صفحه 3 از 15 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 145
  1. #1


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    NEW مقاله ای در مورد مغز و اعصاب

    ۱۰ عامل مهم تخریب مغز

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]۱) نخوردن صبحانه
    اشخاصی که صبحانه نمی خورند، قند خونشان پایین می آید. باید بدانید که تنها منبع غذایی مغز، قند خون است. در نتیجه کاهش قند خون ، باعث تخریب و اختلال در عملکرد مغز می شود.
    ۲) بیش از حد غذا خوردن
    در افرادی که بیش از مقدار مورد نیاز بدنشان، غذا مصرف می کنند، خون رسانی به مغز مشکل می شود و به همین جهت، قدرت فکری آنها پایین می آید.
    ۳) کشیدن سیگار
    اشخاص سیگاری باید بدانند که سیگار کشیدن باعث جمع شدن و کوچک شدن مغز می شود و این عامل باعث به وجود آمدن بیماری آلزایمر(فراموشی) می گردد.
    ۴) مصرف کردن بیش از حد مواد شیرین
    وجود قند اضافی در بدن، باعث توقف جذب پروتئین و سوء تغذیه ناشی از آن و در نتیجه انحطاط مغز می شود.
    ۵) آلودگی هوا
    مغز بیشترین مصرف کننده اکسیژن در بدن می باشد. ورود هوای آلوده به بدن موجب کاهش اکسیژن بدن می شود و به همین علت توانایی مغز پایین می آید.
    ۶) کمبود خواب
    خوابیدن باعث استراحت مغز می گردد. اگر کمبود خواب به مدت طولانی ادامه یابد، موجب تسریع مرگ سلول های مغزی می گردد.
    ۷) پوشاندن سر هنگام خواب
    افرادی که با روسری یا کلاه می خوابند و یا به طور کلی سر خود را هنگام خواب می پوشانند، باید توجه داشته باشند که با این کار، دی اکسید کربن در بدن زیاد می شود و به نوبه آن اکسیژن در بدن کاهش می یابد و این خود باعث ناتوانی در عملکرد مغز می شود.
    ۸) کار کردن در بیماری
    کار کردن زیاد یا درس خواندن در هنگام بیماری، ممکن است موجب کاهش کارآیی مغز و آسیب آن گردد.
    ۹) تفکر کم
    فکر کردن باعث به جریان انداختن خون در مغز می گردد. کسانی که تمرکز و تفکر را کنار می گذارند، موجب کوچک شدن مغز خود می شوند.
    ۱۰) به ندرت صحبت کردن
    بحث کردن و صحبت های عقلانی با افراد دیگر، باعث افزایش کارآیی مغز می گردد.



    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی ...
    تو بمان و دگران وااااای به حال دگراااان
    ...

  2. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  3. #21


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    آیا می‌دانید اتوماتیسم در فرد مبتلا به صرع چه مفهومی دارد؟

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]اتوماتیسم به رفتار و حرکات غیرارادی گفته می‌شود که ممکن است در بیمار مبتلا به صرع مشاهده شود. چنانچه پزشک از بیمار مبتلا به صرع و اطرافیان او در مورد اتوماتیسم سؤال و تجسس نکند احتمال دارد آن را تشخیص ندهد. زیرا ممکن است رفتار و اعمال اتوماتیسم به نظر اطرافیان بیمار که در آن لحظه او را می‌بینند غیرعادی نباشد. افزایش آگاهی بیمار و خانواده او در مورد اتوماتیسم و شرایط تشخیص مشاهده‌ای آن می‌تواند پزشک را به سوی تشخیص صرع سایکوموتور رهنمون ساخته و منجر به تغییر نوع داروی ضدصرع و یا افزایش مقدار آن شود. حدود نیمی از بیماران با صرع سایکوموتور و اتوماتیسم، تشنجات منتشر تونیک و کلونیک نیز دارند که ممکن است با دارو کنترل شده باشد ولی حملات اتوماتیسم بیمار ادامه یافته و تغییر در درمان دارویی را طلب کند. برای تشخیص اتوماتیسم چهار شرط وجود دارد.
    شرط اول ) بیمار در حین انجام اتوماتیسم نسبت به محیط اطراف و وضعیت خودش آگاهی ندارد در حالی که ظاهراً بیمار بیدار و در حال انجام فعالیت است.
    شرط دوم ) پس از اتمام اتوماتیسم بیمار از حرکات و رفتار غیرارادی قبلی خویش چیزی را به خاطر نمی‌آورد و یا قسمت کوچکی از آن را به خاطر می‌آورد.
    شرط سوم ) پس از اتمام اتوماتیسم که جزء حرکتی صرع سایکوموتور است بیمار در مرحله گیجی و منگی بعد از تشنج تا مدتی قرار دارد.
    شرط چهارم ) معمولاً مدت اتوماتیسم کمتر از ٢ دقیقه است. چنانچه در حین انجام اتوماتیسم از بیمار سؤالی کنید دو نوع واکنش ممکن است نشان دهد. اول آنکه به ما نگاه نکرده و هیچ پاسخی ندهد. دوم آنکه بیمار مات و مبهوت به ما نگاه کرده و چند کلمه نامفهوم و یا نامربوط به ما بگوید. غالباً اتوماتیسم در محل زندگی بیمار و خارج از مطب و بیمارستان رخ می‌دهد. بنابراین دانستن اطلاعات مربوط به اتوماتیسم برای اطرافین بیمار مهم است. زیرا پزشک با سؤالاتی که از آنها می‌پرسد تشخیص اتوماتیسم و صرع سایکوموتور را می‌گذارد. دو طبقه‌بندی توصیفی کلی و جزیی برای اتوماتیسم وجود دارند. در طبقه‌بندی کلی اتوماتیسم به ٣ گروه تقسیم می‌شود.
    گروه اول) رفتار و اعمال غیرارادی با اختلال آگاهی که به طور خودبخودی و بدون محرک خارجی در بیمار ایجاد می‌شوند.
    گروه دوم) رفتار و اعمال غیرارادی با اختلال آگاهی که به دنبال یک محرک خارجی در بیمار ایجاد می‌شوند. مثلاً اگر آدامسی را در دهان بیمار قرار دهیم به طور غیرارادی و ناخودآگاه شروع به جویدن آن می‌کند و یا اگر یک لیوان آب در دست بیمار بگذاریم به طور غیرارادی و ناخودآگاه شروع به نوشیدن آب لیوان می‌کند.
    گروه سوم) ادامه دادن رفتار و اعمال پیچیده حرکتی قبلی توسط بیمار ولی در حالت اختلال آگاهی و به طور غیرارادی مثلاً بیماری که قبل از شروع اتوماتیسم در حال رانندگی بوده در زمان اتوماتیسم نیز به رانندگی خود ادامه می‌دهد ولی اختلال آگاهی دارد و چنانچه ناگهان فردی جلوی اتومبیل وی قرار بگیرد، نمی‌تواند به موقع پدال ترمز را فشار دهد. یا بیماری که قبل از شروع اتوماتیسم در حال مطالعه بوده است اکنون نیز ظاهراً به کتاب نگاه کرده و صفحات آن را ورق می‌زند ولی اختلال آگاهی نسبت به محیط اطراف خود دارد.
    طبقه بندی توصیفی جزیی، اتوماتیسم را به انواع زیر تقسیم می‌کند:
    ١) اتوماتیسم ژستی: بیمار حالت خاصی به اندام‌ها و یا بدنش می‌دهد. مثلاً با انگشتان دست خود دکمه‌های لباسش را لمس می‌کند. یا کف دستانش را بدون هدف به هم می‌مالد؛ یا ساق پاهای خود را به طور ضربدری و متناوب روی هم قرار می‌دهد و سپس باز می‌کند و یا بازوهای خود را مانند قورباغه حرکت می‌دهد. ممکن است بیمار به‌طور ناگهانی در مکانی نامناسب و در وضعیت اختلال آگاهی لباس خود را درآورده و خود را برهنه کند.
    ٢) اتوماتیسم دهانی – گوارشی: بیمار به طور ناگهانی شروع به لیسیدن و مزمزه کردن لب‌ها و یا ملوچ ملوچ کردن و جویدن با دهان خالی می‌کند و بزاق فراوان از گوشه دهانش سرازیر می‌شود.
    ٣) اتوماتیسم با جابجایی: بیمار به طور ناگهانی و غیرارادی شروع به راه رفتن و یا دویدن می‌کند که ممکن است به دیوار و اشیا مسیر خود نیز برخورد کند. احتمال دارد بیمار در مسیر یک دایره فرضی یا دور مبل راه برود و یا آنکه اشیا را با دستش جابجا کند. گاهی اوقات این بیماران در حالی که سوار ماشین در حال حرکت هستند به طور ناخودآگاه ماشین را ترک می‌کنند. دیده شده این بیماران به طور ناگهانی شروع به راه رفتن در حالت سرگردان و با اختلال آگاهی کرده و شبیه به افراد مجنون به نظر می‌رسند.
    ٤) اتوماتیسم کلامی: بیمار یک عبارت مختصر را به طور غیرارادی و در وضعیت اختلال آگاهی تکرار می‌کند که قابل درک توسط دیگران است ولی احتمال دارد کلمات و اصوات شکل نگرفته و نامفهوم را در حالت اختلال آگاهی تولید و تکرار کند.
    ٥) اتوماتیسم به صورت رفتار خشن و تهاجمی: بیمار به طور غیرارادی در وضعیت ناخودآگاه به دیگران حمله می‌کند و یا اشیا دردسترس خود را به سوی دیگران پرتاب می‌کند و با مشت و کتک می‌زند. اتوماتیسم تهاجمی، رفتاری ساده و تکراری است. رفتارهای تهاجمی پیچیده و آموختنی چند مرحله‌ای، اتوماتیسم نیستند. مثلاً ادعای فردی که تفنگ را از داخل لباسش درآورده و با نشانه‌گیری دقیق گلوله را به سوی فردی شلیک کرده و او را به قتل رسانده است و اکنون مدعی است به طور غیرارادی و در وضعیت اختلال آگاهی این عمل را انجام داده است و تاکنون چنین عملی از وی دیده نشده است، مورد قبول نیست. بدیهی است که بحث اتوماتیسم از نظر حقوق جزایی و قانونی نیز حائزاهمیت است.
    ٦) اتوماتیسم جنسی: بیمار به طور ناگهانی و غیرارادی در وضعیت اختلال آگاهی شروع به رفتار و اعمال جنسی می‌کند. بدیهی است که مدت این اتوماتیسم مانند سایر انواع اتوماتیسم معمولاً کمتر از ٢ دقیقه است. بنابراین ادعای فردی که با حیله و نیرنگ و اغفال دیگران و یا به صورت آدم‌ربایی با نقشه قبلی انسانی را مورد هتک حرمت قرار داده است و اکنون مدعی است که متوجه اعمال خود نبوده و این اعمال را به صورت غیرارادی انجام داده است، مورد قبول نیست. در این مورد نیز بحث اتوماتیسم از نظر حقوق جزایی و قانونی حائزاهمیت است.
    ٧) اتوماتیسم خنده: بیمار به طور ناگهانی و با صدای بلند و به طور غیرارادی شروع به خندیدن کرده و در آن هنگام اختلال آگاهی دارد.
    دکتر کاویان قندهاری – دانشیار بیماری‌های مغز و اعصاب
    انجمن صرع ایران


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  4. #22


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    این تابلو، کلاسیک نیست

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]بسیاری از پزشکان به غلط تصور می‌کنند بیماران دچار SAH بدون استثنا حداقل یکی از حالات زیر را دارا هستند: بیماری حاد شدید، یافته‌های عصبی واضح مانند فلج اعصاب جمجمه‌ای یا مننژیسموس، ولی این باور کاملا اشتباه است.
    تظاهرات این بیماری نیز مانند بسیاری از بیماری‌ها منحنی‌ای به شکل زنگ دارد و بیماران به ظاهر سرحال که معاینات عصبی طبیعی دارند، ۳۰ تا ۴۰ درصد مبتلایان به SAH را تشکیل می‌دهند. تکیه مطلق برتظاهرات کلاسیک بیماری، دریچه‌ای است به سوی تشخیص نادرست. از طرف دیگر بیمارانی که درگیری خفیف دارند و علایم کلاسیک این بیماری را از خودشان نمی‌دهند، بیشترین فایده را از تشخیص و درمان به موقع خواهند برد.
    باور غلط دیگر این است که تصور می‌شود علایم به هنگام فعالیت بدنی شدید شروع می‌شوند. در حقیقت در یک مطالعه معتبر بزرگ نشان داده شد که تقریبا ۵۰ درصد بیماران در هنگام استراحت یا زمان برخاستن از خواب دچار علایم شده بودند. به همین ترتیب بسیاری از بیماران ممکن است حمله سردرد خود را بدترین سردرد عمر خود ندانند و از نظر شدت آن را بسیار شدید قلمداد نکنند، حتی بعضی از بیماران ممکن است شروع سردرد را به جای صاعقه‌وار، به صورت کم‌کم افزایش یابنده، اظهار کنند، ولی با این وجود تقریبا همه بیماران برغیرمعمول و متمایز بودن سردرد از نظر شدت و ماهیت تاکید خواهند کرد. حتی هنگامی که تابلوی غالب بیماری گردن درد باشد، این درد نیز از نظر ماهیتی متمایز و متفاوت دارد. از موارد فوق چنین برداشت می‌شود که شناخت و تشریح دقیق علایم بیمار به خصوص در مواردی که سابقه سردرد در وی وجود دارد، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. تصور غلط این است که کاهش شدت سردرد پس از مصرف مسکن‌ها، پاتولوژی داخل جمجمه‌ای را رد می‌کند. از نظر پاتوفیزیولوژیک مسیرهای محدودی پیدایش سردرد را میانجی‌گری می‌کنند. از آنجا که هر گروه از مسکن‌ها (ضدالتهاب‌های غیراستروییدی یا اپیوییدها) قادر به کاهش یا برطرف کردن سردرد هستند، هیچ‌گونه استفاده تشخیصی نمی‌توان از تاثیر این مواد بر سردرد کرد. درد ناشی از یک SAH کوچک حتی ممکن است به صورت خودبه‌خودی کاملا بهبود یابد.
    ● تشخیص اشتباه از سوی بیمار
    یکی از مسایلی که در برخورد با بیماران دچار سردرد باید مورد توجه قرار گیرد این است که این بیماران در صورت ابتلا به سردردهای مزمن هر سردرد خود را حمله میگرن یا برای مثال سردرد سینوزیتی می‌نامند. در چنین مواردی باید دقت داشت که بیمار ممکن است هر سردرد شدید خود را میگرن بنامد، بنابراین اگر بیماری بگوید در هفته گذشته دو بار دچار حمله میگرن شدم، پزشک باید بنا را بر این بگذارد که بیمار دوباره دچار سردرد شدید شده تا با کندوکاو بیشتر و در صورتی که علایم بیمار با تعریف علمی و دقیق میگرن همخوانی داشت، این بیماری را به عنوان عامل سردرد بپذیرد. پدیده دیگر که در مورد بیمار فوق نیز صدق می‌کرد، این است که به اشتباه برای سردرد وی تشخیص میگرن گذاشته شد و در حقیقت بر سردرد وی برچسب میگرن زده شد و این تشخیص در مراجعات بعدی وی به عنوان سابقه واقعی وی مطرح شد. این مساله موجب شد تا فکر پزشک بعدی از بررسی بیشتر در مورد ماهیت سردرد و علایم آن منحرف شود و به تشخیص صحیح نرسد.
    به یاد داشته باشید تشخیص قطعی میگرن یا سردردهای عصبی نیازمند چند حمله سردرد با علامت‌های شاخص (پنج حمله برای میگرن و ۱۰ حمله برای سردردهای عصبی) است، بنابراین اطلاق این تشخیص‌ها در بیمارانی که با اولین حمله سردرد یا بدترین حمله سردرد مراجعه می‌کنند باید با دقت و احتیاط فراوان صورت گیرد. معاینه فیزیکی اغلب در بیماران SAH طبیعی است. تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد بیماران ممکن است علایم فلج عصب سوم را نشان دهند، چرا که بیشتر آنوریسم‌ها در گردش خون قدامی مغز قرار دارند بنابراین بعید است که علایم درگیری اعصاب مغزی را از خود نشان دهند. علایم تحریک‌ مننژ و خون‌ریزی‌های چشمی نیز تنها در تعداد اندکی از بیماران دیده می‌شود.
    به دلیل تمامی عللی که ذکر شد در نظر گرفتن SAH در بین تشخیص‌های افتراقی، شایع‌ترین دلیل تشخیص غلط این بیماری است. وقتی این بیماری جزو تشخیص‌های افتراقی نباشد در نتیجه بررسی‌های لازم برای تایید و تشخیص این بیماری مانند سی‌تی‌اسکن یا LP نیز انجام نمی‌شود. حتی گاهی از اوقات که این آزمایش‌ها نیز انجام می‌شوند برخی پزشکان به اشتباه نتایج را تفسیر می‌کنند و یا با یک نتیجه منفی اولیه، بررسی را زودهنگام به پایان می‌رسانند.
    ● محدودیت‌های سی‌تی‌اسکن
    سی‌تی‌اسکن ابزاری قوی در تشخیص SAH است، ولی به نوبه خود محدودیت‌های مهمی نیز دارد. اگر اشتباه در تفسیر نتایج را کنار بگذاریم دو مشکل عمده در این بحث خطای طیف و فاصله زمانی از شروع سردرد است. در خطای طیف، بیمارانی که درگیری خفیف‌تر و خون‌ریزی‌های کوچک‌تری دارند (در سمت چپ منحنی زنگی شکل) بیشتر ممکن است سی‌تی طبیعی و منفی کاذب داشته باشند. فاصله زمانی از شروع علایم نیز بسیار مهم است. طی ۱۲ ساعت اولیه شروع علایم حساسیت سی‌تی‌اسکن در کشف SAH به ۹۸ درصد می‌رسد. اگر چه به دلیل وسیع بودن فاصله اطمینان ۹۵ درصد در مورد این حساسیت، بیشتر صاحب‌نظران پیشنهاد می‌کنند که در صورت منفی بودن سی‌تی‌اسکن اولیه، LP نیز به دنبال آن انجام شود. سه روز پس از شروع علایم حساسیت سی‌تی به ۸۵ درصد تقلیل می‌یابد و در پایان هفت روز پس از شروع تنها ۵۰ درصد حساسیت خواهد داشت.
    در مورد معرفی شده فوق سی‌تی در روز چهارم پس از شروع علایم انجام شد بنابراین حدود ۸۰ درصد حساسیت داشت نتیجه منفی این اسکن نباید پزشک را مطمئن می‌ساخت و باید به دنبال آن برای بیمار LP انجام می‌شد. از آنجا که LP روشی تهاجمی به شمار می‌رود بیشتر پزشکان ترجیح می‌دهند که در بیمارانی که ظاهرا بدحال نیستند از این روش استفاده نکنند.
    دکتر ارغوان حاج‌شیخ‌الاسلامی


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  5. #23


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    با پارکینسون چه باید کرد؟

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]بیماری لقوه یا فلج رعشه ای یا همان (پارکینسون) زمانی پدیده می آید که ناحیه ای از مغز موسوم به ماده سیاه آسیب ببیند و دیگر نتواند دوپامین، ناقل عصبی که فرمان های مربوط به حرکت را به نقاط گوناگون بدن منتقل می کند، انتقال دهد، بیماران در مراحل پیشرفته مرض به خشکی و سفتی اعضا مبتلا می شوند، لرزش دارند و با گام های آهسته و کوتاه (لک و لک کنان) راه می روند.
    علایم اصلی بیماری یاد شده برای نخستین دفعه در سال ۱۸۱۷ به وسیله دکتر جیمز پارکینسون، پزشک انگلیسی توصیف شد. وی نام مرض را فلج لرزان نهاد. ماهیت اصلی این بیماری سال ها نامعلوم ماند و در سالیان دهه ۱۹۶۰ بود که دگرگونی های آسیب شناختی و زیست شیمیایی مغز بیماران شناخته شد و نخستین رده داروهای موثر در بیماری مورد بحث معرفی شدند.
    پارکینسون، نوعی اختلال مزمن و پیشرونده عصبی است که سبب تکان یا لرزش(رعشه) مهارناشدنی، حالت خیرگی ثابت، سفتی عضله، وضع خمیده بدن و طرز راه رفتن غیرعادی می گردد. ناراحتی های حاصل از این بیماری در افراد مختلف متفاوت است.
    برخی دچار مشکلات گفتاری و بلع دشوار می گردند، در صورتی که سایران اسیر عقل فرسودگی (جنون) تدریجی می شوند. مرض مذکور زنان و مردان را به صورت مساوی مبتلا می سازد و معمولا سن ابتلا به آن بعد از ۵۰ سالگی است.نشانه های این بیماری، معلول از بین رفتگی گام به گام نقطه ای از مغز معروف به ماده سیاه است که در آن یافته ها، ماده شیمیایی دو پامین را که برای کارکرد صحیح عصبی- عضلانی ضرورت دارد، می سازند.
    در حقیقت علت اصلی این بیماری معلوم نیست. با این حال مشاهده شده که، مصرف کوکایین و ضربات وارده بر سر مشت زنان به گونه ای لقوه یا فلج رعشه ای (پارکینسون) انجامیده است.این بیماری درمان ندارد، ولی داروهای مختلف، به ویژه «لوودوپا» قادر است علامت ها را کاهش داده و پیشرفت آن را کند گرداند. وانگهی، در این زمینه انجام عمل جراحی هم متداول است که معمولا در مورد بیماری شدید پیشرفته صورت می گیرد.
    ● نقش برنامه غذایی
    با اینکه هیچ نوعی مداوای درمانی برای بیماری لقوه نیست، لیکن برنامه غذایی در افزایش تاثیر معالجه با لوودوپا و حل مشکلاتی چون یبوست و اشکال در جویدن و ... بلعیدن، موثر است.لوودوپا به شرطی بیشترین اثر را می بخشد که به محض مصرف، از روده کوچک جذب گردد. توصیه شماری از پزشکان بر این است که دارو باید بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیش از غذا میل شود، لکن چنانچه در این صورت، حالت تهوع به انسان دست دهد، دارو را می توان همراه با میان وعده حاوی کربوهیدرات مانند بیسکویت ترد (شور) یا نان مورد استفاده قرار داد.
    پروتئین، جذب این دارو را به تاخیر می افکند، از همین روی، آن را نباید با فرآورده های حیوانی توام ساخت. در حقیقت انجمن بیماری های لقوه یا فلج رعشه ای (پارکینسون) آمریکا توصیه می کند که مصرف پروتئین باید حدودا به نصف مقداری برسد که بیشتر آمریکایی ها جذب بدن شان می کنند. سفارش عده ای از پزشکان این است که بیماران تحت درمان لوودوپا باید جیره پروتئین خود را هنگام غروب به مصرف رسانند زیرا در این زمان احتمال بروز مشکلات برای آنان اندک است.
    صرف میوه ها و سبزی های تازه و فراوان، غلات و نان های سبوس دار و سایر مواد غذایی سرشار از الیاف گیاهی و همچنین نوشیدن روزانه شش تا هشت لیوان آب یا سایر مایعات ممکن است یبوست مریض را به حداقل برساند. ورزش موجب می شود که روده خوب کار کند و این عمل به تمامی مبتلایان به پارکینسون توصیه می گردد زیرا حالت و قدرت عضله ها را حفظ می کند، ضمنا باید از اضافه وزن دوری جست، زیرا تحرک را دشوار می سازد.
    ● مشکل گشایی
    افراد مبتلا به پارکینسون پیشرفته اغلب به زحمت می توانند غذا را بجوند و بلع شان به طور غیرطبیعی صورت می گیرد، زیرا بیماری، زبان و عضله های صورت را مبتلا می سازد. آب زیاد از دهان بیمار سرازیرشدن و دستان لرزان نیز در زمره ناراحتی های معمولی شمرده می شود. داروها هم در کاهش سرازیر شدن آب کار سازند و باید غذاهایی خورده شوند که جویدن و قورت دادن شان آسان است.
    آنها شامل غلات پخته یا غلات خشکی است که خوب مرطوب شده باشند، تخم مرغ های آب پز یا خاگینه، انواع سوپ ها، سیب زمینی های له شده، برنج، ماکارونی، اسپاگتی و لازانیای نرم و پخته، گوشت مرغ یا بوقلمون نرم و لطیف، ماهی کاملا پخته و بی استخوان، سبزی ها و میوه های له شده، کرم شیر و تخم مرغ، ماست و عصاره ها. اگر خوردن خسته کننده باشد، بر تعداد وعده های غذایی خویش افزوده و از مقدار آنها بکاهید.
    هنگام بلعیدن غذا، صاف بنشینید و سرتان را اندکی به جلو خم کنید. لقمه های کوچک بردارید، کاملا بجوید و پیش از برداشتن لقمه دیگر، آنچه در دهان دارید را بجوید. حواس خود را جمع غذایی بکنید که با زبان تان به عقب دهان تان می برید و چنانچه حس می کنید که غذا کاملا پایین نرفته، آن را دوباره ببلعید، بین لقمه ها، مایعی را جرعه جرعه بنوشید تا به فرو رفتن غذای جویده شده کمک کند. در صورت سرفه کردن یا خفه شدن، به جلو متمایل شده و ضمن سرفه کردن چانه تان را به پایین فرو برید.
    ● علایم پارکینسون
    این بیماری چند نشانه هشداردهنده دارد که آنها را فهرست وار در زیر آورده ایم، ولی گفتنی است که مرض لقوه چیزی نیست که شخص خود به تشخیص و مداوای آن دست زند. اگر شما یا یکی از والدین یا عزیزان یا بستگان تان به علایمی مبتلا گشته اید که مشخصات این بیماری را دارد، ضرورت ایجاب می کند که تشخیص دقیق آن به وسیله پزشکی ذی صلاح- احتمالا متخصص داخلی یا عصب شناس - انجام پذیرد.
    پیش از این تصور می شد که پارکینسون، علاج ناشدنی است و نمی توان کاری برایش کرد، لکن امروزه درمان های دارویی همراه با بعضی مداواهای طبیعی متداولند که امکان دارد به جلوگیری از پیشرفت بیماری یاری کنند و کیفیت زندگی بیمار را به نحو چشمگیری فزونی بخشند.هر چه بیماری سریع تر تشخیص داده شود و تحت درمان قرار گیرد، بهتر است. در زیر به پاره ای از نشانه های هشداردهنده مرض اشاره می کنیم:
    ▪ حرکات چرخشی مدام انگشتان
    ▪ تمایل به نگاه داشتن بازو در وضعی که آرنج خمیده باشد
    ▪ تمایل به انحراف پا به داخل
    ▪ خشکی اندام ها
    ▪ لرزش اعضا تنها زمانی که حرکت ندارند
    ▪ چهره بی روح (گویی بیمار، نقاب به چهره زده است)
    ▪ دست خطی ریزتر از حد معمول
    نشانه های زیر هم با بیماری لقوه توامند، گرچه در امراض دیگر نیز مشاهده می شوند ولی دلیل قطعی بیماری یادشده نیست:
    ▪ زود خسته شدن، گیجی در حالت ایستاده، تعریق بیش از اندازه، افزایش مصرف مواد غذایی شیرین، یبوست و تکرر ادرار.
    تقریبا نیم میلیون آمریکایی به بیماری پارکینسون مبتلایند که بیشترشان کهنسالند. این بیماری ارثی نیست و سبب دقیق آن هم نامعلوم است ولی همه شواهد واکنشی سمی در مغز را به عنوان عامل مهم گستردگی بیماری می نمایاند. استحاله بخش فرستنده پیام مغز احتمالا بیش از همه بر اثر آلودگی محیطی و داروهایی بروز می کند که در طی چندین سال تجمع یافته و به حد سمی رسیده اند.
    پاره ای از داروها مثل داروهایی که در معالجه روان گسیختگی (اسکیزوفرنی) به کار می روند، احتمالا عامل پیدایش نشانه هایی نظیر مرض لقوه می گردند. متداول ترین ماده ای که در معالجه لقوه به کار می آید، ال-دوپا نامیده می شود که شباهت فراوانی به دوپامین (ناقلی عصبی که فقدانش سبب این بیماری می گردد) دارد. ال دو پا همراه با داروهای دیگری همانند سینمت مصرف می شود.
    کلا هنگام استفاده از هر دارویی باید مراقبت شود از خوردن غذا یا دارویی که ممکن است مصرف توامان آنها ناراحتی ایجاد کند، پرهیز کرد. موقع مصرف بسیاری از داروهایی که در مداوای لقوه به کار می روند، باید از مصرف الکل، داروهای ضد اسید (معده)، ویتامین ب-۶ خودداری ورزیده و مصرف الیاف گیاهی را افزون ساخت.
    مکمل های غذایی طبیعی، جای داروهایی را که پزشک تجویز می کند، نمی گیرند، اما شواهد روزافزونی در دسترس هست که نشان می دهد بعضی از مکمل های غذایی توام با تغییرات خاص تغذیه ای ممکن است پیشرفت بیماری را کند سازند و بر احساس سلامت و کیفیت کلی زندگی بیفزایند. بعلاوه غالب مبتلایان به لقوه، مدام تحت درمان دارویی واقع نمی شوند چون داروها تدریجا تاثیرشان را از دست می دهند.
    الگوی معمول درمان، دوره ای از درمان دارویی است که به دنبالش برای مدتی از تجویز دارو خودداری می شود. بیماران مبتلا به لقوه باید حداکثر تلاش خود را به کار ببندند تا در مجموع از تندرستی بسنده برخوردار باشند. باید رژیمی با کیفیت برتر داشته باشند، همه روزه مجموعه مناسبی از ویتامین ها را مصرف کرده، فشار روانی (استرس) را به طور قابل توجهی مهار کنند و حتی برنامه ورزشی برای خود برگزینند. همچنین این بیماران باید از مصرف رژیم غذایی با پروتئین زیاد خودداری نمایند .
    ترجمه ؛ ا. امیر دیوانی


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  6. #24


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    با سردرد عصبی چه کنیم؟

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]اکثر افراد مبتلا به سردرد عصبی ، درد را به صورت ثابت در هردو طرف سر احساس می کنند. در برخی از مبتلایان به سردر د عصبی در قسمت سر یا عضلات گردن نیز احساس گرفتگی وجود دارد.
    این نوع سردرد ها معمولا به کندی و تدریجا شروع می شوند و زمان آغاز آن غالبا اواسط روز است.
    نام دیگر این نوع سردرد ، درد استرسی است. شدت سردرد های عصبی از خفیف تا شدید است و گاهی بیش از میگرن باعث ناراحتی فرد مبتلا می شوند.
    ● تشخیص
    پزشک اغلب می تواند با معاینه و گرفتن شرح درد از بیمار ، نوع سردرد را مشخص کند. معمولا نیازی به انجام آزمایش خون ، عکس بر داری با اشعه ایکس یا اسکن های مغز مانند سی تی اسکن یا تصویر برداری رزونانس مغناطیسی (ام.آر.آی) نیست.
    ● درمان
    اگر گاهی دچار سردردهای عصبی می شوید یک مسکن بدون نسخه احتمالا به رفع آن کمک می کند. به هنگام انتخاب داروی مسکنی که بدون نسخه به فروش می رسد ، به اطلاعات درج شده بر روی جلد دقت کنید تا از هرگونه اثرات جانبی احتمالی آن مطلع شوید. اگر سوالی در مورد مصرف دارو یا اثرات آن دارید از پزشک یا دکتر داروساز بپرسید.
    در صورتی که تقریبا هر روز به این سردردها دچار می شوید یا مسکن های بدون نسخه کمکی به درمان آن نمی کند باید به دکتر مراجعه کنید. شاید او داروی مناسب تری را تجویز کند.
    بهترین موقع برای تسکین سردردهای عصبی زمان شروع و پیش از شدید شدن آن است. در غیر اینصورت با افزایش شدت درد معمولا داروهای مسکن به زودی اثر نخواهند کرد.
    شاید گاهی پزشک دارویی را تجویز کند که حتی بدون وجود درد ، هر روز مصرف کنید. این دارو به پیشگیری از سردردهای عصبی کمک می کند.
    ● راهکارهایی برای تسکین سردرد عصبی
    علاوه بر مصرف دارو ، روش های دیگری نیز برای تسکین این نوع سردرد ها وجود دارد. در اینجا به برخی از این راه ها اشاره می شود :
    - به هنگام درد یک کیسه آب گرم یا کیسه یخ روی سر یا گردن بگذارید.
    - دوش آب گرم بگیرید.
    - استراحت یا خواب کافی داشته باشید.
    - به نحوی از امور استرس زا دوری کنید. این کار را با یک پیاده روی کوتاه مدت و یا رفتن به مسافرت طولانی می توانید انجام دهید.
    - ورزش منظم را فراموش نکنید. میزان ورزش توصیه شده ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ورزش ، چهار تا پنج بار در هفته است.
    علیزاده


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  7. #25


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    اغما چیست؟

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]اغما یا کما معمولاً به عنوان حالتی از ناهشیاری درازمدت تعریف می شود که با فقدان آگاهی از محیط و بیدارنبودن همراه است.
    کلمه "کما" (Coma) از کلمه یونانی مشتق شده است که به معنای "خواب عمیق" است. اما اغما با خواب متفاوت است، چرا که نمی توان فرد در حال اغما را با تکان دادن بیدار کرد.
    اغما همیشه وضعیتی غیرطبیعی است که علل گوناگونی دارد، از نوشیدن مفرط الکل گرفته تا سکته مغزی وسیع یا ضربه مغزی شدید.
    فرد در حال اغما بسیار آسیب پذیر است و معمولاً به عنوان موردی از فوریت پزشکی محسوب می‌شود که اصول ABC کمک های اولیه یعنی بررسی مجرای هوایی، تنفس و گردش خون باید در مورد آن انجام شود. فوری‌ترین علت مردن در حال اغما بسته‌شدن مجاری تنفسی است.
    اغما ندرتاً برای بیش از دو تا چهار هفته ادامه پیدا می‌کند. اینکه بیمار بهبودی کامل پیدا کند یا نههٔ بستگی به علت اغما دارد، اما ممکن است مشکلات مداوم جسمی، ذهنی و روانی در بیمار باقی بماند که نیاز به بازتوانی ویژه داشته باشد.
    اغمای طولانی گاهی می تواند به "حالت نباتی مداوم یا دائمی"(PVS) منجر شود که در واقع ایجاد آن نتیجه اقداماتی است که در پزشکی مدرن انجام می‌شود. زیرا افراد دچار آسیب شدید مغزی از طریق کمک‌های تکنولوژیک مانند دستگاه های تهویه مکانیکی که کارهایی را که مغز نمی تواند انجام دهد به عهده می گیرند، زنده می‌مانند.
    حالت‌های دیگر مربوط به اختلال هشیاری شامل "حالت هشیاری حداقل" و "نشانگان محبوس در خود" است که در آنها بیماران درجات متفاوتی از توانایی شناختی دارند، اما دچار ناتوانی در ارتباط برقرار کردن و کاهش میزان پاسخ به افراد و محیط هستند.
    سی تی اسکن و MRI از فرد دچار PVS تحلیل رفتگی (آتروفی) مناطق عالی قشر مغز مربوط به ادراک، تفکر و آگاهی را نشان می دهد. اسکن های PET که فقدان برداشت گلوکز یا قند را در این نواحی مغز نشان می دهند، ناهشیاری عمیق را ثابت می کنند. بنابراین افراد در PVS ممکن است گاه به گاه آه بکشند، اخم کنند، سر و صدا کنند و دست و پاهایشان را تکان دهند، اما این اطوارها معنای معمول شان را ندارند.
    البته ممکن است ساقه مغز به طور کامل یا نسبی سالم باشد (این بخش مغز در مقابل کمبود اکسیژن نسبت به سایر بخش های مغز مقاوم تر است). از آنجایی که ساقه مغز حاوی مراکزی است که چرخه های خواب و بیداری و تنفس را کنترل می کنند، فرد مبتلا به PVS ممکن است چشم هایش را باز و بسته کند و حتی به خودی خود و بدون کمک نفس بکشد.
    ● پنج علت شایع اغما
    ۱) دیابت:
    اغمای دیابتی به علت بالا و پایین رفتن شدید قند خون رخ می‌دهد، و امروزه به یمن وسایل اندازه گیری خانگی قند خون که به بیماران امکان می دهد مرتباً قند خون شان را تحت نظارت داشته باشند، کمتر رخ می دهد.
    ۲) تومورهای مغز:
    رشد تومورهای درون مغز اغلب به افزایش فشار داخل جمجمه ای می انجامد، زیرا «فضایی» درون جمجمه برای آن وجود ندارد. اگر این افزایش تخفیف نیابد، ممکن است باعث از دست رفتن هشیاری و اغما شود.
    ۳) صدمات ناشی از ضربه مغز:
    اغما آشکارترین علامت صدمه ناشی از ضربات مغزی است. ضربه سر در نتیجه سانحه جاده‌ای، آسیب های ورزشی یا حملات رشته های عصبی در مرکز مغز را پاره می کند و به از دست دادن هشیاری می انجامد.
    ۴) مسمومیت:
    هروئین، الکل و مونوکسیدکربن سه سمی هستند که می توانند به خاطر مهارکردن مراکز هشیاری در مغز باعث اغما شوند. افرادی که پس از مدتی ترک هروئین دوباره استعمال آن را شروع می کنند مستعد رفتن به اغما هستند.
    ۵) سکته مغزی:
    خونریزی زیر عنکبوتیه‌ای نوعی از سکته مغزی است که با پاره شدن عروق خونی ضعیف شده درون مغز مشخص می‌شود. این عارضه باعث خواب آلودگی و اغما می‌شود و میزان بالایی از مرگ و میر دارد.
    ● اصطلاح‌شناسی اغما
    ▪ ناهوشیاری: ناشی از تغییراتی در مغز است و به کاهش یا فقدان پاسخ به تحریکات بیرونی می انجامد.
    ▪ آگاهی: دریافت و پاسخ دادن به تحریکات نه لزوماً درک کردن.
    ▪ حالت نباتی مداوم یا دائمی (PVS)؛ کارکردهای "عالی" مغز تخریب شده اند، اما کارکردهای پایه ای ممکن است حفظ شده باشند. در صورتی که چشم اندازی از بهبودی وجود نداشته باشد، این حالت دائمی است.
    ▪ نشانگان محبوس در خود: فلج کامل به جز احتمالاً توانایی پلک زدن.
    ▪ حالت هوشیاری حداقل: ممکن است بیمار آگاهی داشته باشد. برای تعیین اینکه واکنش های بیمار تصادفی یا هدفدار است، باید ارزیابی به عمل آید.
    ▪ مرگ ساقه مغز: از دست رفتن کارکرد ساقه مغز به معنای اینکه مغز و بدن مرد‌ه‌اند، حتی با وجود اینکه گردش خون و تنفس را هنوز به وسیله ماشین ها می‌توان حفظ کرد. این حالت را نباید با "وضعیت نباتی مداوم" اشتباه کرد.


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  8. #26


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    اسکیزوفرنیا؛ بیماری فقیران

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]● ۸۰۰ هزار ایرانی، اسکیزوفرنیا دارند
    در سال های اخیر با افزایش آسیب های روانی- اجتماعی در جامعه ایرانی مواجه هستیم. یکی از جلوه های آسیب اجتماعی پدیده تکدی گری است که عوامل متعددی در سبب شناسی آن موثرند. در بررسی های به عمل آمده توسط نگارنده مشخص شده است که حدود ۱۰ درصد از افراد بی خانمان و متکدی دچار اختلال روان پریشی هستند. بیماری اسکیزوفرنیا از پیچیده ترین و ناتوان کننده ترین روان پریشی شمرده می شود. هنوز ماهیت این بیماری به طور کامل شناخته نشده است اما علائم آن از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق می کند. یک درصد جمعیت دنیا به این بیماری مبتلا هستند و تخمین زده می شود که در کشورمان حدود ۸۰۰ هزار نفر به این بیماری مبتلا باشند.
    اولین رویداد اسکیزوفرنیا می تواند در هر دوره از زندگی، از بلوغ جنسی و نوجوانی گرفته تا اواخر چهل سالگی رخ دهد. اگر این رویداد درمان نشده باشد، می تواند دست کم چند هفته یا چند سال به طول بینجامد. اگرچه بسیاری از این بیماران درمان شده به سطحی از عملکرد با نام «بهبود اجتماعی» برمی گردند، ولی ممکن است آنها فقط به کمترین سطح بهبودی که جامعه آن را تحمل می کند، برسند یا بدتر از همه، به اندازه یی بهبود یابند که بیمارستان را ترک کنند؛ در حالی که همچنان در حالت مزمن ناتوانی به صورت افراد بی خانمان که از طریق تکدی گری روزگار می گذرانند ادامه حیات دهند.
    بررسی ها نشان می دهد میزان بروز اسکیزوفرنی ها در بین افراد فقیر سه برابر بیشتر از افراد ثروتمند است. اکثر بیماران اسکیزوفرنیک دچار اختلال در کارکردهای روان شناختی اند. مشکلات ادراکی به صورت توهم و خطاهای ادراکی، اختلال های فکر به صورت هذیان یا گسستگی تداعی واژه ها، پرش افکار و علائم دیگر اختلال های عاطفی به صورت عواطف سرد و سطحی و نامتناسب، علائم افسردگی و علائم متعدد دیگر. تعدادی از بیماران رفتار آشفته یی از خود نشان می دهند. گاهی این بیماران نوعی بی اعتنایی بچگانه به آداب اجتماعی نشان می دهند.
    در سال های اخیر به دلیل سیاست های غلط اقتصادی دولت، افزایش نابرابری و بی عدالتی اجتماعی، فقر، بیکاری، نبود مسکن، مهاجرت و ده ها عامل دیگر، آسیب پذیری مردم نسبت به بیماری های جسمانی و روانی افزایش پیدا کرده است. دامنه مشکلات اجتماعی موجب نزول افراد از طبقات متوسط به پایین شده و چنین شرایطی موجب افزایش استرس در زندگی افراد می شود. آسیب پذیری به دلیل فشارهای روانی اختلال در کارکردهای تحصیلی، شغلی و اجتماعی را به وجود می آورد. متاسفانه سیاست های حاکم در حوزه بهداشت روانی بسیار ناکارآمد و نارسا است.
    سیاست خصوصی سازی بیمارستان های دولتی بدون درنظر گرفتن مشکلات بیماران روانی به افزایش آسیب پذیری خانواده ها و بیماران منتهی شده است. از آنجا که اکثر بیماران روانی از طبقات اجتماعی- اقتصادی پایین هستند، اکثر خانواده ها توانایی مالی لازم برای پرداخت هزینه های بستری و درمان فرزندان یا بستگان شان را ندارند. در چنین شرایطی فرآیند تشخیص زودهنگام و درمان مناسب به تاخیر افتاده و تعداد زیادی از بیماران هم به دلیل ناتوانی خانواده در پرداخت هزینه های درمان در خیابان ها رها شدند. حضور این بیماران در قالب کارتن خواب و متکدی در جامعه مان نشان دهنده بی توجهی به حقوق انسانی بیماران روان توسط مسوولان است.
    بدون تخصیص بودجه لازم برای درمان بیماران روان و حمایت از خانواده های آنها ما با افزایش این پدیده دلخراش مواجه خواهیم بود. لذا ضرورت برنامه هایی برای ساماندهی این بیماران به صورت خانه های نیمه راه یا خانه های گروهی، ارائه تسهیلات مراقبت روزانه، ایجاد درمانگاه های بهداشت روانی، ارائه بیمه خدمات درمانی، حمایت از بیمارستان های روان پزشکی و آموزش اعضای خانواده بیماران و حمایت از NGOهای فعال در این امر مهم بسیار ضروری است. در صورت توجه نکردن مسوولان به این موضوع، در سال های پیش رو با افزایش پدیده بیماران روان بی خانمان و متکدی مواجه خواهیم شد. در حال حاضر ۱۰ درصد از افراد کارتن خواب و متکدی دچار اختلال روان پریشی هستند.
    بهروز معبودیان


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  9. #27


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    بخش سفید مغز و ارتباط آن با پیری

    كارشناسان دریافته اند مقدار زیادی از بخش سفید مغز همراه با فضای بازی كه از مایع ستون فقرات (آب نخاع) پر شده است، با بیماری های قلبی و كاهش طول عمر و پیری در ارتباط است.
    مطالعات نشان می دهد كنترل فشار خون نقش مهمی در مقابله با بیماری های قلبی و مرگ زودهنگام ایفا می كنند.
    بخش سفید مغز، فیبرهای عصبی است كه وظیفه جابه جایی پیغام ها از نورون ها یا سلول های عصبی مغز به تمام نقاط بدن را به عهده دارد.
    بخش های وسیع (باز) مغز كه از مایعی پر شده است، شكمچه مغز نامیده می شود كه با بالا رفتن سن افراد، شكمچه مغز بزرگتر می شود و نورون ها از بین می روند.
    مطالعات قبلی نشان داده بود كه بیماری های قلبی و فشار خون منجر به جنون می شود و عفونت های كلیوی نیز یكی از دلایل اصلی ابتلا به حمله قلبی و سكته است و امروزه با آزمایشات گوناگون متوجه شدند كه آسیب دیدگی رگ های كوچك در كلیه و مغز در اثر افزایش فشار خون ایجاد می شود. بنابراین عامل اصلی كاهش طول عمر در افراد می تواند بیماری افزایش فشار خون باشد و با یك رژیم غذایی مناسب و كاهش مصرف نمك می‌توان فشار خون را كنترل كرد.


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  10. #28


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    برای همیشه می‌خواهمت ای مغز!

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]عده‌ای به غلط عقیده دارند آدم که پیر شد، دیگر کم‌حافظه می‌شود، از عهده کارهایش برنمی‌آید و خلاصه باید دست روی دست بگذارد تا اجلش برسد، آن هم در نهایت ناتوانی و دلزدگی از زندگی!
    در حالی که آرزوی واقعی همه ما این است که در دوران پیری بتوانیم با آرامش زندگی کنیم و ذهن فعالی داشته باشیم. تحقیقات جدید نشان می‌دهد اگر زودتر به فکر بیفتیم- یعنی از دوران میانسالی- می‌توانیم حتی در دوران پیری هم شادابی و شور جوانی‌مان را حفظ کنیم.
    یکی از بیماری‌هایی که ممکن است آرامش دوران پیری را بر هم بزند، آلزایمر است. این بیماری، یکی از انواع زوال عقل است که توانایی داشتن یک زندگی طبیعی را از ما می‌گیرد. پیری و ژنتیک، از عوامل ثابت‌شده و مؤثر در بروز این بیماری هستند که نمی‌توان جلوی آنها را گرفت. اما عوامل دیگری هم در ایجاد این بیماری نقش دارند که به نحوه زندگی افراد مربوط می‌شوند. دانشمندان معتقدند با داشتن یک زندگی سالم، اگر نتوانیم جلوی آلزایمر را بگیریم، دست‌کم می‌توانیم آن را به تاخیر بیندازیم.
    هرچند کم شدن توان مغز در دوران پیری، ناشی از تحلیل ارتباطات بین سلول‌های مغزی است اما تحقیقات نشان می‌دهد که با فعال نگه داشتن مغز می‌توان باعث بازسازی سلول‌ها و ارتباطات بین آنها شد.
    بررسی‌ها نشان داده که سطح پایین تحصیلات می‌تواند خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش دهد. به‌نظر می‌رسد که این مسئله ناشی از سطوح پایین تحریکات مغز در طول زندگی باشد.این یعنی ارتباطات سلول‌های مغز در افرادی که تا مراتب بالا تحصیل می‌کنند، محکم‌تر است و این افراد، دیرتر دچار علائم تحلیل مغز می‌شوند.
    نگران نشوید! حتی اگر تاکنون از درس و تحصیل فاصله داشته‌اید، باز هم می‌توانید از ابتلا به آلزایمر جلوگیری کنید. لازم نیست زندگی را زیر و رو کرده و ناگهان تغییر بزرگی در آن به وجود آورید. از یک تغییر کوچک مانند پیاده‌روی روزانه شروع کنید و بعد کم‌کم زندگی خود و اطرافیان‌تان را تغییر دهید.
    ● مغز را فعال نگه دارید
    ۱) کنجکاویتان را نسبت به مسائل و اخبار روز حفظ کنید و در طول زندگی، به‌دنبال آموختن چیز‌های تازه باشید؛ حتی اگر یک روش جدید برای آشپزی یا یک مسیر تازه برای رسیدن به مقصدی تکراری باشد.
    ۲) زیادکتاب بخوانید. اگر سواد ندارید، از فرزندان‌تان خواهش کنید که هر روز قسمتی از یک کتاب را برای شما بخوانند.
    ۳) تا می‌توانید بنویسید. اگر ذوق ادبی دارید، شعر بگویید وگرنه خاطرات زندگی‌تان را بنویسید. اگر سواد ندارید، می‌توانید خاطرات‌تان را برای فرزندان یا دوستانتان تعریف کنید.
    ۴) در سخنرانی‌ها و جلسات آموزشی گروهی حاضر شوید؛ کلاس‌های شعرخوانی، آموزش روخوانی و تفسیر قرآن و هر کلاس دیگری که باعث شود ذهن شما فعال‌تر شود.
    ۵) در بازی‌های گروهی و خانوادگی شرکت کنید. بازی‌های کلامی یکی از مفرح‌ترین بازی‌ها در مهمانی‌ها هستند؛ مثلا مشاعره، داستان‌گویی کلمه به کلمه و...
    ۶) باغبانی کنید. به گل و گیاه باغچه و حیاط‌تان برسید. با پرس‌و‌جو از دیگران، گیاهان تازه‌ای را انتخاب کرده و در باغچه‌تان بکارید. اگر باغچه ندارید، می‌توانید با گیاهان آپارتمانی، خودتان را سرگرم کنید.
    ۷) از لذت بازی‌هایی که موجب تقویت حافظه می‌شوند، غافل نشوید؛ مانند جدول کلمات متقاطع، چیستان و معما، بازی و ریاضی، کارت بازی (بازی حافظه)، فکر بکر و...
    ● در اجتماع فعال باشید
    تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که به‌طور مرتب روابط اجتماعی دارند، به‌خصوص آنهایی که فعالیت جسمی و ذهنی بیشتری داشته و تغذیه مناسبی دارند، مغزشان دیرتر تحلیل می‌رود. بنابر این شما هم سعی کنید:
    ۱) در محل کارتان فعال بوده و روابط خوبی با همکاران‌ خود داشته باشید که تا دوران پیری هم ادامه یابد.
    ۲) در فعالیت‌های گروهی اجتماعی داوطلبانه شرکت کنید.
    ۳) در امور خیریه و انجمن‌های مختلف عضو شوید.
    ۴) زیاد به مسافرت بروید و با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوید.
    ● جسم خود را هم فعال نگه دارید
    ورزش برای حفظ یک جریان خون مناسب در بدن لازم است. ورزش نه تنها خطر سکته قلبی، مغزی و دیابت را کم می‌کند بلکه می‌تواند خطر آلزایمر را هم بسیار کاهش دهد. لازم نیست ورزش‌های سنگین انجام دهید یا ورزش‌ها بسیار وقت‌گیر باشد اما لازم است به طور منظم و مرتب ورزش کنید.
    ورزش‌های هوازی (آیروبیک) مصرف اکسیژن را بهبود می‌بخشد و به بهتر شدن عملکرد مغز کمک می‌کند. محققان دریافته‌اند که این ورزش از افت سلول‌های مغز در پیری جلوگیری می‌کند. پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری، تای‌چی، یوگا، باغبانی و ... به مدت نیم ساعت در روز، بدن و قلب را فعال نگه می‌دارد. البته با رعایت نکات ایمنی و استفاده از کلاه، مراقب ضربه به سر باشید. مطالعات نشان داده که ضربه‌های شدید به سر، ممکن است احتمال آلزایمر در دوران پیری را بیشتر کند.
    ● خوب بخورید
    خصوصیات یک تغذیه مناسب برای مغز، درست مثل تغذیه‌ای است که برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی و دیابت توصیه می‌شود؛ یعنی لازم است برای اینکه مغزتان سالم بماند، چربی و کلسترول کمتری بخورید و دقت کنید که مواد مغذی به‌اندازه کافی به بدن برسد.
    تحقیقات نشان داده است که بالا بودن کلسترول و فشار خون تا ۶ برابر، احتمال زوال عقل را بیشتر می‌کند. البته یادتان باشد که میانه‌روی در خوردن و داشتن یک زندگی سالم، بهتر از رژیم‌های کوتاه مدت است. ضمنا این موارد را نیز همواره مدنظر داشته باشید:
    ۱) از خوردن غذا‌های چرب به‌خصوص چربی‌های اشباع شده خودداری کنید. در عوض، چربی‌های غیراشباع شده مانند روغن زیتون را جایگزین کرده و به‌جای سرخ کردن، غذا‌ها را آب پز کنید.
    ۲) مواد محافظ و حاوی آنتی‌اکسیدان شامل میوه و سبزی را بیشتر بخورید (حداقل ۵ واحد در روز). از سبزیجات؛ کلم، اسفناج، کلم بروکلی، چغندر، پیاز، ذرت و بادمجان و از میوه‌ها؛ آلو، زغال‌اخته، توت سیاه و توت‌فرنگی، تمشک، پرتقال، گیلاس و انگور قرمز آنتی‌اکسیدان فراوانی دارند.
    ۳) ویتامین‌ها و ریزمغذی‌ها هم برای پیشگیری از آلزایمر مفیدند. ویتامین C و E با هم و ویتامین B۱۲ و اسید فولیک از این جمله‌اند.
    ۴) یادتان باشد هر آنچه برای قلب شما مفید است برای مغز شما هم مفید خواهد بود، چراکه مغز بدون اینکه شما حس کنید یکی از فعال‌ترین قسمت‌های بدن شماست. جالب است بدانید، قلب شما ۲۰ درصد خون را به مغزتان پمپ می‌کند؛ یعنی جایی که میلیون‌ها سلول، آماده دریافت غذا و اکسیژن هستند.
    پس برای سالم ماندن قلب و مغزتان علاوه بر داشتن یک رژیم سالم غذایی و ورزش، لازم است سیگار را کنار بگذارید و مرتب وزن، فشار خون، قند و کلسترول خونتان را کنترل کنید.
    پایگاه اطلاع رسانی استان گلستان


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  11. #29


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    بررسی ذهن بیماران در حال اغما

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]● اصطلاح شناسی اغما
    ▪ هوشیاری؛فرد می تواند احساس کند، فکر کند، ارتباط برقرار کند و به تحریکات پاسخ دهد.
    ▪ ناهوشیاری؛ ناشی از تغییراتی در مغز است و به کاهش یا فقدان پاسخ به تحریکات بیرونی می انجامد.
    ▪ آگاهی؛ دریافت و پاسخ دادن به تحریکات نه لزوماً درک کردن.
    ▪ حالت نباتی مداوم یا دائمی (pvs)؛ کارکردهای «عالی» مغز تخریب شده اند، اما کارکردهای پایه ای ممکن است حفظ شده باشند. در صورتی که چشم اندازی از بهبودی وجود نداشته باشد، این حالت دائمی است.
    ▪ نشانگان محبوس در خود؛ فلج کامل به جز احتمالاً توانایی پلک زدن.
    ▪ حالت هوشیاری حداقل؛ ممکن است بیمار آگاهی داشته باشد. برای تعیین اینکه واکنش های بیمار تصادفی یا هدفدار است، باید ارزیابی به عمل آید.
    ▪ مرگ ساقه مغز؛ از دست رفتن کارکرد ساقه مغز به معنای اینکه مغز و بدن مرده اند، حتی با وجود اینکه گردش خون و تنفس را هنوز به وسیله ماشین ها می توان حفظ کرد. این حالت را نباید با «وضعیت نباتی مداوم» اشتباه کرد.
    ▪ فیلم های وحشت آور، تصاویر هولناکی از بیمارانی را نشان می دهد که بی حرکت روی تخت های بیمارستان دراز کشیده اند و مانند مردگان از دنیای خارج ناآگاهند.
    اما این کلیشه از ادراکی که اکنون پژوهشگران به یمن تکنیک های مدرن اسکن مغز از افراد در حال اغما دارند، بسیار دور است.اخیراً گروهی از پژوهشگران انگلیسی و بلژیکی میزانی از آگاهی را در یک زن ۲۳ ساله که به دنبال صدمه مغزی در یک حادثه اتومبیل، تشخیص «حالت نباتی مداوم» (PVS) در او داده شده بود، کشف کردند.گرچه این گروه هشدار دادند که یک مورد منحصربه فرد است و نباید نتایجی کلی درباره بیماران در حال اغما از آن گرفت، این نتایج «مبهوت کننده» توصیف شدند.
    پژوهشگران از تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) استفاده کردند تا نشان دهند که مغز زن به جملات ادا شده به همان طریقی پاسخ می دهد که داوطلبان سالم.این یافته به خودی خود وجود آگاهی را ثابت نمی کند، بنابراین آنها پیشتر رفتند و از بیمار در حال اغما خواستند اتاق های خانه اش و بازی کردن تنیس را به تصور درآورد.بار دیگر الگوهایی از فعالیت مغزی در او ظاهر شد که مشابه الگوهای مغزی داوطلبان سالم هنگام انجام همین فعالیت بود.این یافته نشان داد که این زن نه تنها می توانست فرمان ها را درک کند و به آنها پاسخ دهد، بلکه همچنین توانایی همکاری با پژوهشگران را داشت - همه اینها نشان می دهد که حدودی از هشیاری خودآگاه نسبت به محیط اطراف در او وجود داشت.
    «حالت نباتی مداوم» (PVS) یکی از حوزه های کمتر شناخته شده ـ و از لحاظ اخلاقی مشکل آفرین ـ در عصب شناسی است. این تحقیق نشان می دهد که تصویربرداری های پیشرفته از مغز ممکن است مسائلی در مورد حالت مغز در این وضعیت روشن کند که سایر بررسی های بالینی نمی توانند نشان دهند.
    این مورد همچنین نشان دهنده پیچیده و اسرارآمیز بودن PVS و اغما - حالتی که بیش از PVS رخ می دهد- است.اغما یا کما معمولاً به عنوان حالتی از ناهشیاری درازمدت توصیف می شود که با فقدان آگاهی و بیداری همراه است.
    کلمه «کما» (Coma) از کلمه یونانی مشتق شده است که به معنای «خواب عمیق» است اما اغما با خواب متفاوت است، چرا که نمی توان فرد در حال اغما را با تکان دادن بیدار کرد. اغما همیشه وضعیتی غیرطبیعی است که علل گوناگونی دارد، از نوشیدن مفرط الکل گرفته تا سکته مغزی وسیع یا ضربه مغزی شدید.
    فرد در حال اغما بسیار آسیب پذیر است و معمولاً به عنوان موردی از فوریت پزشکی محسوب می شود که اصول ABC کمک های اولیه بررسی مجرای هوایی، تنفس و گردش خون باید در مورد آن انجام شود.
    سریع ترین راه مردن در حال اغما نبود راه هوایی دارای کارکرد است. پزشکان از معیاری به نام «مقیاس اغمای گلاسکو» برای توصیف عمق اغما استفاده می کنند؛ در این معیار برحسب توانایی بیمار در باز کردن چشم، صحبت کردن و حرکت کردن نمراتی داده می شود و مجموع نمرات از ۱۵ (کاملاً بیدار و هشیار) تا سه (اغمای عمیق، مرگ) متفاوت است.
    با این حال مقدار نمره در این مقیاس لزوماً با عاقبت بیمار تطبیق نمی کند و فردی با نمره خیلی پایین ممکن است بعدها هشیاری کاملش را به دست آورد در حالی که در مورد فردی با نمره بالاتر این گونه نباشد.تصویربرداری از مغز هم جایگاه خود را در بررسی بیمار در حال اغما دارد- برای مثال سی تی اسکن می تواند سکته مغزی را نشان دهد.
    ● مراقبت ویژه
    پرستاری خوب نیز برای بیمار در حال اغما حیاتی است، زیرا این بیمار نمی تواند هیچ کاری برای خودش انجام دهد و خانواده بیمار نیز نیاز به حمایت، همدلی و صداقت دارند- هیچ چیز ترسناک تر از این نیست که به ما بگویند یکی از عزیزان ما نمی تواند بیدار شود. افراد در حال اغما با مراقبت های تخصصی وضعیت مناسب تری پیدا می کنند- اما مساله این است که شمار تخت های مراقبت ویژه بیماری های مغزی اندک است.
    اغما ندرتاً برای بیش از دو تا چهار هفته ادامه پیدا می کند. اینکه بیمار بهبودی کامل پیدا کند بستگی به علت اغما دارد، اما ممکن است مشکلات مداوم جسمی، ذهنی و روانی در بیمار باقی بماند که نیاز به بازتوانی ویژه داشته باشد. اغمای طولانی گاهی می تواند به PVS منجر شود که از بسیاری جنبه ها فرآورده پزشکی مدرن است، زیرا اجازه می دهد افراد با آسیب شدید مغزی از طریق کمک های تکنولوژیک مانند دستگاه های تهویه مکانیکی که کارهایی را که مغز نمی تواند انجام دهد به عهده می گیرند، زنده بمانند.
    وضعیت های دیگر مربوط به اختلال هشیاری شامل «حالت هشیاری حداقل» و «نشانگان محبوس در خود» است که در آنها بیماران درجات متفاوتی از توانایی شناختی دارند اما دچار ناتوانی در ارتباط برقرار کردن و کاهش میزان پاسخ به افراد و محیط هستند.
    سی تی اسکن و MRI از فرد دچار PVS تحلیل رفتگی (آتروفی) مناطق عالی قشر مغز مربوط به ادراک، تفکر و آگاهی را نشان می دهد.اسکن های PET که فقدان برداشت گلوکز یا قند را در این نواحی مغز نشان می دهند، ناهشیاری عمیق را ثابت می کنند.بنابراین افراد در PVS ممکن است گاه به گاه آه بکشند، اخم کنند، سر و صدا کنند و دست و پاهایشان را تکان دهند، اما این اطوارها معنای معمول شان را ندارند.
    البته ممکن است ساقه مغز به طور کامل یا نسبی سالم باشد (این بخش مغز در مقابل کمبود اکسیژن نسبت به سایر بخش های مغز مقاوم تر است). از آنجایی که ساقه مغز حاوی مراکزی است که چرخه های خواب و بیداری و تنفس را کنترل می کنند، فرد مبتلا به PVS ممکن است چشم هایش را باز و بسته کند و حتی به خودی خود و بدون کمک نفس بکشد.
    ● خطر عفونت
    افراد مبتلا به PVS به عفونت به خصوص ذات الریه آسیب پذیر هستند و این بیماری یک علت شایع مرگ در آنها است. مطمئناً برخی از این افراد بهبود پیدا می کنند (گرچه که این بهبودی ممکن است کامل نباشد). بررسی های بالینی در مورد بیماران PVS نشان می دهد در صورتی که مشکل کمبود اکسیژن رسانی به مغز باشد، بخت بهبودی قابل توجه پس از سه تا شش ماه اندک است. هنگامی که مساله مربوط به آسیب مغزی ناشی از ضربه است، بهبودی قابل توجه در PVS پس از یک سال بسیار نامحتمل است.
    فراتر از این محدوده های زمانی پزشکان می گویند، بیمار در حالت نباتی دائمی است.اما حتی این بیماران را نیز می توان با تکنولوژی به طور نامحدودی زنده نگه داشت و مشکل اخلاقی در همین جا بروز می کند، زیرا ممکن است این بیماران تخت هایی را اشغال کنند که بیماران دیگر می توانند از آنها نفع ببرند.
    در چنین شرایطی پزشکان ممکن است تصمیم بگیرند که معین کنند آیا بیمار واقعاً زنده است یا مرده. در انگلیس مرگ بیمار یعنی مرگ ساقه مغز. مرگ ساقه مغز را به عمل گیوتین تشبیه می کنند - که به معنای آن است که ارتباط میان مغز و هر کارکرد بدنی به طور برگشت ناپذیری قطع شود.
    مرگ ساقه مغز نه به وسیله تصویربرداری بلکه با مجموعه آزمون هایی تعیین می شود که کارکرد اعصاب جمجمه ای را بررسی می کنند .
    این آزمون ها دوبار به وسیله یک متخصص و یک پزشک عمومی با تجربه هر دو با هم انجام می شوند. پیش از اینکه این آزمون ها انجام شوند، باید تشخیص عارضه ای داده شود - مثلاً ایست قلبی یا سکته مغزی - که بتواند باعث مرگ ساقه مغز شود.
    سایر حالاتی که ممکن است شبیه به مرگ جلوه کنند، مانند فلج یا کاهش درجه حرارت بدن (هیپوترمی) را باید رد کرد. برای مثال هیپوترمی اغلب در مورد غرق شدگی رخ می دهد، بیمار در حالت اغما قرار خواهد گرفت اما مراقبت ویژه باعث تجدید حیات بیمار می شود، هرچند که ممکن است مرده به نظر رسد.مرگ ساقه مغز وضعیتی غیرقابل برگشت است.
    سوزان آلدریج مترجم : بهار خراسانی


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .  

  12. #30


    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    -- TaB --
    نام واقعی
    بهروزم
    شماره عضویت
    6883
    میانگین پست در روز
    10.24
    علایق
    هیچی غیره همه چی
    شغل و حرفه
    نزاجا
    نوشته ها
    19,887
    تشکر
    15,757
    تشکر شده 10,414 بار در 5,327 ارسال
    یاد شده
    در 7 پست
    برچسب زده شده
    در 1289 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرعضو باشگاه 10.000 امتیازی هاتولید کننده محتوای ارزشمندیار همیشگیمحبوب دلها
    شمشیر بر آن دست
    که بر گردنش هست،
    لعنت به تنی که در
    کنار تنش هست،
    دست از شب و روز
    گریه بردار دلم،
    با پای خودم
    میروم این بار
    گلم ...
     


    P30Parsi

    پیش فرض

    بیماری «ام اس» تا چه حد خطرناک است؟

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]تصلب متعدد (تصلب منتشر) بیماری مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که طی آن نواحی کوچک و پراکنده ای از بافت مغز و مغز تیره دچار استحاله می شوند. غلاف این تارها از بین می رود و توانایی انتقال تحریکات عصبی را از دست می دهد.
    این امر به ایجاد بافت پس از یک عفونت ویروسی مثلا فلج کودکان شباهت دارد، اما هیچ گونه شواهدی دال بر وجود عفونت یا هرگونه علت دیگر مشاهده نمی شود.
    نشانه های بیماری بر حسب موضع نواحی تصلب پدیدار می گردند و بنابراین می توانند با علامت های هرگونه اختلال دیگر در دستگاه اعصاب همانند باشند. تصلب متعدد، نوعی اختلال ادواری است. نشانه ها پدید می آیند و از میان می روند و در بین دوره های بروز بیماری، ممکن است بیمار تا چند ماه یا چند سال کاملا تندرست باشد.
    درنتیجه، انواع شیوه های درمان با ادعای آثار شگفت انگیز عرضه شده اند؛ لیکن در زمان حاضر، ارزش قطعی هیچ کدام از آنها اثبات نگشته است.
    تصلب متعدد (ام اس) که بیماری حاد و اغلب ناتوان کننده دستگاه عصبی مرکزی است، بیشتر اوقات افرادی را مبتلا می سازد که در سنین بین ۲۰ تا ۴۰ سالگی به سر می برند. ویژگی بیماری یاد شده عبارت از تخریب تدریجی غلاف های میلین که رشته های عصبی را مجزا ساخته و به این ترتیب قدرت انتقال تکانه ها (امواج عصبی) را از اعصاب سلب می نمایند.
    اگرچه نشانه ها با توجه به جایگاه هایی که میلین هست، در مغز و نخاع نابود می گردند، ولی بسیاری از مردم دچار خستگی غیرعادی، دید ضعیف، جویده جویده حرف زدن، عدم تعادل و ناهماهنگی عضله ها، بروز اشکال در جویدن، لرزش و ناراحتی ها روده و مثانه و در موارد حاد به فلج دچار می شوند.
    ● تصلب متعدد (ام اس) و تغذیه
    برنامه های غذایی متفاوتی برای درمان این بیماری پیشنهاد شده است، لیکن به موجب اعلام نظر انجمن ملی تصلب متعدد (ام اس) هیچ دلیل علمی در دست نیست که احتمالا ثابت کند تغذیه عامل این بیماری است و یا برنامه غذایی در درمان آن نقش دارد. در عوض، انجمن مذکور همان توصیه های غذایی را که برای افراد سالم یادآوری شده است، تایید می کند.
    این راهنمایی ها مشتمل بر حجم فراوان کالری هایی هستند که از کربوهیدرات ها- عمدتا مواد غذایی نشاسته ای، میوه ها و سبزی ها، مقادیر متعادل پروتئین و مصرف معقول چربی ها و مواد قندی به دست می آیند. این برنامه غذایی که از الیاف گیاه زیاد و چربی اندک برخوردارست برای بیماران مبتلا به ام اس فایده دارد زیرا انرژی و مواد مغذی را برای حفظ و ترمیم بافت ها تامین می کند تا امکان مبارزه با عفونت ها و کاستن از خطر یبوست فراهم آید.
    برخی از پزشکان و نیز حامیان این دسته از بیماران، طرفدار رعایت برنامه غذایی «سوانک»- برگرفته از نام استادی هستند که در سال ۱۹۵۰ چنین برنامه ای را پیشنهاد کرد- طی این برنامه بسیاری از چربی های حیوانی حذف می شوند.
    برنامه یاد شده سالیان سال در مورد جمع کثیری از بیماران به اجرا درآمد و نتایج قطعی حاصل گردید. با وجودی که برنامه غذایی کم چربی (سوانک) خطرات چشمگیری دربرنداشته و به راستی برای افراد تندرست و ناتوان هم سودمند است، اما در جلوگیری از پیشرفت «ام اس» موثر نیست. سایر برنامه های غذایی که جهت مداوای این مرض پیشنهاد گردیده اند، خطرناک ترند چرا که ممکن است به تغذیه نامتعادل یا ناکافی بینجامند.
    از آن جمله می توان به غذاهای مایع و فشرده اشاره کرد که ممکن است به نارسایی پتاسیم، برنامه های تغذیه خام، اغذیه ای که جذب پکتین، فراکتوز و رژیم های عاری از گلوتن را محدود می سازند، منتهی شوند. اثربخشی هیچ یک از اینها به اثبات نرسیده است. ویتامین درمانی نیز صورت می گیرد، لیکن دلیلی در دست نیست که کمبود ویتامین، عامل «ام اس» باشد و بنابراین منطقی نیست که مصرف مقادیر زیادی ویتامین را مکمل برنامه غذایی سالم و متعادل ساخت.
    علاوه بر این، استفاده بی حد از ویتامین ها و مواد معدنی احتمالا تندرستی انسان را به مخاطره می افکند.به عنوان مثال امکان دارد مصرف زیاد ویتامین B۶ با بروز نشانه های مشابه «ام اس» همچون بی حسی و گرختی و مورمور شدن به اعصاب بدن آسیب وارد سازد.
    نقش عمده برنامه غذایی مزبور این است که به افراد در مهار علائمی چون خستگی، یبوست، عفونت های مجرای ادراری و مشکلات مربوط به جویدن و بلعیدن یاری کند. تعادل موجود بین برنامه غذایی سالم، ورزش و استراحت درک کاهش خستگی موثر است. غذا خوردن به دفعات، منتها به مقدار اندک هم در تامین منبع دائمی نیروی آدمی اثر دارد. صبحانه دارای اهمیت بسزایی است. صبحانه مقوی کم چربی، توان انسان را برای آغاز روز می افزاید.
    ● رهنمودهایی برای تغذیه راحت تر
    در دور و بر منطقه مسکونی خویش، سراغ مغازه ها یا فروشگاه های بزرگی را بگیرید که تحویل تلفنی اجناس را می پذیرند. موقعی که احساس پرتوانی می کنید، غذاها را به اندازه دو وعده بپزید؛ یکی را همان روز بخورید و دیگری را منجمد ساخته و برای وقتی نگه دارید که از شدت خستگی، قادر به پخت و پز نباشید.
    اگر دوستانتان خواستند به شما کمک کنند، از آنان بخواهید یک وعده غذای اضافی بپزند تا بتوانید درون فریزر بگذارید. به فکر تهیه وسایلی باشید که شما را در پختن و کشیدن غذا، کمتر خسته کند. به جای ریختن غذا از قابلمه به کاسه، ملاقه را به کار ببرید. از داروخانه محل خود، وسایلی را تهیه کنید که دسترسی و به چنگ آوردن اشیای مورد نیاز را برایتان آسان گرداند.
    ● عوارض درمانی
    حفظ تعادل بین وزن و قد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اضافه وزن احتمالا بر مشکلات تحرکی و خستگی افزوده و به دستگاه های تنفسی و گردش خون آسیب می رساند. پوست تحریک پذیر گشته، بر اثر چاقی، آسان تر لطمه می بیند و این حالت بیشتر در مورد افرادی صدق می کند که تحرک چندانی ندارند. لاغری کمتر از حد معمول نیز زیان بار و ناخوشایند است، زیرا چه بسا مقاومت در برابر عفونت را کاسته و خطر ابتلای فرد به زخم های حاصل از فشار و دیگر جراحات پوستی را بیفزاید.
    غالبا عفونت های مجرای ادراری برای گرفتاران به ام اس مشکل آفرین است، به ویژه زمانی که باید پیاپی لوله (سند)گذاری شوند. نوشیدن عصاره قره قات، خاصیت اسیدی ادرار را می افزاید و محیطی به وجود می آورد که ضد باکتری است.
    چنانچه مشکل بی اختیاری ادراری وجود داشته باشد، مبتلایان به بیماری ام اس ناچارند از نوشابه های کافئین دار مانند چای، قهوه و کولا بپرهیزند و از خوردن شکلات هم (به سبب داشتن کافئین) دوری گزینند.کافئین مخدر است و مثانه را تحریک می کند. مصرف اندک مایعات، باعث می گردد که یبوست افزایش یابد. آب فراوان، غذاهای سرشار از الیاف گیاهی از قبیل میوه ها و سبزی ها و فرآورده های سبوس دار باعث می گردد که روده ها نرم کار کنند.
    آب برگه آلو و غلات سبوس دار، صبحانه های خوبی هستند. پنیر، روده را قابض می کند و در ضمن سرشار از چربی اشباع شده است.برخی از افراد مبتلا به ام اس از حیث بی اختیاری روده، مشکلاتی دارند که ممکن است بر اثر رعایت برنامه غذایی بدتر هم بشوند. سعی کنید نوشیدنی های مشکوک از قبیل قهوه، الکل و غذاهای پرادویه را تا چند روز از برنامه غذایی خود حذف نمایید. آنگاه هر بار یکی از خوردنی ها و آشامیدنی ها را دوباره میل کنید تا ببینید آن ناراحتی برمی گردد یا نه؟ از آنجایی که نیکوتین، گذشته از تاثیرات سوء بر سلامتی انسان، روده را تحریک می کند، سیگار نکشیدن حائز اهمیت است.
    مشکلات ناشی از جویدن و بلع را می توان با ایجاد تغییراتی در تهیه غذا برطرف ساخت به شرطی که از هرم غذایی تبعیت شود. به عنوان مثال شیربستنی، ماست، پوره میوه و سبزی، سوپ غلیظ و پس غذا را جایگزین غذاهای سفت یا خشک کنید. در عوض سالاد، اسفناج ریزریزشده بخورید یا به جای سیب یا گلابی تازه، میوه خردشده یا پخته میل کنید.
    به منظور دست یافتن به بافت مقبول، یک دستگاه مخلوط کن یا وسیله فرآوری را به کار گیرید و خوردنی های مزبور را به مقدار کم، اما به دفعات بخورید. در حالتی که بیماری پیشرفت کند ممکن است از یک آسیب شناس گفتاری خواسته شود که توصیه هایی پیرامون شیوه نهادن غذا در دهان یا تغییر الگوی تنفسی به عمل آورد تا مشکلات ناشی از بلع مرتفع گردد.
    ▪ این مواد را زیاد بخورید
    ـ مواد غذایی و خوراک های سرشار از الیاف گیاهی جهت جلوگیری از یبوست.
    ـ عصاره بداغ (قره قات) برای از بین بردن آماس مثانه.
    ـ مواد غذایی له شده برای آسان بلعیدن.
    ▪ این مواد را کم بخورید
    ـ کافئین برای دوری جستن از تحریک مثانه.
    ـ از مصرف این مواد بپرهیزید
    ـ مواد غذایی که باعث خفگی می شوند.
    ترجمه و تدوین: ا. امیر دیوانی


    4 کاربر مقابل از gaptogap_g عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


    برای تشکر از نویسنده روی کلیک کنید .