكن است عفونت ايجاد شود . علاوه بر اين با قطع توليد استروژن در دوران يائسگي و بعد از آن واژن و لبها آتروفي مي شوند و بيشتر مستعد عفونت مي گردند. زماني كه بيمار با آنتي بيوتيك تحت درمان قرار مي گيرد، فلورنرمال واژن كاهش مي‌يابد. اين سبب تغييرPH و رشد ارگانيسم ها مي شود. فاكتورهاي احتمالي ديگر كه ممكن است سبب شروع عفونت شوند عبارتند از -مقاربت جنسي با فرد آلوده -پوشيدن لباسهاي چسبنده، غير جاذب و نگهدارنده گرما شايعترين انواع التهاب و عفونت واژن ( واژينيت ) عبارتند از : -كانديداياز -تريكومونازيس -واژينوزباكتريال ( گاردنلا و باكتريهاي بيهوازي ) واژينيت وقتي اتفاق مي افتد كه كانديدا يا تريكوموناز و يا ساير انواع باكتري ها به واژن هجوم آورند. ترشح سفيد رنگ طبيعي از واژن كه ممكن است در حين تخمك گذاري و يا بلافاصله قبل از شروع قاعدگي كمي از نظر حجم بيشتر شود، در صورت واژينيت بسيار بيشتر خواهد شد. در زمان ابتلا به واژينيت بعلت مجاورت پيشابراه با واژن ممكن است يورتريت (‌التهاب پيشابراه ) نيز ايجاد شود. ترشحات همراه واژينيت ممكن است با علائمي نظير خارش ، بو، قرمزي ، سوزش يا ورم مهبل قوام باشد و با دفع ادرار و اجابت مزاج تشديد شود. كانديدياز Candidiasis كانديدياز ولوو واژن يك عفونت قارچي است كه بوسيله گونه هاي كانديدا ايجاد مي شود در اكثر موارد عامل بيماري كانديديا آلبيكانس است اما ممكن است ساير گونه ها همچون كانديديا گلابراتانيز سبب اين اختلال شوند. ابتلا به كاندياز بيشترين درصد ( 85 تا 90 درصد ) عفونتهاي خارجي ناحيه تناسلي را شامل مي شود. كانديدا ارگانيسم شايع اين عفونت به طور طبيعي در دهان، حلق تا روده بزرگ و واژن وجود دارد، آن در محيط هاي گرم و مرطوب مانند غشاهاي مخاطي و چين هاي بافتي رشد مي كند. در بعضي از بيماران كه تحت آنتي بيوتيك درماني قرار گرفته اند .‌ممكن است اين اختلال ايجاد شود. اين داروها باكتريها را كاهش مي دهند بنا بر اين مكانيسم هاي حفاظتي طبيعي را كه معمولاً در واژن وجود دارند مختل مي كنند و اين شانس ابتلا به عفونت را بيشتر مي سازد . علائم علائم باليني عبارتند از ترشحات واژن كه سبب خارش و احتمالاً تحريك ناحيه مي شوند. ترشحات ممكن است آبكي يا غليظ و چسبناك باشند و رنگ آن سفيد يا به شكل ذرات پنير مي باشد. ساييدگي ناشي از خاراندن ناحيه سبب سوزش در هنگام دفع ادرار شود، نشانه ها معمولاً بلافاصله قبل از قاعدگي تشديد مي شود و در طي حاملگي كمتر به درمان جواب مي دهد. حدود 10 تا 25 درصد خانمهاي حامله كانديدا بدون علامت هستند كه نيازي به درمان ندارند. عوامل مستعد كننده عفونتهاي كانديدياز : -مصرف برخي داروهايي نظير آنتي بيوتيك :‌بعلت اختلال در فلور طبيعي واژن شرايط براي رشد مفرط كانديداها افزايش مي يابد. -حاملگي و ديابت : باعث كاهش كيفيت ايمني سلولي مي شود لذا ميزان بروز كانديدياز بيشتر مي شود. -برخي از رژيم هاي غذايي حاوي مقادير زيادي ميوه و شكر -ناتواني و در بستر خوابيدن -و مهمتر از همه عدم رعايت بهداشت جنسي و فردي درمان : هدف از درمان ، دفع نشانه ها است. درمانها عبارتند از داروهاي ضد قارچ مثل ميكونازول، نيستاتين، كلوتريمازول و تركونازول كه به صورت كرم مصرف مي شوند. اين داروها در هنگام خواب با استفاده از يك اپليكاتور در داخل واژن قرار داده مي شوند و در صورت خارش ولو، قسمتي از آن روي ولو قرار داده مي شود. دوره درماني يك شب، سه شب تا هفت شب ممكن است باشد. واژينوز باكتريال واژينوزباكتريال حاصل رشد بيش از حد باكتريهايي است كه به فلورنرمال در واژن وجود دارند. اين اختلال با بويي شبيه بوي ماهي مشخص مي شوند كه بخصوص بعد از مقاربت جنسي يا در طي قاعدگي تشديد مي گردد و علت آن PH بالاي واژن است. در اين اختلال ، حجم ترشحات واژن بيش از مقدار طبيعي است. واژينوز باكتريال ، ممكن است در خلال سيكل قاعدگي ايجاد شود و هيچگونه درد يا ناراحتي را توليد نكند. بيش از نيمي از زنان با واژينوزباكتريال هيج نشانه اي ندارند. ترشحات در صورتيكه قابل ملاحظه باشند به رنگ خاكستري يا زرد مايل به سفيد ديده مي شود اين عفونت بيشتر در دخترها قبل از شروع اولين قاعدگي و در خانمها پس از يائسگي و يا در موارد جسم خارجي در دستگاه تناسلي ديده مي شود. واژينوزباكتريال غالباً بيماري خطرناكي نيست اما ممكن است موجب زايمان زودرس، عفونت بعد از زايمان يا پس از سقط ، عفونتهاي پس از هيستركتومي ( برداشتن رحم ) وعفونت لگن را افزايش دهد. از ديگر عوارض اين بيماري مي توان به آبسه‌هاي لگني حاملگي خارج از رحم ، نازايي، درد مزمن شكم و لگن اشاره كرد. درمان : مترونيدازول كه به صورت خوراكي، روزي دوبار به مدت يك هفته تجويز مي شود ، درمان مؤثري است و ژل واژينال آن هم در دسترس مي باشد. اگر عفونت عود كند ممكن است درمان شريك جنسي لازم باشد. تريكومونيازيس : تريكوموناس واژيناليس يك ارگانيسم تك سلولي تاژكدار است كه موجب نوعي واژينيت شايع مي شود. اين عفونت معمولاً از طريق مقاربتي قابل انتقال است. بيشتر در افرادي ديده مي شود كه داراي شريك جنسي متعدد هستند احتمال انتقال غيرجنسي آن نيز از طريق استفاده از توالت هاي عمومي ،‌حمامهاي سونا، استخر شنا و معاينات لگني غير بهداشتي زنان وجود دارد. علائم : علائم باليني آن شامل يك ترشح واژينال رقيق ( غالباً كف آلود ) زرد رنگ مايل به قهوه اي ، بدبو و بسيار محرك مي‌باشد. التهاب و قرمزي واژن ، وجود نقاط خونريزي دهنده ( دانه هاي توت فرنگي ) در مخاط واژن و سرويكس در هنگام معاينه ديده مي شود. درد مبهم قسمت تحتاني شكم ، ورم و درد قسمت هايي از واژن نيز مي تواند به همراه داشته باشد. اين علائم بلافاصله بعد از قاعدگي يا درحين حاملگي شديد مي شوند. درمان : مؤثرترين درمان براي تريكومونيازيس مترونيدازول است . هر دو شريك جنسي ( زن و مرد ) به طور همزمان بايد از دارو مصرف كنند. در طول درمان در هنگام مقاربت جنسي استفاده از كاندوم الزامي است. تشخيص عفونتهاي واژن علاوه بر معاينه و وجود علائم باليني انجام آزمايش از ترشحات مهبلي ( تهيه اسمير از ترشحات ) و يافتن ميكروب يا قارچ در ترشحات آن ضروري مي باشد. روشهاي متداول تهيه اسمير ،‌جمع آوري ترشحات واژن بوسيله اپليكارتور و قرادادن ترشحات روي دو لام جداگانه است به يكي از لامها يك قطره محلول سالين و به ديگري يك قطره هيدروكسيد پتاسيم 10% افزوده مي شود تا تحت مطالعه ميكروسكوپي قرار بگيرد. درمان : براي درمان بيماري بايد عوامل را به طور كامل ريشه كن نمود. بنا بر اين شست و شوي مهبل ، استعمال داروها ( بصورت كرم،‌ شياف و قرص ) جهت تسكين خارش و درد تحت نظارت پزشك توصيه مي شود. چون معمولاً بيماري عودكننده است علاوه بر درمان زنان بايد همسران آنها نيز درمان شوند. پيگيري تكرار نمونه پاپ اسمير پس از يك دوره درمان كامل لازم است. بطور كلي درمان اصلي در التهاب واژن شامل : -آنتي بيوتيك درماني -پرهيز از نزديكي تا بهبودي كامل -خشك نگهداشتن دستگاه تناسلي -دوش واژينال با محلول رقيق سركه ب-التهاب عفوني دهانه رحم ( سرويسيت ) بطور كلي اين عفونت را مي توان به دو گروه ويروسي و غيرويروسي تقسيم كرد. كه در نوع غيرويروس شايعترين علت ابتلا به تك سلولي تريكوموناس و در نوع ويروس شايعترين علت ويروس هرپيس سيمپلكس ( تبخال ژنتيال ) ميباشد. عفونتهاي غيرويروس دهانه رحم : اين عفونت ها مي تواند به دو شكل حاد و مزمن ظاهر شوند. علائم باليني نوع حاد : -ترشحات چركي واژن ( اولين علامت ) -لكه بيني يا خون ريزي در واژن پس از نزديكي -تكرر و سوزش ادرار -درد و خارش دستگاه ادراري -در معاينه با اسپكولوم دهانه رحم ملتهب، قرمز، شكننده و با ترشحات سفيد ، سفيد مايل به زرد ديده مي شود. علائم باليني نوع مزمن : -ترشح واژن -حركت دردناك دهانه رحم در معاينه لگن -درد ناحيه تحتاني شكم التهاب سرويكس نوع مزمن مي تواند عوارض مهمي نظير التهاب لگن، نازايي و عفونتهاي ادراري مزمن را در پي داشته باشد. عفونتهاي ويروسي سرويكس : اين نوع عفونت كه ناشي از ويروس هرپس سيمپلكس ( تبخال ژنتيال ) مي باشد به دو صورت ظاهر مي شود : الف- اوليه ب- عود كننده نوع اوليه : در اين نوع يك تا دو روز قبل از بروز ضايعات ژنتيال علائم پيش درآمد بصورت درد و سوزش موضعي وجود دارد . سپس دانه هاي دردناك و متعددي پديد آمده كه سريعاً بهم پيوسته و زخم بزرگي ايجاد مي كند در 75 درصد موارد ترشحات واژن هم وجود دارد. -ضايعات دهانه رحم در معاينه به شكل دانه ، زخم و يا حتي ضايعات قارچي همراه با ترشحات موكوس چركي ديده مي شود . در صورت عدم وجود عفونت ثانويه بهبودي به تدريج و در عرض چند هفته حاصل مي شود. شروع عفونتهاي اوليه پر سر وصدا و با علايمي نظير تب، درد بدن و خستگي همراه مي باشد. نوع عود كننده : موارد عود كننده معمولاً در طي يكسال اول پس از عفونت اوليه ديده مي شود. در عود عفونت معمولاً دوره بيماري بسيار كوتاه است و طي 7 تا 10 روز بهبودي حاصل مي شود. درمان : بطور كلي خط درماني در عفونت دهانه رحم بعد از تشخيص قطعي بوسيله آزمايشها و معاينه . علايم باليني شامل آنتي بيوتيك درماني و عمل جراحي مي باشد . همچنين توصيه هايي نظير استفاده از مسكن يا بي حسي موضعي – پوشيدن لباس زير نخي و رعايت بهداشت زخم ها و عدم تماس جنسي تا خوب شدن كامل ضايعات در روند بهبودي بيمار بسيار موثر است بيماري التهابي لگن - عفونتي است كه مي تواند قسمتهاي مختلف دستگاه تناسلي فوقاني خصوصاٌٍ لوله هاي رحمي را درگير سازند و علل ميكروبي متعدد دارد . - راههاي انتقال حدود 99 درصد ناشي از انتقال ميكروب از واژني به رحم و قسمت هاي بالاتر است . عوامل مستعد كننده : 1-سن 15 تا 24 سالگي و تعدد شركاي جنسي 2-سابقه قبلي عفونت لگن 3-عفونت باكتريايي واژن 4-بروز عفونت بلافاصله پس از كارگذاشتنI.U.D 5-نمونه برداري از رحم ، كورتاژ و سقط 6-قاعدگي ( شايعترين زمان انتقال ميكروب ، زمان خونريزي قاعدگي است . ) عفونتهاي ويروسي واژن و سرويكس 1-عفونت پاپيلوما ويروسي انسانيHPV 2-عفونت مرپس سيملكس نوع 2 پاپيلوما ويروسي انساني عفونت HPV ، نوعي از عفونت است كه از طريق جنسي منتقل مي شود . اين ارگانيسم داراي چند گونه مختلف است كه بعضي از آنها موجب ناهنجاريهاي سرويكس ( گردن رحم ) مي شوند . شايعترين گونه هاي آن 6 و 11 هستند كه معمولاٌ سبب رويش هاي زگيل مانند بر روي آلت تناسلي مي شوند اين زگيل ها غالباٌٍ توسط بيمار قابل رويت يا قابل لمس هستند . بروز HPV در زنان جوان كه از نظر جنسي فعال هستند بالاست . عوامل خطر آن عبارتند از :
    • فعاليت جنسي
    • نژارهيس پانيك يا آفريقايي
    • داشتن شركاي جنسي متعدد
    • داشتن ارتباط جنسي با فردي كه خود شركاي جنسي متعدد دارد
    • مصرف زياد الكل هم يكي ديگر از عوامل خطر است ، زيرا تصميم گيري درست ، قوه قضاوت و مراقبت از خود را مختل مي نمايد .

    بيماران مبتلا بهHPV بايد تا چندين سال هر 6 ماه يكبار پاپ اسيمر انجام دهند زيرا احتمال تبديل شدنHPV به ضايعات پيش سرطاني وجود دارد . كاندوم وسيله مناسبي براي پيشگيري از انتقال است اما از تمام ارگانيسم ها جلوگيري نمي كند زيرا ممكن است انتقال ويروس از طريق پوست به پوست و در مناطقي كه بوسيله كاندم پوشيده نشده اند ، صورت بگيرد . هرپس سيمپلكس ويروس نوع 2 ( هرپس ژنيتاليس ، ويروس هرپس سيمپلكس ) هرپس ژنيتاليس يك عفونت ويروسي است كه سبب بروز ضايعات هرپس ( تبخال ) در سرويكس واژن و سيستم تناسلي خارجي مي شود . اين يك بيماري مقاربتي است اما ممكن است از طريق غير جنسي از سطوح مرطوب يا توسط خود شخص انتقال يابد ( بعنوان مثال لمس يك زخم زگيل و سپس لمس منطقه تناسلي ) عفونت اوليه معمولاٌٍ درد شديدي دارد و مدت يك هفته طول مي كشد . عود عفونت درد كمتري دارد و معمولاٌ با خارش و سوزش خفيف تري همراه است . بعضي از بيمارا ن عود عفونت را تجربه نمي كنند يا اينكه خيلي كم دچار عفونت مي شوند در حاليكه گروهي ديگر ممكن است مكرراٌ دچار علايم عفونت شوند . عواملي كه در عود عفونت دخالت دارند شامل : · استرس · آفتاب سوختگي · استراحت و تغذيه ناكافي بروز عفونت هرپس از سال 1970 به بعد در ميان نوجوانان و جوانان ( تا 20 سالگي ) تا 5 برابر افزايش يافته است . شيوع ساير بيماريهاي مقاربتي بدليل افزايش استفاده از كاندوم ، كاهش اندكي پيدا كرده است اما هرپس از طريق تماس پوست با پوستي كه كاندوم آن را نپوشانيده است نيز قابل انتقال مي باشد حتي وقتيكه ناقل هيچ نشانه اي نداشته باشد ، احتمال انتقال ويروس وجود دارد . ضايعات اين بيماري شخص را مستعد عفونتHIV و ساير بيماريهاي مقاربتي مي نمايد . انواع عوامل بيماريزاي هرپس از انواع هرپس ويروسهاي شناخته شده ، 6 نوع آن بر انسان تإثير مي گذارند 1-هرپس سيمپلكس نوع 1 (1- HSV ) كه معمولاٌ زخمهاي تبخال را در لبها ايجاد مي كند . 2- هرپس سيمپلكس نوع 2 ( 2- HSV ) يا هرپس ژنيتال 3-واريسلازوستر ( زونا ) 4-ويروس اپشتين بار 5-سيتومگالو ويروس 6-ويروس B – لنفوتروفيك انساني علت 80 درصد ضايعات دستگاه تناسلي خارجي و مبهل،HSV2 مي باشد . 20 درصد بقيه حاصل عفونت HSV-1 مي باشد. بين HSV-1و HSV-2 تشابهات نزديكي وجود دارد كه افتراق باليني آنها را غير ممكن مي سازد . تماس نزديك انسان از طريق دهان ، واژن يا سرويكس براي اكتساب عفونت لازم است . معمولاٌ ويروس در درجه حرارت اتاق يا خشك كردن كشته مي شود . وقتي كه تكثير ويروس كاهش مي يابد ويروس به طرف اعصاب حسي محيطي پيش مي رود و در عقده هاي عصبي به صورت غير فعال باقي مي ماند . يكي ديگر از علل عود عفونت مواردي است كه ميزبان در معرض استرس قرار مي گيرد . در زنان باردار با هرپس فعال ، اگر زايمان از طريق واژينال انجام شود ، نوزاد ممكن است به ويروس آلوده گردد . اگر اين شرايط اتفاق بيفتد ، خطر مرگ و مير جنين وجود دارد . بنابر اين در صورت عود عفونت در نزديكي هاي زمان زايمان بهتر است سزارين انجام گيرد . علايم : خارش و درد همراه با قرمزي و تورم منطقه آلوده وجود دارد . تبخالها به صورت تاولهايي نمايان مي شود كه ممكن است پاره نشوند ، سپس زخمي و بعد تبديل به دلمه گردند . در زنان اولين محل ابتلا معمولاٌ لبهاي مهبلي ( قسمت خارجي مبهل ) البته ممكن است سرويكس با واژن و پوست پرينه نيز مبتلا شوند . در مردان ، معمولاٌ نوك آلت ، پوست روي آن و تنه آلت تناسلي گرفتار مي شود . 4-3 روز بعد از شروع ضايعات ، نشانه هاي شبيه آنفلوانزا ظاهر مي شود . تورم غدد لنفاوي در كشاله ران ، افزايش خفيف درجه حرارت ، تبخال ، سردرد ، دردهاي عضلاني و سوزش و درد هنگام دفع ادرار ( ديزوري ) غالباٌ‌ مورد توجه قرار مي گيرد . درد در هفته اول وجود دارد و سپس كاهش مي يابد . ضايعات در طي دو هفته فرو كش مي كنند مگر اينكه دوباره عفونت ثانويه اي اتفاق بيفتد . بندرت ممكن است عوارضي ناشي از انتشار بيماري به خارج سيستم تناسلي اتفاق بيفتد . اين عوارض شامل ضايعات در ناحيه باسن ، قسمت فوقاني ران ها يا حتي چشمها مي باشند ، علت بروز اين عوارض لمس ضايعات و سپس لمس جاهاي ديگر بدن است . بايد به بيماران توصيه نمود كه پس از دست زدن به ضايعات دستان خود را بشويند . ساير مشكلات احتمالي شامل مننژيت غير ميكروبي و استرس شديد رواني بعلت قطعي شدن تشخيص مي باشند . درمان : عفونت HSV2 بهبودي كامل نمي پذيرد اما هدف از درمان آن ، تسكين نشانه هاست . اهداف درماني عبارتند از : پيشگيري از انتشار عفونت ، ايجاد راحتي براي بيمار ، كاهش بروز خطرات و شروع برنامه هاي آموزشي و مشاوره اي ،‌استفاده از داروهاي ضد ويروسي . داروهاي ضد ويروسي مي توانند نشانه ها را تضعيف كرده و دوره عفونت را كاهش دهند و در پيشگيري از عود آنها موثر هستند . معمولاٌ مقاومت به دارو و آثار جانبي دراز مدت ايجاد نمي شود . حملات بعدي خفيف تر از حمله اوليه است . نكات مهم در خصوص بيماريهاي عفوني تناسلي : -داروهاي تجويز شده در درمان عفونت تناسلي بايد كامل مصرف شود. درمان نيمه كاره علاوه بر باقي ماندن بيماري مي تواند سبب مقاومت دارويي شود. -در درمان برخي از عفونتهاي تناسلي بايد زن و شوهر هر دو داروي همزمان مصرف نمايند. -در طول مدت درمان عفونتهاي تناسلي بايد از نزديكي خودداري و حتي الامكان از كاندوم استفاده كرد. -رعايت بهداشت دستگاه تناسلي از جمله انتخاب لباس زير و نظافت ناحيه تناسلي به بهبود سريعتر عفونت ها كمك مي كند. -اگر پس از پايان دوره درماني هنوز علامتهاي عفونت باقي مانده بايد براي معاينه و آزمايش بيشتر و شايد شروع داروي جديد به پزشك يا ماما مراجعه كرد. -از خوددرماني پرهيز گردد. -از پوشيدن لباسهاي تنگ و چسبان و لباس زير غير نخي خودداري گردد چرا كه به علت عدم جريان هوا در ناحيه تناسلي محيط براي رشد ميكروبها و ساير عوامل بيماريزا مناسب مي شود. -لباس زير بايد در فاصله هاي زماني كوتاه عوض گردد و پس از شستشو در برابر آفتاب و يا با اتو خشك شود. -رعايت بهداشت فردي مثل استحمام مرتب ، كوتاه بودن ناخنها، شستشوي دستها قبل و پس از اجابت مزاج، شستشو و خشك كردن ناحيه پرينه ، عوض كردن مرتب پدهاي بهداشتي در طول روزهاي قاعدگي ضروري است. -بهترين راه براي جلوگيري از عفونتهاي تناسلي استفاده از كاندوم در هنگام مقاربت مي باشد. كاندوم علاوه بر جلوگيري از بارداري مانع از تماس ميكروبها بين زوجين مي شود. -پس از پايان نزديكي به شستشوي قسمت خارجي اعضاي تناسلي و همچنين تخليه ادرار مي تواند سبب پيشگيري از عفونتهاي تناسلي شود. -افراد مبتلا به بيماري ديابت و يا زنان حامله آمادگي بيشتري براي ابتلا به عفونتهاي تناسلي دارند لذا اين افراد به مراقبت بيشتري نياز دارند. -حداكثر زمان استفاده از پدهاي بهداشتي در هر روز قاعدگي شش ساعت مي باشد تعويض به موقع آن از انتشار بوي بد و بروز احتمالي عفونتهاي تناسلي جلوگيري مي نمايد. پيشگيري از عفونت مجدد يا انتشار آن : يكي از اهداف اصلي درمان، كاهش تحريك بافتي است كه بعلت خاراندن يا پوشيدن لباسهاي تنگ ايجاد مي شود. ناحيه پرينه بايد با استحمام روزانه و نظافت كافي آن پس از اجابت مزاج و دفع ادرار، تميز نگه داشته شود. در هنگام آموزش زنان بايد در باره مصرف داروها از جمله شياف ها و ابزارهايي نظير اپليكاتورهاي مخصوص كرم‌ها به صورت عملي آموزش داد. به اهميت شستشوي دست قبل و بعد از تجويز دارو تإكيد كرد. براي جلوگيري از خرج دارو از واژن بيمار بايد تا 30 دقيقه بعد از گذاشتن دارو دراز بكشد. اگر دارو نشت كند بايد از يك پد تميز استفاده شود. به طور طبيعي ، استفاده از دوش يا اسپريهاي بهداشتي زنانه ضرورتي ندارد زيرا استحمام يا دوش روزانه و تميز نگه داشتن پرينه پس از دفع ادرار و اجابت مزاج، پاكيزگي پرينه را تضمين مي كند. اما در هنگام ابتلا به عفونت استفاده از روش هاي واژينال به منظور كاهش بوهاي نامطبوع و غيرطبيعي ، حذف ترشحات اضافه، تغيير PH و وارد كردن محلولهاي شوينده و ضدعفوني كننده مفيد مي باشد. -لباسهاي زير نخي يا پنبه اي با اندازه هاي متناسب به جاي البسه صناعي تنگ و چسبان كه سبب احتباس گرما و عدم جذب عرق مي شوند توصيه مي گردد. شرط دوري از عفونتها حفظ تندرستي و سلامتي و كسب سلامتي نياز به افزايش آگاهي زنان در زمينه بيماريها و رعايت بهداشت در همه مراحل زندگي كردن زن به خصوص از دوران بلوغ تا يائسگي دارد لذا با اقدامات وسيع و آموزش همگاني زنان در خصوص بهداشت زنان و جلب مشاركت آن مي توان روز به روز بهره وري زنان در كليه عرصه هاي زندگي افزايش داد با توجه به نقش زنان در خانواده با حفظ سلامتي آنان سبب ارتقاء سلامتي خانواده شد. سرطانهاي شايع زنان
    امروزه سرطان ها يكي از علل عمده مرگ و مير جوامع بشري است. شيوه زندگي كنوني، افزايش مصرف دخانيات و برخورد با عوامل سرطان زاي محيطي در افزايش ميزان ابتلاء به سرطان سهم عمده اي دارند. تغيير ساختار جمعيت و روند فزاينده پير شدن جمعيت دليل مهم ديگري براي افزايش سرطان است. در زنان نيز سرطان ها يكي از سه علت اول مرگ و در كليه سنين مي باشند. در بين سرطانهاي شايع زنان كه شيوع ، شدت بدخيمي ، عوارض ، ناهنجاريها و امكان مداخله آنها را ايجاب مي كند تا در مورد تشخيص زودرس و درمان آن اقدامهايي صورت گيرد مي توان به سرطان پستان و گردن رحم اشاره كرد. سرطان پستان يك بيماري وخيم و كشنده است كه در صورت عدم درمان مناسب مبتلايان را به كام مرگ خواهد كشيد . در ايالت متحده از هر هشت زن يك نفر تا سن 90 سالگي مبتلا به سرطان پستان خواهد شد. سرطان پستان شايع ترين نوع سرطان در زنان پس از سرطان پوست است. سرطان گردن رحم بخصوص در كشورهاي در حال توسعه شايع است و از مهم ترين علل مرگ در اثر سرطان مي‌باشد. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهاني 25 درصد از كل مرگ و ميرهاي زنان به علت تومورهاي بدخيم رخ مي دهد كه 18% آنها مربوط به سرطان گردن رحم مي باشد. سرطان پستان سرطان پستان در سطح جهاني به عنوان يك مشكل بهداشتي مطرح است. اين سرطان 32% از سرطانهاي بانوان را تشكيل مي دهد. هم اكنون ميزان بروز اين سرطان سالانه حدود 2-1 درصد در كل جهان در حال افزايش است. آمارهاي فعلي نشان مي دهند كه خطر بروز سرطان پستان در طي دوران زندگي يك زن ، يك مورد از هر 8 زن مي باشد. اين خطر در تمام گروههاي سني يكسان نيست . به عنوان مثال خطر سرطان پستان در سن 35 سالگي 1 نفر از هر 626 نفر مي باشد. اين رقم در 60 سالگي به 1 نفر از هر 24 نفر مي رسد اما بايد توجه داشت متأسفانه در كشور ما خطر بروز سرطان پستان يك دهم سني كمتر از ساير كشورها است و بيشتر در سنين 44-35 سالگي ديده شده است. اما در هر حال تشخيص زودرس سرطان پستان در 5 سال اول 97% شانس زنده ماندن را بيشتر مي سازد. پيشگيري سرطان پستان 1-پيشگيري سطح اول : مقابله با عوامل ايجاد كننده و جلوگيري از بوجود آمدن بيماري است. با توجه به اينكه سرطان پستان عوامل ايجاد كننده مشخصي ندارد و فقط تعدادي عوامل مستعد كننده دارد كه بعضي تا حدودي قابل پيشگيري هستند مثل مصرف چربي زياد، چاقي بعد از يائسگي ، عدم ازدواج و عدم حاملگي و اولين حاملگي بالاي 30 سال ولي برخي عوامل مثل سن و سابقه فاميلي قابل پيشگيري نيستند، بنا بر اين بهترين راه مقابله پيشگيري سطح دوم ( ثانويه ) است. 2-پيشگيري سطح دوم : اين پيشگيري بر مبناي تشخيص زودرس بيماري يعني در مراحلي كه بيماري به درمان پاسخ مي دهد. متأسفانه در كشور ما اكثر سرطانهاي پستان در مراحل پيشرفته كه فقط درمان موجب رفع درجاتي از علائم شديد بيماري مي شود تشخيص داده مي شود. در حاليكه از طريق پيشگيري ثانويه يعني اجراي برنامه هاي بيماريابي تشخيص زودرس و درمان مناسب، 30% از ميزان مرگ و مير حاصل از بيماري كاسته شده و 30% به ميزان بقاي بعد از درمان افزوده مي شود. از هنگام بروز اولين علامت سرطان پستان ، در صورت عدم درمان، اين بيماري در مدتي حدود 30 ماه منجر به مرگ بيمار مي شود در صورت عدم بيمار يابي كه منجر به مراجعه در مراحل پيشرفته بيمار به مراكز درماني شود، اين بيماري قطعاٌ با ميزان مرگ و مير بالايي همراه است. در حال حاضر غربالگري بهترين راه پيشگيري از اين بيماري كشنده است و غربالگري از طريق انجام معاينه باليني و ماموگرافي صورت مي پذيرد. بافت پستان : در مردان و زنان پستانها تا قبل از بلوغ يكسان هستند اما در زمان بلوغ استروژن و هورمونهاي ديگر تكامل پستان را در زنان آغاز مي كنند. اين تكامل معمولاٌ در حدود 10 سالگي اتفاق مي افتد و تا حدود 16 سالگي ادامه مي يابد، البته طيف آن از 9 تا 18 سالگي متغير است. اندازه و شكل پستانها در افراد مختلف متفاوت بوده و اين تغييرات طبيعي هيچ ارتباطي با سرطان ندارد. پستان مجموعه اي از غدد و بافت چربي است كه در حدود 85% بافت پستان را چربي تشكيل مي دهد. كه به پستان شكل و قوام مي دهد. در ميان اين بافت چربي غدد شيري قرار دارند . هر پستان به قطعاتي تقسيم شده كه اين قطعات خود به واحدهاي كوچكتري تقسيم مي شوند در داخل اين مجموعه بافتي و چربي مجراهاي شيري وجود دارند كه شير را به طرف نوك پستان هدايت مي كنند. سرطان پستان اغلب از داخل اين بافتها و مجراهاي شيري شروع مي شود. بيماريها و اختلالات پستان تمام اختلالات پستان سرطاني نيستند. بعضي از اختلالات ساختماني مانند شقاق و عفونت مربوط به آن و ماستيت ( التهاب پستان ) . بعضي از بيماريها ممكن است خوش خيم باشند اما بعداٌ به بدخيم تبديل شوند . بعنوان مثال بيماريهاي پروليفراتيو ( پيشرونده ) خوش خيم پستان و بعضي ديگر بطور واضح ،‌بدخيم هستند مثل انواع مختلف سرطان ( كانسر) در مراحل مختلف . اختلالاتي كه نوك پستان ( نيپل ) را گرفتار مي سازند . شقاق Fissure شقاق يك زخم طولي در نوك پستان زنان شيرده مي باشد. در صورت تحريك شدن نوك پستان، يك ناحيه خشن و دردناك ايجاد مي شود كه به محلي براي عفونت تبديل مي گردد ، شستشوي روزانه با آب ، ماساژ با شير پستان و تماس هوا با شقاق اقدامات مفيدي هستند. در صورت لزوم ، ادامه شيردهي با استفاده از حفاظ مخصوص نوك پستان امكان پذير مي باشد. اگر شقاق ايجاد شده وسيع يا بسيار دردناك باشد به زن توصيه مي شود كه شيردهي را قطع كند و تا زمان برگشت مجدد شيردهي از پمپ استفاده نمايد. علت شقاق بيشتر ممكن است نتيجه بد قراردادن پستان در هنگام شيردهي در دهان كودك باشد. در صورت تداوم زخم نياز به روشهاي تشخيصي و درماني بيشتر دارد. ترشح از پستان Breast discharge ترشح از پستان در زني كه شيردهي ندارد مي تواند علل مختلفي داشته باشد. كارسينوم ، پاپيلوها، آدنوم هيپوفيز، پستان كسيتيك و داروهاي مختلف ، مي توانند سبب ترشح مايع از نيپل ( نوك پستان )شوند . برخي از داروهاي ضدبارداري، حاملگي، هورمون درماني، داروهاي گروه كلرپرومازين و تحريك مكرر پستان نيز از ساير علل اين عارضه مي باشند. ترشح پستان بايد بوسيله مراقبين بهداشتي ارزيابي شود اما اين عارضه غالباٌ يك هشدار جدي نيست از هر سه زن يك زن در هنگام فشردن پستان دچار ترشح آن مي شود كه يافته طبيعي است . علت وجود ترشحات سبزرنگ معمولاٌ عفونت است وجود ترشحات قهوه اي يا قرمز دال بر مشكل خاصي مي باشد. ترشح خودبخودي در همه حال بايد مورد ارزيابي قرار گيرد زيرا غير از موارد مربوط به زنان شيرده ، يافته اي طبيعي نيست. براي تعيين نوع ترشح و اينكه آيا از جنس شير پستان مي باشد يا خير، گلبولهاي چربي آن مورد آزمايش قرار مي گيرند. همچنين در صورت احتمال بدخيمي، تست خون مخفي نيز انجام مي شود. خونريزي از پستان يا ترشح خوني وقتي بر نواحي تيره رنگ اطراف نوك پستان فشار وارد شود ممكن است ترشح خوني از نوك پستان مشاهده گردد. گرچه ترشح خوني ممكن است علامت يك بدخيمي باشد اما ممكن است بعلت تومورهاي خوش خيم پستاني يا بيماري كيستيك پستان نيز باشد در صورت پيدايش اين علامت بايد به منظور رد بدخيمي از ترشحات نمونه برداري و ارزيابي لازم بعمل آيد. عفونتهاي پستان ماستيت Mastitis ماستيت ، التهاب يا عفونت بافت پستان است و معمولاٌ در زنان شيرده اتفاق مي افتد اما ممكن است در زنان غيرشيرده نيز ديده شود. انتقال ميكروارگانيسم ها به پستان ممكن است از طريق دستهاي فرد يا سايرين و يا از دهان، چشم، يا پوست كودك شيرخوار صورت گرفته باشد ، همچنين علت آن مي تواند انتقال ارگانيسم ها از طريق خون باشد. با پيشرفت التهاب، مجاري پستان دچار عفونت مي شوند و شير در يك لوبول ( مجراي شيري ) يا لوبولهاي بيشتر احتباس مي يابد. بافت پستان سفت و سخت مي شود و بيمار ار درد مبهم در مناطق عفوني شكايت مي كند. ترشح مواد چركي، خون يا ديگر ترشحات از نوك پستان به تحقيقات بيشتري نياز دارد. درمان شامل آنتي بيوتيك و گرماي موضعي است . بيمار بايد بهداشت فردي را به دقت رعايت كند. استراحت و مصرف مايعات كافي از اصول مهم درمان مي باشند. آبسه شيردهي آبسه پستان ممكن است نتيجه ماستيت حاد باشد. در چنين مواردي منطقه مبتلا، قرمز و حساس مي شود ممكن است از نوك پستان ، ترشحات چركي خارج شود و معمولاٌ آبسه نياز به تخليه دارد. و نمونه خارج شده بايد براي ارزيابي فرستاده شود. بيماريهاي خوش خيم پستان ضايعات خوش خيم پستان شامل تغييرات فيبروكيستيك ،‌فيبروآدنوما و كيست ها مي باشند. تغييرات فيبروكيستيك پستان اين تغييرات سبب اتساع مجاري و تشكيل كيست مي شوند. اين وضعيت معمولاٌ در زنان 50-30 ساله پيش مي آيد، گرچه علت آن نامشخص است اما به نظر مي رسد كه استروژن در ايجاد آن نقش مهمي داشته باشد. زيرا معمولاٌ بعد از يائسگي ، اين كيستها ناپديد مي شوند. مناطق كيستيك بسته به سيكل قاعدگي ، معمولاٌ از نظر اندازه متغيير هستنند. آنها قبل از قاعدگي بزرگ مي شوند و پس از آن كوچك مي گردند. علت اين تغيير اندازه، احتباس مايعات در روزهاي قبل از پريود مي باشد. كيستيك ها ممكن است بي درد باشند و فقط قبل از قاعدگي ، حساس شوند غالباٌ بيماران درد پستان را متناوب و به صورت يك درگ گنگ بيان مي كنند. درد پستان معمولاٌ با نوسانات سطح هورمون و تأثير آنها بر پستان در ارتباط است و حتي در اثر فعاليتهايي مثل برداشتن وسايل سنگين و تحريك ديواره قفسه سينه ايجاد مي شوند. جهت كاهش درد مي‌توان به بيماران توصيه كرد از كرست هاي حمايتي استفاده نمايند و مصرف نمك و كافئين خود را محدود كنند و مي توان از داروهاي مسكن كه خصوصيات ضدالتهاب دارند استفاده كرد. اطمينان داده شود كه درد پستان در مراحل اوليه بندرت علامت سرطان پستان است اما اگر درد پس از شروع قاعدگي تسكين نيابد بيمار جهت ارزيابي بيشتر بايد به مراكز درماني مراجعه كند. فيبروآدنوما فيبروآدنوماها، تومورهاي خوش خيم صاف و متحركي هستند كه معمولاٌ زنان را در اواخر نوجواني تا اواخر 30 سالگي گرفتار مي سازند. اين توده ها حساس نيستند و گاهي اوقات پس از تشخيص قطعي برداشته مي شوند. اين تومورها عود نمي كنند و به بافتهاي مجاور نيز انتشار نمي يابند. بيماريهاي بدخيم پستان تومورهاي سرطاني : سرطان پستان هم مانند ساير سرطانها از يك سلول شروع مي شود. اين سلولها معمولاٌ در ابتدا مجراهاي شيري را آلوده مي كنند ( 80 درصد موارد ) و به سرعت رشد و تكثير مي يابند . بافتها و اعضاي مجاور را مورد حمله قرار مي‌دهند . سپس از طريق خون و لنف به ساير نقاط بدن انتشار مي يابند. هيچ علت مشخصي براي سرطان پستان وجود ندارد و در ايجاد آن تركيبي از عوامل هورموني ، ژنتيكي و احتمالاٌ وقايع محيطي نقش دارند. در مطالعات آزمايشگاهي ، تومورها وقتي با استروژن تماس دارند، سريعتر رشد مي كنند و تحقيقات اپيدميولوژيك نشان مي‌دهد زناني كه به مدت طولاني تر در معرض استروژن بوده اند براي بروز سرطان پستان از خطر بالاتري برخوردارند. قاعدگي زودرس، عدم حاملگي، زايمان پس از سن 30 سالگي و يائسگي ديررس بعنوان عامل خطر جزئي شناخته شده اند. عوامل خطر سرطان پستان اگر چه علت اختصاصي شناخته شده اي براي سرطان پستان وجود ندارد اما محققين مجموعه اي از عوامل خطر را شناسايي كرده اند. اين فاكتورها در كمك به تنظيم برنامه هاي پيشگيري از سرطانها اهميت دارند. اما بايد توجه داشت كليه زنان در تمام مقاطع زندگي خود در معرض خطر سرطان پستان قرار دارند. از طرفي شناسايي عوامل خطر موجب شناسايي زناني مي شود كه ممكن است از پيگيريهاي منظم و درمان زودرس سود ببرند. انجام تحقيقات بيشتر در باره عوامل خطر مي تواند به تعيين استراتژيهاي مؤثر جهت پيشگيري يا اصلاح سرطان پستان در آينده كمك مي كند . اين عوامل عبارتند از :
    • جهش هاي ژني : در زناني كه با جهش ژني روبرو شده اند 90-50 درصد خطر ابتلاء به سرطان پستان وجود دارد.
    • سن بالا : بيشترين خطر سرطان پستان مربوط به بعد از 50 سالگي است.
    • تاريخچه فردي يا خانوادگي : خطر بروز سرطان پستان در صورت ابتلاء بستگان درجه يك زن به سرطان پستان دو برابر مي شود ( خواهر ، مادر يا دختر ) در صورت بروز سرطان پستان در يك پستان خطر درگيري پستان ديگر هر سال حدود يك درصد افزايش مي يابد.
    • قاعدگي زودرس : قاعدگي اگر قبل از سن 12 سالگي شروع شود.
    • عدم حاملگي و سن بالاي مادر در هنگام اولين حاملگي ، بعد از 30 سالگي
    • يائسگي ديررس : يائسگي پس از سن 55 سالگي براي زنان طبيعي خطر سرطان پستان را افزايش مي دهد.
    • سابقه وجود بيماريهاي خوش خيم پستان : در زنان با تومورهاي خوش خيم خطر بروز سرطان پستان دو برابر مي شود.
    • تماس با اشعه : بين زمان بلوغ و سن 30 سالگي تماس با اشعه سبب تغييرات احتمالي سلولهاي پستان شده و آنها را تا دو برابر بيشتر در معرض سرطان پستان قرار مي دهد.
    • چاقي و مصرف غذاهاي پرچرب : بدليل تجمع استروژن دربافتهاي چربي و تأثيرات هورموني
    • درمان جايگزيني با هورمون (HRT) : خطر بروز سرطان پستان در ارتباط با هورمون درماني گزارش شده است . زنان مسني كه براي بيش از 5 سال استروژن حمايتي دريافت كرده اند، خطر بيشتري براي سرطان پستان دارند. افزودن پروژسترون به استروژن درماني، بروز سرطان اندومتر رحم را كاهش مي دهد اما بر سرطان پستان تأثير ندارد.
    • مصرف سيگار و دخانيات

    عوامل حفاظتي عوامل معيني ممكن است در برابر سرطان پستان نقش حفاظتي داشته باشند كه عبارتند از :
    • ورزش منظم و سنگين : خطر را كاهش مي دهد شايد علت اين كاهش، تأخير در قاعدگي زودرس، تضعيف قاعدگي و احتمالاٌ حاملگي و كاهش تعداد سيكل هاي توأم با تخمك گذاري باشد همچنين ورزش چربي بدن را كاهش مي دهد و چربي محلي براي ذخيره استروژنها و توليد هورمون هاي استروئيدي است. بنا بر اين كاهش چربي بدن ، مي تواند تماس بدن را با استروژن كمتر كند.
    • شيردهي
    • داشتن حاملگي قبل از 30 سالگي

    علائم سرطان پستان سرطان پستان مي تواند در هر قسمتي از پستان بوجود بيايد اما شايعترين علل آن ، ربع فوقاني خارجي پستان است كه بيشترين حجم از بافت پستاني را در خود جاي داده است معمولاٌ ضايعات غير حساسند نه دردناك، ثابت هستند نه متحرك و داراي ابعاد نامنظم و سخت هستند نه كپسول دار و صاف شكايت از درد منتشر و حساسيت در زمان قاعدگي ، معمولاٌ با بيماريهاي خوش خيم پستان، توأم مي باشد اما درد قابل توجهي كه دائماٌ وجود دارد ممكن است با مراحل پيشرفته سرطان پستان در ارتباط باشد. به طور كلي علائمي از سرطان پستان كه زنان بايد به آنها توجه كنند عبارتند از : § وجود توده يا سفتي در پستان يا در زير بغل § تغيير در شكل و اندازه پستانها § تغيير در رنگ پوست پستان § وجود قرمزي در يك نقطه پستان و احساس پوسته پوسته شدن و زبري پوست پستان § ترشح خوني از نوك پستان و برگشتي آن § چروكيدگي ( چين خوردن ) ،‌فرورفتگي و يا جمع شدن نوك پستان با مشاهده هر يك از علائم ياد شده بايد فوري به پزشك مراجعه كرد بيشتر مواقع وجود اين علائم دليل بر وجود سرطان نيست ولي فقط پزشك و روشهاي تشخيصي مطمئن تر است. تشخيص وجود يك توده و يا سفتي در پستان و يا هر تغيير ديگر در وضعيت طبيعي پستان و همچنين مشاهده يك تصوير غيرعادي در ماموگرافي ( عكس برداري از پستان ) ممكن است سرطان پستان و يا ساير بيماريهاي پستان باشد. معاينات پزشكي و آگاهي از سوابق شخصي و خانوادگي فرد به بيماري كمك مي كند. زنان خود در تشخيص زودرس سرطان پستان مؤثر هستند و با انجام معاينات ماهانه و بكارگيري توصيه هاي پزشكي به تشخيص در مراحل اوليه كمك مي كنند. مهمترين راههاي تشخيص زودرس سرطان پستان : § ماموگرافي ( عكس برداري از پستان ) § معاينه باليني پستان ( توسط پزشكان و كارشناسان دوره ديده ) § خودآزمايي پستان ( معاينه پستان توسط خود زن ) ماموگرافي : ماموگرافي يك تكنيك تصويربرداري از پستان است كه مي تواند ضايعات غيرملموس را تشخيص داده و به تشخيص نوع توده‌هاي قابل لمس كمك كند. اين روش در حدود 20 دقيقه طول مي كشد و مي تواند در بخش راديوگرافي بيمارستان يا مركز تخصصي تصويربرداري انجام شود. از هر پستان دو منظره تهيه مي شودو يك منظره سرتاپا و يك منظره مورب مركزي – جانبي . براي تهيه اين منظره هاي راديوگرافي پستانها به صورت مكانيكي ، از رأس به طرف قاعده و از دو طرف فشارداده مي‌شوند. زنان ممكن است در اين شرايط كمي احساس فشار و ناراحتي كنند زيرا اعمال حداكثر فشار براي تهيه يك تصوير مناسب لازم مي باشد. هر بار ماموگرافي با ماموگرام هاي قبلي مقايسه مي شود ، در صورت بروز هر گونه تغيير، نياز به تحقيقات بيشتر وجود خواهد داشت. ماموگرافي ممكن است يك تومور پستان را قبل از اينكه از نظر باليني، قابل لمس شود ( كوچكتر از cm1) تشخيص دهد. اما محدوديت هايي دارد. در 10-5 درصد موارد نتايج منفي كاذب بدست مي آيد اين نتايج معمولاٌ در زنان جوان درشت با پستانهاي متراكم حاصل مي شود. بعضي از بيماران پستانهايي با تراكم بافتي كم دارند، اين شرايط نيز ، تشخيص ضايعات را از طريق ماموگرافي دشوار مي سازد. بيماراني كه قرار است تحت ماموگرافي قرار گيرند ممكن است در مورد تماس با اشعه نگران باشند. تماس با اشعه در طي ماموگرافي برابر با يكساعت نور خورشيد است زناني كه چندين بار در سال ماموگرافي مي كنند بيشتر در معرض خطر هستند اما با اين وجود، فوايد اين آزمايش بيشتر از خطرات آن است. اولين ماموگرافي بهتر است بعد از 35 سالگي انجام شود هر چه سن بالاتر رود خطر ابتلا به سرطان پستان افزايش مي‌يابد. انجام ماموگرافي بعد از سن 40 سالگي هر 2 سال يكبار توصيه مي شود و از 50 سالگي به بعد هر سال بايستي ماموگرافي انجام شود. زنان جواني كه بعلت دارا بودن سوابق خانوادگي بيشتر در معرض خطر سرطان پستان قرار دارند بايد در مورد زمان انجام ماموگرافي با متخصصان پستان مشاوره نمايند. معاينه باليني پستان (Clinical Breast Exam ) معاينه پستان زن مي تواند در حين معاينه فيزيكي عمومي يا معاينه ژنيكولوژي ( معاينه تخصصي زنان ) و يا در هر شرايط مشكوك در ارتباط با گزارشهاي بيمار و يا ترس او از بيماريهاي پستان انجام شود. براي زنان 40-20 ساله ، هر 3 سال يكبار انجام معاينه باليني پستانها توصيه مي شود و بعد از 40 سالگي هر سال يكبار انجام اين معاينه ضروري است. در خلال معاينه پستانها چگونگي انجام معاينات خودآزمايي (BSE) نيز به بيمار آموزش داده مي شود. معاينه باليني پستان در حدود 10 دقيقه يا بيشتر طول مي كشد. معاينه با مشاهده شروع مي شود در حالتيكه بيمار در وضعيت راحت مقابل معاينه كننده مي نشيند. پستانها از نظر اندازه و تقارن مورد مشاهده قرار مي گيرند و يك تنوع جزئي در اندازه دو پستان طبيعي است. پوست از نظر رنگ ، الگوي وريدي و ضخامت يا وجود تورم ، چروكيدگي پوست و پرتقالي ‌شدن ) مشاهده مي گردد. وجود زخم ، تراوش يا ترشح خودبخودي از نوك پستان نيز نياز به ارزيابي دارد براي كشف تورفتگي هاي سينه و پستان كه در وضعيت معمول قابل تشخيص نمي باشند، معاينه كننده از بيمار مي خواهد كه دستهاي خود را در بالاي سر بلند كند. اين مانور بطور طبيعي ، هر دو پستان را به يك اندازه مي كند سپس از بيمار خواسته مي شود كه دستها را در دو پهلوي خود قرار داده و به كف فشار دهد. اين مانور موجب انقباض عضله بزرگ سينه اي مي شود و تغييري در محور پستان يا جهت نوك آن بوجود نمي آيد . وجود هر نوع تغيير يا تورفتگي در خلال اين تغيير وضعيت ها مي تواند احتمال بدخيمي را مطرح نمايد. نواحي ترقوه و زير بغل بايد از نظر تورم، تغيير رنگ، وجود ضايعات يا بزرگي غدد لنفاوي مورد مشاهده قرار بگيرند. بعد از مشاهده معاينه از طريق لمس انجام مي شود بيمار در وضعيت نشسته لمس نواحي زيربغل و ترقوه، آسان است . معاينه كننده به آرامي بازوي بيمار را از قفسه سينه دور مي كند و با دست چپ خود ساعد او را گرفته در وضعيت دلخواه نگاه ميدارد سپس از دست راست خود براي لمس زير بغل و غدد لنفاوي و ديواره سينه استفاده مي كند. به منظور لمس از قسمتهاي مسطح نوك انگشتان استفاده مي شود. به طور طبيعي غدد لنفاوي قابل لمس نيستند اما اگر بزرگ شوند اندازه، موضع، حركت، قوام و حساسيت آن مورد توجه قرار مي گيرد. پستانها در وضعيت ايستاده نيز قابل معاينه هستند. سپس بيمار در وضعيت خوابيده قرار بگيرد . قبل از لمس پستان به منظور ايجاد تعادل پستان روي ديواره قفسه سينه، شانه بيمار با استفاده از يك بالش كوچك بلند مي شود. لمس نرم و سيتميك شامل تمام سطوح پستان و دم پستان ( قسمت انتهايي پستان كه به زير بغل امتداد مي يابد ) در ناحيه زير بغل مي شود . معاينه كننده حركت لمس را در جهت عقربه هاي ساعت از محيط خارجي پستان شروع كرده , به طرف نوك پستان ادامه مي دهد. اگر وجود توده تشخيص داده شود موضع آن بايد تعيين گردد. (بعنوان مثال : پستان چپ 2 سانتيمتري نوك پستان در وضعيت ساعت 2 ) اندازه ، شكل، استحكام، انحراف در محور اصلي و ميزان تحرك توده نيز بايد توضيح داده شود. در نهايت آرئول ( قسمت خاكستري اطراف نوك پستان ) به آرامي فشار داده مي شود و وجود هر گونه ترشحي بررسي مي گردد. خودآزمايي پستان ( معاينه پستان توسط خود زن Breast Self Exam ) آموزش BSE مي تواند در طي بررسي بدن بعنوان قسمتي از معاينه فيزيكي توسط پزشكان و ديگر مراقبين بهداشتي انجام شود. اين آموزش مي تواند به صورت انفرادي يا گروهي صورت گيرد. در صورتيكه تاريخچه خانوادگي سرطان پستان وجود داشته باشد علاوه بر تأكيد دو روش قبلي بر آموزش BSE نيز توجه شود. در طي سيكل قاعدگي ، حاملگي و يائسگي تغييراتي در بافت پستان بوجود مي آيد . بنابراين لازم است كه تغييرات طبيعي از تغييرات ناشي از بيماري تمايز داده شود . اكثر زنان در دوران قبل از قاعدگي دچار افزايش حساسيت و سفتي پستانها مي شوند . بنابراين پس از قاعدگي بهترين زمان BSE مي باشد ( روز پنجم تا هفتم سيكل قاعدگي ) . در اين زمان كمترين ميزان احتباس مايعات در بدن ديده مي شود . همچنين اكثر زنان در دوران قاعدگي پستانهايي با بافت دانه دانه دارند اما پس از قاعدگي اين حالت ندولار كاهش مي يابد . خودآزمايي پستان به روش معاينه باليني پستان توسط خود زن انجام مي شود . زنان بايد از اوايل سن 20 سالگي تمرينات BSE را آغاز نمايند . تمام مراقبين بهداشتي بايد با‌ آگاهي از اين عوامل زنان را به انجام روشهاي تشخيص بيماريهاي پستانتشويق نموده و تغييرات اوليه اي را كه ممكن است بر وجود مشكل خاصي دلالت كند به آنها آموزش دهند . تأثير عوامل رواني – اجتماعي بر بيماريهاي پستان بعلت نقش مهم پستان در جنسيت زنان ، واكنش زن به بيماري حقيقي يا مشكوك زن ممكن است به صورت ترس ، اضطراب و افسردگي خود را نشان دهد . واكنش هاي خاص شامل ترس از بدشكلي ، از دست دادن جذبه جنسي ، دوري از شريك جنسي و مرگ باشد . اين ترسها ممكن است سبب شود كه زنان ، پيگيري مراقبتهاي پزشكي را براي ارزيابي مشكل احتمالي پستان به تإخير بيندازند . علاوه بر اين بعضي از زنان بدليل احتمال سرطان دچار ترس و اضطراب مي شوند و به همين دليل با جزئي‌ترين احساس ناراحتي در ناحيه پستان به پزشك مراجعه مي كنند . نقش مراقبين بهداشتي در پاسخ به اين واكنش ها ، شناسايي نگرانيها ، اضطرابها و ترسهاي زنان است . آموزش آنان و حمايت رواني – اجتماعي ، كليد مداخلات مراقبين بهداشتي است . بررسي مشكلات زن در ارتباط با مراقبتهاي پستان و نيز واكنشهاي او به وجود يك مشكل احتمالي مهم است و بستگي به خوش خيم يا بد خيم بودن مشكل دارد . مراقبين بهداشتي مي توانند زناني كه از ارزيابي هاي تشخيصي ترس و واهمه دارند كمك كنند ، بعلت وجود ترسهاي زمينه اي در مورد مشكلات پستان كمك به درمان اضطراب يكي از مداخلات ارزشمند مي باشد . همچنين خونسردي و آرامش مراقب بهداشتي و آزمونهاي مداوم در خصوص اهميت سرطان ها بخصوص سرطان پستان پيشگيري و تشخيص زودرس آن مي تواند اضطراب زن را در طي انجام روشهاي تشخيص بيماري كاهش دهد . درمان : روشهاي زيادي براي درمان سرطان پستان وجود دارد . روشهاي درماني بستگي به اندازه ، محل تومور و بخصوص درجه يشرفت و گسترش بيماري و نتيجه نمونه برداري از پستان دارد . براي آگاهي از انتشار بيماري ، آزمايشهاي خوني و بعضي آزمايشهاي ديگر از نظر گرفتاري كبد ، ريه و استخوان كه محلهاي اصلي انتشار بيماري است ، انجام مي گيرند . انتخاب روش درماني مناسب در هر بيمار نيز متفاوت است و پزشك با توجه به سن ، وضعيت عمومي بيمار و مشورت با وي برنامه درمان را تنظيم مي كند . روشهاي درماني عبارتند از : · جراحي · اشعه درماني · شيمي درماني · هورمون درماني جراحي : متداول ترين روش درماني است . روشهاي متفاوت جراحي در اين بيماري مورد استفاده است كه بستگي به درجه بندي سرطان و ميزان انتشار آن دارد . اشعه درماني : اشعه درماني معمولاٌ براي از بين بردن بقاياي سلولهاي سرطاني و جلوگيري از رشد بي رويه آنها استفاده مي شود . شيمي درماني : شيمي درماني استفاده از داروها براي از بين بردن سلولهاي سرطاني است . اين داروها خوراكي و با تزريقي هستند و از راه جريان خون روي همه نقاط بدن اثر مي گذارند اين روش موقعي مورد استفاده قرار مي گيرد كه سرطان انتشار يافته است . شيمي درماني با فاصله و به طور دوره اي انجام مي شود . هورمون درماني : هورمون درماني نيز مانند شيمي درماني در موارديكه سرطان انتشار يافته است مورد استفاده قرار مي گيرد . سرطان گردن رحم ( سرويكس ) سرطان سرويكس سومين سرطان شايع دستگاه تناسلي زنان است كه ساليانه در حدود 13000 زن را در كشور توسعه يافته‌اي چون آمريكا گرفتار مي سازد بيشترين شيوع سرطان سرويكس در زنان 45-30 سال اتفاق مي افتد اما احتمال بروز آن در همه سنين وجود دارد . عوامل خطر آن متغير بوده و شامل داشتن شركاي جنسي متعدد ، استعمال دخانيات و عفونت مزمن سرويكس مي باشند . اما خوشبختانه اين سرطان ، بدلايل زير يك سرطان قابل پيشگيري به حساب مي آيد . 1- اين سرطان حالت پيش تهاجمي طولاني مدتي دارد . 2- در حال حاضر برنامه هاي غربالگري و سيتولوژي گردن رحم موجود است . 3- روشهاي درماني مؤثري براي ضايعات با تشخيص زودرس وجود دارد . عوامل خطر سرطان گردن رحم : 1- شركاي حنسي متعدد 2- انجام اولين مقاربت جنسي قبل از سن 20 سالگي 3- زايمان در سنين پايين 4- تماس با ويروس پاپيلوما انساني HPV در بيش از 90 درصد موارد 5- عفونت HIV 6- استعمال دخانيات 7- كمبودهاي تغذيه اي ( كمبود فولات ، بتاكارتن و ويتامين C ) 8- عفونت مزمن گردن رحم 9- زناني كه شوهرانشان تعدد زوجات دارند 10- زناني كه شوهر آنها قبلاٌ همسر مبتلا به سرطان دهانه رحم داشته اند معيارهاي پيشگيري · معاينات منظم لگني و انجام پاپ اسمير براي تمام زنان بخصوص زنان يائسه ( اين كار شانس مرگ و مير ناشي از سرطان گردن رحم را از 1 در 250 مورد به 1 در 2000 مورد كاهش مي دهد ) · آموزش درباره سلامت دستگاه تناسلي و روابط جنسي سالم · قطع مصرف دخانيات اسمير پاپانيكلا يا پاپ اسمير از پاپ اسمير براي تشخيص سرطان سرويكس ( گردن رحم ) استفاده مي شود . قبل از سال 1940، سرطان سرويكس شايعترين علت مرگ و مير ناشي از سرطان در زنان بود. آقاي دكتر Gorge pupanicolaoa در سال 1930، ارزش آزمايش سلولهاي گردن رحم را از نظر بدخيمي كشف كرد. به خاطر اثر مثبت پاپ اسمير بعنوان يك شيوه غربالگري ، هم اكنون سرطان سرويكس ، بسيار كمتر از سرطان پستان شيوع دارد. ترشحات سرويكس به آرامي از منفد سرويكس برداشته شده و به لام شيشه اي انتقال مي يابند و سپس با استفاده از يك اسپري فيكساتيو بر روي لام تثبيت مي شوند. به زنان بايد آموزش داده شود كه قبل از انجام اين آزمايش براي جلوگيري از شستشوي سلولهاي سرويكس از 48 ساعت قبل از روش واژينال و يا كرمهاي واژينال استفاده نكند. همچنين 24 ساعت قبل از پاپ اسمير نزديكي انجام نشود. پاپ اسمير بايد در زماني انجام شود كه آزمايش دهنده قاعده نباشد زيرا خون معمولاٌ مانع از تغيير دقيق تست مي شود بهترين زمان انجام پاپ اسمير در اواسط سيكل روزهاي دهم تا 23 سيكل قاعدگي مي باشد نتايج منفي كاذب در پاپ اسمير ، غالباٌ حاصل خطاي نمونه گيري يا تكنيك نادرست هستند.
    تغيير پاپ اسمير
    تغيير
    سيستم درجه بندي
    تقسيم بندي Betgesda
    منفي ( نرمال ) طبقه I منفي (نرمال )
    احتمالاٌ منفي طبقه II عفونت ، تغييرات واكنش و ترميمي، آنومالي هاي سلول سنگفرشي
    مشكوك طبقه III ضايعه داخل اپي تليومي سنگفرشي با درجه كم (LGSIL) = نئوپلاژي داخل اين تليومي سرويكس (CIN)
    بيشتر مشكوك طبقه IV ضايعه داخلي اپي تليومي سنگفرش با درجه بالا (HGSIL) معادل نوع CINIII
    بدخيم طبقه V ديسپلاژي شديد و كارسينوم سلولهاي سنگفرشي
    پاپ اسمير هايي كه التهاب خفيف يا سلولهاي سنگفرشي آتپيك را نشان مي دهند معمولاٌ 6-3 ماه بعد دوباره تكرار مي شوند كه در اين زمان به صورت نرمال بر مي گردند. بيماران غالباٌ نگران هستند زيرا اكثر زنان به طور نادرستي فرض مي كنند كه يافته هاي غيرطبيعي در پاپ اسمير به معناي سرطان است. اگر يك عفونت خاص عامل التهاب باشد به طرز مناسب درمان مي شود و پاپ اسمير مجدداٌ تكرار مي شود. در صورت جواب پاپ اسمير مشكوك جهت ارزيابي تشخيص بيشتر بايد فرد آزمايش دهنده به مراكز درماني تخصصي معرفي گردد. بنا بر اين : كليه زنان ازدواج كرده بايد تا سه سال متوالي پاپ اسمير را انجام دهند و در صورت طبيعي بودن نتيجه آزمايشات، هر سه سال يكبار تكرار گردد. همچنين در صورت وجود هر گونه ابهام در نتيجه آزمايش ، اين آزمايش بايد بر اساس نظر پزشك و ماما در فواصل كمتر تكرار گردد و در صورت نياز آزمايشات تشخيصي كاملتر انجام گيرد. بعد از سن 50 سالگي بهتر است هر 2-1 سال آزمايش پاپ اسمير تكرار گردد. درمان : درمان سرطان سرويكس بستگي به مرحله ضايعات ، سن و سلامت عمومي بيمار ، قضاوت و تجربه پزشك دارد معمولاٌ از جراحي و اشعه درماني استفاده مي شود. وقتي در ارزيابي هاي تشخيصي ضايعات پيش تهاجمي پيدا مي شود كنترل دقيق بيمار بوسيله پاپ اسمير هاي مكرر و درمان نگهدارنده لازم است. درمان نگهدارنده ممكن است شامل سرما درماني ( انجماد بوسيله نيتروس اكسيد) يا ليزر درماني باشد در صورتيكه سرطان پيش تهاجمي در زني پيدا شود كه سالهاي توالد و تناسل خود را سپري كرده است در اين صورت معمولاٌ انجام هيستركتومي (‌برداشتن رحم ) توصيه مي شود. براي كنترل عود بيماري انجام معاينات دقيق ادواري لازم است بيماراني كه دچار ضايعات پيش بدخيمي هستند نياز دارند كه به آنها اطمينان داده شود كه سرطان ندارد اما بر اهميت پيگيري دقيق تإكيد مي شود زيرا اين شرايط در صورت عدم درمان در دراز مدت ممكن است تبديل به سرطان بدخيم شود. درمان سرطان تهاجمي در صورتيكه كمتر از 3 ميلي متر باشد غالباٌ انجام هيستركتومي كفايت مي كند . تهاجم تومور بيش از 3 ميلي متر ، معمولاٌ نياز به هيستركتومي همراه با برداشتن غدد لنفاوي لگني و بررسي غده آئورتي دارد. پيگيري منظم پس از جراحي بوسيله آنكولوژيست ( متخصص غدد) مهم است زيرا سرطان مهاجم سرويكس پس از درمان 35 درصد خطر عود را به همراه دارد. عود معمولاٌ در دو سال اول پس از درمان اتفاق مي افتد. اشعه درماني كه براي كاهش موارد عود بيماري بكار مي رود غالباٌ بخش مهمي از درمان اين بيماران است. در درمان سرطان پيشرفته سرويكس از شيمي درماني نيز استفاده مي شود از اين عوامل غالباٌ به صورت تركيبي با اشعه درماني ، جراحي يا هر دو استفاده مي شود. مطالعات براي پيدا كردن بهترين روش درمان سرطان پيشرفته سرويكس ادامه دارد. اگرچه تشخيص و يا پيشگيري از بعضي سرطانها دشوار است اما معاينات فيزيكي ساليانه همراه با پاپ اسمير، يك روش بدون درد و نسبتاٌ ارزان براي تشخيص زودرس مي باشد. مراقبين بهداشتي مي توانند با تأمين فرصتهايي براي معاينات بدون استرس ، انجام امور آموزشي و حمايتي زنان و ايجاد فرصتهايي براي پاسخگويي به سوالات زنان، آنها را به انجام اين معاينات ساده و مهم تشويق نمايند. اگر زنان بهتر درك كنند كه معاينات لگني و پاپ اسمير ، ناراحت كننده يا شرم آور نيست، تعداد موارد تشخيص زودرس بهبود قابل توجهي پيدا مي كند و زندگي بسياري از بيماران نجات مي يابد.
    يائسگي
    دوره پيرامون يائسگي : دوره پيرامون يائسگي به مقطع زماني اطلاق مي شود كه بين بروز اولين علائم يايسگي –برافروختگي پوست، خشكي واژن و قاعدگيهاي نامنظم- تا قطع كامل قاعدگي وجود دارد ( حدوداٌ يكسال از آخرين پريود ) مداخلات بهداشتي مراقبين بهداشتي بايد در هنگام مراقبت يا آموزش زنان ، واقعيتهاي ذيل را در باره دوره پيرامون يائسگي، مورد توجه قرار دهد : § از جمله مشكلات زنان در اين دوره شامل مسائل مربوط به فعاليت جنسي، باروري، پيشگيري از بارداري و بيماريهاي مقاربتي مي باشند. § اگر از روشهاي مؤثر پيشگيري از بارداري استفاده نشود احتمال حاملگي ناخواسته وجود دارد. § كنتراسپتيوهاي خوراكي در اين دوره مي توانند زن را از خطر سرطان رحم و تخمدانها، كم خوني، حاملگي و تغييرات فيبروكسيتيك پستانها محافظت نموده و نشانه هاي مربوطه يائسگي را تا حدود زيادي تسكين دهند. ( زنان سيگاري و زنان بالاي 35 سال به علت خطر بيماريهاي قلبي و عروقي با احتياط بايد از اين روش استفاده كنند ) در حدود 16درصد از موارد سرطان پستان در اين گروه از زنان بوجود مي آيد كه بنا بر اين معاينه منظم پستانها توسط خود زن (BSE) ، معاينه فيزيكي روتين و انجام ماموگرافي ضروري است. از آنجا كه بيماريهاي قلبي – عروقي يكي از علل منجر به مرگ در زنان مسن مي باشد، لذا رژيم غذايي و ورزش از نكات مهمي هستند كه بايد در آموزش اين گروه از زنان گنجانده شود. همچنين درمان جايگزين بوسيله هورمونها اهميت دارد. HRT ( درمان جايگزيني با هورمون ) زنان را از ابتلا به بيماريهاي قلبي و پوكي استخوان محافظت مي كند. يائسگي يائسگي عبارتست از توقف فيزيولوژيك قاعدگي كه با كاهش عملكرد تخمدان و افت عملكرد باروري توأم مي‌باشد، اين كاهش به تدريج به قطع كامل تبديل مي شود. دوران پس از يائسگي از حدود يكسال پس از آخرين قاعدگي شروع مي شود و ادامه مي يابد. يائسگي با آتروفي بافتهاي پستان و ارگانهاي ژنيتال ( تناسلي ) ، از دست دادن تراكم استخوانها و تغييرات عروقي همراه مي باشد. يائسگي بتدريج شروع مي شود و معمولاٌ اولين علامت آن تغييرات سيكل قاعدگي است. جريان خون ، ماهيانه ممكن است دچار افزايش ، كاهش يا بي نظمي شود و در نهايت قطع مي گردد. غالباٌ فاصله بين پريودها طولاني تر مي شود. يك توقف چند ماهه در بين پريودها، دور از انتظار نيست. تغييرات هشداردهنده براي يائسگي به طور اوليه در پايان 30 سالگي شروع مي شود. در اين زمان تخمك گذاري كمتر، سطوح استروژن دچار نوسان مي شود و سطح FSH در تلاش براي تحريك توليد استروژن بالا مي رود. علائم باليني بعلت تغييرات هورموني در دوران يائسگي ، بعضي از زنان دچار قاعدگي نامنظم، حساسيت پستانها و تغييرات خلقي مي شوند كه ويژه دوران يائسگي است . بعضي از زنان برافروختگي پوست و تعريق شبانه را گزارش مي كنند كه مستقيماٌ با تغييرات هورموني در ارتباط مي باشد. برافروختگي و داغ شدن پوست كه ناشي از ناپايداري سيستم وازوموتور است ممكن است از نظر شدت ، از احساس گرماي خفيف تا احساس داغ شدن شديد همراه با تعريق منتشره ناراحتي ، اختلالات خواب، خستگي و احساس شرم و خجالت ، متغير باشد. ساير تغييرات جسمي عبارتند از : تغييرات آتروفي احتمالي و كاهش تراكم استخوانها كه سبب كاهش استحكام و شكستگي استخوانها مي شود . در حدود 2/1 ميليون شكستگي جديد ناشي از پوكي استخوان، ساليانه در ايالت متحده اتفاق مي افتد. كاهش سطح استروژن ، سبب تغييرات كلي در سيستم ادراري -تناسلي مي شود. تغييرات ناحيه فرج و واژن ممكن است به صورت هاي زير ظاهر شوند :‌نازك شدن تدريجي موهاي عانه و تحليل لب هاي تناسلي، ترشحات واژينال كاهش مي يابند و زن ممكن است از مقاربت دردناك رنج ببرد (dyspareunia) . PH واژن در حين يائسگي افزايش مي يابد و زمينه را براي عفونت هاي باكتريال فراهم مي سازد ( واژينيت آتروفيك ). علائم اين عفونت به صورت ترشحات واژينال، خارش و احساس سوزش ظاهر مي شوند. مسائل رواني واكنش زنان و احساس آنها در مورد از دست دادن قابليت باروري، متفاوت مي باشد. براي زنان در خانواده هاي رشد يافته و داراي ارزشهاي مرسوم ، يائسگي ممكن است موجب احساس سردرگمي در پيداكردن نقش شود و يا احساس آزادي جنسي و تشخصي را بدنبال داشته باشد. ساير زنان ممكن است از اينكه مرحله باروري آنها گذشته است ، احساس آسودگي خيال كنند . آداب و رسوم مختلف بر واكنش زن در برابر قاعدگي تأثير مي گذارند و بايد به صورت انفرادي براي هر زن مورد توجه قرار گيرند. درمان : با شروع يائسگي در مراحل اوليه نشانه هايي همچون كاهش ترشحات واژينال، برافروختگي پوستي، تغيير در مجاري ادراري و تغييرات خلقي بروز مي كنند. كاهش ترشحات واژينال در زنان يائسه ، سبب دردناك شدن مقاربت جنسي مي شود. اين ناراحتي با استفاده از ژل لوبريكانت ( ژل هاي محلول در آب ) برطرف مي گردد. همچنين ممكن است از كرمهاي واژينال حاوي استروژن استفاده شود. زنان يائسه غالباٌ مشكلات زيادي در رابطه با جايگزيني هورمونها دارند. اكثر آنها ترجيح مي دهند كه سير طبيعي يائسگي شان ادامه يابد. در حاليكه‌ گروهي ديگر مايلند تا در اولين فرصت ممكن اقدام به جايگزين درماني نمايند. بعضي از زنان بعلت سابقه خانوادگي بيماريهاي قلبي، پوكي استخوان و كانسر پستان ، نگران هستند. در دوران يائسگي هر زن بايد به طور جداگانه ارزيابي شود . نگراني ها و احساسات زن با مراقبين بهداشتي مورد بحث قرار گيرد طوري كه زن بتواند در باره درمان نشانه هاي يائسگي ، تصميم آگاهانه اي بگيرد. استراتژي رفتاري ورزش جسمي منظم شامل ورزشهاي تحمل وزن، ضربان قلب را بالا مي برد،‌ليپوپروتئين HDL را افزايش مي‌دهد، سبب حفظ ذخائر استخواني مي شود و به نگهداري توده استخواني كمك مي كند. اين ورزشها همچنين استرس را كاهش داده، حس بهبودي را افزايش مي دهد و تصوير ذهني خود را بهبود مي بخشد.ورزش همچنين تحليل بافت عضلاني را كمتر مي كند. ورزشهاي تحمل وزن ( نظير پياده روي ، پرشهاي آهسته و دوچرخه سواري) حداقل 4 مرتبه در هفته توصيه مي شود. تغذيه درماني زنان بايد تشويق شوند كه مصرف كالري و چربي را كاهش و مصرف غلات،‌فيبر ، ميوه ها و سبزيجات را افزايش دهند. زنان در تمام گروههاي سني ، بايد غذاهاي پر كلسيم را در رژيم غذايي خود بگنجانند. بعنوان مثال يك فنجان شير حاوي mg300 كلسيم و يك فنجان ماست كم چرب حاوي mg415 كلسيم مي باشد. ساير منابع كلسيم غذايي عبارتند از : دانه هاي سبز، سبزيجات تازه، غذاهاي دريايي و غذاهاي حاوي كلسيم غني شده. استفاده از كلسيم حمايتي در پيشگيري از كاهش توده استخواني و بيماريهاي توأم با پوكي استخوان مفيد مي‌باشد. استخوانها، نقش مخزن ذخيره كلسيم بدن را دارند و تراكم استخوانها با بالارفتن سن، كاهش مي يابد. وقتي كه سطح كلسيم در بدن پائين باشد، غالباٌ كمتر از مقادير توصيه شده ، كلسيم مصرف مي كنند. متوسط مصرف كلسيم mg500-300 در روز است در حاليكه ميزان مصرف توصيه شده براي گروه بالغين جوان mg1300 ، براي بالغين 19-50 ساله در حدود mg1000 و براي بالاي 51 سال mg1200 مي باشد (‌اين گروه شامل زنان يائسه اي است كه درمان HRT را دريافت مي كنند ) . و براي زنان يائسه اي كه تحت درمان HRT قرار ندارند، روزانه mg1500 توصيه مي شود. اقدامات بهداشتي مراقبين بهداشتي مي توانند زنان را تشويق كنند كه يائسگي را بعنوان يك تغيير طبيعي فرض نمايند كه سبب رهايي آنان از سيكل هاي قاعدگي مي شود و نشانه هاي آن حاصل تغييرات هورموني بدن است . هيچ ارتباطي بين يائسگي و مشكلات روحي و رواني زنان وجود ندارد اما تغييرات اجتماعي كه معمولاٌ با يائسگي توأم مي باشند ( مثل داشتن بچه هاي بالغ يا در سنين رشد، همسر بيمار، عدم استقلال و بيماري ) ممكن است ايجاد استرس نمايند. براي تأمين سلامت عمومي زنان ، لازم است كه معيارهايي در نظر گرفته شود. مراقبين بهداشتي مي توانند براي زن توضيح دهد كه قطع قاعدگي يك عملكرد فيزيولوژيك است كه به ندرت با نشانه ها و بيماريهاي عصبي ارتباط دارد. محدوده طبيعي زندگي پس از يائسگي براي زنان در حدود 35-30 سال است كه ممكن است مراحلي از آن ، سالهاي باروري زن را نيز در بر گيرد. اما يائسگي تغيير كاملي در سير زندگي نيست . فعاليتهاي طبيعي جنسي ادامه مي يابند و زنان در طول سالهاي پس از يائسگي همچنان نسبت به مسائل جنسي از خود واكنش نشان مي دهند. اكثر زنان در دوران پس از يائسگي بيشتر از قبل به مراقبتهاي بهداشتي و سلامت خود اهميت مي دهند، اين بخصوص در مورد زناني كه سابقه دسمينوره ( قاعدگي دردناك) داشته اند ، واقعيت دارد. ارزيابي انفرادي خود زن و اعتقادات او در زمان حال و آينده ، تأثير زيادي بر واكنش او به يائسگي مي گذارد.





    زرنگ اون نیست که شلوارش شیش جیب باشه

    زرنگ اونه که جیگرش بالای شیش سیخ باشه

    یاس

  2. 5 کاربر مقابل از Parshan1374 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many