مدیر تالار هنر و آداب و رسوم
تاریخ عضویت Dec 2008
محل سکونت شیراز
نام واقعی احمد
شغل و حرفه دانشجوی مهندسی کامپیوتر-نرم افزار
نوشته ها 5,702
امتیازات 42,789درجه 50
تشکر 1,468
تشکر شده 3,138 بار در 1,622 ارسال
16. نتایج آزمون t مربوط به آزمون معناداری ارتباط تك تك متغیرها با گرایش نسبت به نماز بعد از حضور همزمان 17 شاخص عوامل درون مدرسه ای در كنار هم نشان داد كه تنها چهار شاخص از مجموع هفده شاخص عوامل درون مدرسه ای ارتباط معناداری با گرایش دانش آموزان نسبت به نماز داشته است. این چهار متغیّر كه بیشترین مشاركت معنا دار را در گرایش نسبت به نماز داشته اند به ترتیب اهمیت عبارتند بودند از:
الف ) اهل نماز دانستن دبیر یا دبیران مورد علاقه به عنوان الگوی مذهبی.
ب ) پذیرفتن مربی تربیتی مدرسه به عنوان الگوی مذهبی.
ج ) پذیرفتن دبیر دینی مدرسه به عنوان الگوی مذهبی.
د ) اعتقاد به تقیّد اعضای انجمن اسلامی مدرسه به انجام فرایض دینی.
دانش آموزانی كه به این چهار مقوله اعتقاد و باور داشته اند بالاترین گرایش نسبت به نماز را دارا بوده به نحوی كه میزان گرایش نسبت به نماز آنان (به مقدار 06/31) بسیار نزدیك به حداكثر نمره ممكن این مقیاس (یعنی عدد 32) بوده است.
ب) نتیجه گیری و پیشنهاد
1. بررسی مطالعات اكتشافی و پیشینه ی پژوهش نشان داد كه چه در داخل و چه در خارج از كشور، نوجوانان و جوانان (منظور گروه سنی بین 13 تا 24 سال است) نسبت به دیگر گروه های سنی به ارزش ها، گرایش ها و رفتارهای مذهبی تعلق خاطر كمتری نشان می دهند و هر چقدر از سنین سالخوردگی به جوانان نزدیك تر می شویم بر میزان كاهش تعلقات دینی افزوده می شود.
نتایج مطالعات اینگلهارت در خارج از كشور و پژوهش های وسیع و گسترده ی مرحوم دكتر اسدی و همكاران و همچون دكتر محسنی در داخل كشور حاكی از قطعی بودن تفاوت های سنی بوده است، به نحوی كه در همه ی كشورهایی كه از آنها داده هایی وجود داشته (از جمله ایران) جوانانی به طور متوسط با همسانی قابل توجهی اهمیت كمتری به دین می دهند.
با این حال شایان ذكر است كه دینداری و گرایش های مذهبی به موازات افزایش سن از دوره ی جوانی به میانسالی و سپس به سالخوردگی فزونی می گیرد. بر این اساس می توان ادعا نمود كه كاهش میزان تعلق دینی در سنین جوانی و افزایش آن در سنین بالاتر در بازتاب طبیعی چرخه ی زندگی انسان است. تمامی یافته ها نشان می دهد كه جوانان وقتی بزرگتر می شوند به تدریج دیندارتر خواهند شد تا جایی كه برخی از جامعه شناسان افزایش باورها و اعتقادات مذهبی را در سنین بالاتر از كاركردهای این دوران سنی تلقی نموده اند.
چرخه ی زندگی آثار متعددی دارد، این طبیعی است كه جوانان (به طور متوسط) به دلیل شرایط خاص سنّیشان بالاخص بحران هویت یابی و نداشتن تجربه ی لازم در زندگی اهمیت كمتری به دین و مذهب می دهند، با تاكید مجدد بر این نكته كه واقعیات اكثر كشورها به ما اطمینان می دهد كه كه دینداری «جوانان امروز» با افزایش سن آن ها فزونی خواهد گرفت. شخص هر چه سالهای زیادتری از عمرش بگذرد به خداوند و مذهب و زندگی پس از مرگ اهمیت بیشتری می دهد . (لازم به ذكر است كه طبیعی دانستن یك موضوع یا پدیده، مساوی با جواز اخلاقی یا درست تلقی كردن آن نیست.)
نتیجه آن كه در جامعه ما (مثل هر جامعه دیگر) كاملاً قابل پیش بینی است كه دینداری جوانان كمتر از بزرگسالان باشد. نمی توان انتظارات و توقعاتی را كه از بزرگسالان داریم به جوانان تعمیم دهیم و سپس بر اساس فاصله ی واقعیات با توقعات مذكور، دینداری نوجوانان و جوانان كشور را دور از انتظار و بحرانی بدانیم. لازم است انتظارات و توقعات خود را از دینداری جوانان و نوجوانان در خور مرحله ی سنی آنان تنظیم و تصحیح نماییم.
2. تحلیل پاسخ های داده شده به سؤالات مربوط به «گرایش نسبت به نماز»، «بعد عقیدتی دین»، «بعد مناسكی دین» و «بعد تعهد دینی» ،دانش آموزان جمعیت نمونه ی تحقیق نشان داد كه علی رغم باور برخی از مسؤلان مملكتی و بسیار از مذهبیون سنتی دینداری و تعلق مذهبی نوجوانان و جوانان به هیچ وجه بحرانی و اسفناك نیست. مشاهدات این پژوهش مبنی بر میزان بالای دینداری جوانان نمونه ی تحقیق كاملاً مغایر با دیدگاه كسانی است كه همواره وضعیت ایمان مذهبی نوجوانان و جوانان تهرانی را فاجعه آمیز و بسیار ضعیف ارزیابی می كنند.
به هر حال یافته های این پژوهش مبین این واقعیت بوده كه جوانان دانش آموزان منطقه 5 تهران از جوانان كلیه كشورهایی كه در پیمایش بین المللی ارزشهای جهانی مورد مطالعه قرار گرفته اند، دیندارترند.
البته حوزه ی این پژوهش، منطقه ی 5 تهران بوده كه یك منطقه ی حاشیه ای و مهاجر پذیر است. لذا كاملاً منطقی است كه با سطح اطمینان بالایی پیش بینی نمائیم كه میزان اعتقاد، گرایش و رفتارهای مذهبی این گروه سنی در مناطق مركزی و جنوبی تهران، شهرهای دیگر و بالاخص مناطق سنتی و روستاهای كشور از گروه مورد مطالعه در منطقه ی 5 تهران بیشتر باشد.
شایان ذكر است كه در این پژوهش نیز به علت نمونه گیری تصادفی، تعداد زیادی از جمعیت نمونه ی تحقیق (یعنی 292 نفر) از مدارس شهرك اكباتان انتخاب شده كه ساكنان این شهرك به تجدد مآبی و غربگرایی شهرت دارند. وقتی كل جمعیت نمونه تحقیق به دو گروه دانش آموزان شهرك اكباتان (292 نفر) و دانش آموزان غیر شهرك اكباتان (441 نفر) تقسیم شدند. میانگین گرایش نسبت به نماز این در دو گروه به ترتیب معادل 5/24 و 77/26 محاسبه گردید كه سه واحد تفاوت را به ضرر دانش آموزان مدارس شهرك اكباتان نشان می داد. آمار مشاهده شده f برای آزمون معناداری این دو میانگین معادل 08/31 محاسبه شد كه در سطح بسیار بالای آماری (000/0=p) معنادار بود.
نتیجه ی آن كه یافته های این پژوهش با وجود یك چنین بافت فرهنگی از دانش آموزان به دست آمده است. وقتی از این جمعیت تحقیق، دینداری بالایی (بالاتر از كلیه ی كشورهای مورد مطالعه در پیمایش بین المللی ارزشهای جهانی) مشاهده شده به طور منطقی می توان دینداری امیدوار كننده ای را برای جوانان كشور استنباط نمود.
3. به نظر می رسد كه احساس ناخشنودی و نگرانی بسیاری از مسؤولین فرهنگی و متدینین از وضعیت اعتقادی و مذهبی جوانان تهرانی (جدا از توقعات غیر واقع بینانه و متناسب با دنیای بزرگسالان) بیشتر متكی بر برخی شیوه های رفتاری مغایر با ارزشها و موازین اجتماعی و مذهبی ابراز شده از طرف جوانان باشد. در واقع بسیاری از افراد با مشاهده ی برخی رفتارهای اجتماعی نابهنجار از طرف جوانان چگونگی اعتقاد و تعلقات مذهبی این گروه را استنباط نموده، بر آن اساس وضعیت دینداری آنها را بحرانی و فاجعه آمیز تلقی می كنند. اگر نتیجه گیری و استنباط های خود را به جای استفاده از اطلاعات جزئی تر و مشخص تر مبتنی بر تحقیقات، فقط بر اساس رفتارهای اجتماعی جوانان بنا سازیم، تصویری نسبتا گمراه كننده و خام از گرایشهای نوجوانان و جوانان نسبت به دین به دست خواهیم آورد. به هر حال رفتارهای جوانان هر چند كه نابهنجار و كجروانه باشد باز هم مسلماً جانشین سنجش های مستقیم اعتقادات و گرایش های دینی نیست.
در این خصوص این سؤال جدی قابل طرح است كه اگر برخی جوانان و نوجوانان، شیوه ی رفتاری مغایر با شیوه ی رفتاری بزرگسالان یا الگوهای رفتاری مذهبیون انقلابی در پیش گرفتند، آیا مجاز هستیم آنها را غیر مذهبی، غیر معتقد به دین و واجد گرایش منفی نسبت به ارزش ها و شعائر مذهبی بدانیم و بنامیم؟
با تأمّل به این نكته ی مهم كه نوجوان و جوان این مرز و بوم كه به دلایل متعدد ساختاری و سنی، از قبل در تعیین هویت واقعی خویش دچار آشفتگی است، احتمال دارد چنین نامهای منفی را به خود بگیرد تا به هر حال هویتی یافته باشد. بسیاری از نابهنجاری های نوجوانان و جوانان كه تا بزرگسالی ادامه می یابد نتیجه ی چنین تعامل هایی بین نیازهای نوجوانان و جوانان جهت تهیین هویت خویش و اشتیاق غیر مدّبرانه ی جهان بزرگسالان برای نامگذاری او بر مبنای برخی رفتارهای اجتماعی اش می باشد.
به هر حال برای قضاوت در دینداری جوانان و نوجوانان باید دقت نظر فراوانی داشت و به دور از هر گونه تعجیل، از یك یا چند وجه رفتاری، كل دینداری وی را نتیجه نباید گرفت. فروكاستن دینداری صرفاً به یك سلسله موازین رفتاری خاص و ظاهری، در واقع محدود كردن دین در قالب تنگ و ظاهری است.
4. یافته های مربوط به تحلیل چند متغیری نشان داد كه علی رغم اینكه بسیاری از شاخص های عوامل درون مدرسه ای در نگاه اول با گرایش دانش آموزان نسبت به نماز مرتبط به نظر می رسیدند لیكن بعد از حضور همزمان آنان در كنار هم ملعوم شد كه در حقیقت چهار عامل اصلی به صورت مستقیم بر گرایش دانش آموزان نسبت به نماز تأثیر می گذارد. این چهار متغییر به ترتیب اهمیت عبارتند از:
الف) اهل نماز دانستن دبیر یا دبیران مورد علاقه ی دانش آموزان.
ب) پذیرفتن مربی تربیتی مدرسه به عنوان الگوی مذهبی.
ج) پذیرفتن دبیر دینی مدرسه به عنوان الگوی مذهبی.
د) اعتقاد به تقید مذهبی اعضای انجمن اسلامی مدرسه.
به عبارت دیگر وقتی كلیه ی هفده متغیر مربوط به عوامل درون مدرسه ای (یعنی وجود نماز خانه، برگزاری مرتب نماز جماعت در مدرسه، تبلیغات كافی برای ترغیب دانش آموزان به اقامه ی نماز در مدرسه، اهل نماز دانستن كادر مدیریت مدرسه و دبیر یا دبیران مورد علاقه ی دانش آموز:، پنداشت دانش آموز مبنی بر افزایش نسبت دانش آموزان نمازخوان مدرسه به دانش آموزانی كه كلاً نماز نمی خوانند، مساعد بودن جو مدرسه برای دانش آموزان نماز خوان، پذیرفتن دبیر دینی به عنوان یك الگوی مذهبی، آگاه نمودن مستمرّ دانش آموزان به اهمیت و فواید نماز توسط دبیر دینی، تطابق بین گفتار و عمل دبیر دینی، محبوبیت مربّی تربیتی، پرهیزگاری مربّی تربیتی، پذیرفتن مربّی تربیتی به عنوان الگوی مذهبی، تأثیر اخلاق و رفتار اعضای انجمن اسلامی در افزایش گرایش دانش آموزان به دین، مقیّد بودن اعضای انجمن اسلامی به انجام فرایض دینی و اعتماد دانش آموزان به نمادهای مذهبی كادر مدرسه یعنی دبیر دینی و مربّی تربیتی) را به عنوان متغیّرهای همبسته با گرایش دانش آموزان نسبت به نماز وارد تحلیل رگریسون نمودیم، نتایج نشان داد كه تنها چهار متغیر فوق الذكر اثر معناداری بر گرایش دانش آموزان نسبت به نماز داشته و با حضور این چهار متغیر نیازی به 13 متغیر دیگر عوامل درون مدرسه ای جهت توضیح و پیش بینی گرایش دانش آموزان نسبت به نماز نیست
ويكتور هوگو : هرگز به كسي كه دوستش داري نگو دوستت دارم