صفحه 3 از 8 نخست 1234567 ... آخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 71

موضوع: یوگا

  1. #1


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض همه چیز درباره یوگا

    فرهنگ نامه یوگا
    AGNI TATTWA: عنصر آتش.

    AHAMKARA: من - خويشتن.

    AHIMSA: عدم خشونت.

    AJNA CHAKRA: مركز فرمان رواني واقع در ميان مغز - چشم سوم.

    AKASHA TATTWA: عنصر اتر.

    AMAROLI: تمرين يوگاي تانترايي كه در آن از ادرار بصورت داخلي يا خارجي براي تامين سلامتي ذهن و بدن استفاده مي شود.

    AMRIT: شهد سايكيك كه در بيندو ترشح شده و از لالانا چاكرا بر روي ويشودهي چاكرا مي چكد و احساس سرمستي و شعف ايجاد مي كند.

    ANAHATA CHAKRA: مركز رواني واقع در ناحيه قلب.

    ANAHATA NADA: صداي ناشنيده و لاينقطع

    ANANDA: شعف جاوداني.

    ANANDAMAYA KOSHA: كالبد سعادت و شعف.

    ANNAMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد مادي.

    ANTAHKARANA: ابزار دروني - ذهن متجلي شده كه شامل چهار بعد ماناس ، بودهي ، چيتا و آهامكارا مي باشد.

    ANUSHTHANA: دوره ثابت و معين سادانا كه معمولا از صبح زود تا اواخر شب انجام مي شود.

    APANA VAYU: انرژي حياتي واقع در پايين بدن زير ناف.

    APARIGRAHA: عدم مالكيت - قبول نكردن هداياي تجملي.

    APAS TATTWA: عنصر آب.

    ARTHA: نيازهاي مادي - ثروت.

    ASANA: وضعيت راحت و ثابت بدني.

    ASHRAM: اجتماع يوگايي كه ساكنين آن بطور يكسان زير نظر گورو زندگي و كار مي كنند.

    ASHRAMA DHARMA: چهار مرحله زندگي كه عبارتند از براهماچاريا ، گريهاستا ، واناپراستا و سانياسا.

    ASHTANGA YOGA: يوگاي هشتگانه كه شامل بخشهاي ياما ، نياما ، آسانا ، پراناياما ، پراتياهارا ، دهارانا ، دهيانا و سامادهي مي باشد.

    ASMITA: وضعيتي فراسوي خويشتن و احساس منيت كه در آن تنها آگاهي خالص وجود دارد.

    ASTEYA: درستكاري - دزدي نكردن.

    ATMAN: روح فردي.

    AUSHADI: بيدار كردن انرژي معنوي از طريق گياهان.

    AVADHUTA: عابدي كه دنيا را ترك گفته باشد. ششمين مرتبه سانياسا كه عابد در آن معمولا برهنه مي باشد - بالاترين مرتبه رياضت.

    AVATARA: تجسد مقدس - تجسد خداوند بر روي زمين.

    AYURVEDA: سيستم ودايي تشخيص و درمان بيماريها.
    آبـيـاسا(Abhyasa): تمـرين، ممارست، مقايسه شود با وايراگا

    آتـمـان(Atman): خود، خود متعالي يا روح که جاوداني و فرا - آگاه است، هويت يا ذات واقعي ما، گاهي بين آتمـان به عنوان خود هرشخص و پاراما _ آتمـان به عنوان خود متعالي تفاوت قايل مي شوند. رجوع کنيد به پوروشا، مقايسه شود با برهمن

    آدوايـتـا(Advaita): حقيقت، آموزش اينکه تنها يک واقعيت وجود دارد(آتمـان، برهمن)، به ويژه در اوپانيشادهـا، رجوع شود به ودانتـا

    آرجـونـا(Arjuna): سپيد، يکي از پنج شاهزاده پانداوا که در جنگ بزرگي که در ماهابهاراتا به تصوير کشيده شده است شرکت داشت، مريد انساني خداگونه بنام کريشنا که تعاليم وي در باگاواد گيتا نوشته شده است.

    آسـانـا(Asana): نشستن، وضع قرار گرفتن فيزيکي بدن(رجوع شود به آنگا، مودرا): سومين پايه(آنگا) ازمسيرهاي هشتگانه پاتنجلي(آشتانگا يوگا)، اين اصطلاح در آغاز تنها به معني وضعيت مديتـيشـن بکار گرفته مي شد اما بعدها در هاتا يوگا اين جنبه از راه يوگا به ميزان زيادي تکامل يافت

    آسـميـتـا(Asmita):هست بودن، من بودن، يکي از مفاهيم در يوگاي هشتگانه پاتنجلي، تقريبا معادل آهامکارا

    آشـرامـا(Ashrama): عزلتـکـده، همچنين يکي از مراحل زندگي مانند براهماچاريا، منزل نشيني، جنگل نشيني، و عزلت کامل(سامنياسين)

    آشتانـگا يـوگـا(Ashta-anga-yoga, ashtanga-yoga): پيوند هشتگانه، يوگاي هشتگانه پاتنجلي شامل انضباط اخلاقي(ياما)، پرهيز فردي(نياما)، حرکات(آسانا)، کنترل تنفس(پراناياما)، بازداري حسي(پراتياهارا)، تمرکز(دهارانا)، مراقبه(ديانا)، و خلسه(سمادهي) که فرد را به رهايي(کايواليا) هدايت مي کنند.

    آکـاريا(آچاريا)(Acarya): مربي، راهنما، مرشـد، مقايسه شود با گورو

    آکـاشـا(Akasha): اتـر، فضـا، اولين عنصر مادي از پنج عنصري که جهان مادي را تشکيل داده است، گاهي براي اشاره به فضاي دروني يا فضاي آگاهي (موسوم به سيد – آکاشا) نيز به کار گرفته مي شود.

    آمـريـتـا(Amrita): بي مرگي، فناناپذيري، اشاره به روح فناناپذير(آتمان، پوروشا)، همچنين عصاره فناناپذيري که از مرکز انرژي رواني ناحيه تاج سر خارج مي شود(رجوع کنيد به ساهاس رارا – چاکرا) و در حالت فعال شده، جسم را به جسم الهي تبديل مي کند(ديويـا - دها)

    آنـانـدا(Ananda): سعادت، سرور، نهايت لذت که اساس کيفيت حقيقت نهايي(تاتوا) است

    آنـگـا(Anga): اندام، بدن(دها، شاريرا)، همچنين بخشهاي بنيادي راه يوگا از قبيل آسانا، دارانا، ديانا، ياما، نياما، پراناياما، پراتياهارا، سمادهي

    آوادوتا(Avadhuta): کسي که همه چيز را از خود دور کرده است، نوعي از عزلت گزيني(سامنياسين) افراطي که با رفتارهاي خلاف عرف همراه است.

    آويـديـا(Avidya): جهالت، علت ريشه اي رنج(دوکـهـا)، آجـنـانـا نيز ناميده مي شود، مقايسه شود با ويديا

    آهامکـارا(Ahamkara): خـود، فرديت هـر کس که بايد تعالي يابد، مقايسه شود با آسميتا، رجوع شود به بودي و مانا

    آهـيـمسـا(Ahimsa): بي آزاري، مهمترين انضباط اخلاقي

    آيـورودا(Ayurveda, Ayur-veda): علم زندگي، يکي از روش هاي باستاني طب هندي، روش ديگر طب سيداي جنوب هند بوده است.


    B

    BANDHA: قفلهاي روان عضلاني انرژي كه باعث تغيير جهت انرژي در بدن مي شوند.

    BHAGAVAD GITA: نغمه ايزدي - تعاليم لرد كريشنا به آرجونا كه در ميدان جنگ كوروكشترا در طول جنگ بزرگ ماهابهاراتا داده شد.

    BHAGAVAN: لرد نارايانا يا هاري.

    BHAJAN: نغمه عابدانه.

    BHAKTI YOGA: يوگاي تعبد- بهاكتي يوگا به نه بخش تقسيم مي شود كه عبارتنداز: سراوانا (شنيدن درباره معبود) ، كيرتانا (ذكر شكوه و جلال معبود) ، اسمارانا (به ياد داشتن نام و حضور معبود) ، پاداسوانا (خدمت به معبود) ، آرچانا (پرستش معبود) ، واندانا (كرنش كردن در برابر معبود) ، داسيا ( احساس خادم بودن در برابر معبود) ، ساكهيا (دوستي با معبود) ، آتما نيودانا (سرسپردگي كامل به معبود).

    BHASMA: خاكستر مقدس.

    BHIKSHA: صدقه.

    BHIKSHU: مانك ، سانياسين.

    BHOGA: تجربه - لذت.

    BHOOTA: عنصر.

    BHRUMADHYA: مركز بين دو ابرو - كشترام يا نقطه تماس آجنا چاكرا.

    BIJA MANTRA: بذر صوتي - مانترا يا صوت پايه اي كه ريشه در فراهوشياري دارد.

    BINDU VISARGA: مركز رواني كه در بالا و پشت سر واقع گرديده - نقطه يا قطره اي كه بنياد تمامي كائنات مي باشد - اساس كل هستي.

    BRAHMACHARYA: كنترل و جهت دهي مجدد انرژي جنسي بمنظور دستيابي به بيداري معنوي.

    BRAHMA GRANTHI: گره خلقت - گره روان عضلاني كه در ناحيه عجان واقع شده و براي اينكه كنداليني بتواند از درون سوشومنا نادي بالا برود بايد باز باشد.

    BRAHMAMUHURTA: زمان بين 4 تا 6 صبح كه زمان ساتويك روز بوده و بهترين موقع براي انجام ساداناهاي يوگا مي باشد.

    BRAHMA NADI: ظريفترين جريان انرژي درون سوشومنا نادي.

    BRAHMARANDHARA: سوراخي در بالاي سر كه كنداليني در هنگام ماهاسامادهي از آن ناحيه بدن را ترك مي كند.

    BUDDHI: خرد متعالي - توانايي ارزيابي چيزها براي پيشرفت زندگي.

    باندا(Bandha): قيد، اسارت، اشاره به اين حقيقت که انسانها معمولا در اسارت جهل(avidya) قرار دارند و اين امر آنان را بجاي زندگي در سايه رهايي دروني ناشي از دانايي(ويديا، جنانا)، به سوي يک زندگي تحت حاکميت رفتار کارمايي قرار مي دهد.

    برهـما(Brahma): کسي که بسيار بزرگ است، آفريدگار هستي، اولين اصل(تاتوا) براي ظهور حقيقت غايي(برهمن)

    برهماچاريا(Brahmacharya): مشتق ازبرهما و آچاريا به معني هدايت برهمايي، تربيت صفات رباني که اوجاها را ايجاد مي کند.

    برهمانا(Brahmana): برهمن عضوي از بالاترين گروه اجتماعي جامعه سنتي هند، همچنين متن مذهبي اوليه اي که متون مذهبي و اسطوره اي وداهاي چهارگانه را تفسير مي کند. مقايسه شود با آرانياکا، اوپانيشاد، ودا

    برهمن(Brahman): آنچه که بسيار بزرگ است، حقيقت غايي(مقايسه شود با آتمان، پوروشا)

    بودا(Buddha): بيدارشده، اشاره به کسي که به مقام ارشاد(بودي)و بنا براين رهايي دروني دست يافته است، عنوان افتخاري گوتاما پايه گذار بوديسم که در قرن ششم پيش از ميلاد مسيح مي زيسته است.

    بودّي(Buddhi): کسي که هشيار است، بيدار، ذهن برتر که جايگاه خرد است(ويديا، جنانا)، مقايسه شود با ماناها

    بودي(Bodhi): ارشاد، حالت بيداري پير، يا بودا

    بودي ساتوا(Bodhisattva): وجود ارشادکننده، در يوگاي بوديستي ماهايانا، فردي که با انگيزه مهرباني و شفقت(کارونا) بخاطر ديگران به دستيابي به مقام ارشاد متعهد مي شود.

    بهاکتا(Bhakta): مريد، مريد فرقه بهاکتي يوگا بهاکتي(Bhakti): ارادت، عشق، عشق بهاکتا به خداوند يا گورو به عنوان مظهر خداوند، همچنين عشق خداوند به مريد

    بهاکتي _ سوترا(Bhakti-Sutra): کلمات قصار در باره عشق، مجموعه اي از کلمات قصار درباره يوگاي عاشقانه که به وسيله ناراداي حکيم تاليف شده است، کتاب ديگري با همين عنوان نيز به شانديلياي حکيم منسوب است.

    بهاکتي يوگا(Bhakti Yoga):يوگاي عشق، يکي از شاخه هاي عمده يوگاي باستاني که از ظرفيت احساسي سالک براي اتصال به حقيقت غايي با تصور خداوند به صورت والاترين فرد بهره مي گيرد(اوتاما _ پوروشا).

    بهاگاواد گيتا(Bhagavad Gita): طنين خداوند، قديمي ترين کتاب مدون يوگا که در دفينه هاي ماهابهاراتا کشف شد و شامل تعليمات کارما يوگا(طريقت حرکت تعالي دهنده)، سامکيا يوگا(طريقت بينش درست نسبت به قوانين هستي)، و بهاکتي يوگا(طريقت عبادت) مي باشد. بيش از 3500 سال پيش انسان خداگونه اي بنام کريشنا، شاهزاده آرجونا را در ميدان جنگ تحت اين تعليمات قرار داد.

    بهاگاواتا – پورانا(Bhagavata-Purana): بهاگاواتاي سنتي، کتابي حجيم با قدمت ده قرن که به وسيله راهبان ويشنو، به ويژه در تجسم وي بصورت کريشنا تقديس مي شود. شريماد _ بهاگاواتا نيز ناميده مي شود.

    بيندو(Bindu): بذر، امتياز، نيروي خلاقه نهفته در هرچيز هنگامي که تمام انرژي ها متمرکز هستند، نقطه اي که روي پيشاني گذاشته مي شود و نشان دهنده چشم سوم است(تيلاکا نيز ناميده مي شود)


    C

    CHAKRA: دايره - چرخ - مراكز سايكيك كه درون كالبد پرانيك قرار گرفته اند - نقاط تماس ناديها با هم - چاكراهاي اصلي عبارتند از: مولادهارا ، سوادهيستهانا ، ماني پورا ، آناهاتا ، ويشودهي ، آجنا و ساهاسرارا.

    CHARVAK: يكي از مكاتب فلسفي هند كه تنها پديده هاي ملموس را معتبر مي داند.

    CHELA: مريد .

    CHIDAKASHA: فضاي هوشياري كه در ناحيه سر تجربه مي شود.

    CHIT: هوشياري ابدي و ازلي.

    CHITTA: هوشياري فردي كه شامل مراتب نيمه آگاه و ناخودآگاه ذهن مي شود - حافظه ، تفكر ، تمركز ، توجه ، تعمق.
    سين مودرا(Cin-mudra): مهر هشياري، حالتي معمول در دست(مودرا) در وضعيت مديتيشن (ديانا) که در آن انتهاي انگشت نشانه و شست با يکديگر در تماسند و بقيه انگشتان به حالت مستقيم حفظ مي شوند.

    سيت(Cit): هشياري، حقيقت غايي فراهشيار، رجوع کنيد به آتمان، برهمن

    سيتا(Citta): چيزي که هشيار است، هشياري معمولي، ذهن، متضاد سيت
    چاکرا(Cakra , Chakra): چرخ، چاکرا در لغت به معني چرخ ارابه است اما در استعاره به مراکز رواني_انرژي زاي جسم پنهان (سوکشاما- شاريرا) اطلاق مي شود. در يوگاي بوديستي پنج چاکرا در بدن شناخته شده است در حالي که در يوگاي هندي بيش از هفت عدد از اين مراکز ذکر مي شود که شامل:

    مولا-آدهاراچاکرا (مولادهاراچاکرا) در قاعده ستون فقرات،

    سواديشتانا چاکرا در ناحيه تناسلي،

    مانيپورا چاکرا در ناف،

    آناهاتا چاکرا در قلب،

    ويشودا چاکرا يا ويشودي چاکرا در گلو،

    آجنا چاکرا در ميان سر

    ساهاسرارا چاکرا در فرق سر

    هستند.



    D

    DHARAKASHA: فضاي در برگيرنده مولادهارا ، سوادهيستهانا و ماني پورا.

    DARSHANA: ديدن - نگريستن - مكاتب فلسفي هند كه به شش دسته تقسيم مي شوند و عبارتند از: سانكهيا ، يوگا ، پوروا ميمانسا ، ودانتا ، وايششيكا و نيايا.

    DEVATA: رب النوع.

    DHARANA: متمركز كردن ذهن بر روي يك نقطه - تمركز.

    DHARMA: نقش طبيعي كه هر شخص در زندگي ايفا مي كند - قانون اخلاقي - وظيفه.

    DHYANA: مديتيشن - مراقبه.

    DIKSHA: مشرف شدن به زندگي معنوي توسط گورو.
    دارشانا(Darshana): مشاهده، مشاهده در مفهوم کلامي و استعاره اي آن، نوعي روش فلسفي مانند دارشانا يوگاي پاتنجلي، رجوع شود به دريشتي

    دوا(Deva): کسي(مذکر) که مي درخشد، هرالهه مذکرمانند شيوا، ويشنو، يا کريشنا، در هر دو صورت حقيقت غايي و فرشته اي بلند مرتبه

    دوي( Devi): کسي (مونث) که مي درخشد، هر الهه مونث مانند پارواتي، لاکشمي، يا رادا در هر دو صورت حقيقت غايي(در قطب مونث خود) و فرشته اي بلند مرتبه

    دهارانا(Dharana): نگه داشتن، تمرکز، ششمين پايه (آنگا) از يوگاي هشتگانه پاتنجلي

    دهارما(Dharma): حامل، اصطلاحي با معاني متعدد که غالبا به معني قانون، مشروعيت، پرهيزگاري، نيکوکاري، تعادل به کار مي رود.

    ديانا(Dhyana): تصور، مديتيشن، هفتمين پايه(آنگا) از يوگاي هشتگانه پاتنجلي

    ديکشا(Diksha): معرفي کردن، معرفي و آشناشدن با جنبه هاي پنهان يوگا يا استادان يوگا در سطحي ويژه، تمامي يوگاي سنتي به همين روش فعاليت مي کند.

    دريشتي( Drishti): منظره، نما، چشم دوختن و نگاه دقيق در يوگا به محل هايي مانند نوک بيني يا نقطه ميان دو ابرو، رجوع شود به دارشانا

    دوهـکـا(Duhkha): رنج بردن، يکي از واقعيت هاي بنيادين زندگي که از جهالت (آويديا) ذات حقيقي ما (به عبارت ديگر، خود يا آتمان) ناشي مي شود.



    E

    EKADASI: يازدهمين روز از هريك از دو نيمه ماه قمري.

    EKAGRATA: متمركز كردن ذهن.

    F

    G

    GANDHA: بو - رايحه.

    GAYATRI MANTRA: يكي از مقدس ترين مانتراهاي ودايي ” اوم بهو بهوا سوه تت سويتوه ورنيم بهرگو دوسيه دهيماهي دهيو يو نه پرچوديات “.

    GHEE: كره تصفيه شده.

    GHERAND SAMHITA: يكي از متون باستاني يوگايي كه توسط يوگي گراند نوشته شده است.

    GRANTHI: سه گره سايكيك كه عبارتند از : براهما گرانتهي ، ويشنو گرانتهي و رودرا گرانتهي.

    GUNA: صفات و كيفيات عالم محسوسات كه به سه دسته ساتوا ، راجاس و تاماس تقسيم مي شود.

    GURU: استاد معنوي.

    GURUKRIPA: فيض و بركت گورو.

    GURU POORNIMA: روزي مقدس در تابستان براي اداي احترام به گوروها.

    GYANA YOGA: راه تعمق و انديشيدن درباره ماهيت حقيقي خويشتن.



    H

    HAMSA MANTRA: مانتراي سوهام.

    HARI: موجودي كه اعمال شيطاني كساني را كه به او پناه مي برند از بين مي برد - يكي از نامهاي لرد نارايانا يا كريشنا.

    HATHA YOGA: يكي از سيستمهاي يوگا كه براي كنترل بر روي كالبد فيزيكي و پرانا مورد استفاده قرار مي گيرد و شامل بخشهايي همچون آسانا ، پراناياما ، مودرا ، بانداها و شات كارما مي باشد.

    HATHA YOGA PRADIPIKA: متن باستاني يوگايي كه توسط يوگي سواتماراما نوشته شده است.

    HIRANYAGARBHA: زاهدان طلايي - تخم طلايي - خرد كيهاني.

    HRIDAYAKASHA: فضاي قلب كه بين ماني پورا و ويشودهي چاكرا تجربه مي شود.



    I

    IDA NADI: يكي از كانالهاي اصلي پرانا در بدن - بعد منفعل پرانا كه بصورت انرژي ذهني يا چيت شاكتي متجلي مي شود.

    INDRYA: اندامهاي حسي كه به دو دسته كارما ايندريا (ارگانهاي عملكردي) و جناناايندريا (ارگانهاي دريافتي) تقسيم مي شوند.

    ISHTA DEVATA: شكل مجسم چيزي كه ما نسبت به آن احساس كشش كرده و آنرا وجود متعال مي دانيم.

    ISHWARA: حقيقت متعالي - اصل فناناپذير فلسفه سانكهيا - هستي نامتجلي - كيفيت يا اصل لايتغير.

    ISHWARA PRANIDHANA: ايمان داشتن به حقيقت متعالي.

    ايدا – نادي(Ida-nadi): مجراي کمرنگ، جريان پرانا يا قوس صعودي در کناره چپ کانال مرکزي (سو شومنـا نـادي) که با دستگاه عصبي پاراسمپاتيک مربوط است و هنگامي که فعال شود بر روي ذهن اثر آرامش بخش خواهد داشت، مقايسه شود با پينگالا_نادي.

    ايشوارا(Ishvara): حکمران، خداوند، به آفريدگار نيز اشاره دارد(رجوع کنيد به براهـمـا)، در يوگا دارشاناي پاتنجلي به خود متعالي نيز اشاره دارد(پوروشا)

    ايشـوارا - پـرانيدانـا(Ishvara-pranidhana): تعلق به خداوند، تسليم در برابر پروردگار، يکي از تمرين هاي پرهيز فردي(نيـامـا)در يوگاي هشتگانه پاتنجلي، همچنين رجوع کنيد به بهاکتي يوگا.


    J

    JAGRAT: نخستين بعد هوشياري - بيداري.

    JAPA: تكرار مانترا.

    JIVA: هويت فردي.

    JIVATMA: روح فردي.

    JIVAN MUKTA: زنده آزاد - كسي كه در زندگي فعلي خود به رهايي دست يافته باشد.

    JNANA: دانش شهودي.

    JNANENDRIYA: پنج اندام حسي كه شامل گوشها ، پوست ، چشمها ، زبان و بيني مي باشند.
    جاينا(Jaina): گاه جاين نيز ناميده مي شود: مربوط به جيناها (فاتحين)، استادان رها شده از جاينيسم: عضوي از جاينيسم، سنتي روحاني که به وسيله واردامانا ماهاويرا پايه ريزي شد، وي معاصر بودا بود.

    جاپا(Japa): زمزمه کردن، ذکرو تکرار مانترا

    جيواتمان(Jiva-atman , Jivatman): خود شخصي، هشياري فردي، متضاد خود غايي (پاراما-آتمان)

    جيوان موکتا(Jivan-mukta): آن که در عين زندگي رها شده است. استادي که درعين زندگي در غالب مادي خود به رهايي (موکشا) دست يافته است.

    جيوان موکتي( Jivan-Mukti): رهايي زنده، حالت رهايي حين زندگي مادي، رجوع شود به ويدها-موکتي

    جنانا(Jnana): دانش، معرفت، بر حسب زمينه به دانش دنيوي و معرفت غير مادي اطلاق مي شود. همچنين به پراجنا و آويديا نيز رجوع کنيد.

    جنانا يوگا(Jnana-Yoga): يوگاي معرفت، روشي براي رهايي بر اساس معرفت يا درک مستقيم خود متعالي (آتمان) با کاربرد مداوم بصيرت و افتراق واقعي از غير واقعي و کناره گيري از آنچه که غير واقعي (يا بي ارتباط با رهايي) محسوب مي شود


    ویرایش توسط *MoNa* : 11-06-2009 در ساعت 18:57


  2. 4 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  4. #21


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    یوگا نیدرا(تجربه ی شعور روحی یا برونفکنی)
    آیا تاکنون "خواب یوگی" را تجربه کرده اید؟اگر پاسخ مثبت است،به نظر شما آیا خواب یوگی نیز مانند خواب طبیعی یک تجربه عمومی است؟
    در جریان خواب طبیعی بدن و ذهن ما در حالت استراحت قرار می گیرد و هشیاری انسان به میزان قابل توجهی کاهش می یابد اما خواب یوگی تجربه ای متفاوت است .در این شرایط همانند خواب طبیعی ذهن وجسم انسان در حال استراحت عمیق قرار می گیرد اما بر عکس خواب طبیعی در خواب یوگی سطح هوشیاری انسان به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.خواب یوگی یک "تجربه "استراحت هشیار" است و یوگیها آن را یوگانیدرا می نامند.یوگانیدرا بخش عملی مرحله پراتیاهارا(پنجمین مرحله از مراحل هشت گانه یوگای پاتنجلی)است.پاتنجلی مرحله پراتیاهارا را به صورت "تعلیمات مربوط به قطع حواس ظاهری به منظور پیروی ذهن از حواس باطنی "تعریف می کند.یوگانیدرا را روش قطع حواس ظاهری را به ما می آموزد تا بتوانیم قوه ادراک خود را از عالم محسوسات رها کنیم.در چنین شرایطی است که حس باطنی انسان ذهن او را راهبری خواهد کرد و در نتیجه ذهن قلمرو آگاهی خواهد شد.
    در طول روز روان انسان تحت تاثیر هیجانات نا مطلوب گوناگون قرار می گیرد.این هیجانات ممکن است در وجود خود انسان تولید شود و یا وی مورد توجه هیجانات دیگران قرار بگیرد.در هر حال انواع احساساتی که در طول شبانه روز تجربه می شوند ،بر بدن و ذهن انسان آثار اضطرابی و نامطلوب بر جای می گذارند.یوگانیدرا بهترین روش تنش زدایی است و آثار چنین هیجانات نامطلوبی را از بین می برد و وجود انسان را از آرامش لبریز می کند .تنها در حالت آرامش عمیق روانی است که ذهن می تواند قلمرو آگاهی شود.
    در تمرین یوگانیدرا ذهن ابتدا به تدریج جذب آرامش می شود و سپس رابطه خود را با تمام واکنش های حسی قطع و تنها از حواس باطنی پیروی می کند .در این حالت ذهن بسیار شفاف ،آگاه و خلاق می شو.آن گاه هشیاری لایه به لایه به اعماق روان نفوذ می کند.یوگانیدرا در واقع تجربه "ذهن کامل" است ،نه تجربه" بی ذهنی" .


    یادگیری یوگا نیدرا
    در خواب یوگی نیروی نهفته روان ما از ژرفای درون به سطح راه می یابد.از این رو پیروی از شیوه یوگانیدرا کار بسیار حساسی است .هنگام اجرای یوگانیدرا ذهن انسان ضمیر خود آگاه را پشت سر می گذارد،از ضمیر نیمه آگاه عبور و به ضمیر ناخودآگاه دسترسی پیدا می کند .در واقع این ضمیر نا خود آگاه است که فنون اصلی یوگانیدرا را اجرا می کند .به همین دلیل توصیه می شود یادگیری فنون یوگانیدرا زیر نظر یک استاد خبره صورت گیرد.
    رمز اصلی موفقیت در یوگانیدرا عبارت است از حفظ هوشیاری یا آگاهی ذهنی در ضمن تجربه آرامش عمیق در تن و روان ،ممکن است در ابتدا در حال آرامش عمیق ارتباط ذهن با آگاهی قطع شود و فرد به خواب طبیعی فرو رود و امکان تجربه خواب یوگی را از دست بدهد.به منظور جلوگیری از این اتفاق می بایست روش گوش دادن فعال را تمرین کرد .گوش دادن فعال یعنی توجه کامل به پیامهای گوینده (استاد)و متابعت از دستورات تمرین.با این روش ذهن لایه به لایه در اعماق وجود خویش نفوذ می کند.
    خواب یوگی هشت مرحله مهم را در بر می گیرد.این مراحل عبارتند از:
    1-تجربه سکون(بی حرکتی)در بدن.
    2-چرخش آگاهی همراه با رهاسازی عمیق جسم.
    3-مشاهده روند تنفس و اجرای شیوه های پرانایاما همراه با رهاسازی عمیق ذهن.
    4-تجسم فضای درون بدن همراه با تصور خلاق.
    5-تجربه حسی و درک احساسات لطیف و معنوی.
    6-سکوت ذهنی و تجربه ذهن کامل.
    7-القای تلقینات مثبت یا مرور اهداف(سانکاپلا).
    8-بیداری یا برگشت به حالت اولیه.
    اجرای تمام مراحل فوق حدود 30 تا 40 دقیقه طول می کشد .یوگانیدرا را می توان دست کم هفته ای دو بار یا در صورت امکان هر روز تمرین کرد.اجرای مداوم فنون یوگانیدرا باعث افزایش خلاقیت و هشیاری و نیز تقویت نیروهای روان می شود و توان تحمل و رویارویی با هیجانات نا مطلوب را افزایش می دهد.
    یوگانیدرا باعث حفظ انگیزه های صلح،شادمانی و عشق می شود.خواب یوگی بهترین روش برای پرورش وجدان و بخش معنوی وجود انسان است.


    ارتباط یوگانیدرا با حس باطنی
    تعلیمات یوگانیدرا را در متون باستانی ماندوکا اوپانیشاد (Mandoka Upanishad) و تناترا یوگا(Tantra Yooga) شکل گرفته است.در ماندوکا اوپانیشاد از یوگانیدرا به عنوان حالت سکون ادراکی یاد شده است.
    بر پایه این متون باستانی سکون ادراکی یا پراجانا(Prajana) حالتی از ذهن است که در آن تمام ادراکات ظاهری به خاموشی رسیده است و ذهن در سکوت کامل غرق می شود و تنها از طریق حواس باطنی به حالات درون اشراف دارد.
    از دیدگاه یوگا حس باطنی شامل عناصر ذیل است:
    1)حس مشترک(Mana) که حاصل یکپارچگی و خاموشی حواس ظاهری است.
    2)شعور روحی(Budhi) که قدرت شناخت کامل به دور از تاثیرات مادی است.
    3)ماهیت وجود(Ahamkaara) که بخش فطری یا جوره اصلی انسان است.
    4)هشیاری خالص(Chitta) که شعور ناظر بر وجود انسان است.
    خواب یوگی انسان را در حالت پراجانا (سکون ادراکی) قرار می دهد.در آن مرحله ذهن از طریق حس باطنی ادراک می کند و او را به عالم معنا یا به شعور کائنات مرتبط می سازد.یوگانیدرا تجربه اتصال به منشاء وجود است.
    منبع:فصل نامه پیام مهر یوگا



  5. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. #22


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    لویتیشن از راه پرواز یوگا

    سيدهي به معناي كرامت يا قدرت هاي روحاني و مافوق الطيعه است. در كتاب يوگا سوترا اثر حكيم بزرگ پاتانجلي كه اولين اثر كهن و تاريخي بجاي مانده درباره مراحل كامل يوگا و رازهاي پنهان آن است و خوشبختانه در ايران توسط استاد محترم ع ، پاشائي ترجمه و به كمك نشر فرا روان منتشر شده است . در حجم قابل توجه اي درباره رازهاي پنهان سيدهي و نحوه رسيدن به قدرت هاي ما فوق الطبيه اشاره رفته است.

    وقتي انرژي و پرانا در درون كنترل مي شود. ذهن در اختيار و كنترل فرد قرار مي گيرد و شخص قادر مي شود نقاط چاكراها را فعال سازد . آنگاه ظهور و بروز قدرت هاي غير متعارف فرا مي رسد.

    در يوگا سوترا اين قدرت ها متفاوت و گوناگون مي باشند برخي حتي بيش از 70 قدرت يا سيدهي را نام برده اند ولي اساتيد يوگا بعضي را به بعضي ديگر ترجيح مي دهند.

    از جمله سيدهي ها ؛ پرواز جسم ، خواندن فكر ديگران ، شفا بخشي ، بر آوردن آرزوها ، از روي آب عبور كردن ، غيبت شدن ، روشن بيني ، قدرت پيش گويي ، ارتباط با موجودات ديگر ، فهم زبان حيوانات ، سحر و نفوذ كلام و … در همه متون يوگائي و حتي ادبيات ايران زمين ،از ظاهر نمودن اين قدرت ها ، شاگردان باز داشته شده اند . اينكه در يك شخص چه قدرتي فعال مي شود بستگي به استعداد و نوع تمرين و ممارست او دارد . اما حتما لازم است اينگونه تمرينات در صورت وجود سلامت بدن و روان انجام شود آنهم با هدف كامل كردن شناخت و مراحل معنوي.

    نكته قابل ذكر اينكه برخي ها ممكن است قدرت شفا بخشي پيدا كنند و به كمك دستها و فكر خود انرژي پرانيك را به ديگران منتقل كنند ولي اين عمل بعد از مدتي ممكن است برايشان خطرناك باشد و نيروي خود را از دست بدهند . در اين مورد خيلي بايد دقت كرد و از تجربه كافي برخوردار بود.



    استاد ماهاريشي ماهاش يوگي در مبحث سيدهي و كرامت اشاره مي كند . در بدن انسان 64 مجراي روشن ضميري (خردمندي) وجود دارد كه سيدي ها (كرامات ) از طريق آن كانال ها و مجاري ، خود را آشكار مي سازد. مجموعا حدود 70 سيدهي وجود دارد كه ما به تمرين پاره اي از آن ها مي پردازيم.

    بخشي از آن ها سودمند تر از بقيه است . مثل : اقتدار، دوستي، نامرئي شدن ، دانش لايتنها هي و به هوا پري . در ادبيات عرفاني ايران زمين ، رسيدن به هر يك از اين قدرت ها را «مقام يا مقامات » مي نامند و معتقدند كه شخص در هر مر حله به مقامي مي رسد كه بايد از آن گذر كند وگرنه توقف در آن مقام منجر به عدم پيشرفت روحي و تثبيت در آن مقام مي شود.

    پيرهرات اين خردمند و استاد راز نازك ، خواجه عبدالله انصاري سروده اي در اين زمينه دارد كه قابل تامل و تفكر است.

    گر به هوا روي (پري ) مگسي باشي *.*.*. *.*.*.* به روي آب خسي باشي دل بدست آر تاكسي باشي .

    بنابر اين در اين سروده ، هم ، به تجربه پرواز جسم و هوا پري اشاره مي شود و هم مهمتر از آن ، كم ارزش شمردن اين تجربه و اهميت ندادن به آن و در نهايت خدمت به مردم را ترجيح بردن .

    عبادت بجز خدمت خلق نيست. «سعدي»

    پاتا تجلي ، حكيم و فرزانه يوگا كه بيش از 3 يا 5 هزار سال پيش براي اولين بار تجارب و راز هاي يوگا را در يك نوشته به نام «يوگا سوترا » گرد آورده در اين زمينه مي گويد:

    سيدي ها موانعي در برابر درك واقعي هستند.

    بودا در كتاب ديگاني كايا (Dighanikaya) شرح مي دهد كه چگونه شاگردانش را از انجام سيدهي باز مي داشت . زيرا آن كارها بوسيله غير بودائيها هم قابل اجرا بود و چرا بايد كسي براي اجرا كردن عمل پرواز جسم بودائي شود؟

    امروزه در يكي از روش هاي معروف مديتيشن موسوم به (T.M) يا تفكر متعادل (trancendental meditition ) كه تحت سرپرستي است. از سال 1975 روش پرواز جسم علني و بصورت آكادميك در آمده و در طول سال هاي اخير شاهد پرواز هاي دست جمعي در برخي از شهرهاي دنيا هستيم.

    يكي از مسابقاتي كه بدين منظور در واشنگتن برگزار گرديد شخصي موفق شد بالاترين ركورد پرواز (75 سانتي متر ) را بدست آورد.

    اين نتيجه در گرو نوعي تمركز فكر ، درونگري و رسيدن به مرحله خاموشي فكر و حواس مي باشد.

    وقتي شخصي ، تمرين مديتيشن يا مراقبه مي كند ، در هفته هاي نخست شاهد تشتت افكار و پرش حواس است اما بتدريج قادر به منترل ذهن و آرام كردن حواس مي شود. رسيدن به اين حالت و موفقيت در آن ، درونگري و اتحاد ذهني را فراهم مي آورد . لحظه اي كه افكار كاملا خاموش مي شود و حواس متوقف مي گردد و شخص به خلا ء ذهني مي رسد ، اين اتفاق بزرگي در زندگي رواني فرد است . در اين حالت يكباره فرد ، هويت و فرديت خود را از دست مي دهد و تنها يك احساس غريبي باقي مي ماند ، هشياري بسط يافته و نامحدود . شخص حس مي كند در همه جا گسترش يافته و با همه چيز يكي شده . اين مرحله در يوگا تحت عنوان صمدي (samadi) يا اتحاد است. وحدت با آگاهي كيهاني (روح كلي ). اما اين تجربه اوايل كوتاه و موقت است به همين خاطر ؛ بدان تغيير شكل تدريجي يا كشانيكا (kshanika) يعني صمدي موقت گويند . اگر اين تجربه بطور مستقيم ادامه يابد، مدت تجربه و حضور اين اتقاق ، طولاني تر و دائمي تر مي شود و صمدي دائمي يا نيتيا (nitya) بوجود مي آيد.

    در اين حالت ، شخص در هوشياريهاي مختلف و حالت هاي متنوع زندگي ، حالت وحدت گونه ذهني را خواهد داشت و در اينجاست كه به قولي شاهد و مشهود يكي مي شود.

    ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست

    تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

    در اين مرحله ، ذهن داراي انسجام و توان كامل مي شود و در چنين شرايطي است كه « سيدهي ها » تحقق مي يابند.

    استاد ماهاريشي ماهاش يوگي مي گويند:

    « وقتي يگانگي عارفانه بين شاهد و مشهود تحقق يافت و صمدي رخ داد، فرد بر موضوعاتي كه تمركز مي دهد قدرت پيدا مي كند».

    سيدهي ها يا كرامات و يا بعبارت قدرت هاي روحي ، دو بخش عمده تقسيم مي شوند.

    1- سيدهي دانش 2- سيدهي قدرت

    سيدهي دانش مثل : توانائي هاي فهم و درك ، روشن بيني اشراق و الهام . سيدهي قدرت مثل ، روي آتش راه رفتن ، حركت دادن اجسام با قدرت فكر و پرواز جسم است. در يكي از گزارشات تجارب پرواز جسم مي خوانيم « وزش يك انرژي در بدن و سبكي باور نكردني ، انگار مقدار زيادي انرژي در امتداد ستون فقرات جريان يافته و بينش آن را يافته ام كه تا سينه و ستون فقرات را مثل يك نور سفيد مشاهده كنم. »

    جوزف ويد از طريق مصاحبه با پرواز كنندگان دريافت: آنهايي كه توفيق پرواز را داشته اند ، مي گويند پس از آنكه يكبار بتوان پرواز كرد تكرار آن چندان مشكل نيست ، تا حدي مثل يادگيري شنا كردن



  7. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. #23


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    مراحل تدریجی پرواز
    مراحل اول: احساس هوشياري بسط يافته ، انگار شخص در فضا پخش شده است.

    مرحله دوم: احساس سبكي (Layhima)

    مرحله سوم: احساس حركت انرژي در امتداد ستون فقرات از پايين به بالا

    مرحله چهارم: لرزش بدن يا نفس نفس زدن

    مرحله پنجم : جهش قور باغه اي ، شخص غير قابل كنترل و ناخود آگاه مثل قورباغه اين سو و آن سو مي پرد (جهش افقي)

    مرحله ششم: جهش با كنترل (جهش عمودي ) . شخص در جا مي پرد ولي با شدت پايين مي آيد.



    مرحله هفتم : پرواز و توقف كوتاه در فضا و فرود مجدد كه با تكرار و ممارست به حركت در فضا ختم مي شود.

    يكي از استادان يوگا مراحل جهش و پرواز جسم را به حركت و راه رفتن نوزاد تشبيه مي كند . همانطور كه نوزاد اول چهار دست و پا راه مي رود بعد چيزي را مي گيرد و راه مي رود بعد روي دو پا راه مي رود . مراحل پرواز جسم نيز عمدتا اينطور است.

    نخست بصورت حالت لرزش و تكان هاي جزيي بدن ،بعد جهش قورباغه اي ، بعد جهش عمودي . نهايت حركت و توقف در فضا .



  9. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. #24


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    تكنيك پرواز جسم
    راز و دانش اصلي « پرواز جسم » در يوگا در « كنداليني يوگا» نهفته است.

    كنداليني يوگا ؛ دانش مربوط به شناخت انرژي بنيادين انسان وكنترل آن مي باشد. در «كنداليني يوگا » اسرار محل تمركز يافته انرژي و تكنيك هاي بيداري اين نيروها و نهايتا نحوه استفاده از اين نيروها بر ملا مي شود. بر اين اعتقاد ، انرژي بنيادين در پائين ترين قسمت ستون فقرات تقريبا در نزديكي نشمينگاه تمركز يافته و بعبارتي همچون ماري كه سه دور به دور خرد حلقه زده است خوابيده است.

    كحنال در زبان ساسنكريت بمعناي گودال است . و آن محلي بوده است براي نگهداري آتش در قديم . وقتي شما با تمرينات تمركز فكر و مديتيشن توانستيد به درون خود راه يابيد و بر نقاط داخلي بدن و انرژي نهفته اثر گذار باشيد. مي توانيد اين انرژي را فعال نمائيد . اگر بخواهيم براي درك و حس كردن اين مطلب مثال قابل لمس بزنيم مي توانيم اين حالت را به فعال شدن انرژي و نيروي جنسي تشبيه كنيم : انرژي جنسي هم در ما نهفته و خفته است ولي وقتي به كمك ذهن يا تجربه واقعي آن را تحرك مي كنيم ؛ به تدريج حرارت و نيروئي درون ما زنده مي شود و ما از آن لذت مي بريم . انرژي كنداليني هم وقتي بيدار مي شود ، مشابه چنين جنبشي را در انسان بوجود مي آورد. زمانيكه انرژي كنداليني فعال مي شود بطور عادي در امتداد ستون فقرات به بالا صعود مي كند و شما حركت آن را احساس مي كنيد اما اين صعود در همه افراد يكسان احساس يا تجربه نمي شود. بعضي ها داغي زيادي در داخل لگن احساس مي كنند.

    برخي مورمور شدن يا حالات تيك و جنبش هاي عضلاني پراكنده را تجربه مي كنند. عداه اي هم ممكن است اين بر انگسيفتگي ها را نه بصورت جسماني يلكه بيشتر عاطفي و رواني احساس كنند و دچار تغييرات خاقي يا هيجاني شوند مثلا احساس اينكه مي خواهند گريه كنند . خنده كنند ، جيغ بكشند يا شور عشق زياد را تجربه كنن و اين تفاوت ها به عوامل مختلفي بستگي دارد كه يكي از آن ها نوع تحريك انرژي و نقاط چاكراي مورد نظر است.

    وقتي انرژي فعال مي شود و به بالا صعود مي كند عموما در مسير اصلي خود يعني از نقطه نشيمنگاه تا سقف سر از 7 نقطه اصلي كه حوز ها يا ميدان هاي مخصوص انرژي است مي گذرند. اين ميدان ها يا چرخه ها را در يوگا «چاكرا » گويند.

    هر نقطه چاكرا از ميان اين 7 نقطه ، داراي خصوصيات خاصي است و فعال شدن هر چاكرا خواص خود را باز مي نمايد.

    تمرين كننده «كنداليني يوگا» بعد از اينكه اين انرژي را فعال كرد و در مسير عمودي از پائين به بالا قرار داد بايد آن را به تدريج از اين چاكراها بگذارند و قتي به اين امر موفق گرديد مي تواند مطمئن گردد برحركت و هدايت اين نيرو كنترل و تسلط يافته است.

    در قبل به سيدهي ها يا كرامات اشاره داشتيم و در اينجا بايذ بگوئيم كه ظهور هر سيدهي منوط به تحريك نقاط خاصي است و در واقع ممكن است براي هر سيدهي يك يا بيش از يك نقطه موثر باشد . در كتاب كشفيات رواني پشت پرده آهنين نوشته لين اسكرو در مي خوانيم ؛ هر كه چاكراي آناهات را در قلبش بيدار كند مي تواند در هوا راه رود.

    در سيدهي يا كرامت پرواز جسم ؛ عموما 3 نقطه يا 3 چاكرا تاكيد شده است.

    1-مولادها را

    2-آناهات

    3-آجنا

    براي حصول نتيجه بايد مدتي مديتيشن كرد. همزمان تمرينات يوگا ( آساناها ، پراندياما ) را اجرا نمود و براي بيداري كنداليني تمرينات مخصوصي نظير باندها ، انقبلض و فشار آوردن بر نقاط چاكرا، نهايتا ذكر خواني مخصوص هر چاكرا را با روشي مشخص اجرا نمود . كم كم شما متوجه جنبش انرژي در بدن خواهيد شد . سپس مي توانيد سراغ تمرينات اختصاصي چاكرا به فرض پرواز جسم برويد يوگا و مديتيشن مي كنيد و بعد روي 3 چاكراي مخصوص پرواز عمل مي كنيد.

    در اين وضعيت براي كمك مي توانيد در حاليكه نشسته ايد ( در حالت لوتوس يا نيمه لوتوس)

    قدري بدن خود را مثل پاندول ساعت به نوسان در آوريد و يا قدري خود را از ناحيه كمر يا نشيمنگاه تكان دهيد و اين تكان ها خوب است با هارموني دروني و احساس دروني از حركت هماهنگ گردد. كم كم شما شروع به جهش كردن مي كنيد ، البته برخي ممكن است قبل از آن شاهد احساس و تجربه تكان هاي شديد باشند.
    منبع:rahebazgasht.blogfa



  11. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. #25


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    آموزش کامل مرحله نیاما
    نیاما : به معنی قانون رعایت کردن هاست که شامل انضباط فردی می شود و بیشتر مربوط به خود فرو میباشد در حالی که یاما مربوط به فرد و روابط آن با دیگران می باشد . نیاما دارای پنج مرحله زیر است :

    1 - سوچا ( sattcha ) - تطهیر و پاکیزگی

    2 - سان توشا ( santosha ) قناعت و خرسندی

    3 - تاپا ( tapa ) ریاضت و شور واشتیاق

    4 - سوادهایا ( savadhaya ) پروردن و تربیت خویشتن

    5 - ایشوارا پرانیدهانا ( ishvara ) تسلیم کامل به خداوند



  13. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. #26


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    سوچا ـ تطهیر و پاکیزگی



    پاکی درون و انظباط فردی که اگر هشت مرحله یوگا را به درخت تشبیه کنیم یاما ریشه و نیاما به مثابه تنه درخت محسوب می گردد .

    پاکیزگی و پاک سازی به دو صورت بیرونی ( ذهن ) و درونی ( بدن ) انجام میشود . در مورد پاک سازی ذهن و تکنیک های مربوط به آن را در بخش آموزش یاما مفصل بحث شده است .



    پاک سازی خارجی شامل :

    1 ـ پاک سازی اندیشه و سخن

    2 ـ پاک سازی خوراک

    3 ـ پاک سازی و پاکی مکان می باشد



    پاک سازی بدن که شامل شستشو و نظافت بدن در بیرون و درون استکه بخش بیرونی بدن همان نظافت و بهداشت و حمام گرفتن است اما پاک سازی داخلی بدن شامل6 مورد است . این تمرینات برای پاکسازی بدن از سموم و تامین سلامت و ایجاد تعادل در بدن مورد استفاده قرار می گیرد .



    شش تمرین برای نظافت داخلی بدن عبارتند از :



    1 ـ نتی neti

    روش تمیز کردن مجرای تنفسی میباشد که یک روش آن پاک سازی با آب و نمک است .

    2 ـ دهاتی dhauti

    این روش برای پاک سازی اندام درونی بدن است که از دهان تا مخرج را پاکسازی میکند،که خود شامل 4 دسته تمرین می باشد که یکی از آن ها تمرینی برای پاکسازی معده است بدین صورت که آب نمک رقیق و گرم را با انگشت زیر زبان میگذاریم و سپس از دهان خارج می کنیم . این تمرین یکی از بهترین تمرینات برای تنگی نفس و آسم، است و نیز برای طحال و معده مفید میباشد .



    3 ـ نولی nauli

    نولی حرکت چرخشی عضلات تو و بیرون است که یکی از ماساژهای خوب برای معده و مقاوم کردن آن میباشد .



    4 ـ باستی basti

    پاک سازی روده ها، که بوسیله کنترل عضلات مقعد انجام میشود .



    5 ـ کاپالابعاتی kapaibhati

    کاپالابعاتی یکی از تمرینات تنفسی است که باعث پاک سازی مجرای تنفسی، قسمت جلوی مغز که به وسیله تنفس انجام میگیرد .



    6 ـ تراتاکا tratka

    خیره شدن از طریق چشم ـ یکی از انواع تراتاکا با شمع است .



    به طور کلی آساناها با پرانایام را که در کنار هم قرار می دهیم باعث می شود که درون ما پاک شود و سمومی که در بدن بدن جمع شده بیرون رانده شود .

    و اما پاک سازی ذهن که در بخش یاما گفتیم شامل خشم و طمع و حسادت و کینه و خودستایی و قدرت طلبی است که در بعضی مواقع این عوامل مانع بزرگی محسوب می شوند .

    یکی از راه هایی که می توان با آن ناپاکی ذهن را کم کنیم ذکر گفتن و تکرار نام های مقدس و دعا کردن است به خصوص دعاهای به موقع که به سنگ هم اثر می کند چه رسد به انژی های ظریف .به طور کلی با دعا کردن باعث ارتعاشات مثبت زیادی می شویم .

    درک موقعیت ذاتی خودمان و توجه به رابطه عاشقانه با خداوند که حکایت همان ذره ای است که فقط در سکوت تجربه می شود .

    پاک سازی یاس و نا امیدی را از بین می برد و به تدریج اضطراب را کاهش داده و هرچقدر با واقعیت خودمان بیشتر روبرو شویم بهتر می توانیم این کار را انجام بدهیم در واقع این کار نیاز به یک شهامت و شجاعت دارد و پی در پی می روند و بعد از مدتی ذهن خالی و پاک شده آماده مدیتیشن میشود .



    یک راه این است که در سکوت قرار بگیرم که این کار باعث میشود چشم ما به طور نا محدود باز شود و آماده می شویم وارد معبد وجود خود شده خود واقعی را در آینه وجود مشاهده بکنیم .





    پاکی خوراک

    یکی از مراحل خیلی مهم در یوگا می باشد

    در طول روز آیا از خود سوال کرده اید که چه می خورید ؟ و چگونه می خورید ؟

    لقمه غذایی که مصرف می کنیم باید با توجه به این نکته باشد که این غذا برای سیر شدن بدن و حیات داشتن بدن است و در اصل غذا برای بدن است نه بدن برای غذا، کنترل غذاها و نخوردن چیزی مابین غذاها و چیزی که حجم زیاد داشته باشد و در واقع غذا باید مقوی، مغزی، متعادل کننده و انرژی دهنده باشد .





    ومیتاهارا یعنی اینکه :

    4/2 معده پر از غذا، 4/1 پر از آب 4/1 پر از هوا جایی برای گازها و تبادل مایعات و چگونگی غذا خوردن شخص منش و شخصیت او را ایجاد می کند ، و اما چگونه خوردن غذا که باید نه زیاد نه کم به موقع و با آرامش و آگاهی از خوردن و جویدن غذا باشد . در ارتباط با غذا بدن انسان را بررسی می کنیم که از دو قسمت تشکیل شده است .



    1 ـ بدن زمخت 2 ـ بدن لطیف

    بدن زمخت شامل شامل گوشت پوست و استخوان است و عناصر تشکیل دهنده آن 1 ـ خاک 2 ـ آب 3 ـ آتش 4 ـ هوا 5 ـ اتر میباشد .

    بدن لطیف عبارت است از :

    1 ـ ذهن و افکار که همان حرکت ذهن است و زمانی که خالی است و چیزی در آن نیست می توانیم مشاهده کنیم که انبار اطلاعات ما میباشد و خالی کردن آن سخت است .

    2 ـ شعور

    3 ـ منیت کاذب

    و در پاک سازی ذهن باید این ها را پاک بکنیم ذهن اطلاعات را جمع و از طریق مغز به بدن پخش می کند .

    نوع و کیفیت غذا مستقیماً روی بدن و ذهن اثر می گذارد و هر چیزی که شما می خورید آگاهی دارد و شعور دارد و زمانی که گیاهان و مواد غذایی را با قابلیت های مختلف مصرف میکنید در اصل آگاهی آن گیاه را مصرف می کنید .





    خوراک چگونه جذب بدن میشود ؟

    هر غذا غذا سه قسمت دارد .

    1 ـ قسمت زمخت

    2 ـ قسمت متوسط آن

    3 ـ قسمت لطیف



    قسمت زمخت هر غذا دو بخش دارد جامد و مایع که جامد به صورت مدفوع و مایع به صورت ادرار دفع می گردد .

    قسمت متوسط غذا به دو بخش جامد که تبدیل به گوشت،عضله، پوست و استخوان و مغز استخوان که تبدیل مایع تبدیل به خون تقسیم میشود .

    اما قسمت لطیف به انژی حیاتی و پرانا و فکر و در واقع لطیف ترین چیزی که می خوریم تبدیل میگردد



    یک جمله از اشو : زندگی را در خط افقی خلاصه نکن از گور تا کور

    در ارتباط با افرادی که از آن ها غذا می گیریم به آن ها وابسته می شویم .

    سانیاسها ( نام یک قوم ) از یک خانه ده بار غذا نمی گیرند از خانه های مختلف در شهر می گیرند چرا که وابسته نشوند چون این افراد هیچ تلاشی برای مادیات و زندکی خود نمی کنند .

    یکی از روش هایی که در بین دراویش و صوفیان متداول است استفاده از کشکول است که با آن گدائی می کنند و با این کار در واقع منیت کاذب خودشان را از بین می برند .



    ارتباط گونه ها و به طور کلی وجود انسان از سه گونه پیچیده است .

    1 ـ گونه نیکی سات وا satva

    2 ـ گونه شهوت راجاس ragas

    2 ـ گونه تاریکی تاماس tamas



    که این سه گونه با هم مخلوط شده اند



    1 ـ کیفیت گونه سات وا ، سبک و روشن است .

    2 ـ گونه راجا که طبیعت و عالم هستی روی این گونه می چرخد و خیلی داینامیک است و باید همین طور باشد چرا که عالم روی این گونه می چرخد .

    3 ـ گونه تاماس که ناآگاهی و جهل و تاریکی است و پر خواب و تنبل .

    کسانی که در گونه راجا قرار میگیرند آدم هایی هستند که هیجان در آن ها زیاد است و افرادی که تاماس هستند پرخواب و بدبین و منفی باف و پر خوراک هستند که ما با غذاها مستقیماً روی آنها تاثیر میگذاریم .



    غذاها نیز در سه گروه قرار می گیرند :

    گروه یک :

    شامل میوه جات آبدار و شیرین و سبزیجات و لبنیات و شیر و ماست و تمام جوانه ها که پیوسته زنده میباشند .

    گروه دو :

    شامل غلات نشاسته و گوشت میباشد. خوراکی هایی که نمک زیاد دارند و میوه های نارس و غذاهای فریزری .

    گروه سه :

    مواد مخدر مشروبات الکلی غذاهای کنسرو شده و ادویه زیاد و قهوه که اعتدال در هر چیز انسان را بر هم می زندد و افراط در آن ها باعث رنجور شدن میشود .

    نه چندان بخور که از دهانت برآید نه چندان که از ضعف جانت بر آید

    گوشت و مصرف آن به عنوان غذا :

    هر حیوانی را که می کشیم یک سری مشکلات در بدن خود ایجاد میکنیم . در ابتدا چون می ترسد همزمان با ترس ترشحات سموم در بدن آن شروع می شود و وارد جریان خون گشته و وارد گوشت حیوان می شود که با خوردن آن اضطراب و ترس دائماً با مصرف آن وارد بدن ما میشود .



    یک سخن از حضرت علی شکم خود را گورستان حیوانات نکنید .





    غریزه شعور حیوان در 4 مرحله است :

    1 ـ خوردن 2ـ خوابیدن 3 ـ تولید مثل کردن 4 ـ دفاع کردن



    گیاهان سه تای اول را دارند و به ندرت از خودشان دفاع می کنند و انسان طبیعتاً این 4 خصلت را دارد . گوشت انسان را وحشی می کند و توحش ایجاد می کند .

    علاوه بر تمام مسائل گفته شده وقتی که یک موجود را به خاطر ارضاء خودمان از بین می بریم سیر تکاملی آنرا عقب و جلو می اندازیم و نکته جالب این است که حیوانی را که خودمان پرورش داده ایم قادر به خوردن گوشتش نیستیم . در مورد گیاهان هم همینطور است ولی چون آگاهی انسان به سلسله مراتب انسان ، حیوان ، گیاه است بنابراین انسان ناچار است از گیاهان تغذیه کند .

    کسانی که ظریف هستند میوه افتاده را می خورند چرا که دوست ندارند میوه را بچینند و آنچه را افتاده برای مصرف استفاده می کنند .



    روده انسان دراز است و در موقع مصرف گوشت باید ساعت ها گوشت در روده بماند تا دفع گردد که ایجاد سموم می کند در صورتی که حیوانات گوشت خوار دارای روده های کوچکی هستند پس انسان باید متناسب با وضعیت بدن خود تغذیه کند .

    یکی از روش های خوردن ترکیب پروتئین با سبزیجات است و ترکیب پروتئین با نشاسته سنگین است و ایجاد چربی می کند خام گیاه خواری باعث از بین رفتن سموم از مفاصل می شود و در این باره سیستم جذب و دفع هم حائز اهمیت است کسی که یوگا می کند دچار یبوست نمی شود .



    یک روش و یک مثال برای خوردن

    صبحانه طلا ـ ناهار نقره ـ شام مس است .

    بخش آخر پاکی ذهن که سوچا است در مورد پاکی مکان است .

    مکانی که در آن زندگی می کنیم باید آرام باشد آلودگی صوتی نداشته باشد . مکانی که زندگی می کنیم باید دور از آلودگی و تمیز و پاکیزه باشد و مرتب در پاکیزگی و بهداشت و مرتب داشتن آن تلاش نمائیم .

    یک تمرین برای این مرحله

    یک هفته تفکر در خوردن و آگاهی از مواد غذایی که مصرف می کنیم .


    ومیتاهارا یعنی اینکه :

    4/2 معده پر از غذا، 4/1 پر از آب 4/1 پر از هوا جایی برای گازها و تبادل مایعات و چگونگی غذا خوردن شخص منش و شخصیت او را ایجاد می کند ، و اما چگونه خوردن غذا که باید نه زیاد نه کم به موقع و با آرامش و آگاهی از خوردن و جویدن غذا باشد . در ارتباط با غذا بدن انسان را بررسی می کنیم که از دو قسمت تشکیل شده است



  15. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #27


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    سان توشا ـ قناعت و خرسندی

    قناعت و خرسندی

    قناعت همان اصل توانگری است . در واقع تقویت احساس درونی خرسندی نیز میباشد . به طور کلی یکی از ویژگی های ناپاکی ذهن ناخرسندی و نارضایتی است

    زمانی که ما نارضایتی داریم و از ان که داریم خرسند نیستیم بزرگترین آگاهی را از دست می دهیم و هر چیزی را که در واقعیت زندگی خودمان وجود دارد بپذیریم در آن صورت قناعت و خرسندی را راحت می پذیریم .

    تا زمانی که چیزی که برای ما خوشایند است به سوی خودمان جذب کرده و زمانی که برای ما خوشایند نیست دفع می کنیم .

    در افراد و میان انسان ها افراط و تفریط را می توان مشاهده کرد و باید سعی کنیم اشیاء و لوازم و آنچه را به شکل طبیعی به آن نیازمند هستیم جمع کنیم چون این یک عادت قدیمی ذهن است که همه چیز را می خواهد و باید یادمان باشد .

    هرکسی هر دانه ای بکارد سبز میشود و در واقع آنچه را قرار است به سوی ما بیاید خود می آید نباید تلاش بیهوده نمود به خصوص در بدست آوردن اموال که در نهایت یک شادی کوتاه می دهد و در یوگا از راهکارهایی که از ریشه پاکسازی میکند استفاده می کنیم و علت همه این ها را پیدا می کنیم و در نهایت می خواهیم رنجمان را کم کنیم .

    یک تعریف قناعت از تائو : " قناعت یک قانون گذار بشریت است ."

    قناعت به این معنی است به آنچه بیش از نیاز شماست و احتیاج به مهمان نوازی و بقای خودتان و فامیلتان و مستخدم است جمع نکنید چون بیش از این شما را آزار می دهد .

    قناعت اصل توانگری است .

    قناعت نگهبان فکر و رهای است .

    و شهدی گواراتر و آرام بخش تر و خنک تر از آن وجود ندارد و خنکی آن آتش مهیب و ویرانگر خواسته ها را خاموش می کند .

    قناعت از دیدگاه بزرگان :

    قناعت ریشه شادی است .

    قناعت ثروت حقیقی است .

    قناعت گنج درونی و ثروت بی پایان است .

    خرسندی و قناعت بهترین است .

    انسان خرسند و قانع هر جا قرار گیرد ثروت خود را با خود میبرد .



    افرادی که طمعکار هستند صبح تا شب به دنبال بدست آوردن پول هستند و در اثر افراط در این کار دچار سرگردانی می شوند و همچنین ممکن است دارای شهوت زیاد شوند و سیگار استفاده کنند و طعم آرامش را زمانی که گونه شهوت غالب است نمی توان تجربه کرد و آرامش را در گونه نیکی می توان تجربه کرد . و ثروت خیلی وسوسه انگیز است کسانی که برده امیال مادی می شوند اسارت ماده آن ها را رها نمی کند و ثقل و سنگینی آن باعث می شود که انرژی انسان به سمت ماده و پائین کشیده شود .


    قناعت در کلام

    کم صحبت کردن ـ جر و بحث نکردن ـ سکوت ـ زبان جویندگان معنویت و روحانیت سکوت است .

    قناعت در عمل

    دزدی نکردن و زنا نکردن ، نداشتن رابطه نا مشروع ، عدم خشونت ، نداشتن امیال منفی و شیطانی و بخشش کسانی که ما را آزاد داده اند. .

    تمام بزرگان ما گفته اند که رابطه نا مشروع نکنید چرا که گونه جهل و نادانی را زیاد میکند چرا که ما انسان ها مثل حیوانات نیستیم شان و منزلت انسان اجازه نمی دهد و عمل نامشروع ذهن را نا آرام می کند چرا که باعث دروغ گفتن، کلک زدن و مهمترین چیز که از دست دادن انرژی حیاتی است می شود .



    قناعت در فکر

    به وسیله 5 حس و در یک ذهن با بیرون ارتباط برقرار میکینیم و در واقع لذت از طریق حواس کامل می شود اگر بتوانیم لذتی را که از خاموش کردن امیال و شهوات بدست آورده ایم لذت واقعی 16 برابر خواهد شد .

    و مولانا خوب می گوید

    اگر ترک لذت و بدانی لذت نفس لذت نخواهد برد

    یک تمرین برای این بخش

    توجه به این مسئله که چه زمانی احساس خشنودی و قناعت می کنید مهم است یک یادداشت برای خودتان داشته باشید زمانی که هدیه دریافت کرده اید یا در لحظه شادی قرار رفته اید و مشاهده این شادی و قناعت .



    قناعت و آرامش داشتن باعث می شود که ارتعاشات خوب پیدا کنیم و دیگران را تحت تاثیر قرار بدهیم بررسی خواسته ها و اینکه خواسته های ما مهم است و یا تا چه حد ضروری است ؟



    یک روزه قناعت

    در طول یک هفته خواسته های خودمان را کنترل کرده و از انجام خواسته ها و خرجهایی که باید در طول یک هفته باید داشته باشیم آگاه شده و صرف نظر می کنیم . در اخر هفته می بینیم که چه مقدار پس انداز کردیه ایم ؟ و 4/1 ان را کنار بگذارید .



    فرق بین شادی و شور و شعف

    شادی احساسی از رضایت است که در اثر رسیدن به خواستهای مادی پیدا میکنیم در حالی که سرور و شعف واقعی را زمانی میتوان تجربه کردکه به حقیقت رسید وحقیقت پایدارکه برای رسیدن به ان انسان باید صبور باشد.

    قناعت در عمل

    دزدی نکردن و زنا نکردن ، نداشتن رابطه نا مشروع ، عدم خشونت ، نداشتن امیال منفی و شیطانی و بخشش کسانی که ما را آزاد داده اند. .

    تمام بزرگان ما گفته اند که رابطه نا مشروع نکنید چرا که گونه جهل و نادانی را زیاد میکند چرا که ما انسان ها مثل حیوانات نیستیم شان و منزلت انسان اجازه نمی دهد و عمل نامشروع ذهن را نا آرام می کند چرا که باعث دروغ گفتن، کلک زدن و مهمترین چیز که از دست دادن انرژی حیاتی است می شود



  17. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. #28


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    تاپاس ـ ریاضت و شور و اشتیاق

    ریاضیت و شور واشتیاق

    در واقع دیسپیرین ونظم است که باید خودمان داشته باشیم . تاپاس از ریشه تاپ tap به معنی بر افروختن سوختن درخشیدن و رنج بردن است و یعنی کوشش مشتاقانه و مستمر برای رسیدن به هدف در زندگی است و می توان گفت انسان در کنار تاپاس به دلیری رزانگی کمال صافی و سادگی دسترسی پیدا می کند.

    در این باره باید گفت برای هر هدف و خواسته ای باید ریاضت کشید و در مقابل باید بدانیم که ایا هدف ارزشمند و آگاهانه است ؟ و آیا ریاضت برای این هدف درست و صحیح است ؟

    به وسیله تاپاس شخص با کوشش آگاهانه و نابود کردن خواستها موانع را از سر راه خود برداشته و به خداوند نزدیک شده و در واقع جزء به کل نزدیک می شود .

    هرچه هدف مهم تر و بزرگ تر باشد ریاضت سخت تر و بزرگتر می شود و می توان گفت تاپاس کوشش آگاهانه برای بدت آوردن اتحاد نهائی با خداوند است .

    در واقع یکی از تعاریف یوگا همین است

    در عرفان خودمان همان فنا است که در اثر ان بقا ایجاد می ود و در واقع تاپاس به معنی کنار گذاشتن خواسته ها و حالات شرطی ذهن است که در نتیجه آن دریافت ها خیلی قوی می شود قدرت اراده قوی می گردد .

    در این راستا به نقش گورو یا یک معلم باید توجه داشت

    گورو یا پیر روحانی کسی است که ما را از تاریک به روشنایی نزدیک می کند چرا که او خود از تاریکی به روشنایی رسیده است .

    احترام به پیر واجب است و در واقع رابط ما با خداوند است پیرهایی که حضور فیزیکی ندارند به عنوان راهنما و الگو می توانند روشنگر راه ما باشدند ولی انسان برای رسیدن به آگاهی و قرار گرفتن در جهت صحیح احتیاج به یک پیر زنده دارد . خدمت کردن به پیر بسیار پاک کننده است .

    پیر آینه مرید است که در وی خدا را بیند مرید آینه پیر است که در وی او خو را بیند



    در واقع یک پیر بالاترین درجه اگاهی را در بین مردمان دارد در هند و در جامعه آنجا انسان هایی را با درجات آگاهی متفاوت می توان مشاهده کرد متاسفانه به خاطر کنار امدن با فقر به علت جهل و نادانی و نا آگاهی انسان های با درجات بسیار پایین از نظر آگاهی وجود دارند و در مقابل انسان هایی نیز وجود دارن که در بالاترین سطوح آگاهی هستند و می تئوان گووینداجی پیر زنده ویپاسانا را مثال زد که زمانی که پیر در کنار انسان قرار میگرد و حضور دارد . شما آرامش و سبکی را تجربه می کنید و او شما را خالی می کند و او تاریکی را پس می زند و به سوی روشنی هدایت می کند و می توان گفت تا پاس کوشش آگاهانه برای بسدت آوردن اتحاد نهایی با خداوند است . که اول با خودمان متحد می شویم و بعد لاز اتحد درونی با خداوند یکی می شویم . برای متحد شدن با خودمان باید ریاضت بکشیم .



    و تاپاس همان کوشش مشتاقانه برای هدف آگاهانه برای بدست آوردن اتحاد با خود خداوند است و همان منیت کاذب است که شناسایی می کنیم و حالات شرطی ذهن را باید رها کرد تاپاس قدرت اراده افزایش می دهد و به ما دیسپیرین و نظم می دهد .



    راه های بالا بردن اراده

    روزهای ساده ـ روزه آب ـ روزه میوه



    در رابطه با تاپاس

    رعایت سکوت

    وارد جرو و بحث بیهوده نشدن

    کلامی که جنجال برانگیز است کنترل و نباید به زبان آورد

    پرورش عادت تفکر و تعقل قبل از صحبت

    تصمیم گیری با درایت و سریع تصمیم نگرفتن



    درباره پاکسازی باید مشاهده کردن و آگاه بودن از نظاره خشم ـ حسادت ـ رقابت ـ کینه ـ بخل و حسد ـ غرض ورزی



    نق زدن یکی از عادات قدیمی ذهن است و در مورد تاپاس این نکته حائز اهمیت است و اغلب متوجه چیز خوب نمی شویم ولی نامرتبی را زود می بینیم و زیبائی و مرتب بودن را نمی بینیم باید یاد بگیریم که از دیگران ایراد نگیریم و باید بگوئیم که به من چه مربوط است که دیگران چه می کنند و در مورد دیگران کمتر فکر کنیم و انرژی خودمان را به خودمان معطوف کنیم .

    چون ذهن عادت دارد با این کار از خودمان دور می شویمپس باید از آگاهی از خودمان و آنچه انجام می دهیم داشته باشیم .



    انسان باید در فضایی که قرار می گیرد یک مدت فاصله قرار بگیرد و مشاهده کند زیرا وقتی فاصل گرفتید و یک مقدار فاصله ایجاد شد ذهن آرام میگیرد و به طور کلی ایجاد فاصله با موجودات کمک می کند که ما خوش باشیم .

    در مقابل جریان های مخالف ـ دشنام ها ـ تهدید ها و تهمت ها وقتی قرار میگیریم باید لبا اسلحه آرامش مقاوت کنیم .

    یک نکته مثبت در این مسئله وجود دارد سختی ها و فشارها انسان را به خود بیشتر می شناساند و فشار و سختی باعث می شود که آشغال های درون انباشته در ذهن و لایه های درونی بیرون بریزد و در واقع شادی در سطح فشار و سختی در عمق است زمانی که در سختی قرار گرفتیم خودمان را می شناسیم .



    یک گفته از کبید یکی از عرفای هند

    از کسی که شمار سرزنش می کند کلبه ای بساز که در بغل دست ما زندگی کند .

    سرزنش هنگامی باعث رنجش می شود که در ان بخش کمبود باشد و اگر از هرچیزی که در درون خود داریم مطمئن باشیم دیگر سرزنش اثری در ما نداشته و از کسی که ما را سرزنش و دشنام می دهد باید سپاسگذار خواهیم بود چرا که باعث رشد ما می شود.

    کسانی که دارای روحیه حساسی هستند با سرزنش کردن رنجیده می شوند که به علت خودبینی اشن است و رفتار و گفتار مغایر با علایق آن ها موجب رنجششان می گردد .

    یکی از نکات قابل ذکر تحت تاثیر قرار نگرفتن در مقابل احترام و پرستش وتعاریف و تمجید دیگران است که نباید از خودمان دور شویم البته قدر دانی کردن هنر است و همه ما احتیاج به توجه داریم ولی نباید تمایل زیاد به نام وشهرت افتخار داشته باشیم .


    ریاضت در سه گونه اثرات خاصی را ایجاد می کند .

    ریاضت در وجه بدنی به کلی که آزار بدنی ایجاد کند وجه نادانی و جهل ( تاماس ) را افزایش داده آن هایی که روی میخ راه می روند و کارهای خارق العاده انجام می دهند ریاضت در شهرت و نام و موقعیت "گونه راجاس" را تقویت می کنند .


    ریاضت در مرحله نیکی و ساتوا گونه است و باید در این مرحله خدمت به خود و دیگران را بدون انتظار پاداش انجام دهیم

    نق زدن یکی از عادات قدیمی ذهن است و در مورد تاپاس این نکته حائز اهمیت است و اغلب متوجه چیز خوب نمی شویم ولی نامرتبی را زود می بینیم و زیبائی و مرتب بودن را نمی بینیم باید یاد بگیریم که از دیگران ایراد نگیریم و باید بگوئیم که به من چه مربوط است که دیگران چه می کنند و در مورد دیگران کمتر فکر کنیم و انرژی خودمان را به خودمان معطوف کنیم



  19. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  20. #29


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    سواد هیا ـ پروردن و تربیت خویشتن

    sva به معنای خود و خویشتن است adhyaya به معنی پروردن و تربیت است .

    به عبارت دیگر آشکار کردن بهترین هایی که در درون شما قرار گرفته است و ما باید کتاب درون خود را بخوانیم و برای اینکار نیاز به حضور ذهن و آگاهی داریم زمانی که شروع به مطالعه می کنیم و شروع به درک آفرینش ، خداوند ، همه موجودات همه اتم ها و ذرات هستی می کنیم و شروع به مطالعه خودمان و پی بردن به هستی و منشاء هستی که به خود شناسی منجرمی شود . در عرفان خودمان می گویند خودت را بشناس تا خدای خودت را بشناسی .



    مطالعه دقیق خود و پیوسته آگاه بودن بر عمل و عکس العمل خودمان و مشاهده حالات مختلف در شرایط مختلف و زمان بروز هیجان خوشحالی، ناراحتی و خشم و زمانی که عملی بر خلاف خواسته ما انجام شود باید نگاه کنیم ببینیم که چه حالتی از ذهن داریم که این اتفاق می افتد و چه حالاتی از ذهن در ما ایجاد می شود . در هنگام غمگینی عصبانیت شادی از خودمان سوال کنیم که چه چیزی از بیرون یا از درون ما را مجبور می کند که در نهایت هر کاری می کنیم ریشه آن در خودمان است .

    در زمان پاکسازی با خودمان خوش اخلاق باشیم .

    در موقع مطالعه متوجه می شویم که چه زمانی خشمگین عصبانی و ناراحت می شویم در واقع ارتعاشات ذهن به هم می خورد و این بازی ها تماماً مربوط به ذهن است .

    در زمان مراقبه زمانی که ناپاکی های ذهن را مشاهده می کنیم و تصویر یا چیزی را می بینیم یا صدایی می شنویم تماماً مربوطه به خودمان است در این مورد باید فقط شاهد باشیم تا زمانی که افکار منفی از اعماق وجودمان به سطح بیرون بریزد و سبک شویم .



    بزرگترین افسردگی ها و گره ها و عقده ها در لایه های ذهن باعث سختی می شود و زمانی که ذهن پاک می شود بدن نرم و لطیف می شود چرا که گره ها نمی گذارند انرژی های جاری را در بدن احساس بکنیم و زمانی ذهن پاک شد انرژی در بدن حس می شود که برای رسیدن به این مرحله باید:



    1 ـ ایمان 2 ـ پشتکار 3 ـ تمرین مداوم و مستمر



    را رعایت کرد که منجر به موفقیت و رسیدن به حقیقت می شود .

    نادانی را آغازی نیست ولی پایانی برای آن است .

    شعور و آگاهی و معرفت دارای آغازی است ولی پایان و فرجامی ندارد نامحدود است و همان طور که زنبور روی گل های مختلف می نشیند و شهد گل ها را می نوشد انسان ها هم با مطالعه کتب معنوی و مقدس و آثار و روایت زندگی بزرگان و عارفان و عقاید گوناگون می تواند علم شناخت دین، زندگی و خود را داشته باشد و انسان می آموزد که جهل و نادانی و شهوت را در خود کم کرده و به سمت گونه نیکی که حرکت به سوی آگاهی میباشد حرکت کند و باید با یک تکنیک به پیش برود و از این شاخه به آن شاخه نپرد و برای رسیدن به آب باید از سطح عبور کرده و به عمق رفت تا به آب رسید .



  21. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  22. #30


    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    North Land
    شماره عضویت
    14497
    میانگین پست در روز
    2.43
    علایق
    تو
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    4,110
    تشکر
    3,544
    تشکر شده 3,252 بار در 2,417 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 3 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    ایشوارا پرانیدهانا ـ پروردن و تربیت خویشتن



    تسلیم کامل به خداوند :

    کسانی که خداوند را قبول دارند همه چیز را به او تسلیم می کنند البته آگاهانه و با شناخت درست .

    تسلیم دو بعد دارد .

    یک جمله از بودا

    حقیقت و واقعیت را آنطور که هست بپذیرید

    تسلیم و وقف خداوند شدن اوج تمرین روحانی در هر راه، روش و ادیان است و علم شناخت خداوند مطرح می شود .

    و زمان شناخت خداوند فکر کردن به خداوند و زندگی کردن و در واقع قرارگرفتن در این آگاهی می تواند تمام دلبستگی ها ی مادی را از میان ببرد چون انسان دلبستگی به خداوند پیدا می کند و کسانی که به این مرحله می رسند هیچ چیزی ذهن آن ها را مشغول به خود نمی کند و در حقیقت حواس مادی نیست و کاملاً پاک شده است و یک روح رهای یافته است .



    و در او صلح و آرامش بیشتر می شود و حرص در او از بین می رود و یک ایمان قوی در دل پیدا می کند که در زمان غم هم در آرامش است .



    زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت آن که شد کشته او نیک سرنجام برفت



    ما می توانیم هر لحظه کارهای خودمان را تغییر دهیم .



    پنج خصوصیات مهم خداوند :



    1 ـ خداوند ثروتمند است و ثروت مطلق از ان اوست .

    2 ـ شهرت کامل از آن خداوند است .

    3 ـ توانایی و قدرت او نامحدود است .

    4 ـ زیبایی از آن اوست و زیبایی او قابل توصیف نیست .

    5 ـ در انقطاع کلام است .



    یک نکته مهم دراین باره :

    پذیرش خداوند و قبول نکردن خیلی از مسائل در این باره نباید نابخردانه باشد چرا که ما همان طوری که چیزی را که درباره آن شناخت نداریم نمی پذیریم به همان شکل حق نداریم چیزی را که تجربه نکرده ایم درباره اش اظهار نظر کنیم .

    در بهاوآگتیا از کارما یوگا و کیانا یوگا و باکتی یوگا نام برده شده است که هر یک از آن ها را می توان برای شناخت صحیح استفاده کرد .

    در راه شناخت ، جنسیت مطرح نیست ولی باید گفت خداوند یکی از بزرگترین موهبت ها را به زن ها داده است چراکه زن می تواند در بدن خود موجودی را خلق کرده و موهبت مادرشدن را که عشق ورزیدن و داشتن مهر است در خود تجربه کند . عشق دادن بدون خواستن یکی از بالاترین چیزهاست که ذهن را پاک می کند . در باکتی ( عشق واقعی ) جائی برای من و مال من وجود ندارد .



    در باکتی یوگا پرستش خداوند باید اگاهانه باشد پیروی کورکورانه صحیح نیست و مناسک آن به درد نمی خورد .

    زمانی که پرستش خداوند آگاهانه نیست مثل مواد مخدر می شود که می تواند انسان را به سراب و توهم ببرد و بیرون آمدن از این توهم بسیار سخت است .

    منیت بزرگترین مانع در راه خداشناسی است و در این باره جائی برای من و مال من نباید باشد . چرا که ما در عالم مالک هیچ چیز نیستیم حتی بدن خود چه برسد به اموال و بچه هایمان .

    در یوگا استوار بودن انسان را به کنترل ذهن و حواس نزدیک می کند. یوگی (استاد یوگا) کسی است که مراحل هشت گانه یوگا را طی کرده است و یک منزلت بالائی دارد و کسی که در این راه حرکت می کند دارای ذهن آرام است و خیر او به دیگران بیشتر می رسد و روز به روز جذاب تر می شود و کسانی که مستمر تمرینات را ادامه داده اند به قدرت های ماورء طبیعی دست پیدا میکنند که سیدی نامیده میشوند و سیدیها می توانند خیلی از کارهای خارق را انجام بدهند مثل راه رفتن روی اب ، از دیوار گذشتن، خواندن فکر دیگران و ... اگر این قدرت ها را به نمایش بگذارند در عالم هستی سخت تنبیه می شوند و البته آن ها قدرت و انرژی خود را به نمایش نمی گذارند .



    ما برای پیوستن به حقیقت باید خودمان دگرگون شویم و باید این تلاش از جانب خودمان باشد . در این راستا سپاسگزار بودن و شاکر بودن ارزشمند است باید ادب و احترام به آنانی که در این راه ما را یاری کرده اند داشته بایم چرا که داشتن ادب و سپاسگزار بودن ما را به تقویت انرژی باکتی در وجودمان سوق می دهد.



    معنی گناه و ثواب

    هر انچه که باعث رنج و درد به خودمان و دیگران می شود گناه شمرده می شود هر انچه که باعث شادی وخیر و خوبی برای خودمان و اطرافیان می شود ثواب قلمداد می شود و در نهایت رنج در درون ماست و یکی از نشانه های پاکی ذهن بی خواسته بودن و توقع نداشتن است . مقام بی نیازی باکتی را افزایش می دهد .

    در مقابل جهل وتاریکی (قدرت شیطان)چه باید کرد؟

    باید سکوت کرد .پس باید متوجه باشیم و عقل حکم میکند که اینکار درست است . چرا که در مقابل آدمهای خشمگین قرار گرفتن در هر لحظه می تواند به انسان آزار برساند پس نباید این افراد را با جر و بحث خشمگین تر کرد و سکوت علامت ضعف ما نیست و نباید احساس کنیم که خودمان را سر کوب کرده ایم .



    هفت مطلب مهم برای خود سازی

    1- تغذیه مناسب

    2- مطالعه مرتب کتب معنوی و مقدس هر روز مثل غذا خوردن

    3- تمرین سکوت و داشتن مونا.

    4- شنیدن مطالب و سخنانی که ما را به خودمان و حقیقت نزدیک میکند .

    5- یوگای بدنی و تمرین مرتب وحضور در کلاس و ادامه دادن مستمر .

    6- آماده شدن برای مراقبه و مدیتیشن حداقل روزی 20 دقیقه.

    7- کارما یوگا و باکتی یوگا

    یوگا استوار بودن انسان را به کنترل ذهن و حواس نزدیک می کند. یوگی (استاد یوگا) کسی است که مراحل هشت گانه یوگا را طی کرده است و یک منزلت بالائی دارد و کسی که در این راه حرکت می کند دارای ذهن آرام است و خیر او به دیگران بیشتر می رسد و روز به روز جذاب تر می شود و کسانی که مستمر تمرینات را ادامه داده اند به قدرت های ماورء طبیعی دست پیدا میکنند که سیدی نامیده میشوند و سیدیها می توانند خیلی از کارهای خارق را انجام بدهند مثل راه رفتن روی اب ، از دیوار گذشتن، خواندن فکر دیگران و ... اگر این قدرت ها را به نمایش بگذارند در عالم هستی سخت تنبیه می شوند و البته آن ها قدرت و انرژی خود را به نمایش نمی گذارند



  23. 5 کاربر مقابل از *MoNa* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.