صفحه 2 از 5 نخست 12345 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 43
  1. #1

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    Lightbulb ویژه نامه شب های قدر

    لیله القدر شب سر نوشت ساز
    تفسير سوره قدر
    سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد
    سوره قدر آيات 1 - 5
    بسم الله الرحمن الرحيم انا انزلناه فى ليلة القدر (1) و ما ادراك ما ليلة القدر (2) ليلة القدر خير من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).
    ترجمه آيات
    به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1).
    و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟(2).
    شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).
    در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند(4).
    اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5).
    بيان آيات
    اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مى‏كند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مى‏داند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مى‏شوند، و اين سوره، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مى‏تواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست، و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مى‏روند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومت‏بنى اميه است).
    "انا انزلناه فى ليلة القدر"
    ضمير در"انزلناه"به قرآن برمى‏گردد، و ظاهرش اين است كه: مى‏خواهد بفرمايد همه قرآن را در شب قدر نازل كرده، نه بعضى از آيات آن را، مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است.
    و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مى‏فرمايد: "و الكتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مباركة" (1) ، كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن شب نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخست‏سوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم.
    پس مدلول آيات اين مى‏شود كه قرآن كريم دو جور نازل شده، يكى يكپارچه در يك شب معين، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه آيه شريفه"و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا" (2) ، نزول تدريجى آن را بيان مى‏كند، و همچنين آيه زير كه مى‏فرمايد: "و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبت‏به فؤادك و رتلناه ترتيلا" (3) .
    و بنا بر اين، ديگر نبايد به گفته بعضى (4) اعتنا كرد كه گفته‏اند: معناى آيه"انزلناه" اين است كه شروع به انزال آن كرديم، و منظور از انزال هم انزال چند آيه از قرآن است، كه در آن شب يكباره نازل شد نه همه آن.
    و در كلام خداى تعالى آيه‏اى كه بيان كند ليله مذكور چه شبى بوده ديده نمى‏شود بجز آيه"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن" (5) كه مى‏فرمايد: قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آيه مورد بحث معلوم مى‏شود شب قدر يكى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اينكه كداميك از شب‏هاى آن است در قرآن چيزى كه بر آن دلالت كند نيامده، تنها از اخبار استفاده مى‏شود، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده بعضى از آنها از نظر خواننده مى‏گذرد.
    در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و اندازه‏گيرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏كند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيزهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى‏سازد، آيه سوره دخان هم كه در وصف شب قدر است‏بر اين معنا دلالت دارد: "فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك" (6) ، چون"فرق"، به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است، و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص سازند.
    و از اين استفاده مى‏شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى كه قرآن در آن شبش نازل شد نيست، بلكه با تكرر سنوات، آن شب هم مكرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيرى و مقدر مى‏شود.
    براى اينكه اين فرض امكان دارد كه در يكى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن يكپارچه نازل شده باشد، ولى اين فرض معنا ندارد كه در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آينده تعيين گردد. علاوه بر اين، كلمه"يفرق"به خاطر اينكه فعل مضارع است استمرار را مى‏رساند، در سوره مورد بحث هم كه فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نيز فرموده: "ملائكه در آن شب نازل مى‏شوند"مؤيد اين معنا است.
    پس وجهى براى تفسير زير نيست كه بعضى (7) كرده و گفته‏اند: شب قدر در تمام دهر فقط يك شب بود، و آن شبى بود كه قرآن در آن نازل گرديد، و ديگر تكرار نمى‏شود.و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى (8) كرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تكرار مى‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بين برد.و نيز سخن آن مفسر (9) ديگر كه گفته: شب قدر تنها يك شب معين در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نيز سخن آن مفسر (10) ديگر كه گفته: شب قدر شبى است در تمام سال، ولى در هر سال يك شب نامعلومى است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏هاى ديگر در ماههاى ديگر، مثلا شعبان يا ذى القعده واقع مى‏شود، هيچ يك از اين اقوال درست نيست.
    بعضى (11) ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته.
    بعضى (12) ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى ضيق و تنگى است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند كه زمين با نزول ملائكه تنگ مى‏گردد.و اين دو وجه به طورى كه ملاحظه مى‏كنيد چنگى به دل نمى‏زند.
    پس حاصل آيات مورد بحث‏به طورى كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب قدر بعينه يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احكام مى‏شود، البته منظورمان" احكام"از جهت اندازه‏گيرى است، خواهيد گفت پس هيچ امرى از آن صورت كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاى خودش با هيچ عاملى دگرگون نمى‏شود؟ در پاسخ مى‏گوييم: نه، هيچ منافاتى ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى ديگر محقق شود، چون كيفيت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدير، امرى ديگر است، همچنان كه هيچ منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد، ولى مشيت الهى آن را تغيير دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده: " يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب" (13) .
    علاوه بر اين، استحكام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرايط تحققش موجود است، و بعضى‏ها ناقص است، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضى از مراتب احكام تقدير بشود، و بعضى ديگرش به وقت ديگر موكول گردد، اما آنچه از روايات بر مى‏آيد و به زودى رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت‏با اين وجه سازگار نيست.

    "و ما ادريك ما ليلة القدر"
    اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اينكه ممكن بود در نوبت دوم ضمير ليلة القدر را بياورد، خود آن را تكرار كرد.واضح‏تر بگويم، با اينكه مى‏توانست‏بفرمايد: "و ما ادريك ما هى، هى خير من الف شهر"براى بار دوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود: "و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر".
    "ليلة القدر خير من الف شهر"
    اين جمله به طور اجمال آنچه را كه در جمله"و ما ادريك ما ليلة القدر"بدان اشاره شده بود، يعنى عظمت آن شب را بيان مى‏كند، و مى‏فرمايد: بدين جهت گفتيم آن شب مقامى ارجمند دارد كه از هزار شب بهتر است.
    و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى كه مفسرين تفسير كرده‏اند بهتر بودنش از حيث فضيلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همين معنا است، چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به سوى خدا نزديك، و به وسيله عبادت زنده كند، و زنده‏دارى آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممكن است همين معنا را از آيه سوره دخان نيز استفاده كرد، چون در آنجا شب قدر را پر بركت‏خوانده، و فرموده: "انا انزلناه فى ليلة مباركة" (14) .البته در اين ميان معناى ديگرى نيز هست، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده خواهد آمد.

    "تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر"
    كلمه"تنزل"در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحى است كه از عالم امر است و خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "قل الروح من امر ربى" (15) ، و اذن در هر چيز به معناى رخصت دادن در آن است، و يا به عبارت ديگر اعلام اين معنا است كه مانعى از اين كار نيست.
    و كلمه"من"در جمله"من كل امر"به گفته بعضى (16) از مفسرين به معناى باء است.



    بین الطلوعین

  2. 6 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Bhr

  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  4. #11

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض همرا با معصومان در شب قدر

    همراه با معصومان در شب قدر
    نویسنده : حسين تربتي




    شب قدر در فرهنگ قرآن و روايات از جايگاه بس عظيمى برخوردار است تا آنجا كه شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعيين تقديرات يكسال و شب مبارك معرفى شده است.
    و در روايات هم تعبيرات زيبايى از شب قدر آمده است، همچون شب بخشيده شدن گناهان و اينكه هر كس در آن شب بخشيده نشود، مورد نفرين خدا واقع مى‏شود.(1)
    و پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «مَنْ حُرِمَها فَقَدْ حُرِمَ الْخَيْرَ كُلَّهُ؛(2) هر كس از شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى‏نصيب شده است.»
    با توجّه به عظمت شب قدر جا دارد كه براى نحوه بهره‏گيرى و بهره‏بردارى بيشتر از فيضهاى معنوى آن، سيرى در سيره پيشوايان معصوم عليهم‏السلام در شب قدر داشته باشيم. باشد كه ره توشه‏هايى از آن برگيريم.
    البته، اذعان داريم كه همه حالات معصومان عليهم‏السلام در اين شب با عظمت و ارتباطى كه با عالم بالا و ملكوت داشته و دارند، نه قابل درك و فهم غير معصومان است و نه در تاريخ انعكاس يافته است. آنچه بيان مى‏شود، فقط گوشه‏هايى از رفتارهاى ظاهرى آنان است، نه عمق و ژرفاى حالات آنها. پس آنچه در پيش رو داريد، گامى است در اين مسير.
    الف. عبادت و شب زنده‏دارى

    از اعمالى كه در طول سال، مخصوصا شبهاى مبارك رمضان و على الخصوص در شب قدر بدان سفارش اكيد شده است، اِحْيا و شب زنده‏دارى است. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «مَنْ اَحْيا لَيْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَى السَّنَةِ الْقابِلَةِ؛(3)كسى كه شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آينده از او روى مى‏گرداند.»
    و معصومان عليهم‏السلام همه اين سنت حسنه را پاس و گرامى مى‏داشتند و از آن بهره مى‏بردند:
    1. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نه تنها در شب قدر بيدار بود، بلكه دهه سوم ماه مبارك رمضان كاملاً بستر خواب را جمع مى‏كرد و به عبادت مى‏پرداخت. حضرت على عليه‏السلام در اين باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ كانَ يَطْوى فِراشَهُ وَ يَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِى الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ كانَ يُوقِظُ أَهْلَهُ لَيْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرينَ وَ كانَ يَرُشُّ وُجُوهَ النِّيامِ بِالْماءِ فى تِلْكَ اللَّيْلَةِ؛(4)رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله [اين چنين] بود كه رخت‏خواب خويش را جمع مى‏كرد و كمربند [همّت براى عبادت] را در دهه آخر از ماه رمضان محكم مى‏بست و هميشه اين گونه بود كه اهل و عيالش را در شب بيست و سوم بيدار نگه مى‏داشت و بر روى خواب رفتگان در آن شب آب مى‏پاشيد [تا از درك شب قدر، و درك شب زنده‏دارى محروم نشوند].»
    حتى در شبهاى بارندگى در حالى كه مسجد مدينه سقف نداشت، عبادت و شب‏زنده‏دارى را ترك نمى‏كرد و ديگران را با رفتار خويش وا مى‏داشت كه در همان گل و باران بيدار باشند و نماز گزارند.(5)
    2. امام على عليه‏السلام نيز در طول سال، شب هنگام آن گاه كه شب پرده‏هاى تاريكى را انداخته بود، بيدار مى‏شد و مشغول عبادت و شب‏زنده‏دارى مى‏گشت.(6) اما در شبهاى قدر حال ويژه‏اى داشت و در بدترين وضعى كه مسجد مدينه را آب و گل فرا گرفته بود، مشغول عبادت و شب‏زنده‏دارى مى‏شد و به ويژه در شب قدر آخر عمر خويش، حال فوق العاده عجيبى داشت كه بعدا به آن اشاره مى‏شود.
    3. فاطمه زهرا عليهاالسلام نيز آن قدر عبادت مى‏كرد كه امام حسن عليه‏السلام مى‏فرمايد: «ما كانَ فِى الدُّنْيا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ عليهاالسلام ، كانَتْ تَقُومُ حَتّى تَوَرَّمَ قَدَماها؛(7) عابدتر از فاطمه عليهاالسلام در دنيا نبود؛ هميشه اين گونه بود كه آن قدر به عبادت مى‏ايستاد كه پاهاى [مباركش[ ورم مى‏كرد.»
    علت نام‏گذارى او به «زهرا» نيز اين است كه شبها نور عبادت و شب بيدارى او به سوى آسمان مى‏تابيد(8) و امّا در شب قدر، حال به خصوصى داشت، نه تنها بيدار بود كه بچه‏ها و فرزندان خويش را نيز وادار مى‏كرد كه شب بيدار باشند؛ چنان كه در روايتى مى‏خوانيم: «وَ كانَتْ فاطِمَةُ عليهاالسلام لا تَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها يَنامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُداويهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَها؛(9) روش فاطمه عليهاالسلام اين بود كه هيچ فردى از خانواده خويش را نمى‏گذاشت در آن شب (بيست و سوم) بخوابد و [مشكل خواب] آنها را با كمى غذا و آمادگى در روز درمان مى‏نمود و مى‏فرمود: محروم است كسى كه از خير [و بركت] آن شب محروم شود.»
    4. امام باقر عليه‏السلام فرمود: «هر كس شب قدر را احيا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را مى‏آمرزد.»(10) و شيخ عباس قمى نقل كرده كه «امام باقر عليه‏السلام در شب بيست و يكم و بيست و سوم تا نيمه شب دعا مى‏خواند و آن گاه به نماز مى‏پرداخت.»(11)
    5. امام هفتم عليه‏السلام نيز اهل شب‏زنده‏دارى و عبادت در طول سال بود. در زيارت‏نامه آن حضرت مى‏خوانيم: «او شبها تا سحر بيدار بود، و طلب آمرزش مى‏كرد و همدوش سجده‏هاى طولانى، چشم گريان و اشكبار، و مناجات بسيار و زاريهاى پيوسته و پى‏درپى بود.»(12)وقتى حضرت در غير رمضان چنان باشد، حالِ آن حضرت در شب قدر براى ما قابل توصيف نخواهد بود.
    او نه تنها خود شب‏زنده‏دارى و عبادت داشت كه به ديگران نيز مى‏فرمود: «مَنِ اغْتَسَلَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْياها اِلى طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ؛(13)كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب‏زنده‏دارى كند، گناهانش آمرزيده مى‏شود.»
    6. امام حسن عسكرى عليه‏السلام نيز چون پدران خود، اهل مناجاتهاى طولانى و شب‏زنده‏دارى در طول سال و مخصوصا در شب قدر بود.(14) و به شيعيان خود نيز اين اعمال را اكيدا سفارش مى‏كرد.
    از جمله، مى‏فرمود:«فَلا يَفُوتُكَ إِحْياءُ لَيْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرينَ؛(15)پس بيدارى در شب بيست و سوم را از دست نده!»
    ب. حضور در مسجد

    از مسائلى كه معصومان عليهم‏السلام نسبت به آن حساسيت ويژه نشان داده‏اند، حضور در مسجد، در شب قدر است. قبلاً اشاره شد كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله حتى در شبهاى بارانى و گل بودن مسجد مدينه، حضور در آن را در شبهاى قدر ترك نمى‏كرد. از آن بالاتر، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در دهه سوم ماه مبارك رمضان، شب و روز در مسجد معتكف بود. (اين همان سنّت حسنه‏اى است كه در سالهاى اخير در بسيارى از شهرها، از جمله «قم» در ايّام ماه رجب ـ سيزدهم تا پانزدهم - زنده شده است و بايد دانست كه بهترين زمان براى اعتكاف، ماه مبارك رمضان است.)
    امام على عليه‏السلام در اين زمينه مى‏فرمايد: «فَلَمْ يَزَلْ يَعْتَكِفُ فِى الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّى تَوَفّاهُ اللّهُ؛(16) پس [پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] هميشه در دهه آخر ماه رمضان در حال اعتكاف بود تا آن وقت كه خداوند او را گرفت.» يحيى بن رزين نقل نموده كه «كانَ اَبُو عَبْدِ اللّهِ مَريضا مُدْنِفا فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ اِلى مَسْجِدِ رَسُولِ اللّهِ فَكانَ فيهِ حَتّى أَصْبَحَ لَيْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ؛(17)امام صادق عليه‏السلام بيمارى شديدى داشت، دستور داد او را به مسجد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله [با همان حال] ببرند. پس حضرت تا صبح شب بيست و سوم ماه رمضان در آنجا باقى ماند.»
    موارد فوق نشان مى‏دهد كه حضور در مساجد، در شبهاى با عظمت قدر خصوصيتى دارد كه بايد بدان توجه شود. و پيروان اهل بيت عليهم‏السلام شايسته است كه به خوبى از مساجد استقبال نمايند.
    ج. مراسم قرآن سرگرفتن

    يكى ديگر از اعمال شب قدر كه در سيره معصومان ديده مى‏شود و بحمد اللّه، در جامعه تشيّع به خوبى جاى خود را يافته است، مراسم قرآن سرگرفتن است. امام صادق عليه‏السلام در اين باره فرمود: «براى سه شب قرآن كريم را مقابل خود قرار دهيد و آن را بگشاييد و بخوانيد: «اَللّهُمَّ اِنّى أَسْئَلُكَ... .»(18)
    د. برپايى نماز جماعت
    از عباداتى كه سخت در اسلام بر آن سفارش شده، مخصوصا در ماه مبارك رمضان، برپايى نماز جماعت است. انس بن مالك از پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل كرده كه فرمودند: «مَنْ صَلّى مِنْ اَوَّلِ شَهْرِ رَمَضانَ اِلى آخِرِه فى جَماعَةٍ فَقَدْ اَخَذَ بِحَظٍّ مِنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛(19) كسى كه از اوّل تا آخر ماه رمضان در نماز جماعت حاضر شود، بهره‏اى از شب قدر گرفته است.» و امام صادق عليه‏السلام نيز نماز صبح را به جماعت برگزار مى‏نمود، و بعد از آن تا مدّتى مشغول تعقيبات مى‏شد.(20)
    موارد فوق نشانگر اهميت نماز جماعت در شبهاى قدر است كه متأسفانه برخى مساجد ما در اين زمان، نماز جماعت صبح را برپا نمى‏دارند و آنهايى هم كه جماعت دارند، صبح شب قدر نماز جماعت را تعطيل مى‏كنند و بعد از مراسم قرآن سرگرفتن، همه به منازل خويش مى‏روند كه گاه باعث فوت نماز صبح مى‏شود.
    ولى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ياران او و ديگر معصومان عليهم‏السلام در سخت‏ترين شرائط نماز جماعت شب قدر را ترك نمى‏كردند. حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «شب بيست و سوم در عين حالى كه باران شديدى آمده بود و مسجد مدينه را گل و آب فرا گرفته بود، رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ما را به نماز وامى‏داشت.» آن گاه فرمود: «فَصَلّى بِنا رَسُولُ اللّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وَ إِنَّ أَرْنَبَةَ اَنْفِهِ لَفِى الطّينِ؛(21) پس رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با ما نماز[جماعت] خواند، در حالى كه نوك بينى حضرت در گل [فرو رفته[ بود.»
    ه . افطارى دادن و اطعام نمودن

    از اعمالى كه در ماه مبارك رمضان مورد تأكيد قرار گرفته، افطارى دادن به ديگران است. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در خطبه معروف شعبانيه مى‏فرمايد:«مردم بيدار باشيد! كسى كه از شما به روزه‏دار مؤمن در اين ماه افطارى دهد، پاداش آزاد نمودن يك برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد: اى رسول خدا! ما توان افطارى دادن نداريم. حضرت فرمود: بترسيد از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهيزيد! گر چه با دادن شربت آب باشد.»(22)
    پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از كسانى بود كه هر چه به ديگران مى‏فرمود، خود بيش از ديگران بدان عمل مى‏نمود و در اين مورد نيز چنين است. «ابو شيخ ابن حيان» از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل كرده كه حضرت فرمود: «مَنْ فَطَرَ صائِما فى شَهْرِ رَمَضانَ مِنْ كَسْبٍ حَلالٍ صَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلائِكَةُ لَيالِىَ رَمَضانَ كُلَّها وَ صافَحَهُ جَبْرائيلُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ مَنْ صافَحَهُ جَبْرائيلُ يَرِقُّ قَلْبُهُ وَ تَكْثُرُ دُمُوعُهُ...؛(23)كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده در ماه رمضان روزه‏دارى را افطارى دهد، در تمام شبهاى رمضان فرشتگان بر او درود مى‏فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه مى‏كند و هر كس جبرئيل با او مصافحه كند، قلبش نرم و اشك چشمش زياد شود.»
    امام على عليه‏السلام نيز در شبهاى مبارك رمضان و شبهاى قدر به مردم اطعام مى‏كرد و آنها را موعظه مى‏نمود؛ چنان كه در روايتى مى‏خوانيم: «كانَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ عليه‏السلام يَعُشُّ النّاسَ فى شَهْرِ رَمَضانَ بِاللَّحْمِ وَ لا يَتَعَشّى مَعَهُمْ فَإِذا فَرِغُوا خَطَبَهُمْ وَ وَعَظَهُمْ... وَ قالَ فى خُطْبَتِهِ إِعْلَمُوا أَنَّ مِلاكَ اَمْرِكُمُ الدّينُ وَ عِصْمَتَكُمُ التَّقْوى وَ زينَتَكُمُ الاْءَدَبُ وَ حُصُونُ اَعْراضِكُمُ الْحِلْمُ؛(24)هميشه على بن ابى طالب عليهماالسلام شام[و افطارىِ تهيّه شده] از گوشت را به مردم در ماه رمضان مى‏داد، ولى خود از آن [گوشت] استفاده نمى‏كرد. پس هنگامى كه [از خوردن شام] فارغ مى‏شدند، براى آنها خطبه مى‏خواند و آنها را موعظه مى‏نمود... و در خطبه‏اش فرمود: بدانيد ملاك امر [و كارهاى] شما دين است و نگه‏دارنده شما تقوا، و زينت شما ادب، و دژهاى [نگه‏دارنده] آبروى شما حلم است.»
    و امام زين العابدين عليه‏السلام نيز در طول ماه مبارك رمضان در راه خدا انفاق مى‏كرد و صدقه مى‏داد؛ چنان كه در حديثى مى‏خوانيم:«كانَ إِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضانَ تَصَدَّقَ فى كُلِّ يَوْمٍ بِدِرْهَمٍ فَيَقُولُ: لَعَلّى اُصيبُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ؛(25)(امام سجاد عليه‏السلام ) روشش اين بود كه هر روز از ماه [مبارك] رمضان درهمى صدقه مى‏داد و آن گاه مى‏فرمود: شايد [با اين كار صدقه] شب قدر را دريابم.»
    و امام صادق عليه‏السلام فرمود: «جدّم امام زين العابدين عليه‏السلام روزى كه روزه مى‏گرفت، دستور مى‏داد گوسفندى ذبح كنند و آن را تكه تكه نموده، بپزند. هنگام افطار كه نزديك مى‏شد، حضرت به ديگها سر مى‏زد تا بوى آنها را استشمام كند، در حالى كه روزه‏دار بود. سپس دستور مى‏داد ظرفها را پر كنند و يكى يكى به در خانه افراد [فقير] ببرند تا آنجا كه غذا تمام مى‏شد. آن گاه خود با نان و خرما افطار مى‏نمود.»(26)
    و همچنين امام صادق عليه‏السلام نيز شب در خانه فقرا مى‏رفت و به آنها نان و خرما مى‏داد و سفارش مى‏فرمود: «در ماه رمضان به مردم افطارى بدهيد.»(27)
    حسن ختام بحث را حالات على عليه‏السلام در رمضان آخر و به ويژه در شب نوزدهم قرار مى‏دهيم؛ چون هم تقارن شب قدر با ضربت خوردن و شهادت مولا اين را اقتضا مى‏كند، و هم نكاتى قابل عبرت ما را بر آن مى‏دارد كه اين بخش را به صورت مستقل، منتها به صورت گذرا و اشاره بيان نماييم.
    گزارشى از آخرين شب قدر اميرمؤمنان، على عليه‏السّلام

    على عليه‏السلام در رمضان آخر عمر خويش حال عجيبى داشت و هر شبى را در يك جا ميهمان بود. غذا كم ميل مى‏فرمودو... .
    ابن حجر چنين مى‏گويد: «هنگامى كه رمضان[آخر عمر حضرت] فرا رسيد، هر شب در منزل يكى از بستگان افطار مى‏كرد؛ شبى در منزل حسن عليه‏السلام ، شبى در منزل حسين عليه‏السلام و شبى نزد عبد اللّه بن جعفر [شوهر دخترش زينب [، و بيش از سه لقمه غذا نمى‏خورد، «وَ يَقُولُ: اُحِبُّ اَنْ اَلْقِىَ اللّهَ وَ اَنَا خِمْصٌ؛ و مى‏فرمود: دوست دارم خدا را [با شكم] گرسنه ملاقات كنم.»(28)
    در شب نوزدهم منزل دخترش، ام كلثوم ميهمان بود كه غذاى سفره آن را دو قرص نان جُو و مقدارى شير و نمك تشكيل مى‏داد. حضرت با نان و نمك افطار نمود و بيش از سه لقمه ميل نكرد و فرمود: دوست دارم خدايم را گرسنه ملاقات كنم.
    در آن شب حضرت سوره يآس مى‏خواند و مرتب به آسمان نگاه مى‏كرد و مى‏فرمود: «امشب، همان شبى است كه به من وعده ديدار داده شده است.»(29)
    استاد مطهرى رحمه‏الله مى‏گويد: «على در آن شب، انتظارى داشت و گاهى به آسمان نگاه مى‏كرد و مى‏گفت كه حبيبم به من خبر داده است و او راست گفته و هرگز دروغ نمى‏گويد... بچه‏ها تا پاسى از شب در خدمت على عليه‏السلام بودند. امام حسن عليه‏السلام به منزل خود رفت، هنوز صبح طلوع نكرده بود، نزد بابا برگشت و مستقيم به مصلّاى پدر رفت. حضرت به فرزندش فرمود: پسر جان! ديشب لحظه‏اى خوابم برد، يك دفعه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را در عالم رؤيا ديدم. عرض كردم: يا رسول اللّه! من از دست اين امّت چه خون دلها خوردم. حضرت فرمودند: نفرين كن! من هم نفرين كردم كه خداوند من را از آنها بگيرد.»(30)
    الهى مردم از من سير و من هم سيرم از مردم
    نما راحت مرا اى خالق ارض و سما امشب
    على عليه‏السلام هيجان عجيبى داشت. خود مى‏گويد: هر كارى كردم، راز مطلب را نفهميدم؛ «مازِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَكْنُونِ هذَا الاْءَمْرِ وَ اَبَى اللّهُ اِلاّ اَخْفاهُ؛(31) خيلى تلاش كردم كه سرّ و باطن اين امر را به دست بياورم، ولى خدا اِبا كرد، جز اينكه آن را پنهان كرد.»
    آن گاه رهسپار مسجد شد. چند ركعت نماز گذارد. سپس بالاى مأذنه رفت تا اذان بگويد.
    وقتى از بالاى مأذنه پايين مى‏آمد، مى‏فرمود:
    «خَلُّوا سَبيلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجاهِدِ فِى اللّهِ لا يَعْبُدُ غَيْرَ الْواحِدِ
    يعنى باز كنيد راه مؤمن رزمنده در راه خدا را كه [افتخارش اين است كه] غير از [خداى] واحد را نپرستيده است.»
    آن گاه به مسجد بازگشت و مشغول نماز شد و سر از سجده برداشت كه شمشير زهراگين فرقش را شكافت. در اين حال، فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ...هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛(32) به نام خدا و به يارى خدا و بر دين رسول خدا. قسم به پروردگار كعبه كه رستگار شدم... اين [شهادت[ چيزى بود كه خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.»
    شب وصل است و خوش قرآن ناطق
    نيايش مى‏كند تا صبح صادق
    سر شب تا سحر او ناله كرده
    به يك شب طى رهى صد ساله كرده
    لبانش مى‏خورد آهسته بر هم
    كه گويا عرش و فرش گرديده در هم
    پي نوشت :

    1. ر. ك: بحار الانوار، ج 94، ص 80.
    2. كنز العمّال، على متقى هندى، مؤسسة الرسالة، ج 8، ص 534.
    3. بحار الانوار، ج 95، ص 145.
    4. همان، ج 95، ص 10.
    5. همان، ص 10.
    6. همان، ج 41، ص 21.
    7. همان، ج 43، ص 76.
    8. همان، ص 12.
    9. بحار الانوار، ج 94، ص 10؛ مستدرك الوسائل، ج 7، ص 470.
    10. وسائل الشيعة، ج 7، ص 261.
    11. مفاتيح الجنان، اعمال شب 21، ص 425.
    12. مفاتيح الجنان، ص 720.
    13. بحار الانوار، ج 80، ص 128.
    14. ر. ك: مصباح المتهجد، ص 227؛ نهج الدعوات، ص 277.
    15. وسائل الشيعة، ج 7، ص 261.
    16. بحار الانوار، ج 94، ص 7.
    17. همان، ص 4، ذيل روايت 4.
    18. همان، ح 5 و ر. ك: مفاتيح الجنان، ص 224.
    19. كنز العُمّال، ج 8، ص 545، ح 24090.
    20. وسائل الشيعة، ج 7، ص 260.
    21. بحار الانوار، ج 95، ص 10.
    22. عيون اخبار الرضا عليه‏السلام ، ج 1، ص 230.
    23. الترغيب و الترهيب، ج 2، ص 95، ح 14.
    24. سفينة البحار، ج 1، ص 703.
    25. بحار الانوار، ج 95، ص 82.
    26. من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 134.
    27. همان، ص 134.
    28. انوار البهيّة، شيخ عباس قمى، ص 31؛ صواعق ابن حجر، ص 80.
    29. همان، ص 80؛ ر.ك: زندگى اميرالمؤمنين، رسولى محلّاتى، ج 2، ص 247.
    30. نهج البلاغة، صبحى صالح، ص 99؛ انسان كامل، مرتضى مطهرى، ص 45.
    31. منتهى الآمال، ج 1، ص 126؛ نهج البلاغة، خطبه 177.
    32. نهج البلاغة، صبحى صالح، ص 379؛ زندگانى اميرالمؤمنين، ج 2، ص 321؛ انسان كامل، مرتضى مطهرى، ص 49.
    برگرفته از : مجلات ‏مبلغان شماره 59

    منبع:[برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    بین الطلوعین

  5. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. #12

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض شبهای قدر در نگاه علامه طباطبایی

    ليلة القدر در نگاه علامه طباطبايي
    نويسنده: حسين ملانوري




    مهم‏ترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه هماره مورد توجه مؤمنين بوده و خواهد بود. آنچه در پيش روي داريد بحثي پيرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبايي رحمه الله در تفسير شريف الميزان است كه در دو سوره «قدر» و «دخان‏» مطرح گرديده است.
    شب قدر يعني چه؟

    مراد از قدر، تقدير و اندازه‏گيري است و شب قدر شب اندازه‏گيري است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مي‏كند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر مي‏گرداند.
    شب قدر كدام شب است؟

    در قرآن كريم آيه‏اي كه به صراحت‏بيان كند شب قدر چه شبي است ديده نمي‏شود. ولي از جمع‏بندي چند آيه از قرآن كريم مي‏توان فهميد كه شب قدر يكي از شب‏هاي ماه مبارك رمضان است. قرآن كريم از يك سو مي‏فرمايد: «انا انزلناه في ليلة مباركة‏» (1). اين آيه گوياي اين مطلب است كه قرآن يكپارچه در يك شب مبارك نازل شده است و از سوي ديگر مي‏فرمايد: «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن‏» (2). و گوياي اين است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مي‏فرمايد: «انا انزلناه في ليلة القدر» (3). از مجموع اين آيات استفاده مي‏شود كه قرآن كريم در يك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اينكه كدام يك از شب‏هاي ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كريم چيزي بر آن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مي‏توان آن شب را معين كرد.
    در بعضي از روايات منقول از ائمه اطهار عليهم السلام شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخي ديگر از آنها مردد بين شب بيست و يكم و بيست و سوم و در روايات ديگري متعين در شب بيست و سوم است (4). و عدم تعين يك شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.
    پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام شب قدر از شب‏هاي ماه رمضان و يكي از سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت‏به طور عجيبي با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند ولي معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم ماه رمضان. شب قدر است (5) و در آن شب قرآن نازل شده است.
    تكرار شب قدر در هر سال

    شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالي كه قرآن در آن نازل شد نيست‏بلكه با تكرار سالها، آن شب نيز تكرار مي‏شود. يعني در هر ماه رمضان شب قدري است كه در آن شب امور سال آينده تقدير مي‏شود. دليل بر اين امر اين است كه:
    اولا: نزول قرآن بطور يكپارچه در يكي از شب‏هاي قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولي تعيين حوادث تمامي قرون گذشته و آينده در آن شب بي‏معني است.
    ثانيا: كلمه «يفرق‏» در آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم‏» (6). در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مي‏رساند و نيز كلمه «تنزل‏» در كريمه «تنزل الملئكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر» (7) به دليل مضارع بودنش دلالت‏بر استمرار دارد.
    ثالثا: از ظاهر جمله «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن‏» (8) چنين برمي‏آيد كه مادامي كه ماه رمضان تكرار مي‏شود آن شب نيز تكرار مي‏شود. پس شب قدر منحصر در يك شب نيست‏بلكه در هر سال در ماه رمضان تكرار مي‏شود.
    در اين خصوص در تفسير برهان از شيخ طوسي از ابوذر روايت‏شده كه گفت: به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) عرض كردم يا رسول الله آيا شب قدر شبي است كه در عهد انبياء بوده و امر به آنان نازل مي‏شده و چون از دنيا مي‏رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مي‏شده است؟ فرمود: «نه بلكه شب قدر تا قيامت هست‏» (9).
    عظمت شب قدر

    در سوره قدر مي‏خوانيم: «انا انزلناه في ليلة القدر وما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر». خداوند متعال براي بيان عظمت‏شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: «وما ادريك ما هي هي خير من الف شهر» يعني با اين كه مي‏توانست در آيه دوم و سوم به جاي كلمه «ليلة القدر» ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند. و با آيه «ليلة القدر خير من الف شهر» عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است. چه اين كه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند. و احياء يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
    از امام صادق عليه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ (با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است).
    حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد. » (10).
    وقايع شب قدر

    1- نزول قرآن

    ظاهر آيه شريفه «انا انزلناه في ليلة القدر» اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگي و دفعي بودن دارد نه تنزيل كه ظاهر در نزول تدريجي است.
    قرآن كريم به دو گونه نازل شده است:
    1- نزول يكباره در يك شب معين.
    2- نزول تدريجي در طول بيست و سه سال نبوت پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم).
    آياتي چون «قرانا فرقناه لتقراه علي الناس علي مكث ونزلناه تنزيلا» (11) نزول تدريجي قرآن را بيان مي‏كند.
    در نزول دفعي (و يكپارچه)، قرآن كريم كه مركب از سوره‏ها و آيات است‏يك دفعه نازل نشده است‏بلكه بصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آياتي كه درباره وقايع شخصي و حوادث جزيي نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه‏اي دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتي درست در نمي‏آيد مگر اينكه زمان و مكانش و واقعه‏اي كه درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طوري كه اگر از آن زمان‏ها و مكان‏ها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يك باره نازل شده، قهرا موارد آن آيات حذف مي‏شود و ديگر بر آنها تطبيق نمي‏كنند، پس قرآن به همين هيئت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلي كه در آيه شريفه «كتاب احكمت اياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير» (12) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.
    2- تقدير امور

    خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگي، وسعت‏يا تنگي روزي، سعادت و شقاوت، خير و شر، طاعت و معصيت و... تقدير مي‏كند.
    در آيه شريفه «انا انزلناه في ليلة القدر» (13) كلمه «قدر» دلالت‏بر تقدير و اندازه‏گيري دارد و آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم‏» (14) كه در وصف شب قدر نازل شده است‏بر تقدير دلالت مي‏كند. چون كلمه «فرق‏» به معناي جدا سازي و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است. و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اي كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيري مشخص سازند. امور به حسب قضاي الهي داراي دو مرحله‏اند، يكي اجمال و ابهام و ديگري تفصيل. و شب قدر به طوري كه از آيه «فيها يفرق كل امر حكيم‏» برمي‏آيد شبي است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مي‏آيند.
    3- نزول ملائكة و روح

    بر اساس آيه شريفه «تنزل الملئكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر» (15)، ملائكة و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل مي‏شوند. مراد از روح آن روحي است كه از عالم امر است و خداي متعال درباره‏اش فرموده است «قل الروح من امر ربي‏» (16). در اين كه مراد از امر چيست؟ بحث‏هاي مفصلي در تفسير شريف الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث‏به دو روايت در مورد نزول ملائكة و اينكه روح چيست‏بسنده مي‏شود.
    الف: پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: وقتي شب قدر مي‏شود ملائكه‏اي كه ساكن در «سدرة المنتهي‏» هستند و جبرئيل يكي از ايشان است نازل مي‏شوند در حالي كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچم‏هايي را به همراه دارند.
    يك پرچم بالاي قبر من، و يكي بر بالاي بيت المقدس و پرچمي در مسجد الحرام و پرچمي بر طور سينا نصب مي‏كنند و هيچ مؤمن و مؤمنه‏اي در اين نقاط نمي‏ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مي‏كند، مگر كسي كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن وشت‏خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد (17).
    ب: از امام صادق عليه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكة است و روح از آن سنخ نيست مگر نمي‏بيني خداي تعالي فرموده: «تنزل الملئكة والروح‏» پس معلوم مي‏شود روح غير از ملائكة است (18).
    4- سلام و امنيت

    قرآن كريم در بيان اين ويژگي شب قدر مي‏فرمايد: «سلام هي حتي مطلع الفجر» (19). كلمه سلام و سلامت‏به معناي عاري بودن از آفات ظاهري و باطني است. و جمله «سلام هي‏» اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهي تعلق گرفته است‏به اين كه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوي او روي مي‏آورند و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا كه عذابي جديد نفرستد. و لازمه اين معنا اين است كه در اين شب كيد شيطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانكه در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.
    البته بعضي از مفسرين گفته‏اند: مراد از كلمه «سلام‏» اين است كه در شب قدر ملائكة از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مي‏دهند.
    پي نوشت :

    1- دخان / 3.
    2- بقره / 185.
    3- قدر / 1.
    4- ر. ك. مجمع البيان، ج 10، ص‏519.
    5- ر. ك. تفسير الدر المنثور، ج‏6.
    6- دخان / 6.
    7- قدر / 4.
    8- بقره / 185.
    9- تفسير البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26.
    10- فروع كافي، ج‏4، ص‏157، ح‏4.
    11- اسراء / 106.
    12- هود / 1.
    13- قدر / 1.
    14- دخان / 6.
    15- قدر / 4.
    16- اسراء / 85.
    17- مجمع البيان، ج‏10، ص‏520.
    18- تفسير برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.
    19- قدر / 5.

    منبع: [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    بین الطلوعین

  7. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  8. #13

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض نزول ملائک در شب قدر

    نزول ملائكه و روح در شب قدر




    مراد از قدر، تقدير و اندازه گيري است و شب قدر شب اندازه گيري است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مي كند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت وشقاوت انسان ها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر مي كند. ما در اين نوشتار به دنبال پاسخ پرسش هاي زير هستيم:
    ١- حقيقت ملائكه و روح چيست و آيا اين دو يك حقيقت هستند و يا متفاوت اند؟
    ٢- برچه كسي نازل مي شوند؟
    ٣- براي چه امري نازل مي شوند؟
    حقيقت ملائكه

    كلمه «ملائكه» جمع ملك -به فتح لام- است و موجوداتي هستند؛ مخلوق خدا و واسطه هايي بين او و بين عالم مشهود، كه آنان را موكل بر امور عالم تكوين و تشريع كرده است و بندگان محترمي هستند كه هرگز خدا را در هر صورتي كه به ايشان فرمان بدهد نافرماني نمي كنند و به هرچه مامور شوند انجام مي دهند. (الميزان ج١٧ ص ٥، تفسير القرآن الكريم، ملاصدرا، ج٢ ص ٣٠٣) قرآن كريم در مورد ملائكه مي فرمايد: (فاطر/١) ستايش مخصوص خداوندي است كه آفريننده آسمان ها و زمين است، خداوندي كه فرشتگان را رسولاني قرار داد كه صاحب بال هاي دوگانه و سه گانه و چهارگانه اند. او هرچه بخواهد در آفرينش مي افزايد، او بر هر چيزي قادر است. طبق آيه فوق؛ ملائكه رسولان و واسطه هايي بين خدا و بين خلق هستند، تا اوامر تكويني و تشريعي او را انجام دهند و فرشتگان براي انجام امورشان مجهز به چيزي هستند، كه مي توانند با آن كاري را بكنند كه در آيه به «اجنحه» يعني بال ها تعبير شده است كه در پرندگان به منزله دست انسان است و پرندگان به وسيله آن پرواز مي كنند و از جايي به جاي ديگر منتقل مي كنند و ملائكه هم مجهز به چيزي هستند كه با آن از آسمان به زمين و از زمين به آسمان مي روند و از جايي به جاي ديگر كه مامور باشند مي روند. اين به معني اين نيست كه فرشتگان دو بال همانند بال پرندگان دارند كه پوشيده از پر است. بلكه بعيد نيست منظور از بال و پر در اين جا قدرت جولان و توانايي بر فعاليت بوده باشد كه بعضي از آن ها نسبت به بعضي برتر و داراي توانايي بيشترند. بنابراين براي آن ها سلسله مراتب در بال ها قائل شده كه بعضي داراي ٤ بال (مثني- دو دو) و بعضي داراي ٦ بال و بعضي داراي ٨ بال اند. پس بال براي ملائكه كنايه از وسيله حركت و اعمال قدرت و توانايي است، همان طور كه گفته مي شود فلان كس بال و پرش سوخت يعني نيروي حركت و قدرت و توانايي اش از بين رفت و يا فلان كس را زير بال و پر خود گرفت و امثال آن. (ر. ك. تفسير نمونه ج١٨ ص ١٦٧ و الميزان، ج ١٧، ص ٦)
    طبق قرآن كريم و روايات معصومين (ع) ملائكه صفات و كاركرد ويژه اي دارند، از آن جمله: ١- ملائكه موجوداتي شريف هستند كه واسطه بين خدا و اين عالم محسوس هستند، به طوري كه هيچ حادثه اي از حوادث مهم و يا غيرمهم نيست، مگر آن كه ملائكه در آن دخالت دارند و دخالتي كه دارند تنها و تنها اين است كه امر الهي را در مجرايش به جريان اندازند و آن را در مسيرش قرار دهند. ٢- در بين ملائكه نافرماني و عصيان نيست و داراي اراده مستقل نيستند كه بتوانند غير آن چه كه خدا اراده كرد اراده كنند. «لايعصون الله ما امرهم» (تحريم/٦) ٣- آن ها مقامات و مراتب متفاوت دارند: «وما منا الا له مقام معلوم» (صافات/١٦٤) ٤- ملائكه از آن جا كه هرچه مي كنند به امر خداست هرگز شكست نمي خورند و از اين جا روشن مي شود كه ملائكه موجوداتي هستند كه در وجودشان منزه از ماده جسماني اند، چون ماده جسماني در معرض زوال و فساد و تغيير است. (ر. ك: الميزان، همان، ص ١٤-١٣)
    حقيقت روح

    مردم چه در گذشته و چه حال در مورد حقيقت روح اختلاف دارند و قرآن هم اشاره دارد كه: «يسئلونك عن الروح» (اسراء/٨٥) ولي در اين معنا هيچ اختلافي ندارند كه از كلمه «روح» يك معنا مي فهمند و آن معنا عبارت است از چيزي كه مايه حيات و زندگي است، البته حياتي كه ملاك شعور و اراده باشد. (الميزان ج١٢ ص٣٠٢)، اما بحث اين است كه حقيقت روح چيست؟
    به طور اجمال از آيات كريمه الهي مانند: «تنزل الملائكة والروح» (قدر/٤)، «يوم يقوم الروح والملائكة صفا» (نبا/٣٨) روزي كه ملائكه و روح به صف مي ايستند. به دست مي آيد، كه يك حقيقتي وجود دارد حتي مافوق ملائكه كه آن حقيقت به اذن پروردگار مبداء هر نوع حياتي است. حتي ملائكه حيات خودشان را از او دارند. خداوند در مورد انسان مي فرمايد: «و نفخت فيه من روحي» (حجر/٢٩) اين روح خودش را از او دارد. انواع روح (روح يعني مبداء حيات)، آن چه مبداء حيات و انواع حيات در عالم است از ناحيه او به اذن پروردگار افاضه مي شود كه از خود قرآن استنباط مي شود كه همه نباتات داراي يك نوع روح يعني داراي نوعي حيات هستند، حيوان ها هم داراي نوعي روح و حيات هستند، اما بالاتر از نباتات و انسان ها به طور كلي داراي روحي هستند بالاتر و شريف تر از روحي كه در حيوانات هست باز در انسان ها مومن و غيرمومن فرق مي كند، مومن داراي يك روح علاوه است كه از او به روح الايمان تعبير مي شود. «وايدهم بروح منه» (مجادله/٢٢) و نيز از خود قرآن استنباط مي شود، اولياء الله و پيامبران يك روح اضافه دارند يعني حيات بيشتري دارند، از نوعي حيات برتر و بالاتر برخوردارند كه از او به «روح القدس» تعبير مي شود، يعني هر انساني به آن حيات نوعي انسان زنده است ولي آن كسي كه با ايمان است يك حياتي دارد كه غير مومن آن حيات را ندارد. قرآن صريحا غيرمومن را ميت مي نامد، نه به اين معني كه او آن روح انساني كه همه افراد نوع انسان دارند ندارند، قلبش هم كار نمي كند و روح حيواني هم ندارند؛ بلكه مرده از روح ايمان است، كما اين كه همه مومنين نسبت به روح القدس، نسبت به روحي كه فاقد آن روح اند مرده هستند. آن روح القدس در هر انساني كه پيدا بشود به او نوعي حيات و نوعي قدرت مي دهد كه آن حيات و قدرت در انسان هاي ديگر نيست. به قول شاعر:
    فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد
    دگران هم بكنند آنچه مسيحا مي كرد
    يعني اگر مسيح آن كارهاي معجزه آسا را مي كرد مثلا مرده زنده مي كرد، چون از يك روحي بهره مند بود كه نامش روح القدس بود، روح القدس را هر بنده اي داشته باشد آن كارها را انجام مي دهد. (ر. ك: آشنايي با قرآن، شهيد مطهري، ج١١ ص ١٩٥-١٩٧، الميزان، ج١٢، ص٣٠٢)بنابراين «روح» مخلوق عظيمي است مافوق فرشتگان. در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده است كه شخصي از آن حضرت سوال كرد: آيا روح همان جبرئيل است؟ امام فرمود: «جبرئيل از ملائكه است و روح اعظم از ملائكه است، مگر خداوند متعال نمي فرمايد: «تنزل الملائكة والروح» (تفسير نمونه ج٢٧ص١٨٤)
    ملائكه و روح بر چه كسي نازل مي شوند؟

    در سوره مباركه قدر از دو نزول صحبت مي شود:
    اول: نزول قرآن كريم «انا انزلناه في ليلة القدر» كه اين نزول در گذشته است چون با فعل ماضي آورده است. نزول ملائكه و روح «تنزل الملائكة والروح» كه به صورت مضارع و استمرار آورده است، يعني در هر شب قدري روح و ملائكه نازل مي شوند و هميشه چنين است كه در هر شب قدري روح و ملائكه نازل مي شوند و به همين دليل است كه حضرات معصومين (علیهم السلام) فرمودند : از اين ها (يعني مخالفان) بپرسيد كه در شب قدر روح و ملائكه كه قرآن مي گويد نازل مي شوند به كي نازل مي شوند؟
    آيا هميشه بر روي زمين يك انسان كامل در آن حد وجود دارد كه روح و ملائكه بر او نازل بشوند يا وجود ندارد؟

    اگر وجود دارد كيست؟و چون مخالفان به چنين چيزي قائل نبودند، مي گويند، بعد از پيغمبر همه صحابه پيامبر از جمله امام علي (علیه السلام) آدم هاي خوبي هستند، بيش از اين برايشان قائل نبودند. يعني مي گفتند خلفاي راشدين آدم هاي خوبي هستند و گاهي خطا و اشتباه هم مي كردند و بعد از آن ها دوره خلفاي فاسق و شراب خوار است.
    بنابراين براي هيچ كس مقامي در حدي كه روح با آن عظمت و پاك و ملائكه بتوانند با او تماس بگيرند قائل نبودند و اين از مختصات مكتب شيعه است. ائمه هدي (علیهم السلام) مي گفتند: «سيد حججكم انا انزلناه» يعني آقاي دليل هاي شما سوره انا انزلناه است. از آن ها بپرسيد اين كه قرآن مي فرمايد روح و ملائكه در هر شب قدر نازل مي شوند (نه نازل شدند) برچه كسي نازل مي شوند؟ آيا بر افراد شراب خوار و فاسق و يا افرادي كه گاهي خطا و اشتباه هم مي كردند؟ پس بايد يك حجت الهي هميشه بر روي زمين باشد كه شب قدر شب رابطه زمين و آسمان است، شب رابطه ملك و ملكوت است، شبي كه اين فاصله ميان ملك و ملكوت در قلب مقدس ولي حق به كلي برداشته است. (ر. ك: آشنايي با قرآن، ج١١، ص ١٩٧-١٩٨)
    براي چه امري نازل مي شوند؟

    در پايان آيه ٤ سوره قدر مي فرمايد: «من كل امر» يعني ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مي شوند، براي خاطر تدبير امري از امور عالم و يا هر امري كه پروردگار اذن آن را بدهد. (الميزان ج٢٠ ص ٥٦٤) و برخي گفته اند فرشتگان براي تقدير و تعيين سرنوشت ها و آوردن خير و بركتي در آن شب نازل مي شوند. (تفسير برهان ج٤ ص ٤٨١)
    منبع:[برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    بین الطلوعین

  9. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  10. #14

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض شبهای قدر از دید اهل سنت

    شبهاي قدر از ديدگاه اهل سنت

    نویسنده: محمدرضا تقيدخت




    از جمله مواردى كه در كتب روايى و آثار مفسران اهل سنت در مورد آن، اختلاف نظر وجود دارد و سرانجام اجماع عالمان اين مذهب برآن مهر خاتمت مى‏نهد، موضوع «جايگاه زمانى شب قدر» است. شب قدر، اگر چه در تواتر روايات شيعى، قطعاً از شبهاى دهه سوم ماه مبارك رمضان شمرده مى‏شود و ترديد در آن نيز به واسطه روايات منقول از ناحيه معصومين(ع) و نيز تفاوت تفاسير روايات است، اما از اين حيث كه شبى خارج از ماه رمضان نيست، مورد اجماع كلي و قطعى است.
    مقدمه

    موضوع و اهميت شب قدر، همانطور كه در ادبيات فكرى، عقيدتى و روايى شيعه جايگاه ويژه و بالايى دارد، در بين ساير فرق مسلمين نيز شأن و جايگاه خاص خود را دارد. دو فرقه و شعبه اصلى آيين اسلام، يعني مذاهب تشيع و تسنن، اگر چه در برخى موارد و موضوعات مرتبط با شبهاى قدر و آيين‏ها و مناسك ويژه، آن، اختلاف نظرهايى دارند، اما در اهميت و جايگاه آن ترديد روا نمى‏دارند.
    شايد اختلاف‏هاى روايي و موضوعى كه در اين نوشتار به عمده‏ترين آنها اشاره خواهد شد، مباحثى باشد در خور توجه و اهميت، اما مهم‏تر از همه اين مباحث، قبول بالاتفاق وجود چنين شبى است و فيض جارىاي كه خداوند در اين شب از آسمان و به مداومت مى‏فرستد. سرچشمه اين اتفاق نظر و عقيده نيز آيات مشير به اين موضوع در قرآن كريم است و سرچشمه آن اختلاف نظرها، تأثير و تاثر اختلاف عقايد و برداشتها از اين آيات، كه در ميراث حديثى و روايى هر دو فرقه رسوخ يافته است.
    در نوشتار حاضر، فارغ از بحث تشيع، موضوعات و وجوهي از موارد مرتبط با شب قدر را، با تعاريف و گفتارهاى عالمان و مستند به كتب روايى و شروح تفسيري اهل سنت تقريرخواهيم نمود؛ بدان اميد كه اين باب گشوده شده، در پىآمد خود تحقيقات و مباحث جامع‏تر را نيز به دنبال آورد.
    بحث نخست: زمان شب قدر

    از جمله مواردى كه در كتب روايى و آثار مفسران اهل سنت در مورد آن، اختلاف نظر وجود دارد و سرانجام اجماع عالمان اين مذهب برآن مهر خاتمت مى‏نهد، موضوع «جايگاه زمانى شب قدر» است. شب قدر، اگر چه در تواتر روايات شيعى، قطعاً از شبهاى دهه سوم ماه مبارك رمضان شمرده مى‏شود و ترديد در آن نيز به واسطه روايات منقول از ناحيه معصومين(ع) و نيز تفاوت تفاسير روايات است، اما از اين حيث كه شبى خارج از ماه رمضان نيست، مورد اجماع كلي و قطعى است.
    در ميان عالمان و در ميراث روايى و تفسيرى اهل سنت، اما، ابتدا در اين خصوص و سپس در قطعى كردن جايگاه اين شب در ماه مبارك رمضان ترديد و تفاوت وجود دارد. دسته‏اى از روايات، همچون روايت مشهور «ابوحنيفه» در «شرح الازهار»، بر اين اعتقاد تاكيد مى‏كند كه شب قدر به طور قطعى و يقينى نمى‏تواند در اين دهه باشد و بلكه در تمامى ليالى سال پنهان است. روايت مذكور، كه در ضمن مسئله‏اى فقهى وارد شده، چنين است: «شب قدر، در ميان شبهاى سال پنهان است و چنانچه كسى طلاق همسرش را مشروط به انجام در شب قدر نمايد، بدون گذشت يكسال كامل، طلاق واقع نشده است»(ج1ـ ص57).
    اين حكمواره و در واقع روايت مستند، اشاره به اين معنا دارد كه جايگاه زمانى شب قدر، در حد احتمال قريب به يقين نيز نيست تا بتوان بر مبناى آن، به شكوك فروع و احتمالات نيز توجه كرد. در حقيقت، اين روايت و روايات مشابه، چون روايت «عبدالله بن مسعود» با اين مضمون كه: «تنها كسى مى‏تواند شب قدر را درك كند كه يكسال تمام شب زنده دارى كرده باشد» (درالمنثور، ج6ـ ص376)، بر موضوع پنهان بودن شب قدر به لحاظ جايگاه زمانى تاكيد دارد و اين بدان معناست كه احتمال قرار داشتن شب قدر در يكى از شبهاى دهه آخر ماه مبارك منتفى و حداقل به لحاظ احتمال، برابر با شبهاى ديگر سال است.
    اين دسته از روايات منقول در منابع اهل سنت، البته از سوى دستهاي ديگر از روايات معتبرتر، كه در نهايت به اجماع بيشتر مفسران و عالمان اهل سنت انجاميده است، مورد ترديد و انكار قرار گرفته است. اگر گشودن بابى با عنوان «باب فضيلة (فضل) ليلةالقدر» ملازم و در كنار ابواب «صوم» و «صيام» در منابع روايى اهل سنت نشانه و اشاره‏اى نزديك به موضوع قرار داشتن شب قدر در ماه رمضان و ارتباط آن با ماه صيام پنداشته نشود، روايات معتبر چندانى در اين خصوص وجود دارد كه بر موضوع فوق تاكيد دارد.
    از «ماوردى» در «الحاوى الكبير» روايتى سراغ داريم با اين مضمون كه: «در اين كه شب قدر در دهه سوم ماه رمضان است، ترديدى بين عالمان نبايد باشد، چه، ابوذر از رسول الله روايت كرده است كه اين شب در دهه پايانى ماه رمضان است» (ص483). نيز روايت «عبدالله بن عمر» از رسول خدا(ص) كه فرموده است: «شب قدر را در دهه پايانى رمضان بجوييد» (درالمنثور، ج6ـ ص372).
    شايد روايت «عايشه» از احوال رسول مكرم اسلام در دهه پايانى ماه رمضان را نيز تاكيدى بر اين جايگاه زمانى بتوان شمرد: «آنگاه كه دهه آخر رمضان فرا مى‏رسيد، رسول خدا شبها را بيدار بود و اهل و خويش خود را نيز بيدار مى‏داشت و از زنان دوري ميجست»(المغنى، ج 3ـ ص 179) و نيز روايت »ابن عمر« از اعتكاف پيامبر در دهه پايانى ماه مبارك رمضان را كه در »صحيح مسلم« آمده است: «پيامبر دهه انجامين ماه رمضان را در اعتكاف بودند» (شرح نووي، ج8 ـص 66).
    گفته شد كه با وجود تعدد روايات دسته دوم، يعنى روايات مؤيد قرار داشتن شب قدر در ظرف زمانى ماه مبارك رمضان و به خصوص در دهه سوم اين ماه، روايات و احكام و تفاسير دسته اول از مفسران و عالمان اهل سنت مبنى بر پنهان بودن شب قدر در ليالى مجموع سال تضعيف مى‏شود؛ اما باب اختلاف بر سر تعيين جايگاه واقعى اين شب در ميان شبهاى دهه آخر رمضان همچنان در ميان راويان و مفسران حديث اهل تسنن مفتوح است.
    روايات و مباحث متعدد و متفاوتى در اين خصوص در منابع اهل سنت وارد شده است كه در يك طبقه بندى كلى به سه دسته روايات تاكيده كننده بر شب بيست و يكم، شب بيست و سوم و شب بيست و هفتم تقسيم مى‏شوند. البته روايات بسيار ضعيفي نيز مبني بر ليلةالقدر بودن شب هفدهم وجود دارد؛ ازجمله روايت «ابن عباس» در «درالمنثور» (ج6ـ ص376).
    عمده‏ترين و بيشترين تاكيد در روايات منابع سنى، بر شب بيست و سوم حكايت دارد و البته اين تنها در منابع منعكس شده است و در عمل (امروزه) به استناد روايات مربوط به شب بيست و هفتم، اين احتمال قوى‏تر از سايرين دانسته شده و بر آن تأكيد مى‏شود و اعمال ويژه و مؤكد شب قدر نيز در ميان اهل سنت، به طور خاص در اين شب صورت مى‏پذيرد. برخى روايات وارده در منابع اهل سنت در اين زمينه را مرور مى‏نماييم:
    در «صحيح مسلم» آمده است: «گفته شده شب بيست و سوم، شب قدر است و اين موضوع قول بسيارى صحابه و تابعين است» (ج8 ـ ص 58) و در روايتى از »ابن عمر» منقول است كه «فردى نزد پيامبر عرض كرد كه در خواب ديده است شب قدر، هفت روز مانده به پايان رمضان است و پيامبر فرمود خوابهاى شما كه بر بيست و سوم توافق دارند صحيحاند و هر كس خواست شبزندهدارى قدر را درك كند، اين شب را احياء نگهدارد» (مجمع البيان، ج10ـ ص) و نيز روايت منقول از «سعيد بن جبير» در «درالمنثور»(ج6ـ ص 373) كه مؤيد همين نظر است.
    داستان معروف «عبدالله بن انيس جُهنى» و «شب جهنى» نيز كه به تكرار در روايات و منابع اهل سنت و شيعه نقل شده است، نيز، تاكيدى بر شب بيست و سوم ماه رمضان به عنوان شب قدر است. چكيده داستان عبدالله و «شب جهنى» چنين است: عبدالله بن انيس از تيره جهنيه كه رمهدارى باديه نشين بود، به دليل دورى از مدينه، امكان حضور دايم در مدينه را نداشت. روزى خدمت رسول خدا رسيد و احوال خويش عرضه داشت كه به دليل بعد مسافت امكان حضور دايم در شب‏هاى رمضان و احياء نگهداشتن را در مدينه ندارد و از پيامبر خواست تا شب قدر را براى او معين كند تا در آن شب در مدينه حضور يابد و به عبادت بپردازد. پيامبر در پاسخ وى فرمود: «شب بيست و سوم ماه رمضان»(درالمنثور، ج6ـ ص 373) و از آن پس، شب بيست و سوم به عنوان شب قدر و «شب جهنى» معروف شد.
    در كنار اين روايات، دسته‏اى ديگر از روايات و تفاسير اهل سنت، حكايت از «ليلة القدر» بودن شب‏هاى بيست و يكم و بيست و هفتم دارند و قول دوم از روايات اين دسته، يعنى شب قدر بودن بيست و هفتم، تقريباً پذيرفته‏تر از قول اول است؛ اگر چه با قول ليلة القدر بودن شب بيست و سوم نيز به لحاظ تعدد روايات و تفاسير سندى در برابرى است، اما به جهت اقبال خاص، امروزه شايع‏تر از ديدگاه ديگر مورد اهتمام اهل سنت است وشبى است كه بزرگ شمرده مى‏شود. البته شبهاى بيست و سوم و بيست و يكم نيز مانند آنچه در بين شيعيان متداول است، در بين اهل سنت محل اهتمام و توجه‏اند.
    اما روايات متعددى نيز در خصوص ليلة القدر بودن شب بيست و هفتم وجود دارد كه مى‏توان با مراجعه به كتب روايى بعض تفاسير آنها را مشاهده كرد. اجمالاً تاكيد و يقينى منقول از «ابىّ بن كعب» در ضمن روايت منقول از وى در صحيح مسلم از «زرّ بن حبيش» كه ميگويد «ابي قسم ياد كرده است شب قدر شب بيست و هفتم است، زيرا به روايت پيامبر در بامداد شب قدر خورشيد كمرونق و كمرمق و بدون پرتوهاى چندان طلوع مى‏كند» (ج8 ـ ص65) را اگر ضميمه كنيم به روايات ديگر مثل روايتى منقول از پيامبر(ص) توسط «عايشه» كه: «شب قدر را در شب بيست و هفتم بجوييد» و روايتهاى مشابه ديگر، تقريباً احتمالى كه براى روايات شب بيست و سوم به دست مى‏آمد، براى اين شب نيز قابل تصور است و البته تاكيد بر اين شب از سوى اهل سنت بدون دليل ديگرى و شايد در پىآمد عرف رايج بين عالمان و عاميان، ترجيح بلامرجحي است كه يافتن دليل براى آن حوصله بررسى متون فراوانى را آنهم بدون اعتماد به رسيدن به نتيجه قطعى مى‏طلبد.
    بههرحال بين شب بيست و سوم (كه روايات معروف اهل سنت و شيعه به صورت مشترك بدان اشاره دارند) و شب بيست و هفتم، تاكيد و ترديدى خاص وجود ندارد، الا تفاوت نظرى كه بدان اشاره شد.
    در مجموع، به نظر مى‏رسد حاصل جمع روايات و وجه غالب آنها و ديگر تفاسير اهل سنت، نخست بر مسئله جايگاه زمانى شب قدر در ماه مبارك رمضان و سپس در قرار داشتن اين شب در دهه سوم اتفاق دارند و وجوه ديگر با وجود تعدد و كثرت سندى و اقبال به آنها، به لحاظ ضعف در برابر اين دسته روايات و تفاسير منقول، معتبر نباشند.
    بحث دوم: عموميت شب قدر

    از جمله مباحث ديگرى كه در خصوص شب قدر مطرح است، اختصاص و عموميت زمانى شب قدر به دوره‏اى خاص، يا جريان داشتن اين باب واسعه الهى در همه دورههاست. از موضوعاتى كه تقريباً اتفاق نظر در مورد آن به حد اجماع و تواتر رسيده است، عموميت داشتن شب قدر در همه دوره‏ها و زمانهاست؛ اما پاره‏اى احاديث و روايات منقول در اسناد روايى اهل سنت، كه گاه به آنها استدلال مى‏شود و بى طرفدار نيز نيستند، بر اين اعتقاد استوارند كه شب قدر مخصوص به دوره خاص حيات پيامبر بوده است و ديگر شب قدرى وجود ندارد. به بيان ديگر، اين شب، اختصاص به دوره‏اى خاص از زمان (دوران حيات پيامبر) داشته و قابل تكرار نيست.
    دسته‏اى ديگر از روايات كه در بين روايات شيعه نيز مشابه آن يافت مى‏شود، برعكس، نه تنها دايره عموميت شب قدر را از دوران پيامبر تا روزگار ما وسعت مى‏دهد، بلكه آن را به قبل از آن دوره نيز سرايت مى‏دهد و اين اعتقاد را كه شب قدر از ابتداى خلقت آدم وجود داشته و بابى وسيع از ابواب رحمت الهى بوده مسلم مى‏پندارد و بر آن ابرام مى‏ورزد.
    اكنون روايات مؤيد هر سه نظر را مرور مى‏كنيم.
    گفتيم آنچه مسلم است، وجود «شب قدر» به عنوان شبى متفاوت از ساير ليالى سال است؛ شبى كه اهميت آن براى همه مشخص و تأييد شده است. دسته‏اى از روايات، از جمله روايت منقول در «صحيح بخارى» و «فتح البارى» بر اين موضوع حكايت دارد كه »شب قدر از ميان رفته» و «شب مخصوصي بوده كه در زمان پيامبر وجود داشته است»(تفسير القاسمي،ج17ـ ص 217). روايت ديگرى نيز در «صحيح بخارى» از قول «عبادة بن صامت» نقل شده با اين مضمون كه «پيامبر تصميم داشتند ما را از شب قدر به طور دقيق آگاه كنند، اما در راه دو نفر را در حال نزاع ديدند و وقتى به جمع ما وارد شدند، فرمودند به دليل همين (نزاعها) شب قدر از ميان شما برداشته شد»(كتاب فضل ليلةالقدر ـ باب 32). البته عده‏اى اعتقاد دارند كه اين برداشتن، قطعى نيست و تنها آگاهى از ظرف زمانى شب قدر را از بين برده است.
    اما اين دسته از روايات با پاره‏اى از روايات و شروح ديگر در مورد اختصاصى بودن شب قدر در تضاد است. روايات دسته دوم نيز در جمع روايات اهل سنت ديده مى‏شود و حتى بر دسته اول به لحاظ تعداد و اهميت رجحان دارد. از جمله اين روايات،نقل «اباهريرة» است از قول «عبدالله بن مكانس» كه به «اباهريره» گفته بود:« گمان مى‏كنند شب قدر از بين رفته» و وى در پاسخ گفته بود: «دروغ است و در همه ماه‏هاى رمضانى كه در پيش روست، شب قدر قرار دارد»(درالمنثور،ج6ـ ص372).
    از «عبدالله بن عمر» نيز روايت است كه: «درباره شب قدر از پيامبر(ص) سؤال شد كه آيا هميشگى است يا اختصاص به زمان خاصى دارد؟(و) حضرت فرمود همه ماههاى رمضان داراى شب قدر است»(همان).
    از جمله روايات شيعه نيز در اين خصوص روايات «هشام بن حكم» از امام صادق(ع) است كه آن حضرت فرمودند: «شب قدر در تمام سالها موجود است» (وسايل الشيعه، ج10ـ ص 359).
    پس در مجموع در مى‏يابيم كه آنچه به طور اجماع مورد پذيرش است، اين است كه شب قدر اختصاص به دوره‏اى خاص از تاريخ يعنى زمان پيامبر نداشته و تاكنون ادامه دارد و تا ابد نيز چنين خواهد بود.
    پاره‏اى ديگر از روايات، بر ممتاز بودن امت محمد(ص) به اين امتياز و فقدان آن براى ساير امت‏هاى قبل از اسلام اشاره دارند و بر اين عقيده استوارند كه شب قدر امتيازي اختصاصي براى مسلمين است و در امتهاي گذشته سابقه نداشته است. به خصوص، در ميان روايات اهل سنت، اين نظر طرفداران بسيار دارد كه شب قدر وجهى اختصاصى براى امت اسلامى است در تعليل اين استناد نيز گفتهميشود چون پيامبر اعمال امت‏هاى پيشين را نگريست، دريافت اعمال صالح آنان به دليل عمر طولانىشان بسيار بيشتر از امت خودش است و بهمين دليل از خداوند خواست شب قدر را به مسلمانان اختصاص دهد تا اين كاستى جبران شود و آنها با داشتن اعمال نيك بيش از پيشينيان، ممتاز شوند(درالمنثور،ج6ـ ص371) و نيز روايات ديگرى از اين دست، كه اشاره به ممتاز بودن امت پيامبر به واسطه جعل شب قدر براى آنان دارند (همان).
    در كنار اين دسته روايات پرطرفدار، پاره‏اى روايات ديگر، اين موضوع را تاييد نميكنند و اين اختصاص و امتياز را به قبل نيز سرايت مى‏دهند. اگر چه تعداد اين دسته روايات بين اهل سنت كمتر است، اما در منابع شيعه روايات زيادى يافت مى‏شود كه ضمن آنها، شب قدر براى قبل از امت پيامبر نيز دانسته شده است.
    از اين دسته روايات، از جمله مى‏توان به روايت «درالمنثور» منقول از ابوذر اشاره كنيم كه از پيامبر پرسيد: «آيا شب قدرى كه در امت‏هاى پيشين بوده و براى امت تو هم هست تا ابد ادامه خواهد داشت» و پيامبر نيز فرمودند: «آرى» (و مخالفتى با بيان ابوذر نكردند).( همان، ص373). از روايات شيعه نيز روايت منقول از حضرت امام جواد را ميتوان ذكر كرد كه در ضمن حديثى مفصل فرمودند: »به خدا سوگند... امرى كه بر تمام انبياء تا حضرت محمد در شب قدر نازل مى‏شد، وصيت كردن بود و قرار دادن شخص به عنوان وصى» (اصول كافي، ج1ـ ص250).
    در جمع روايات سه گانه فوق، بايد گفت شب قدر با توجه به روايات و مستندات، از ديد شيعه اختصاص به قبل از پيامبر و بعد از آن تا امروز دارد و شايد فضيلت‏هاى آن در امت پيامبر ازدياد پيدا كرده و از ديد اهل سنت، شبى است اختصاصي براى امت پيامبر كه تا امروز نيز ادامه دارد و قبل از پيامبر نبوده و در واقع امتياز مسلمانان بر ساير امتهاست؛ اگر چه رواياتى اندك شمار نيز در منابع اهل سنت وجود دارد كه شب قدر را فقط مربوط به زمان پيامبر مى‏داند.
    بحث سوم: مسئله نزول قرآن در شب قدر

    به استناد سه آيه از قرآن كريم، شارحان و مفسران شيعه و سنى معتقدند قرآن كريم در شب قدر نازل شده است: نخست، آيه اول سوره «قدر» (انا انزلناه فى ليلة القدر)، و دوم، آيه سوم سوره «دخان» (انا انزلناه فى ليلة مباركة) و سوم، آيه 185 سوره «بقره» (شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن). اگر تواتر عالمان و مفسران در خصوص تأييد مرجع ضمير بودن قرآن در دو آيه اول هم نبود، بى ترديد آيه سوم اشاره به نزول قرآن در شب قدر در ماه رمضان داشت. اما جمع اين سه آيه، ترديدى باقى نمى‏گذارد كه نزول قرآن در شب قدر بوده است و يكباره صورت گرفته است.
    اما اختلاف نظر ناشى از موضوع، از آنجاست كه عالمان و مفسراني از اهل سنت، معتقدند ظرف مكانى نزول قرآن، «بيت المعمور» بوده در آسمان‏ها و قلب مبارك پيامبر نبوده و در ضمن شروع نزول قرآن نيز در اين شب بوده است. مفسران زيادى چون «رشيدرضا» در «المنار»، «سيد قطب» در «فى ظلال القرآن»، «جواهري طنطاوى» در«جواهر القرآن» و «المراغى» در تفسير خود، اعتقاد به آغاز نزول قرآن در شب قدر دارند (تفسيرالمراغي، ج25، ص119).
    نظر اول تاييد شده توسط اين دسته شارحان در مورد آغاز نزول در شب قدر، سخن درستى نيست؛ چون در مورد مسئله آغاز نزول در صبحگاه بيست و هفتم رجب و غار حرا اتفاق نظر كلى وجود دارد و غير از آن مورد پذيرش نمى‏تواند باشد؛ الا اينكه آغاز بعثت را غار حرا بدانيم و بيست و هفتم رجب و آغاز نزول قرآن را شب قدر در ماه رمضان، كه فرض درستى نيست.
    در خصوص نزول قرآن بر قلب پيامبر يا نزول بر «بيت المعمور» كه دومى قول مورد اتفاق اهل سنت است، نيز بايد گفت كه رواياتى از منابع اهل سنت كه در اين خصوص تاييد و تاكيد دارند، نمى‏توانند نافى روايات انزال قرآن بر سينه مبارك پيامبر باشند؛ چرا كه جايگاه، مرتبه و مكانت حضرت پيامبر از همه آسمانها و عوالم فراتر است و بيت المعمور در رتبه بالاترى از مكانت ايشان قرار ندارد كه امتيازى دانسته شود.
    علاوه بر اين، نزول دفعى و نزول تدريجى دو مقوله جداست. در نزول دفعى، نياز به نزول آيه آيه و قرائت و مرور آن نيست و روح و كليت قرآن نازل مى‏شود در نزول تدريجى به مناسبت‏ها و اسباب نزول مختلف آيات تناسب آن نازل، قرائت، حفظ و به ياد سپرده مى‏شود و شيوع مى‏يابد. اضافه مى‏كنيم كه آنچه ذات معصوم و حضرت كردگار در مى‏يابد نيز چيزى جز آن است كه ما درمى‏يابيم و بنابراين آنچه در ارتباط با بندگان مطرح است، نزول تدريجى است كه در آن شبهه‏اى نيست و در واقع نحوه، مكان و زمان نزول دفعى قرآن، تغييري در نزول تدريجى ايجاد نمى‏كند.
    اما روايات مربوطه. روايت «ابن عباس» كه در جمع اين موضوع مستند اهل سنت قرار گرفته، چنين است: »پس از نزول قرآن در شب قدر، فرشته وحى نزول تدريجى قرآن را از غار حرا آغاز كرد و به مرور زمان و در پاسخ به نيازمندى‏ها و سئوالات بندگان بر محمد فرود آورد». اين روايت با روايت ديگرى از »مقاتل« تكميل مى‏شود كه مى‏گويد: خداوند متعال قرآن را در شب قدر از لوح محفوظ بر فرشتگان امين وحى نازل فرمود و همه ساله خداى سبحان به اندازه يك سال تا سال آينده وحى را نازل مى‏فرمايد و جبرئيل آن را اندك اندك بر پيامبر فرود مى‏آورد« (مجمع البيان، ج10ـ ص 518).
    روايات متعدد ديگر نيز در اين خصوص ذكر شده است كه جمع آنها، در نهايت ما را به اين نتيجه ميرساند كه در مورد نزول كلي قرآن در شب قدر اختلاف نظر وجود ندارد و ظرف زماني آن در همين شب مبارك است؛ اگر چه در مورد جايگاه نزول نيز، حتي اگر به قول اهل سنت معتقد باشيم و نزول بر بيت المعمور را بپذيريم، باز با روايات و معتقدات شيعه در اين خصوص و در تاييد نزول بر سينه مبارك پيامبر در تنافي نخواهد بود.
    پي نوشت :

    1ـ سيوطي، جلال الدين: الدر المنثور، كتابخانه بزرگ آيتالله مرعشي نجفي، قم.
    2ـ رازي، امام فخر: تفسير الكبير، دفتر تبليغات اسلامي، قم.
    3ـ القاسمي، محمد جمالالدين: تفسير القاسمي، بيروت.
    4ـ المراغي، مصطفي: تفسير المراغي، داراحياءالتراث العربي،بيروت.
    5ـ ابن المفتاح، عبدالله: شرح الازهار، الحجاز، قاهره.
    6ـ طبرسي، امين الاسلام: مجمع البيان، اسلاميه، تهران.

    منبع:[برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    ارسال اين مقاله براي دوستان: * * آدرس پست الکترونيکي



    بین الطلوعین

  11. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. #15

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض شبهای قدر ظرف تقدیر وتحول

    شب قدر ؛ ظرف تقدير و تحول




    اقتدار زمان و مكان، در همه اديان ابتدايي و الهي، جايگاه ويژه اي دارد؛ براي زمان هاي خاص و مكان هاي ويژه «قدرت و نيروي خارق العاده اي» ترسيم مي شود.
    اسلام براي برخي از زمان ها چون شب به ويژه سحر و فجر، روز جمعه، ماه رمضان، و دهه نخست ذي الحجه و برخي از مكان ها چون مكه و خانه خدا، بيت المقدس، كوفه و كربلا و مدينه اقتدار خاص و ارزش ويژه اي قائل است.خداوند درباره بيت المقدس مي فرمايد: «مسجد اقصايي كه ما پيرامونش را مبارك گردانيديم و بركت داديم. (اسرا/1) و نيز مي فرمايد: «ما ابراهيم و لوط را نجات داديم به سوي سرزميني كه مبارك گردانيديم آن جا را براي جهانيان. (1) و درباره مكه مي فرمايد: «نخستين خانه اي كه براي مردم بنا نهاده شد، خانه اي است كه در مكه كه مبارك و هدايت براي جهانيان است.» (آل عمران/96)
    و درباره چيزهايي كه داراي اقتدار و بركت هستند مي فرمايد: شجره مبركه زيتونه (2)، درختي مبارك زيتوني، و درباره اقتدار «وادي ايمن» مي فرمايد: «از كناره وادي ايمن در مكان مباركي ندا داده شد.» (قصص/28)
    و درباره اقتدار زماني شب مي فرمايد: «ما قرآن را در شب مباركي فرو فرستاديم.» (دخان/3) و درباره اقتدار «فجر» مي فرمايد: «سوگند به زمان فجر» (3) و يا مي فرمايد: «به راستي قرآن خواندن هنگام فجر مشهود و آشكار است.» (4) و درباره اقتدار شب مي فرمايد: «برخاستن شب سنگين تر و گفتار در آن راستين تر است» (مزمل/9) چون در روز انسان در آرامش نيست و در كار است.
    درباره اقتدار شب قدر مي فرمايد: سلم هي حتي مطلع الفجر؛ سلام و صلح و آرامش تا دم صبح و هنگام فجر است (قدر/5)
    بنابراين قرآن نيز اقتدار زمان و مكان خاص را تأييد مي كند، چون انسان موجودي مادي و زمان مند و مكان مند است، مفهوم زمان و مكان خاص، امري بديهي خواهد بود. برپايه همين كرانه مندي انسان است كه برخي، يكي از عوامل مهم رشد و تكامل انسان را ظرف تحول آن دانسته اند. انساني كه در طبيعت پا نهاده، محدود به زمان و مكان و محصور به ظرف است. ظرف تحول نيز بايد مناسب با متحول شونده يعني انسان باشد. از اين رو، برخي از زمان ها و مكان ها براي انسان و تحول او بسيار مناسب و داراي اهميت خاص حياتي است.
    هرچند سخن از زمان و مكان درباره خدا كه موجودي غيرمادي و مجرد محض است، سخن باطل و نادرستي است ولي از آنجا كه خداوند با بندگان مادي اش درارتباط دائم از نوع پيوند فقري از سوي بنده و غناي ذاتي از سوي خداوند است؛ و از آنجايي كه يك سوي اين رابطه موجودي مادي و زمان مند و مكان مند است توجه به شرايط آن براي ارتباط درست لازم و ضروري است. از اين رو خداوند باتوجه به ويژگي هاي انساني، زمان و مكان خاصي را براي ارتباط محكم و استوارتر در نظر گرفته است. از آن جمله مي توان به زمان هاي نمازهاي روزانه، و ماه هاي رمضان و ذي الحجه و مانند آن اشاره كرد.
    يكي ديگر از زمان هاي اقتدار را مي توان ماه رمضان به ويژه شب قدر دانست. در قرآن به اين مساله توجه داده شده است و ما در جستجوي فهم آن نگاهي به مباحث قرآني شب قدر خواهيم داشت. خداوند مي فرمايد:
    إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (*)وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (*)لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (*)تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (*)سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (*)
    بي گمان ضمير در «انزلناه» به «قرآن» برمي گردد، و ظاهرش اين است كه همه قرآن را در شب قدر فرو فرستاده است نه بعضي از آيات آن را، وگرنه از لفظ «تنزيل» كه به معناي نزول تدريجي است، استفاده مي شد. علامه طباطبايي باتوجه به همين نكته و به عنوان تاييد برداشت خويش نه دليل بر آن مي فرمايد: مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده كه ظاهر در اعتبار يكپارچگي است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجي است. (5)
    خداوند در سوره دخان مي فرمايد: «سوگند به «كتاب مبين»، ما آن را در «شبي مبارك» نازل كرديم.» در اين جا خداوند به صراحت بيان مي دارد كه «همه كتاب» را در آن شب مبارك نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخست به «همه كتاب» سوگند خورده، سپس فرموده: «اين كتاب را به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و به صورت يكپارچه فرو فرستاديم.»
    برخي از مفسران از آن جمله علامه طباطبايي از اين رو ضمير را به قرآن بازمي گردانند كه آيات 2 و 3 سوره دخان «انزال الكتاب» را در آن شب مبارك مي دانند. اين نتيجه بر پايه نظريه دو نزولي بودن قرآن استوار است، به اين معنا كه قرآن يك بار به صورت كامل و يكپارچه در شب قدر - همان شب مبارك به تعبير سوره دخان- نازل شده و دفعه ديگر به صورت تدريج و در مدت 32 سال بر پيامبر نازل شده است.
    البته در كلام خدا آيه اي كه بيان كند، مراد از شب قدر، چه شبي بوده جز آيه 581 سوره بقره نيست كه مي فرمايد: شهر رمضان الذي انزل فيه القران، قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده است. از مجموعه دو آيه بقره و قدر، معلوم مي شود كه شب قدر يكي از شب هاي ماه رمضان است، اما اين كه كدام يك از شب هاي آن است در قرآن چيزي كه بر آن دلالت كند، نيامده است، تنها مي توان از اخبار و روايات در شناسايي شب مورد نظر بهره جست. روايات فراواني نيز درباره چگونگي نزول قرآن وارد شده كه همه آنها با صرف نظر از تفاوت هاي جزئي در يك معنا مشترك هستند و آن اين كه قرآن در شب قدر نازل شده است. در روايات شيعي آمده است كه قرآن يك بار به صورت دفعي و در شب قدر به بيت المعمور در آسمان چهارم و از آنجا به صورت تدريج به پيامبر (ص) نازل شده است. البته برخي از مفسران مراد از بيت المعمور را قلب شريف پيامبر(ص) دانسته اند، تفسير نخست بر مبناي كساني است كه براي قرآن دو نزول يكپارچه و تدريجي بر پيامبر قائل نيستند، از اين رو انزال دفعي را به بيت المعمور و تنزيل را به قلب پيامبر مي دانند و تفسير دوم بر مبناي كساني است كه براي قرآن دو نزول قائل شده اند.
    در روايات شيعي شب قدر را شب هاي دهه سوم ماه رمضان دانسته و گاه سه شب را به عنوان شب قدر احتمالي مطرح كرده فرموده اند: «در شب هاي نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم جستجويش كن.» (6)
    در همين معنا روايات زيادي است و در بعضي از اخبار ترديد ميان شب هاي بيست و يكم و بيست و سوم است، چنان كه از برخي ديگر استفاده مي شود كه شب قدر «خصوص شب بيست و سوم» است. (7)
    در رواياتي علت تعيين دقيق آن را تعظيم امر آن و بزرگداشت شب قدر دانسته شده است تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نكنند. (8)
    سبب نامگذاري

    خداوند در سوره قدر، شبي را كه قرآن در آن نازل شده است را «شب قدر» ناميده است، و به ظاهر مراد از آن تقدير و اندازه گيري است، چنان كه علامه طباطبايي اين وجه بيان را اختيار مي كند.(9)
    براي قدر، معاني ديگر نيز چون منزلت، ضيق، تنگي گفته اند، ولي چنان كه اشاره شد در سوره قدر، به همان معناي تقدير و اندازه گيري آمده است. شب قدر يعني شب تقدير و اندازه گيري، به اين معنا كه خداوند متعال حوادث يك سال از قبيل زندگي، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيزهاي ديگر را تا شب قدر سال ديگر مقدر مي سازد، آيه سوره دخان كه در وصف «شب قدر» است به اين معنا دلالت دارد، خداوند در اين سوره در بيان ارزش، اهميت و جايگاه شب قدر افزون بر نزول يكپارچه و كامل قرآن به يك امر دايمي و هميشگي اشاره مي كند و مي فرمايد:
    «در آن هر حادثه اي كه بايد واقع شود، خصوصياتش مشخص و محدود مي گردد، اين امري است خلف ناپذير، امري است از ناحيه ما كه اين ماييم فرستنده رحمتي از ناحيه پروردگارت.»
    از اين آيه استفاده مي شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن بر پيامبر گرامي (ص) و آن سالي كه قرآن در آن شبش به صورت انزالي و يكپارچه نازل شد، نيست، بلكه با تكرار سالها و گردش روزگار، آن شب نيز مكرر مي شود. پس در هر ماه رمضان از هر سال قمري شب قدر هست، كه در آن شب، امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيري و مقدر مي شود، چون هر چند مي توان پذيرفت- و بايد پذيرفت- كه قرآن در يكي از شب هاي قدر «چهارده قرن پيش» يكپارچه نازل گرديده باشد، اما نمي توان پذيرفت كه همه حوادث قرون گذشته و آينده در آن شب تعيين شده باشد، افزون بر اين، واژه «يفرق» به خاطر آن كه فعل مضارع است، استمرار را مي رساند. در سوره قدر نيز خداوند مي فرمايد: «شب قدر از هزار ماه بهتر است» و نيز مي فرمايد فرشتگان در آن شب نازل مي شوند، واژه «تنزل» نيز نشان بر دوام و استمرار و تكرار دارد، بنابراين، اين گونه نيست كه شب قدر تنها در طول دهر، يك شب بوده است كه در آن قرآن به صورت يكپارچه نازل شد و ديگر تكرار ندارد.
    پس حاصل آيات مورد بحث بطوري كه ملاحظه شد اين است كه شب قدر يكي از شب هاي ماه مبارك رمضان از هر سال است و در هر سال در آن شب احكام و استوار و ثابت مي شود، منظور از «احكام» از جهت اندازه گيري است، البته اين «احكام» موجب نمي شود كه چيزهايي كه در شب قدر مقدر مي شود در ظرف تحققش به طور ديگري تحقق يابد؛ چون كيفيت موجود شدن مقدر، امري است و دگرگوني در تقدير امر ديگري و مي تواند عواملي ديگر مقدر را دگرگون سازد، چنانكه حوادثي كه در لوح محفوظ معين شده است به مشيت الهي تغيير و دگرگون مي شود: در اين باره خداوند مي فرمايد: «خدا هرچه را كه از مقدرات بخواهد محو و هرچه را بخواهد اثبات مي كند و كتاب تغيير ناپذير نزد او است.»(رعد/39)
    افزون بر اين ،استحكام امور به حسب تحققش مراتبي دارد، بعضي ازامور شرايط تحققش موجود است و بعضي ها ناقص است و احتمال دارد كه در شب قدر بعضي ازمراتب احكام تقدير بشود و بعضي ديگر به وقت ديگر موكول گردد، اما آن چه از روايات برمي آيد با اين وجه سازگاري ندارد.
    بنابراين فرشتگان به همراه روح(10) از عالم امر است(11) در شب قدر به اذن و رخصت پروردگارشان نازل مي شوند تا هر امري را تدبير كنند و يا هر امر الهي را صادر نمايند.(12)
    از مجموعه آيات و روايات چنين استفاده مي شود كه شب قدر تا روز قيامت باقي است و همه ساله تكرار مي شود.(13) در آن شب هر حادثه اي كه بايد در طول سال واقع گردد، تقدير مي شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت و چه فرزندي كه قرار است متولد شود و يا مرگي كه بناست فرا رسد و يا رزقي كه قرار است تنگ يا وسيع گردد. پس آن چه در اين شب مقدر مي شود و قضايش رانده مي شود قضاي حتمي است ولي مشيت خداي تعالي در آن محفوظ است.(14)
    پي نوشت :

    1- انبياء، آيه 71
    2- نور ،آيه 35
    3- فجر، آيه 1
    4- اسرا، آيه 78
    5- الميزان ج 20، ص 378 و 560 البته در باره اختصاص انزال به نزول تدريجي، ميان قرآن پژوهان اختلاف نظر است مثلاً آيت الله معرفت معتقد است كه تعبير انا انزلناه في ليله القدر، نه به معناي نزول كل قرآن بلكه به معناي روز آغاز نزول قرآن، تفسير شده است.
    6 و 7 و 8- مجمع البيان، ج10، ص 519
    9- الميزان، ج20، ص 561
    10- روح غير از جبرئيل است چون جبرئيل از فرشتگان و روح، اعظم از فرشتگان است مگر نمي بيني خداي متعال مي فرمايد: تنزل الملائكه و الروح، يعني به قرينه مقابله، اين دو با هم متفاوت هستند. رك: نمونه: ج27، ص 184 و علامه مي افزايد: روح، موجودي مستقل و مخلوق آسماني و غير از فرشتگان است و در روايات آمده است روح، فرشته اي است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل.
    11 و 12- الميزان، ج20، ص563
    13- همان، ص566
    14- فروع كافي، ج4، ص157، ح6

    منبع: [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    بین الطلوعین

  13. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. #16

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض شبهای قدر تقریر سعادت انسانی

    شب قدر ؛ تقرير سعادت انساني




    علامه طباطبايي معتقد است كه خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال را تقدير ميكند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر ميگرداند. متن ذيل حاصل بخشي از آراي علامه طباطبايي در باب شب قدر در تفسير الميزان است.
    شب قدر يعني چه؟

    مراد از قدر، تقدير و اندازهگيري است و شب قدر شب اندازهگيري است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير ميكند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر ميگرداند.
    شب قدر كدام شب است؟

    در قرآن كريم آيهاي كه به صراحت بيان كند شب قدر چه شبي است ديده نميشود. ولي از جمعبندي چند آيه از قرآن كريم ميتوان فهميد كه شب قدر يكي از شبهاي ماه مبارك رمضان است. قرآن كريم از يك سو ميفرمايد: “انا انزلناه في ليله مباركه.”(دخان / 3) اين آيه گوياي اين مطلب است كه قرآن يكپارچه در يك شب مبارك نازل شده است و از سوي ديگر ميفرمايد: “شهررمضان الذي انزل فيه القرآن.”(بقره / 185) و گوياي اين است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است و در سوره قدر ميفرمايد: «انا انزلناه في ليله القدر.”(قدر/1) از مجموع اين آيات استفاده ميشود كه قرآن كريم در يك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اينكه كدام يك از شبهاي ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كريم چيزي بر آن دلالت ندارد و تنها از راه اخبار ميتوان آن شب را معين كرد.
    در بعضي از روايات منقول از ائمه اطهار عليهم السلام شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخي ديگر از آنها مردد بين شب بيست و يكم و بيست و سوم و در روايات ديگري متعين در شب بيست و سوم است. و عدم تعيين يك شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند. پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام شب قدر از شبهاي ماه رمضان و يكي از سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت به طور عجيبي با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند، ولي معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم ماه رمضان شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است. تكرار شب قدر در هر سال شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالي كه قرآن در آن نازل شد نيست، بلكه با تكرار سالها، آن شب نيز تكرار ميشود.
    يعني در هر ماه رمضان شب قدري است كه در آن شب امور سال آينده تقدير ميشود. دليل بر اين امر اين است كه اولاً: نزول قرآن بهطور يكپارچه در يكي از شبهاي قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولي تعيين حوادث تمامي قرون گذشته و آينده در آن شب بيمعني است. ثانياً: كلمه «يفرق» در آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم.”(دخان / 6) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را ميرساند و نيز كلمه «تنزل» درآيه كريمه «تنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر»(قدر / 4) به دليل مضارع بودنش دلالت بر استمرار دارد. ثالثاً: از ظاهر جمله “شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن.”(بقره / 185) چنين برميآيد كه مادامي كه ماه رمضان تكرار ميشود آن شب نيز تكرار ميشود. پس شب قدر منحصر در يك شب نيست، بلكه در هر سال در ماه رمضان تكرار ميشود.
    در اين خصوص در تفسير برهان از شيخ طوسي از ابوذر روايت شده كه گفت: به رسول خدا (ص) عرض كردم يا رسول الله، آيا شب قدر شبي است كه درعهد انبيا بوده و امر به آنان نازل ميشده و چون از دنيا ميرفتند نزول امر در آن شب تعطيل ميشده است؟ فرمود: “نه، بلكه شب قدر تا قيامت هست.” عظمت شب قدر را در سوره قدر ميخوانيم: «انا انزلناه في ليله القدر وما ادريك ما ليله القدر ليله القدر خير من الف شهر.” خداوند متعال براي بيان عظمت شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: «وما ادريك ما هي هي خير من الف شهر» يعني با اين كه ميتوانست در آيه دوم و سوم به جاي كلمه «ليله القدر» ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند و با آيه “ليله القدر خير من الف شهر» عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است، چه اينكه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند. احيا يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است. از امام صادق عليه السلام سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ (با اين كه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است.) حضرت فرمود: “عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد.”
    وقايع شب قدر

    الف- نزول قرآن.

    ظاهر آيه شريفه “انا انزلناه في ليله القدر» اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگي و دفعي بودن دارد نه تنزيل، كه ظاهر در نزول تدريجي است. قرآن كريم به دو گونه نازل شده است: 1- نزول يكباره در يك شب معين 2- نزول تدريجي در طول بيست و سه سال نبوت پيامبر اكرم (ص) آياتي چون «قرانا فرقناه لتقراه علي الناس علي مكث و نزلناه تنزيلا»(اسرا / 106) نزول تدريجي قرآن را بيان ميكند. در نزول دفعي (و يكپارچه)، قرآن كريم كه مركب از سورهها و آيات است يك دفعه نازل نشده است، بلكه بهصورت اجمال همه قرآن نازل شده است، چون آياتي كه درباره وقايع شخصي و حوادث جزئي نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصهاي دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتي درست در نميآيد، مگر اينكه زمان و مكانش و واقعهاي كه دربارهاش نازل شده رخ دهد. به طوري كه اگر از آن زمانها و مكانها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يك باره نازل شده، قهراً موارد آن آيات حذف ميشود و ديگر بر آنها تطبيق نميكنند، پس قرآن به همين هيئت كه هست دو بار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلي كه درآيه شريفه «كتاب احكمت اياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير.”(هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.
    ب- تقدير امور خداوند متعال در شب قدر.

    شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگي، وسعت يا تنگي روزي، سعادت و شقاوت، خير و شر، طاعت و معصيت و... تقدير ميكند. در آيه شريفه «انا انزلناه في ليله القدر»(قدر / 1) كلمه «قدر» دلالت بر تقدير و اندازهگيري دارد و آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم.”(دخان / 6) كه در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدير دلالت ميكند. چون كلمه «فرق» به معناي جداسازي و مشخصكردن دو چيز از يكديگر است و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعهاي كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازهگيري مشخص سازند. امور به حسب قضاي الهي داراي دو مرحلهاند؛ يكي اجمال و ابهام و ديگري تفصيل و شب قدر به طوري كه از آيه «فيها يفرق كل امر حكيم» برميآيد شبي است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون ميآيند.
    ج- نزول ملائكه و روح

    بر اساس آيه شريفه “تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ”(قدر / 4) ملائكه و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل ميشوند. مراد از روح، آن روحي است كه از عالم امر است و خداي متعال دربارهاش فرموده است “قل الروح من امر ربي.”(اسراء / 85) در اين كه مراد از امر چيست؟ بحثهاي مفصلي در تفسير شريف الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث به دو روايت در مورد نزول ملائكه و اين كه روح چيست بسنده ميشود؛
    1- پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: وقتي شب قدر ميشود ملائكهاي كه ساكن در «سدره المنتهي» هستند و جبرئيل يكي از ايشان است نازل ميشوند، در حالي كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچمهايي را به همراه دارند. يك پرچم بالاي قبر من و يكي بر بالاي بيتالمقدس و پرچمي در مسجدالحرام و پرچمي بر طورسينا نصب ميكنند و هيچ مومن و مومنهاي در اين نقاط نميماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام ميكند، مگر كسي كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.
    2- از امام صادق عليه السلام در مورد روح سوال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكه است و روح از آن سنخ نيست. مگر نميبيني خداي تعالي فرموده: «تنزل الملئكه والروح» پس معلوم ميشود روح غير از ملائكه است.
    د- سلام و امنيت قرآن كريم.

    در بيان اين ويژگي شب قدر ميفرمايد: « سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ”(قدر / 5) كلمه سلام و سلامت به معناي عاري بودن از آفات ظاهري و باطني است و جمله « سَلامٌ هِيَ » اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهي تعلق گرفته است به اينكه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوي او روي ميآورند و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا كه عذابي جديد نفرستد و لازمه اين معنا اين است كه در اين شب كيد شيطانها هم موثر واقع نشود. چنانكه در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است. البته بعضي از مفسرين گفتهاند: مراد از كلمه «سلام» اين است كه در شب قدر ملائكه از هر مومن مشغول به عبادت بگذرند، سلام ميدهند.
    منبع:[برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    بین الطلوعین

  15. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #17

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض امام و شب قدر

    امام و شب قدر
    نويسنده: حسين نجيب محمّد
    مترجم: ابوذر ياسري




    آن شب قدر است كه در آن گروههاي به حج رونده، طاعات يا معاصي، با زندگاني يا ممات نوشته ميشود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را ميخواهد واقع ميكند، سپس آنها را به صاحب زمين القا مينمايد.
    ابن حارث به آن حضرت(علیه السّلام) عرض كرد: صاحب زمين كيست؟
    از شب قدر به عنوان محكمترين دليل بر وجود حجت خدا بعد از حجت ديگر و استمرار امامت تا روز قيامت ياد شده است، از اين رو، امامان(علیهم السّلام)، شيعيان را به احتجاج و استدلال به آن در برابر اهل سنت راهنمايي كردهاند. از حضرت امام باقر(علیه السّلام) روايت شده است:
    اي شيعيان، به وسيلة سورة «إنا انزلناه» احتجاج كنيد تا پيروز شويد. به خدا سوگند، كه آن (سوره) حجّت خدا بر آفريدگان، بعد از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بوده، مهتر و سرور دينتان، و غايت علم ماست. اي جماعت شيعيان، به وسيلة «حم و الكتاب المبين إنّا أنزلناه في ليلة مباركة إنّا كنّا منذرين» احتجاج كنيد كه مقصود از آن، به ويژه صاحبان امر ـ ائمه(علیهم السّلام) ـ بعد از رسول خدايند.1
    امام صادق(علیه السّلام) نيز در روايتي بلند از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، به نقل از خداوند تبارك و تعالي ميفرمايند:«انا انزلناه» را بخوان، در حقيقت آن نسبت تو و نسبت اهل بيتت تا روز قيامت است. 2
    استدلال به شب قدر، منوط به اثبات دو امر است: اولاً، اينكه شب قدر بعد از وفات رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) تا روز قيامت باقي است و اين مطلب مورد اجماع فريقين ـ شيعه و سني ـ است و از همين رو ميبينيم كه بندگان خدا براي درك آن شب در هرسال ميكوشند. دلايل اين امر عبارتند از: 1. وجود صيغة مضارع كه بر نزول و فرو فرستادن مستمر و مكرّر، در هر ماه رمضان دلالت ميكند.
    2. كلام خداي متعال كه:
    شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
    و نفرموده كه آن از هزار ماه «بهتر بود» بلكه ميفرمايد: «بهتر است».
    3. كلام خداي متعال كه:
    در آن شب فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براي هر كاري [كه مقدّر شده است] فرود آيند.
    نزول قرآن را با صيغة ماضي بيان نفرموده كه فقط بر يك بار نزول دلالت كند، بلكه از فرود آمدن ملائكه با صيغة مضارع تعبير كرده كه دلالت بر نزول مستمرّ آن دارد.
    4. وجود رواياتي كه بر بقا و استمرار شب قدر دلالت دارند. از جمله روايت ابوذر كه ميگويد: به پيامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) عرضه داشتم: اي رسول خدا، آيا شب قدر مخصوص زمان پيامبران است كه [كتب آسماني] در آن شب نازل ميشوند و پس از آنكه ايشان از دنيا رفتند، برداشته ميشود؟
    آن حضرت(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: خير، بلكه آن تا روز قيامت وجود دارد».3
    امام صادق(علیه السّلام) ميفرمايند: «چنانچه شب قدر برداشته شود، قرآن برداشته ميشود».4
    ثانياً، ميدانيم كه ملائكه امر خداوند را به همراه خود فرود ميآورند، حال سؤال اين است كه ملائكه بر چه كسي فرود ميآيند؟
    آيا فرود ميآيند، اما نه بر فرد؟ يا آنكه بر پادشاهان و سلاطين، يا بر ساير مردم؟
    بنابراين ملائكه بر قلب انسان ـ نه فقط بر زمين ـ فرود ميآيند. در اينجا همچنين سؤال ميكنيم: آن كدام قلب است كه اوامر خداوند را كه به وسيلة ملائكه و روح فرود آمده پذيرا ميشود؟
    پاسخ: ملائكه و روح، امر الهي را بر قلب وليالله و حجت او در زمين فرود ميآورند، زيرا تنها آن قلب شايستگي و توانايي نزول اوامر الهي را داراست. اين ولايت در عصر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در آن حضرت متجلّي بود و همة مسلمانان متّفقاند كه آن حضرت(صلّی الله علیه و آله و سلّم) محور ليلة القدر در زمان حيات خود بودند.
    حال كه اين مطلب پذيرفته شد، به دومين نتيجه ميرسيم كه:
    استمرار شب قدر در هر سال، و استمرار نزول همة امور به وسيلة ملائكه، بعد از رحلت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، وجود جانشين و خليفة آن حضرت(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را، به منظور ايفاي همان نقش در شب قدر، اثبات مينمايد. از همينرو از اميرمؤمنان حضرت علي(علیه السّلام) روايت شده كه به ابن عباس فرمودند:
    به حقيقت، شب قدر در هر سال وجود ارد، در آن شب امر همة سال نازل ميشود، و آن امر، بعد از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) صاحباني دارد.
    ابن عباس عرض كرد: آنان كيستند؟
    امام(علیه السّلام) فرمودند: من و يازده [فرزند] از صُلبم.5
    و حضرت امام باقر(علیه السّلام) ميفرمايند:
    هر كس به شب قدر، بر خلاف نظر و رأي ما ايمان داشته باشد، صادق نيست جز آنكه بگويد آن (شب قدر) از آن ما (اهل بيت(علیهم السّلام)) است، و هر كس چنين نگويد به حقيقت تكذيب كننده است. خداي عزّ و جلّ بزرگتر از آن است كه امر را به همراه روح و ملائكه بر كافر فاسق نازل نمايد، پس اگر بگويد كه، او آن را بر خليفهاي [غير از ما] نازل ميكند، اين سخن باطل است و اگر بگويند كه آن را بر هيچ كس نازل نميكند، ممكن نيست كه چيزي نازل شده اما بر هيچ چيز فرود نيايد. و اگر بگويند ـ كه خواهند گفت ـ
    [اساساً] نازل شدني واقع نشده، در گمراهي عميق و آشكاري فرو رفتهاند.6
    امير مؤمنان(علیه السّلام) در بياني بلند، پس از ذكر حجج الهي، در پاسخ به سؤال كنندهاي كه پرسيد:
    اين حجّتها كيستند؟، فرمودند:
    آنان عبارتند از: رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و جانشينان برگزيدة آن حضرت(صلّی الله علیه و آله و سلّم)؛ با كساني كه خداوند ايشان را همراه و قرين خود و رسولش ساخت و بندگان را به طاعتشان فرا خواند، چنانكه از آنان بر خويش پيمان گرفت. ايشان صاحبان امر و كساني هستند كه خداوند دربارةشان فرمود: « أطيعوالله و أطيعوا الرسول و اُوليالأمر منكم؛7 [اي كساني كه ايمان آوردهايد] خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياي امر خود را نيز اطاعت كنيد».
    و فرمود: «و لو ردّوه إلي الرسول و إلي اُوليالأمر منهم لعلمه الّذين يستنبطونه منهم8؛ [و چون خبري حاكي از ايمني يا وحشت به آنان برسد] و اگر آن را به پيامبر و اولياي امر خود ارجاع كنند، قطعاً از ميان آنان كسانياند كه [ميتوانند درست و نادرست] آن را دريابند».
    شخص سؤال كننده عرض كرد: آن امر چيست؟ امام(علیه السّلام) فرمودند: همان كه ملائكه در شبي كه همة امور(خداوند) حكيم، از قبيل: روزي، طول عمر، اعمال، زندگاني، مرگ، علم غيب آسمانها و زمين، و معجزاتي كه جز براي خداوند، برگزيدگان و فرستادگان او در بين آفريدگانش امكانپذير نيست، فرو ميفرستند. آنان روي خدايند؛ كه فرمود: « فأينما تولّوا فثمّ وجه الله؛9 پس به هر سو رو كنيد آنجا روي خداست. (از جملة) [آنان بقيتالله]، يعني حضرت مهدي(علیه السّلام) است كه هنگام پايان [روزگار] اين [دنيا] ميآيد و زمين را از قسط و عدل لبريز مينمايد، همان طور كه از ظلم و ستم مملو شده باشد. و از نشانههاي او غيبت و كتمان در وقت فراگير شدن طغيان و فرا رسيدن انتقام است.
    و اگر مورد خطاب اين امر در كلام خداوند، منحصراً پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و نه غير ايشان بود، ميبايست به وسيلة فعل ماضي دالّ بر عمل غير دائمي بيان ميشد، نه به صورت مستقبل، يعني ميفرمود: «نزلت الملائكة؛ ملائكه نازل شدند». و «فرق كلّ امرٍ حكيمٍ؛ هر كاري، [به نحو] استوار فيصله يافت» و نميفرمود:
    « لا تنزّل الملائكة؛ ملائكه نازل ميشوند» و «يفرق كلّ امرٍ حكيمٍ؛ هر كاري [به نحو] استوار فيصله مييابد».10
    از وجود ارتباط ميان امامت و شب قدر، اين نتايج به دست ميآيد:
    1. وجود حجت خدا در هر عصر؛ علامه مجلسي(ره) در اين باره ميگويد: «محتواي سورههاي دخان و قدر بر اين امر دلالت دارد كه حُكم نازل شده از نزد خداوند سبحان، در شب قدر، حكم يقيني، حتمي و واقعي است، و ناگزير از وجود فردي آگاه و عالم نسبت به آن حكم هستيم، زيرا در غير اين صورت، فايدهاي بر فرو فرستادن آن حكم، مترتّب نيست. عالم به آن حكم، شخصي غير از امام معصوم(علیه السّلام) تأييد شده از جانب خداوند سبحان نيست. بنابراين، وجود امام واجبالاطاعه، عالم به همة امور دين در هر زماني، تا هنگامي كه تكليف شرعي باقي است، لازم و ضروري است».11
    2. شمول ولايت ائمه(علیهم السّلام) بر همة مخلوقات؛ زيرا ايشان جايگاه نزول اوامر الهي مربوط به زندگاني بشر توسط ملائكهاند. به بيان ديگر، اوامر خداوند بر صاحبان امر ـ بعد از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل ميشود.12
    از حضرت امام باقر(علیه السّلام) در بارة اين كلام خداي تعالي كه: «فيها يفرق كلّ أمرٍ حكيمٍ» روايت شده است كه:
    هر آينه، در شب قدر تفسير امور هر سال بر وليّ خدا نازل ميشود؛ بخشي از آن امور مربوط به امور شخصي وي، و بخش ديگر مربوط به امور مردم است.13
    همچنين حضرت امام صادق(علیه السّلام) ميفرمايند:
    آن شب قدر است كه در آن گروههاي به حج رونده، طاعات يا معاصي، با زندگاني يا ممات نوشته ميشود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را ميخواهد واقع ميكند، سپس آنها را به صاحب زمين القا مينمايد.
    ابن حارث به آن حضرت(علیه السّلام) عرض كرد: صاحب زمين كيست؟
    امام(علیه السّلام) فرمودند: صاحب شما».14
    3. علم امامان(علیهم السّلام) از جانب خدا افاضه ميشود؛
    ابابصير نقل ميكند، كه از امام صادق(علیه السّلام) شنيدم كه فرمودند: «اگر بر [علم] ما افزوده نشود، به افول ميرويم».عرض كردم: فدايتان شوم، آيا از آنچه نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نيست هم بر علم شما افزوده ميشود؟
    امام(علیه السّلام) فرمودند: «اگر چنين باشد، [ابتدا] پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آورده و از آن آگاه ميشود، سپس حضرت علي(علیه السّلام)، و سپس يكي پس از ديگري، تا آنكه به صاحب اين امر برسد».15
    سليمان ديلمي ميگويد، به حضرت صادق(علیه السّلام) عرض كردم: بارها از شما شنيدهام كه فرموديد: «اگر بر [علم] ما افزوده نشود به افول ميرويم». امام(علیه السّلام) فرمودند: «احكام حلال و حرام را خداوند در كاملترين صورت آن بر پيامبر خود(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل فرمود و امام بر حلال و حرام، چيزي نميافزايد».
    عرض كردم: پس منظور از آن زيادي چيست؟ فرمودند: «در چيزهاي ديگر، غير از حلال و حرام».
    عرض كردم: آيا چيزي بر شما افزوده ميشود كه از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پوشيده بوده و از آن حضرت آگاه نبوده است؟ فرمودند: «خير، علم فقط از نزد خداي متعال خارج ميشود، پس فرشتهاي آن را به سوي رسولخدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) برده، ميگويد: اي محمّد، پروردگارت تو را به چنين و چنان فرمان ميدهد، آنگاه آن حضرت(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ميفرمايند: آن را به سوي علي ببر، و آن را به علي(علیه السّلام) ميرساند. آنگاه حضرت علي(علیه السّلام) ميفرمايند: آن را به سوي حسن ببر. و همچنان به سوي [امامان(علیهم السّلام)] يكي بعد از ديگري ميرود تا به ما ميرسد. محال است كه يكي از ائمه(علیهم السّلام) چيزي را بداند كه رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و امامان قبل از او آن را ندانند».16
    4. ولايت امامان(علیهم السّلام) در شب قدر مقدّر ميشود؛ اميرمؤمنان(علیه السّلام) دراينباره به نقل از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ميفرمايند:
    «اي علي، آيا معناي ليلةالقدر را ميداني؟ گفتم: خير، اي رسولخدا، فرمودند: به حقيقت خداوند، در آن همة آنچه تا روز قيامت واقع خواهد شد را تقدير مينمايد، و از جمله آنچه مقدّر ميشود، ولايت تو و ولايت امامان(علیهم السّلام) از فرزندانت تا روز قيامت است».17
    همچنين امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: «آن شبي است كه آسمانها و زمين و ولايت اميرالمؤمنين در آن مقدّر شد»18.
    5. همانطور كه بيشتر مردم از قدر و منزلت شب قدر ناآگاهاند، و از شناخت آن باز داشته شدهاند؛ همين طور آنان از شناخت و معرفت يافتن نسبت به اهل بيت(علیهم السّلام) نيز باز داشته شدهاند، و جز خداوند متعال كسي آنان را به حقيقت معرفتشان نشناخته است. مردم تنها بخشي ناچيز از ظاهر ايشان را ميشناسند.
    روايت حضرت امام باقر(علیه السّلام) نيز به همين مطلب اشاره ميكند كه فرمودند:
    در حقيقت فاطمه(سلام الله علیها) ، همان ليلةالقدر است. هر كس فاطمه را به حقيقت معرفتش بشناسد، به تحقيق شب قدر را درك كرده است. همانا آن حضرت(سلام الله علیها) فاطمه ناميده شد، زيرا خلايق از معرفتش باز داشته شدهاند. نبوت هيچ پيامبري كامل نشد، تا آنكه به فضيلت و محبّت آن حضرت اقرار نمود. او صديقة بزرگ است و اعصار نخستين بر مدار معرفت و شناخت او چرخيده است.19
    پي نوشت :

    1. تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 635.
    2. همان.
    3. همان، ص 620.
    4. همان، ص 621.
    5. همان، ص 619.
    6. همان، ص 638.
    7. سورة نساء (4)، آية 59.
    8. سورة نساء (4)، آية 83.
    9. سورة بقره (2)، آية 115.
    10. تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 626.
    11. مرآة العقول، ج 3، ص 79.
    12. جهت آگاهي دربارة «ولا\ الامر = صاحبان امر» به موضوع «ولايت» مراجعه كنيد.
    13. تفسير نورالثقلين، ج4، ص 622.
    14. همان، ص 625.
    15. اهل البيت، ص 231.
    16. همان.
    17. همان، ص 629.
    18. همان، ص 617.
    19.علوي، فاطمةالزهراء(سلام الله علیها) ليلةالقدر، ص 7.

    منبع:[برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    بین الطلوعین

  17. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. #18

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض چکامه برای شب قدر

    چكامهاي براي شب قدر
    نويسنده: عليرضا همتي




    شبها همه در شب پيوسته و خيمهزده بود! شب چنان به اعماق تاريكي فرو رفته كه گويي هيچگاه بالا نميآيد! غرق در تاريكي و ظلمت بود، چنانكه از ابتداي عالم چيزي جز تاريكي، سياهي و ظلمت نبوده است! شبها همه در شب خيمه زده بود! و سياهي و تاريكي همه جا را فرا گرفته بود! هر تاريكي و هر سياهي از سرچشمههاي شبي سياهتر و ظلمانيتر از خود است كه سيراب ميشود!
    تاريخ و شبزدگان آن ساكت وامانده و دور شده از نور و روشنايي، آرام، نوميد، هراسان و سراسيمه در اين سياهي همهگير يا به خواب و يا به پرسهزنيهاي بيهدف و بيحاصل و عفنآلوده در اين قبرستان ويران و به خواب رفته مشغول!! زندگيها، سالها و ماههاي تهي و بيمعني و پوچ! سالها و ماههايي كه آفرينشي و خلقتي ندارند! پيام و تفكر تازهاي ندارند! تنها درگذرند! چون رهگذري تنها و بيكس! و بعد از پا افتاده! فرسوده و ناتوان! و آنگاه مرگ كه او را فرا ميگيرد!
    قرنهاست كه شبها و سياهيها ديگر بعدي و ساحتي ندارند! همه تختاند، مسطحند و همه يكسانند! گويي كه از سقف آسمان به زير آمدهاند و بر بستر ناجور و ناهموار زمين چسبيدهاند و زمين را و زمان را و تاريخ را و انسان را چنان به سياهي و بندگي كشاندهاند كه هيچكس را و هيچ چيز را نميتوان باز شناخت!!! حتي كلمات نيز زلالي و صداقت و شفافيت و برندگي و فرقان خود را از دست داده و دست ياري رساني و كمكدهي به اين سياهيها و ظلماتها سپرده و الواح و تصاويري را كه روايتگر زمان و انسان و تاريخاند شسته و محو نموده است!
    شبها همه در شب بود!! هر شبي و هر تاريكياي، گوري و گودالي براي تاريكيها و سياهيهاي پيش از خود! گور در گور و سياهي در سياهي! و ظلمت در ظلمت! گور در گور و سياهي در سياهي! و ظلمت در ظلمت! گور در گور و سياهي در سياهي! و ظلمت در ظلمت !
    اشباح در گور خفتهاي كه هرازگاهي با شنيدن گامهايي و يا ضربههاي كوبنده باراني و بادي اميد و روزنه تازهاي به روشنايي و رهايي در دلشان زنده ميشد!
    و تاريخ در گوشهاي چمباتمه زده بود و از دور مينگريست! زيرلب لبخندي تلخ و دردناك داشت! گويي با لبانش ميگريست! ميگريست! ميگريست! م... به سرنوشت انسان! به غربت و تنهايي او! شبها همه در شب بود! شبهايي كوچكتر و كوتاهتر در كالبد و دل شبي بزرگتر و طولانيتر! شبي برتر از هزار شب! شبهايي غريب! خيمهزده و دور افتاده از اين شب!
    شبي كه خداوند زيباترين و عاشقانهترين غزلهايش را، پرجاذبهترين و جادوييترين كلماتش را بر انسان فرو ميبارد! غزلها و كلماتي كه نزولشان ديوارها، غرفهها و شبستانهاي به شب پناه برده را فرو ميريزند! و فرشتگان با صداي ريزش باران رحمتالهي زيباترين و دلكشترين سرودهايشان را در ستايش اين شب سر ميدهند!
    اكنون شب قدر است!! شب ارزشها! شب سرنوشت و تقدير انساني نو! شب باريدن حكمت از آسمان! شب فرود آمدن آيات خداوندي! شبي كه معشوق خود شخصا دستاندركار تحول و دگرگوني است! شبي كه خداوند تمامي نعمات! تمامي نبوغ! تمامي آفرينندگي و آفرينشگري خويش را بر تمامي بندگان صالح و مومنش فرو ميريزد! شب بازانديشي كتاب آسماني! شب آشتي دادن عمل و انديشه! شبي كه سرنوشت انسان تنها به دستان خودش مشخص و معين ميگردد! شب خوردن ميوه ممنوع! شب پوست انداختن انسان و هستي! شب تغيير جهت از لجن به روح الهي! و آغاز فردايي كه تاريخي نو را بنياد ميكند!
    شبهايي كه يكبار ديگر روح خداوندي در كالبد مرده و بيجان و فرسوده انسان و تاريخ و ملت و نسلي دميده ميشود!
    شبي كه از هزاران سال و ماه برتر و والاتر است! شب به هوش آمدن و چشم گشودن! شب بيداري! گويي كه يكي از خفتگان افسوس بوده است! آزاد از هرآنچه ناماندي است! از هرچه سنگ است!
    شبي كه هم عمقش و هم زيبايياش نسبت به شبهاي ديگر عميقتر و زيباتر است! شبي كه اين دو توامان با يكديگر و دستدردست هم به رجزخواني ميپردازند! رجزخوان سپيده دمي كه از پس اين شب خواهد آمد!! آه! چه نگاه حقيرانهاي!نه! اينان نيستند كه رجز ميخوانند! خداوند است كه رجز ميخواند و حريف ميطلبد! نه حريقي براي قدرتنمايي و جنگاوري و نبرد كه براي عشق! محبت! دوست داشتن! ايمان و ايثار!
    ناگهان زلزلهاي در سراپاي ملكوت افتاد و آنگه صوراسرافيل را در قبرستان حيات ظلمت گرفته ميشنوي، گورها خواهند شكافت و مردگان از چالهها و گودالهاي تاريك و سياه خويش بيرون خواهند آمد و روحهاي آواره، خسته و سرگرداني كه سالها خود گم كرده و از خويشتن و از كالبد انساني و الهي خود جدا افتاده و يتيم و تنها شدهاند! خود را خواهند يافت!
    فرشتگان و باران رحمت بر سرشان باريدن خواهد گرفت! و جبرائيل به سراغ تكتكشان خواهد رفت و بدانان نويدي! پيامي و جاني تازهخواهد بخشيد! و آغاز حياتي تازه و نويني را پس از آن خواب و مرگ سياه و طولاني نويدشان خواهد داد!
    در آن شب ديوارهاي هستي با نزول و بارش باران فرو خواهند ريخت! آن شب سكوت و سكون مفهوم خويش را از دست خواهد داد! هر چه هست ضربه است! هرچه هست فرياد است!
    در آن حال صداي فرو ريختن ديوارهاي وجودت را نيز به خوبي خواهي شنيد! و آنچه را كه تا به آن ساعت جمع كردهاي! هر آنچه را كه به كار نميآمده و نميآيد! هر آنچه را كه تو را به او (خداوند) وصل نميكند! با حضور جبرئيل كه حامل پيام خداوندي است فرو خواهد ريخت! خواهد شكست! تكهتكه خواهد شد! و بعد به ناگاه و بيدرنگ همهجا و همه چيز را آرامشي لطيف و پرشكوه فرا خواهد گرفت! هستي در چشمان تو زلال خواهد شد! و به چشم دل اين زلالي و پاكي را به وضوح خواهي ديد! كه نه! حتي در آن لحظه و در آن حال با چشمسر نيز ميتواني ببيني!
    منبع: [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]


    بین الطلوعین

  19. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  20. #19

    مدیر تالار

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    غریب آباد
    نام واقعی
    یاسر
    شماره عضویت
    12020
    میانگین پست در روز
    1.50
    علایق
    دانش (مذهبی و علمی)،خدا،ائمه اطهار(ع)
    شغل و حرفه
    کمک به خلق الله
    گوشی موبایل
    Nokia 6300
    تیم ورزشی
    فجر شهید سپاسی
    نوشته ها
    2,597
    امتیازات
    48,566
    درجه
    53
    تشکر
    4,002
    تشکر شده 4,908 بار در 1,905 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 514 تاپیک
    نوشته های وبلاگ
    3
    امتیازها: 48,566, سطح: 53
    تمام شدن سطح: 85%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 284
    فعالیت کل: 26.0%
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیدوستای قدیمینباشن جاشون خالیهدیپلم افتخار به پاس کمک به کاربرانکاربر خونگرم
    این روز ها
    اعتقاداتمان هم
    حزب باد شده اند
     


    P30Parsi

    پیش فرض شب قدر از نظر مقام معظم رهبری

    شب قدر از منظر مقام معظم رهبری

    ما معتقدیم (و این جزء بدیهیات اسلام، بلکه بدیهیات همه ادیان است) که انسان، فقط در سایه ارتباط و اتصال با حق تعالی است که میتواند به تکامل و تعالی دست پیدا کند. البته فرصت ماه رمضان، یک فرصت استثنایی است. این، چیز کمی نیست که خدای متعال در قرآن بفرماید: “لیلهالقدر خیر من الف شهر”. یک شب، از هزار ماه بهتر و با فضیلتتر و در پیشرفت انسان موثرتر، در ماه رمضان است. این، چیز کمی نیست که رسول اکرم (صلیا...علیهوآله) این ماه را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آنجا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بیبهره خواهند ماند و واقعا این محرومیت به معنای حقیقی است. “ان الشقی من حرم غفرانا... فی هذا الشهر العظیم”. محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.(1)
    لیلهالقدر شب ولایت است

    لیله`القدر، شب ولایت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بیت(علیهمالسلام) است.
    لیلهالقدری که در این ماه رمضان است و قرآن صریحا میفرماید: “ لیلهالقدر خیر من الف شهر”؛ یک شب، بهتر است از هزار سی روز (هزار ماه)، بسیار مهم است. چرا این قدر فضیلت را به یک شب دادند؟ زیرا برکات الهی در این شب زیاد است؛ نزول ملائکه در این شب زیاد است؛ این شب، سلام است؛ “سلام هی حتی مطلعالفجر”؛ از اول تا آخر این شب، لحظاتش سلام الهی است.” “سلام قولا من رب رحیم.” رحمت و فضل الهی است که بر بندگان خدا نازل میشود. هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره مبارکه قدر هم، سوره ولایت است. شب قدر، خیلی ارزش دارد. همه ماه رمضان، شبها و روزهایش ارزش والا دارد؛ البته لیلهالقدر نسبت به روزها و شبهای ماه رمضان، خیلی فاخرتر است؛ اما شبها و روزهای ماه رمضان، نسبت به روزها و شبهای بقیه سال، خیلی فاخرتر است. باید قدر بدانید. در این روزها و در این شبها، همه بر سر سفرهانعام الهی حاضرید. استفاده کنید.(2)
    در ماه رمضان... (در همه روزها و شبها) دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدس لیله`القدر آماده شوید؛ که “لیلهالقدر خیر من الف شهر؛ تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.” شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متصل میکنند؛ دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منور میکنند. شب سلم و سلامت معنوی (سلام هی حتی مطلع الفجر) شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادی و بیماریهای عمومی و اجتماعی؛ که امروز متاسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر بشوید.(3)
    شب قدر، شب سلامت از بیماریهاست

    شب قدر، شب شفای بیماریهای اخلاقی، معنوی، مادی و بیماریهای عمومی و اجتماعی است که امروز متاسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است!
    امروز که خدای متعال اجازه داده است که شما زاری، تضرع و گریه کنید، دست ارادت به سوی او دراز کنید، اظهار محبت کنید، اشک صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشمهای خودتان جاری کنید. این فرصت را مغتنم بشمارید؛ والا روزی هست که خدای متعال به مجرمین بفرماید: “ لاتجروا الیوم”، بروید، زاری و تضرع نکنید، فایدهای ندارد “انکم منا لاتنصرون”. این فرصت، فرصت زندگی و حیات است که برای بازگشت به خدا در اختیار من و شماست؛ و بهترین فرصتها ایامی از سال است که از جمله آنها ماه مبارک رمضان است و در میان ماه مبارک رمضان، شب قدر! شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتی که مرحوم محدث قمی نقل میکند، سوال کردند که کدام یک از این سه شب (یا آن دو شب بیستویکم و بیستوسوم) شب قدر است؛ در جواب فرمودند:
    چهقدر آسان است که انسان، دو شب (یا سه شب) را ملاحظه شب قدر بکند؛ چه اهمیتدارد بین سه شب مردد باشد، مگر سه شب چهقدر است؟ کسانی بودهاند که همه ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب میآوردند و اعمال شبقدر را انجام میدادند! (4)
    یک جمله کوتاه در باب اهمیت لیلهالقدر عرض کنم؛ علاوه بر اینکه از جمله قرآنی “لیلهالقدر خیر من الف شهر” میشود فهمید که از نظر ارزشیابی و تقویم الهی، یک شب برابر هزار ماه است، در دعایی که این روزها میخوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذکر میکند: یکی تفضیل و تعظیم روزها و شبهای این ماه است بر روزها و شبهای ماههای دیگر؛ یکی وجوب روزه در این ماه است؛ یکی نزول قرآن در این ماه است و یکی هم وجود لیله القدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلهالقدر را عدل نزول قرآن در ارزشدادن به ماه رمضان مشاهده میکنیم. بنابراین قدر لیلهالقدر را باید دانست؛ ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که انشاءالله قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آنچنان که شایسته مردم مومن و عزیز ماست، رقم بزند.(5)
    منابع:
    1. مقام معظم رهبری در دیدار با مسوولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، به مناسبت عید سعید فطر سال 1369 هجری شمسی
    2. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر قم به مناسبت سالگرد قیام نوزدهم دی
    3. بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان به مناسبت هفته بسیج سال 1376
    4. بیانات مقام معظم رهبری در خطبه نمازجمعه تهران 26/10/1376
    5. بیانات مقام معظم رهبری در نمازجمعه تهران 28/8/1386


    بین الطلوعین

  21. 4 کاربر مقابل از Martyr عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  22. #20

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    محل سکونت
    تو دل خاك
    نام واقعی
    آزيتا
    شماره عضویت
    1786
    میانگین پست در روز
    1.21
    علایق
    طراحي
    نوشته ها
    2,353
    تشکر
    6,328
    تشکر شده 6,669 بار در 3,017 ارسال
    یاد شده
    در 1 پست
    برچسب زده شده
    در 23 تاپیک


    P30Parsi

    پیش فرض

    شب قدره اومدم امشبرو ردم نكن ...
    روي خوش نشون بده بين خوبا بدم نكن ....
    شب قدر اومدم حاجتمو روا كني ...
    خيلي من گناه دارم براي من دعا كني ....
    اگه يك نگام كني كه جايه دوري نمي ره ...
    اخه اينو مي دوني يه عمره كه دل اسيره ....
    چي ميشه وقتي اقا قرانو بر سر مي زاره ..
    يا كه اسم مادر و حيدرو بر لب مياره ....
    وقت گريه كردناش مهدي منو دعا كنه ....
    مي دونه مريضشم درد منو دوا كنه




    روزي فرا خواهد رسيد که شيطان فرياد برآورد:
    آدمي پيدا کنيد، سجده خواهم کرد...!
    .

    «دكتر علي شريعتي»

  23. 6 کاربر مقابل از Red Rose عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.