تاریخ عضویت May 2008
محل سکونت شیراز
نام واقعی احسان
علایق گیتار - پی اچ پی - فوتبال - لاسانا دیاررا - کلارنس سیدورف
شغل و حرفه طراح سایت - محاسب سازه - وبمستر
نوشته ها 9,762
امتیازات 269,689درجه 100
تشکر 36,384
تشکر شده 34,229 بار در 6,921 ارسال
مقاله مکانیابی برای شهرک های صنعتی
مقاله : تبيين نقش مهندسان معمار و شهرساز
در مطالعات مكانيابي شهركهاي صنعتي
الف : علل طرح مسئله
انقلاب صنعتي باعث تغيير چهره جهان در سده هاي اخير گرديده است . ظهور ماشين به عنوان پديده اي جديد در روابط اجتماعي و زندگي مردمان ، منجر به تغيير الگوهاي سنتي در جامعه شده است . علم شهر سازي و معماري نيز از اين تغيير مصون نماند و تئوريهاي جديدي مطرح گرديد . تغيير روشهاي توليد و افزايش محصولات به همراه افزايش سرعت در ارتباطات و حمل كالا تغيير بافت كالبدي شهرها را دنبال داشته است .
ازدياد جمعيت و نياز روزافزون كشور به محصولات جديد ، منجر به احداث و توسعه فضاهاي توليدي و صنعتي گرديد . تعدد و تنوع و ارتقاي محصولات جديد در همه عرصه هاي زندگي و پاسخ به نيازهاي عمومي باعث گرديد تا كارخانجات توليدي ، بسرعت گسترش يافته و در مدت كوتاهي عرصه هاي شهري را به تصرف خود درآورند .
نياز روزافزون كشور به صنايع و كارخانجات پيشرفته و مدرن تفكر احداث شهرك هاي صنعتي را قوت بخشيد . مكانيابي شهرك ها بر اساس تجمع صنايع مرتبط و موارد زيست محيطي بوده و اين امر نمايانگر نياز جامعه به فضاهايي خاص براي توليد و توزيع كالا ميباشد .
مجموعه اصولي كه در تفكر جداسازي صنايع از شهرها و تجمع در مكانهاي خاص وجود داشته است را ميتوان بشرح زير دسته بندي كرد :
1-موارد زيست محيطي از قبيل آلودگي صوتي ، آلودگي هوا ، پس آبهاي صنعتي .
2-تمركز صنايع همگون در يك حوزه فضايي در جهت سازماندهي روند توليد و توزيع .
3-افزايش اشتغالزايي در مكانهاي جديد كه عموما از مراكز جمعيتي بزرگ دور هستند .
4-امكان گسترش آتي فضاهاي صنعتي در سايت .
5-كاهش هزينه از طريق تمركزقبيل خدمات ، تاسيسات زير بنايي ( آب ، برق ، فاضلاب و ..) .
با قبول اين تفكر كه شاغلين در شهرك ها – اعم از كارگر فني ، كارگر خدماتي ، كارمندان ، مهندسان و مديران – بيشتر اوقات زندگي خود را در آن سپري ميكنند ، لذا عنوان ساكنين شهرك به اين افراد ، دور از واقعيت نبوده و به نقش آنان به عنوان بهره برداران اصلي تاكيد دارد .
هدف از اين نوشتار روشن كردن نقش مهم معماران و شهرسازان در طرحهاي شهرك سازي در جهت وضوح و خوانايي آن براي تمامي اقشار مردم است .
ب : شهرك ها و محيط پيرامون
ورود صنايع در شهرك ها موجد اشتغال زايي و كارآفريني در منطقه ميگردد . در مراحل نخست و جهت ساخت كارخانجات و يا زيرساختهاي شهرك نياز به نيروي انساني ، ماشين الات و مصالح ساختماني و شبكه حمل و نقل ميباشد . روندي كه بطور ميانگين 3 سال بطول ميانجامد .با ورود ماشين الات و مواد اوليه و سازماندهي حمل و نقل ، فعاليت اصلي در شهركها شكل ميگيرد .
شهرك هاي صنعتي با دارا بودن هزاران واحد توليدي در سطح كشور ، بخش عظيمي از ساخت و ساز را بخود اختصاص داده و فعاليت آنان به افزايش سطح درآمد سرانه و تغيير در الگوهاي رفتاري جامعه پيرامون خود ميانجامد . از ديگر نتايج مهم آن ، افزايش سطح توقع افراد ، تغيير در هرم جمعيتي ، افزايش سطح تخصصي افراد ميباشد . هر صنعت جهت ادامه حيات ، نياز به ارتباط با ساير صنايع همگون داشته و بعلاوه صنايع وابسته را ايجاد كرده و گسترش ميدهد كه به افزايش جمعيت و تراكم در حوزه هاي پيراموني مي انجامد .موارد ذكر شده چشم انداز كوچكي از تاثيرات صنايع بر محيط پيراموني خود ميباشد .
واقعيت روشن اين است كه شهرك ها – گرچه با وجود فاصله هاي مكاني با حوزه هاي زيست پيراموني – نيز جزئي از ساختار كالبدي شهر هاي پيرامون خود هستند و لذا هر گونه تغيير و تحول در ساختار آنان در كالبد و روح شهر نيز تاثير خواهد گذاشت . احداث و راه اندازي مجموعه هاي عظيم صنعتي در شهركها و ورود جريان سرمايه به حوزه هايي كه با عملكردهاي نسبتا كوچك سرو كار داشته اند ، تغييرات كالبدي محيط هاي اطراف را به دنبال خواهد داشت .
ج :كالبد شهرك
محيط موجود در شهركهاي صنعتي و در نگاه اول ، انبوهي از آهن و بتن و ساختمانهاي صنعتي با سمبل هاي مشخص چون سوله هاي عظيم در محيط ميباشد . فضاهاي سبز عمومي با تعدادي درخت و چمن در شهركها نيزصرفا بر اساس تفكر كار و توليد بيشتر شكل گرفته است .
شهركها عموما فاقد فضاهاي عمومي كارامد هستند .گرچه در مطالعات جانمايي شهركها به فضاهاي عمومي توجه شده است اما آنچه در عمل ديده ميشود ، متفاوت از ايده هاي اوليه بوده و فضاهاي غالب در شهرك شامل دسترسيهاي خودرو و ساختمانهاي صنعتي است .
اهميت فاكتورهاي اقتصادي در پروژه ها آنهم بدليل ماهيت يك بعدي عملكرد در نواحي صنعتي و با شعار كار بيشتر براي سود بيشتر و نيز تفكر سودآوري و برگشت سرمايه بدون توجه به تاثيرات منفي و يا مثبت آن بر بافتهاي اجتماعي و انساني ميتواند به خلق كالبدي سرد و بيروح در شهرك ها گردد . در مطالعات جانمايي شهركها علاوه بر بررسي نحوه سود آوري و برگشت سرمايه ها با يد نگاهي نيز به اثرات محيطي بخصوص تاثيرات آن بر جوامع انساني داشته باشيم
در حال حاضر ،روند طرح پروژه هاي صنعتي از تخصيص زمين و انجام نقشه برداري از سايت شروع و با تفكيك و قطعه بندي سايت به كاربريهاي عمومي و خصوصي و ارائه نقشه هاي سيويل منتهي ميشود . سپس نقشه هاي معماري براي هر قطعه و سازه بنا تهيه و كار اجرا ميشود . هدف ما انجام مطالعات از نوع ديگر و به موازات مطالعات براي كالبد شهرك ميباشد . بدليل اهميت ماهيت كالبدي كارخانجات ، طرحهاي شهرك سازي اكثرا بصورت تكراري و مدوله بوده و از تنوع كمي برخوردار ميباشد . انجام مطالعات تاثير انسان بر محيط هاي كاري و تاثير متقابل شهرك بر جوامع پيراموني مورد نظر است .
پيش بيني فضاهاي فراغت علاوه بر رشد و تعالي انسان ، نقشي انكار ناپذير نيز در بهبود و تلطيف روابط اجتماعي در جامعه دارد اين نياز خصوصا در محيط هاي صنعتي كه عدم انعطاف و يكسونگري ذاتي با آن عجين است بصورت مضاعف احساس ميشود . اهميت به حركت انسان در سايت ، طرح فضاهاي قدم زدن و استراحت ، خلق فضاهاي نمايشگاهي جهت حضور مردم در شهرك – دعوت از گروههاي دانش آموزي و ..ـ ميتواند شهركها را از حالت خشك و كاربردي صرف ، به فضاهايي انساني تبديل كند . در اين صورت جريان حيات بخش و شادي آفرين زندگي ، به شهرك وارد و جان تازه اي به آن مي بخشد .
د : جوامع انساني و شهرك
بلاشك احداث و راه اندازي مجموعه هاي عظيم صنعتي در شهركها تاثيرات عميق خود را بر نواحي پيراموني ميگذارد . ساكنين بخشهاي صنعتي ، فرهنگي جديد و الگوي زندگي نوين را كه در محيط كار مي آموزند ، به حوزه هاي زيست خود به طور عام و به داخل خانه خود به طور خاص ، منتقل خواهند كرد.
گرچه در مطالعات مكانيابي و ظرفيت سنجي شهركها ، فاكتورهاي اقتصادي از مهمترين عوامل تعيين كننده ميباشند ، ليكن نبايد نقش و تاثير آتي شهركها را در جامعه انساني از نظر دور داشت ، امر مهمي كه تا كنون كمتر بدان توجه شده است .
وجود هزاران كارمند و كارگر شاغل در شهركها ، كه متعلق به محيط هاي گوناگون فرهنگي ميباشند ، به دگرگوني بافت سنتي و روابط اجتماعي در منطقه تحت نفوذ خود مي انجامد . تفاوت هاي موجود در بين ساكنين محيط هاي صنعتي ، از جمله سن ، تحصيلات و تاهل ، از علل بيگانگي آنان از يكديگرو با محيط هاي پيراموني ميشود . نگاه ابزاري به فضاهاي شهرك توسط مهاجرين - با فرهنگ خاص خود منجر به كاهش حساسيت فرد نسبت به محيط و شرايط زيست او ميشود . از طرف ديگر قرار گيري مهاجرين در دسته بندي هاي خاص نظير قوميت ،كه بر اساس علايق مشترك انجام ميگيرد ، پكپارچگي زندگي اجتماعي را خدشه دار ميسازند . نكته ديگر اينكه بسياري از مهاجرين بدور از خانواده هاي خود و به صورت انفرادي زندگي كرده و از شهر و ديار خود دور هستند ، لذا ايجاد انگيزه براي آنان – كه گاهي اوقات در همان شهرك نيز سكني دارند – بايد مد نظر قرار گيرد .
امروزه بر خلاف گذشته ، جامعه و نظام اجتماعي آن بسياري از وظايف خانواده ها را تكفل كرده و نقش خانواده كمرنگ تر شده است . لذا نقش نهادهاي اجتماعي جهت پربار كردن فعاليت هاي نسل كنوني اهميت دو چنداني پيدا كرده است . طرح و احداث فضاهايي براي پر كردن اوقات فراغت و محيطي مناسب براي تبادل افكار و انديشه ها – هر جند در زمانهاي كوتاه بين كار – كمك موثري به گسترش روحيه همكاري ساكنين و شادابي محيط ميباشد .
و در نهايت اينكه از اهميت علائق ساكنين و فرهنگ بومي منطقه و تلفيق مناسب آن نبايد غفلت كرد .
د : نقش معماران و شهرسازان
در دوره اي زندگي ميكنيم كه با هجوم ماشين و تفكر اصالت كار ، هويت انساني ، كمرنگ و يا يه به دست فراموشي سپرده شده است . شناسايي و تقويت هويت جوامع زيستي – خواه در شهر خواه در يك شهرك صنعتي - اهميت فوق العادهاي در وضوح زندگي و شادابي آن دارد . زمان آن فرا رسيده است تا ، در طراحي فضاهاي صنعتي علاوه بر فونكسيون ، به نكات ديگري نيز توجه گردد . عناصر نظام دهنده براي ساماندهي اينگونه فضاها ، بايد علاوه بر توجه به فونكسیون ، درك ما را از ميزان تداوم و شفافيت افزايش دهد . با استقبال و استفاده مردم و ساكنين از فضاهاي شهرك ، روابط منطقي و انساني جايگاه خود را پيدا خواهد كرد .
با قبول اين تفكر كه شهركها نيز جزئي از ساختار كالبدي حوزه هاي زيستي مجاور خود – گرچه با فاصله مكاني – ميباشند ميتوان با انجام تمهيداتي آنرا به زندگي پيرامون اتصال داد . انجام مراسم فرهنگي در فضاهاي عمومي شهرك ، برگزاري جلسات فني و بازديد گروههاي عمومي از كارخانجات تاثيرات عميقي در يكپارچگي شهر و شهرك خواهد داشت .
نقش رشته معماري و شهرسازي با سرفصل قرار دادن انسان در طراحي ، در تبيين روابط اجتماعي و برنامه ريزي و خلق فضاهايي با سود آوري و در عين حال تقويت روابط مثبت اجتماعي بسيار مهم و اساسي است .
بررسي موارد زير ، حضور معماران و شهرسازان را در مطالعات و طراحي نمايان ميسازد :
1- تعريف اوقات فراغت ساكنين و نحوه ارتباط آن با ساير فعاليت هاي داخلي در شهرك .
2- تعريف مناسب از نحوه مشاركت مردم هر منطقه در طرحهاي توليدي در جهت تشديد جريان زندگي به درون محيط هاي صنعتي .
3- ميزان مهاجرت ، هرم سني ساكنين ، سطح تحصيلات و تاثير آن بر فعاليت ها .
4- نحوه تعاملات ساكنين شهرك با آدميان مجاور خود و بررسي تغييرات رفتارهاي اجتماعي در آنان .
5- سوابق تاريخي شهر به لحاظ صنعت و نوع توليدات و علائق سنتي مردم به آن و گرايشات كنوني جهت پذيرش و تسهيل ورود صنايع به منطقه .
6- تاكيد بر قرار گيري فعاليت هاي صنعتي مرتبط با سابقه فرهنگي شهرهاي مجاور .
7- و آخر اينكه ، كاخانجات علاوه بر فضاهاي تخصصي نظير سالنهاي توليد ، داراي فضاهايي است كه گرايشهاي معماري و شهرسازي ميتواند در آن دخيل باشد از قبيل فضاهاي خدماتي ، اداري ، تفريحي.
( شما سنگ ، چوب و بتن را بكار مي گيريد و با اين مصالح خانه ها و محل ها را ميسازيد
، اين يعني ساختمان سازي .
ولي ناگهان شما در قلب من تاثير ميگذاريد ، من خوشحال ميشوم و ميگويم : اين زيباست .
اين يعني معماري . هنر در آن وارد شده است .
شما روابط معيني را بوجود آورده ايد كه احساسات مرا برانگيخته است .
اين يعني معماري . )
لوكوربوزيه
موضوعات شامل کلمات یا مفاهیم مشابه: