نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1

    مدیر سابق

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    شماره عضویت
    10757
    میانگین پست در روز
    0.90
    نوشته ها
    1,590
    تشکر
    4,770
    تشکر شده 1,917 بار در 1,450 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 4 تاپیک
    دستاوردها:
    ایحاد آلبوم تصویرکاربر خونگرمعضو باشگاه 10.000 امتیازی ها


    P30Parsi

    NEW مقاله هاي روانشناسي

    مخاطره جويي

    [برای مشاهده لینکها باید عضو شوید. ]

    آنچه كه در اين مقاله در مورد آن به بحث و تفحص پرداختم عبارت است از هيجان خواهي افراد. در دوره هاي اخير گروهي از روان شناسان به اين نتيجه رسيدند كه نظريه هاي شخصيتي جامع نظير فرويد، يونگ و ديگران، كه كوشيده اند به همه سؤالهاي مربوط به آدمي پاسخ بگويند، در اين پاسخ گويي ناتوان و عاجز مانده اند، زيرا پيچيدگي انسان و علل و عوامل متعدد رفتاري او بيش از آن است كه يك نظريه هر قدر هم جامع بتواند به همهي مسائل انسان پاسخ دهد. اينان معتقدند كه به جاي توجه به ساختن نظريه هاي جامع، بهتر است نظريه هايي وضع شوند كه تنها يكي دو جنبه از شخصيت انسان را، اما به طور كامل تر مورد مطالعه و بررسي قرار دهند (كريمي، 1370)
    يكي از اين نظريه ها، نظريه ماروين زاكرمن تحت عنوان هيجان خواهي است. هيجان خواهي يك ويژگي شخصيتي است كه اولين بار توسط ماروين زاكرمن نظريه پرداز زيست شناختي كه متأثر از ديدگاه آيسينگ بود، مطرح و توصيف شد (كريمي، 1370)

    تعریف هیجان خواهی:

    طبق نظریه «ماروین زاکرمن» هیجان خواهی تحت عنوان نیاز به تجارب و احساس های گوناگون، پیچیده، بدیع و بی سابقه و تمایل به خطر جویی تعریف شده است نکته مهمی که باید در اینجا متذکر شد آن است که یکی از عناصر اصلی هیجان خواهی تمایل یا اشتیاق به خطر جویی است، در حالیکه نتیجه رفتار کاوشی اشارت بر این که خطر جویی اغلب برانگیزنده ترس است و ترس با رفتار کاوشی ناهمساز یا غیر قابل تلفیق است.
    در چندین نظریه نیز چنین فرض شده است که هیجان هایی از قبیل ترس باعث سطوح انگیختگی بالا می شوند، به همین دلیل، ترس مانع کنجکاوی موجودات میشود (یعنی از هیجان خواهی و کسب تجربیات جدید، خودداری می کنند).
    زیرا آنها در سطح بهینه انگیختگی هستند و اما جالب است که زاکرمن توانسته است تمایل افراد را با خطرجویی به کاوشگری ارتباط دهد. به همین دلیل اگر فردی در مرحله خاصی از هیجان خواهی باشد، به همان نسبت خود را از نظر کارکرد عملی در معرض آزمايش قرار می دهد.
    این موضوع بر روي نیاز برای تجارب جدید و متنوع تمرکز می کند، از طریق رفتار بی بند و بارانه (سهل انگارانه) که شامل فعالیت های خطرناک، شیوه غیر متعارف زندگی، و عدم پذیرش یکنواختی می باشد. هیجان خواهی برای ربط دادن حوادث با یکدیگر ارایه می شود. یکی از دلایل مهم به این مسئله، از این حقیقت نشأت می گیرد که این یک فعالیت تقویتی متقابل است، بدین معنا که اگر پیامد یک عمل مانند یک جنایت، باعث اثر مثبت در فرد مجرم شود دوست دارد که آن را تکرار کند (Trimpop,kerr,kirkaldy 1998)
    (Gatzke kopp,Raine,Loeber,Steinhauer 2002 )
    دومین ویژگی، شخصیت است که بر اساس خلق و خو، انگیختگی و سطح بهینه ی تحریک قرار دارد. طبق نظر ماروین زاکرمن (1979)، ساختار هیجان خواهی به مقدار انگیختگی که دستگاه عصبی مرکزی شخص (مغز و نخاع شوکی) از منابع بیرونی تحریک نیاز دارد، مربوط است. طبق نظر زاکرمن، هیجان خواهی صنعتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربههای متنوع، جدید و پیچیده و میل اقدام به خطرهای جسمانی و بدنی به خاطر خود این تجربه هاست. فرد زیاد هیجان خواه، تحریک بیرونی دائمی مغز را ترجیح می دهد، از کارهای عادی خسته می شود و مرتباً در جستجوی راههای برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه های هیجان انگیز است. فرد کم هیجان خواه، هجوم مداوم تحریک مغزی کمتری را ترجیح می دهد و کارهای عادی را نسبتاً خوب تحمل می کند (مارشال ریو، ترجمه سیدمحمدی، 1380).
    به طور نمونه، نوجوانانی که به عنوان ماجراجویان و هیجان خواهان پرخاشگر در نظر گرفته می شوند هنگامی که تنها یا با دوستان خود هستند در مقایسه با زمانی که با والدین خود می باشند، با سرعت بیشتری رانندگی می کنند. افراد هیجان خواه در هر سنی که باشند نسبت به آنهایی که هیجان خواهی کمتری دارند دوست دارند در هنگام رانندگی به اتومبیل جلویی خود بچسبند (یا با فاصله اندکی از ماشین جلویی خود رانندگی می کنند) (Mc.Millen 1992). افراد هیجان خواه با حالت مستی رانندگی می کنند با این حال رانندگی از روی بی پروایی و جسارت و با هیجان خواهی در نوجوانان وجود دارد. بررسی های دیگر نشان می دهد که این خصوصیت در رده های سنی 25-23 سال هم دیده میشود (Arrne 1991).

    ویژگی های افراد هیجان خواه:

    افراد هیجان خواه افرادی هستند که دارای خصوصیاتی همچون برونگرایی، خود مختاری، جسور و ناهماهنگ می باشند. در نگرشهای مذهبی و سیاسی بیشتر تمایل به آزاد اندیشی دارند، در برابر موفقیت های مبهم تحمل بیشتری دارند. در نگرشهای جنسی آنان از سلطه جویی ضعیف تری برخوردارند و پاسخهای فیزیولوژیکی آنان به محرکهای جدید شدیدتر از گروههای دیگر است (شولتز، 1378).
    زاکرمن و همکاران وی دریافتند که هیجان خواهی در نتیجه سن تغییر می کند. افراد جوان تر بیشتر از افراد مسن تر به جستجوی حادثه، ریسک، و تجربیات جدید گرایش دارند نمرههای آزمون آزمودنی های نوجوان تا 60 ساله نشان دادند که هیجان خواهی با افزایش سن کاهش می یابد و حدود 20 سالگی آغاز می شود. زاکرمن 65 ساله در یک اظهار نظر شخصی درباره ی اینکه چگونه رفتار هیجان خواهی او با افزایش سن تغییر کرده است گفت هنگامی که او جوان تر بود، از مقاله ها و میهمانیهای دیروقت در اجلاس های (APA) لذت می برد، جایی که شخص می توانست درباره ی روان شناسی صحبت کند، لاس بزند، یا صرفاً مست و بازداری زدا شود، این روزها عمدتاً برای مقالات به آنجا می رود (شولتز و شولتز، 1994، ترجمه از سید محمدی 1381).
    اولین نسخه مقیاس هیجان خواهی زاکرمن که 30 سال پیش ارایه شد برای پیش بینی به پاسخ فرد به محرومیت حسی بود. پس از آن، وسیله سنجش شخصیتی برای ارزیابی چهار گرایش کلیدی تصحیح شد که عبارتند از: ماجراجویی، هیجان خواهی تجربه گرایی، بیقیدی (بازداری زدایی)، و آسیب پذیری در مقابل خستگی.
    افراد ماجراجو و هیجان گرا از فعالیت ها یا ورزش هایی كه تجارب و هیجانات غیرعادی دارند لذت شدیدی می برند، حتی اگر جان آنان به خطر بیافتد.
    زاکرمن در دایره المعارف روانشناسی می گوید مسابقات موتورسواری یا اسکی روی آب میتواند از ورزش هایی باشد که این افراد به آن علاقه شدید دارند (1996). تجربه گرایان، از تجربه های بدیع و نو لذت می برند، مثلاً مسافرت به مکان های عجیب و غریب، گوش کردن به موسیقی مهیج یا غیر عادی، تجربه کردن مواد مخدر یا زندگی به صورت غیرجمعی و ناهمگون، زاکرمن می گوید: افراد بی قید و بند دائماً در جستجوی فرصت هایی هستند تا در محافل و جشن های پرتلاطم و محشر، شرکت در میگساری های شدید و فعالیت جنسی با غریبه ها، قید و بندها و محذوریت ها را کنار بگذارید و بالاخره افراد هیجان خواه از تکرار، تجارب قابل پیش بینی، و افراد کلیشه ای و کارهای روزمره به آسانی خسته می شوند به طور کلی، زاکرمن عقیده داشت، مردان نسبت به زنان معمولاً یک دلیل هیجان خواهی قویتر از خود نشان می دهند و افراد متارکه کرده بیش از افراد مجرد یا متاهل هیجان خواهند.
    به نظر می رسد رفتارهای هیجان خواهانه در اواخر نوجوانی به اوج خود می رسد و در زنان و مردان مخرب است. افرادی که به طور منظم به یک مذهب متداول (قرار دادی) عمل میکنند غالباً در زمره افرادی قرار می گیرند که کمتر به دنبال هیجان خواهی هستند مقیاس هیجان خواهی برای معرفی نوجوانانی مورد استفاده قرار گرفته که با استفاده از مواد مخدر، روابط نامشروع جنسی با افراد مختلف، رانندگی با بی پروایی یا به خاطر اثرات مشروبات الکلی ممکن است سلامت و امنیت خود را به خطر اندازند. با کمک Paula Horvath زاکرمن در 1993 گزارشی را ارایه داد که بیان می کرد تمایلات هیجان خواهانه در میان همکلاسان (که به وسیله SSS ارزیابی شده بود)، و رفتارهای هیجان خواهانه در میان هم سن و سالان و رفقا، پیش گویان قدرتمندی از رفتارهای خطر ساز بودند، به ویژه اعمال جنایی و خشونت های اجتماعی، روش تحلیلی زاکرمن برای بهبود (روش های آموزشی برای ایجاد مناسب ترین شیوه یادگیری فردی در کودکان و یا برای هماهنگ ساختن وظایف و مسئولیت های شغلی یا ویژگی های شخصیتی کارمندان مورد استفاده قرار می گرفت. زاکرمن گفت: «هیجان خواهان مسافرت های تنش زا، پردغدغه و خطرناک مانند خلبانی، کنترل کنندگان ترافیک هوایی (کارمندان برج مراقبت)، کارمندان بخش فوریت های پزشکی بیمارستان، یا شغل هایی که تا حد زیادی با ارتباطات اجتماعی مختلف سروکار دارند را دوست دارند ولی همچنین گفت: «آنان از کارهای تکراری و روزمره ای که فاقد تعامل اجتماعی یا فعالیت های چالش انگیز و متغیر باشد، ناراضی بوده و خسته می شوند (Gatzke kopp , Raine , Loeber , Loeber , Steinhauer, 2002).
    در چهار مولفه ی هیجان خواهی تفاوتهای جنسیت معناداری پیدا شده است. مردان در هیجان زدگی و ماجراجویی، بازداری، و حساسیت نسبت به یکنواختی، نمره های بالاتری گرفتند. زنان در تجربه جویی، نمره های بالاتری گرفتند. همچنین از نظر تفاوتهای نژادی و قبیله ای هم آسیایی ها از افراد کشورهای غربی نمره کمتری در SSS گرفتند. آزمودنی های سفید از غیر سفیدها نمره ی بالاتری گرفتند (شولتز و شولتز، 1994، ترجمة سید محمدی، 1381).
    تفاوتهای معناداری از نظر سطح تحصیلی وجود ندارد. دانشگاهیان در مقایسه با غیر دانشگاهیان درآزمون SSS نمره هایی که به طور معنادار بالاتر یا پایین تر باشد، به دست نیاوردند (شولتر، 1998, ترجمه از کریمی و همکاران، 1381).
    برای زنان، تنها رابطه ی مثبت معنادار بین نمره های آزمون SSS و نمره های آزمون علاقه شغلی در حرفه ی وکالت است با مشاغل سنتی زنانه مثل خانه داری، معلمی دبستان، آموزگار اقتصاد خانواده و مسئول برنامه غذایی، همبستگیهای منفی معناداری به دست آمده اند. بنابراین، زنانی که هیجان خواهی زیادی دارند، احتمالاًٌ از این نوع مشاغل احساس رضایت نخواهند کرد. مردان و زنانی که هیجان خواهی زیادی دارند، بیشتر به مشاغل کمک رسانی روی می آورند که بر انگیزنده، مهیج یا خطرناک اند، مانند مداخله در بحران یا کار پیراپزشکی در گروه های اورژانس (شولتز، 1998، ترجمه از کریمی و همکاران، 1378).

    تفاوتهای رفتاری در افراد هیجان خواه:

    زاکرمن دریافت، با وجود آن که برخی افراد زیاد هیجان خواه از فعالیت هایی چون کوهنوردی، پرواز با هواپیمای بی موتور، مسابقات اتومبیل رانی، اسکی و غواصی لذت میبرند و افراد كم هیجان خواه عموماً از آنها لذت نمی برند، تفاوتهای همیشه چشمگیر نیستند. برخی از افراد زیاد هیجان خواه تجربه های متنوع را به تجربیات خطرناک ترجیح دادند. آنها شرکت در گروه های رویارویی، آموزش مراقبه و آزمایش های روان شناختی جدید را ترجیح دادند. زمانی که برانگیختگی اولیه ی این تجربه ها فروکش می کند، افراد زیاد هیجان خواه معمولاً این فعالیتها را قطع می کنند، زیرا آنها دیگر سطح مطلوب تحریک را ایجاد نمی کنند. افراد زیاد هیجان خواه بیشتر از افراد کم هیجان خواه از داروهای غیرمجاز استفاده می کنند. از این گذشته افراد زیاد هیجان خواه با احتمال بیشتری سیگار می کشیدند، الکل مصرف می کردند، با سرعت رانندگی می کردند، تصادف و محکومیت های بیشتری به خاطر رانندگی به هنگام مستی داشتند و به فعالیت های جنسی زیاد میپرداختند. در پژوهش زاکرمن، 16 درصد از افراد زیاد هیجان خواه در مقایسه با 7 درصد از افراد کم هیجان خواه، تجربیات همجنس گرایی را گزارش دادند (شولتز و شولتز، 1994، ترجمه از سید محمدی، 1381).
    قمار بازی هم گونه ی دیگر هیجان خواهی است که در افراد زیاد هیجان خواه بیشتر از افراد کم هیجان خواه دیده شده است. بی باکی یا جسارت ظاهری افرادی که هیجان خواهی زیادی دارند، ممکن است آنان را وادار به ماجراجویی زیادتر در موقعیت هایی کند که بالقوه رعب انگیزند، ولی افرادی که هیجان خواهی کمتری دارند ممکن است در چنین موقعیت هایی ترس و رفتار اجتنابی بروز دهند.
    اشخاصی که هیجان خواهی بالاتری دارند، در مقایسه با کسانی که هیجان خواهی آنان کمتر است، بیشتر مایل به ترک محیط های آشنا و رفتن به جاهای جدید و مسافرت به مکان های نا آشنا هستند، حتی در شرایطی که مسافرت، خطرهایی را به همراه داشته باشد. زاکرمن به این نتیجه رسید که اشخاصی که هیجان خواهی زیادی دارند، از نظر خود محوری، برون گرا هستند، به عبارت دیگر، آنها تنها به سایر اشخاص به عنوان منبع تحریک توجه دارند آنها با سایر اشخاص به شیوه ی وابسته یا مهر آمیز ارتباط برقرار نمی کنند.
    افرادی که هیجان خواهی بالایی دارند خودمختار بوده، در روابط با دیگران دارای اعتماد به نفس هستند، همرنگی یا همنوایی ندارند و خطر جو هستند آنها متفاوت از سنتها یا عرف اجتماعی و نیازها یا نگرش های سایر اشخاص عمل می کنند و در درجه ی اول تحت نفوذ نیازهای خود هستند. و زندگی خویش را طوری ترتیب می دهند که فرصتهای مستقل و خودشکوفایی را به بیشترین حد می رسانند.
    کسانی که هیجان خواهی زیادی دارند تمایل به پرداختن به چیزی را دارند که فروید آن را تفکر یا فرایند ابتدایی می نامد، یعنی، تصویر سازی ذهنی، رویاها و خیالبافی های روزانه که گاه چنان وضوحی دارند که تمایز بین این محرک های درونی و دنیای واقعی ممکن است دشوار باشد. این افراد پیوسته در جستجوی تجربه های جدید هستند و اگر آنها را در رویدادهای بیرونی پیدا نکنند، ممکن است در دنیای خیالی درونی به دنبال آنها بگردند و یا آنها را در تخیل خود خلق کنند. و همین طور کسانی که هیجان خواهی زیادی دارند در مقایسه با کسانی که هیجان خواهی کمتری دارند در نگرش های مذهبی و سیاسی خویش شکیبایی بیشتری دارند. به علاوه گروه دوم در اقتدار طلبی نمره بالایی به دست آوردند که این سبک شخصیتی با عقاید انعطاف ناپذیری و نگرش های توأم با تعصب شخص می شود. قدرت تحمل ابهام در این گروه از افراد کم است، یعنی آنان اندیشه ها و موقعیتهای مبهم را به عنوان تهدید در نظر می گیرند تا چالش (شولتز، 1998، ترجمه از کریمی و همکاران، 1381).

    ماهیت هیجان خواهی:

    قدیمی ترین سوال برای روانشناسان این است که آیا ویژگی های فردی به وسیله خصوصیات روان شناختی ارثی و ژنتیکی و واکنش های زیستی شیمیایی در معرف تحت تاثیر قرار می گیرد و یا از تجربه های دوران کودکی، «تربیت» متاثر می شود (Gatzke kopp , Raine , Loeber , Loeber , Steinhauer, 2002).
    زاکرمن معتقد است که هیجان خواهی والدین در درجه اول یک صفت ارثی است ولی در عین حال تحت عوامل موقعیتی یا محیطی نیز قرار دارد. یکی از عوامل، سطح هیجان خواهی والدین است. والدینی که هیجان خواهی اندکی دارند، ممکن است بیش از حد ترسو، حمایت کننده و نسبت به کودکان خود بازدارنده بوده و مانع از درگیر شدن آنان در فعالیت های ماجراجویانه یا مخاطره آمیز شوند از سوی دیگر والدینی که هیجان خواهی زیاد دارند، ممکن است کودکان خود را به انجام فعالیت های تازه ترغیب و تقویت کنند و در نتیجه، سایر رفتارهای هیجان خواهی را ترویج نمایند (شولتز، 1998، ترجمه از کریمی، 1378).
    توجه زاکرمن به صفت شخصیت هیجان خواهی، پژوهش های بسیاری برانگیخته است. هیجان خواهی با دامنه ی وسیعی از متغیرهای رفتاری، شناختی، شخصیتی و فیزیولوژیکی ارتباط دارد. تأکید او بر ارثی بودن هیجان خواهی، کار او را همراه با نظریه ی خلق و خوی باس و پلامین، در طبقه ای متفاوت از رویکردهای رفتاری و یادگیری اجتماعی مربوط به شخصیت قرار می دهد که به تأثیر عوامل موقعیتی و یادگیری دارد. کار زاکرمن در زمینه ی هیجان خواهی، از نظر عقل سلیم دارای جلوه و جاذبه است به راحتی می توان این اندیشه را پذیرفت که از لحاظ نیاز به برانگیختگی، خطر پذیری، تنوع و ماجراجویی با هم تفاوت دارند (شولتز، 1994، ترجمه از کریمی، 1378).
    در دهه 1970، زاکرمن و دستیاران وی در انگلستان، با مقایسه هیجان خواهی در میان دوقلوه های همسان، که نیمرخ ژنتیکی آنان یکسان است، و دوقلوهای دو تخمکی، که نیمی از ژن های آنان مشترک است، به دنبال پاسخ این سوال بودند. در میان یک نمونه از دوقلوهای انگلیسی، 60 درصد از شباهت های آنان از نظر خصوصیت هیجان خواهی به عوامل ژنتیکی مربوط می شد، (یک رقم بالا برای ویژگی های فردی)، یک بررسی ثانویه از دوقلوهای جدا شده Minnesota که در هنگام تولد با کمی پس از تولد توسط خانواده های مختلف به فرزندی گرفته شدند، ارزیابی مشابهی از تاثیرات ژنتیکی را نشان می داد، علی رغم این که این کودکان در دوران شکل گیری شخصیتی شان در یک محیط مشابه پرورش نیافته بودند (Lykken1992) )Personal Communication (ارتباط فردی) (Raine، Gatzke kopp 2002, Steinhauer, Loeber, Loeber,).

    اساس بیولوژیکی هیجان خواهی:

    در بررسی هایی که افراد زیاد هیجان خواه با محرک های تازه مواجه می شوند، پژوهشگران به افزایش فعالیت های مغز و سطح هورمونهای جنسی پی می برند. سطح مونوآمین اکسیداز (آنزیمی که انتقال دهنده های عصبی ای را کنترل می کند که دگرگونی هیجانی سریع را تولید می نماید) کاهش را نشان داد، که احساسهای برانگیختگی و شنگولی را تشدید میکند. ترشح مواد شیمیایی در بدن و روی نحوه ی احساس، فکر و عمل کردن ما اثر میگذارند. روی هم رفته ممکن است این، توجهی برای مصرف داروهای درونگردان باشد که اثر آنها شباهت به انتقال دهنده های عصبی طبیعی دارد.
    اما اخیراً معلوم شده که نحوه ی احساس، فکر و عمل کردن، روی ترشح مواد شیمیایی بدن اثر می گذارد (فرجی، 1375).
    در سال گذشته، دو گروه متفاوت از محققان در اسرائیل و مؤسسه ملی سلامت ذهنی در آمریکا به طور جداگانه یکی از ژن های مربوط به ویژگی فردی هیجان خواهی را کشف کردند. این ژن D4، که یک گیرنده دوپامین Dopamine در مغز است را تولید می کند. در 1979 زاکرمن فرضیه ای را ارائه داد که بر اساس آن دوپامین، یک انتقال دهنده عصبی که انتقال های عصبی سلولی را تعدیل می کند، می بایست در هیجان خواهی مشارکت داشته باشد. تا اندازه ای به دلیل این که چندین محقق دریافتند، افراد دارای میزان بالای یک آنزیم به نام monoomamine oxides در مغز (گاهی یک تنظیم کننده دوپامین است) کمتر تمایل به هیجان خواهی دارند.
    فعالیت زیاد دوپامین می تواند از خصوصیات افراد هیجان خواه باشد. همراه با دوپامین سایر انتقال دهنده های عصبی نیز ممکن است در هیجان خواهی درگیر شوند. به طور مثال، فعالیت پایین Serotonin (سروتونین) ممکن است به علت فقدان منع و بازداری و تابعیت از امیال آنی در میان هیجان خواهان باشد و واکنش پذیری اندک نورون های آدرنالین زا میتواند به علت بی پروایی افراد هیجان خواه در شرایط خطرناک باشد (Gatzke kopp, Raine, Loeber, Loeber, Steinhauer, 2002 ).

    هیجان خواهی و برونگرایی و درونگرایی:

    کسانی که هیجان خواهی زیادی دارند، از نظر خود محوری بیشتر برون گرا، خودمختار، جسور ناهمرنگ یا ناپیرو در ابراز هیجان های خود بی پروا هستند. کسانی که هیجان خواهی کمتری دارند درونگرا هستند و افراد افسرده، گوشه گیر و انزواطلب هستند (شولتز، 1998، ترجمه از کریمی، 1381).
    علاوه بر اینکه افراد هیجان خواه بالا برخی از صفات برون گرایی را دارند ولی ماروین زاکرمن (1994) تفاوت بین این دو ساختار را هم شرح می دهد.
    برون گرایان از معاشرت و بودن با دیگران لذت می برند. اما هیجان خواهان بیشتر به ارزش تحریکی که دیگران فراهم می آورند، علاقه مند هستند.
    هیجان خواه به جای معاشرت به (1) جستجوی جدید، (2) مخاطره جویی، (3) فعالیت هایی غیرعادی علاقه دارد. (مارشال ریو، ترجمه سید یحیی محمدی، 1381).

    خواستگاههای مفهوم هیجان خواهی:

    چنانچه می دانیم، افراد بهنجار، تحریک محیطی محدود را کاملاً آزاردهنده می یابند. زاکرمن در ضمن مطالعه روی تحریک محیطی محدود، دریافت که بعضی افراد برای لذت بردن از اثرات تحریک محیطی مستعدتر هستند.
    او در این بررسی از یک آزمون نوشتاری برای تعیین هیجان خواهی استفاده کرد و به این نتیجه رسید که نمره سطح بالای شرکت کنندگان به طور چشمگیری بر هیجان خواهی آنان دلالت داشت، در حالی که افرادی که نمره آنها در سطح پائین بود، این نمره بر هیجان خواهی کمتر یا اجتناب از هیجان اشارت می کرد.
    زاکرمن دریافت که هیجان خواهان سطح بالا هستند که جذب تحریک محیطی چالش انگیز می شوند. چنانچه می نویسد: من فکر می کنم افرادی که تغییر یا هر چیز جدید یا تازه را ترجیح می دهند، به طور بهنجار، باید تحریک بیشتر را بر تحریک کمتر ترجیح دهند. او می گوید: دلیل این که هیجان خواهان سطح بالا یا بلند پرواز از تحریک طبیعی چالش انگیز لذت می برند، این است که این تحریک آنها را برای تجربه جدید آماده می کند.

    جنسيت و هيجان خواهي:

    مردان در مقايسه با زنان تمايل بيشتري به هيجان طلبي دارند بويژه در كارهاي ماجراجويانه و معيارهاي غير بازدارنده و در برنامه هاي پر شور و شعف بيشتر مشاركت دارند. هيجان طلبي نيز با بالا رفتن سن كاهش مي يابد، اين مسئله توضيح مي دهد، چرا بسياري از افرادي كه از لحاظ پتانسيلي ريسك هاي خطرناكي را مرتكب مي شوند مردان جوان هستند. اگر چه بايد يادآوري شود بسياري از زنان، هيجان طلبان در سطح بالايي هستند و تعداد زناني كه در ورزشهاي با ريسك بالا و انجام امور مخاطره آميز براي سلامت مانند سيگار كشيدن و زياده روي در خوردن مشروب شركت مي كنند رو به افزايش است.
    آيسينگ چندين توضيح جامعه شناسي براي اين تفاوت هاي جنسيتي را ارائه كرده است، او پيشنهاد كرد تفاوت هاي جنسي در جستجوي هيجان مي تواند به دليل تفاوت در ميزان هورمون هاي جنسي باشد. هورمون هاي جنسي در مردان با هيجان جويي و طغيان گري ارتباط دارند. هورمون تستوسترون با علائم مردانگي ارتباط دارد بنابراين هم توضيحات جامعه شناسي و هم بيولوژيكي براي اين تفاوت ارائه شده است.
    اگرچه هيجان جويي يك پيش بيني مشخص از نشانه هاي بلوغ براي دختران و پسران است اما در بعضي از موارد اين هيجان جويي در پسران با كارهاي انحرافي همراه مي شود مانند استفاده از انواع موادمخدر.
    مدل مقدار هورمون تستوسترون در مردان جوان خيلي شبيه به مدل هيجان جويي است. كه در نتيجه افزايش مقدار اين هورمون در خون، به تحريك و افزايش هيجان جويي منجر مي گردد.

    هیجان خواهی در ارتباط با مواد مخدر:

    شواهد زیادی وجود دارد که هیجان خواهان تمایل زیادی به استفاده از موادمخدر نشان میدهند. عقیده بر این است که علاقه آنها به موادمخدر می تواند به وسیله سرشت یا ساخت بیولوژیکی آنها تعیین شود.
    داده های زیادی نشان می دهند که هیجان خواهان نه فقط تمایل به عمل جنسی مکرر نشان می دهند، بلکه علاقه مند به داشتن شریکهای جنسی گوناگون هستند و نیز شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد هیجان خواهان به میهمانی ها به ویژه میهمانیهای غیرمجاز و بلامانع و بی بند و بار علاقه نشان می دهند. تصویر کلی هیجان خواهان نشان می دهد که آنها به تجربه های جدید، مخصوصاً تجاربی که شامل افراد جدید باشد، رغبت نشان می دهند و از احساس بی قید و بند بودن، لذت می برند و البته میهمانی ها و مجالس غیرمجاز، امکان کاملاً مناسبی برای ارضاء این قبیل هوس هاست.

    بی تکلفی و بزهکاری در هیجان خواهان:

    هیجان خواهان اغلب افرادی بی تعصب، غیر متعارف و غیر قابل اعتماد توصیف می شوند. اگر هیجان خواهی کشف کند که امری جدید و برانگیزنده است، هیچ حد و مرزی بین خود و آن نمی شناسد و فکر یا گفته دیگران نیز مانع انتخاب فعالیتهای او نمی شود.
    هیجان خواهان اغلب به کارهایی می پردازند که می دانند دوستان و خویشان با آن موافق نیستند. هیجان خواهان کاملاً تمایل دارند، اگر امری را جالب تر یافتند، تعهد قبلی را نقض کنند.
    این گرایش رفتار آنان را اغلب مغایر میثاق های اجتماعی نشان می دهد. از این رو هیجان خواه مستعد بزهکاری است.
    اما اگر این نحوه بی تکلفی، به فعالیتهای سودمند و مفید سوق داده شود، می توانند به خلاقیت و بارآوری و ثمربخشی منجر شود. به عبارت دیگر هیجان خواهی فرد را موفق یا ناموفق نمی سازد، بلکه این ویژگی، بیشتر از او یک بت یا فردی منفور و طرد شده از جامعه می سازد.

    هیجان خواهی و ورزش:

    هیجان خواهان تمایل دارند که سخت درگیر ورزشهایی شوند که خطر ناک به نظر می رسد، مانند: هیجان خواهان که از کوه ها صعود می کنند، به فضا نوردی می پردازند، با سرعت در آب شیرجه می روند، در اسکی از یک شیب تند فرود می آیند و گر چه هیجان خواهان مجذوب فعالیت های خطرناک هستند اما به نظر نمی رسد که آنها مجذوب خطر باشند بلکه به نظر می رسد آنها مجذوب خطری باشند که در راه کسب تجارت جدید قرار دارد.
    چند تن از دانشمندان به این نتیجه رسیدند که خطر جویان در یک ورزش یکنواخت، دچار ملال می شوند و به همین دلیل سعی می کنند به ورزش جدیدی بپردازند، به طول یک دوره ممکن است آنها از هیجان جویان غیر جسور در ورزشهای بیشتری شرکت کنند.
    به همین ترتیب اگر آنها همیشه سعی کنند به ورزشهای جدید بپردازند، دیر یا زود در گیر ورزشهایی می شوند که دارای سطح بالایی از خطر باشد، و از این رو هیجان جویان جسور به علت خطر، کار خود را به تعویق نمی اندازند و تعجب آور نیست که این افراد جسور از خطر جویان غیر جسور بیشتر به ورزشهای خطر ناک بپردازند.


    سبک تفکر و خلاقیت در هیجان خواهان:


    هیجان خواهان اغلب افرادی خلاق، هنرمند، پرورشکار، دارای احساسات خیر خواهانه، دانشمند، حادثه جو و بی پروا می شوند و در بسیاری از رشته ها دارای توانایی رهبری هستند. یکی از ویژگیهایی که این افراد را قادر می سازد بیشتر از حدود توانایی خود، پیشرفت کنند خلاقیت آنهاست که از سبک تفکر آنها ناشی می شود.
    لازمه خلاقیت آن است که انسان بتواند امور را به سبک جدیدی مورد توجه قرار دهد، یا از جنبه متفاوتی در نظر بگیرد، در امور دیگر باید امکانات جدیدی به وجود آورد یا راه ای جدیدی انتخاب کند.
    آزمونهای خلاقیت نه فقط یک راه های متنوع یا جدید را اندازه گیری می کنند، بلکه یگانگی یا بی همتایی و بی سابقگی این روشها را می سنجد.
    توانایی یافتن راه های جدید و بی سابقه بطور تصادفی رخ نمی دهد و بیشتر کیفیتها یا ویژگی های اساسی دیگر از قبیل انعطاف پذیری، تحمل ابهام یا غیر قابل پیش بینی بودن و لذت بردن از امور بی سابقه و ناشناخته ارتباط دارد.
    هیجان خواهان، دارای تمام این ویژگیها هستند و این ویژگیها است که آنها را قادر می سازد افرادی مولّد و ثمر بخش شوند (فرجی، 1375).

    احساس جویی:

    آیزنگ خاطر نشان می کند که: افرادی که در بعد احساس جویی نمره بالایی می گیرند پیوسته در جستجوی تجارت جدید، پیچیده، متنوع، و هیجان انگیز هستند.
    افراد «احساس جو» بیش از دیگران احتمال می رود که داوطلب تجاربی از قبیل یادگیری، مراقبت کردن یا تن دادن به محرومیتهای حسی باشد. احساس جویی صرفاً جستجوی محرکها یا هیجان خارجی نیستند بلکه تا حدودی گرایش به جستجو کردن چیزهای نو و متفاوت را شامل می شود.
    به رغم این استثناها، افراد احساس جو اغلب در جستجوی محرک هیجان انگیز و دائماً در حال تغییرند. این افراد در مقایسه با افرادی که در سطح پایین تر از این بعد قرار دارند سریعتر رانندگی می کنند، بیشتر احتمال می رود که از داروهای گوناگون استفاده کنند، بیشتر احتمال می رود که به ورزشهای پرخطر مانند پرش ارتفاع مبادرت ورزند.
    اگر چه ظاهراً راههای نامتعارف بسیاری برای یافتن تهییج وجود دارد، یک منبع عمده تحریک برای افراد احساس جو تعامل با افراد دیگر است (رضوانی، 1375).


    نظريه هاي هيجان:


    هيجان ها از نظر فيزيولوژيك، موقعيتي و شناختي تشكيل مي شوند. ما روان شناسان در مورد شيوه عملكرد متقابل اين عناصر براي توليد اعمال و حالتهاي هيجاني اتفاق نظر دارند. برخي از روان شناسان معتقدند كه برانگيختگي فيزيولوژيك كه يكي از عناصر تشكيل دهنده واكنش هيجاني است نسبت به عناصر شناختي بنيادي تر است و نوع برانگيختگي احساس شده ارزشيابي و طبقه بندي ما از هيجان را به شدت تحت تأثير قرار مي دهد (گنجي، 1374).

    نظريه جيمزلانگه:
    يكي از نخستين نظريه هاي هيجان بصورت خلاصه بوسيله روان شناس امريكايي ويليام گفته شده است چون گريه مي كنيم، احساس اندوه مي كنيم، چون حمله مي كنيم، احساس خشم مي كنيم، چون مي لرزيم احساس ترس مي كنيم، اين نظريه كه در اواخر قرن نوزدهم به وسيله ويليام جيمز و روان شناس دانماركي كارل لانگه ارائه شده است انديشه متفاوت درباره هيجان ها را بكلي وارونه مي كنند در اين نظريه توالي رويدادها در حالتهاي هيجاني بصورت زير مطرح مي شود:
    1- موقعيتي كه سبب هيجان خواهد شد ادراك مي كنيم، از اين رو تجربه هيجاني، احساس دروني هيجاني بعد از تغييرات بدني رخ مي دهد و تغييرات بدني پيش از تجربه هيجاني ميآيند.
    2- براي اينكه اين نظريه درست دربيايد لازم است براي هر هيجاني مجموعه تغييرات دروني و بروني متفاوت وجود داشته باشد و شخص بتواند آنها را درك كند براي وجود الگوهاي متفاوت پاسخهاي بدني در بعضي از هيجانها ظريف و كنترل شديد اين الگوهاي بدني را ميتوان ادراك كرد بطور كلي ادراك از تغييرات بدني زياد دقيق نيست، به اين دليل نظريه جيمز لانگه مورد ترديد قرار گرفته است (محي الدين، 1374).


    نظريه كنون بارد:

    والتر كنون بارد با انتقاد از نظريه جيمزلانگه رضايت نمي دهد وي ادعا مي كند كه يك رويداد، واكنشهاي جسمي برانگيختگي و عمل و تجربه هيجان را بطور همزمان راه مي اندازد وقتي رويدادهايي ادراك مي شود مغز فعاليت خودكار و ماهيچه اي و تجربه هيجان را تحريك مي كند. طبق نظريه كنون بارد، هيجانها و واكنشهاي جسمي بطور همزمان توليد مي شوند. بنابراين هيجان ها بر اثر دگرگونيهاي جسمي به صورتي كه نظريه جيمز لانگه ادعا مي كند توليد نمي شود. انتقاد اصلي از نظريه كنون بارد بر تحريك همزمان واكنشهاي جسماني و هيجان استوار است. بسياري از ما تجربه به موقع فرار كردن را داريم. همچنين اين تجربه را نيز داريم كه پس از گذشت فرصتي آنچه را كه احتمال داشت اتفاق بيافتد ارزشيابي كنيم آنگاه آشفته شويم و بلرزيم آنچه به آن نياز داريم نظريه اي است كه تعامل پيوسته رويدادهاي بيروني دگرگوني هاي فيزيولوژيك و فعاليتهاي شناختي را ممكن سازد (گنجي، 1375).

    نظریه هیجان خواهی ماروین زاکرمن:
    از اوایل دهه ی (1970) ماروین زاکرمن یکی از روانشناسان دانشگاه دِلِه ویر پژوهش های وسیعی در جنبه ی محدودی از شخصیت که هیجان خواهی می نامد، آغاز کرده است او معتقد است که این پدیده یک صفت ارثی است که با نیاز به احساس ها و تجربه های متنوع، بدیع و پیچیده و میل به خطرجویی جسمانی و اجتماعی به خاطر چنین تجربه هایی تعریف می شود (شولتز و شولتز، 1994، به نقل از سیدمحمدی، 1381).
    زاکرمن جهت سنجش میزان هیجان خواهی مقیاس هایی را به وجود آورد. تحقیقاتی که با استفاده از مقیاس هیجان خواهی انجام شد؛ نشان داد که بین انسان ها از لحاظ میزان هیجان خواهی تفاوتهای زیادی وجود دارد. به علاوه به نظر می رسد، هیجان خواهی خصلتی است که در موقعیت های گوناگون از همسانی برخوردار است (اتکینسون، اتکینسون و هیلگارد، 1983، ترجمه از براهنی و همکاران 1368).
    بررسی هیجانی (حسی)، آثار پروفسور روانشناسی در میان بهترین های جهان نشان اختصاصی پروفسور ماروین زاکرمن، مقاله ای در مورد هیجان خواهان (1971) به عنوان یکی از مؤثرترین و برجسته ترین آثار در تاریخ روان شناسی است که همزمان با آثار محققانی همچون سایموند فروید، اسکینر، جین پایگت می باشد. مقاله زاکرمن « ابعاد هیجان خواهی» یک ابزار سنجش شخصیتی جامع و فراگیر معروف به مقیاس هیجان خواهی (SSS) را توضیح می دهد. وی شرکت کنندگانی که با این بیانات «من گاهی اوقات دوست دارم کارهایی انجام دهم که کمی ترسناک هستند»، «من بعضی از چیزها را فقط به خاطر هیجانش دوست دارم»، موافق هستند را راهنمایی می کند، مقیاس هیجان خواهی (SSS) به روان شناسان کمک می کند تا گرایشات هیجان خواهی را ارزیابی کنند. یک طبقه بندی شخصی (فردی) اولین بار توسط زاکرمن در سال 1964 ارایه شد، وی توضیح داد که افراد هیجان گرا به هیجانات شدید، تجربه های پیچیده، بدیع و متفاوت علاقه شدید دارند.
    مطالعات زاکرمن در مورد افراد هیجان گرا (هیجان خواه) تأثیر عمیقی بر درک ما از آزمایشات شخصیتی داشته است این گفته ی Pettijohn ویراستار و پروفسور روان شناس از دانشگاه ایالت اُیاهو می باشد. وی می افزاید: «من اثر ذاکرمن ستایش کرده ام و بنابراین من از اینکه یکی از مقاله های وی را در کتاب خود می گنجانم بسیار خوشحالم»
    (,Leober Raine , Leober ,Steinhauer , 2002 Gatzke kopp )

    سنجش هیجان خواهی:

    زاکرمن یک پرسش نامه 40 ماده ای مواد کاغذی به نام مقیاس هیجان خواهی (SSS) ساخته است. در جریان ساخت این آزمون، او آن را روی اشخاص بسیاری که رفتارشان با تعریفی که از هیجان خواهی مطابقت داشت اجرا کرده است.
    این افراد کسانی بودند که برای آزمایشهای روان شناختی که آنان را در معرض تجربه های جدید قرار می داد داوطلب شده بودند کسانی که شغلشان با خطر جسمانی توأم بود (نظیر افسران پلیس و رانندگان) و کسانی که تجربه مصرف موادمخدر و تجربه های متنوع جنسی داشتند. نمره های این آزمودنیها با نمره های اشخاصی که به طور عمومی و از روی اراده از این نوع فعالیتها اجتناب می کردند، مقایسه شدند، کسانی که اقدام به فعالیتهای غیرعادی و خطرناک می کردند در آزمون SSS نمره بالایی بدست آوردند و افرادی که فعالیتهای آرامتر و کم حادثه را ترجیح می دادند، در این آزمون نمره پایینی داشتند. برای صفت کلی هیجانخواهی چهار عامل یا مؤلفه تعیین شده است، این عوامل عبارتند از:
    1- حادثه جویی: تمایل به درگیر شدن در فعالیت های جسمانی که شامل عناصری از سرعت، خطر، تازگی و گریز از حادثه است (مانند چتربازی یا غواصی)
    2- تجربه جویی: جستجو برای تجربه های جدید از طریق مسافرت، موسیقی، هنر، شیوه زندگی خودانگیخته و ناهمرنگی با وجود تشابهی که مردم به آنها گرایش دارند.
    3- بازداری زدایی: نیاز به جستجوی رهایی در فعالیت های اجتماعی بازداری نشده یا توسل به الکل يا بدون آن.
    4- ملال پذیری: اجتناب از تجربه تکراری، کادر عادی یا یکنواخت یا اشخاص قابل پیش بینی، و در صورت قرار گرفتن اجباری در معرض چنین تجربه هایی، واکنش عدم رضایت بیقرارانه نشان دادن (شولتز، 1378).

    نتیجه گیری:

    در بین انسانها از نظر میزان هیجان خواهی تفاوتهای بسیاری وجود دارد. به طوری که مارون زاکرمن نشان می دهد که هیجان خواهی یکی از چند صفت بنیادی تعیین کننده ماهیت انسان است. او با ارائه شاخصهای قانع کننده نشان می دهد که عوامل ارثی در تعیین ویژگی هیجان خواهی نقش مهمی دارند، همانطور که در هوش نقش دارند. بنابراین والدینی که هیجان خواهی دارند به احتمال خیلی زیاد فرزندان هیجان خواه خواهند داشت. هیجان خواهی را به چهار قسمت فرعی تقسیم می کند. هیجان خواهی شدید، تجربه خواهی، عدم بازداری و ملال پذیری.
    هیجان خواهی شدید بیشتر از بقیه ویژگی ها خودنمایی می کند و مورد توجه قرار میگیرد.
    طبق نظر مارون زاکرمن (1979، 1978) ساختار هیجان خواهی به مقدار انگیختگی که دستگاه عصبی مرکزی شخص (مغز و نخاع شوکی) از تابع بیرونی تحریک نیاز دارد، مربوط است طبق نظر زاکرمن (1979) هیجان خواهی صفتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربه های متنوع، جدید و پیچیده پس اقدام به خطرهای جسمانی و بدنی به خاطر خود این تجربه ها فرد زیاد هیجان خواه، تحریک بیرونی دائمی مغز را ترجیح می دهد. از کارهای عادی خسته می شود و مرتباً در جستجوی راههایی برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه های هیجان انگیز است. فرد کم هیجان خواه هجوم مداوم تحریک مغزی کمتری را ترجیح می دهد، و تحریکهای عادی را نسبتاً خوب تحمل می کند (سید محمدی، 1380)
    از جمله ویژگی شخصیتی بزهکاران، هیجان خواهی می باشد. تحقیقات در مورد افراد بزهکار و ویژگی شخصیتی هیجان خواهی آنها می تواند در جهت بهبود شرایط برای جلوگیری و کنترل بزهکاری افراد جامعه مؤثر باشد.

    راهکارها:

    می توان افرادی که هیجان خواه و مخاطره جو هستند را به سوی ورزش های مهیج سوق داد تا از رفتار بزهکارانه آنها جلوگیری شود.
    باید تعامل و ارتباط افراد هیجان خواه و مخاطره را با دیگران افزایش داد و وظایفی را بر عهده آنان قرار داد تا احساس مسئولیت کنند

    فرزانه غريب
    كارشناس روانشناسي باليني

    منابع و مأخذ:
    ـ اتكينسون. ريتال ال و ديگران، (1378)، زمينه روان شناسي هيلگارد، ترجمه ي دكتر محمد نقي براهني و ديگران، چاپ سيزدهم، تهران: رشد
    ـ سيد محمدي. يحيي، (1380)، انگيزش و هيجان، تهران: نشر و ويرايش
    ـ شولتز. دوان، (1378)، نظريه هاي شخصيت، ترجمه ي يوسف كريمي و همكاران، چاپ اول، تهران: ارسباران
    ـ شولتز. دوان، شولتز. سيدني الن، (1375)، نظريه هاي شخصيت، ترجمه ي يحيي سيدمحمدي، چاپ چهارم، تهران: ويرايش
    ـ فرجي. ذبيح ا… ، (1371)، انگيزش ، تهران: خردمند
    ـ فرجي. ذبيح ا… ، (1375)، انگيزش و هيجان: واكنشهاي روان تني، تهران: ميترا
    ـ كريمي. يوسف، (1370)، روان شناسي شخصيت، تهران: پيام نور
    ـ گنجي. حمزه، (1374)، روان شناسي عمومي، تهران: نشر دانا
    ـ گنجي. حمزه، (1376)، بهداشت رواني، تهران: ارسباران
    ـ مارشال ريو. جان، (1380)، انگيزش و هيجان، ترجمه ي يحيي سيدمحمدي، چاپ سوم، تهران: ويرايش
    ـ محي الدين بنات. مهدي، (1374)، انگيزش و هيجان، تهران: دانا








  2. 4 کاربر مقابل از MAHSAN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    نوشته ها
    Many