نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2
  1. #1


    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    67605
    میانگین پست در روز
    1.04
    علایق
    کتاب خوندن
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    1,181
    تشکر
    92
    تشکر شده 1,266 بار در 489 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 401 تاپیک
    دستاوردها:
    کاربر خونگرم
    .
     


    P30Parsi

    پیش فرض اصل نبوت چیست؟

    اصل نبوت چیست؟

    اصول دین اسلام عبارت است از توحید، نبوت و معاد. در مقالات پیشین به «دلایل وجود خداوند» پرداختیم؛ براهین نظم، حرکت، فطرت، علّی، صدیقین و ... از جمله دلایلی بود که در این بخش ذکر شد. یکی از اصول دین اسلام اصل نبوت است. مقتضای سیر منطقی بحث این است که در این بخش به مسئله نبوت بپردازیم.

    بعد از بیان مطالب این بخش روشن خواهد شد که هر یک از این اصول (از جمله اصل نبوت) با اصول اعتقادی دیگر (اصل توحید و معاد) پیوندی ناگسستنی دارند. برای نمونه اصل نبوت (که موضوع این مقاله است) مبتنی بر نگاه توحیدی به جهان است. از آنجا که خداوند متعال واجب الوجود از تمام جهات است، فیّاض علی الإطلاق بوده و به همین دلیل موجودات را در مسیر کمالشان هدایت نموده و هر موجودی در حد قابلیت خود مورد رحمت الهی قرار می گیرد. پیامبران مبعوث شده اند تا عهده دارد هدایت انسان ها در مسیر کمال الهی باشند. بسیاری از متکلمین معتقدند؛ با قبول وجود خداوند و اصل توحید و با توجه به صفاتی چون عنایت الهی، اصل نبوتی اصلی ضروری است. به عبارت دیگر، نمی توان وجود چنین خدایی را در عالم قبول کرده و در عین حال بتوانیم بپذیریم چنین خدایی انسان ها را به حال خود رها کرده تا مسیر هدایت را بیابند، بویژه اینکه بسیاری معتقدند، انسانها بدون رهنمودهای پیامبران قادر به درک تمام حقایق دینی نبوده و نیستند.

    اما در مورد اصل نبوت سوالات زیادی مطرح است که ما سعی می کنیم در مقالات پیشِ رو آنها را مورد بررسی قرار دهیم. برای اینکه وارد بحث نبوت شویم، نخست باید بدانیم «نبوت» چیست. به بیان ساده و کلی، اصل نبوت می گوید؛ بعضى از افراد بشر (نبی) با وساطت میان خداوند و سایر افراد بشر، دستورهاى خدا (وحی) را دریافت نموده و به مردم ابلاغ مى كنند.

    اما اساسا چه نیازى است دستورهایی از خدا به مردم برسد؟ آیا امور دنیا بدون این دستورات و فرامین نمی توانست ادامه یابده اگر چنین نیازی وجود دارد، چه کسی می تواند این وظیفه را به عهده بگیرد؟ یک موجود انسانی یا موجودی دیگر؟ درصورتی که یک انسان توانایی عهده دار شدن این وظیفه را دارد، باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟ چگونه می توان به مدعیات یک انسان در این زمینه اعتماد نمود؟ هر انسانی می تواند مدعی شود از سوی خدا دستوراتی دریافت نموده است، اما راه های اثبات این دعوی چیست؟ ماهیت دستورات و فرامین الهی (وحی) چیست؟ این امور از چه سنخی هستند و نحوه دریافت آنها چگونه است؟ مسئله معجزه از مسائلی است که همیشه با مسئله نبوت پیوند خورده است. پیامبران برای اثبات نبوت خود به معجزه استناد می کردند. آیا اصلا معجزه وجود داشته است و مى توا ند وجود داشته باشد؟ معجزه چیست؟ آیا معجزه می تواند دلیلی برای نبوت محسوب شود؟ آیا معجزه با علم همساز است یا خیر؟
    «نبی با ولایت خویش از خداوند یا فرشته او معانی‏ای را اخذ می‏کند که همان معانی او را به کمال مرتبه خویش در ولایت و نبوت می‏رساند. سپس آنچه را که کسب نموده به نحو مستقیم یا غیر مستقیم به خلائق می‏رساند و آنها را تعلیم و تزکیه می‏کند و این هم ممکن نیست مگر با شریعت. شریعت نیز کتاب و سنت و احکام فقهیه و اجماع علماست»

    معنای نبی:

    کلمه نبی حتی پیش از اسلام نیز کاربرد داشته است. واژه انگلیسی آ ن کلمه «Prophet» است که از کلمه یونانی «Prophetes» مشتق شده و به معانی «کسی که سخن می گوید»، «کسی که اعلام می کند»، «کسی که از آینده سخن می گوید» یا «کسی که از پیش سخن می گوید» است (Eliada, 1981:P. 16). اصطلاح نبی بیش از سیصد بار در کتاب عهد قدیم آمده است و به افراد مختلفی اطلاق شده است و در بیشتر موارد، این کلمه برای اشاره به «إخبار از احکام الهی، امور دینی و امور آینده» است (هاکس، 1377، ص 837).

    مسلمانان و متفکران اسلامی، یکی از ریشه های کلمه «نبی» را واژه «نبأ» می دانند. «نبأ» در لغت به معنای «انتقال از مکانی به مکان دیگر» است و به «خبر» نیز «نبأ» گفته می شود زیرا دائما از جایی به جای دیگر منتقل می شود. اگر ریشه کلمه نبی از نبأ باشد، به معنای کسی است که از خداوند خبر می دهد. البته کلمه «نبی» به معنای «راه روشن» یا «علامت و نشانه» نیز هست (راغب اصفهانی، مفردات؛ ص 501). بنابراین، به نظر اندیشمندان مسلمان معنای نبی، «بعثت یک انسان ازطرف حق به سوی خلق» است؛ این مضمون در شرح تجرید قوشجی (ص461)، ذکر شده است؛ «أن یکون الانسان مبعوثاً من الحق الی الخلق». در کتاب مفاتیح الغیب نیز واژه نبی چنین تعریف شده است:
    پیامبر و فرشته

    «نبی با ولایت خویش از خداوند یا فرشته او معانی‏ای را اخذ می‏کند که همان معانی او را به کمال مرتبه خویش در ولایت و نبوت می‏رساند. سپس آنچه را که کسب نموده به نحو مستقیم یا غیر مستقیم به خلائق می‏رساند و آنها را تعلیم و تزکیه می‏کند و این هم ممکن نیست مگر با شریعت. شریعت نیز کتاب و سنت و احکام فقهیه و اجماع علماست» (مفاتیح الغیب، ص 485).

    اما چه کسی می تواند شایسته چنین رسالتی باشد؟ مسلماً می توان تایید کرد که هر فردی لایق و شایسته این مقام نیست. تنها کسانی می توانند به چنین مقامی نائل شوند که از شرایط خاص برخوردار باشند. به نظر متکلمین و اندیشمندان اسلامی، چنین فردی نه تنها باید در برابر گناه و نافرمانی خداوند معصوم باشد، بلکه باید در ابلاغ احکام و مقررات الهی نیز از اشتباه و خطا مصون باشد. حتی بسیاری از متکلمین معتقدند، شخص نبی باید از هر گونه نقص عضوی که باعث تنفر و دوری مردم از او و آیین او شود، مبرّا باشد.

    شخصی که از خصوصیات روحی و جسمی نبی، برخوردار باشد از سوی خداوند مبعوث می شود تا آنچه را که تحت عنوان وحی دریافت می کند بدون کم و کاست به خلق خدا ابلاغ کند. وحی از جنس ادراک های دیگر انسانی نیست. انسان ها معلومات خود را از روش های معمولی چون قوّه حس و عقل دریافت می کنند. معرفت‏های معمولی انسان از معرفت‏های حسی، عقلی و وجدانی تجاوز نمی‏کند؛ مثلا ما انسان ها اشیاء دور و بر خود را از طریق حس لمس می کنیم، می بینیم، می شنویم و .... معادلات ریاضی را با قوه عقل خود حل می کنیم و .... برخی معارف را از طریق فطرت و وجدان در می یابیم و ... ولی وحی دریافتی است از جهان بالا و برای هدایت بشر. متکلمین اسلامی معتقدند وحی نوعی حقیقت غیبی است که در میان ادراکات بشری مثل و مانند ندارد، و به همین دلیل هرچند نتوان به کنه آن پی برد ولی می توان به آن ایمان آورد.

    الهام وحی به پیامبران گاهی با واسطه و از طریق یک فرشته انجام می شده است و گاهی بدون واسطه انتقال داده می شد؛آیه چهارم سوره نجم ناظر به صورت نخست است، و هر دو قسم در وارد شده است چنان که می‏فرماید:

    «وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن یُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَكِیمٌ»

    «ممکن نیست خدا با بشری سخن بگوید مگر این که (به طور مستقیم) به او وحی کند، یا از پشت پرده، یا پیام‏آوری را بفرستد تا به اذن خدا آنچه را که می‏خواهد وحی کند، او است بلند مقام و فرزانه (شوری/51).

    در این آیه به سه نوع وحی اشاره شده است؛ پیامبران گاهی بدون واسطه و از طریق القای در قلب و روح و به طور مستقیم معارف را دریافت می کنند. در این نوع از ارتباط، پیامبر حقایق غیبی را بدون کوچک‏ترین واسطه‏ای دریافت می کند. گاهی خداوند حقایق وحی را بر موجودی از قبیل کوه و درخت تجلّی نموده و نبی از آن طریق معارف را دریافت می کند (مانند تکلم خدا با حضرت موسی با واسطه درخت).سومین راه ارتباطی که در این آیه از آن یاد شده است تعلیم وحی به پیامبر از طریق فرشته است.


    منابع:

    الراغب الاصفهانی، حسین بن محمد المعروف (1392ق)؛ المفردات فی غریب القرآن، المکتبة المرتضویه، تهران

    هاکس، جیمز ، قاموس کتاب مقدس، انتشارات اساطیر، تهران (1377)

    ش‍رح‌ ت‍ج‍ری‍د الاعتقاد، ع‍لاآال‍دی‍ن‌ م‍لاع‍ل‍ی‌ب‍ن‌ م‍ح‍م‍د ق‍وش‍ج‍ی، چاپ منشورات رضی‌

    مفاتیح الغیب، محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، محمد خواجوی (مترجم)، علی عابدی شاهرودی (مقدمه) انتشارات مولی



    4 کاربر مقابل از taxoter عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  3. #2


    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    محل سکونت
    تهران
    شماره عضویت
    67605
    میانگین پست در روز
    1.04
    علایق
    کتاب خوندن
    شغل و حرفه
    دانشجو
    نوشته ها
    1,181
    تشکر
    92
    تشکر شده 1,266 بار در 489 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 401 تاپیک
    دستاوردها:
    کاربر خونگرم
    .
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    پیش از اینکه به دلایل اصل نبوت و مباحث مربوط به آن بپردازیم، شایسته است، نخست، دیدگاه قرآن کریم درباره پیامبران و انبیاء الهی را بدانیم. در این مقاله به برخی ویژگی های نبی و خصوصیات نبوت که در قرآن به آنها ذکر شده، اشاره خواهیم کرد.

    قرآن کریم انبیاء را برگزیدگان خداوند می داند، به این معنا که خداوند مستقیماً شخصی را برای مقام نبوت برمی گزیند. بنابراین انتخاب نبی به مشیت و اراده ی الهی است. ؛

    «إن الله یصطفی من الملائکة رسلاً و من الناس إن الله سمیع بصیر»

    «خدا از میان فرشتگان رسولانی برمی گزیند و از میان مردم؛ بی گمان خدا شنوای بیناست» (الحج/75)

    از دیگر صفاتی که خداوند در قرآن به نبی نسبت می دهد ملکه «عصمت» یا «دوری از گناه» است؛ بنابر فرموده قرآن کریم؛ عهد خداوند به ظالمین نمی رسد؛ «لا ینال عهدى الظالمین» و هر گناهى دست كم، ظلم به نفس مى باشد و هر گنهكارى در عرف قرآن كریم "ظالم" نامیده مى شود پس پیامبران یعنى صاحبان منصب الـهـى نـبـوت و رسـالـت هــم منزه از هرگونه ظلم و گناهى خواهند بود. از سویی دیگر، قرآن كریم, گروهى از انسان ها را مخلَص (خالص شده براى خدا) نامیده است كه حتى ابـلـیـس هــم طمعى در گــمــراه كردن ایشان نداشته و ندارد و حتی زمانی که سوگند یاد می کند كه همه فرزندان آدم (ع) را گمراه كند مخلَصین را استثنا می کند؛

    «قال فبعزتك لاغوینهم اجمعین الّا عبادك منهم المخلصین» (ص/83-82)

    «[شیطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى‏برم، مگر آن بندگان پاكدل تو را»

    و در سوره یوسف (ع) مى فرماید:

    «كذلك لنصرف عنه السو و الفحشا انه من عباد نا المخلصین» (یوسف/24)

    «چنین [كردیم] تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانیم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود»

    ناتوانی ابلیس در گمراهی برخی از انبیاء به دلیل وجود ملک? عصمت است.

    واجب الاطاعت بودن پیامبران نیز از صفاتی است که قرآن کریم برای رسولان خود بر می شمارد:

    «و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله»

    «و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنكه به توفیق الهى از او اطاعت كنند» (نساء/64)

    البته اطاعت انبیاء نه در برابر اطاعت خداوند است و نه مستقلاً امری ارزشمند محسوب می شود، بلکه اطاعت از انبیاء از آن جهت ارزشمند است که پیامبران خواست و اراده الهی را روی زمین اجرا می کنند.

    یکی از ویژگی های قابل توجه دیگر این است که قرآن نبوت را حالتی الهی و غیبی معرفی می کند که شخص نبی به مدد آن معارفی را از سوی خداوند دریافت نموده و به مردم ابلاغ می نماید:

    « وَمَا كَانَ اللّهُ لِیُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء »

    و (نیز) ممكن نبود كه خداوند شما را از اسرار غیب، آگاه كند (تا مؤ منان و منافقان را از این این راه بشناسید؛ این بر خلاف سنت الهی است؛) ولی خداوند از میان رسولان خود، هر كس را بخواهد برمی گزیند؛ (و قسمتی از اسرار نهان را كه برای مقام رهبری او لازم است، در اختیار او می‏گذارد) (آل عمران/179)

    بعضی‏ها گفته‏اند: فرق میان نبی و رسول به عموم و خصوص مطلق است، به این معنا که رسول آن کسی است که هم مبعوث است، و هم مامور، به تبلیغ رسالت، و اما نبی کسی است که تنها مبعوث باشد، چه مامور به تبلیغ هم باشد و چه نباشد. لیکن این فرق مورد تایید کلام خدای تعالی نیست

    و نیز:

    « عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا (26) إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُكُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (27)»

    «داناى نهان است و كسى را بر غیب خود آگاه نمى‏كند جز پیامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در این صورت] براى او از پیش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت » (جن/27-26)

    لازم به ذکر است که هرچند خداوند پیامبران را دارای علوم غیبی معرفی می کند ولی باید به این نکته توجه داشت که قرآن هیچگاه پیشگویانی از قبیل «دراویش» و «غیبگویان» را با عنوان نبی اطلاق ننموده است.

    فرق میان نبی و رسول
    ولایت و نبوت

    قرآن از اشخاص برگزیده اش گاهی با عنوان «انبیا» و گاهی نیز با عنوان «رسولان» یاد می کند. اما میان این دو اصطلاح تفاوت هایی نیز وجود دارد. با توجه به کاربرد لفظ نبی و رسول در قرآن کریم می توان چنین استنباط نمود که «نبی» از نظر مصداق اعم از رسول است یعنی همه فرستادگان خدا «نبی» بوده‏اند ولی «رسول» نبوده‏اند. البته در مورد وجه تمایز میان «نبی» و «رسول» میان اندیشمندان اسلامی اتفاق عقیده وجود ندارد. علامه طباطبایی معتقد است؛ نبی آن کسی است که خواب می بیند و در خواب به او وحی میشود ولی رسول آن کسی است که ملک وحی بر او نازل می شود و او ملَک را می بیند و با او سخن می گوید. از سویی دیگر، انبیا کسانی هستند که برای هدایت مردم برانگیخته شده اند، اما رسولان فرستادگانی هستند که برای اصلاح همه جانبه کار مردم مبعوث شده و در صورت تکذیب و نپذیرفتن پیام هایشان عذاب پروردگار نازل می شود. بنابراین هر رسولی مسلماً نبی هم هست ولی چنین نیست که هر کسی که نبی باشد رسول هم باشد چرا که برخی از انبیا فاقد کتاب بوده و به همین دلیل رسول محسوب نمی شوند (طباطبایی؛ المیزان، صص 197-196).

    علامه طباطبائی ذیل سوره ی بقره (المیزان، ج2) ضمن ردّ برخی از اقوال به نظر خود در این زمینه نیز اشاره می کنند:

    «بعضی‏ها گفته‏اند: فرق میان نبی و رسول به عموم و خصوص مطلق است، به این معنا که رسول آن کسی است که هم مبعوث است، و هم مامور، به تبلیغ رسالت، و اما نبی کسی است که تنها مبعوث باشد، چه مامور به تبلیغ هم باشد و چه نباشد. لیکن این فرق مورد تایید کلام خدای تعالی نیست... و نیز می‏فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ» که در این آیه میان رسول و نبی جمع کرده، در باره هر دو تعبیر به" ارسلنا کرده‌است، و هر دو را مرسل خوانده، و این با گفتار آن مفسر درست در نمی‏آید... و بنابراین نبی عبارت است از کسی که برای مردم آنچه مایه صلاح معاش و معادشان است، یعنی اصول و فروع دین را بیان کند، البته این مقتضای عنایتی است که خدای تعالی نسبت به هدایت مردم به سوی سعادتشان دارد، و اما رسول عبارت است از کسی که حامل رسالت خاصی باشد، مشتمل بر اتمام حجتی که به دنبال مخالفت با آن عذاب و هلاکت و امثال آن باشد...»

    البته میان نبی و رسول تفاوت های دیگری هم ذکر شده (از قبیل؛ شریعت جدید، داشتن کتاب، وظیفه ی ابلاغ وحی و ...) که ما از ذکر این اقوال برای طولانی نشدن مقاله صرفنظر می کنیم. علاقه مندان می توانند با مراجعه به کتبی که در بخش «برای مطالعه بیشتر» معرفی می شود این مباحث را بطور مفصل و مشروح پیگیری نمایند



    4 کاربر مقابل از taxoter عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .