توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بیماریهای قلبی و عروق
اختلالات قلبی –عروقی،از جمله بیماریهای عروق کرونر قلب ،فشار خون بالا و سکته ی قلبی در روانشناسی تندرستی«Health Psychology»به طور وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته اند .زیرا متغیرهای فیزیولوژیکی ،محیطی و رفتاری بسیاری وجود دارد که در تکوین ای گونه بیماریها دخالت می کند به عنوان مثال بیماری عروق کرونر قلب «CHD» اختلالی است که با روش زندگی فرد رابطه دارد و می توان بسیاری ازعامل سببی این اختلال از جمله عادات زندگی را تغییر داد و تحت کنترل در آورد بیماری های قلبی –عروقی یک مشکل عمده ی سلامتی محسوب می شود با وجود این در چند سال گذشته میزان مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی کاهش یافته است این تغییرات تا حدی به علت توسعه ی بیماریها است و پیشرفت های تکنولوژی درمانی است اما همچنین آگاهی عمومی از رفتارهایی که عامل خطر محسوب می شوند و تلاش افراد برای اصلاح آن است از عناصر وابسته به روش زندگی که عوامل خطر آفرین برای بیماریهای قلبی می باشند نیز در این جریان موثر بوده است.
عوامل فیزیکی خطر در بیماریهای قلبی
مطالعات بسیاری در چند سال گذشته به وسیله ی همه ی گیر شناسان انجام شده مجموعهای از عوامل خطر ساز فیزیکی را برای بیماریهای قلبی تشخیص داده اند که شامل عوامل غیر قابل تغییر و عوامل قابل تغییر می باشد هر چه عوامل تغییر در فرد بیشتر باشد احتمال ابتلای او به بیماریهای قلبی بیشتر می باشد و افرادی را که احتمال ابتلا به بیماریهای عروق کرونر قلب chdدر آنها بیشتر است را می توان با دقت نسبتا مناسبی شناسایی کرد .
نقش روان شناسی در CHD
روانشناسی هم در پیش بینی عوامل خطر ساز رفتاری«از جمله رژیم غذایی نامناسب ؛سیگار کشیدن ،ورزش نکردن و...»و هم در تغغیر این عوامل نقش عمده ای دارد روانشناسی هم چنین در گسترش توان بخشی بیماران نقش مهمی ایفا می کند .
پیش بینی و تغییرعوامل خطر رفتاری
عوامل خطر ساز اختلالات قلبی-عروقی به دو دسته ی عوامل غیرقابل تغییر وعوامل قابل تغییر «عوامل خطر ساز رفتاری»تقسیم می شود در اینجا روانشناسی بیشتر روی عوامل قابل تغییر اثر می گذارد و سعی می کند این عوامل را در افراد شناسایی کند و آنها را تعییر دهد. همانطور که اشاره شد عوامل خطر ساز رفتاری شامل چاقی ،سیگار کشیدن ،بی تحرکی می باشد عوامل خطر ساز دیگری هم در این زمینه در گیر هستند از جمله «الگوی رفتار تیپ A»و«استرس» .
الگوی رفتاری تیپ A
مفهوم شخصیت مستعد ابتلا به بیماری عروق کرونر،یعنی مجموعه ای از عواطف رفتارها و اسناد های شخصیتی افراد ی که احتمال بروز بیماری عروق کرونر در آنها وجود دارد،موضوعی است که سابقه ی آن به یک قرن قبل می رسد مثلا«سر ویلیام اسلر » (1892) که یک پزشک بوده است ،یک بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر
را«فردی جدی،عصبی،قوی هیکل وخشن و تند و جاه طلب که موتوراو با حداکثر سرعت کار می کند »توصیف می کند.
در قرن بیستم،برخی روانشناسان توجه خود را روی صفت پرخاشگری که در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب دیده می شد ،متمرکز کردند با این حال در خلال دهه 1950،دو متخصص بیماریهای قلبی به نام های «روز نمن» و«فرید من» 1959«الگوی رفتاری تیپA "را توصیف و یک روش معتبر برای سنجش آن ابداع کردند .آنها با استفاده از مصاحبه ساخت دار ((Structared Interview افراد را به چهار سنخ شخصیتی تیپ A1 ،تیپA2،تیپBو تیپXطبقه بندی کردند .
تیپA1
شامل تجلی کلی حالات قدرت و زور ،عصبانیت و گوش به زنگ بودن،اطمینان و سخن گفتن بلند،سریع و محکم است .از جمله ویژگیهای دیگر این افراد سرعت گرفتن گفتار در جملات طولانی ، قطع مکرر صحبت ، سخن گفتن ناگهانی،حالات خصومت ، بی قراری و استفاده از پاسخهای ناگهانی تک واژه ای نظیر «هرگز »یا «مطلقا»نیز هست .
تیپA2
افراد تیپA2در حدA1افراطی نیستند.بنابراینیک فرد تیپA2 ممکن است عجول باشد ولی برقراری مفرط ندارد، سخن گفتن ناگهانی،قطع سخن، سرعت در سخن گویی گاه گاهی در او مشاهده شده و بالاخره ویژگیهای پرخاشگرانه تیپA1را کمتر از خود نشان می دهند .
تیپB
افراد تیپBشباهت بسیار اندکی از هر یک از این ویژگیها داشته و به طور کلی فاقد آنها هستند؛ آنها آرام اند ،کمتر حرف دیگران را قطع می کنند ،و پاسخ پرخاشگرانه از خود نشان نمی دهند.
تیپ1
فردی است که تقریبا نسبتهای مساوی از ویژگیهای شخصیتی الگوهای تیپAوB را داراست این الگوی دفتاری فقط در 10% جمعیت دیده می شود .
در سالهای 1960و1970 مطالعات متعددی ارتباط رفتارتیپA را با بیماری های قلبی وعروقی مورد بررسی قرار دادند نتایج این گونه مطالعات همه گیر شناسی تقریبا مشابه بوده و همبستگی مثبتی را بین الگوی رفتار تیپA و خطCHD در زنان و مردان که مستقل از اثرات عوامل خطر ساز نظیر مصرف سیگار و پرفشاری بود ولیبا انها قابل استفاده است نشان داد با وجود این در چند سال اخیر چندین مطالعه ی عمده در پیداکردن ارتباط رفتار تیپAوCHDنا موفق بوده اند.بنابراین مطالعات اخیر نتوانست پیوند بین تیپAوCHDرا نشان دهد با این حال به نظر می رسد که برخی از مولفه های رفتار تیپ A به خصوص ویژگیهای خصومت و سخن گفتن شدید حتی در مطالعات که رفتار کلی یا عمومی تیپ A ارتباط به بیماریهای عروق کرونر نداشته است با بیماریهای کرونر همبستگی دارد.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:44
دربارة نویسنده:
دکتر گاتفرید ای.لانگ در سال 1980 از دانشگاه هامبورگ در آلمان در رشته پزشکی فارغالتحصیل گردید. تخصص او در زمینه (naturopathy) و تغذیه سلولی (cellular nutrition) و بررسی تأثیر پسماندههای شیمیایی در بدن انسان مي باشد. دکتر لانگ در زمینۀ تأثیر داروها و آلاینده های محیطی مانند فلزات سنگین و سموم ضدآفات بر سلامتی انسان تحقیقات بسیار نموده است و در زمینه روشهای سمزدایی موثر، مشاوراتي انجام داده و مقالاتی به چاپ رسانده است. او سخنرانی شناخته شده در بین مصرف کنند گان و متخصصین بهداشت در زمینه شیمی، سمشناسی و پیشگیری و مداوای بیماریهاي شايع از جمله بیماریهای قلبی -عروقی و سرطان مي باشد.
پیشگفتار
بدون فعاليت هاي مهم علمی دانشمندان و متخصصین مانند( ... ) اینجانب قادر به نوشتن این کتاب نمیبودم. این دانشمند پیشگامانی هستند که براي حل معمای بیماریهای موثر بر عروق خونی قلب (بیماریهای قلبی عروقی) و بیماریهایی که بر عروق خونی سایر ارگانها مانند عروق ساق پاها، کلیهها و چشم (بیماریهای عروق محیطی) تلاش نمودهاند.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:45
همیشه این سئوال مطرح است که آیا در صورت بالا بودن میزان کلسترول خون، بیشتر احتمال دارد مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی اتفاق بیفتد؟
این گمانی منطقی به نظر مي رسد و احتمالاً پزشک شما هم به شما چنین گفته است. شما نیز ممکن است درباره خطرات و مضرات کلسترول بالا مطالب زیادی در کتابها و مجلات خوانده باشید.تبلیغات تلویزیون نیز با جارو جنجالی زیاد در مورد داروهای پایین آورنده کلسترول ، مسلما این ایده را گسترش مي دهند.
هر چند، آمارها نشان میدهند در ميان کسانی که بر اثر حمله قلبی فوت میکنند تعداد كساني كه میزان کلسترول آنها بالای 300 است خیلی بیش از کسانی نیست که کلسترول آنها زیر 200 بوده است (1و2)
در حقیقت،ازبين بیمارانی که به علت بیماری قلبی در بیمارستانها بستری شده اند، 45 تا 60 درصد دارای سطح کلسترول نرمال هستند. (4و3و1)
اکنون میپردازیم به شیوة مداوای بیماری قلبی كه روش استاندارد در طب مدرن است. آیا داروهای پائین آورنده چربی خون و فشار خون به همراه رژیمهای غذایی سخت برای پائین نگه داشتن کلسترول خون واقعاً نقشی در کاهش بروز بیمار قلبی دارند؟ باز هم باید متذکر شویم که مطالعات آماری درست نشان میدهند که بیماران تحت این درمان به میزان 143 درصد شانس بیشتری براي مرگ بعلت بیماری قلبی دارند.(5)
اگر باز هم با نگاهی دقیق تر و با بکارگیری روشهای علمی و عینی این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم درخواهیم یافت که میزان واقعی بروز مرگ ومير به عللی غير از نارسايي قلبی (مانند سرطان و دیابت) با کاهش سطح کلسترول به کمتر از160 دو برابر مي شود. (6و1)
اطلاعات آماری ذکر شده به تنهایی این مسئله را کاملاً روشن میکند که کاهش سطح کلسترول با داروها و رژیم های غذایی شدید برای سلامتی شما زیانبخش میباشد. چرا چنین است؟
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:46
هر يك ازسلوهای بدن شما حاوی مادهای مومی و بیرنگ است به نام کلسترول.
فرمول ساختاری کلسترول:
ملکول کلسترول:
این ملکول یکی از مهمترین بخش هاي ساختمان بیوشیمیایی بدن میباشد. کلسترول، در واقع، اساس و تركيب بنیادی تعداد زیادی از موادی است که بدون آنها بدن شما نمیتواند زنده بماند.
کلسترول به ویژه برای دستگاه عصبی اهمیت دارد. کلسترول ملکولی کلیدی برای ساختن و نگهداری سلولهای مغزی و سایر سلولهای سیستم عصبی است. تقریباً 30٪ کلسترول بدن در مغز میباشد.این تعجب آور نیست که پژوهشگران شروع بیماری آلزایمر را با فقدان کلسترول مرتبط دانسته اند.(7و1)
کلسترول یکی از مواد بنیادی و کلیدی برای ساختن بسیاری از هورمونها و مواد حیاتی دیگر در بدن میباشد. به عنوان مثال بدن ویتامین D را از کلسترول میسازد. از آنجا که بدن برای جذب و متابولیسم کلسیم به ویتامین D نیاز دارد، کمبود شدید کلسترول باعث شکنندگی استخوانها میگردد.( استئوپروز)
هورمونهای جنسی در هر دو جنس زن و مرد از کلسترول ساخته شده است. کمبود کلسترول باعث کاهش قدرت جنسی و باروری میگردد. اما هورمونهای جنسی تنها در میل جنسی نقش ندارند بلکه در تنظیم خصوصیات مردانه ، باروری و تشكيل پروتئینهایی که در ساختن عضلات قوی و غضروفهای انعطافپذیر نقش دارند. خوب خوابیدن نیز به سطح طبیعی هورمونهای جنسی بستگی دارد. بنابراین ضعف، عدم چالاکی و خستگی میتواند به دلیل مقدار بسیار كم کلسترول در بدن باشد.
مقدار کل کلسترول در بدن در حدود 140 گرم میباشد. این مقدار یک مقدار زیادی از یک ماده در بدن است و نشان میدهد که چقدر برای سلامتی بدن لازم است.در بين مواد اساسی مشابه در بدن تنها کلسیم و فسفات بیش از این مقدار در بدن وجود دارند.
اما چرا معتقدند که مقدار بالای کلسترول در بدن باعث حمله قلبی میگردد؟
اما آمار چیز دیگری میگوید.در 25٪ـ20٪ از افرادی که در زیر سن 50 سالگی به علت حمله قلبی میمیرند مقدار کلسترول پائینتر از mg/dl 180 است. برعکس، خیلی از افرادی که سطح کلسترول بدنشان بالا است حتی کمترین میزان تنگی شریانی نشان نمیدهند. این نتیجهگیری بر اساس مطالعه بالینی وسیع انجام شده در دانشگاه فرانکفورت در آلمان است. یکی از پژوهشگران خلاصه ای از این نتایج تکاندهنده را چنین آورده است: "رابطه آماری ثابت شده ا ي بین تعداد و شدت تنگي آرتریواسکلروتیک عروق کرونر و مقدار کل کلسترول وجود نداشته است".(9و8)
در چندین دهه اخیر،میزان مرگ حاصل از بیماریهای قلبی در آمریکا حدود ٪60 کاهش پیدا کرده است. این در حالی است که طی همین مدت میزان متوسط کلسترول فقط ٪3 کاهش پیدا کرده است. این کاهش غیر چشمگیر کلسترول نمیتواند عامل کاهش میزان زياد مرگ ناشی از بیماری قلبی باشد.(10)
آنچه مسلم است باید عامل مؤثر دیگری در این بین نقش داشته باشد. با بررسی بیشتر متوجه میشویم که رابطه مستقیمی بین کاهش مرگومیر ناشی ازبیماری قلبی و افزایش میزان مصرف ویتامینC وجود دارد.
هرچه شخص ویتامین C بیشتری مصرف کند شانس مرگ ناشی از بیماری قلبی در او کاهش مییابد. این رابطه ، موضوع اصلی مورد بحث در این کتاب است که در ادامه در فصول بعدی با جزييات مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
آیا بیماریهای قلبی معضل نسلهای آینده نيز خواهد بود؟ کشف رابطه ویتامین C مطمئناً دري را به سوي حذف حمله قلبی باز خواهد کرد. چرا پزشک معالج شما در این باره چيزي به شما نگفته است؟ و چرا کلسترول به ماده شروري تبدیل شده است كه براي درمان بیماری قلبی باید با آن بجنگیم ؟
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:47
"چه بسا اینها همه دروغی بزرگ بوده باشد" این جمله عنوان تکاندهنده مقالهای8000 کلمهای در نیویورک تایمز بود که توسط گری تابس نویسنده مطالب علمی و برنده جایزه اخیرا به نگارش درآمده بود و موجب حیرت و در عین حال جلب توجه عموم قرار گرفت .این مقاله با عیان نمودن طرح گسترده داروهای کاهنده کلسترول که توسط شرکتهای داروئی آغاز شده بود در وال استریت جورنال، تایمز لندن و تعدادی از روزنامههای مهم به چاپ مجدد رسید . مقاله فوق آن چنان تأثیری داشت که به دنبال آن در برنامههای تلویزیونی CNN ، برنامه شبانه ABC، Larry King و 20/20 انعکاس پیدا کرد. گری تابس در مقاله خود چنین آورده است که "این مساله براي اعضای ساختار پزشکی آمریکا مانند کابوسی است كه در آن لخت و عریان در میدان تایمز ایستاده اند."(11)
مؤسسه ملی قلب، ریه و خون (NHLBI) 19 پژوهش علمی درباره نقش کلسترول در بیماریهای قلبی مورد بررسی قرارداد، این مطالعه 650000 نفرو70000 مرگ را شامل مي شد. پژوهشگران هیچ گونه شواهدی دال بر نقش کلسترول در افزایش پیشرونده ضخامت و سفتی دیواره شریانها ( آرتریواسکلروز) و یا هرگونه بیماری قلبی دیگری مشاهده نکردند. در حقیقت حتي دانشمندان متوجه شدند که با افزایش سطح کلسترول احتمال سرطان و سایر بیماریهای کشنده کاهش مي یابد. (13و12)
شما ممکن است این سؤال را داشته باشید که اگر همة اینها درست باشد چگونه این همه پزشک ممکن است اشتباه کرده باشند؟ چرا این پزشکان همچنان به تجویز داروهای کاهنده کلسترول ادامه مي دهند و جایگزین کردن مارگارین با کره را توصیه میکنند؟ جواب این سؤالها دراين بررسی آماری موجود است: درآمد سالانه صنعت داروئی از داروهای کاهنده کلسترول فقط در آمریکا 40 بیلیون دلار میباشد. (12) کلسترول تجارت بزرگي برای شرکتهای داروئی بزرگ است.
تبلیغات منتشر شده توسط این کمپانیها بدون کوچکترین انتقادی توسط اکثریت پزشکان پذیرفته شده است. در دفاع از پزشکان میتوان گفت که آنان از زمان دانشجویی تحت تبلیغات و اطلاعات غلط قرار میگیرند.و خطر پیگرد قانونی به علت خطای پزشكي ناشی از عدم استفاده از درمانهای مورد قبول در بیماری قلبی به ویژه در امريكا همیشه آنها را تحت فشار قرار مي دهد
ولی این واقعیت همچنان باقی مي ماند كه بخش بسیار بزرگی از منافع شرکتهای داروئی از فروش داروهای کاهنده کلسترول است.
از طرفی دیگر شواهد بسیاری از اثرات منفی کاهش کلسترول با داروهای کاهنده وجود دارد.پس آيا مي تواند اين مساله وجود داشته باشد كه صنعت دارويي به علت منافع خود این نتایج را مخفی مي كند؟
منشا این ایده كه کلسترول اثر علي بر پیشرفت ارتريواسكلروز دارد برمیگردد به آزمايشي که حدود صد سال پیش روی حیوانات انجام شد. یک گروه پژوهشگر در زمان روسيه تزاری به ریاست آلکساندر ایگناتووسکی در سال 1909 گزارش كردکه تغییراتی مشابه آرتریواسکلروز در آئورت (شریان اصلی که خون را از قلب به سرتاسر بدن هدایت میکند) خرگوشهايی که با تخممرغ، شیر و گوشت گوساله تغذیه میشده اند، دیده شده است. (12) نکته چالب توجه این است که تخممرغ، شیر و گوشت گوساله هیچکدام جزو رژیم غذایی طبیعی خرگوش نیستند. با این وجود تجارت بزرگي که کمپانی بزرگ داروئی ازطريق داروهای کاهنده کلسترول انجام میدهد، ریشه در اين پژوهش ناقص و قدیمی دارد.
اين ایده كه کلسترول باعث بیماری قلبی مي شود را نمیتوان باهيچ اطلاعات آماری ثابت كرد و یا معتبر دانست. تلاشها در جهت کاهش کلسترول برای جلوگیری از بیماریهای عروق کرونری قلب غیرمحتمل است و در واقع موجب کاهش مورتالیته نمیگردد. (14) دکتر دون گراولین فضانورد سابق، دانشمند پژوهش پزشکی فضایی، جراح پروازی و پزشک خانواده در کتاب خود "-(Lipitor) دزد حافظه- داروهای استاتین (statin) و مبرزه اشتباه علیه کلسترول" چنین میگوید: "بعضی ممکنست این را پیشرفتی در پزشکی بنامند ولی من آن را فقط یک شکست مینامم!" (15) بجای تمرکز روی نتایج واقعی ، شرکتهای بزرگ داروئی فقط روی جمعیت زیادی از مردم که بر روی آنها "مطالعات کلسترولی" انجام شده است تکیه میکنند و آن را بزرگ نمایی مینمایند.
اطلاعات آماری که توسط صنایع داروئی از این نوع مطالعات بدست آمده است با استفاده از معیارهای علمي نامناسبي جمعآوری شده است. نتایجي كه ثابت كننده اين باشد كه کلسترول بالا باعث بیماری قلبی مي شود وجود ندارد. دانشمندان معتبر زیادی این پژوهش ها ارزیابی کردهاند و آنها را" گمراه کننده" و" فریبنده" یافتهاند .علاوه بر اين نتایج را" دستکاری شده"،" منحرف شده" و نتیجهگیریها را "بدون مبانی علمی"،" سطحی" و پوچ تلقی نمودهاند. (16و12)
خلاصه تفسیرهای غلط از نتایج صحیح پنج مقاله رایج در زمینه کلسترول را ذیلاً ارائه مینمائیم:
مطالعه اسکاندیناویایی بقا با سیم واستاتین (4s) (دانشگاه اسلو،نروژ ،سال 1994): نتایج این مطالعات بر روی 4444 مشارکت کننده نشان میدهد که افزایش سطح کلسترول تأثیری بر به وجود آمدن آرتریواسکلروز یا بیماری قلبی ندارد.
مطالعه چندعلتی (مالتی فاکتوریال) فنلاندی (مطالعه مالتی فاکتوریال پیشگیری اولیه هلسینکی ، HMPPT، دانشگاه هلسینکی ، فنلاند ، 1985): در این مطالعه با 1222 نفر شرکت کننده معمولا در راس لیست اثبات مزایای کاهش کلسترول قرار دارد. نتایج واقعي کاملاً عکس آن را ثابت كرد. این نتایج خطر جدی کاهش سطح کلسترول رامطرح مي كند. تعداد بیماراني که دچار حمله قلبی شدند در بين بيماراني كه از داروهای کاهنده کلسترول و ضدفشار خون استفاده کرده بودند بیش از دو برابرشد. میزان کل مرگ بیش از 40٪ کسانی در بيماراني که از داروهای ضدفشارخون و کاهنده کلسترول استفاده کرده بودند بيشتر شد. (13و12)
مطالعات قلبي 1 و 2 هلسینکی (دانشگاه هلسینکی ، فنلاند ، 1993 و 1987): نتایج مطالعه شماره 1 هلسینکی شواهدي ازکاهش در تعداد حملات قلبی کشنده نشان نمي دهد. ولي 40% افزايش در عوارض جانبي كشنده ناشي از كاهش كلسترول را نشان مي دهد. مطالعه شماره 2 هلسینکی با همان داروهای کاهنده کلسترول حدود ٪50 افزایش حملات قلبی و ٪50 افزایش میزان کل مرگ را نشان داد. و یک مطالعه تحلیلی بعدی حدود 43٪ افزایش مرگ به علت سرطان را نشان داده است.
مطالعه قلبی فرامینگهام (دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، بوستون، ماساچوست ، مطالعهای که هنوز هم از سال 1948 ادامه دارد): هدف این مطالعه( بر روی 4500 نفر) نشان دادن منافع داروهای کاهنده کلسترول بود چیزی که قابل اثبات نبود. و این گزارش به اين صورت است که: "به ازاي هر میلی گرم بر دسیلیتر mg/dl کاهش کلسترول ٪11 افزایش مورتالیته ناشي از بيماري کرونری و مرگ توتال وجود داشت". علاوه بر آن، آنچه که پرواضح گردید این بود که کاهش کلسترول موجب افزایش چشمگير مرگ ناشي ازسرطان گردید.
مطالعه کلوفیبرات: افزایش نگران کننده مرگ در نتیجه سرطان در بین 1000 نفر از افرادی که مورد مطالعه قرار گرفته بودند موجب توقف اين مطالعه شد .(12). پروفسور اسکرابانیک در دانشگاه دوبلین در ایرلند درباره این مطالعه گفت: "هیچ چیز در زمینه پزشکی ناموفقتراز یافتن رابطه بین کلسترول و بیماری کرونری قلبی نبوده است" و ایشان اضافه کردند که "صنعت داروئی سعی کردند که اطلاعات آماری را آنقدر منحرف کنند که منطبق بر امید واهی و نقشه خیالی آنها گردد"(17و12).
بجای این که ثابت شود که کلسترول باعث بیماری قلبی میگردد، نتایج اين پنج مطالعه نشان میدهد که (12):
1. کلسترول اثری در ایجاد و بروز آرتریواسکلروز و بیماری قلبی ندارد.
2. افزایش سطح کلسترول با طولانی شدن عمر و کاهش بروز سرطان رابطه دارد.
3. کاهش سطح کلسترول بدن منجر به مرگ به علل متعدد و افزایش بروز سرطان میگردد.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:47
هرگونه کاهش کلسترول نه تنها بیفایده است بلکه برای سلامتی نیز مخاطرهآمیز است و اغلب کشنده هم هست(12).
در ژانویه 1996 مجله معتبر و معروف جامعه پزشکان آمریکا (jama) با مقالهای تحت عنوان "سرطانزائی داروهای کاهنده چربی" به جامعه پزشكي رابطه مستقیم بین داروهای پائین آورنده سطح کلسترول و سرطانرا اعلام كرد.
دکتر توماس نیومن و دکتر استیفن هولی از دانشگاه سان فرانسیسکوی کالیفرنیا دست به افشای این اصل زدند که همهء داروهای کاهنده کلسترول که در سرتاسر جهان توسط میلیونها نفر استفاده میشود، سرطانزا هستند.به ويژه دو دسته اصلي اين داروها ، فیبراتها و استاتینها سرطانزا میباشند.ومتخصصين پزشكي نسبت به اين مساله بر حذر داشته شده اند (19.و18).
پروفسور والی از دانشگاه مونیخ – گروسهاردن آلمان به یافتههای دست یافت مبنی بر اینکه در افرادي که به سرطان مبتلا بودند میزان سطح کلسترول پائین بوده است و این نیز به دلیل تامين ناكافي کلسترول براي سلولها بوده است. به عنوان مثال مقدار کلسترول کمتر از 160 باشد خطر مرگ حاصل از سرطان ریه را در زنان سه برابر میگردد.(21و20) چگونه كمبود کلسترول باعث سرطان میگردد؟
بدن انسان دارای حدود 50 تریلیون سلول میباشد. سلولها کارخانه بیوشیمیایی بدن هستند که خود واحد پایهای و اساسی زندگی فیزیکی مي باشند. کلسترول ماده لازم برای ساختن و نگهداری دیوار خارجی سلول و از طرفی همه اجزاء جداری تشکیل دهنده ساختمان پیچیده داخل سلول است.
همه واكنشهاي بيوشيميايي در"کارخانه سلولی"با محل خاصی در ساختمان داخل سلول مرتبط است. کلسترول یک ماده لازم و ضروری است که اين ساختار را كامل و دست نخورده نگه مي دارد. بدون کلسترول این غشاءها نمیتوانند وجود داشته باشند. وقتی که شما مقدار کلسترول را کاهش میدهید با این کار ساختمانهای حیاتی سلول را تضعیف میکنید. سلولها شروع به خراب شدن و رو به زوال رفتن مینمایند. در این چنین شرایطی است که سلولها مستعدموتاسیون سرطانی مي شوند. و در این شرایط است که سلولهای ضد سرطان موجود در سیستمهای ایمنی نیز اثرشان را به مرور کاهش میدهند(23و22و12).
داروهای کاهنده میزان کلسترول (استاتینها) باعث كمبود کوآنزیم 10q میگردد. کوآنزیم 10q یک ماده حیاتی است که نقش "سوخت سلولی" را دارد. قلب به مقدار کافی کوآنزیم 10 qبراي كار سنگين خود احتیاج دارد. یک قلب سالم در مقایسه با سایر اعضاء بدن بالاترين مقدار کوآنزیم 10q را دارد. تا هم اكنون 15 مقاله درباره نقش کاهنده استاتین بر روی کوآنزیم 10q در انسان چاپ شده است. كمبود 10q باعث کاهش غلظت کوآنزیم در قلب و منجر به نارسائی قلبی میگردد. ولی هنوز این همه داستان نیست. نارسائی كلي کوآنزیم 10q موجب تخریب دیوارههای خارجی و داخلی سلول، عملکرد ناصحیح تولید انرژی، عملکرد نادرست سیستم ایمنی، افزایش خطر بروز بیماری آلزایمر، بروز بیماریهای قلبی و عروقی، سرطان و بیماری پارکینسون میگردد(26و25و24و7).
دکتر پیتر لانگسجون، کاردیولژیست شناخته شده و پژوهشگر مرکز بهداشت دانشگاه تکزاس مشاهده کرد که استاتین حتی میتوانند موجب ايجاد بیماری گردنذ كه بايد آن را درمان مي كردند. او در یک گزارش وحشتناک اشاره میکند که مصرف استاتین موجب نارسايي قلبی میگردد(27و25).
اگر به اسامی داروهایی که برای زنان باردار خطرناک هستند نگاه کنیم، یکی از آن داروها استاتین داروي کاهنده کلسترول است که برای جنین خطرزا است. پژوهشگران موسسه ملی بهداشت (nih) آمریکا پی بردهاند که استفاده از استاتین در اولین سه ماهه حاملگی موجب آسيب شدید سیستم عصبی مرکزی و دفورماسیون اعضاء بدن جنین میگردد. این نتایج كه در یک نامه پژوهشی 8 آوریل 2004 در مجله پزشکی نیوانگلند منتشر گردید گزارش كرد كه 20 کودک از 52 کودک که در شکم مادر خود در معرض استفاده از استاتین قرار گرفته بودند با مالفورماسیون اعضاء به دنیا آمدند(28).
داروی استاتین بر روی سلامتی روانی نیز اثر بدی دارد. آنها موجب افسردگی و افزایش میزان خودکشی هنگام پایین آمدن سطح کلسترول به كمتر از 160 میگردد(32و31و30و29). رابطه اي چشمگير بین سطوح پایین يا پایین آورده شده کلسترول و خشونت رفتاري افراد در مقالات متعددی گزارش شده است(34و33). به نظر مي آيدسطوح بسيارپایین کلسترول با شروع بیماری آلزایمر رابطه دارد(7).
مجله آلمانی استرن در تاریخ 16 آگوست 2001 گزارش داد که کمپانیهای داروئی شدیداً پزشکان را تشویق میکنند تا تبدیل به "بهترین تجویزکننده" داروی کاهنده کلسترول یعنی استاتین گردند .این شرکتها میدانند که بیمارانی که از استاتین استفاده میکنند تا آخر عمر خود آن را استفاده خواهند کرد. در این مجله مثال زده شده است که چگونه کمپانی داروئی بایر پول نقد، سفر به وسیله اورنیت اکسپرس و سایر مشوقها را به پزشکاني كه سهمیه تجویز استاتین آنها را پر مي كنند مي دهند.
پروفسور بورگرز از مرکز پژوهش علوم اجتماعی برلین که بزرگترين موسسه در نوع خود در اوروپا است در کتاب خود به نام "کلسترول وشكست تعصب بدون منطق" آورده است که تبلیغ کمپانی بزرگ داروئی در تحریف نقش کلسترول به پزشکی خانواده نفوذ كرده است و جامعه را به این سوکه کلسترول ماده شروري است که باید به هر قيمتی باآن جنگید منحرف كرده است(35).
اجازه بدهید به اين ماده بحث برانگیز يعني کلسترول از نزدیک نگاه کنیم.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:48
کلسترول ماده آغازگر بیوسنتز خیلی از هورمونهای مهم بدن انسان است. هورمون ماده بیوشیمیائی است که عملکرد سلول و بافت را کنترل میکند. یکی از این هورمونهای کورتیزول است که مهمترین هورمون استرس میباشد. عملکرد اولیه این هورمون عبارت است از:
ـ فعال کننده گلوکز و اسید چرب، منابع انرژی برای هر سلول
ـ فعال کننده پتاسیم و سدیم است که تمامیت عملگرد مغزی و فیزیکی بدن را تنظیم میکند.
دکتر هارتن باخ پژوهشگر و مدرس دانشگاه، متخصص جراحی عروق، با دههها سال تجربه پژوهشی بر روی بیماریهای تغذيه اي، سرطان، بیماریهای عروقی، به این واقعیت پی برده است که استرسهای متوسط مانند استرس حاصل از مسابقه ورزشکاران موجب 2 تا 4 برابر شدن ترشح کورتیزول میگردد. استرسهای شدید نظیر استرس حاصل از جراحی، تصادفات و مسابقات ورزشی خیلی مهم برای مدت طولانی ممکن است موجب افزایش ترشح کورتیزول تا حدود ده برابر گردد(16و12). وقتی که سطح کورتیزول بالا می رود، کبد شروع به افزایش ترشح کلسترول مینماید. جالب توجه این است که ٪85 کلسترول بدن به وسیله کبد تولید میگردد و فقط ٪15 کلسترول به وسیله غذا تأمین میگردد.
وجود کورتیزول در بدن آلرژیهای بدن را در کنترل میگیرد. کورتیزول با افزایش تعداد پلاکتهای خون باعث انعقاد خون و ممانعت از خونریزی از بدن میگردد. کورتیزول باعث تثبیت جریان خون در قلب و عروق و تنظیم فشار خون میگردد. کورتیزول میتواند مانع رشد و تقسیم غیرقابل کنترل سلولها مانندسلولهای سرطانی گردد.
بدون کورتیزول، بدن نمی تواند فعالیت فیزیکی مطلوبی داشته باشد که این امر به خودی خود بر روی پروسههای مغزی نیز تأثیر منفی مستقیمی میگذارد. بدون کورتیزول زندگی فیزیکی وجود نخواهد داشت. از آنجا که کلسترول ماده آغازگر ساخت کورتیزول مي باشد مي توان فهميد كه كاهش كلسترول با داروهای کاهنده کلسترول چقدر میتواند خطرناک باشد.
کلسترول یک ماده اساسی برای بیوسنتز هورمونهای جنسی مردانه و زنانه است. این هورمونها مسئول عملکرد جنسی هستند.ولي آنها در کنترل ساختن عضلات و استخوانها و تنظیم خواب نيز مؤثر میباشند.
دکتر ماکس اتوبروکر، پزشک مشهور و یکی از پیشگامان پژوهشگر در زمینه پزشکی تغذیه در کتاب خود "کلسترول، ماده حیاتی" مینویسد: "اگر همین فردا همه نشریات معروف سخنپراکنی کنند که بدون وجود میزان کافی کلسترول ظرفیت کافی روابط جنسی و تولید مثل وجود نخواهد داشت، مسئله کلسترول یک دفعه حل خواهد شد. ارزش کره دوباره مورد توجه قرار خواهد گرفت و تلقی اشتباه از ماده کلسترول رخت برخواهد بست. نیاز به کلسترول برای یک رابطه جنسی خوب نمي تواند مورد پافشاري زياد قرار گيرد"(36)
وظایف اصلی هورمونهای جنسی عبارتند از:
ـ توانایی جنسی مردان
ـ توان باروری زنانه
ـ ساختن پروتئین عضلاني (هورمونهای جنسی همچنین بعنوان عامل آنابولیک شناخته شدهاند )
ـ کنترل تركيب پروتئین تثبيت كننده و کلسیم در سیستم اسکلت بدن که مانع استئوپروز میگردد.
ـ تنظیم کننده خواب
کلسترول ماده اوليه در بیوسنتز هورمون آلدسترون که تنظیم کننده متابولیسم مواد معدنی در بدن است مي باشد.
کلسترول همچنین ماده اوليه در ساختن اسیدهای صفراوی است که در تنظیم هضم چربي و حرکات رودهها نقش چشمگیری دارد.
برای ساختن ویتامین d هم نقش کلسترول برجسته میباشدکه خود ویتامین d نیز در ساختمان استخوانها و مفاصل به طور چشمگیری بااهمیت میباشد.طبق آمار متخصصین پیشگیری سرطان مرکز سرطان مورس دانشگاه کالیفرنیا، مرکز پزشکی سان دیاگو( (ucsd بنظر میرسد وجود مقدار کافی ویتامین d در بدن موجب کاهش خطر سرطانهايي مانند سرطان کولون، پستان و تخمدانها تا حدود % 50 میگردد.(37)
سرآخر اینکه کلسترول در ساختمان اوليه تریلیونها سلول بدن نقش برجسته ساختاری و عملکردی دارد.اين سلولها کار كرد ارگانها را به عهده داشته و بدن را زنده نگه میدارند.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:50
متابلیسم کلسترول
کلسترول ماده اي خطرناک نیست، بلکه يكي از مهمترين واحدهاي اساسی و ارزشمند بدن را تشکیل میدهند.
کلسترول خوب و کلسترول بد واژههای اسطوره اي تجاري هستند که بیلیونها دلار پول از تولید و فروش داروهای کاهنده کلسترول بدن توليد كرده است. حقیقت امر این است که از نظر انتقال دو نوع ترکیب بیوشیمیایی متفاوت براي کلسترول وجود دارد: LDL (Low Denyity Lipoprotein) و HDL (Hith Density Lipoprotein).
این دو ماده ترکیبی دارای دو عملکرد جداگانهاند. LDL کلسترول را از کبد يعني محلی که تولید میشود به سلولهای بدن منتقل مي كند. HDL کلسترول را به کبد منتقل میکند. اسطوره کلسترول بد و خوب ریشه از یک تصور کاملاً غلطی دارد که کلسترول در جدار عروق تهنشین میگردد، زیرا که LDL کلسترول را به سلول منتقل میکند. که ابداً برداشت درستی نیست، اما این كه چگونه عمل میکند چیزی است که به تفصیل بعداً توضیح داده خواهد شد. اين ادعای کاذب که هر فرد بالغ با کلسترولی بیش از Mg/dl 200 را بیمار در نظر مي گيردو محتاج درمان آن با داروهای کاهنده کلسترول مي داند كه صنایع دارویی بیلیونها دلاری را حمايت مي كند.
اگر این ادعای کاذب درست میبود، کلیه جمعیت بالغ دنیا را بايد بیمار و محتاج درمان در نظر بگیریم. و این شاید منطق ساختگی برای اطمینان مجدد سهامداران و سرمایهگذاران باشد ولي در آن نیاز ها، سلامتی و صحت مصرف كنندگان این داروها ابداً مدنظر قرار نمیگیرد.
متوسط سطح کلسترول توتال بالغین در سرتاسر جهان mg/dl 250 (٪90ـ٪80 جامعه بالغین) میباشد. مقادیر تا mg/dl350 مقادیر غیرعادی نیستند. با توجه به سلامت اغلب این افراد میتوان با دید مثبت این مقادیر کلسترول را مقادیر نرمال تلقی کرد(12).
مقادیر l mg/dl400 تا بيش ازmg/d1000 را میتوان هیپرکلسترولمیای ارثی تلقی کرد. این بیماری به دلیل فقدان ملکولهای گیرنده (رسپتور) کلسترولی که در سطح سلولها مي باشد. در این شرایط جذب کلسترول به داخل سلول شدیداً کاهش مییابد و تأمین کلسترول برای دیوارهای سلولی و میتوکندری (نیروگاههای مولد انرژی سلولی كاهش مي يابد. این باعث افزايش دايمي سطح کلسترول مي شود. تداوم این حالت بعد از سالها موجب تهنشین شدن کلسترول در همه اعضاء بدن و از جمله در جدار عروق خونی میگردد که این تهنشینی شباهتي به آرتریواسکلروزیس (بیماری شايع عروق خونی انسان) ندارد و کاملاً تظاهرات متفاوتی دارد.كمبود مداوم کلسترول در همه سلولها موجب فرسودگی زودرس و نارسائی در تقسیم سلولی گردیده که نهایتاً به رشد و تکثیر سرطانی سلول منجرمیگردد.
جدول زیر میزان متوسط و میزان حد بالای سطح کلسترول جامعه آمریکا را نشان میإهد. در این جدول همچنین به مقادیری از کلسترول که ممكن است نياز به درمان غير دارويي داشته باشند اشاره شده است .
جدول
باید در نظر داشت که وقتی که میزان کلسترول اندازهگیری میشود ، این مقادیر به صورت قابل توجهی در نوسان میباشندو استرسهای فیزیکی و روانی موجب افزایش تولید کلسترول توسط کبد میگردند که اين به دلیل نیاز بدن به کلسترول اضافی به دنبال فعالیت و تلاش اضافی است که به این ترتیب به بدن تحمیل میگردد. این یک امر غیرطبیعی نیست و میبایست موقع اندازهگیری در نظرگرفته شود.حتی ممکنست لازم باشد که میزان سطح کلسترول را چندین بار اندازهگیری کنیم تا سطح کلسترول متوسط دقیقتری بدست آید.
نکته مهمی که باید در اینجا ذکر گردد ، نقش اساسي کلسترول در ساختمان سلولهای بدن و هورمونهای حیاتی آن است. کلسترول قادر است ساختمان و عملکرد سلولی را بهینه نمايد. کلسترول در تنظیم و تثبیت زندگی فیزیکی همه اعضاء بدن نقش دارد. کلسترول مادهای است که طول عمر و تقسیم منظم سلولی را تضمین میکند و بدین ترتیب بدن را از دژنراسیون سرطانی حفاظت میکند.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 12:51
شیوه هاي متعددي برای کاهش میزان کلسترول بدون استفاده از داروهای شیمیایی وجود دارد.
اولین شیوه بین همه استفاده از ویتامین C است. این ویتامین مورد نیاز بدن است تا بتواند از کلسترول اسید صفرا تولید کند. ویتامین C قادر است این سنتزرا افزایش داده و موجب کاهش طبیعی سطح کلسترول گردد. مطالعات فراوانی نشان داده است که ویتامین Cهمچنين قادر است سطح بالای چربی خون را پائین بیاورد و از اکسیده شدن زیانبخش این چربی ها جلوگیری کند(44-39و18و12).
نیاسین در دوزاژ 3ـ5/1 گرم روزانه میتواند سطح لیپوپروتئین(a)كه ريسك فاكتوراصلی آرتریواسکلروز و بیماری قلبی است را ٪35ـ٪10 پائین بیاورد. هر کس میتواند با دوز کم mg 100 سه بار در روز بعد از غذا درمان را شروع کند و به مرورروزانه مقدار آن را افزایش دهد. نیاسین میتواند کلسترول و LDL را ٪10 تا ٪20 کاهش داده و تریکلیسریدها را ٪30 تا ٪70 کاهش دهد، میزان حل شدن لخته خون در عروق را افزایش داده، HDL را ٪35ـ٪20 افزایش داده و به مقدار خیلی کم هم مقدار خون را کاهش میدهد (46و25و24).
مطالعات زیاد ديگری کاهش سطح لیپید خون توسط نیاسین را ثابت کردهاند(50ـ46). آبرام هوفر (M.D,Ph.D) پژوهشگر و ویراستار "مجله بینالمللی پزشکی ارتومولکولر" در مصاحبهای در سال 1997 گفت "کمپانیهای داروئی از نیاسین خیلی ناراحت هستند، زیرا که تولیداتشان باید بتوانند با آن رقابت کنند. بعضی از داروهای کاهنده کلسترول تولیدی آنها به بهای 150 دلار در ماه به بیماران تحمیل میگردد و اين در حالی است که نیاسین فقط 10 دلار هزینه دارد".
ویتامین B5 (پانتوتنیک اسید) قادر است سطح کلسترول و تریگلیسیریدها را کاهش و میزان کلسترول HDL را افزایش دهد(52و51).
ویتامین E میزان کلسترول HDL را افزایش و مانع اکسیداسیون چربی خون میگردد که اگر این عمل صورت نگیرد لیپیدها به ذرات تهاجمی تبدیلمي شوند و به جدار عروق آسیب میرسانند(54و53).
L-Carnitine موجب بهینه شدن متابولیسم چربی سلول و کاهش سطح تریگلیسیرید میگردد (56و55و18).
یک تا شش گرم دارچین در روز سطح قندخون را ٪29-٪18 کاهش میدهد. از طرفی دارچین قادر است سطح تریگلیسیرید را ٪30-٪23 و سطح کلسترول LDL را ٪27-٪7 و سطح کلسترول توتال را ٪26-٪12 کاهش دهد(57).
مطالعات فراوانی نشان داده است که پکتین اثر مطلوبی روی چربیها دارد. پکتین از دسته فیبرهای قابل حل است که در بيشترگیاهان دیده می شود ولی بیشتر در مرکبات (پرتقال، لیمو و گریپ فروت) و سیب یافت میشود(72-58). بنابراین خوردن غلات، سبزیجات و سایر غذاهای غنی از فیبر به طور طبیعی باعث تخلیه کلسترول از بدن میگردد(18).
حالا اجازه دهید بر روی عوامل واقعی ایجاد کننده بیماری های قلبی و عروقی تمرکز نموده و چگونگی پیشگیری موثر و طبیعی آن را دریابیم.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 13:27
تخمین زده میشود که سالانه در سراسر دنیا 17 میلیون نفر در نتیجه بیماری قلبی و عروقی مخصوصاً در اثر حملات قلبی و سکته مغزي میمیرند(73).
به تنهایی در ایالت متحده 2000 نفر روزانه در اثر حمله قلبی میمیرند.
63 نفر از هر 100 نفر از بیماری قلب و عروقی و یا سرطان میمیرند.
در کشورهای صنعتی در هر ثانیه مردان و زنان از عوارض پلاكهاي آرتریواسکلروز –رسوبات ته نشین شده كه موجب ضخیم شدن دیواره شریان و باریک شدن قطر داخلی شریان میگردد- رنج برده ودرنهايت میمیرند. البته باید بدانیم که این تهنشینی یک پروسه ترمیمی است. هرچه این پدیده ترمیمی بیشترپيشرفت شود، خون کمتری میتواند از شریانها جریان یابد.
بنابراین اگر لخته خون یک یا تعداد بيشتري از شریان هاي قلب انسان را مسدود کند، منجر به حمله قلبی میگردد. اگر همین لخته شریانی را که به مغز خون میرساند را مسدود کند، منجر به سکته مغزی میگردد.
از آنجا که ما تا سالهای اخیر از فرايندواقعی بیماری آرتریواسکلروز و بیماریهای کرونری قلب اطلاع نداشتیم، بیماری قلبی به صورت یک بیماری اپیدمیک درآمده است(18).
این اپیدمی بیماری قلبی و عروقی یک بار اقتصادی سنگيني برای آمریکا و سایر کشورها ایجاد کرده است. تریلیونها دلار هزینه مستقیم و غیرمستقیم این بیماری در سطح جهانی به طور سالانه میباشد(19).
اما پژوهشهای اخيرنشان داده است که بیماریهای قلبی و عروقی یک بیماری حقیقي نیست، بلکه نتیجه كمبوددرازمدت مواد بیوشیمیایی طبیعی حیاتی درسلولهاي جدار عروق است(75و74).
بدلیل همین پیشرفت علمی بزرگ، امروزه درمان و حتی پیشگیری موثر ومقرون به صرفه بیماریهای قلبی و عروقی میسر است(76و75).
اجازه بدهید باجزييات بیشتری به بررسی این موضوع بپردازیم. برای درک این موضوع ابتدا باید چگونگی عملکرد سلولها را بشناسیم.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 13:28
سلولها کوچکترین واحد مستقل حیاتی بدن هستند. این سلولها محل انجام مجموعه كارخانه هاي بیوشیمایی هستند که دارای ایستگاههای تولید انرژی و ایستگاههای دفع فضولات حاصل از فعل انفعالات بیوشیمیایی مي باشند.
قطر هر سلولی بین 50-10 میکرومتر (میلیونیم متر) میباشد. بدن انسان حدودا از 50 تریلیون سلول تشکیل شده است.
این سلولها هزاران مواد بیوشیمیایی بنام آنزیمها را تولید و تخريب مینمایند. بیشتر این آنزیمها از دو بخش آپوآنزیم که به نوعی نقش دسته را داشته واز پروتئین تشكيل شده و کوآنزیم که ماده اي افزودنی است و ساختمان آنزیم را تکمیل میکند و آنزیم را به ابزاري قابل استفاده به نام هولو آنزیم تبديل مي كند.
کوآنزیم معرف بخش فعال آنزیم میباشد که مستقیماً در واكنشهاي بیوشیمیایی نقش ایفا میکند(77).
اگر بخواهیم آن را به زبان سادهتری بیان کنیم میتوانیم بگوییم که هولوآنزیم شبیه پیچ گوشتی است که از یک دسته (آپوآنزیم) و نوک افزودنی (کوآنزیم) تشكيل شده است . این نوک کوچک است که امکان انجام فعل و انفعال را به آن میدهد و بدن آن نوک کوچک پیچگوشتی فايدهاي ندارد.
سلولها اكثرکوآنزیمها را نمیتوانند در بدن بسازند (یا سنتز کنند) و باید از طریق غذاهای روزانه و مکمل جذب بدن گردند. معروفترین کوآنزیم شناخته شده ویتامینها تشکیل هستند. ویتامینها در واقع نوک افزودنی آنزیمها هستند که موجب فعال شدن آنزیمها و مشارکت آنزیمها در فعل و انفعالات بیوشیمیایی میگردند.
درصورتي که سلولها با کمبود اين مواد بیوشیمیایی -ویتامینها- روبرو شوند، سلولها نمیتوانند در سطح مطلوبی فعالیت کنند واين امر در نهایت به بیماریهای مزمنی نظیر بیماریهای قلبی و عروقی، دیابت و یا سرطان منجر میگردد.
حدود 100000 فعل و انفعال بیوشیمیایی در ثانیه در هرسلول ازطريق فعاليت کوآنزیمها رخ میدهد. واضح است که اين سلولها بايد از نظرکوآنزیمها، ویتامینها و سایر مواد تأمین باشند ، در غیر این صورت سلولها و سلامتی فرد رو به زوال میگذارد.
همانطور که تأمین مداوم نوک پیچ گوشتی الزامی است، تأمین مداوم کوآنزیمها و ویتامینها نیز حیاتی است و جایگزینی دائمی آنها ضرورت دارد. اگر این جایگزینی به طور دائم انجام نپذیرد، زوال پیشروندهای در سلولهای بدن انسان رخ خواهد داد که نهایتاً منجر به بیماریهای کشنده و مرگ خواهد شد.
امروزه کمبود ویتامینها و عناصر نادر به چند دلیل زیر شايع شده است:
ـ فقدان ویتامینها و عناصر نادردر موادغذايي مصرفي به علت روشهاي مدرن کشاورزی و شیوههای صنعتی توليد مواد غذایی
ـ محیط زندگی مردم از جمله غذایی که مصرف میکنند به وسیله مواد شیمیایی آلوده شدهاند
به طور طبیعی، گیاهان تقریباً حدود 60 عنصر معدنی متفاوت را فقط از خاک جذب میکند. ازطرفي کودهای شیمیایی فقط حاوی ازت، فسفر و پتاسیم هستند. این امر موجب فقدان مواد معدنی و عناصر نادر و کاهش بیوسنتز خیلی از ویتامینها درگیاهان میگردد.به علاوه فرايند وسیع تهیه مواد غذایی به روش صنعتی باعث تخریب و تخليه بسياري ازویتامینها و عناصر نادر میگردد.
میزان متوسط ویتامینهای موجود در یک سری از مواد غذایی انتخاب شده در سالهای 1985 و 1996 در جدول زیر نشان داده شده است:
بیش از چهار میلیون ترکیب شیمیایی مشخص و جداگانه از سال 1965 در مقالات علمی گزارش شده است. 6000 ماده شیمیایی جدید در هفته به این فهرست اضافه میگردد. از همة این مواد تا صد هزار ماده شیمیایی بصورت تجاری تولید میگردد.
انسان به طور مستقیم و غیرمستقیم در معرض این مواد شیمیایی قرار میگیرند. بیش از 3500 ماده شیمیایی عمداً به مواد غذایی اضافه میگردد و بیش از 700 ماده شیمیایی در آبهاي خوردنی یافته شده است.
همه اینها همراه با داروهای شیمیایی و احیائی موجب استرسهای شیمیایی در جامعه بشری میگردد. از آنجا که بشر در رأس زنجیره غذایی قرار دارد، مواد شیمیایی بیشتر در بدن انسان تجمع مییابد که آن رابزرگنمايي بیولوژیک (بیوماگنیفیکیشن)مي نامند. در بدن یک فردآمریکایی به طور متوسط بین 800-400 نوع ماده شیمیایی دیده شده است(78). افزودنیهای شیمیایی و سایر آلايندهها موجب تشديد کمبود ویتامین در داخل و خارج سلولها میگردد. میزان بيشتري از ویتامینها صرف انطباق بدن و تصفیه مواد آلاينده مهاجم میگردد. این امر موجب کاهش مقدار ویتامینها- یعنی همان نوک پیچگوشتی- در بدن برای سایر فعاليتهاي حیاتی بیوشیمیایی میگردد. امروزه فقدان وسیع موادبيوشیمیایی حیاتی مانند ویتامین c، وینامین e ، منیزیم و سایر مواد موجب كمبود وسيع سلولی میگردد.
علاوه براين استرس سلولی ايجادشده به علت توليد دائمي آلاينده هاي محيطي كه ویتامینها و سایر مواد شیمیایی اساسي را بطور فزایندهاي مصرف ميكنندنيز وجود دارد. باوجود ادامه این پیشرفتها نتیجه میتواند برای سلامتی مردم مصیبت بار باشد مگر اینکه قدمهای از پیش طرحریزی شدهای برای تصحیح آن برداشته شود.
به دلیل همین عوامل استرسزای خارجی بر سلولها- فقدان رو به افزایش ویتامینها و سایر مواد حیاتی در غذا از یک طرف و نیاز فزاینده به این مواد برای مهار و خنثی کردن آلوده کنندههای شیمیایی از طرف دیگر- یک تغذیه خوب به تنهایی پاسخگوی نیازهای بدن برای این مواد حیاتی نمیباشد. دیگر جمله قدیمی "فقط میوه و سبزی فراوان بخور" برای حل مسئلهای به این بزرگی کافی نیست.
لينوس پالينگ که دو بار جایزه نوبل را به خود اختصاص داده با خلاصه كردن آخرین پژوهشها اين توصيه را دارد: "مقدار مطلوب مصرف روزانه ویتامینها بیش از آنست که از غذا تأمین گردد و حتی به وسیلة غذاهایی با مقدار ویتامین بالاهم تامين نمي شوند . تنها راه تأمین ویتامینهای مورد نیاز که فرد را در وضعیت سلامت نگهدارد مصرف مکمل های ویتامیني است (79).
باید یادآور شویم که برای بررسي سطح ویتامین سلولها، اندازهگیری ویتامین موجود در خون قابل اعتماد نیست. زیرا که ممکن است کمبود ویتامینها در سلول وجود داشته باشد ولی در خون دیده نشود.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 13:29
جدار شریانها از سه لایه تشکیل شده است.
در لایه داخلی، عوامل ساختمانی در جهت طولی قرار دارند باشد. این به این دلیل است که جریان خون استرسي را در جهت مسیر گردش خون واردمي كند.
لایه میانی برای ایجاد نبض و گشاد شدن تنظیم گردیده است و مشخصاً ب الگويي حلقوی قرارمي گيرد..
لایه خارجی با بافتهای پیوندی اطراف خود مرتبط بوده و انعطافپذیر بوده که براي خم دن هنگام ضربان لازم است. اجزاء داخلی این لایه شبیه رشتههای نردهای ارغنون بصورت شبکه اي طولی تنظیم شده است.اين ساختار با شبكه نايلوني كه درداخل پلاستيك شلنگ باغباني براي تقويت و تثبيت آن بكارمي رود قابل مقايسه مباشد
لایه داخلی (اندوتلیوم) شامل سلولها و دو نوع رشته نازک میباشد: کلاژن و الاستیک.
رشتههای فیبری کلاژن از ماده پروتئینی بنام کلاژن ساخته شده است، که در ساختن نه تنهادر عروق بلکه در ساختمان پوست، استخوان، دندان، غضروف، چشم، قلب و به طور اساسي در همه قسمتهای
بدن وجود دارد. بدن بدون کلاژن توده بیشکلی از
سلولها خواهد بود. کلاژنها بصورت رشتههای سفید رنگ قوي بوده و محکمتر از رشتههای فلزی استیل با وزن مشابه میباشد [طوري كه رشتهای با قطر32/1 اینچ میتواند باري به مقدار 20-15 پوند (حدود 5-5/3 کیلوگرم) را نگهدارد] و شبکه الاستیک زرد رنگ بنام (الاستین)هستند . این رشتههای فیبری و شبکهها بافت پیوندی را تشکیل میدهند که بدن انسان را با هم نگهمیدارد(79).
لایه میانی شامل لایة ضخیم و محکم، سلولهای عضلانی مارپیچی میباشند. در بین این سلولهای عضلانی مقدار کمی بافت پیوندی کلاژنیک والاستیک وجود دارد.
لایه خارجی عمدتاًاز فیبرهای کلاژني رشتهای طولی با مقداری سلولهای عضلانی صاف میباشد. فیبرهای الاستیک در دیواره عروق خونی با هم وبا فیبرهای الاستیک بافتهای اطراف ارتباط دارند موجب تشکیل شبکهاي سه بعدی مي گردند.
مشخصات اصلی ديواره سالم شریاني ، ثبات والاستیستی است که توسط بافت همبند (فیبرهای کولاژن و الاستین) تامين شدهاست.
براي ساخت و نگهداری دیوارههای قوی و الاستیک شریانها، سلولهای عضلانی صاف شريانها نیازمند تولید فیبرهای با كيفيت کلاژن و الاستین هستند.
سلولها براي تولید فیبرهای با كيفيت بالاي کلاژن و الاستین اول و قبل از هر چیز به ماده بیوشیمیایی شناخته شده یعنی ویتامین C احتیاج دارند. بدون تأمین مقادير کافی ویتامین C ، سلولها قادر به ساختن فیبرهای قوی کلاژن والاستین نخواهند بود. نتیجتاً، دیواره عروق خونی شروع به تخريب و رو به زوال رفتن میگذارد.
این علت واقعی بیماری قلبی عروقی است . و موضوع جدی این است: سگ و گربه خودشان ویتامین C مورد نیاز خود را میسازند ، همانطور که سایر حیوانات نيز این ويژگي را دارند، ولی بدن انسان نمیتواند ویتامین C مورد نیاز خود را بسازد.
پژوهش بسیار جالب و درخشندهای به وسیله دکتر نیشی کیمی و همکارانش در دپارتمان بیوشیمی دانشگاه ناگویا در ژاپن در بین سالهای 1994-1976 منتشر شده است .اين احتمال وجوددارد که چندین میلیون سال قبل به دنبال یک موتاسیون ژنتیکی، گذشتگان ما توان ساختن ویتامین C از گلوکز خون را از دست دادهاند(89-83و75و74).
بدن انسان حالا دیگر بطورکامل وابسته به ویتامین Cای است که از طریق غذا میل میکنیم ولیکن امروزه در غذاها ویتامین C به حد کافی وجود ندارد.
بیماری قلبی و عروقی زودرس در همة حیواناتی که بدن خودشان مقادير زيادویتامین C توليد میکنند ديده نشده است.
برعکس در انسان که قادر نیست ویتامین C خود را توليد کند بیماری قلبی عروقی بیماری شماره يك بشری است (87).
اغلب پستانداران معمولاً 300-30 میلیگرم به زاي هر کیلو وزن بدن (130-13 میلیگرم به ازاي هر پوند) ویتامین C سنتز میکنند(74). با این حساب ویتامین C مورد نیاز یک انسان با وزن 150 پوند (حدود 80-75 کیلو) 20000-2000 میلیگرم در روز است و این میزان مورد نیاز با پژوهشهای علمی ثابت گردیده است(87).
برای بیمارانی که در معرض خطر شدید (High Risk) هستند مصرف بین 20000-10000 میلیگرم یا بیشتر توصیه شده است. این مربوط به مقدار ویتامین Cای است که در بدن اجداد دور ما قبل از اینکه این قدرت را ما از دست دهیم سنتز و تولید میگردید(87و84و83و75و74).
بهترین مثال و آشکارترین بیماری در نتیجه از دست دادن ویتامین C ، بیماری فقر ویتامین C (Scurvy) است. فقر بیش از حد ویتامین C موجب ترد و شکننده شدن عروق خونی و خونریزی داخلی و مرگ میگردد(90-83).
امروزه حالت فقر شدید ویتامین C بدن که موجب از دست رفتن ثبات و ساختار عروق خونی وخونریزی داخلی گردد، خیلی نادر است. زیرا که با مقدار کمی ویتامین C میتوان آن را مخفی کرد. آرتریواسکلروز که منجر به بیماری قلبی و عروقی میگردد، در واقع شکل مخفی و موذیانه و پیشرونده بیماری فقر ویتامین C میباشد.
تأمین ناچیز ویتامین C سلولهای دیواره عروق منجر به زوال و تخریب دیواره میگردد که بیماری شایع و رایج روز میباشد. تا سن 25 سالگی بدن یک نفر از هردو نفر شروع به ايجاد آرتریواسکلروز میکند بدون آنکه کوچکترین علامت بیماری را هنوز نشان داده باشد.
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 13:30
هنگامي که سلولهای پوشش دهنده سطح داخلی عروق (سلولهای ندوتلیوم) به طور مداوم با کمبود ویتامین C مواجه میگردند، شکل این سلولها تغییر مییابد و شکافهايي بین این سلولها به وجود میآید (91و75).
این امر باعث میشود که آندوتلیوم به عنوان لایه داخلیتر عروق دارای خلل و فرج شده و ناصاف و نفوذپذیر شود، بدین ترتیب دري برای نفوذ ذرات ترمیمی مانند لیپوپروتئینها باز میشود. یک لیپوپروتئین ذرهاي كروي است كه حاوی یک گلبول (جسم کوچک گرد) ازملکولهای چربی (لیپید) که با پوستهای پروتئینی پوشیده است. چسبندهترین لیپوپروتئین، لیپوپروتئین a میباشد که به شکل خلاصه Lp(a). نوشته میشود(92). حرف (a) برای حرف اول کلمه چسبنده بودن (adhesive) نامیده شده است. Lp(a) دارای دو پوشش پروتئینی است که دور هسته لیپیدی را پوشانده وشبیه لیپوپروتئین کم دانسیته (Low Density Lipoprotein) LDL که به غلط بعنوان یک مارکر خطرناک بیماری قلبی نامگذاری شده است ميباشد. (94و93و74). Lp(a) در بین همه لیپوپروتئینها اختصاصیترین ذره ترمیمی است. این ذره در پروسه ترمیم بافتي مانند بهبودی زخمها موثر است (87).
کمبودمزمن ویتامین C همچنین موجب نرم و شكننده شدن بافت همبند میگردد، در نتیجه ثبات والاستیستی عروق خونی رو به زوال میگذارد (75).
برای جبران این امر، بدن میزان مواد منقبض کننده و منعقد کننده خون را افزایش میدهد، در بین این مواد، ماده پروتئیني قوي بنام فیبروژن (در شکل ابتدایی خود) و نتیجتاً فیبرین (در شکل نهایی خود) که در انعقاد خون نقش داردافزايش مي يابد. هرچه دیواره رگ ناصافتر و دارای خلل و فرج باشد، فیبرنیوژن بیشتری در جدار رگهای خونی تهنشین میگردد تا جلوی خونریزی را بگیرد (75).
همزمان، کبد شروع به افزايش تولید Lp(a) نموده و به دنبال آن سطح Lp(a) در خون افزایش مییابد. Lp(a) مولکول ایدهآل برای ترمیم میباشد.
ذرات Lp(a) وارد جدار شل شده و بیشکل دیواره شریانها شده و در آنجا جمع میشوند تا بتوانند در ترمیم آن شرکت کنند (95). بهر حال، با کمبود مصرف غذايي ویتامین C ، این مکانیسم دفاعی به خطا میرود.
Lp(a) بتدريج بيشتر و بيشتر وارد جدار ضعیف شریانها شده و تجمع مییابند تا در ترمیم شكافهاي ایجاد شده مشارکت کند (95). Lp(a) میتواند به سلولهایی که دیواره داخلی شریانها (سلولهای آندوتلیوم) را تشکیل دادهاند بچسبد (98و97و96). Lp(a) به فیبرین دیواره عروق خونی مي چسبد. (100و99و96). یکی ازوظايف Lp(a) ممانعت از حل شدن فیبرین و لختهها میباشد(101).
بدین ترتیب،بدنبال کمبود مزمن ویتامین C ، فیبرین و Lp(a) بعنوان مکانیسم دفاعی در دیواره رگهای خونی تهنشین شده و موجب ضخیم شدن دیواره رگهای خونی سيستم گردش خون میگردد. اما این هم ضرورتاً منجر به تشکیل پلاکهای آرتریواسکلروتیک (تورم در دیواره رگها که منجر به باریک شدن مجرای رگ و کاهش جریان خون مي شود) نمیشود. بهرحال، اگر جریان خون در محلهای معینی نظیر عضلات قلب زیاد باشد به عروق خونی استرسوارد میکندو نقايص موجود را بیشتر آشکار میکند وذرات ترمیمی بيشتري تهنشین شده، پلاکها بعنوان اقدامی متقابل تشکیل میشوند(75).
اين توجيه كننده اين مساله است که چرا آرتریواسکلروزعمدتا در محلهایي که در آنجا جریان خون شدید و در نتیجه استرس به دیواره شریانی وارد میگرددمانند دور قلب، جاهایی که شریانها خمیده و یا هر 24 ساعت 100000 مرتبه تحت فشار قرار میگیرند(شریانهای کرونر) و در گردن (شریانهای گردني) و در مغز (شریانهای مغزی) جايي كه شریانها شاخه شاخه میگردند، رخ میدهد. اینها محلهايی هستند که فشار سیستولیک خون یعنی اوج فشار در شریانها به دنبال انقباض قلب بالا میباشد.
اين توجيه كننده اين مساله است که چرا تظاهرات اولیه بیماریهای قلبی عروقی در انسان به صورت حمله قلبی و یا سکته مغزي مي باشد و چرا فشار خون بالا خطر بیماری قلبی را افزایش میإهد. افزایش فشار خون درسيستم گردش خون ضعف زمينه اي جدار عروق را آشكار میكند (75).
مطالعات فراوانی تأیید کرده است که Lp(a) و نه کلسترول LDL، لیپوپروتئین اولیه مسئول شروع تشکیل آرتریواسکلروز میباشد.
دکتر اورلیک بسیگل رئیس بخش پژوهش در بیمارستان دانشگاه هامبورگ و رئیس جامعه آرتریواسکلروز اروپا در پژوهشهای جامعی مستقیماً به این موضوع پرداخته است. در این مطالعات نقش Lp(a) در دیواره عروق خونی بررسی گردیده است و یافتههای آنان موید این امر است که این Lp(a)و نه کلسترول LDL است که به طور انتخابی در دیواره عروق خونی بیماران قلبی عروقی تجمع مییابد. به علاوه ، پژوهشگران پی بردند که تجمع Lp(a) در دیواره شریانها ارتباط نزدیکی با تشکیل پلاکهای آرتریواسکلروز هم در دیواره شریان آئورت (شریان اصلی) و هم شریانهای کرونری (شریانهایی که به عضلات قلب خون میرسانند) دارد.(100و96و95و75). مهمترین نکته قابل توجه این است که درصدها نمونه بررسی شده از شریانهای کرونر و آئورت نشان داده شده است که تجمع LDL به تنهایی در جدار شریانها خیلی نادر اتفاق مي افتد (100).
دلیل اینکه منشاء تشکیل پلاکهای آرتریواسکلروز را ابتدا مربوط به تجمع LDL دانستهاند فقدان روشهای آنالیز کافی بوده و پژوهشگران قبلی قادر نبودند LDLو LDL را از هم دیگر متمایز کنند (95).
شواهد دیگرمبنی بر عدم نقش کلسترول در ایجاد آرتریواسکلورز، حمله قلبی، سکته مغزي و سایر بیبماریهای قلبی عروقي وجود دارد، . آن اين است که فقط یک درصد محتویات پلاکهای آرتریواسکلروز را کلسترول تشکیل میدهد (12).
مجله فرانسوی نوول ابزر واتور،در یک مقاله مهم درباره کلسترول، این سؤال را طرح کرد "آیا این ملکول لعنتی مسئول همه فلاکت و بدبختی ماست" و سپس، فوری جواب داده بودكه "هیچ چیز دیگری پشتوانه علمی به این ناچیزی ندارد".
تاقبل از 1989 ،سالی که دکتر لینوس پالینگ و دکتر متیاس راس علت بیماری قلبی را آشكار کردند، تنها چند مقاله درباره Lp(a) وجود داشت. از آن تاریخ به بعد، پژوهش بر روی Lp(a) گسترش وسیعی یافت. در حال حاضر بیش از 1700 مطالعه و مقاله درباره Lp(a) در حافظه برنامههای اینترنتی پزشکی وجود دارد.
پژوهشها تأیید کرده اند که میزان Lp(a) تهنشین شده در دیواره شریانی رابطه مستقیم با وسعت پلاک در شریانهای آئورت و کرونری دارد (100). پژوهشهای بیشتری نیز نشان داده است که میزان Lp(a) وویتامین C نسبت به هم رابطه معکوس دارند: هرچه سطح ویتامین C پائینتر باشد سطح Lp(a) بالاتر و هرچه سطح ویتامین C بالاتر باشد، سطح Lp(a) پائینتر خواهد بود (102و74).
رابطه جالب توجه بین Lp(a) و ویتامین C در موجوداتي که امکان سنتز ویتامین C را از دست داده اند مثل انسان، پريماتها و خوكچه هندي وجود دارد و آن سطح قابل تشخیص در nv Lp(a) خون است. در این نوع حیوانات رابطه معکوس بين سطح ویتامین ِ C و Lp(a) در ترمیم زخم ، آرتریواسکلروز، شرطان، دیابت و سایر شرایط پاتولوژیک وجود دارد (74).
رابطهای بین سطح Lp(a) و کلسترول خون دیده نمیشود. در بین بیماران CHD (بیماري کرونری قلب) با سطح چربی نرمال تنها عامل خطر برای بیماري کرونری قلبی سطح بالاي Lp(a) است (95). میزان Lp(a) بالاتر از mg/dl30 خطر بیماری کرونری قلب را دو برابر میکند و اگر علاوه بر آن سطح LDL نیز بالا باشد خطر بیماری کرونری قلب 5 برابر میشود(1039.
امروزه شواهد قوی کلینیکي و آزمايشگاهي مبنی بر اینکه مولکول ترمیمکنندهای مانند Lp(a) ریسک فاکتوری مهم تر از کلسترول توتال و یا کلسترول LDL برای آرتریواسکلروز، بیماری کرونری قلب(104)، سکته (106و105) و تنگی مجددبعد از جراحی قلب باز و پیوند عروق کرونراست وجود دارد (107).
سطح Lp(a) خون بالا خطر آرتریواسکلروز و بیماری قلبی عروقی را پنج برابر افزایش میدهد. افزایش سطح Lp(a) در خون موجب خطري ده برابرخطر حاصل از افزایش کلسترول توتال و یا کلسترول LDL درخون ايجاد مي كند (10و108).نكته قابل توجه اينكه مجله سیرکولاسسیون كه توسط جامعه قلب آمریکا منتشر میشود گزارش کرده است که داروهای کاهنده کلسترول (استاتین) موجب افزایش سطح Lp(a) خون میگردد (109).
هيچ رابطه معناداری بین سطح Lp(a) و سطح سایر "چربیهای خون" (مانند کلسترول، کلسترول LDL، کلسترول HDl و تری گلیسیریدها) وجود ندارد. این بدان معناست كه فرد يبا سطح نرمال کلسترول خون میتواند سطح Lp(a) بالا در خون داشته باشد و خطر آرتریواسکلروز، حمله قلبی و سکته دراوبالا باشد (110و10).
این توجيه كننده اين مساله است که چرا بیماری آرتریواسکلروز در افرادی که وزن بدنشان طبیعی، سطح کلسترول خون آنها نرمال،فاقد فشار خون بالا،فاقد دیابت ،غير سيگاري ، اهل ورزش هستند رخ مي دهد. با وجود اینکه طبق تئوریهای معمول این افراد نباید به عارضه قلبی دچار شوندولی برعکس اين افراد به بیماری کرونری قلبی و یا حمله قلبی مبتلا میشوند. چرا كه سطح Lp(a) در آنها بالا است (110و10).
ققنوس اندیشه
08-18-2009, 13:31
رژیمهای کاهش وزن، کاهش کلسترول و یا مصرف داروهای کاهنده کلسترول بر روی Lp(a) اثری ندارد. تنها مواد طبیعی زیرسطح Lp(a) را کاهش میدهد:
ـ ویتامین C (114،113،112،111،75،74،39)
ـ نیاسین (116،115،47)
ـ کوآنزیم 10Q (117)
ـاسیدهای چرب امگا 3 (118)
ـاستیل سیستئین (119)
کمبود ویتامین C همة فاکتورهای خطر آرتریواسکلروز و لخته شدن خون را راه می اندازد. (75). از طرفی مصرف مکملهای ویتامین C موجب کاهش این ریسک فاکتورها گردیده و فوائد زیر را دارد:
ـ ویتامین C موجب افزایش پروستاسیکلین، هورمونی که عروق خونی را گشاد نگه داشته و مانع انعقاد پلاکتهای خونی میگردد، می شود(75،120).
- ویتامین C موجب افزایش (Endothelium-Derived relaxing Factor)EDRF می شود. EDRF یک پیام رسان بیوشیمیایی طبیعی است که توسط سلولهای سطح داخلی دیواره عروق خونی (سلولهای آندوتلیوم) ساخته میشود. این ماده موجب شل شدن عضلات صاف جدار شریانها گردیده و منجر به گشاد شدن شریان و کاهش فشارخون میگردد(75).
ـ ویتامین C موجب کاهش ترومبوکسان، هورمونی که موجب انعقاد پلاکتهای خون میگردد(75).
ـ ویتامین C موجب کاهش فیبرینوژن، پیش ساز فیبرین، می گردد (87،75). فیبرنیوژن یکی از موادی است که تشکیل پلاکهای آرتریواسکلروزیس نقش دارد. به علاوه فیبرنیوژن در فرآیند انعقاد خون نیز نقش مهمی دارد.
ـ ویتامین C سطح Lp(a) را کاهش میدهد. Lp(a) یک ریسک فاکتور مهم در آرتریواسکلروز، حمله قلبی و سکتهمغزی می باشد(122).
ـ ویتامین C از تهنشین شدن Lp(a) در جدار عروق خونی جلوگیری میکند(122).
ـ ویتامین C تمایل دیواره عروق خونی را برای جذب Lp(a) کاهش می دهد(75).
ـ درافرادی که دوز بالای ویتامین C مصرف میکنند، امکان کلسیفیکاسیون در شریانهای آنها 2 تا 3 برابر کمتر میباشد(123).
ـ ویتامین C از دیواره عروق خونی حفاظت میکند و از بروز پلاکهای آرتریواسکلروز جلوگیری مینماید(122).
ـ ویتامین C لیپوپروتئینها LDl و VLDL را کاهش میدهد(124).
ـ ویتامین C کلسترول و تریگلیسیرید را کاهش میدهد(87).
ـ ویتامین C لیپوپروتئین HDL را افزایش میدهد(125).
ـ ویتامین C از اکسیده شدن لیپوپروتئینهای غنی از تریگلیسیرید، نظیر VLDL جلوگیری میکند و به این ترتیب از دیواره عروق خونی حفاظت میکند(126)، تولیدآنزیمهای لیپاز (عوامل بیوشیمیایی) که تریگلیسیریدها را می شکندرا افزایش میدهد و در نتیجه سطح تریگلیسیرید را کاهش میدهد(40،87) مواد سمی مانند ذرات آسیب رسان اکسیژن، حاصل از دود سیگار را محو میکند و باعث میشود ویتامین E دوباره تولید گردد که خود ویتامین E نیز در محو کردن ذرات سمی و خطرناک نقش دارد. با این شیوه ویتامین C عروق خونی محیطی مانند عروق خونی پاها، کلیهها، چشمها و غیره را از آسیبهای اکسیداتیو حفاظت میکند. در غیر این صورت این نوع آسیبها منجر به آرتریواسکلروز و مشکلات گردش خون در این نواحی (بیماریهای عروق محیطی) میگردد(75).
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:11
اغلب زنان تا پيش از رسيدن به مرحله يائسگي، ازابتلا به بيماري سرطان وحشت دارند و سعي مي کنند نشانه هاي مربوط به آن را دنبال کنند ، در حالي که خطر ابتلا به بيماري قلبي در زنان نيز همانند مردان وجود دارد. دکترSharonne Hayes مشاور بيماريهايي قلبي زنان ، معتقدست که بيشتر زنان از عوامل خطر و نشانه هاي بيماري هاي قلبي بي خبرند، بيشتر زنان فکر مي کنند که بيماري قلبي ، فقط مردان را دچار مي سازد. به همين دليل کمتر از مردان احساس خطر کرده، آزمايش ها و درمان هاي توصيه شده توسط پزشک را دنبال نمي کنند.
رايج ترين انواع بيماري هاي قلبي
رايج ترين نوع بيماري هاي قلبي، بيماري شريانهاي قلب است که البته بيش از انواع ديگر قابل پيشگيري است. شريان ها بر اثر مسدود شدن يا تنگ شدن نمي توانند به خوبي خون را از خود عبور دهند. ايجاد پلاک( يا رسوب) سبب تنگ شدن يا مسدود شدن شريان قلب شده و هر قدر بزرگتر و وسيع تر شوند احتمال بروز حمله قلبي بيشتر خواهد شد. از انواع ديگر مي توان به فشار خون بالا اشاره نمود که تأثيرات جدي بر عروق خوني، قلب و کليه ها مي گذارد. تغيير در ريتم ضربان قلب، افزايش تعداد ضربان هاي قلب و يا کاهش آن نيز از موارد ديگرند: گاهي اوقات وجود عارضه اي مادرزادي در دستگاه قلب وعروق به صورت نارسايي آشکار شده و منجر به ايجاد اختلال در جريان يافتن خون و خروج آن از قلب خواهد شد.
عوامل خطر بيماري هاي قلبي کدامند؟
عوامل خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي در زنان با مردان تفاوتي ندارد و به دو دسته اصلي تقسيم مي شود:
1) عوامل خطري که قابل اصلاح نيستند ، عبارتند از: افزايش سن،( بيش از 65 سالگي) ، دوران پس از يائسگي ، خارج کردن رحم( هيترکتومي)، وراثت ( سابقه ابتلا به بيماري هاي قلبي در افراد خانواده ) .
2) عواملي که قابل اصلاحند ، عبارتند از : سيگار کشيدن ، فشار خون بالا، بالا بودن مقدار کلسترول خون، کاهش فعاليت بدني، شيوه زندگي بي تحرک، چاقي، نوشيدن الکل.
سيگار کشيدن
: سيگار کشيدن براي زن و مرد عامل خطر محسوب مي شود ، به ويژه براي زنان جوان . زناني که سيگار مي کشند، دو برابر بيشتر از زنان ديگر در معرض خطر قرار دارند. مخصوصاً هنگامي که با سير عوامل خطرهمراه شود ( مانند چاقي، ديابت...) در اين صورت 25 بار بر احتمال بروز خطر افزوده مي شود. مصرف قرص هاي ضدبارداري و کشيدن سيگار به حد قابل توجهي ، خطر بروز حمله هاي قلبي را افزايش مي دهد. نکته قابل توجه در اين باره اين است که چند ماه پس از کنار گذاشتن سيگار، به سرعت از ميزان احتمال خطر کاسته خواهد شد .
فشار خون بالا
معمولاً فشارخون با افزايش سن بالا مي رود. چاقي نيز فشار خون را بالا مي برد و مصرف بسياري از داروها نيز بر مقدار فشار خون تأثير مي گذارد. در صورتي که خطر بروز آسيب ديدگي وجود داشته باشد( مانند بزرگ شدن قلب، صدمه ديدن عروق شبکيه چشم، حمله قلبي ، نارسايي قلبي و...) درمان دارويي توصيه مي شود.
افزايش مقدار کلسترول خون:
مانند مقدار فشار خون، مقدار کلسترول خون نيز با زياد شدن سن، افزايش خواهد يافت. به طور چشمگيري در بيش از 50 درصد از زناني که بالاتر از 55 سال سن دارند، مقدار کلسترول خون آنها 240 ميلي گرم در دسي ليتر است. (mg/dI 240) .البته در برخي از افرادي که به حمله قلبي دچار مي شوند، مقدار کلسترول خون طبيعي است ولي آنچه مورد توجه قرار مي گيرد نسبت کلسترول تام (total) به کلسترول خوب يا (HDL) است. اين نسبت به مقدار کلسترول بد(LDL) يا تري گليسيريدها نيز بستگي دارد . بيشتربيماران تمايل دارند که مقدار کلسترول خون خود را به حد طبيعي برسانند و اغلب به راه هاي غير دارويي علاقه مندند. در حالي که عوامل متعدد، دست به دست يکديگر داده و شرايط مناسب بروز بيماري را پديد مي آورند. اگرفقط بالا بودن مقدار کلسترول خون تنها عامل ايجاد بيماري باشد، مصرف دارو توصيه مي شود و بهتر است که از رژيم غذايي کم چربي پيروي کرد. به خاطر داشته باشيم که بدترين نوع چربي، چربي جامد( کره ، روغن حيواني) است. پرداختن به فعاليت هاي ورزشي ايروبيک( هوازي) نيز مؤثر است. علاوه بر اينها ، مصرف چربي هاي اشباع نشده مانند روغن زيتون نيز توصيه مي شود. نکته قابل اهميت و توجه اين است که هر فردي بايد از رژيم غذايي خاص خود و برنامه ورزشي مناسب با وضعيت جسمي خود پيروي کند. لازم است که زنان در حدود بيست سالگي از مقدار کلسترول خون خود باخبر شوند. به احتمال ابتلا به ديابت توجه کنند و از پزشک خود بخواهند که قند خون ناشتاي آنان را مرتب کنترل کند.
نشانه هاي عمومي ، هنگام بروز حمله قلبي
حمله قلبي نشانه هاي متغيري دارد. زنان و مردان بايد بدانند که نبايد صبر کنند تا نشانه ها ظاهر شوند ، آنها علامت خطر هستند و ممکن است هنگام پيشرفت بيماري بروز کنند.ابتدايي ترين نشانه در زنان و مردان، درد در ناحيه سينه است. احساس سنگيني به معناي " درد " نيست. احساس فشار و سنگيني به گردن ، پشت، شانه ها يا پايين بازو انتشار مي يابد. نفس هاي کوتاه ، سرگيجه، تهوع از متداولترين نشانه ها هستند. هر قدر زنان بيشتر با نشانه ها آشنا شوند، بهتر مي توانند درمان شوند.
رايج ترين روش هاي تشخيص بيماري هاي قلبي براي زنان کدامند؟
متخصصين بيماري هاي قلبي هنوز به دنبال آزمايش هايي هستند که بتوانند در مراحل اوليه ، تشخيص بيماري را ممکن سازند.EK4 ( الکتروکارديوگرام ) و تست ورزش، در افرادي که نشانه خاص بيماري قلبي را ذکر نمي کنند، به کار نمي رود.
اثر ابتلا به بيماري قلبي بر زندگي زنان
تجربه نشان مي دهد که زنان پس از ابتلا به بيماري قلبي، به افسردگي نيز دچار مي شوند. اين موضوع اهميت زيادي دارد و تاثير قابل توجهي بر توانايي زنان مي گذارد. زيرا زناني که افسرده مي شوند تمايلي به بهتر شدن نشان نداده ، از رژيم غذايي، دارويي و برنامه ورزشي توصيه شده ، پيروي نمي کنند. لازم است به سلامتي رواني و جسمي آنها توجه کرد.
توصيه هاي پاياني براي حفظ تندرستي زنان
1- درباره عوامل خطر آگاهي بيشتري کسب کنند.
2- عوامل خطر را از زندگي خود دور سازند. سيگار نکشند، به رژيم غذايي خود توجه کنند و فعاليت بدني بيشتري داشته باشند.
3- در صورت بروز نشانه هاي خاص بيماري، به پزشک مراجعه کنند و او را در تشخيص صحيح و درمان مناسب ياري دهند.
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:12
تغييرات معيني که درشيوه زندگي ايجاد مي شود، تاثير قابل ملا حظه اي بر کاهش خطر ابتلا به بيماري و حمله هاي قلبي خواهد داشت.با افزودن يک برنامه ورزشي به برنامه روزانه مي توان به سادگي و همزمان سطح کلسترول ، قند و فشارخون را در حد طبيعي حفظ کرد. حذف بعضي از عادتهاي زيان آور، مانند سيگار کشيدن نيز بر سلامتي دستگاه قلبي – عروقي خواهد افزود. مواد حاصل از کشيدن سيگار خاصيت انعطاف پذيري شريانها را کم مي کند و سبب تشکيل پلاکهاي رسوبي مي شود. حتي سيگارکشيدن غير مستقيم نيز مي تواند باعث بيماري و حمله هاي قلبي شود.
يکي ديگراز کارهاي سودمند براي پيشگيري از بروز حمله هاي قلبي ، کاهش وزن است. افرادي که افزايش وزن دارند 6/3 سال زودتر از کساني که وزن طبيعي دارند به حمله قلبي دچار مي شوند. افرادي که شکم بزرگي دارند و وزن زيادي را دراين ناحيه از بدن خود تحمل مي کنند و اندامي به شکل " سيب " دارند بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري قلبي قرار دارند ، چاقي، فشار خون بالا و ديابت را نيز به دنبال دارد.
شرکت منظم در فعاليتهاي ورزشي – تمرينهاي ايروبيک به مدت 30 دقيقه درروز – مي تواند ميزان کلسترول خوب (hdl) را افزايش داده ، از مقدار فشارخون ، تري گليسيريدها و قند خون بکاهد. به علاوه ، خاصيت انعطاف پذيري شريانها حفظ مي شود و در برابر تشکيل پلاکهاي رسوبي مقاومت مي کنند.
از يک رژيم غذايي مناسب و سالم پيروي کنيد که چربيهاي اشباع شده و کلسترول به مقدار کم و ميوه ، سبزي و فرآورده هاي لبني کم چربي و غلات به مقدار زيادي داشته باشد.
راه هاي پيشگيري
مقدار اُمگا 3( يک نوع چربي غير اشباع ) را افزايش دهيد. انجمن قلب توصيه مي کند که حداقل دو بار در هفته ، غذاهاي دريايي( ماهي) مصرف شود. مصرف اين نوع غذاها مقداراسيدهاي چرب اُمگا 3 را افزايش مي دهد. همچنين ، افراد مبتلا به بيماري قلبي – عروقي مي توانند روزي حداقل يک گرم اُمگا 3 مصرف کنند.
مقدار فشار خون را در حد طبيعي حفظ کنيد . بنابر پژوهش هاي اخير، رژيم غذايي مناسب براي بيماران قلبي مي تواند سطح کلسترول تام( کل کلسترول خون )خون در حد 7 درصد و ldl( کلسترول بد ) را تا حدود 9 در صد کاهش دهد. يک رژيم غذايي خوب و سالم بايد حاوي 2000 کالري در روز باشد. دو وعده گوشت بدون چربي يا ماهي ، دو وعده فرآورده هاي لبني کم چربي ، 4 تا 5 وعده غذاي سبزي دار، 4 تا 5 وعده غذاي ميوه دار و 7 تا 8 وعده غذاي غلات دار و 4 تا 5 وعده دانه هاي گياهي ، ترکيب اصلي يک رژيم غذايي سالم را تشکيل مي دهند . به خاطر داشته باشيد که زماني داروهاي تجويز شده توسط پزشک مؤثر خواهد بود که در کنار يک شيوه زندگي سالم و تغيير يافته مصرف شوند.
انجام اين آزمايش هاي کليدي براي پيشگيري از بيماري قلبي توصيه مي شود:
اندازه گيري کلسترول ، فشار و قندخون . آنچه به قلب شما زيان مي رساند افزايش سطح کلسترولldl و تري گليسيريدها در خون است که شريانها را تنگ کرده و به علت تشکيل پلاک سبب بسته شدن شريانها خواهد شد. کلسترولhdlبه پاک شدن شريان ها کمک مي کند.
مقادير طبيعي و غير طبيعي
مقدار کلسترول تام(ldl+ hdl ) : بايد کمتر از 200 ميلي گرم در دسي ليتر خون باشد.
مقدار 200 تا 239 ميلي گرم دردسي ليتر خون ، افزايش ( مرزي) کلسترول تام را مشخص مي سازد و مقدار بيش از240ميلي گرم در دسي ليتر خون نيز به عنوان افزايش کلسترول خون شناخته مي شود.
کلسترولldl (بد): مقدار کلسترولldl درخون بايد در حدود 130 ميلي گرم در دسي ليترخون باشد. مقادير بين 130 تا 159 ميلي گرم در دسي ليتر خون مشخص کننده افزايش ( مرزي)ldl است . مقدار 160 ميلي گرم در دسي ليتر خون نيز افزايش کلسترولldl را نشان مي دهد.
کلسترولhdl ( خوب): مقدار کلسترولhdl در خون بايد در حدود 60 ميلي گرم در دسي ليتر باشد ( در زنان) . مقادير 40 تا 60 ميلي گرم کلسترولhdl در دسي ليتر خون کاهش ( مرزي ) آن را نشان مي دهد. اگر مقدارکلسترولhdl به کمتراز 40 ميلي گرم در دسي ليتر خون برسد، با کاهشhdl روبه رو هستيم. پژوهشها نشان مي دهند که افزايشhdl در زنان نقش محافظتي بيشتري درمقابل ابتلا به بيماري هاي قلب وعروق ايفا مي کند. زناني که سطح کلسترولhdl خونشان کمتر از حد طبيعي است، 6 برا بر بيش از سايرين به حمله هاي قلبي دچار مي شوند.
تري گليسيريدها : مقدار طبيعي تري گليسيريدها در خون ، کمتراز 150 ميلي گرم در دسي ليتر خون است .
متخصصين قلب معتقدند که مقادير بيشتر، زنان را در معرض خطر بروز حمله هاي قلبي قرار مي دهد ( به ويژه زنان سالخورده ) ، حتي اگر سطح کلسترول تام در خون آنان طبيعي باشد.
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:13
در دنياي پر هياهوي امروزي، هر اندازه که تمدن پيشرفت مي کند، به همان اندازه بايد بشر خود را براي مبارزه با برخي از پيامدهاي تمدن نو که يکي از آنها، افزايش بيماري هاي قلبي بين افراد جامعه است، مجهز سازد.اين تجهيز همانا رعايت اصول بهداشت صحيح قلب و عروق است که فهرست وار به شرح ذيل قابل ذکرند:
سعي نماييد هميشهغذاهاي متوازن و سالم مصرف کنيد و از مصرف غذاهايي که احتمال فاسد شدنشان مي رود، بپرهيزيد.
در مصرفغذاهاي چرب ( به ويژه چربي حيواني)، پر نمک و قندي افراط نکنيد.
بهتر است براي صرف سه وعده غذاي اصلي ( صبحانه ، ناهار و شام ) ساعات معيني در نظر بگيريد. در فاصله ي بين دو وعده غذا ، از خوراکي هايي که باصطلاح اشتها را کور مي کنند استفاده نکنيد. در ضمن به هنگام صرف غذا، آهسته غذا بخوريد و لقمه را خوب بجويد.
غذاي روزانه ي هر کس بايد متناسب با نوع فعاليت و شرايط جسماني وي تعيين شود و ازپر خوري و نيز فقر غذايي، جداً پرهيز گردد.
از مصرف غذاهايي که به تجربه دريافته ايد مصرف آن غذاها ناراحتي هايي در شما به وجود مي آورد ( يعني به اصطلاح عاميانه، آن غذاها به شما نمي سازد) پرهيز کنيد.
از مصرفآب آشاميدني تصفيه نشده و سبزي ها و ميوه هاي نشسته، خودداري کنيد.
در مصرف مايعات ، به ويژه چاي و قهوه افراط نکنيد. قهوه محتوي کافئين و چاي محتوي تئين است و مصرف زياد آنها باعث بروز عوارضي نظير تپش قلب و بي خوابي مي گردد.
وزن خود را در حد معمولي و مناسب نگهداريد. وزن زياد باعث خستگي عضله ي قلب و ازدياد ميزان کارکرد عروق قلبي مي شود. اشخاص چاق مستعد ابتلا به بيماري هاي فشارخون و ديابت اند و عروق آنها به سرعت متصلب مي گردد ؛ در نتيجه بيماري هاي عروقي و سکته هاي قلبي، زودتر به سراغ اشخاص چاق مي روند.
از مصرف مشروبات الکلي، سيگار، مواد مخدر و محرک، جداً پرهيز کنيد. چرا که مصرف همين سيگار به ظاهر کم خطر، در ايجاد ترومبوز(1) دخالت دارد؛ غلظت ليپيدها را افزايش مي دهد و تشکيل آتروم(2) را تسريع مي کند. همچنين اريتمي ها(3) را زياد مي کند که ممکن است باعث مرگ ناگهاني گردد.
سعي کنيد در محيط شاد و با نشاط به صرف غذا بپردازيد و از عصبانيت و اضطراب که موجب کند شدن عمل هضم و ايجاد سوء هاضمه و کاهش قدرت بدني و کارايي مي شود، خودداي کنيد.
هرگز در تفريحات شبانه و شب زنده داري ها افراط نکنيد که جز خستگي جسمي و روحي نتيجه ي ديگري نخواهد داشت.
سعي کنيد خواب و استراحت کافي داشته باشيد. مقدار خواب لازم براي هر کس بستگي به سن، ميزان فعاليت، سلامت و کنترل اعصاب و هيجانات وي دارد؛ ولي در هر حال، حداقل 6 تا 8 ساعت خواب در هر شبانه روز براي هر فردي لازم و ضروري است تا رفع خستگي کند. در ضمن ثابت شده است که بهترين ساعات براي به خواب رفتن بين ساعات 10 تا 12 شب است.
از استراحت کردن بلافاصله بعد از غذا خودداري کنيد و بين صرف غذا و خوابيدن حدود دو ساعت ، فاصله در نظر بگيريد. در ضمن چنانچه پس از غذا خوردن، پياده روي، حتي به مقدار کم انجام شود، بر اثر تحرک جدار عروق و گردش بهتر جريان خون، قدرت ته نشيني مواد چربي و ساير مواد متشکله ي خون، کم تر گرديده، از بروز اختلالات قلبي – عروقي به مقدار زيادي کاسته مي شود.
هر روز متناسب با سن خود ورزش کنيد. ورزش موجب فراهم شدن بهترين امکانات براي رشد همه جانبه ي بدن انسان است که دستگاه گردش خون، به نحو بارزي از اثرات مثبت آن برخوردار مي گردد. ورزش، کل بدن به ويژه دستگاه قلب را آبديده و تقويت مي کند و قدرت تحمل و عملکرد مکانيسم هاي تطبيق دهنده را که توسط سيستم مرکزي اعصاب تنظيم مي شوند، رشد و بهبود مي بخشد. ناگفته نماند که ورزش سنگين براي سنين بالاي 40 سال مجاز نيست و پياده روي به عنوان بهترين ورزش که نياز به امکانات مالي و تجهيزات هم ندارد، توصيه مي گردد. زيرا در اثر حرکت و فعاليت پاها و فعاليت مداوم و آرام بدن، تحرک جدار عروقي تأمين مي گردد که کمک بزرگي در بهداشت و سلامت قلب مي باشد. مدت مناسب براي پياده روي ، روزانه نيم تا يک ساعت است. محلي که براي پياده روي انتخاب مي گردد، بهتر است صاف و هموار يا با شيب مناسب باشد ، چرا که پياده روي در مسير باد و سربالايي جايز نيست.
از داد و فرياد بيهوده صرف نظر نماييد و در مقابل شوک هيجانات، خونسردي خود را حفظ کنيد.
از مسئوليت هاي چند جانبه دوري کنيد و روح و روان خود را بي جهت در اثر فکرهاي دور و دراز و تخيلات بيجا خسته ننماييد.
حتي الامکان هر مشکلي را حل شده تصور کنيد و از شوک هيجانات آني که نتيجه ي آن فقط فرسودگي مغز، خستگي روح ، و ناتواني قلب است ، دوري بجوييد.
از انزواطلبي، آرميدن و کم تحرک بودن شديداً خودداري کنيد و پيوسته به زندگي خود، تحرک مثبت و سازنده بدهيد.
در مواقع بيکاري حتي الامکان خود را با انجام کاري سالم مشغول کنيد و نگذاريد زمان و تراوشات مغز يعني افکار بر شما مستولي گردد.
آخر هر هفته استراحت کنيد و سالي يک ماه نيز فعاليت هاي اجتماعي را کنار گذاشته، به گردش و تفريح بپردازيد.
سعي کنيد مسکن خود را در مناطق بي سر و صدا، خلوت و خوش آب و هوا انتخاب کنيد.
از مراقبت هاي پزشکي غافل نباشيد و به طور مرتب و کامل تحت معاينات لازم قرار بگيريد.
نسبت به امراضي چون ديابت، بيماري هاي کليوي، سيفيليس، روماتيسم، کانون هاي چرکي مثل لوزتين، سينوزيت، دندان هاي چرکي و بيماري هاي عفوني ديگري که به نحوي دستگاه قلب از آنها تأثير مي پذيرد، بي توجه نباشيد و در صورت بروز ، سريعاً نسبت به مداواي آنها تحت نظر پزشک اقدام کنيد.
در ميزان روابط جنسي هرگز افراط نکنيد، زيرا افراط در اين زمينه، به خصوص در سنين بالا و به ويژه در صورت وجود اختلاف سن بين طرفين، خطر جدي براي سلامت و بهداشت قلب ايجاد مي کند.
از مصرف خودسرانه ي هر نوع دارو به هنگام احساس ناراحتي هاي قلبي – عروقي جداً خودداري کنيد و با مراجعه ي سريع به پزشک متخصص، معالجه را تا بهبودي کامل ادامه دهيد
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:17
در قسمت قبل به يک سلسله اصول و نکات بهداشتي در زمينه ي پيشگيري از ابتلا به بيماري هاي قلبي – عروقي پرداختيم ؛ مواردي که رعايت کردن آنها موجب مي شود انسان اصولاً دچار بيماري هاي قلبي نگردد. ولي متأسفانه در هر جامعه اي، گروه کثيري از مردم به دلايل مختلف دچار بيماري هاي قلبي اند که اين قبيل افراد نيز در صورت توجه به پاره اي نکات بهداشتي قادرند تا حد نسبتاً زيادي همانند افراد سالم، به زندگي عادي خود ادامه دهند. اين بخش از مقاله در ارتباط با چنين بيماراني است.
اکثر بيماران قلبي چنين تصور مي کنند که ضايعات قلب و رگ هاي خوني هرگز معالجه نمي شوند و غير ممکن است که هرگونه نقيصه ي ماهيچه ي قلب يا دستگاه دريچه اي ترميم شود و رگ هاي سخت شده بتوانند دوباره کيفيت عادي خود را بازيابند و اصولاً مي انديشند که بيماري هاي قلبي غير قابل درمان اند. علم پزشکي از چنين ديدگاه بدبينانه اي به دور است و کليه ي تجارب پزشکي ، به ويژه در چند دهه ي اخير نتايج کاملاً رضايت بخش و اميدوار کننده اي نشان داده است. در حال حاضر علاوه بر داروهاي بسيار مؤثري که براي مداواي بيماران قلبي در اختيار پزشکان قرار دارد، پيشرفت هاي گسترده در تکنيک هاي جراحي نيز شايسته ي توجه ويژه اي است. امروزه اين امکان وجود دارد که قلب از حرکت ايستاده را با ماساژ ريتميک يا به کمک ابزار مخصوص دوباره به تپش واداشت، قلب ديگري را به بدن پيوند زد و از قلب مصنوعي براي معالجه ي بيماران بهره جست. بنابراين با مداواي صحيح و رعايت اصول بهداشتي، زندگي بيماران قلبي تقريباً طبيعي مي شود ، گاهي مدت زماني دراز ادامه خواهد داشت. در اين قسمت از مقاله سعي شده است اهم اصول بهداشتي که در زندگي بيماران قلبي بايد رعايت شوند يادآوري گردند. به اميد آن که در زندگي اين بيماران مؤثر افتند و در رفع ناملايمات زندگي شان چاره ساز باشند.
استراحت
نخستين دستور اساسي براي بيماران قلبي، استراحت به موقع و کامل است. بايستي از ميهماني هاي شبانه حتي الامکان پرهيز کرد و به موقع به استراحت پرداخت. در صورت امکان نيز يک تا دو ساعت خواب بعدازظهر بسيار مفيد و سودمند خواهد بود. همچنين بايد سعي کرد عواملي را که مانع خواب راحت است بر طرف نمود. به عنوان مثال، دير هضم شدن غذاي سنگين در شب، خوردن چاي در اوايل غروب، صرف آشاميدني ها به مقدار زياد در شب و خوابيدن ديروقت، از جمله مواردي هستند که نظم و آرامش لازم براي خواب شبانه را بر هم مي زنند، باعث بيخوابي مي گردند.
محل سکونت
متأسفانه بيماران قلبي زماني به عيوب منزل خود پي مي برند که قبلاً دچار يک يا چند حمله ي قلبي شده اند. بعضي توجه نمي کنند که همين مسکن، سهم بزرگي در ابتلاي آنها به بيماري داشته يا حداقل ظهور و بروز بيماري را پيش انداخته است. در اين زمينه به طور کلي، نداشتن راه سربالايي، داشتن امکانات لازم براي رفت و آمد، نزديک بودن به فروشگاه هاي اجناس ضروري و مراکز پزشکي، استفاده از وسايل مدرن، توجه به وضع تهويه، نور، رطوبت و ايمني ساختمان، واقع بودن در خارج از مناطق پر سر و صدا و … از اهم مسائلي است که در انتخاب مسکن مناسب براي بيماران قلبي بايد مورد توجه قرار گيرند.
رژيم غذايي
مصرف غذا طبق اصول کلي بهداشت قلب، بايستي متعادل باشد و هميشه سفره را در حالي بايد ترک کرد که نه قلب خسته گردد و نه کبد رنجور و فرسوده شود و نه اندام تغيير شکل دهد، زيرا مهم ترين عامل تغيير شکل اندام، پرخوري است. در ضمناز مصرف غذاهاي چرب، پر نمک و قندي، حتي الامکان بايد خودداري شود، زيرا مصرف بي رويه و بيش از حد اين مواد، در اغلب موارد بحران هاي قلبي شديدي را موجب مي گردد.همچنين مصرف مواد مخدر و محرک براي بيماران قلبي مناسب نيست و لازم است ضمن اجتناب از مصرف اين مواد، با رعايت رژيم غذايي توصيه شده، وزن بدن در حد متناسب حفظ گردد.
پوشاک
لباس بيماران قلبي در تابستان بايد گشاد و سبک و در زمستان گرم و سبک باشد. جوراب هاي تنگ و چسبان و از جنس نايلون مناسب نيست، کفش ها هم بايد به اندازه ي پا و راحت انتخاب شوند. همچنين استفاده از کلاه مناسب براي جلوگيري از تابش آفتاب به سر ( مخصوصاً براي مبتلايان به فشارخون) توصيه مي شود تا از بروز عوارض مغزي در فصول گرم جلوگيري به عمل آيد.
ازدواج و آبستني
مشورت با پزشک معالج قبل از تصميم گيري به ازدواج و آبستني بيماران قلبي از ضروريات امر است و همه ي مسائل بايد قبلاً پيش بيني گردد تا بتوان تصميمات لازم را تحت نظر پزشک، به موقع اتخاذ کرد. مخفي کردن واقعيات و بي قيدي ممکن است عواقب ناگواري داشته باشد. در صورت بلامانع بودن ازدواج، بايستي راهنمايي هاي لازم در مورد روابط جنسي با توجه به شرايط جسماني بيماران قلبي به آنها ارائه شود تا از بروز برخي اتفاقات ناگوار احتمالي پيشگيري گردد.
استفاده از تعطيلات در مواقع فراغت، روز به روز اهميت بيشتري پيدا مي کند. اين تمايل تنها براي گردش و استراحت نيست بلکه يک نياز رواني است که بر اثر تحولات اجتماعي و در فرار از زندگي روزمره و يکنواختي احساس مي شود. با اين حال، بيماران قلبي قبل از اين که بخواهند به مسافرت بروند بايستي تمام اطلاعات لازم را کسب کنند و به ياد داشته باشند که مسافرت هاي طولاني و بدون پيش بيني براي آنان اصلاً مناسب نيست و چه بسا ممکن است با عوارض شديدتري از تعطيلات باز برگردند.توصيه مي شود که قبل از مسافرت با پزشک معالج خود تماس بگيرند و مطابق نظريات وي عمل کنند. در ضمن در طول سفر داروهاي مصرفي خود را حتماً به همراه داشته باشند و در اين مورد هرگز کوتاهي روا ندارند.
فعاليت هاي ورزشي
به جز موارد استثنايي که پزشک معالج، تمرينات ورزشي خاصي براي بيماران قلبي تجويز مي نمايد، غالب اوقات،بهترين ورزش براي اين قبيل از افراد، پياده روي در هواي آزاد و در مناطق مسطح استکه بايد با توجه به شرايط بيمار، مقدار آن را تعيين کرد.
فعاليت هاي حرفه اي
انجام کار براي بيماران قلبي نيز مثل هر شخص سالم ، لازم به نظر مي رسد، زيرا کار و فعاليت جوهر زندگي و عامل آسايش رواني براي هر انسان است و شخصيت اجتماعي او را تضمين مي کند. با وجود اين ، نوع فعاليت هاي حرفه اي در بيماران قلبي در مقايسه با افراد سالم کاملاً متفاوت است و هر حرفه اي که مستلزم تلاش سخت و زياد بدني باشد، براي بيماران قلبي اکيداً ممنوع است. در مورد انواع کارهاي مجاز که بيمار قلبي با توجه به نوع و سابقه ي بيماري مي تواند انجام دهد ، پزشک معالج انواع فعاليت هاي مجاز را اعلام مي دارد که بهتر است به صورت فهرستي در اختيار بيمار و بستگان وي قرار گيرد. اين فهرست ثابت نيست و تابع وضع بيمار، نوسانات بازار کار و امکانات محلي است؛ ضمناً نبايد سليقه يا بي ميلي بيمار را ناديده گرفت. توافق خانواده را نيز بايد جلب کرد.
فرصت هاي بيکاري
ملال و غم و غصه، عمدتاً از يکنواخت بودن زندگي سرچشمه مي گيرد. در حقيقت مبارزه عليه اين يکنواختي که دشمني آب زير کاه است و تيشه به ريشه ي انسان مي زند، استفاده از فرصت هاي بيکاري است. هر کس مي تواند با امکاناتي که در اختيار دارد و تابع قواعد خاصي نيست ، اين يکنواختي را تغيير دهد، مشروط بر آن که باعث خستگي قلب نگردد.
تلويزيون را مي توان بهترين يا بدترين سرگرمي ها دانست. قبل از گذاشتن تلويزيون در اتاق بيمار بايد مطمئن شد که در تماشاي آن زياده روي نکند.از تماشاي فيلم هاي طولاني و ديروقت و برنامه هاي هيجان آور مانند مسابقات فوتبال، کشتي کج و بوکس ، بايد خودداري کرد.
برنامه هاي راديويي نيز به شرط آن که آرام و متنوع باشد و طولاني نشود سرگرمي خوبي خواهد بود. به طور کلي اگر بيمار قلبي کتابخانه ي خوبي در اختيار نداشته باشد يا علاقه ي چنداني به مطالعه در خود احساس نکند ، بهترين سرگرمي ، استفاده از برنامه هاي راديو و تلويزيون در حد معقول است.
دستورهاي دارويي و مراقبت هاي پزشکي
درمان دارويي و مراقبت هاي پزشکي و بهداشتي در بيماران قلبي از اهم مسائل است. اين افراد بايد به پزشک معالج خود اعتماد کامل داشته باشند و دستورهاي دارويي وي را به دقت انجام دهند. نکته ي قابل تذکر در مورد بيماران قلبي اين است که از مصرف خودسرانه ي هر نوع دارو به هنگام احساس ناراحتي بايد اکيداً خودداري کنند و در اسرع وقت به پزشک معالج خود مراجعه نمايند تا تحت نظر وي مداوا گردند.
محيط خانوادگي
مي توان گفت که معاشرت با خانواده بهترين يا بدترين چيزها براي بيماران قلبي است ، زيرا علاوه بر خانواده هاي صميمي که قادرند بيمار را از تشويق ، حسن تفاهم و محبت برخوردار کنند و تحت مراقبت دقيقي براي پيشرفت بهبود بيماري و معالجات قرار دهند ، متأسفانه خانواده هايي هم هستند که به علت بي خبري از خلق و خوي خود موجب دلسردي مي شوند: بستگاني که از آرامش لازم برخوردار نيستند. اقوامي ناآگاه که نمي توان به کمک و مواظبت آنها متکي شد. خانواده هايي که از نظر تظاهرات شديد به دوستي ، تندرو و افراطي اند. اقوامي که به علت طولاني بودن مدت بيماري ، از نظر مالي ناراضي اند و اقوامي که وارث شناخته شده اند و بهتر است نارضايي آنها را تعبير و بر ملا نکنيم. پزشک بايد همواره از نظر وضع رواني ، بيمار و اطرافيانش را شناسايي کند و نکات لازم براي حُسن تفاهم هر چه بيشتر با بيمار قلبي را به بستگان وي يادآوري کند. بر افراد خانواده نيز لازم است که در غياب پزشک ، رفتار معقولانه و صحيحي را نسبت به بيمار در پيش بگيرند و از هرگونه برخوردي که موجب کدورت خاطر وي گردد بپرهيزند.
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:18
وقتي که اصطلاح بيماري قلبي را مي شنويد، اولين واکنش شما چيست؟ ممکن است مثل خيلي از زن ها فکر کنيد اين بيماري يک بيماري مردانه است و مشکل من نيست!
اما واقعيت اين است که بيماري هاي قلبي يکي از دو علت اصلي مرگ و مير در ايران است. متاسفانه بسياري از زنان اين مطلب را نمي دانند در حالي که درک اين مطلب حائز اهميت است.
جالب است بدانيد ؛
- در سال 1381 مطالعه قند و چربي خون افراد در تهران نشان داد که 7/12 درصد زنان سابقه دردهاي قلبي دارند، در حالي که اين مشکل تنها در 8/8 درصد مردان مشاهده شده است.
- مطالعه دکتر نبي پور در بوشهر نشان داد؛ سابقه سکته قلبي در مردان 4/17 درصد و در زنان 8/19 درصد بوده است.
- 38 درصد زنان يک سال بعد از يک حمله قلبي فوت خواهند کرد.
- در طي 6 سال بعد از يک حمله قلبي، حدود 46 درصد زنان در اثر نارسايي قلبي ناتوان خواهند شد.
- دو سوم زنان که حمله قلبي داشته اند ، به طور کامل بهبود نمي يابند.
واقعيت اين است که اگر شما قلب داريد، پس مشکل قلبي نيز مي توانيد داشته باشيد که خوشبختانه کارهاي زيادي براي اين حل اين مشکل مي توان انجام داد.
اين مطالب به شما کمک خواهد کرد که عوامل بيماري قلبي را در خود شناسايي کنيد و گام هايي در جهت پيشگيري يا کنترل آنها برداريد. اين کارها به خصوص براي زنان ميانسال و مسن ارزشمند است، زيرا احتمال بيماري و حمله قلبي در زنان با يائسه شدن، به طور شگفت انگيزي افزايش مي يابد.
يک هشتم زنان بين سنين 64-45 سال انواعي از بيماري هاي قلبي را دارند و اين مقدار در زنان بالاي 65 سال تا يک سوم افزايش مي يابد.
هنوز هم ممکن است فکر کنيد، من که در خطر نيستم، چون در حال حاضر بيماري قلبي ندارم.
ممکن است داراي عوامي خطري مانند اضافه وزن، کشيدن سيگار يا فعاليت فيزيکي کم باشيد که مي تواند خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي را افزايش دهد. شايد در مورد عوامل خطر بيماري هاي قلبي چيزهايي بدانيد، اما بايد بدانيد که خودتان کدام يک از اين عوامل را داريد. چيزي که ممکن است ندانيد اين است که ،اگر شما حتي يک عامل خطر را داشته باشيد، احتمال ابتلا به بيماري قلبي در شما زياد است.
يک قلب بيمار و آسيب ديده، در انجام فعاليت هاي روزانه و حتي توانايي شما در کارهاي ساده اي مثل قدم زدن يا بالا رفتن از پله، اختلال ايجاد کرده و به شيريني زندگي شما لطمه مي زند.
يک خبر خوب
شما براي پيشگيري از بيماري قلبي، نيروي عظيمي داريد و مي توانيد از همين امروز شروع کنيد. با شناخت عوامل خطري که شما را تهديد مي کنند و ايجاد تغيير مطلوب در آنها نظير تغيير در رژيم غذايي، افزايش فعاليت فيزيکي و اصلاح ساير عادات روزانه خود مي توانيد تا حد زيادي خطر ابتلا به بيماري قلبي را کاهش دهيد. حتي اگر بيماري قلبي داريد، مي توانيد گام هايي در جهت کاهش شدت آن برداريد. پس از اين مطالب براي داشتن يک قلب سالم استفاده کنيد. البته مي توانيد براي کسب اطلاعات بيشتر با پزشک خود مشورت کنيد. از امروز براي حفظ سلامتي قلب خود اقدام کنيد.
اين عبارت را شعار خود قرار دهيد :
" براي درمان بيماري قلبي از همين امروز شروع کنيد ، فردا دير است."
بيماري قلبي چيست؟
بيماري هاي عروق قلبي ( بيماري هاي کرونري ) مهم ترين بيماري قلبي است . اين بيماري در واقع ناشي از مشکلات رگ هاي خوني قلب است که مي تواند سبب حمله قلبي شود. يک حمله قلبي وقتي اتفاق مي افتد که يکي از سرخرگ هاي تغذيه کننده قلب بسته شود و از رسيدن اکسيژن و غذا به قلب جلوگيري کند. اين بيماري ها غالباً به اختصار به عنوان" بيماري قلبي " گفته مي شود. بيماري هاي ديگر قلبي- عروقي شامل سکته مغزي، فشارخون بالا، آنژين صدري يا درد قفسه سينه و بيماري هاي روماتيسم قلبي است.
برخي از بيماران قلبي با کمک اعمال جراحي نظير باي پس( by pass ) و آنژيوپلاستي( angioplasty ) تا حدودي بهبود مي يابند. گرچه اين اعمال مي توانند به گردش خون و اکسيژن در عضله قلبي کمک کنند، اما سرخرگ ها همچنان آسيب ديده باقي مي مانند و مفهوم آن اين است که احتمالاً يک حمله قلبي ديگر خواهيد داشت. به علاوه تا زماني که در شيوه زندگي خود تغييري ايجاد نکنيد، وضعيت رگ هاي خوني شما روز به روز بدتر خواهد شد. تعدادي از زنان در اثر عوارض بيماري قلبي فوت مي کنند يا براي هميشه ناتوان مي شوند. به همين دليل کنترل و پيشگيري از اين بيماري خيلي مهم و حياتي است.
چه کساني در معرض خطر هستند؟
عوامل خطر( Risk Factors )، شرايط يا عاداتي هستند که احتمال ابتلا شخص به يک بيماري را افزايش مي دهند. اين عوامل مي توانند شرايطي را به وجود آورند که وضعيت بيماري موجود را بدتر کنند. عوامل خطر مهم بيماري قلبي که مي توانيد اقدامات زيادي براي کنترل آنها انجام دهيد، شامل موارد زير است:
1- سيگار کشيدن
2- فشار خون بالا
3- کلسترول خون بالا
4- داشتن اضافه وزن
5- فعاليت بدني کم
6- ديابت
بعضي از عوامل خطر مانند: سن و سابقه ارثي بيماري قلبي قابل تغيير نيستند. خطر بيماري قلبي در زنان از سن 55 سالگي افزايش مي يابد.
زنان بعد از يائسگي، به علت کاهش توليد هورمون استروژن براي ابتلا ببه بيماري قلبي مستعدتر مي شوند. احتمال ابتلا به بيماري قلبي در زناني که به علل طبيعي يا برداشتن رحم با عمل( hysterectomy ) دچار يائسگي زودرس شده اند نسبت به زنان غيريائسه دو برابر است.
سابقه فاميلي و ارثي بيماري قلبي در سنين پايين عامل خطر ديگري است که قابل تغيير نيست. اگر پدر يا برادر شما قبل از سن 55 سالگي يک حمله قلبي داشته اند و يا اگر خواهر يا مادر شما يک حمله قلبي قبل از 65 سالگي داشته اند ،احتمال ابتلاي شما به بيماري قلبي زياد است.
عوامل خطر اصلي قابل تغيير نيستند، ولي دانستن آن از اين لحاظ مهم است که اينگونه افراد مي توانند با کنترل سايرعوامل خطر بيماري قلبي را در خود کاهش دهند.
اين کار چندان مشکل نيست. محافظت از قلبتان مي تواند به سادگي راه رفتن سريع يا خوردن يک سوپ خوشمزه يا کارهايي باشد که براي داشتن يک وزن متناسب به آنها نياز داريد.
هيچ عامل خطري را دست کم نگيريد
بعضي زنان عقيده دارند فقط انجام يک رفتار سالم مي تواند از آنها در مقابل خطر بيماري قلبي مواظبت کند. براي مثال ممکن است فکر کنند اگر مرتب قدم بزنند يا شنا کنند ، ولي مي توانند سيگار بکشند و سالم بمانند ولي اين باور نادرستي است. براي پيشگيري از بيماري قلبي بايد تمامي عوامل خطر آن را کنترل کرد. شما مي توانيد به آرامي اين کار را انجام دهيد، ولي مهم آن است که واقعا عوامل خطر تغيير دهيد. ممکن است بعضي افراد بگويند اگر من فقط يک عامل خطر مثل افزايش وزن يا افزايش کلسترول خون را داشته باشم، کم از بيماري قلبي مصون هستم. ولي اينطور نيست، هر عاملي مي تواند سبب افزايش خطر بيماري قلبي گردد، خصوصاً داشتن بيش از يک عامل خطر مسئله اي جدي است، چون عوامل خطر اثرات يکديگر را تشديد مي کنند.
پس هر فردي بايد عوامل خطر بيماري قلبي را در خود شناسايي کند و اقدامات لازم را براي کاهش آنها انجام دهد.
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:20
اولين قدم براي حفظ سلامتي قلب، داشتن يک ارتباط مناسب و نزديک با پزشک است، ولي براي ايجاد تغييرات هميشگي نياز به يادگيري يک سري مطلب هستيد. اين مطالب شامل بيماري قلبي و نوع رفتارها و شرايطي است که مي تواند ميزان خطر را در شما افزايش دهد. موضوع مهم قلب شماست و شما در قبال آن مسئول هستيد.
مطالب پايين در مورد عوامل خطر بيماري هاي قلبي است. با فراگيري اين مطالب مي آموزيد که چگونه اين عوامل سلامت قلب شما را به خطر مي اندازند.
سيگار کشيدن
سيگار کشيدن به عنوان مهمترين عامل خطر شناسايي شده است. زناني که سيگار مي کشند، شش برابر زناني که سيگار نمي کشند بيشتر به حمله قلبي دچار مي شوند و ميزان خطر با افزايش تعداد سيگارهايي که روزانه مصرف مي کنند افزايش مي يابد. سيگار کشيدن خطر سکته مغزي را نيز بالا مي برد. اما بيماري قلبي و سکته مغزي تنها عوارض ناشي از سيگار نيستند که سلامتي زنان را تهديد مي کنند، بلکه سيگار کشيدن به ميزان زيادي شانس سرطان ريه را افزايش مي دهد. واقعيت آن است که در حال حاضر ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان ريه براي زنان بيش از ميزان خطر ناشي از سرطان پستان است. سيگار کشيدن همچنين با چند نوع سرطان ديگر از جمله سرطان هاي دهان، دستگاه ادراري، کليه و گردن رحم در ارتباط است. سيگار کشيدن همچنين مي تواند باعث بيماري هاي انسدادي ريه شود که شامل برونشيت مزمن و آمفيزم است. دود سيگار در محيط کار يا زندگي مي تواند مشکلات زيادي براي سلامتي اشخاص ديگر ايجاد کند.
سيگار کشيدن با هيچ روشي سالم نيست. سيگارهاي کم نيکوتين ممکن است احتمال سرطان ريه را تا حدودي کاهش دهند، اما ميزان خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي و ديگر بيماري هاي مرتبط را کاهش نمي دهند. تنها راه سالم و ايمن اين است که اصلاً سيگار نکشيد.
فشار خون بالا
فشار خون بالا از ديگر عوامل خطر اصلي براي بيماري قلبي، بيماري کليه و نارسايي احتقاني قلب است. فشار خون بالا همچنين عامل خطر مهمي براي سکته مغزي است. حتي افزايش کم آن عامل خطري براي ابتلا به اين بيماري هاست. مطالعه قند و چربي خون افراد در تهران نشان داد که 20 درصد از جمعيت بالاي 20 سال بيماري فشار خون دارند. اگر اضافه وزن و يا سابقه فاميلي فشار خون بالا داشته باشيد، در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به بيماري هاي قلبي-عروقي هستيد.
فشار خون بالا اغلب به عنوان " قاتل خاموش " ناميده مي شود، چون معمولاًعلامتي ندارد. در نتيجه مردم به آن توجه نمي کنند تا اينکه به طور جدي بيمار شوند.
* خبر خوب
شما مي توانيد کارهايي در جهت کنترل فشار خون يا پيشگيري از افزايش فشار خون خود انجام دهيد و در نتيجه از بيماري هاي تهيد کننده سلامتي مصون بمانيد. معمولاً فشار خون به صورت دو عدد مثلاً 80/120 عنوان مي شود (120 روي 80) و با واحد ميلي متر جيوه اندازه گيري مي شود. گاهي اين اعداد با واحد سانتي متر جيوه بيان مي شود و لذا به صورت 8/12 گفته مي شود. (12روي 8).
اولين عدد يعني 12 ، فشار خون سيستولي است و مربوط به لحظه اي است که قلب خون را به داخل عروق پمپاژ مي کند. عدد دوم يا فشار خون دياستولي يعني 8 ، مربوط به زمان بين ضربانات قلب است.
چون فشار خون افراد در شرايط مختلف متغير است ، بايد قبل از قضاوت در مورد ابتلاي فرد به بيماري فشار خون بالا، چندين بار در روزهاي مختلف آن را اندازه بگيريم. فشار خون زماني بالاست که طي چند بار اندازه گيري، مقدار آن بالاتر از سطح طبيعي باشد.
فشار خون شما بر اساس عدد بالاتر از طبيعي در فشار خون سيستولي يا دياستولي شناخته مي شود براي مثال اگر فشار خون سيستولي شما 141 باشد، اما دياستولي 88 باشد شما فشار خون بالايي داريد.
سيستولي ( ماکزيمم ) دياستولي ( مينيمم )
طبيعي
کمتر از 120
کمتر از 80
مقادير مرزي
139 – 120
89 – 80
هيپرتاسيون
140 يا بالاتر
90 يا بالاتر
پيشگيري از نارسايي احتقاني قلب
فشار خون بالا اولين عامل خطر براي نارسايي احتقاني قلب است. نارسايي قلب تهديدي براي سلامتي فرد است. نارسايي زماني رخ مي دهد که قلب نتواند خون کافي مورد نياز بدن را پمپ کند. در اين مواقع مايع اضافي شروع به نشت کردن در ريه ها کرده و باعث خستگي، ضعف و اشکال در تنفس مي شود.
براي پيشگيري از نارسايي احتقاني قلب و سکته مغزي بايد فشار خون خود را تا حد کمتر از 90/140 کنترل کنيد. اگر فشار خون شما بالاتر از اين مقدار است، با پزشک در مورد مصرف دارو يا تغيير آنها و اصلاح شيوه زندگي تان صحبت کنيد.
براي پيشگيري از بروز نارسايي احتقاني قلب کنترل وزن بسيار مهم است. حتي اضافه وزن متوسط نيز مي تواند خطر بيماري قلبي را افزايش دهد.
درک خطر
اما اعداد حق مطلب را ادا نمي کنند. براي مثال اگر شما فشار خون بالا داريد، هنوز خطر حمله قلبي و سکته مغزي يا نارسايي قلبي در شما بالاست. اگر فشار خون سيستولي شما (عدد اول) مساوي يا بالاتر از 140 باشد، با وجود طبيعي بودن فشار خون دياستولي ، احتمال ابتلااي شما به بيماري قلبي يا کليوي زياد است.
با شروع سن 55 سالگي احتمال ابتلا به فشار خون بالا در زنان زياد است. اگر فشار خون سيستولي شما بالا مي باشد، نياز به اقداماتي براي کنترل آن داريد. فشار خون بالا را مي توان با اصلاح شيوه زندگي و استفاده از دارو کنترل نمود.
اصلاح شيوه زندگي
اگر فشار خون شما خيلي بالا نيست و اضافه وزن داريد، ممکن است بتوانيد با کاهش وزن و تغيير در عادات غذايي تان بطور کامل آن را کاهش دهيد. يک رژيم غذايي مخصوص وجود دارد که مي تواند به شما کمک کند تا فشار خونتان را کاهش دهيد. اين رژيم غذايي *DASH ( روشهاي غذايي براي جلوگيري از فشار خون بالا ) نام دارد.
اين رژيم حاوي مقادير زيادي مواد گياهي ولبنيات مانند ميوه ، سبزي ، غلات کامل ، حبوبات ، آجيل و ساير دانه هاي خوراکي و لبنيا ت کم چرب مي باشد که حتي بدون کم کردن وزن ، فشار خون بالا را کاهش مي دهد. رعايت اين رژيم غذايي حداقل براي مدت 10 سال توصيه مي شود تا بتواند مؤثر واقع شود. اين رژيم سرشار از کلسيم، پتاسيم، منيزيم، پروتئين و فيبر است و ميزان کل چربي ، چربي اشباع و کلسترول آن کم است. در ضمن مصرف شيريني ، گوشت قرمز در آن محدود است.
اگر اين رژيم را رعايت کنيد و همچنين به مقدار کم سديم مصرف کنيد، مي توانيد فشار خون خود را بيشتر کاهش دهيد. سديم ماده اي است که در مقدار فشار خون موثر است. سديم عنصر اصلي نمک بوده و در بسياري از غذاهاي آماده مثل سوپ ها، نان و کراکر وجود دارد.
دريافت دارو
اگر علي رغم اصلاح شيوه زندگي ، فشار خون شما بالا بود، ممکن است دارو تجويز شود. اصلاح روش زندگي به عملکرد موثرتر دارو کمک مي کند. در حقيقت اگر در اصلاح رفتارهاي روزانه تان موفق شويد، ممکن است بتوانيد ميزان مصرف دارو را کاهش دهيد. مصرف دارو براي پايين آوردن فشار خون احتمال سکته مغزي ، حمله قلبي ، نارسايي احتقاني قلب و بيماري کليوي را در شما کاهش مي دهد. اگر با مصرف يک دارو دچار عوارض جانبي نامطلوب آن شديد، از پزشک بخواهيد مقدار مصرف يا نوع دارو را تغيير دهد.
* ياد آوري:
حتماً بايستي داروها را طبق آنچه پزشک تجويز مي کند، مصرف کنيد. قبل از ترک مطب پزشک بايد مطمئن شويد دستورات دارويي او را دقيقاً متوجه شده ايد يا خير.
سکته مغزي: علائم خطر را بدانيد
سکته مغزي يک اورژانس پزشکي است و اگر فردي دچار سکته مغزي شد، لازم است وي را هر چه سريعتر به بيمارستان برسانيد. براي تشخيص سکته مغزي لازم است با علايم آن آشنا باشيد. شروع درمان در طي 60 دقيقه اول مي تواند از بروز ناتواني هاي بعدي پيشگيري کند.
علائم اصلي سکته مغزي :
1- بي حسي يا ضعف ناگهاني صورت، بازو، ران بخصوص اگر يکطرفه باشد.
2- گيجي ناگهاني، مشکل در تکلم يا درک صحبت
3- اشکال ناگهاني در بينايي يک يا هر دو چشم
4- اشکال ناگهاني در راه رفتن ، احساس گيجي، از دست دادن تعادل بدن
5- سردرد شديد ناگهاني بدون علت
در صورت بروز اين علايم به سرعت به اورژانس اطلاع دهيد.
* Dietary Approaches to Stop Hypertension
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:22
کلسترول خون بالا:
کلسترول خون بالا يک عامل خطر مهم ديگر در بيماري هاي قلبي است که قابل تغيير نيز است. همه زنان بايستي سطح کلسترول خونشان را پايين نگه دارند تا احتمال بيماري يا حمله قلبي را کاهش دهند.
اگر شما قبلاً بيماري قلبي داشته ايد ، بايد با کاهش ميزان کلسترول خون ، خطر حمله قلبي را کاهش دهيد. زناني که دچار ديابت هستند، نيز در معرض خطر بالايي براي ابتلا به سکته قلبي هستند. اگر ديابت داريد، بايستي کلسترول و قند خون خود را کاهش دهيد.
اگر چه کلسترول خون زنان غالباً پايين تر از مردان است، ولي در سنين 45 تا 55 سالگي سطح کلسترول خون زنان شروع به افزايش مي کند و اين افزايش در زنان بيشتر از مردان است. بعد از سن 55 سالگي تفاوت در ميزان کلسترول در خانم ها و آقايان بيشتر مي شود.
با اينکه خطر بيماري هاي قلبي در سنين بالا براي زنان کمتر از مردان مي باشد، ولي بالا بودن سطح کلسترول خون زنان احتمال ابتلا به بيماري هاي قلبي را در آنان بيشتر مي کند.
کلسترول خوب/ کلسترول بد!
بدن انسان به طور طبيعي به کلسترول نياز دارد، ولي تمام کلسترولي مورد نياز را خودش مي سازد. با گذشت زمان کلسترول و چربي اضافي که در خون گردش مي کند، روي ديواره رگ هايي که خون را براي قلب تامين مي کنند، رسوب مي کنند. اين امر باعث مي شود سرخرگ ها باريک تر شوند، در نتيجه خون کمتري به قلب برسد. خون موجود در سرخرگ ها، اکسيژن را به قلب مي رساند و در اثر باريک شدن سرخرگ ها ، به مقدار کافي اکسيژن به قلب نمي رسد و ممکن است دچار درد قفسه سينه شويد. در اثر قطع جريان خون به قسمتي از قلب، سکته قلبي رخ مي دهد.
کلسترول در قالب موادي بنام ليپو پروتئين در خون گردش مي کند. قسمت اعظم کلسترول خون توسط ليپوپروتئيني به نامليپوپروتئين با وزن کم ياLDL حمل مي شود. کلسترول بسته بندي شده درLDL،کلسترول بدناميده مي شود، زيرا مقدار زيادLDL در خون، باعث رسوب کلسترول در ديواره رگ ها و انسداد آنها مي شود.
نوع ديگر کلسترولليپوپروتئين با وزن زياد يا HDL نام دارد که به عنوانکلسترول خوب شناخته مي شود.HDL باعث برداشت کلسترول از خون مي شود و از رسوب آن در سرخرگ ها جلوگيري مي کند.
انجام آزمايشات
زناني که 20 سال سن يا بيشتر دارند، بايستي ميزان کلسترول خونشان را اندازه گيري کنند. اين آزمايشات شامل کلسترول سرم،HDL،LDL و تري گليسيريد است.
براي انجام اين آزمايش بايد ناشتا باشيد.
کلسترول کل خون مجموع مقادير کلسترول درLDL وHDL مي باشد. خوشبختانه در حال حاضر امکان اندازه گيري کلسترول و حتيLDL وHDL در اکثر نقاط ايران مهيا است.
در مقدار طبيعي بايد سطحLDL خون کمتر از 100 ميلي گرم در سي ليتر باشد. ولي اگر کلسترول خون شما کمي بالاتر از اين باشد، هم قابل قبول است. سطوحLDL به چهار گروه تقسيم مي شود. هر چه مقدارLDL بالاتر باشد، خطر بيماري قلبي بيشتر مي شود. اطلاع از مقدارLDL خون مهم است، زيرا نوع درماني را که نياز داريد تعيين مي کند.
سطوح کلسترول خون و خطر بيماري هاي قلبي
مقدار کلسترول کل
(ميلي گرم در دسي ليتر )
گروه
کمتر از 200
طبيعي
200- 239
در مرز خطر
240 و بيشتر
بالا
مقدار LDL
( ميلي گرم در دسي ليتر ) گروه
کمتر از 100
طبيعي
100- 129
حد بالاي طبيعي
130- 159
در مرز خطر
160- 189
بالا
190
خيلي بالا
سطوح کلسترولHLD
اگر مقدارHDL کمتر از 40 ميلي گرم در دسي ليتر باشد يک عامل خطر بزرگ براي بيماري هاي قلبي است، ولي اگر بالاتر از 60 ميلي گرم در دسي ليتر يا بيشتر باشد مي تواند مانع از سکته هاي قلبي شود.
تري گليسيريد چيست؟
تري گليسيريد نوع ديگري چربي است که در خون و غذا وجود دارد. تري گليسيريد در کبد توليد مي شود. وقتي الکل مصرف مي کنيد يا مقدار زيادي کالري دريافت مي کنيد، کبد شما تري گليسيريد بيشتري توليد مي کند.
تحقيقات اخير نشان داده است که سطح تري گليسيريد در حد مرزي بالا (190- 150ميلي گرم در دسي ليتر) يا بالا (200 ميلي گرم در دسي ليتر يا بيشتر) خطر بيماري قلبي را افزايش مي دهد. براي کاهش سطح تري گليسيريد خون، پزشکان رژيم غذايي با چربي اشباع کم و کم کلسترول و محدود در کربوهيدرات را توصيه مي کنند. همچنين بايد وزن خود را کنترل کنيد. تحرک بدني و فعاليت بيشتري داشته باشيد و از مصرف الکل و سيگار اجتناب کنيد. البته بعضي اوقات هم نياز به مصرف دارو است.
خطر بيماري قلبي وLDL شما
بطور کلي هر چه مقدارLDLو عوامل خطر در شما بيشتر باشد ، احتمال ابتلا به بيماري قلبي يا بروز سکته قلبي در شما بيشتر مي شود. کساني که بيشتر در معرض خطر بيماري قلبي قرار هستند، بايستي مقدارLDL خود را کم تر از ساير افراد نگه دارند.
حال براي شما بيان مي کنيم که چگونه مقدارLDLطبيعي خود را تعيين کنيد.
گام اول:تعداد عوامل خطر خود را بشماريد. عوامل خطر بيماري قلبي که بر روي مقدار طبيعيLDL شما اثر مي گذارند، شامل موارد زير است. بررسي کنيد که شما چند تا از اين عوامل خطر را داريد.(اگر چه اضافه وزن و نداشتن تحرک بدني در بين اين موارد آورده نشده است. اينها شرايطي هستند که خطر شما را براي بيماري قلبي بالا مي برند و نياز به اصلاح دارند.)
عوامل خطر :
- مصرف سيگار
- فشار خون بالا (اگر فشار شما بالاتر از 9/14 باشد يا براي فشار خونتان دارو مصرف مي کنيد.)
-HDL;l (کمتر از 40ميلي گرم در دسي ليتر)
- سابقه خانوادگي بيماري قلبي ( در صورت ابتلاي پدر يا برادرتان به بيماري قلبي قبل از 55 سالگي و مادر يا خواهرتان قبل از 65 سالگي )
- سن بيشتر از 55 سال
گام دوم: نمره خطر خود را محاسبه کنيد.
اگر شما دو يا چند عامل خطر بالا را داريد، بايستي نمره خطر خود را محاسبه کنيد. اين نمره احتمال سکته قلبي شما را در ده سال آينده نشان مي دهد.
گام سوم: ميزان خطر خود را پيدا کنيد.
براي بر آورد ميزان خطر خود از جدول زير استفاده کنيد.
ميزان خطر عوامل خطر
رديف
بسيار پر خطر
بيماري هاي قلبي، ديابت يا نمره خطر بيشتر از20درصد*
1
پر خطر
دو عامل خطر يا بيشتر و يک نمره خطر 20- 10%
2
خطر متوسط
دو عامل خطر يا بيشتر و يک نمره خطر کمتر از 10%
3
نسبتا کم خطر
يک عامل خطر يا هيچي
4
* قرار گرفتن در اين گروه به اين معني است که بيش از 20نفر از بين 100 نفر در اين گروه در 10 سال آينده خطر حمله قلبي خواهند داشت.
سندروم متابوليک
بعضي زنان تعدادي از عوامل خطر را دارند که در مجموع "سندروم متابوليک" ناميده مي شوند. سندروم متابوليک اغلب با اضافه وزن، چاقي و نداشتن تحرک بدني مرتبط است. اين عوامل خطر بدون توجه به سطح کلسترولLDL، خطر بيماري قلبي را در شما افزايش مي دهد.
اگر زنان 3 يا بيش از 3 شرط از شرايط زير را داشته باشند، دچار سندروم متابليک هستند:
- اندازه دور کمر بيشتر از 5/87 سانتي متر
- تري گليسيريد 150 يا بيشتر
- سطحHDL کمتر از 50
- فشار خون 85/130 ميلي متر جيوه يا بيشتر ( در هر بار سنجش )
- قند خون 110 يا بيشتر
اگر شما سندروم متابوليک داريد، بايستي نمره خطر و گروه خطر خود را مطابق با آنچه در بالا ذکر شد محاسبه کنيد.
اما از آنجايي که داشتن سندروم متابوليک به تعداد عوامل خطر مي افزايد، بايستي تلاش زيادي کنيد تا به مقدار طبيعيLDL خود دست پيدا کنيد و مقدار آن را حفظ کنيد. درعين حال بر وزن خود را کنترل کنيد و تحرک بدني خود را افزايش دهيد تا عوامل خطر سندروم متابوليک را کاهش دهيد.
LDL مطلوب شما
هدف اصلي از کاهش کلسترول اين است که مقدارLDL را کم کنيد و خطر بيماري يا حمله قلبي را کاهش دهيد. هر چقدر در معرض خطر بيشتري باشيد، بايدLDL شما کمتر باشد. مثلاً مطابق با جدول زير مي توان گفت ، اگر در گروه بسيار پر خطر ابتلا به بيماري قلبي قرار داريد، بايدLDL شما کمتر از 100 باشد و اگر در گروه پر خطر ابتلا به بيماري قلبي قرار داريد، بايدLDL شما کمتر از 130 باشد؛ يعني اينکه مقدارLDL در گروه بسيار پر خطر بايد کمتر از گروه پر خطر باشد.
LDL ايده آل شما
گروه خطر رديف
کمتر از 100ميلي گرم در دسي ليتر
بسيار پر خطر
1
کمتر از 130 ميلي گرم در دسي ليتر
پر خطر
2
کمتر از 130 ميلي گرم در دسي ليتر
خطر متوسط
3
کمتر از 160 ميلي گرم در دسي ليتر
نسبتا کم خطر
4
چگونهLDL خود را کاهش دهيد ؟
دو روش اصلي براي کاهش کلسترولLDL شما وجود دارد:
الف ) تغيير در شيوه زندگي .
ب ) مصرف دارو همراه با تغيير در شيوه زندگي.
بسته به گروه خطري که در آن قرار داريد، مي توانيد هر يک از اين روش ها را انتخاب کنيد.
تغيير در شيوه زندگي
يک روش درماني مهم" تدشيز " نام دارد. تدشيز مخففتغييرات درماني در شيوه زندگي است. تدشيز شامل يک رژيم غذايي براي کاهش کلسترول و وزن اضافي بدن و افزايش فعاليت بدني منظم است. هر فردي که بايدLDL خود را کاهش دهد، مي تواند از اين برنامه استفاده کند. کاهش وزن و فعاليت بدني منظم، درافرادي که سندروم متابوليک دارند بسيار مهم است.
ققنوس اندیشه
08-19-2009, 13:26
اولين گام براي داشتن يک قلب سالم شناخت عوامل خطري است که شما را تهديد مي کند. بعضي عوامل خطر مانند سيگار کشيدن مشخص هستند. اما عوامل ديگر مانند فشار خون و کلسترول خون بالا معمولاً علائم واضحي ندارند و نياز به سنجش دارند. بنابراين براي آنکه بدانيد تا چه اندازه در معرض خطر بيماري هاي قلبي هستيد ، به يک سري اطلاعات نياز داريد.
نقش پزشک
براي آنکه بدانيد تا چه حد در معرض خطر بيماري هاي قلبي هستيد، بايد به پزشک متخصص مراجعه نماييد. طي مطالب زير به شما مي گوييم چگونه از پزشک براي ارزيابي خطر بيماري هاي قلبي کمک بگيريد.
1- صحبت کردن:به پزشک بگوييد مي خواهيد قلب خود را سالم نگه داريد و دوست داريد براي انجام اين کار با پزشک همکاري کنيد. سپس از او بپرسيد:
الف) چقدر در معرض خطر بيماري قلبي هستم؟
ب) چگونه مي توانم اين خطر را کاهش دهم؟
ج) چه آزمايشاتي بايد انجام دهم؟
2- جزييات درمان:اگر در حال درمان بيماري قلبي يا کاهش عوامل خطر خود هستيد، جزئيات درمان را سوال کنيد. اينکه نياز به عمل جراحي، بستري ،... داريد يا خير؟
3- راحت باشيد:وقتي پزشک به شما مي گويد تا حد امکان به سئوالات او کامل جواب دهيد، اين کار را انجام دهيد. هر چند که بعضي مسائل ممکن است به نظر شما کاملاً خصوصي باشند. ولي بحث در مورد آنها ممکن است به پزشک شما کمک کند تا احتمال بروز بيماري قلبي را در شما تخمين بزند يا آن را کاهش دهد.
اگر بيماري قلبي داريد هر کدام از علايم را به طور خلاصه توضيح دهيد.
4- از او بخواهيد موضوع را به شکل ساده برايتان توضيح دهد:اگر بعضي چيزها را متوجه نشديد از پزشک بخواهيد که با زبان ساده براي شما توضيح دهد. اگر شنوايي شما خوب نيست يا در مورد فهم صحبت هاي پزشک نگران هستيد، با يکي از دوستان يا خويشاوندان خود به مطب پزشک مراجعه نماييد.
5- سوالاتي که بايد از پزشک خود بپرسيد.
1- چقدر در معرض خطر ابتلا به بيماري قلبي هستم؟
2- فشار خون من چقدر است؟ و بايد چه کار کنم؟
3- چربي خون من چقدر است؟ (که شامل کلسترول کل خون،LDL،HDL و تري گليسيريد است) و بايد چه کار کنم؟
4- شاخص توده بدني( BMI ) و دور کمر من چقدر است؟ آيا اضافه وزن دارم؟
5- مقدار قند خون من چقدر است؟ آيا در معرض خطر ابتلا به ديابت هستم؟
6- چه آزمايش هاي ديگري نياز دارم؟
7- هر چند وقت يک بار بايد براي بررسي سلامتي قلبم به پزشک مراجعه کنم؟
8- چگونه مي توانيد براي ترک سيگار به من کمک کنيد؟
9- چه ميزان فعاليت بدني براي سلامتي قلبم نياز دارم؟
10- رژيم غذايي مناسب براي داشتن قلب سالم چيست؟ آيا لازم است با يک کارشناس تغذيه در مورد رژيم غذايي مناسب صحبت کنم؟
11- اگر حمله قلبي داشتم، چطور بايد به شما اطلاع دهم؟
کنترل کنيد:
آزمايش هايي وجود دارد که مي تواند به سلامتي قلب شما کمک کند. از پزشک خود بخواهيد اين آزمايشات را براي شما بنويسد.
سنجش وضعيت چربي هاي خون:
يک آزمايش خون مي تواند کل کلسترول، LDL ،HDL، تري گليسيريدها و ديگر انواع چربي را در خون شما اندازه گيري کند. بايد 9 تا 12 ساعت قبل از انجام اين آزمايش ناشتا باشيد. يعني شب قبل از مراجعه به آزمايشگاه، بايد شام سبکي ميل کنيد (حدود ساعت6 تا 7 شب) و تا صبح روز بعد که براي آزمايش مراجعه مي کنيد هيچ غذايي نخوريد.
بعضي ها فکر مي کنند مي توانند يک ليوان شير يا آب ميوه بنوشند. در حالي که خوردن مقدار کمي از اين مايعات نيز باعث مي شود نتايج آزمايش شما اشتباه شود. پس از شب قبل تا لحظه انجام آزمايش ( گرفتن خون) هيچ چيزي نخوريد.
چرا اين آزمايش بايد انجام شود ؟تا اگر مقدار کلسترول يا تري گليسيريد خون بالاست، متوجه شويم، زيرا اينها عوامل خطر بيماري قلبي هستند.
چه وقت اين آزمايش بايد انجام شود ؟ افراد بزرگسال سالم حداقل پنج سال يک بار بايد مقدار کلسترول خونشان را چک کنند که بر اساس نتيجه آزمايش، پزشک شما تشخيص مي دهد که آيا بايد اين آزمايش ها زودتر تکرار شوند يا خير؟
انداره گيري فشار خون
يک تست ساده بدون درد است که با استفاده از دستگاه فشار سنج انجام مي شود.
چرا اين کار بايد انجام شود ؟ براي اطلاع از فشار خون بالا که خود يک عامل خطر ابتلا به بيماري قلبي است.
چه وقت اين کار بايد انجام شود ؟ حداقل دو سال يک بار. البته در صورتي که فشار خون بالا داشته باشيد يا در مرحله قبل از ابتلا به آن باشيد، ممکن است پزشک فاصله زماني کوتاهتري را به شما پيشنهاد کند.
سنجش گلوکز خون ناشتا
بهترين آزمايش براي تشخيص ديابت يا بيماري قند است. بايد شب قبل از آزمايش ناشتا باشيد و صبح روز بعد نمونه خون بدهيد.
چرا اين آزمايش بايد انجام شود ؟ براي اينکه بدانيد ديابت يا احتمال ابتلا به اين بيماري را داريد يا خير.
اگر سطح قند خون ناشتاي شما در آزمايش دو روز متفاوت بيشتر ازdl/mg126 باشد، مفهوم آن اين است که شما ديابت داريد. سطح بينdl/mg 125- 110 به اين معني است که خطر ابتلا به ديابت در شما زياد است. ديابت يک عامل خطر مهم براي بيماري قلبي و ديگر بيماري هاست.
چه وقت اين آزمايش بايد انجام شود ؟ از سن 45 سالگي به بعد حداقل هر سه سال يک بار بايد انجام شود. اگر شما در معرض خطر ابتلا به ديابت هستيد، بايد در سنين کمتر و با فاصله زماني کوتاهتر اين آزمايش را انجام دهيد.
شاخص توده بدني (BMI) و محيط دور کمر چيست؟
BMIاندازه وزن شما نسبت به قدتان است. دور کمر شما بر آوردي از چربي دور ميان تنه شماست.
چرا اين کار بايد انجام شود ؟براي اينکه بدانيد آيا تناسب اندام شما خطر بيماري قلبي را در شما افزايش مي دهد يا نه.BMIبرابر 25 يا بيشتر به اين معناست که شما اضافه وزن داريد.BMI برابر30 يا بالاتر به معني چاقي است. چاقي و اضافه وزن هر دو عوامل خطر ابتلا به بيماري قلبي هستند. در زنان دور کمر بيشتر از 90 سانتيمتر، احتمال بيماري هاي خطرناک ديگر را بالا مي برد.
چه وقت اين کار بايد انجام شود ؟ هر دو سال يک بار يا بيشتر.
روش هاي ديگري نيز وجود دارد که مي تواند نشان دهد آيا شما بيماري قلبي داريد يا نه؟ از پزشک سوال کنيد که آيا به تست ورزش يا نوار قلب يا ديگر تست هاي تشخيصي نياز داريد؟
شما و عوامل خطر بيماريهاي قلبي
پرسشنامه زير به شما کمک مي کند تا عوامل خطر بيماري هاي قلبي را در خود بررسي کنيد. اگر جواب بعضي سوالات را نمي دانيد مي توانيد از کارشناسان بهداشتي کمک بگيريد.
نمي دانم خير
بلي سوال
آيا سيگار مي کشيد؟
آيا فشار خون شما 140 است يا بيشتر؟
آيا تا به حال پزشک به شما گفته است که فشار خونتان بالاست؟
آيا پزشکتان گفته است که کل کلسترول شماdl/mg200 يا بيشتر
است؟ ياHDL شما کمتر ازdl/mg40 است؟
آيا پدر يا برادر شما قبل از سن 55 سالگي يا مادر يا خواهرتان
قبل از سن 65 سالگي حمله قلبي داشته اند؟
آيا ديابت داريد؟ يا قند خون شما در حدdl/mg 126 يا بيشتر
مي باشد؟ يا آيا براي کنترل قند خونتان به دارو نياز داريد؟
آيا بالاي 55 سال سن داريد؟ آيا BMIشما بالاتر از 25 است؟
آيا ميزان فعاليت بدني روزانه شما کمتر از 30 دقيقه است؟
آيا دکتر به شما گفته است که آنژين صدري (درد قفسه سينه ) داريد؟ يا
حمله قلبي داشته ايد؟
با دادن پاسخ مثبت به هر يک از سوالات بالا خطر حمله قلبي در شما افزايش مي يابد.
عوامل خطر اصلي بيماري قلبي (2)
نويسنده: عظيم جان ابادي چهارشنبه 25/2/1387 ساعت 12:58 عصر
وامل خطر اصلي بيماري قلبي (2)
کلسترول خون بالا:
کلسترول خون بالا يک عامل خطر مهم ديگر در بيماري هاي قلبي است که قابل تغيير نيز است. همه زنان بايستي سطح کلسترول خونشان را پايين نگه دارند تا احتمال بيماري يا حمله قلبي را کاهش دهند.
اگر شما قبلاً بيماري قلبي داشته ايد ، بايد با کاهش ميزان کلسترول خون ، خطر حمله قلبي را کاهش دهيد. زناني که دچار ديابت هستند، نيز در معرض خطر بالايي براي ابتلا به سکته قلبي هستند. اگر ديابت داريد، بايستي کلسترول و قند خون خود را کاهش دهيد.
اگر چه کلسترول خون زنان غالباً پايين تر از مردان است، ولي در سنين 45 تا 55 سالگي سطح کلسترول خون زنان شروع به افزايش مي کند و اين افزايش در زنان بيشتر از مردان است. بعد از سن 55 سالگي تفاوت در ميزان کلسترول در خانم ها و آقايان بيشتر مي شود.
با اينکه خطر بيماري هاي قلبي در سنين بالا براي زنان کمتر از مردان مي باشد، ولي بالا بودن سطح کلسترول خون زنان احتمال ابتلا به بيماري هاي قلبي را در آنان بيشتر مي کند.
کلسترول خوب/ کلسترول بد!
بدن انسان به طور طبيعي به کلسترول نياز دارد، ولي تمام کلسترولي مورد نياز را خودش مي سازد. با گذشت زمان کلسترول و چربي اضافي که در خون گردش مي کند، روي ديواره رگ هايي که خون را براي قلب تامين مي کنند، رسوب مي کنند. اين امر باعث مي شود سرخرگ ها باريک تر شوند، در نتيجه خون کمتري به قلب برسد. خون موجود در سرخرگ ها، اکسيژن را به قلب مي رساند و در اثر باريک شدن سرخرگ ها ، به مقدار کافي اکسيژن به قلب نمي رسد و ممکن است دچار درد قفسه سينه شويد. در اثر قطع جريان خون به قسمتي از قلب، سکته قلبي رخ مي دهد.
کلسترول در قالب موادي بنام ليپو پروتئين در خون گردش مي کند. قسمت اعظم کلسترول خون توسط ليپوپروتئيني به نامليپوپروتئين با وزن کم ياLDL حمل مي شود. کلسترول بسته بندي شده درLDL،کلسترول بدناميده مي شود، زيرا مقدار زيادLDL در خون، باعث رسوب کلسترول در ديواره رگ ها و انسداد آنها مي شود.
نوع ديگر کلسترولليپوپروتئين با وزن زياد يا HDL نام دارد که به عنوانکلسترول خوب شناخته مي شود.HDL باعث برداشت کلسترول از خون مي شود و از رسوب آن در سرخرگ ها جلوگيري مي کند.
انجام آزمايشات
زناني که 20 سال سن يا بيشتر دارند، بايستي ميزان کلسترول خونشان را اندازه گيري کنند. اين آزمايشات شامل کلسترول سرم،HDL،LDL و تري گليسيريد است.
براي انجام اين آزمايش بايد ناشتا باشيد.
کلسترول کل خون مجموع مقادير کلسترول درLDL وHDL مي باشد. خوشبختانه در حال حاضر امکان اندازه گيري کلسترول و حتيLDL وHDL در اکثر نقاط ايران مهيا است.
در مقدار طبيعي بايد سطحLDL خون کمتر از 100 ميلي گرم در سي ليتر باشد. ولي اگر کلسترول خون شما کمي بالاتر از اين باشد، هم قابل قبول است. سطوحLDL به چهار گروه تقسيم مي شود. هر چه مقدارLDL بالاتر باشد، خطر بيماري قلبي بيشتر مي شود. اطلاع از مقدارLDL خون مهم است، زيرا نوع درماني را که نياز داريد تعيين مي کند.
سطوح کلسترول خون و خطر بيماري هاي قلبي
مقدار کلسترول کل
(ميلي گرم در دسي ليتر )
گروه
کمتر از 200
طبيعي
200- 239
در مرز خطر
240 و بيشتر
بالا
مقدار LDL
( ميلي گرم در دسي ليتر ) گروه
کمتر از 100
طبيعي
100- 129
حد بالاي طبيعي
130- 159
در مرز خطر
160- 189
بالا
190
خيلي بالا
سطوح کلسترولHLD
اگر مقدارHDL کمتر از 40 ميلي گرم در دسي ليتر باشد يک عامل خطر بزرگ براي بيماري هاي قلبي است، ولي اگر بالاتر از 60 ميلي گرم در دسي ليتر يا بيشتر باشد مي تواند مانع از سکته هاي قلبي شود.
تري گليسيريد چيست؟
تري گليسيريد نوع ديگري چربي است که در خون و غذا وجود دارد. تري گليسيريد در کبد توليد مي شود. وقتي الکل مصرف مي کنيد يا مقدار زيادي کالري دريافت مي کنيد، کبد شما تري گليسيريد بيشتري توليد مي کند.
تحقيقات اخير نشان داده است که سطح تري گليسيريد در حد مرزي بالا (190- 150ميلي گرم در دسي ليتر) يا بالا (200 ميلي گرم در دسي ليتر يا بيشتر) خطر بيماري قلبي را افزايش مي دهد. براي کاهش سطح تري گليسيريد خون، پزشکان رژيم غذايي با چربي اشباع کم و کم کلسترول و محدود در کربوهيدرات را توصيه مي کنند. همچنين بايد وزن خود را کنترل کنيد. تحرک بدني و فعاليت بيشتري داشته باشيد و از مصرف الکل و سيگار اجتناب کنيد. البته بعضي اوقات هم نياز به مصرف دارو است.
خطر بيماري قلبي وLDL شما
بطور کلي هر چه مقدارLDLو عوامل خطر در شما بيشتر باشد ، احتمال ابتلا به بيماري قلبي يا بروز سکته قلبي در شما بيشتر مي شود. کساني که بيشتر در معرض خطر بيماري قلبي قرار هستند، بايستي مقدارLDL خود را کم تر از ساير افراد نگه دارند.
حال براي شما بيان مي کنيم که چگونه مقدارLDLطبيعي خود را تعيين کنيد.
گام اول:تعداد عوامل خطر خود را بشماريد. عوامل خطر بيماري قلبي که بر روي مقدار طبيعيLDL شما اثر مي گذارند، شامل موارد زير است. بررسي کنيد که شما چند تا از اين عوامل خطر را داريد.(اگر چه اضافه وزن و نداشتن تحرک بدني در بين اين موارد آورده نشده است. اينها شرايطي هستند که خطر شما را براي بيماري قلبي بالا مي برند و نياز به اصلاح دارند.)
عوامل خطر :
- مصرف سيگار
- فشار خون بالا (اگر فشار شما بالاتر از 9/14 باشد يا براي فشار خونتان دارو مصرف مي کنيد.)
-HDL;l (کمتر از 40ميلي گرم در دسي ليتر)
- سابقه خانوادگي بيماري قلبي ( در صورت ابتلاي پدر يا برادرتان به بيماري قلبي قبل از 55 سالگي و مادر يا خواهرتان قبل از 65 سالگي )
- سن بيشتر از 55 سال
گام دوم: نمره خطر خود را محاسبه کنيد.
اگر شما دو يا چند عامل خطر بالا را داريد، بايستي نمره خطر خود را محاسبه کنيد. اين نمره احتمال سکته قلبي شما را در ده سال آينده نشان مي دهد.
گام سوم: ميزان خطر خود را پيدا کنيد.
براي بر آورد ميزان خطر خود از جدول زير استفاده کنيد.
ميزان خطر عوامل خطر
رديف
بسيار پر خطر
بيماري هاي قلبي، ديابت يا نمره خطر بيشتر از20درصد*
1
پر خطر
دو عامل خطر يا بيشتر و يک نمره خطر 20- 10%
2
خطر متوسط
دو عامل خطر يا بيشتر و يک نمره خطر کمتر از 10%
3
نسبتا کم خطر
يک عامل خطر يا هيچي
4
* قرار گرفتن در اين گروه به اين معني است که بيش از 20نفر از بين 100 نفر در اين گروه در 10 سال آينده خطر حمله قلبي خواهند داشت.
سندروم متابوليک
بعضي زنان تعدادي از عوامل خطر را دارند که در مجموع "سندروم متابوليک" ناميده مي شوند. سندروم متابوليک اغلب با اضافه وزن، چاقي و نداشتن تحرک بدني مرتبط است. اين عوامل خطر بدون توجه به سطح کلسترولLDL، خطر بيماري قلبي را در شما افزايش مي دهد.
اگر زنان 3 يا بيش از 3 شرط از شرايط زير را داشته باشند، دچار سندروم متابليک هستند:
- اندازه دور کمر بيشتر از 5/87 سانتي متر
- تري گليسيريد 150 يا بيشتر
- سطحHDL کمتر از 50
- فشار خون 85/130 ميلي متر جيوه يا بيشتر ( در هر بار سنجش )
- قند خون 110 يا بيشتر
اگر شما سندروم متابوليک داريد، بايستي نمره خطر و گروه خطر خود را مطابق با آنچه در بالا ذکر شد محاسبه کنيد.
اما از آنجايي که داشتن سندروم متابوليک به تعداد عوامل خطر مي افزايد، بايستي تلاش زيادي کنيد تا به مقدار طبيعيLDL خود دست پيدا کنيد و مقدار آن را حفظ کنيد. درعين حال بر وزن خود را کنترل کنيد و تحرک بدني خود را افزايش دهيد تا عوامل خطر سندروم متابوليک را کاهش دهيد.
LDL مطلوب شما
هدف اصلي از کاهش کلسترول اين است که مقدارLDL را کم کنيد و خطر بيماري يا حمله قلبي را کاهش دهيد. هر چقدر در معرض خطر بيشتري باشيد، بايدLDL شما کمتر باشد. مثلاً مطابق با جدول زير مي توان گفت ، اگر در گروه بسيار پر خطر ابتلا به بيماري قلبي قرار داريد، بايدLDL شما کمتر از 100 باشد و اگر در گروه پر خطر ابتلا به بيماري قلبي قرار داريد، بايدLDL شما کمتر از 130 باشد؛ يعني اينکه مقدارLDL در گروه بسيار پر خطر بايد کمتر از گروه پر خطر باشد.
LDL ايده آل شما
گروه خطر رديف
کمتر از 100ميلي گرم در دسي ليتر
بسيار پر خطر
1
کمتر از 130 ميلي گرم در دسي ليتر
پر خطر
2
کمتر از 130 ميلي گرم در دسي ليتر
خطر متوسط
3
کمتر از 160 ميلي گرم در دسي ليتر
نسبتا کم خطر
4
چگونهLDL خود را کاهش دهيد ؟
دو روش اصلي براي کاهش کلسترولLDL شما وجود دارد:
الف ) تغيير در شيوه زندگي .
ب ) مصرف دارو همراه با تغيير در شيوه زندگي.
بسته به گروه خطري که در آن قرار داريد، مي توانيد هر يک از اين روش ها را انتخاب کنيد.
تغيير در شيوه زندگي
يک روش درماني مهم" تدشيز " نام دارد. تدشيز مخففتغييرات درماني در شيوه زندگي است. تدشيز شامل يک رژيم غذايي براي کاهش کلسترول و وزن اضافي بدن و افزايش فعاليت بدني منظم است. هر فردي که بايدLDL خود را کاهش دهد، مي تواند از اين برنامه استفاده کند. کاهش وزن و فعاليت بدني منظم، درافرادي که سندروم متابوليک دارند بسيار مهم است.
حمله قلبي (انفاركتوس عضله قلب)
-----------------------------------------------------
حمله قلبي عبارت است از مرگ سلولهاي عضلاني قلب در اثر كاهش يا توقف جريان خون سرخرگهاي قلب. غالباً در افراد بالاي 40 سال رخ ميدهد. اين بيماري در مردان شايعتر است، اما ميزان بروز آن در خانمها نيز رو به افزايش گذاشته است.
علايم شايع
درد قفسه سينه يا احساس «سنگيني، فشردگي يا لهشدگي» در قفسه سينه
دردي كه از ميان قفسه سينه به جناغ و گاهي به آرواره، گردن، بازوها، بين دو كتف يا بالاي شكم نيز تير ميكشد.
احساس نزديكي مرگ
تنگي نفس
تهوع و استفراغ
تعريق
منگي
ضعف
احساس خفگي
علل
بسته شدن نسبي يا كامل سرخرگهاي قلب توسط لخته خون، گرفتگي يا انقباض عروقي؛ يا اختلال شديد در ضرباهنگ قلب
عوامل افزايش دهنده خطر
سيگار كشيدن
چاقي
استرس
بالا بودن سطح كلسترول بد خون، يا پايين بودن سطح كلسترول خوب خون
بالا بودن فشارخون / ديابت
رژيم غذايي پر از چربيهاي اشباع شده
سابقه خانوادگي بيماري سرخرگهاي قلب
اكثراً انجام كارهاي نشستني و نداشتن فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني كافي
ورزش در گرماي زياد يا سرما و باد
پيشگيري
حتيالمقدور اجتناب از يا كنترل عوامل خطر
عواقب مورد انتظار
با درمان اورژانس و بستري كردن بيمار در بخش مراقبتهاي ويژه قلبي (سيسييو)، اكثر بيماراني كه دچار اولين حمله قلبي خود شدهاند بهبود مييابند. تأخير در درمان غالباً مرگبار خواهد بود. پس از رفع خطر بايد 8-4 هفته فرصت داد تا بهبودي حاصل شود. تكرار حمله قلبي امري شايع است.
عوارض احتمالي
نامنظم بودن ضرباهنگ قلب شوك؛ التهاب پردههاي دور قلب
نارسايي احتقاني قلب
جمع شدن مايع در فضاي دور ريهها
لخته شدن خون در سياهرگهاي عمقي
آمبولي ريوي
پاره شدن ديواره بين بطني يا ديواره خارجي قلب
آنوريسم (بيرونزدگي) ديواره بطن
خطر حمله قلبي در آينده
درمان
اصول كلي
اگر هرگونه علامتي از حمله قلبي را داريد، فوراً كمك پزشكي بخواهيد. توجه داشته باشيد كه داروهاي حلكننده لخته تنها در ساعات اوليه حمله مؤثر خواهند بود.
اگر فردي كه دچار حمله قلبي شده است بيهوش است و نفس نميكشد: ـ با فرياد كمك بخواهيد و وي را ترك نكنيد. ـ از يك نفر بخواهيد اورژانس را خبر كند. ـ فوراً تنفس دهان به دهان را شروع كنيد. ـ اگر ضربان قلب وجود ندارد، ماساژ قلبي بدهيد. ـ تا زماني كه كمك نرسيده باشد عمليات احيا را ادامه دهيد. به هنگام بستري شدن در بيمارستان:
بررسيهاي تشخيصي ممكن است شامل نوار قلب، اسكن راديواكتيو با تكنسيم 99، آنژيوگرافي (عكسبرداري از رگها با اشعه ايكس به كمك تزريق ماده حاجب درون آنها)، و اندازهگيري آنزيمهايي كه از عضله قلب آسيب ديده به درون خون آزاد ميشود.
اكسيژن و داروهاي مختلف
امكان دارد براي به كار انداختن قلب نياز به تحريك الكتريكي وجود داشته باشد.
شايد جراحي (كار گذاشتن دستگاه ضربانساز، آنژيوپلاستي با بادكنك كوچك، يا جراحي بايپاس سرخرگهاي قلب)
داروها
داروهايي كه به سرعت لختههاي خون را حل ميكنند (بايد در عرض 3-1 ساعت از زمان بروز حمله داده شوند).
داروهاي ضد درد
داروهاي ضد بينظمي قلب و داروهاي ضد آنژين صدري، مثل مسدودكنندههاي بتا آدرنرژيك يا مسدودكنندههاي كانال كلسيمي، براي پايدار كردن نامنظمي ضربان قلب
داروهاي ضد انعقاد براي جلوگيري از تشكيل لخته خون
نيتروگليسيرين براي گشاد كردن سرخرگها و افزايش خونرساني قلب
داروي ديژيتال براي تقويت انقباضات عضله قلب و پايدار كردن ضربان قلب
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
به هنگام بهبودي، كارهاي روزمره خود را تدريجاً از سر گيرد. قبل از آغاز مجدد فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري جنسي يا رانندگي با پزشك خود مشورت نماييد.
در صورت در دسترس بودن، در يك برنامه بازتواني قلبي شركت كنيد.
رژيم غذايي
رژيم غذايي كمچرب (چربي بايد كمتر از 20% كل كالري دريافتي را تأمين كند) و پر فيبر
وزن خود را در حد مطلوب نگاه داريد. اگر اضافه وزن داريد، يك رژيم لاغري مناسب و تأييد شده توسط پزشك بگيريد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي از اعضاي خانوادهتان علايم حمله قلبي را داريد. اين يك مورد اورژانس و تهديدكننده زندگي است!
اگر به هنگام بهبودي يكي از موارد زير رخ دهد: ـ دردي كه با داروهاي تجويز شده خوب نشود. ـ تنگي نفس يا سرفه به هنگام استراحت ـ تهوع، استفراغ، اسهال، تب ـ خونريزي از لثهها يا ساير جاها ـ تپش قلب يا جا افتادن يك ضربان قلب
تند شدن غيرطبيعي ضربان قلب(تندضرباني)
================================================== =
تند شدن غيرطبيعي ضربان قلب عبارت است از تندي ضربان قلب به نحوي كه قلب بسيار سريعتر از حالت طبيعي ميزند بدون اين كه فرد فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري زيادي داشته باشد. اين تندي ضربان قلب بين 150 تا 300 ضربان در دقيقه است. فردي كه بيماري قلبي ندارد ممكن است با ورزش ضربان قلب را به 160 بار دقيقه يا بيشتر برساند كه البته اين طبيعي است و مشكلي محسوب نميشود. انواع تند شدن غيرظبيعي ضربان قلب عبارتند از فيبريلاسيون دهليزي، تند ضرباني سينوسي، تند ضرباني فوق بطني، و تند ضرباني بطني.
علايم شايع
تپش قلب. نبض بين 180-100 بار در دقيقه ميزند كه بسيار سريعتر از حالت طبيعي است.
غش كردن يا احساس نزديك بودن مرگ
درد قفسه سينه
سرفه ناخودآگاه
تنگي نفس
علل
ناشناخته هستند. اين حالت ميتواند در افراد جواني كه هيچگونه شواهدي از بيماري ندارند رخ دهد، اما در عين حال در افراد مسني كه دچار بيماري سرخرگهاي قلب هستند نيز رخ ميدهد.
عوامل افزايش دهنده خطر
بيماري قلبي
تب
پركاري تيروييد
استرس؛ اضطراب
سيگار كشيدن
مصرف بعضي از مواد و داروها، مثل كافئين، كوكايين، افدرين يا ساير داروهاي تقويتكننده دستگاه سمپاتيك
پيشگيري
سيگار نكشيد.
حتيالمقدور استرس زندگي خود را كم كنيد.
از دكونژستانها؛ داروهاي كمكننده اشتها؛ قهوه زياد؛ كولا و ساير محركها با يا بدون كافئين؛ و آمفتامينها پرهيز كنيد.
عواقب مورد انتظار
اكثر موارد موقتي و خوشخيم هستند. تند شدن غيرطبيعي ضربان قلب را معمولاً ميتوان با درمان كنترل كرد.
عوارض احتمالي
در صورتي كه ضربان قلب به حالت طبيعي باز گردانده نشود، امكان دارد نارسايي احتقاني قلب، حمله قلبي، يا ايست قلبي، كه جان بيمار را به خطر مياندازند رخ دهند.
درمان
اصول كلي
بررسيهاي تشخيصي ممكن است شامل نوار قلب، و استفاده از دستگاه هولتر (نوار قلب 24 ساعته) باشند.
بستري كردن بيمار، در صورتي كه حمله تندضرباني، عليرغم درمان، ادامه يابد.
ندرتاً استفاده از شوك الكتريكي كنترل شده
گاهي با اقدامات زير ميتوان ضربان قلب را كاهش داد: ـ نگاه داشتن نفس بهطور كوتاهمدت ـ نيشگون گرفتن از پوست بازو به قدري كه باعث درد شود. ـ زدن آب سرد به صورت، فرو بردن سر در آب سرد به مدت كوتاه، يا دوش سرد بهطوري كه آب سرد روي سر بريزد. ـ در بيني و دهان خود را بگيريد و سعي كنيد به ملايمت هوا را از بيني خارج كنيد بهطوري كه احساس كنيد پردههاي گوش به سمت بيرون حركت ميكنند. ـ ناحيه كاروتيد گردن را ماساژ دهيد، البته منوط به اين كه روش انجام بدون خطر اين تكنيك را فرا گرفته باشيد (از پزشك يا ساير پرسنل پزشكي در اين زمينه كمك بخواهيد).
داروها
در مواردي كه حمله تند ضرباني تكرار ميشود، امكان دارد يك يا چند دارو براي كنترل ضرباهنگ قلب تجويز شوند. اين داروها ميتوانند شامل ديژيتال، كينيدين، مسدودكنندهاي كانال كلسيم، پروكايناميد، و مسدودكنندههاي بتا آدرنرژيك باشند.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
به هنگام بروز حمله، تا زماني كه ضربان قلب به حالت طبيعي باز نگشته باشد دراز بكشيد. بين حملات، با نظر پزشك، بهطور منظم ورزش كنيد. آمادگي جسماني به پيشگيري از بروز حملات تند ضرباني قلب كمك ميكند.
رژيم غذايي
رژيم خاصي توصيه نميشود.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي از اعضاي خانوادهتان دچار يك حمله تند ضرباني نامنظم قلب شدهايد كه در عرض 5-4 دقيقه برطرف نشده است.
اگر تنگي نفس رخ دهد.
اگر درد قفسه سينه به وجود آيد.
درمانی برای قلبهای بیمار
درمانی برای قلبهای بیمار
[Only registered and activated users can see links]
تازههای علم در یازدهمین كنگره سراسری قلب و عروق . . .
افزایش ۲۹ درصدی شیوع چاقی، اضافه وزن ۴۴ درصدی جمعیت بالای ۵۰ سال، مصرف سالانه ۶۰ میلیارد نخ سیگار در كشور، شیوع ۲۵ درصدی فشار خون بالا، ناسالم بودن۷۰ درصد روغنهای خوراكی كشور و خیلی از عوامل دیگر در كنار بسیاری از زمینههای خطر مانند دیابت، كم تحركی و تغذیه نامناسب، جامعه را به سمتی سوق میدهد كه در سالهای پیشرو، شاهد همه گیری بیماریهای قلبی عروقی در جوانان خواهیم بود. این در حالی است كه به اعتقاد متخصصان وكارشناسان با آموزش و برنامهریزی میتوان از بروز درصد قابل توجهی از بیماریهای قلبی و عروقی پیشگیری كرد و در نهایت با درمان بیماریهای قلبی و عروقی از تبدیل اختلالات قلبی به نارساییهای حاد جلوگیری كرد. در این میان به كارگیری موثرترین روشهای نوین درمانی همواره از چالشهای پیش روی كشورها بوده است. یازدهمین كنگره سراسری تازههای قلب و عروق هم با هدف ارائه جدیدترین دستاوردهای این رشته در سالن همایشهای رازی برگزار شد و در آن، علاوه بر بررسی دلایل افزایش مشكلات قلبی عروقی، جدیدترین روشهای متداول جهان در درمان این بیماریها مطرح شد.
سالانه ۱۷ میلیون نفر در دنیا بر اثر بیماریهای قلبی جان خود را از دست میدهند كه البته حدود ۷۰ درصد این مرگ و میرها در كشورهای در حال توسعه اتفاق میافتد.متاسفانه در كشور ما بیماریهای قلبی عروقی با ۳۸ تا ۴۰ درصد شیوع، شایعترین علت مرگ و میر محسوب میشود و روزانه ۱۹۸ ایرانی (سالانه ۷۰ هزار ایرانی) بر اثر سكته قلبی جان خود را از دست میدهند. به این ترتیب سالانه ۳۱۳۶ سال از عمر مفید ایرانیها بر اثر بیماریهای قلبی عروقی از دست میرود. در این میان، افرادی كه دچار بیماریهای زمینهای همچون دیابت، چربی خون بالا و فشار خون بالا هستند یا اضافه وزن دارند و دارای سابقه خانوادگی ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی هستند، بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی قرار دارند؛ هر چند علایم دال بر بیماریهای قلبی عروقی را هم نداشته باشند. در ضمن افراد سیگاری نسبت به سایر افراد بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی و بخصوص سكتههای قلبی قرار دارند.
به گفته دكتر مسعود قاسمی، رئیس یازدهمین كنگره تازههای قلب و عروق ایران، هدف اصلی تمام درمانهای بیماریهای قلبی و عروقی جلوگیری از تبدیل اختلالات قلبی به نارساییهای حاد قلبی است و در مرحله بعدی، هدف این است كه فرد بیمار را با به كارگیری موثرترین روشهای نوین درمان كرد.
قاسمی كه در حاشیه كنگره سخن میگفت، در خصوص اصول مهم جلوگیری از شروع مرحله نارسایی حاد قلبی، گفت: در درجه اول افرادی كه در معرض خطر قرار دارند یعنی گرفتار بیماریهای زمینهای همچون سابقه خانوادگی ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی، اضافه وزن، سیگار، فشار خون، چربی خون و قند خون بالا هستند، باید تا حد امكان بیماری خود را كنترل كنند. به این منظور به طور مداوم تحت كنترل باشند تا دچار عوارض و نارساییهای ناشی از آن نشوند. مرحله بعدی برای ممانعت از نارسایی حاد قلبی این است كه چنانچه فرد دچار عوارض ناشی از بیماریهای قلبی عروقی شد، به محض تشخیص بیماری نسبت به درمان بموقع اقدام كند. به طور مثال، اگر بیماری قلبی در حد گرفتگی رگ است باید در اولین فرصت نسبت به باز كردن رگ اقدام شود كه یكی از روشهایی كه در یازدهمین كنگره تازههای قلب و عروق ایران مطرح شد هم در خصوص راهكاری جدید برای گرفتگی رگها بود.
به گفته قاسمی، این كنگره به عنوان مرجعی برای متخصصان و نمایش و تازههایی در زمینه پیشگیری از بیماریهای قلبی، بیماریهای مادرزادی قلب، روشهای درمانی غیر جراحی، تازههایاكوكاردیوگرافی، تازههای الكتروفیزیولوژی، سلولهای بنیادین و جراحی قلب مورد بحث و تبادل نظر پزشكان متخصص داخل و خارج قرار گرفت.
این كنگره با حضور متخصصان رشتههای قلب و عروق،جراحی قلب، بیهوشی قلب، رادیولوژی و پزشكی هستهای برپا شد و در آن سالن ویژهای برای متخصصان رشتههای فوق در نظر گرفته شده و ۴ كارگاه نیز در زمینههای اكوكاردیوگرافی، سی تی آنژیوگرافی، بیهوشی و بازتوانی قلب برگزار شد. تبادل اطلاعات علمی برای درمان بهتر بیماران، ایجاد انگیزه در پزشكان جوان به منظور ارتقای سطح علمی و آشنایی پزشكان مقیم خارج از كشور با قابلیتهای علمی داخل كشور را میتوان اهداف اصلی این كنگره برشمرد ضمن آن كه همزمان با این كنگره كه از سوی انجمن آترواسكلرز ایران برگزار شد جدیدترین تجهیزات و وسایل پزشكی در قالب نمایشگاهی در معرض دید بازدیدكنندگان قرار گرفتند.
● باز كردن رگ بدون عمل جراحی باز
روش جدید باز كردن رگهای بسته قلب و عروق محیطی بدون نیاز به عمل جراحی تحت عنوان روش آتركتومی (atherectomy) توسط دكتر مسعود اربابزاده، فوق تخصص جراحیهای عروق از دانشگاه ایالتی نیویورك، در این كنگره معرفی شد.
هدف اصلی تمام روشهای درمان بیماریهای قلبی و عروقی جلوگیری از تبدیل اختلالات به نارساییهای حاد استاربابزاده در توضیح این روش جدید گفت: در این روش كه هم اینك در آمریكا مورد استفاده قرار میگیرد، بدون نیاز به باز كردن رگ، داخل آن تمیز میشود و رگ به مدت طولانی تری باز میماند. وی با بیان اینكه این روش در درمان تنگی شریانهای پا در بیماران دیابتی و افرادی كه دچار فشار خون بالا هستند كاربرد دارد، افزود: افراد مبتلا به دیابت و فشار خون، بیشتر مستعد گرفتگی رگهای پا هستند. یكی از روشهایی كه در گذشته برای رفع گرفتگی عروق پا مورد استفاده قرار میگرفت، عمل بای پس بود كه قسمتی از رگ برداشته و به قسمتهای دیگر وصل میشد. روشهای جدیدتر رفع این گرفتگی كه اكنون در ایران هم مورد استفاده قرار میگیرد، روش آنژیوپلاستی و گذاشتن استنت داخل رگ است. اما آتركتومی به عنوان جدیدترین روش در مقایسه با روشهای گفته شده مزایای بیشتری دارد؛ چرا كه وقتی استنت یا بالن گذاشته میشود بیشتر از یك سال جوابگو نیست و گرفتگی رگها مجددا بر میگردد. وی با بیان اینكه روش آتركتومی به مدت طولانیتری رگها را باز نگه میدارد، گفت: بعد از مدتی گذاشتن استنت داخل رگها خود ایجاد گرفتگی میكند و باید برداشته شود و در روش آنژوپلاستی نیز بعد از ۶ تا ۷ ماه گرفتگی رگ مجددا بر میگردد.
در حالی كه در این روش دستگاهی داخل رگ گذاشته میشود كه تیغی كه همراه این دستگاه است داخل رگها را تمیز میكند و پلاكهای داخل رگ را برمیدارد، بدون اینكه نیازی به استنت یا گذاشتن بالن باشد. این روش علاوه بر اینكه به مدت طولانی تری در مقایسه با سایر روشها رگ را تمیز میكند، هزینه كمتری هم دارد و با توجه به اینكه نیازی به عمل جراحی باز ندارد، عوارض بعد از عمل جراحی وجود ندارد و بیمار زودتر به زندگی عادی خود بازمیگردد. در ضمن از آنجا كه با تنگ شدن رگها و مسدود شدن آن بر اثر پلاكها، خون به عضله نمیرسد، پلاكها به دیواره رگ میچسبد و با استنت یا بالن برداشته نمیشود؛ اما شیوه جدید قادر به برداشتن پلاكهای جداره رگ است، بدون اینكه آسیبی به رگ وارد شود. با این روش رگ به مدت ۲ تا ۳ سال میتواند باز بماند.
● جایگزینی روشهای جراحی بسته قلب با روشهای باز
با پیشرفتهای اخیر دانش پزشكی و جراحی، روشهای جراحی بسته (آندووسكولر) بتدریج جایگزین روشهای جراحی قلب باز میشود. به گفته دكتر محمد حسین ماندگار، در روش آندووسكولر با كمك استنت (فنرهای مخصوص) میتوان جراحی عروق بزرگ و كوچك را از شریانهای كاروتید، كلیوی، آئورت نزولی و آئورت شكمی و عروق محیطی دست و پا از درون رگها بدون نیاز به اعمال جراحی انجام داد. وی یادآور شد: انجام چنین اعمالی به دلیل آن كه به اتاق ویژه اعمال جراحی مجهز به امكانات دستگاههای قوی آنژیوگرافی نیازمند است، بسیار هزینه بر است. دكتر ماندگار ابراز امیدواری كرد كه در صورت رفع موانع فوق و تخصیص بودجه به این بخش، روشهای تهاجمی جراحی قلب به سوی روشهای كمتر تهاجمی حركت كند.
ماندگار همچنین روش «هیبرید» یا توام كردن جراحیهای معمولی با روشهای جراحی بسته به كمك فنرهای مخصوص (آندووسكولر) را از دیگر موارد جدید مورد بحث این كنگره برشمرد و افزود: روش «هیبرید» از مراكز جراحی قلببیمارستانهای دانشگاه علوم پزشكی تهران، مركز قلب تهران و دكتر شریعتی شروع شده است.
مدل سازی بافت عضله قلب به صورت مكانیكی نیز از جمله روشهای جدیدی است كه به همت دو تن از متخصصان كشورمان برای نخستین بار انجام شده و جزئیات آن در حضور دانشمندان ایرانی و خارجی حاضر در كنگره برای نخستین بار مطرح شد. دكتر مرسده كروندی عضو كمیته علمی یازدهمین كنگره سراسری تازههای قلب و عروق و عضو تیم تحقیقاتی پروژه در این زمینه گفت: این پروژه كه طی ۳ مرحله تكمیلی صورت میپذیرد در مرحله نخست به صورت نرمافزاری است كه به دستگاههای اكوكاردیوگرافی متصل میشود تا به تشخیص دقیق بیماریهای قلبی كمك كند.برنامه ریزی نرم افزاری برای رباتهای جراحی كننده عضله قلب برای كمك به جراحی قلب در حال تپش و در نهایت ساخت بافت قلب مصنوعی مراحل دوم و سوم این پروژه است.
این اختراع با عنوان فرآیند مدل سازی بافت عضله قلب توسط فرمولهای دیفورماسیون و توان قلب اردیبهشت ماه ۸۸ در اداره ثبت اختراعات ایران به ثبت رسیده است و در حال حاضر چند كشور پیشرفته برای ادامه تحقیقات و ثبت این اختراع به نام ایران در آمریكا یا سوئیس اعلام آمادگی كردهاند.
بهاره صفوی
گزارش : جامجم
::یک پنجم بیماران قلبی از درد سینه رنج می برند::
یک تحقیق آمریکایی اعلام کرد که از هر 5 نفری که حملات قلبی بهبودی پیدا می کنند، یکی از آنها تا یکسال پس از آن نیز از درد سینه رنج می برند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از بی بی سی، آرشیو مجله Internal Medicine اعلام کرد که برخی از بیماران با وجود جراحی بایپس هنوز هم هر روز از آنژین رنج می برند.
یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه کلورادو که تقریبا نزدیک به 2 هزار بیمار را مورد بررسی قرار داد درد آنژین این افراد در برخی موارد به علت کشیدن سیگار و یا در برخی موارد افسردگی می باشد.
درد سینه یا آنژین یکی از علائم شایع بیماری قلبی است و پزشکان انتظار دارند که برخی از بیماران حملات قلبی با درد سینه روبرو باشند و این در حالی است که بسیاری از آنها تلاش می کنند تا بیماری قلبی خود را درمان کنند.
دانشمندان آمریکایی در یک بررسی در حدود یک هزار و 957 بیمار قلبی که با حمله قلبی مواجه شده بودند را مورد آزمایش قرار دادند و تمامی آنها پرسشنامه هایی را پر کردند.
نتایج تحقیقات حاکی از آن بود 19.9 درصد از بیماران یکسال پس از عمل جراحی که به دنبال حمله قلبی بر روی آنها انجام شده بود، اعلام کردند هنوز از دردهای آنژین و درد سینه رنج می برند و این درد هفته ای یک مرتبه در آنها ظاهر می شد و این در حالی است که 1.2 درصد از آنها هر روز با درد سینه روبرو هستند.
::روشی دیگر برای کنترل فشار خون::
اگر میخواهید سالم بمانید و فشار خون بالا نداشته باشید، زیاد بخندید.
خندیدن یكی از روشهای درمانی است كه معمولا به آن توجهی نمیشود. میزان فشارخون بالا در كشورهای صنعتی حدود 10 تا 20 درصد است كه شامل كشور آلمان نیز میشود. معمولا هیپرتونی یا فشارخون بالا در بیماران هیچگونه علائمی ندارد و پس از اندازهگیری فشار خون مشخص میشود. در بعضی از موارد سردرد، سرگیجه و خونریزی از بینی وجود دارد كه توجه بیمار و پزشك را به این بیماری جلب میكند.
میزان فشار خون ایده آل حدود 120 به 80 است. وقتی فشار سیستولی بیشتر از 140 میلی لیتر جیوه و فشار خون دیاستولی بیشتر از90 میلی لیتر جیوه باشد، امكان خطر وجود دارد. وضعیت سلامتی بیمار و فاكتورهای مؤثر بر فشار خون را باید درنظر داشت. یكی از این فاكتورها وزن است.
تجربیات نشان میدهد پایین آوردن وزن در كاهش فشار خون مؤثراست. یكی از مهمترین عوامل برای پایین آوردن وزن، فعالیتهای بدنی و ورزش است؛ ورزشهایی مثل شنا و دوچرخه سواری پیشنهاد میشود اما گردشهای روزانه در طبیعت نیز از پیدایش این بیماری جلوگیری میكند. به غیر از فعالیتهای بدنی، یوگا و دیگر روشهای ضدكشش ماهیچهای باعث توازن و هماهنگی بدن و روان میشوند و تاثیر مثبتی روی فشارخون دارند. روزانه باید حدود 2 تا 3 لیتر مایعات نوشیده شود. سیگار كشیدن اكیدا ممنوع است. عامل دیگر، داشتن تغذیه مناسب است.
خوردن ماهی، میوه و سبزیجات تازه پیشنهاد میشود ولی مصرف مواد حاوی ناتریوم مثل نمك و ادویههای تند و تیز زیانبار است. بسیاری از داروهای گیاهی مانند سیر میتوانند فشار خون را پایین بیاورند.
شما فقط یک قلب دارید، پس مراقبش باشید
شما فقط یک قلب دارید، پس مراقبش باشید
تقریباً 33 میلیون نفر در آمریکا دچار بیماری های قلبی هستند و بیش از 430000 نفر هر ساله از این بیماری ها جان خود را از دست می دهند. پس از همین حالا دست به کار شوید. نگذارید که اولین سکته قلبی در شما بروز کند. شروع به ورزش کنید و برنامه غذایی سالم تری انتخاب كنيد ،دست از تبلی بردارید و لطفا کمی فعالتر باشید و از همه مهمتر سیگار و قلیانتان را دور بیاندازید.
محسن وزیری-خبرنگار سلامت نیوز/از مهمترین دلایل ابتلا به بیماری قلبی را می توان استعمال دخانیات برشمرد.دخانیات همچنین باعث از بین رفتن ریه و ایجاد مشکلات تنفسی می شود.مواد شیمیائی موجود در دخانیت باعث صدمه دیدن قلب شده و تصلب شراین و باریک شدن مجرای خونی می شوند.به همین دلیل فشار خون بالا رفته وقلب مجبور به کار بیشتر شده و به خود فشار بیشتری را تحمیل می کند.مونوکسید کربن موجود در سیگار با گرفتن جای اکسیژن در خون،باعث فشار به قلب می شود.ترک یک مرتبه ای و عیر منتظره ی سیگار می تواند به طور قابل توجهی درصد احتمال بیماری های قلبی در شما را کاهش دهد.
از دیگر دلایل عمده ابتلا به بیماریهای قلب می توان به سکون و کم فعالیتی بیش از حد اشاره کرد،پس باید برنامه منظمی برای ورزش کردن داشته باشید تا از خطرات این عارضه های دردناک بکاهید.
برای انکه بهترین نتیجه را از ورزش کردن خود بگیرید،هر روز یا در اکثر روزهای هفته در هر نوبت 45 تا 60 دقیقه ورزش کنید،البته نیاز نیست حتما به باشگاههای ورزشی بروید،بلکه می توانید پیاده روی و پله نوردی کنید و یا حتی برقصید!
برای آزامایش آنکه آیا خوب ورزش می کنید یا نه، باید ضربان قلب خود را اندازه بگیرید اما چگونه؟شما باید سنتان را از 220 کم کنید تا بالاترین ضربان قلب مجاز و سالم در حین ورزش کردن را به دست آورید؛برای مثال اگر شما 30 سال سن دارید میزان ضربان سالم و مجاز قلب شما در حین ورزش کردن 190 تپش در دقیقه است.
از دیگر راهکارهای تست شدت فعالیت ورزشی ،آزمایش "صحبت کردن "است.این آزمایش ساده را خودتان نیز می توانید به راحتی انجام دهید،به این گونه که،هنگام فعالیت ورزشی خود سعی کنید صحبت کنید،اگر توانستید جمله ی کاملی رابه راحتی بگوئید سطح فعالیت شما سبک است اگر کمی به نفس نفس افتادید سطح فعالیتی شما متوسط است و اگر نفسی برای صحبت کردن نداشتید سطح فعالیت شما شدید است.البته برای حفظ سلامتی خود حتما نیازی نیست که ورزش ها و فعالیتهای سنگین انجام دهید بلکه می توانید فعالیت سبکی داشته ولی با انجام مکرر ان در زمانهای طولانی به سلامت خود کمک کنید.
شما با مراجعه مرتب و برنامه ریزی شده به پزشک و با چک کردن کامل قلب خود میتوانید در صورت احتمال بروز مشکل در تنها قلبتان،سریعا به درمان و پیش***ی از آن بپردازید و خطرات بزرگتر را از خود دور کنید.شما باید حداقل در سال دوبار فشار خون خود را به صورت منظم اندازه گیری کنید و کلسترول خود را هر پنج سال یکبار مورد آزمایش قرار داده تا در صورت وجود مشکلی بتوانید به سرعت نسبت به مراجعه به پزشک و درمان خود اقدام کنید.
برای خفظ سلامت قلبی خود سعی کنید ویتامین و مکملها را به بدن خود برسانید هر چند که مکملها به اندازه ترک دخانیت و انجام فعالیتهای ورزش نمی تواند در پیشگیری از عارضه های قلبی موثر باشد ولی بازهم تاثیر به سزائی در این امر دارد. این مکمل های غذایی می تواند از بالا رفتن کلسترول و فشار خون در شما جلوگیری کند و به همین طریق قلبتان هم وضعیت سالمی خواهد داشت.
بر همه ما روشن است که غذاهای چرب و حاوی کلسترول برای سلامت قلب مضر است و سبزیجات و میوه های تازه برای حفظ سلامت این عضو حیاتی بسیار مفید است،ولی سلامت نیوز به شما رژیم مفیدی و متفاوتی را از نظر کارشناسان به شما ارائه می دهد:
*شب ها از گوشت قــرمـز، تخم مرغ، کره، خامه، پنیر و دسرهای شکردار کمتر استفاده کنید. پرهیز از مصرف این نوع خوراکی ها در هنگام شام می تواند از بالا رفتن کلسترول و تریگیلیسیرید شما جلو گیری کند.
*غذاهای خودر ا به جای سه وعده در روز در وعده های متعددی بخورید به این ترتیب هم سلامت قلبی خود را حفظ کرده اید، هم به فرآیند لاغر شدن خودکمک کرده اید
وقتی قلب هم یخ میزند
نتایج یك پژوهش جدید نشان داده كه در فصل زمستان خطر بروز حمله قلبی در بیماران قلبی افزایش پیدا میكند.
به عبارت دیگر سرما را میشود یك عامل خطر برای بروز بیماریهای قلبی به حساب آورد.
به گفته متخصصان، دوره سرما كه از اوایل دی ماه آغاز شده و تا اواسط بهمن ماه ادامه دارد، خطرناكترین دوره برای بیماران قلبی و بروز حملات قلبی در این بیماران است.
این پژوهش از سوی متخصصان هندی صورت گرفته و آنها اینطور استدلال كردهاند كه قلب در زمستان باید سختتر و شدیدتر كار كند؛ به طوری كه رگهای خونی بتوانند گرمای كل بدن را حفظ كنند.
علاوه بر این در زمستان، نرخ ابتلا به امراض دستگاه تنفسی مانند آنفلوآنزا و آسم به بیشترین حد میرسد كه باز هم به دلیل بالا رفتن فشار خون، در این بیماریها بار زیادی به قلب تحمیل میشود.
توجیه دیگر هم كه البته در كشورهای غربی مصداق دارد این است كه مردم در فصل زمستان برای گرم نگهداشتن بدن به مصرف نوشیدنیهای الكلی روی میآورند و با این كار فشار روی قلب بسیار شدیدتر میشود.
با این استدلالات، محققان هندی توصیه كردهاند كه بیماران قلبی در زمستان باید از ورزش كردن در فضای باز اجتناب كرده و از مصرف الكل هم خودداری كنند.
متخصصان قلب همه ساله شاهد افزایش میزان مراجعات به كلینیكهای قلب و عروق در روزهای سرد برفی هستند.
اما شاید مطالعاتی كه نشان میدهد سرما با بروز حمله قلبی (مخصوصا در افرادی كه بیماری زمینهای عروق كرونر دارند) ارتباط دارد، از یافتههای نسبتا جدید به حساب میآید.
البته برای علت این ارتباط، فرضیههای متعددی وجود دارد. گروهی حتی افزایش آلودگی هوا متعاقب بروز پدیده اینورژن در فصول سرد سال را هم مقصر میدانند.
اما مكانیسم اصلی اینطور شرح داده میشود: با كاهش دما فعالیت مكانیسم جبرانی متابولیسم بدن برای تولید گرما و مقابله با سرما افزایش مییابد. بهاین ترتیب فعالیت قلب افزایش یافته و افراد در معرض خطر و مستعد سكتههای قلبی با فعالیت شدید به حملات قلبی دچار میشوند.
نكته جالب توجه این است كه مواردی از مراجعات در روزهای سرد، در اثر عارضه قلبی حین برفروبی، تعویض زنجیر چرخ یا هل دادن خودرو در روزهای برفی به وقوع میپیوندد و از اینرو، توصیه كارشناسان این است كه افراد با بیماریهای زمینهای باید از فعالیت سنگین در هوای سرد خودداری كنند؛ چراكه عاملی برای تحمیل فشار مضاعف روی قلب محسوب میشود.
سکته قلبی که به آن انفارکتوس (mi) نیز میگویند، به معنی مرگ غیرقابل برگشت قسمتی از عضله قلب است و برحسب این که چه مقدار از عضله قلب دچار مرگ یا نکروز باشد، علائم و عوارض آن متغیر است.
علت اصلی سکته قلبی عدم تعادل بین عرضه و تقاضای اکسیژن در عضله قلب است و این خود معمولاً به دلیل کاهش جریان خون عروق کرونری، تصلب شرایین و در پی آن مسدود شدن رگ به وسیله لخته است.
در زمستان عروق بدن به دلیل سرما برای اینکه حرارت از دست ندهند دچار انقباض میشوند و کار قلب خسته، بیشتر می شود؛ بخصوص در ساعات اول روز، یعنی وقتی که بیمار ناچار است برای کار صبح زود از خانه بیرون بیاید بیشتر در معرض خطر قرار دارد.
به گفته او، در شهرهای بزرگ در فصل سرما پدیده اینورژن در هوا وجود دارد، یعنی هوای کثیف روز گذشته در طول شب که هوا سرد است به نقاط پایین حرکت میکند و در سطح تنفس و زندگی ما قرار میگیرد و وقتی که شخص صبح زود از منزل خارج میشود در مجاورت این هوای سرد و کثیف قرار میگیرد در حالیکه در زمستان زمانی که به نیمههای روز میرسیم هوا گرم تر میشود این هوای کثیف بالاتر میرود و از سطح زندگی ما فاصله میگیرد و هوا در وسط روز مناسب تر میشود. به این ترتیب حتی میتوان گفت خطر بروز حمله قلبی، صبحهای زود بیشتر است.
تحقیقات هم این را ثابت كرده كه سکتهها گاهی پس از یک فعالیت بدنی سنگین یا استرس عصبی و روانی بروز میکنند و اغلب بین ساعت ۶ صبح تا ظهر اتفاق میافتد.
البته گاهی وقتها بیماران فکر می کنند که فقط با پوشیدن پالتو و شال گردن از هوای سرد زمستان در امانند، درحالیکه فقط کافی است هوای سرد به دهان و بینی فرد بخورد و باعث انقباض کل عروق بدن شود و مقاومت عروق بالا برود.
این مسئله را با انجام یک آزمایش می توان ثابت کرد. اگر یک انگشت خود را در آب سرد بگذارید تمام بدن احساس سرما میکند و بالعکس اگر انگشتتان رادر آب گرم بگذارید تمام بدن گرم شده و عرق میکنید.
پس توصیه متخصصان این است كه بیماران درفصل زمستان هنگام بیرون آمدن از منزل از یک شال گردن که بینی و دهان آنها را بپوشاند استفاده کنند و هرگز صبح زود برای ورزش یا دویدن از منزل خارج نشوند؛ چون وقتی فرد از خواب بیدار می شود، بدن در حالت استراحت نسبی است و درنتیجه وقتی فرد ناگهان شروع به ورزش کند چون قلب آمادگی این فعالیت را ندارد در نتیجه دچار عوارض و خطر می شود.
میشود گفت قلب مانند موتور اتومبیلی است که ابتدا در حال سکون برای مدتی باید روشن باشد تا آماده حرکت شود تا بتواند باسرعت بالا حرکت کند.
پس افراد هم قبل از ورود به میدان ورزش ابتدا باید بدن خود را با ورزشهای سبک گرم کنند تا بتوانند ورزشهای سنگین را انجام دهند.
نكته دیگر این است كه در سرما عروق محیطی بدن دچار اسپاسم (گرفتگی) میشوند و به علت نیاز بدن به گرما و انرژی هورمونی به نام آدرنالین در خون ترشح میشود که باعث افزایش ضربان قلب میشود و در نتیجه نیاز عضله قلب به اکسیژن و مواد غذایی بیشتر خواهد شد.
اگر فردی عروق کرونرش بین ۸۰ تا ۷۵ درصد تنگی داشته باشد، وقتی نیاز عضله قلب به خون اکسیژن بیشتر میشود بهعلت تنگی آن منطقه ازقلب دچار ایسکیمی (کمبود خون) می شود که به دنبال آن سکته قلبی ایجاد می شود.
قرار گرفتن در آب سرد موجب ایسکیمی شدید یا آریتمی (نامنظم شدن ضربان قلب) هم میشود كه به نوبه خود منجر به سنكوب (ایست قلبی) می شود.
مسئله دیگری كه متخصصان بر آن تاكید میكنند، این است كه بیماران قلبی با شروع فصل سرما باید برای تغییر دوز دارویی شان به پزشک متخصص خود مراجعه کنند تا پزشک دستور جدیدی برای مصرف داروها به آنها بدهد.
توصیه دیگر این است كه بیماران برای خواب از جاهای مناسب استفاده کنند و حتما در اتاق خود یک دستگاه بخور آب قراردهند تا هوای اتاق را مرطوب کند و سرد و خشک نباشد.
همانطور كه گفته شد، گذشته از عوارض سرما، در زمستان آلودگی هوا هم مشكلساز است.
عوارض ناشی از آلودگی هوا سردرد، خستگی، مشكلات تنفسی، سرگیجه، تهوع و ضعف عمومی و البته ناراحتیهای قلبی است.
وارونگی هوا در روزهای سرد سال به طور جدیتر بروز كرده و سبب حملات قلبی یا تشدید آن میشود و از این رو افراد جامعه، به ویژه سالمندان و مبتلایان به بیماریهای قلبی یا ریوی، با توجه به اعلام رسانهها از سوی سازمان هواشناسی در روزهایی که وضعیت هوا از نظر آلودگی بحرانی اعلام میشود تا حد ممكن باید در منزل یا محیط کار بمانند و از باز کردن پنجره خودداری و در صورت ضرورت خارج شدن از محیطهای بسته از ماسك استفاده كنند.
مونواكسید كربن یكی از آلایندههای گازی خطرناک است كه ۴۰۰ برابر اکسیژن تمایل اتصال به هموگلوبین خون داشته و در اکسیژن رسانی بافتها ایجاد اختلال میکند؛ یعنی دقیقا همان جایی كه بیماران قلبی در آن با مشكل روبهرو هستند.
آمارها میگوید در سال، ۴ هزار نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند. همچنین تحقیقات نشان داده میزان ابتلای افراد ساكن در شهرهای آلوده به بیماریهای قلبی ۱۳ درصد بیشتر از سایرین است.
به یاد داشتن این ۲ آمار كمك میكند كه بقیه توصیههای این مقاله را هم بهخاطر بسپارید!
دكتر پریسا شبانی
حالا با بحث علميش كاري ندارم ولي مدتهاست كه قلب من يخ زده قلب يخي
کاهش مصرف نمک و بیماری قلبی
کاهش مصرف نمک از خطر بیماری قلبی می کاهد
براساس مطالعه تازه محققان دانشگاه هاروارد مصرف نمک کمتر می تواند خطر بیماری قلب و عروق را به اندازه یک چهارم و خطر مرگ ناشی از بیماری قلبی را یک پنجم کاهش دهد.
مصرف روزانه نمک به طور ایده آل نباید از شش گرم تجاوز کند و دولت بریتانیا مایل است مصرف نمک تا سال 2010 به این میزان برسد.
از مدت ها قبل معلوم بود که کاهش مصرف نمک می تواند فشار خون را کاهش دهد اما شواهد خیلی کمتری در مورد اینکه تاثیر آن بر خطر ابتلا به بیماری های قلب و عروق چیست وجود داشت.
محققان دانشگاه هاروارد وضع سلامتی بیش از سه هزار نفر را که در مرز ابتلا به فشار خون بالا (pre-hypertension) قرار داشتند دنبال کردند.
در کسانی که مصرف روزانه نمک را به طور قابل توجهی کاهش دادند، خطر ابتلا به بیماری های قلب و عروق طی 10 تا 15 سال به میزان 25 درصد کاهش یافت.
به علاوه خطر مرگ ناشی از این نوع بیماری ها در آنها 20 درصد کاهش یافت.
شرکت کنندگان در این مطالعه مصرف سدیم را 25 تا 35 درصد یعنی از حدود 10 گرم در روز به 7 گرم کاهش دادند.
در کشورهای توسعه یافته مانند بریتانیا و آمریکا میانگین مصرف نمک در میان بزرگسالان تقریبا 10 گرم در روز است.
بخش اعظم این مقدار نمک در غذاهایی که مردم خریداری می کنند از جمله نان وجود دارد.
بسیاری از کارشناسان می گویند مصرف نمک باید به روزانه سه گرم محدود باشد. به گفته آنها بهترین راه کاهش مصرف نمک دوری گزیدن از غذاهای آماده، دقت در برچسب اطلاعات مواد غذایی و مصرف مقدار زیادی میوه و سبزیجات تازه است.
پروفسور گراهام مک گرگور، مشاور طب قلب و عروق در بیمارستان سن جورج لندن و رئیس "گروه اجماع عمل در مورد نمک" آن را "یک مطاله خیلی مهم" خواند و گفت: "این مطالعه نشان می دهد که اگر مردم مصرف نمک را کم کنند شمار کسانی که از حملات قلبی، سکته مغزی و ایست قلبی رنج می برند کاهش می یابد. ما قبلا چنین شواهدی در اختیار نداشتیم."
"به علاوه ما تنها در مورد کاهش خیلی کم مصرف نمک که تاثیر زیادی دارد حرف می زنیم."
نتایج مطالعه تازه در نشریه پزشکی بریتانیا چاپ شده است.
بيماري سرخرگهاي قلب(آترواسكلروز سرخرگ هاي قلب)
بيماري سرخرگهاي قلب(آترواسكلروز سرخرگ هاي قلب
------------------------------------------------------------------------------------
بيماري سرخرگهاي قلب(آترواسكلروز سرخرگ هاي قلب عبارت است از تصلب و باريك شدن فضاي داخل سرخرگهاي قلب. قلب 3 سرخرگ اصلي دارد. زماني كه هر كدام يا همگي تنگ شوند، آنها ديگر نميتوانند اكسيژن كافي به سلولهاي قلب برسانند. اين بيماري مردان و زنان بالاي 40 سال را متأثر ميسازد، اما پيش از يائسگي در زنان كمتر شايع است.
علايم شايع
مراحل اوليه:
اغلب بدون علامت است.
مراحل بعدي:
آنژين صدري (احساس سوزش، فشردگي، سنگيني، يا گرفتگي در قفسه سينه كه ممكن است به بازوي چپ، گردن، فك، يا كتف گسترش پيدا كند).
حمله قلبي
علل
عمدتاً ناشناخته است، مگر رابطه بين اين بيماري و عوامل خطري كه چند سطر پايينتر فهرست شدهاند.
علاوه بر تنگ شدن داخل سرخرگ (به دليل تصلب)، غالباً لختههاي خوني تشكيل ميشوند و سرخرگ را مسدود ميكنند.
عوامل تشديد كننده بيماري
- سيگار كشيدن
- بالا بودن فشارخون
- سابقه خانوادگي بيماري سرخرگهاي قلب، ديابت، فشار خون بالا، يا آترواسكلروز
- تغذيه نامناسب، خصوصاً وجود چربي زياد در رژيم غذايي
- سابقه حمله قلبي يا سكته مغزي
- ورزش نكردن
- شخصيت تهاجمي يا ناشكيبا
- اضافه وزن
- افزايش كلسترول يا Ldl (ليپوپروتيئن با چگالي كم ـ كلسترول بد) و يا كاهش Hdl (ليپوپروتئين با چگالي زياد ـ كلسترول خوب) در خون
پيشگيري
عواقب مورد انتظار
اين بيماري را در حال حاضر نميتوان معالجه كرد. اما علايم آن را معمولاً ميتوان تحتكنترل در آورد. با درمان ميتوان طور عمر و كيفيت آن را افزايش داد. البته با اتخاذ تدابير درماني سختگيرانه ميتوان روند آترواسكلروز را نيز تا حدي معكوس نمود.
تحقيقات علمي درباره علل و روشهاي درمان اين بيماري ادامه دارند، بنابراين اميد ميرود كه روشهاي درماني مؤثرتري ابداع شوند و نهايتاً بتوان اين بيماري را معالجه كرد.
عوارض احتمالي
انفاركتوس قلب (مرگ سلولهاي عضله قلب در اثر نرسيدن خون به حد كافي) كه زندگي را در معرض تهديد قرار ميدهد.
درمان
اصول كلي
- امكان دارد آزمايشات تشخيصي شامل موارد زير باشد: نوار قلب؛ اكوكارديوگرام؛ آزمون ورزش؛ آزمون استرس راديونوكلئيد؛ آزمايش خون براي بررسي چربي، كلسترول، و ليپوپروتئينهاي خون؛ عكسبرداري از قفسه سينه؛ و آنژيوگرافي (وارد كردن كاتتر به سرخرگهاي قلب)
- سعي كنيد عوامل خطر را به هر تعداد كه ميتوانيد كاهش دهيد. به فكر تغيير شيوه زندگي خود باشيد.
- سيگار را ترك كنيد.
- جراحي بايپاس رگهاي قلب در موارد شديد
- آنژيوپلاستي با بادكنك. در اين روش درماني، يك بادكنك كوچك بدون باد، از درون سرخرگ به سمت محل انسداد هدايت و در آغاز باد ميشود تا رگ را باز كند. اين روش خصوصاً براي سرخرگهايي كه به قلب و مغز ميروند كاربرد يافته است.
- اين روشها ممكن است علايم را براي مدتي كاهش دهند يا حتي رفع كنند، اما بيماري زمينهاي را نميتوانند برطرف كنند.
- در موارد نادر كه روشهاي سادهتر موثر واقع نميشوند، شايد بتوان بيماري سرخرگهاي قلب كه در مراحل پيشرفته قرار دارد را با پيوند قلب معالجه كرد.
داروها
نيتروگليسيرين، داروهاي ضدانعقادي، داروهاي مسدودكننده كانال كلسيم، داروهاي مهاركننده آنزيم مبدل آنژيوتانسين، يا داروهاي مسدودكننده بتا آنرژيك، براي آنژين صدري و اسپاسم رگهاي خوني
داروهاي گشادكننده عروق براي افزايش خونرساني به عضله قلب
امكان دارد تزريق داروهاي حل كننده لخته خوني ضروري شود.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
يك برنامه ورزشي روزانه و در حد متوسط داشته باشيد. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري جنسي را با نظر پزشك از سر گيريد.
رژيم غذايي
رژيم غذايي داراي چربي كم
اگر اضافه وزن وجود دارد، يك رژيم متناسب براي لاغر شدن بگيريد و بدان پايبند باشيد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان دچار ناراحتي (درد يا فشار) در ناحيه قفسه سينه با انتشار به فك، بازوي چپ، يا پشت شدهايد. بلافاصله كمك بخواهيد. اين ممكن است يك مورد اورژانس باشد!
- اگر شما عرق ريزش داريد و احساس تنگي نفس ميكنيد.
- اگر شما داراي عوامل خطر اين بيماري هستيد و مايليد كه در يك برنامه پيشگيري شركت كنيد.
- اگر پس از فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني دچار درد قفسه سينه، گردن، يا فك ميشويد كه با استراحت بر طرف ميشود.
- اگر پس از شروع درمان، علايم بدتر شوند يا رو به بهبود نگذارند.
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي به همراه داشته باشند
نوار قلب
الکتروکاردیوگرام یا نوار قلب (ECG) ثبت نوشتاری پتانسیلهای تولید شده توسط قلب و در واقع نوار فعالیت الکتریکی قلب است. سیگنالها بواسطه الکترودهای فلزی که به اندامها و قفسه سینه متصل میشوند، دریافت شده و توسط دستگاه نوار قلب تقویت و ثبت میگردند.
مقدمه
نوار قلب یکی از بیخطرترین و سادهترین اقداماتی است که اطلاعاتی ارزشمند در مورد قلب به پزشک میدهد. نوار قلب در بررسی دردهای قلب و سکتههای قلبی ارزش خاصی دارند و به عنوان اقداماتی روتین در تمام کسانی که مشکوک به مشکلات حاد قلبی باشند صورت میگیرد.
آمادگی قبلی
بیمار بهتر است به دور از استرس باشد و وعده غذایی سنگینی میل نکرده باشد. در ضمن اتاق گرفتن نوار قلب باید گرم باشد تا وی دچار لرزش بدن نگردد. زیرا لرزش بدن (چه عمومی و چه در اثر سرما) روی نوار قلب تاثیر سوء میگذارد و به اصطلاح پارازیت ایجاد میکند. موهای بلند سینه نیز مانع گرفتن نوارهای مخصوص جلوی سینه میشوند و کار را برای تکنسین مربوطه دشوار میسازند. گرفتن نوار قلب ضرری ندارد و هیچگونه برق یا جریان الکتریسیتهای به بیمار القا نمیشود.
روش کار
روش کار به این صورت است که سیمهای مربوط از طریق گیرهها یا بادکشهای مخصوصی به بدن وصل میشوند و بعد از تنظیم دستگاه 12 لید قلبی و یک لید بلند از فرد گرفته میشود . وصل بودن درست تمام سیمها برای گرفتن یک نوار قلب دقیق لازم است. محل وصل شدن بادکشهای جلوی قلبی نیز اهمیت خاصی دارد و فرد باید با این کار کاملا آشنا باشد.
بهتر است که بیمار ساعت و سایر لوازم فلزی خود را در بیاورد. سیمهای مربوط به جلوی قلب نیز با بادکشهای خاص و یا ترتیب مشخصی از جلوی قلب تا پهلوی چپ به بیمار چسبانده میشوند و سپس به صورت اتوماتیک یا دستی 12 نوع مختلف نوار گرفته میشود. در هر نوع سیمهای خاصی دریافت الکتریسیته را بر عهده دارند تا در نهایت نمایی کامل از قلب برداشته شود. 6 نوار اول وظیفه ثبت لیدهایی از دست و پا را به عهده دارند و 6 نوار دوم مربوط به سیمهای جلوی قلبی میباشند. در ضمن معمولاً یک نوار بلندتر از لید شماره 2 گرفته میشود تا سلامت ضربان قلب در طول زمان مشخص شود.
کاربرد
نوار قلب کاربردهای زیادی دارد. اما شاید بیشترین استفادهای که از آن برده میشود، در بررسی بیماریهای ایسکمی قلب ( مانند آنژین صدری و سکته قلبی) باشد. در این بیماریها نوار قلب دچار تغییرات خاصی میشود که حتی میتواند محل سکته و شدت آنرا بازگو نماید. در افرادی که تمام یا قسمتی از قلبشان بزرگ شده است نیز نوار قلب کاربرد دارد. و همچنین تشخیص دقیق آریتمیها یا بینظمی قلبی از موارد بسیار مهمی است که تنها با انجام نوار قلب میسر است. از آنجایی که نوار قلب یک نوع بررسی وضعیت الکتریکی یا انقباضی قلب است. این آزمایش میتواند اختلالات هدایتی و عضلانی قلب را بخوبی نشان دهد.
نوار قلب نه تنها وضعیت قلب را نشان میدهد بلکه در بررسی وضعیت کلی بدن نیز واجد اهمیت است. میزان پتاسیم خون تاثیر مستقیم روی نوار قلب میگذارد و حتماً باید صحت آن مورد بررسی قرار گیرد. از سوی دیگر در سکتههای مغزی و بیماریهای ریوی و مسمومیتهای دارویی نیز نوار قلب ممکن است تغییرات خاصی را نشان دهد که تشخیص آن به عهده پزشک است.
نوار قلب محدودیتهای خاص خود را نیز دارد و نباید آن را به عنوان تنها وسیله تشخیص بیماریهای قلبی مطرح کرد. بیماریهای بسیاری را نمیتوان با نوار قلب تشخیص داد و باید از روشهای معاینه یا آزمایشی دیگر ممد گرفت، لذا انتخاب صحیح هر وسیله تشخیصی برای هر بیماری قلبی اهمیت دو چندان پیدا میکند و این انتخاب به عهده پزشک است.
امواج نوار قلبی
امواج فعالیت الکتریکی در ECG بصورت اوج و فرودهای متناوب ثبت میشود. نوار قلب طبیعی از چندین موج ، قطعه و ترکیب ایجاد میشود. هر دوره قلبی از یک موج P شروع میشود و تا موج P بعدی ادامه دارد. P یک موج نسبتا کوچک است که انقباض دهلیز را نشان میدهد. بعد از مکثی کوتاه ترکیب QRS به چشم میخورد که گویی خط نوار قلب حرکتی سریع به سمت پایین ، بالا و دو مرتبه به سمت پایین داشته است. این ترکیب در اثر انقباض بطنها ایجاد میشود و در نهایت پس از مکثی بلندتر موجT مشاهده میشود که پر شدن ناگهانی بطنها را نشان میدهد. ECG یک قطعه ST و چهار فاصله اصلی دارد: R-R ، PR ، QRS و QT ، که تغییرات هر کدام از اینها نشاندهنده بیماری خاصی است.
ECG روی صفحات مخصوصی ثبت میشود که به خانههای مشبکی با مساحت 1میلیمتر مربع تقسیم شدهاند. از آنجا که سرعت حرکت کاغذ نوار قلب معمولا 25 میلیمتر در ثانیه است، کوچکترین مربع عرضی (1mm) معادل 04/0 ثانیه میباشد و محور افقی زمان را نشان میدهد. خانههای عمودی دامنه موج مثبت یا منفی را نشان میدهند.
دستگاه نوار قلب
دستگاه نوار قلب در بیشتر موارد شامل سیمهای زیادی است که باید به بدن فرد اتصال داده شوند تا فعالیت الکتریکی قلب را از دیدگاههای مختلف به ثبت برسانند. حلقه نوار قلب که کاغذی مدرج است داخل دستگاه قرار دارد و سوزن دستگاه که کمی گرم میشود خطوطی را روی کاغذ ثبت میکند.
دستگاههای نوار قلب خاصتری نیز ساخته شدهاند که همزمان از چند جهت نوار قلب میگیرند در مدت کوتاهی تمام لیدهای لازم را دریافت میکنند. از این دستگاه 10 سیم خارج میشود که 4 سیم آن مربوط به چهار دست و پاست و 6سیم دیگر مربوط به جلوی قلب است. سیمهای دست و پا حالتی مانند گیره چوب لباسی دارند و پس از آنکه به ژل خاصی آغشته شدند به اندام متصل میشود.
Blue Rose
08-25-2009, 19:07
گفته میشه نوار قلب نمیتونه گرفتگی عروق رو نشون بده
یعنی یک فرد اگر نوار قلبش بسیار خوب باشه دلیل نمیشه که گرفتگی عروق نداشته باشه و قابل تشخیص نیست
ایست قلبی و مرگ ناگهانی
--------------------------------------------------------------------------------
ایست قلبی عبارت است از توقف ناگهانی کارکرد پمپ قلبی که ممکن است با مداخله فوری برگشتپذیر باشد، ولی در غیر اینصورت موجب مرگ یا آسیب دایمی مغز میشود. مرگ قلبی ناگهانی نتیجه مستقیم ایست قلبی است که در صورت درمان سریع قابل برگشت میباشد. مرگ ناگهانی به وقوع مرگ در عرض یک ساعت و یا کمتر از شروع بیماری انتهایی اطلاق میشود. بروز این حالت تا سن 45 سالگی در زنان بیش از مردان است، اما پس از آن در مردان بیشتر است.
مقدمه
مرگ ناگهانی قلبی عبارت است از مرگ طبیعی ناشی از علل قلبی در فردی که ممکن است بیماری شناخته شده قلبی داشته باشد. اما زمان و نحوه مرگ در او غیر منتظره باشد، بطوری که ظرف یکساعت از شروع علائم حاد، هوشیاری وی بطور ناگهانی از بین برود. نمونه ساده آن این است که بیماری سکته قلبی میکند ولی کار او به بیمارستان و Cuu نمی کشد. در همان میانه راه قلب وی کاملاً از کار می افتد و ظرف چند دقیقه مرگ کامل عارض میگردد.
ممکن است بسیاری چنین مرگی را به دلیل سادگی و سرعت آن بپسندند و از خدا بخواهند مرگی ساده و ناگهانی برایشان مقدر کند. اما در پزشکی , مقابله با بیماری و مرگ یک اصل است و به همین دلیل راههایی برای نجات بیماران دچار ایست قلبی در نظر گرفته شده است.
علائم مقدماتی
ممکن است روزها ، هفتهها یا ماهها قبل از مرگ ناگهانی قلبی ، آنژین قلبی رو به افزایش ، درد قلبی ، تنگی نفس ، طپش قلب ، خستگی زودرس و سایر علائم غیر اختصاصی وجود داشته باشند.
شروع ایست قلبی ممکن است با علائم تیپیک یک واقعه حاد قلبی، همچون آنژین طول کشیده یا درد آغاز سکته قلبی ، تنگی نفس ، شروع ناگهانی طپش قلب یا گیجی مشخص شود.
با این حال در بسیاری از بیماران شروع ایست قلبی ، ناگهانی و بدون علائم هشدار دهنده است.
از بین رفتن کامل هوشیاری جزء لاینفک ایست قلبی است.
تابلوی چنین مرگی در بیشتر موارد به این صورت است که فرد به طور ناگهان یا متعاقب درد یا تپش قلب یا تنگی نفس ، هوشیاری خود را از دست میدهد. قلبش بعد از بینظمیهای خاصی (که به آن تپش بطنی و لرزش بطنی میگویند)، دچار ایست کامل میشود و بعد از چند دقیقه مغز و سایر اندامهای حیاتی از کار میافتند.
بنابراین بعد از منگی کوتاهمدت و به دنبال آن غش کردن ، بیمار بیهوش میشود ، نبض لمس نمیشود، تنفس نیز معمولاً متوقف میشود. پوست به رنگ آبی ـ سفید در میآید. مردمکها نیز گشاد میشوند. غش کردن ساده در نگاه اول ممکن است شبیه ایست قلبی به نظر آید، اما در غش کردن ساده، نبض وجود دارد و تنفس قطع نمیشود.
علل
بیماریهای قلبی شایعترین علت مرگ ناگهانی طبیعی را تشکیل میدهند. عوامل ارثی در خطر ابتلاء به مرگ ناگهانی (اما عمدتا بصورت غیر اختصاصی) نقش دارند. آنها توجیهی برای استعداد ارثی ابتلاء به بیماری کرونری قلبی را بیان مینمایند.
علل قلبی
بیماری آترواسکلروز (تصلب شرایین قلب) کرونری شایعترین اختلال ساختمانی همراه با مرگ ناگهانی قلبی است. بیماریهای عروق کرونری قلب ، سکته قلبی ، کاردیومیوپاتی قلب (بیماری عضله قلب) بیماریهای التهابی قلب ، بیماریهای دریچهای قلب و بیماریهای مربوط به سیستم انتقالی قلب و نامنظمیهای ضربان قلب میتوانند باعث ایست قلبی و مرگ ناگهانی قلب شوند.
ایسکمی یا خونرسانی ناکافی قلب ، نارسایی قلب ، شوک ، اختلالات الکترولیتی نظیر هیپوکالمی(کمبود پتاسیم) اسیدوز و فقدان اکسیژن ، اثرات داروهای آریتمیزا ، سمهای قلبی مانند کوکائین و مواد مخدر تزریقی ، مسمومیت با دیگوکسین (حتی افزایش خفیف غلظت این داروی قوی در خون میتواند ریتم قلب را دچار اختلال کند.) ، تداخلهای دارویی (مثلا داروهای دیورتیک (ادرارآورها) میتوانند باعث کاهش پتاسیم خون شوند.)و اختلال عملکرد پیس (باطری) قلبی نیز از عوامل موثر در عملکرد قلب و در نتیجه ایست قلب و مرگ ناگهانی هستند.
ازبین رفتن غیر منتظره گردش خون را میتوان به دو گروه وقایع ناشی از آریتمی و نارسایی گردش خون تقسیم نمود.
علل غیر قلبی مرگ ناگهانی
آمبولی ریه ، آسم ، پارگی آئورت ، سکته مغزی و آنافیلاکسی یا شوک حساسیتی از علل غیر قلبی مرگ ناگهانی میباشند.
عاقبت یا پیشآگهی ایست قلبی
گرچه بهبود خودبخود ندرتا رخ میدهد، اما اگر مداخله فعال احیاء قلبی و ریوی سریعا انجام نگیرد، ایست قلبی معمولا در عرض چند دقیقه منجر به مرگ میشود. تعداد کمی از بیمارانی که هیچگونه اقدامات احیاء در اولین 8 دقیقه بعد از شروع واقعه برای آنها انجام نمیگیرد، زنده میمانند.
توانایی احیاء بیمار ایست قلبی به زمان شروع اقدامات احیاء ، شرایط محلی که واقعه در آن رخ داده است ، مکانیسم ایجاد ایست قلبی (از قبیل طپش یا تاکیکاردی بطنی ، فیبریلاسیون یا لرزش بطنی ، آسیستول و ...) و وضعیت بالینی بیمار قبل از ایست قلبی بستگی دارد.
اقدامات درمانی
پاسخ اولیه
مشاهده حرکات تنفسی ، رنگ پوست و وجود یا فقدان نبض سرخرگهای کاروتید یا رانی بلافاصله مشخص میکند که آیا ایست قلبی رخ داده یا نه؟ دومین کار در طی پاسخ اولیه تمیز کردن راه هوایی است.
اقدامات کمکی پایه یا همان احیاء
مراحل اصلی احیاء قلبی و ریوی عبارتند از:
-مطمئن شوید راه هوایی باز است. اگر بیمار استریدور تنفسی (صدای خرخر) دارد همراه با وجود نبض ، خفگی با جسم خارجی یا غذا را مد نظر داشته باشید و با مانور هایملیخ آن را بیرون بیاورید.
-فورا تنفس دهان به دهان را آغاز کنید.
-نبض کاروتید را لمس کنید و اگر لمس نشد، ماساژ قلبی را شروع نمایید. ماساژ قلبی باید 100 - 80 تا در دقیقه باشد.
-عملیات احیا را تا زمان رسیدن کمک ادامه دهید.
اقدامات کمکی پیشرفته
مقصود از اقدامات کمکی پیشرفته ، برقراری تهویه کافی با استفاده از لوله گذاری داخل نای و تنفس با دستگاه ، دادن شوک الکتریکی قلبی یا گذاشتن پیس میکر (باطری) قلبی و ایجاد یک مسیر داخل وریدی برای تزریق دارو و ... است.
پیشگیری
پیشگیری اولی از ایست قلبی به توانایی شناسایی بیماران در معرض خطر مرگ ناگهانی قلبی بستگی دارد. مهمترین عوامل خطر بیماری کرونری قلبی عبارتند از: سن ، افزایش فشار خون ، مصرف سیگار ، افزایش سطح کلسترول خون ، چاقی ، بزرگی بطن چپ قلب و اختلالات غیر اختصاصی نوار قلب.
اگر مشکل قلبی دارید، یا در خطر بروز مشکل قلبی هستید، یک گردنآویز یا دستبند مخصوص همراه داشته باشید تا در مواقع اورژانس بتوان به سرعت به مشکل شما پی برد.
تپش قلب
--------------------------------------------------------------------------------
قلب جزو اندامهایی از بدن میباشد که علیرغم تپش و فعالیت مداوم و بیوقفهاش ، وجودش در بدن احساس نمیشود. به عبارت دیگر انسانها در 99% مواقع اصلاً متوجه وجود این عضو در بدن خود نمیباشند. هرگاه فرد احساس بکند که قلبش درون قفسه سینه در حال تپش میباشد، دچار تپش قلب شده است. پس تپش قلب به معنی آگاهی از ضربان قلب خود است.
مقدمه
همانگونه که میدانید قلب نوعی تلمبه است. خون بوسیله آن در بدن جریان مییابد، اما چه تلمبه حیرتزایی! قلب در هر تپش تقریبا صد سانتیمتر مکعب خون را در بدن پخش میکند. روزانه حدود 10 هزار لیتر خون بوسیله این تلمبه در درون رگهای هدایت میشود. در مدت عمر متوسط یک انسان شاید 250 میلیون لیتر خون بوسیله قلب، تلمبه زده شود. طول مدت هر تپش قلب انسان، کمی بیش از هشتدهم ثانیه است. بنابراین، قلب روزی صدهزار بار میتپد و در فاصله هر یک تپش به مدتی برابر زمان یک تپش، به استراحت میپردازد. پس قلب روزانه حدود 6 ساعت آرامش دارد.
این که میگوییم «تپش» قلب، مقصودمان بسته و باز شدن آن است؛ یعنی انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض (بسته شدن) خون را بیرون میراند؛ اما در حالت انبساط (باز شدن) خون را به درون قلب میکشد. البته گمان نکنید که این کار به سادگی مثلا باز و بسته شدن مچ دست صورت میگیرد. خیر؛ بلکه انقباض قلب به صورت نوعی موج از پایین قلب شروع شده، تا به بالای آن حرکت میکند.
احساس تپش قلب
تپش قلب به صورتهای گوناگون نظیر کوبیدن لرزیدن ، تپیدن و ... احساس میشود. برخی ذکر میکنند که قلبشان هری میریزد یا بعضی میگویند که قلبشان چند دقیقه تاپتاپ میزند و دوباره به حالت عادی بر میگردد. در برخی نیز ضربان قلب همیشه تند است و تپش قلب به صورت دائم احساس میشود.
چه چیز سبب ادامه تپیدن قلب است؟
آیا انقباض و انبساط آن یک عامل خارجی دارد، یا از درون خود قلب برمیآید؟ این مساله یکی از جالبترین پرسشها در زیست شناسی است که در پاسخ آن هنوز بسی ابهام وجود دارد. با این وصف ، اکنون برایتان آزمایشی را تعریف میکنم که از صدها سال پیش ، دانشمندان با آن آشنا بودهاند. فرض کنید تخم مرغی را حدود 24 ساعت در ماشین جوجهکشی حرارت دهیم، حال اگر آن را بشکنیم و با ذره بین به درون آن بنگریم، خواهیم دید که سلولهایی که قرار است بعدا قلب جوجه را تشکیل دهند، از هماکنون میتپند. آری ، این یاختهها از هماکنون که هنوز قلبی درست نشده است، تپش را آغاز کردهاند! باز فرض کنید این سلولها را برداریم و در یک مدیوم ، یعنی «ماده کشت مخصوص» ، پرورش دهیم. خواهیم دید که قلب رشد میکند. پس قلب دارای این ویژگی است که بطور خودکار میتواند عمل باز و بسته شدن را انجام دهد. نتیجه آنکه تپیدن دایمی قلب هنوز از معماهای زندگی است!
علل تپش قلب
تپش قلب در اکثر موارد نشانه بیماری خاصی نمیباشد و جای نگرانی چندانی ندارد. ولی برای بیمار ممکن است این نشانه خیلی خطرناک به نظر برسد. زیرا تصور میکند که به دنبال تپش قلب ممکن است توقف قلبی اتفاق بیفتد و قلب از کار بیفتد. همین نگرانی و استرس باعث تحریک قلب شده و تپش قلب فرد تشدید پیدا میکند.
علل روحی و روانی
تپش قلب به تنهایی نشاندهنده هیچ گروه خاصی از اختلالات نیست و اغلب در واقع اختلال فیزیکی اولیه نبوده، بلکه مشکلی روانی است. گاهی بویژه در بیماران مبتلا به اضطراب ، بیماران از احساس تپش قلب شکایت دارند ولی در بررسیها اختلال ریتمی مشخص نمیشود.
علل فیزیولوژیک یا طبیعی
حالتهایی هستند که به طور طبیعی باعث تپش قلب میشوند. ورزش و فعالیت بدنی شدید میتواند باعث ایجاد تپش قلب برای مدت چند دقیقه شود. فردی که بیماری قلبی ندارد ممکن است با ورزش ضربان قلب را به 160 بار دقیقه یا بیشتر برساند که البته این طبیعی است و مشکلی محسوب نمیشود. استرس ، هیجان و اضطراب نیز از عوامل شناخته شده تپش قلب به شمار میروند. از سوی دیگر مصرف چای غلیظ ، قهوه تلخ و برخی سیگارها ممکن است در فرد تپش قلب ایجاد نمایند.
علل آریتمی قلبی
توجه به الگوی تپش قلب و همچنین نبض همزمان ، تشخیص را آسان میکند.در تمام حالتهای دیگر تپش قلب بیشتر به صورت تند زدن و شدید زدن قلب خود را نشان میداد و ضربان قلب منظم بود. نبض نامنظم در حین حمله تپش قلب تقریبا همیشه دال بر آریتمی است. آریتمیهای شایعی که منجر به تپش قلب میشوند، فیبریلاسیون دهلیزی ، انقباضات پیشرس دهلیزی یا بطنی تاکیکاردی یا تند ضربانی فوق بطنی و بطنی و تند ضربانی سینوسی میباشند. ضربانها در تاکیکاردی یا تند ضربانی فوق بطنی و بطنی و تند ضربانی سینوسی ، سریع و منظم ، در فیبریلاسیون دهلیزی سریع و نامنظم و در انقباضات پیشرس دهلیزی یا بطنی بصورت "یک در میان" مشاهده میشوند.
در بعضی مواقع تپش قلب به صورت نابجا و نابهنگام بروز پیدا میکند که فرد احساس میکند قلبش میریزد یا یک ضربه محکم به دیواره قفسه سینه اصابت میکند. اگر فرد در این حالت نبض خود را گرفته باشد متوجه میشود که یک نبض خالی زده است. این نوع تپش قلب در اکثر موارد نشانه یکی از شایعترین آریتمیهای قلبی به نام "انقباض پیشرس یا زودهنگام بطنی" یا (PVC) است که اگر تعداد آن از حدی بیشتر شود ممکن است خطرات جدی برای فرد به همراه داشته باشد.
بیماریهای دیگر و داروها
افراد کم خون و پرکاریغده تیرویید نیز قلبشان با سرعت و شدت بیشتری میتپد. در پرولاپس دریچه میترال نیز که یکی از بیماریهای خوشخیم دریچه میترال قلب میباشد، تپش قلب به نسبت شایع میباشد و افرادی که این مسئله را دارند، باکمی فعالیت بدنی دچار درد و تپش قلب میشوند.
مصرف بعضی از مواد و داروها مثل کافئین ، کوکایین ، افدرین یا سایر داروهای تقویتکننده دستگاه سمپاتیک ، دکونژستانها ، داروهای کمکننده اشتها ، قهوه زیاد ، کولا و سایر محرکها با یا بدون کافئین ، آمفتامینها و سیگار باعث تپش قلب میشوند.
علائم همراه
تشخیص بیماری زمینهای عمدتا بر اساس سایر علائم و یافتههای همراه داده میشود. تپش قلب همراه با علائمی مانند سرگیجه ، تنگی نفس ، سرفه ناخودآگاه ، درد قفسه سینه ، غش کردن یا احساس وقوع مرگ یا در زمینه بیماریهای قلبی نیاز به بررسی بیشتر دارد.
تشخیص علت تپش قلب
کسی که دچار تپش قلب میشود باید در هر حال به پزشک مراجعه نماید. پس از انجام معاینات لازم نوار قلب از بیمار گرفته میشود که تا حد زیادی میتواند علت تپش قلب را مشخص کند. گاه نیز انجام آزمایشهایی برای تشخیص برخی بیماریهای زمینهای لازم است. در نهایت اگر علت تپش قلب مشخص نشود، دستگاهی به نام هولترمونیتور یا نوار قلب متحرک به فرد متصل میشود تا اگر در طول 24 ساعت فرد دچار تپش قلب گردد، نوار قلب در همان حالت از بیمار گرفته شود و نوع آریتمی قلب فرد مشخص شود. علاوه بر هولتر مانیتور ر، میتوان از تست ورزش استفاده کرد تا پزشک و بیمار اطمینان حاصل کنند که فعالیت شدید ، عامل بوجود آورنده آریتمی خطرناک نیست.
درمان
اصول درمان بر درمان آریتمی خاص تشخیص داده شده ، حذف عامل بوجود آورنده (دارو ، تنباکو ، قهوه ، چای و الکل) تشخیص و درمان بیماریهای همراه (پرکاری تیروئید ، افت قند خون ، علائم یائسگی و اضطراب) استوار است. در اکثر موارد با رعایت عادات مناسب زندگی و تغذیه ، پرهیز از استرسها و هیجانات و انجام ندادن فعالیتهای ورزشی نامتناسب ، تپش قلب فرد بهبود مییابد.
به منظور خاتمه دادن آریتمی نابجا ، گاهی مانورهای واگی متعدد توسط پزشک یا توسط فرد آموزش دیده انجام میشود که با تحریک عصب واگ باعث برگشت تپش قلب در بعضی از آریتمیها میشوند و عبارتند از:
ماساژ ناحیه کاروتید گردن (البته منوط به این که روش انجام بدون خطر این تکنیک را فرا گرفته باشید.)
نگاه داشتن نفس بهطور کوتاهمدت
سرفه پیدرپی
نیشگون گرفتن از پوست بازو به قدری که باعث درد شود.
زدن آب سرد به صورت ، فرو بردن سر در آب سرد به مدت کوتاه ، یا دوش سرد بطوری که آب سرد روی سر بریزد.
در بینی و دهان خود را بگیرید و سعی کنید به ملایمت هوا را از بینی خارج کنید بطوری که احساس کنید پردههای گوش به سمت بیرون حرکت میکنند.
درمان دارویی
در مواردی که حمله تند ضربانی تکرار میشود، امکان دارد یک یا چند دارو برای کنترل ضربان قلب تجویز شوند. در مواردی که تپش قلب در اثر آریتمهای قلبی ایجاد شده باشد، داروهایی مانند دیگوکسین ، کینیدین ، مسدودکنندههای کانال کلسیم ، پروکاینامید ، و داروهای ضد بتا آدرنرژیک تجویز میشوند. در آریتمیها اگر ضربان قلب به حالت طبیعی باز گردانده نشود، امکان دارد نارسایی احتقانی قلب ، حمله قلبی ، یا ایست قلبی ، که جان بیمار را به خطر میاندازند، رخ دهند.
گاهی نیز لازم میشود که برای تنظیم ضربان قلب ، دستگاهی به نام ضربانساز قلب (Pace maker) در قلب بیمار جاسازی شود تا در مواقع ضروری ضربان قلب بیمار را تنظیم نماید.
ندرتاً استفاده از شوک الکتریکی کنترل شده لازم میشود.
Blue Rose
08-25-2009, 19:17
گفته میشه هر ضربان قلب 8 صدم ثانیه طول میکشه
که 4صدمش استراحت قلبه
غش قلبی
--------------------------------------------------------------------------------
غش یا سنکوپ یعنی فرد به طور موقت و ناگهانی بیهوش بشود, بیفتدو معمولاً در کمتر از 30 ثانیه دوباره بهوش بیاید. شاید همگی تا به حال شاهد یک صحنه غش بودهاید. شنیدن ناگهانی اخبار خوب یا بد , افت ناگهانی فشار خون یا قند خون و مسائل دیگر همگی باعث میشوند جریان خون مغز کاهش پیدا بکند و فرد به طور موقت غش بکند. در میان علل مختلفی که برای غش ذکر شده , علل قلبی نیز از جمله علل مهم و قابل بررسی غش میباشند که به چند مورد آن اشاره میشود.
شاید یکی از مهمترین دلایل غش قلبی آریتمی های مختلف قلبی باشند که باعث میشود جریان خون به طور موثر برقرار نشود و خون کافی به مغز نرسد . از میان این آریتمیها کند شدن و تند شدن شدید ضربان قلب را باید نام برد , به گونهای که اگر ضربان قلب به کمتر از 35 و بیشتر از 180 ضربان در دقیقه برسد , فرد سنکوپ میکند. بلوکهای قلبی و آریتمیهای مختلف دیگر که ذکر نام آنها در این کتاب ضرورتی ندارد نیز ممکن است باعث کاهش برون ده قلبی و متعاقب آن , سنکوپ گردند. سکته های شدید قلبی و تنگی دریچه آئورت نیز میتواند با مکانیسمهای خاص خود باعث غش قلبی شوند . البته باید در نظر داشت که شل شدن ناگهانی عروق بدن در اثر محرکهای داخلی یا خارجی مهمترین و شایعترین علت غش میباشد که این مورد در ابتدای امر باید مورد بررسی قرار گیرد.
در هر صورت اگر شک به قلبی بودن علت غش برود باید فرد توسط متخصص قلب و عروق بررسی شده و حداقل یک نوار قلبی از او به گرفته شود تا در صورت وجود آریتمیهای درمان مناسب صورت گیرد. البته در تمام کسانی که غش میکنند باید یکسری اقدامات اولیه نیز صورت گیرد که به طور خلاصه به آنها اشاره میشود:
باید بیمار در وضعیت درازکش قرار گیرد و پاهایش بالاتر از سرش قرار گیرد تا جریان خون برقرار شود.
میتوان کمی آب نیز به صورت بیمار پاشید یا محرکی دردناک به او وارد کرد تا عروق به اصطلاح وارفته بار دیگر منقبض شوند.
سر بیمار باید به یک سمت منحرف بشود تا زبان او جلوی راه تنفسی را نگیرد.
مایعات به بیمار داده نشود تا در حالتی که بیمار بیهوش نیست , مایع وارد ریههای او نگردد
حمله قلبی
شرح بیماری
حمله قلبی عبارت است از مرگ سلولهای عضلانی قلب در اثر کاهش یا توقف جریان خون سرخرگهای قلب. غالباً در افراد بالای 40 سال رخ میدهد. این بیماری در مردان شایعتر است، اما میزان بروز آن در خانمها نیز رو به افزایش گذاشته است.
علایم شایع
درد قفسه سینه یا احساس «سنگینی، فشردگی یا لهشدگی» در قفسه سینه
دردی که از میان قفسه سینه به جناغ و گاهی به آرواره، گردن، بازوها، بین دو کتف یا بالای شکم نیز تیر میکشد.
احساس نزدیکی مرگ
تنگی نفس
تهوع و استفراغ
تعریق
منگی
ضعف
احساس خفگی
علل
بسته شدن نسبی یا کامل سرخرگهای قلب توسط لخته خون، گرفتگی یا انقباض عروقی ؛ یا اختلال شدید در ضرباهنگ قلب
عوامل افزایش دهنده خطر
سیگار کشیدن
چاقی
استرس
بالا بودن سطح کلسترول بد خون، یا پایین بودن سطح کلسترول خوب خون
بالا بودن فشارخون / دیابت
رژیم غذایی پر از چربیهای اشباع شده
سابقه خانوادگی بیماریهای عروق قلب ([Only registered and activated users can see links] ir%2Fmavara%2Fmavara-index.php%3Fpage%3D%25D8%25A8%25DB%258C%25D9%2585% 25D8%25A7%25D8%25B1%25DB%258C%25D9%2587%25D8%25A7% 25DB%258C%2B%25D8%25B9%25D8%25B1%25D9%2588%25D9%25 82%25E2%2580%258C%2B%25D9%2582%25D9%2584%25D8%25A8 %25E2%2580%258C)
اکثراً انجام کارهای نشستنی و نداشتن فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری بدنی کافی
ورزش در گرمای زیاد یا سرما و باد
پیشگیری
حتیالمقدور اجتناب از یا کنترل عوامل خطر
عواقب مورد انتظار
با درمان اورژانس و بستری کردن بیمار در بخش مراقبتهای ویژه قلبی (سیسییو)، اکثر بیمارانی که دچار اولین حمله قلبی خود شدهاند بهبود مییابند. تأخیر در درمان غالباً مرگبار خواهد بود. پس از رفع خطر باید 8-4 هفته فرصت داد تا بهبودی حاصل شود. تکرار حمله قلبی امری شایع است.
عوارض احتمالی
نامنظم بودن ضرباهنگ قلب شوک؛ التهاب پردههای دور قلب
نارسایی احتقانی قلب
جمع شدن مایع در فضای دور ریه ([Only registered and activated users can see links] ir%2Fmavara%2Fmavara-index.php%3Fpage%3D%25D8%25B1%25DB%258C%25D9%2587) ها
لخته شدن خون در سیاهرگ ([Only registered and activated users can see links] ir%2Fmavara%2Fmavara-index.php%3Fpage%3D%25D8%25B3%25DB%258C%25D8%25A7% 25D9%2587%25D8%25B1%25DA%25AF)های عمقی
آمبولی ریوی
پاره شدن دیواره بین بطنی یا دیواره خارجی قلب
آنوریسم (بیرونزدگی) دیواره بطن
خطر حمله قلبی در آینده
اصول کلی
اگر هرگونه علامتی از حمله قلبی را دارید، فوراً کمک پزشکی بخواهید. توجه داشته باشید که داروهای حلکننده لخته تنها در ساعات اولیه حمله مؤثر خواهند بود.
اگر فردی که دچار حمله قلبی شده است بیهوش است و نفس نمیکشد: ـ با فریاد کمک بخواهید و وی را ترک نکنید. ـ از یک نفر بخواهید اورژانس را خبر کند. ـ فوراً تنفس دهان به دهان را شروع کنید. ـ اگر ضربان قلب وجود ندارد، ماساژ قلبی بدهید. ـ تا زمانی که کمک نرسیده باشد عملیات احیا را ادامه دهید. به هنگام بستری شدن در بیمارستان:
بررسیهای تشخیصی ممکن است شامل نوار قلب، اسکن رادیواکتیو با تکنسیم 99، آنژیوگرافی ([Only registered and activated users can see links] ir%2Fmavara%2Fmavara-index.php%3Fpage%3D%25D8%25A2%25D9%2586%25DA%2598% 25DB%258C%25D9%2588%25DA%25AF%25D8%25B1%25D8%25A7% 25D9%2581%25DB%258C) (عکسبرداری از رگها با اشعه ایکس به کمک تزریق ماده حاجب درون آنها)، و اندازهگیری آنزیمهایی که از عضله قلب آسیب دیده به درون خون آزاد میشود.
اکسیژن و داروهای مختلف
امکان دارد برای به کار انداختن قلب نیاز به تحریک الکتریکی وجود داشته باشد.
شاید جراحی (کار گذاشتن دستگاه ضربانساز، آنژیوپلاستی با بادکنک کوچک، یا جراحی بایپاس سرخرگهای قلب)
داروها
داروهایی که به سرعت لختههای خون را حل میکنند (باید در عرض 3-1 ساعت از زمان بروز حمله داده شوند).
داروهای ضد درد
داروهای ضد بینظمی قلب و داروهای ضد آنژین صدری، مثل مسدودکنندههای بتا آدرنرژیک یا مسدودکنندههای کانال کلسیمی، برای پایدار کردن نامنظمی ضربان قلب
داروهای ضد انعقاد برای جلوگیری از تشکیل لخته خون
نیتروگلیسیرین برای گشاد کردن سرخرگها و افزایش خونرسانی قلب
داروی دیژیتال برای تقویت انقباضات عضله قلب و پایدار کردن ضربان قلب
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
به هنگام بهبودی، کارهای روزمره خود را تدریجاً از سر گیرد. قبل از آغاز مجدد فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری جنسی یا رانندگی با پزشک خود مشورت نمایید.
در صورت در دسترس بودن، در یک برنامه بازتوانی قلبی شرکت کنید.
رژیم غذایی
رژیم غذایی کمچرب (چربی باید کمتر از 20% کل کالری دریافتی را تأمین کند) و پر فیبر
وزن خود را در حد مطلوب نگاه دارید. اگر اضافه وزن دارید، یک رژیم لاغری مناسب و تأیید شده توسط پزشک بگیرید.
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا یکی از اعضای خانوادهتان علایم حمله قلبی را دارید. این یک مورد اورژانس و تهدیدکننده زندگی است!
اگر به هنگام بهبودی یکی از موارد زیر رخ دهد: ـ دردی که با داروهای تجویز شده خوب نشود. ـ تنگی نفس یا سرفه به هنگام استراحت ـ تهوع، استفراغ، اسهال، تب ـ خونریزی از لثهها یا سایر جاها ـ تپش قلب یا جا افتادن یک ضربان قلب
پرولاپس(افتادگی)دریچه میترال
پرولاپس و ورزش
پرولاپس دریچه میترال جزء بیماریهائی از قلب نیست که باعث نگرانی از ورزش کردن بشه... بلکه از طرف دیگه , ورزش کردن یکی از روشهای درمانی خوب موجود هست , بطوریکه باعث آرامش روحی روانی می شود.مطالعه ای در دست هست که نشون داده انجام ورزش های ملایمی مثل همین تمرین های آئروبیک تونسته علائمی مثل درد سینه, خستگی , سرگیجه , علائم خلقی , و مشکلات اضطرابی بیماران رو کم کنه.
پرولاپس ( افتادگي ) دريچه ميترال قلب
دريچه ميترال يا دريچه دولتي راه ارتباطي بين دهليز چپ و بطن چپ مي باشد . در هنگام انقباض دهليز چپ دريچه مزبور باز مي شود و خون وارد بطن چپ مي گردد و در موقع انقباض بطن که خون وارد عروق بدن شده و به گردش درمي آيد اين دريچه بسته مي شود .
پرولاپس دريچه ميترال ( دولتي ) شايعترين ناهنجاري دريچه اي محسوب مي شود و ۴ تا ۵ درصد جمعيت را گرفتار مي کند اين اختلال بصورت ارثي منتقل مي شود و در زنان شايعتر از مردان مي باشد . پرولاپس دريچه ميترال هنگامي اتفاق مي افتد که موقع انقباض بطن يک يا هر دولت دريچه از سطح حلقه ميترال به بالا به سمت دهليز چپ جابه جا شود .
[Only registered and activated users can see links]
* علائم باليني پرولاپس دريچه ميترال : اکثراً بدون علامت است ، هر چند ممکن است با علائم غيراختصاص مانند درد سينه ، تپش قلب ، سرگيجه و اضطراب همراه است . هر چند ممکن است اين علائم هيچ ربطي به بيماري نداشته باشند اما در بعضي اشخاص مبتلا به پرولاپس دريچه ميترال ديده مي شوند .
* راه تشخيص : پزشکان با استفاده از معاينه قلب و گوش دادن به صداهاي قلب آنرا تشخيص مي دهند و براي تأييد آن از اکوکارديوگرافي سود مي برند .
* درمان : اکثر بيماران مبتلا به اختلال خفيف نياز به درمان خاصي ندارند ولي جهت جلوگيري از عفونت قلب در هنگام جراحي و يا کشيدن دندان بايد از آنتي بيوتيک مناسب استفاده نمايند . در بعضي افراد که بيماري شديد مي باشد بايد مکرراً توسط متخصص قلب معاينه و اکوکارديوگرافي شوند تا در صورت مشاهده نارسايي دريچه ميترال اقدامات درماني لازم را انجام دهند .
آترواسکلروزیس Atherosclerosis
([Only registered and activated users can see links])
آترواسکلروزیس بیماری است که در آن تکه هایی از مواد چربی (آترومس یا پلاکهای آترواسکلروتیک) در دیواره رگهای متوسط و بزرگ رشد کرده منجر به کاهش یا توقف جریان خون می شود.
آترواسکلروزیس می تواند بررگهای متوسط و بزرگ مغز، قلب، کبد، و سایر اندام های حیاتی، و پاها تاثیر بگذارد. آترواسکلروزیس مهمترین و شایع ترین نوع بیماری از عارضه آرتریواسکلروز، (واژه ای عمومی برای چندین بیماری که در آنها دیواره رگها ضخیم تر شده و الاستیسیته آنها کاهش میابد) می باشد.درباره علت گسترش آترواسکلروزیس دو فرضیه عمده وجود دارد: میزان بالای کلسترول خون که به آستر رگها آسیب می رساند، و سبب یک واکنش فساد شده و کلسترول و سایر چربی ها را قادر می سازد تا در آنجا تجمع یابند؛ و یا آنکه، آسیب به دیواره رگها می تواند طی مکانیسمهای گوناگون درگیر در سیستم ایمنی و یا طی تنظیم سمیت رخ دهـد. در هر دو مورد تغییراتی وجود دارد که می تواند منجر به تشکیل آترومس شود. دو تئوری احتمالاً با یکدیگر مرتبط بوده و متقابلاً مردود کننده یکدیگر نمی باشند.همچنین به نظر میرسد که آترواسکلروز مسئول ایجاد تورم نیز باشد؛ زیرا گلبول های سفید خاصی، (لمفوسیتها، مونوسیتها، و ماکروفاژها)، در سراسر فرایندهای توسعه آترواسکلروز حضور دارند. معمولا ً، این سلول ها تنها در هنگامی که التهاب رو به توسعه باشد تجمع می کنند. آترواسکلروز هنگامی آغاز می شود که گلبول های سفید فعال از جریان خون خارج شده، و به داخل دیواره یکی از رگها نفوذ کنند. آنها به فوم سل ها تبدیل شده، که کلسترول و سایر چربی را دربر گرفته،نگاه می دارند. در این لحظه فوم سل های حامل چربی در آنجا انـباشته می شوند. آنها رسوبهایی تکه تکه (آترومس) را در آستردیواره رگها تشکیل می دهند و در آنجا سبب ضخیم شدگی می شوند. عفونت نیز می توانند در ایجاد آترواسکلروز نقش داشته باشند. عفونت می تواند ناشی از باکتری (کلامیدیا پنومونیا که می تواند سبب پنومونی شود، یا هلیکوباکتر پایلورکه می تواند باعث زخم معده شود)، یا یک ویروس (هنوز شناسایی نشده است) باشد. عفونت می تواند به آستر دیواره رگها آسیب رسانده و شروع آترواسکلروز را ممکن سازد.
آترومس می تواند در سراسر طول رگهای متوسط و بزرگ پراکنده شود، اما آنها معمولا ً در جاهایی که رگها انشعاب می یابند تشکیل می شوند، و احتمالا ً دلیلش آن است که یک جریان خون آشفته همیشگی در این مناطق به دیواره رگها آسیب رسانیده ، این نواحی را جهت تشکیل آتروما مستعدتر می سازد.
آترواسکلروزیس چگونه بوجود می آید؟
دیواره یک رگ از لایه های متعددی تشکیل شده است. آستر یا لایه داخلی (اندوتلیوم) که معمولا ً صاف و یکنواخت می باشد. آترواسکلروزیس معمولا ً هنگامی ایجاد می شود که این آستر آسیب دیده و معیوب شده باشد. سپـس گلبول های سفید ویژه ای فعال شده از جریان خون خارج می شوند و از آستر گذشته و به درون دیواره رگ وارد می شوند. آنها در پشت آستر تبدیل به سلول هایی به نام فوم سل می شوند که تکه های چربی و بخصوص کلسترول را دربر می گیرند. در این لحظه سلول های ماهیچه ای صاف از لایه میانی خارج شده به درون آستـر دیواره می روند و در آنجا تکثیر می شوند. همچنین، همان گونه که بقایای سلول، بلورهای کلسترول، و کلـسـیـم می توانند در آنجا تجمع یابند مواد بافت پیوندی و ارتجاعی نیز در آنجا انباشته می شوند. این توده از سلول های انباشته از چربی، سلول های ماهیچه ای صاف، و سایر مواد یک رسوب ناهمگن به نام آتروما یا پلاک آترواسکلروتیک را تشکیل می دهد. همان طور که آنها رشد می کنند، آترومس دیواره عروق را ضخیم ساخته و متورم می سازد و کانال رگ را مسدود می سازد. آنها می توانند یک رگ را تنگ یا مسدود ساخته، و جریان خون را کم یا متوقف سازند.
رگها تحت تاثیر آترواسکلروزیس قرار می گیرند و الاستیسیته خود را از دست می دهند و این می تواند موجب افزایش فشار خون گردد. همان طور که آترومس افزایش می یابد، درون (مجرای) رگها تـنگ می شود. با گذشت زمان کلسیم در آترومس انباشته می شود که (آتروما) می تواند شکننده شده و شکافته شود. خون ممکن وارد آترومای شکافته شده شود و رگ را تنگ تر کند. یک آترومای شکاف برداشته می تواند محتویات چربی خود را به درون جریان خون پراکنده کند. این توده چربی (چربی که سد جریان خون شده است) می تواند از طریق جریان خون جا به جا شده و در هر نقطه دیگری از بدن یک رگ را مسدود سازد. شکاف یک آتروما اغلب موجب تشکیل یک لخته خون می شود که علت اصلی حمله قلبی یا سکته می باشد. لخته خون می تواند سبب تنگی یا انسداد رگ شود، یا روانه شود و (تبدیل به یک مسدودکننده رگ شود)، از طریق جریان خون جا به جا شود، و جریان های فرعی دیگری را ببندد.
عوامل خطرساز
عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس شامل سیگار کشیدن، میزان بالای کلسترول خون، فشار خون بالا، دیابت، چاقی مفرط، عدم فعالیت فیزیکی، و میزان بالای آمینو اسید هوموسیستئین در خون می باشد. این عوامل خطرساز اغلب می توانند تعدیل شوند. عوامل خطرساز غیر قابل تعدیل، شامل داشتن سابقه پیشین بیماری آترواسکلروز در خانـواده (که رابطه تنگاتنگی با ایجاد بـیـماری در سـنـیـن جوانی دارد)، رسـیـدن به سـنـیـن بالا، و جنـس مذکـر می باشد. خطر ابتلاء مردان بیشتر می باشد، هرچند احتمال مرگ زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر بیشتر از خطر مرگ مردان مبتلا به آن می باشد.
سیگارکشیدن: یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای قابل کنترل سیگار کشیدن می باشد. خطر ایجاد بیماری عروق کرونر در یک فرد سیگاری مسقیما ً در ارتباط با تعداد سیگارهایی است که روزانه استعمال می شود. استعمال دخانیات بویژه برای افرادی که پیش از این خطر ابتلا به بیماری قلبی در آنها بالا بوده است، فوق العاده خطرناک می باشد.سیگار سطح لیپوپروتئین پرچگالی، کلسترول (HDL)، یعنی کلسترول "خوب" را کاهش و سطح لیپوپروتئین کم چگالی، کلسترول (LDL)، یعنی کلسترول "بد" را افزایش می دهد. سیگار کشیدن سطح کربن منوکسید خون را افزایش می دهد که می تواند خطر آسیب دیدگی آستر دیواره رگ را افزایش دهد. سیگار کشیدن به زودی سبب تنگ و منقبض گردیدن رگها بوسیله آترواسکلروز، و کاهش هرچه بیشتر رسانش خون به بافتها می شود. در مجموع سیگار کشیدن موجب افزایش تمایل خون به تشکیل لخته (بوسیله تشکیل توده چسبنده پلاکتها)، و لذا افزایش خطر ایجاد بیماری عروق فرعی (آترواسکلروزیس بر سایر عروق، به غیر از عروق تامین کننده قلب و مغزنیز موثر است)، بیماری های عروق کرونر قلبی، سکته مغزی، و انسداد عروقی محل یک رگ پیوندی استقرار یافته در طول یک عمل بایـپس (قرار دادن یک رگ جایگزین به جای یک رگ از کار افتاده)، خواهد شد. میزان خطر ابتلاء در افرادی که سیگار کشیدن را ترک می کنند، بدون در نظر گرفتن طول زمانی که قبلا ً سیگار می کشیده اند، تنها نصف میزان این خطر در افرادی است که به سیگار کشیدن ادامه می دهند. متارکه سیگار همچنین میزان خطر مرگ پس از عمل بایپس عروق کرونر یا حمله قلبی یا خطر بیماری و مرگ در افراد مبتلا به بیماری عروق فرعی را کاهش می دهد. فواید ترک سیگار بلافاصله پس از شروع آغاز شده و با گذشت زمان فزونی می یابد.
میزان بالای کلسترول: میزان بالای کلسترول از سایر عوامل مهم قابل کنترل می باشد. کاهش میزان بالای کلسترول به وسیله مصرف اِسـتاتـیـن بوضوح می تواند خطر حمله قلبی، سکته مغزی، و مرگ را کاهش دهد. بسیاری از ریسک فاکتورها برای میزان بالای کلسترول برای آترواسکلروزیس نیز خطر ساز می باشند. این عوامل عبارتند از: سیگار کشیدن، دیابت، چاقی مفرط، عدم تحرک فیزیکی. یک رژیم غذایی پر چربی می تواند سبب افزایش سطح کلسترول در افراد مستعد گردد. میزان کلسترول با افزایش سن فزونی می یابد، و در مردان به طور طبیعی بیشتراز زنان می باشد، هرچند در زنان پس سن یائسگی افزایش می یابد. با وجود این همه کلسترول ها موجب افزایش خطر ابتلا به آترواسکلروز نمی شود. کلسترول میزان بالای تری گلیسرید اغلب با میزان کم کلسترول HDL مرتبط می باشد. در هر حال شواهد حاکی از آن است که میزان بالای تری گلیسرید نیز به تنهایی باعث افزایش شانس ابتلا به آترواسکلروزیس می شود.
همچنین تعدادی از اختلالات موروثی منجر به افزایش سطح کلسترول و سایرچربی ها نیز شانس ابتلا به آترواسکلروزیس را افزایش می دهد. به عنوان مثال، هایپرکلسترولمی موروثی که نهایتا ً منجر به افزایش سطح کلسترول می شود، ابتدا باعث تشکیل آترومس در عرق کرونر قلب می شود. افرادی که این بیماری را دارند در سنین اوایه فوت می کنند.
فشار خون بالا: فشار خون بالای دیاستولی یا سیستولی کنترل ناپذیر یک عامل خطر برای حمله قلبی و سکته هایی می باشد که بواسطه آترواسکلروز ایجاد می شوند.
دیابت قندی: افرادی دارای دیابت نوع I (IDDM) می باشند، تمایل به ابتلاء به آترواسکروزیس رگهای کوچک، نظیر رگهای درون چشم وکلیه، می باشند. تعدادی از افراد مبتلا به دیابت نوع I و بیشتر افراد دارای دیابت نوع II هستند تمایل به ایجاد آترواسکلروزیس در رگهای بزرگ دارند. این افراد همچنین خیلی بیشتر از کسانی که مبتلا به دیابت نیستند، مستعد ابتلا به آترواسکلروزیس در سنین ابتدایی می باشند. خطر ابتلا به آترواسکلروزیس در افراد مبتلا به دیابت، بخصوص در زنان دو تا شش برابر بیشتر است. زنان مبتلا به دیابت، بر خلاف آنهایی که دیابت ندارند، قبل از سن یائسگی از خطر ابتلا به آترواسکلروزیس مصون نمی باشند.
چاقی مفرط: چاقی، بویژه چاقی شکمی (تنه ای)، خطر بیماری عروق کرونر (آترواسکلروزیس عروقی که بر تأمین خون قلب تأثیر گذار می باشد)، را افزایش می دهد. چاقی شکمی شانس سایر ریسک فاکتور های آترواسکلروزنظیر فشار خون بالا، دیابت نوع II، و میزان بالای کلسترول را افرایش می دهد. کاهش وزن در کاهش همه این ناهنجاری ها کمکی مؤثر می باشد.
عدم تحرک فیزيکی: به نظر می رسد عدم فعالیت فیزیکی خطر ایجاد بیماری عروق کرونری را افزایش می دهد، شواهد بسیاری حاکی از آن می باشد که فعالیت منـظم ورزشـی این خطر را کاهـش می دهـد. ورزش هـمچنـیـن می تواند با کاهش فشار خون و میزان کلسترول و با کمک به کاهش وزن به کاهش این دسته از عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس کمک کند.
میزان بالای هوموسیستئین خون (هوموسیستئینمی): میزان بالای هوموسیستئین (یک آمینواسید) در خون می تواند مستقیما ً به آستر رگها آسیب برساند، و تشکیل آترومس را محتمل تر سازد. میزان بالای هوموسیستئین همچنین می تواند تشکیل لخته های خون را گسترش دهد. میزان هوموسیستئین همراه با افزایش سن، بویژه پس از یائسگی فزونی می یابد. سطح بالای هوموسیستئین در خون می نواند ناشی از بیماری هوموسـیـسـتـیـنـوریا (یک بیماری موروثی که سبب دفع بیش از حد هوموسیستئین در ادرار می شود)، باشد. افرادی که این بیماری را دارند، اغلب در سنین جوانی، به آترواسکـلروزیسی در مقیاس وســیع دچار می شـونـد. آترومس در بسـیاری از عروق تشکیل می شود، اما نه ابتدا در عروق کرونری، که قلب را تأ مین می کنند. اگر هوموسیستئینمی ناشی از عارضه ای به غیر از هوموسیستینوریای موروثی باشد، خطر بیماری آترواسکلروزیس عروق قلبی (و به همان میزان عروق مغز و رگهای محیطی)، افزایش خواهد یافت. شرایطی که می تواند منجر به افزایش هوموسیستئین خون شود عبارتند از: کمبود فولیک اسید یا ویتامین B 6 یا B 12، نارسایی کلیوی، برخی سرطان ها (نظیر سرطان سینه)، پسوریازیس، سیگار کشیدن بیش از حد، و استفاده از برخی داروها.
علائم
معمولا ً آترواسکلروزیس تا زمانی که بیش از 70% فضای داخل رگ را نگیرد علائمی ایجاد نمی کند. علائم وابسته به محل ایجاد تنگی یا انسداد عروق می باشند که می تواند در هر نقطه ای از بدن رخ دهد. اگر رگهای تأمین کننده قلب (عروق کرونر) تنگ شده باشد، درد قفسه سینه (درد موضعی شدید) ایجاد می شود؛ و اگر این رگها مسدود شده باشد حمله قلبی رخ می دهد. همچنین ممکن است ریتم قلب غیر عادی شده و نارسایی قلبی حاصل گردد. انسداد عروق تغذیه کننده مغز (شاهرگ ها) میتواند ایجاد سکته کند. انسداد رگهای پاها میتواند ایجاد گرفتگی شدید عضلانی (لنگی متناوب) نماید. در افراد دارای سن بالاتر از 55 سال، رگهای تأمین کننده یک یا هر دو کلیه ها می تواند تنگ یا مسدود گشته، گاهی اوقات سبب نارسایی کلیوی یا فشار خون بالای خطرناکی میشود(فشار خون بالای زیان آور).
علائم از آن جهت روی می دهند که همان طور که آترواسکلروزیس یک رگ را تنگ وتنگ تر می کند، بافت های تأمین شونده توسط آن رگ خون و اکسـیـژن کافی دریافت نمی کنـنـد. اولـیـن عـلامت تـنگی یک رگ می تواند درد یا گرفتگی در لحظه ای باشد که جریان خون دیگر نمی تواند به خوبی پاسخگوی نیاز بافت به اکسیژن باشد. به عنوان مثال در طول ورزش، شخص ممکن است بدليل نرسیدن اکسیژن کافی به قلب دچار درد قفسه سینه شود؛ و یا هنگام راه رفتن شخص ممکن است بدلیل نرسیدن اکسیژن کافی به پا دچار گرفتگی عضله پا شود.
همان طور که آتروما به آرامی یک رگ را تنگ می کند علائم رفته رفته به طورمرموزی توسعه می یابند. به هـر حال گاهی اوقات علائم اولیه به طور ناگهانی بروزمی کنند، زیرا انسداد به طور ناگهانی رخ می دهد؛ به عنوان مثال، هنگامی که یک لخته خون در یک رگ تنگ شده بوسیله آتروما گیر کند، سبب حمله قلبی یا سکته می شود.
پیشگیری و درمان
برای کمک به پیش گیری از ایجاد آترواسکلروز شخص باید از علائم خطر ساز قابل کنترل نظیر سیگار کشیدن، کلسترول بالای خون، فشار خون بالا، چاقی مفرط، و عدم فعالیت فیزیکی پرهیز کند. لذا بر اساس این عوامل خطر سازفردی، پیش گیری می تواند شامل ترک سیگار، کاهش کلسترول، کاهش فشار خون، کاهش وزن، و شروع یک برنامه ورزشی باشد.هنگامی که آترواسکلروز به حدی رسد که مشکل ساز گردد، خود عوارض باید درمان شوند. این عوارض شامل آنژین، حمله قلبی، ریتم غیر عادی قلب، نارسایی قلبی، نارسایی کلیوی، گرفتگی پاها، و فشار خون بسیار بالا می باشد.
رابطه استرس و بيمارى هاى قلبى قلب آيينه روان
رابطه استرس و بيمارى هاى قلبى قلب آيينه روان
رژيم غذايى و ورزش تمام راز سلامتى قلب و عروق نيستند. شواهد روزافزونى نشان مى دهند كه وضعيت روانى فرد نيز مهم است.
مى توانيد نام آن را - با الهام از واقعه زمين لرزه قدرتمندى كه در ساعت چهار و سى دقيقه
بامداد يكى از روزهاى ماه ژانويه سال ۱۹۹۴ در نزديكى لس آنجلس به وقوع پيوست- اثر نورتريج بگذاريد. ساعتى بعد از وقوع زلزله، تيم هاى پزشكى شروع به نجات قربانيان كردند، كارى كه در تمام طول روز ادامه يافت. آنها مشغول خدمت رسانى به كسانى بودند كه در ميان آوار گير كرده بودند، كسانى كه اين بار پس از جان به در بردن از موج نخست مرگ ها، با موج دوم آن - در نتيجه حملات قلبى- دست به گريبان بودند. ماه ها بعد پژوهشگران در دو مركز دانشگاهى به بررسى سوابق بيماران قلبى حوزه لس آنجلس پرداختند. آنها در تحقيقات خو يش پى به جهش خيره كننده اى در ميزان مرگ و ميرهاى ناشى از بيمارى هاى قلبى-عروقى بردند: از ۶/۱۵ مورد در يك روز معمولى به ۵۱ مورد در روز وقوع زمين لرزه. معلوم شد كه بيشتر اين افراد داراى سابقه بيمارى هاى قلب و عروق و يا عوامل خطرى چون فشار خون بالا بودند. ولى كسانى كه در نتيجه حملات قلبى درگذشتند، در فعاليت هاى نجات قربانيان شركت نداشتند و يا تلاشى براى نجات خويش از لابه لاى آوار نكرده بودند. پس چرا فوت كردند؟ به نوشته مجله پزشكى نيوانگلند، «فشارهاى هيجانى احتمالاً در پيش آمدن رويدادهاى قلبى در كسانى كه مستعد چنين اتفاقاتى هستند، نقش دارند.» به زبان ساده تر، آنها به خاطر ترس و فشارهاى روحى از پاى درآمدند.
اين باور همواره در ميان عامه مردم متداول بوده كه ترس يا اخبار بد ناگهانى مى توانند كشنده باشند. در واقع واژه «تنگى» (كه نشان دهنده وضعيت عروق قلب در زمان بروز سكته قلبى است) در زبان يونانى با واژه هايى چون «خشم» و «درد سينه» هم ريشه است. مطالعه نورتريج - و چندين مطالعه ديگر در ميان بازماندگان زمين لرزه ۱۹۸۱ آتن و حملات موشكى عراق به اسرائيل در سال ۱۹۹۱ با موشك هاى اسكاد - آغازگر پژوهش هاى جديد پيرامون آنچه كه آن را مى توان «مطالعه روانى قلب» خواند، شد: بررسى پيوندهاى عميق بين هيجانات و عواطف روحى و روانى و دستگاه قلب و عروق. متخصصين قلب و عروق از ديرباز با اين انديشه كه قلب -اين چشمه پرتوان حيات- مى تواند در برابر حوادث روحى و روانى كاملاً از پا درآيد، مخالف بودند. اين تنها شوك هاى ناگهانى (همچون زمين لرزه ها) نيستند كه مى توانند باعث مرگ افراد شوند، شواهد روزافزونى نشان مى دهند كه وضعيت هاى هيجانى مزمن (مانند فشارهاى روحى، نگرانى ها، خصومت ها و افسردگى) خساراتى به مراتب بزرگ تر از شوك هاى ناگهانى (ناشى از مثلاً زمين لرزه ها) به بار مى آورند. به قول ادوارد سوآرز دانشيار روانپزشكى و رفتار انسانى در دانشگاه دوك، «پنجاه درصد كسانى كه دچار حملات قلبى مى شوند، كلسترول بالا ندارند.» خطر ناشى از عوامل روانى و اجتماعى كمتر از نشانگرهاى سنتى بيمارى هاى قلبى-عروقى مانند چاقى، مصرف سيگار و فشار خون بالا نيست، خطرى كه پژوهشگران، اندك اندك دارند به اهميت آن پى مى برند. هم اكنون شمار فزاينده اى از كلينيك ها با اين ديد نو به بيمارى هاى قلبى نگاه مى كنند و سعى دارند به يكى از اسرارآميزترين منابع آنها - يعنى ذهن و روان انسان ها- بپردازند.
به تدريج، درك ما از شواهدى كه به صورت نقل و حكايت تجربيات پراكنده پزشكان جمع آورى يا از گزارشات اپيدميولوژيك حاصل شده به جست وجوى مكانيسم هاى اساسى فرامى رويد. دبرا موزر پرستار مراقبت هاى بحرانى در بيمارستان مدريور واقع در شمال كاليفرنيا در سال هاى دهه ۱۹۸۰ مكرراً شاهد تغييرات نگرشى بيماران در سير بيمارى قلبى شان بود. به ويژه مورد حمله قلبى (بدون عارضه) مردى در حدود ۵۰ ساله برايش بسيار جالب توجه بود. وى قرار بود پس از دو يا سه روز از بيمارستان مرخص شود، ولى ماندنش در بيمارستان شش روز به طول انجاميد. موزر مى گويد: «او نسبت به همه چيز وسواس داشت و بخصوص نسبت به وضعيتش بسيار حساس بود و به نظر چنين مى رسيد كه از شدت نگرانى دستى دستى خود را دچار حملات مكرر كم خونى عضله قلب و درد سينه كرده است.» با اين حال احساس درد سينه تنها در انديشه و خيال وى نبود: آزمون ها نيز مويد كم خونى عضله قلب وى بودند. سال بعد وى دچار حمله قلبى ديگرى شد و به دنبال آن درگذشت.
سال ها بعد موزر (كه اكنون استاد پرستارى در دانشگاه كنتاكى در لكسينگتون است) تلاش كرد شدت آثارى را كه در بيمار مزبور مشاهده كرده بود، اندازه گيرى كند. پاييز گذشته وى در نشست «انجمن قلب آمريكا» نتايج آزمونى با شركت ۵۳۶ بيمار دچار حمله قلبى را ارائه نمود. او سطح اضطراب بيمارانش را به كمك يك آزمون استاندارد چندجوابى اندازه گرفت و با جست وجو در سوابق آنها عوارضى (مانند حمله قلبى ثانوى) را كه احتمالاً در طول اقامت شان در بيمارستان به هم زده بودند، مشخص كرد. كسانى كه در آزمون ها بالاترين نمرات را از نظر شدت اضطراب به دست مى آوردند، چهار برابر بيشتر از پايين ترين نمرات دچار عوارض قلبى شده بودند. درسى كه از اين مقايسه مى گيريم، كاملاً روشن است: «اضطراب و افسردگى را بايد جزء عوامل خطر مهم به شمار آورد.»در واقع پزشكان به اين نتيجه رسيده اند كه وجود عوامل روانى- اجتماعى متضمن خطراتى است به مراتب بيش تر از آنچه كه پيش از اين تصور مى شد. به گفته دكتر مايكل فرنو استاد قلب و عروق در دانشگاه بيرمنگام واقع در انگلستان، افسردگى لااقل دو برابر بيشتر بيمار را در معرض حملات قلبى قرار مى دهد. احساس خصومت نيز عامل خطر مهمى به شمار مى رود. سطوح بالاى خصومت (كه با استفاده از آزمون استاندارد اندازه گيرى شده) شانس مردن در نتيجه بيمارى قلبى را، در ميان گروه بزرگى از بيماران تا ۲۹درصد افزايش داد - و در بيمارانى كه ۶۰ ساله يا مسن تر بودند، اين رقم بيشتر از ۵۰ درصد بود.چنين به نظر مى رسد كه حتى سابقه تروما در دوران كودكى نيز بر احتمال بروز بيمارى قلبى در سال هاى آتى زندگى فرد بى تاثير نيست. در مطالعه اى كه اخيراً بر روى بيش از ۱۷هزار فرد بزرگسال در سان ديگو صورت گرفت، دكتر ماكسيا دونگ در «مركز كنترل و پيشگيرى از بيمارى ها» دريافت كه خطر حملات قلبى در كسانى كه تجربيات نامساعدى (مثل سوء رفتار روانى، جنسى و عاطفى و خشونت در خانه) در كودكى داشتند يا برخى از اعضاى خانواده هاى شان مبتلا به سوءمصرف مواد مخدر يا الكل بودند، ۳۰ تا ۷۰ درصد بيشتر است.
اگر فشارهاى روحى و روانى دوران كودكى مى توانند موجب بروز حملات قلبى شوند، در مورد عوامل موثر در ايجاد فشارهاى كنونى - مانند ساعات طولانى كار، ترس از اخراج، كاهش ذخاير دوران بازنشستگى و غيره- چه مى توان گفت؟ در مطالعه اى در سال گذشته كه نتايج آن در مجله علمى لانست منتشر شد بيش از ۱۱هزار بيمار مبتلا به حمله قلبى از ۵۲ كشور جهان مورد بررسى قرار گرفتند و معلوم شد كه بيماران در سال قبل از بروز حمله قلبى تحت فشارهاى روحى درخور توجهى - ناشى از كار، خانواده، مشكلات مالى، افسردگى و علل و عوامل ديگر- بودند.چرا عوامل مذكور اين چنين موثرند؟ اين را همه مى دانيم كه حالات هيجانى بر رفتار انسان ها تاثير مى گذارند. كسانى كه دچار افسردگى يا عصبانيتند، كمتر رژيم هاى غذايى و تمرينات ورزشى مناسب را رعايت مى كنند و بيشتر سيگار مى كشند. در يك مطالعه عصبانى ترين افراد روزانه ۶۰۰ كالرى بيشتر از افرادى كه كمترين مشكل را داشتند، مصرف مى كردند.با اين حال رفتار تنها آغاز ماجرا است. هيجانات منفى مى توانند در نتيجه پاسخ هاى تنش آلود با مكانيسم جنگ و گريز آثار مستقيم نيز داشته باشند. در پاسخ به اين تحولات، بدن هورمون هاى استرس - مانند كورتيزول و اپينفرين (آدرنالين)- ترشح مى كند و فشار خون و سطح قند خون افزايش مى يابند. در عين حال تغييرات شيميايى خون (با هدف كمك به ترميم زخم) باعث تشديد واكنش هاى انعقادى مى شوند. اينها در كوتاه مدت نقش مكانيسم هاى بقا را ايفا مى كنند، ليكن در درازمدت فشار خون بالا و سطوح بالاى قند خونى نهايتاً به عروق خونى آسيب مى زنند.
پژوهش هاى جارى بيشتر بر روى آثار حاصل از التهاب متمركزند. كسانى كه دچار حالات خصمانه و افسردگى اند بيشتر از ديگران موقعيت ها را تنش زا تلقى مى كنند و هم از اين رو ميزان ترشح هورمون هاى استرس در اين افراد بيشتر است. سيستم ايمنى با تشديد التهاب - كه در هر مرحله از بيمارى قلبى (از تشكيل پلاك ها در ديواره عروق گرفته تا حمله كامل قلبى) بر شدت عوارض آن مى افزايد - به اين وضعيت پاسخ مى گويد. اخيراً دكتر ايليان ويتستاين از دانشگاه جانز هاپكينز، پى به وضعيتى برد كه شباهت ظاهرى بسيارى به حمله قلبى دارد، و خود آن را «سندرم دلشكستگى» خواند. بيماران ويتستاين همگى با شوك هاى شديدى - از جمله مرگ ناگهانى يكى از والدين يا فرزندان، تصادف با اتومبيل، دزدى مسلحانه، و حتى جشن تولدهاى بى خبر و ناگهانى- مواجه، و به ناگهان دچار ضعف پمپ قلب شده بودند. سطوح خونى آدرنالين در اين بيماران ۳۰ برابر افراد سالم و حتى چهار تا پنج برابر كسانى بود كه دچار حملات قلبى واقعى بودند. هورمون هاى مذكور احتمالاً برداشت كلسيم توسط سلول ها را (كه مرحله اى ضرورى در فرآيند انقباض عضله قلب است) مختل مى سازند.
اگر هيجانات تنش زا براى قلب مضرند و موجب بيمارى هاى قلبى مى شوند، پس آيا مى توان گفت كه عكس آن نيز صادق است؟ تيموتى اسميت روانشناس از دانشگاه يوتا به اين نكته پى برد كه اگر چند دقيقه پيش از شروع هر اتفاق پر تنشى به يك دوست يا آشناى حامى خويش بينديشيم، افزايش فشار خون و ضربان قلب كمتر خواهد بود. مطالعات به اين نتيجه رسيده اند كه احتمالاً خوشبينى مى تواند پيشرفت بيمارى سختى شريان ها را نيز كند سازد. حتى امروز به خنده به چشم داروى قلبى مى نگرند. در حال حاضر، آخرين دستاورد رشته علمى بررسى روانى قلب برنامه اى است كه توسط دكتر دين اورنيش تهيه شده كه در آن صحبت از رژيم با چربى هاى بسيار پايين است. در عين حال، ورزش و كاستن از فشارهاى روحى به كمك يوگا، تفكر و تعمق و حمايت از سوى گروه هاى پشتيبان هم در آن جاى دارند.
بسيار جالب است كه هم اكنون مداخلات روانشناسانه - كه بدون درد، بى خطر و كم هزينه اند - به صورت آخرين چاره براى بيماران قلبى (كه از روش هايى چون آنژيوپلاستى، گذاشتن بازكننده ها، جراحى باى پس و داروهاى رنگ و وارنگ خسته شده اند) درآمده اند. دكتر هاروى زارن كه مسئول اجراى برنامه اى با الهام از اورنيش در بيمارستان واحد مركز پزشكى نورت شور واقع در لين (ماساچوست) است، اين دسته از بيماران را به استفاده از روش هايى چون تفكر و تعمق، يوگا، ورزش هاى شل كننده عضلات و شركت در نشست هاى گروه هاى پشتيبان دعوت مى كند. شايد روزى اين به صورت مدلى براى درمان بيماران قلبى درآيد: رويكردى كه تغييرات در شيوه زندگى را با نگاهى تازه به زندگى درهم مى آميزد. چنين دستاوردى تنها به همكارى بين متخصصين قلب، متخصصين تغذيه، روانشناسان، بيمار و خانواده اش - و با درك اين كه قلب در خلأ نمى تپد، و نه ذهن در خلوت و تنهايى بارور مى شود - ميسر است.
کم خوابي باعث ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي مي شود
بنا به نتايج يک تحقيق که روز دوشنبه در امريکا منتشر شد خواب کمتر از هفت ساعت و پنجاه دقيقه ارتباط مستقيم با افزايش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي و مرگ در نزد افراد سالخورده دارد.
بنا بر اين تحقيق که در يک مجله پزشکي مورخ دهم نوامبر به چاپ رسيد، علاوه بر خطر افزايش بيماري هاي قلبي عروقي در نزد افراد کم خواب، خواب کم باعث افزايش فشار خون در هنگام خواب اين افراد نيز مي شود.
محققان ژاپني با تحقيق بر روي هزار و دويست و پنجاه و پنج نفر که از فشار خون بالا در هنگام خواب رنج مي بردند و بيش از هفتاد سال داشتند متوجه شدند نود و نه مورد سکته قلبي و مغزي در اين افراد کم خواب اتفاق افتاد.
اين افراد اغلب کمتر از هفت ساعت و پنجاه دقيقه مي خوابيدند.
دکتر کازو اگوچي از دانشکده پزشکي جيشي در توگوچي ژاپن گفت خواب کمتر از هفت ساعت و پنجاه دقيقه مستقيما با ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي ارتباط دارد. خواب کم در طول شب خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي را در افراد سالخورده که از فشار خون به ويژه در هنگام خواب رنج مي برند افزايش مي دهد.
به گفته وي، پزشکان بايد به ميزان متوسط خواب براي بررسي وضعيت بيماران مبتلا به فشار خون توجه ويژه داشته باشند.
محققان اعلام کردند در جوامع مدرن هم اکنون افراد کمتر مي خوابند زيرا شيوه زندگي انها تغيير کرده و اين شيوه زندگي باعث بروز خطرات ابتلا به بيماري هاي مختلف مي شود.
محققان افزودند خوابيدن به اندازه کافي باعث عدم ابتلا به چاقي مفرط و ديابت و همچنين کاهش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي به ويژه فشار خون بالا در خواب مي شود.
آنرژين صدري Angina pectoris
آنرژين صدري
Angina pectoris
شرح بيماري
آنرژين صدري عبارت است از درد قفسه سينه كه از قلب برخاسته باشد. درد معمولاً زير استخوان جناغ حس ميشود و به علت نرسيدن اكسيژن به مقدار كافي به عضله قلب روي ميدهد. عواملي چون ورزش، هيجانات عاطفي، يا غذاهاي سنگين در فردي كه از قبل مشكل قبلي داشته است ميتوانند باعث برانگيخته شدن اين نوع درد شوند. در حالت عادي، وقتي نياز قلب به اكسيژن زياد ميشود، رگهاي خونرسان قلب ميتوانند از پس برآوردن اين نياز برآيند. اما اگر رگهاي قلبي بيمار باشند، يا فشارخون بالا باشد، خونرساني به عضله قلب محدود ميشود. اين درد معمولاً در مردان بالاي 35 سال و خانمهايي كه يائسگي را پشت سر گذاشتهاند ديده ميشود.
علايم شايع
احساس سفتي، فشرده شدن، فشار، يا درد در قفسه صدري و اگر احساس سوزش کردیم این درد نیست چون خصوصیت بارز این درد این است که مبهم است .
بروز ناگهاني مشكل در تنفس (گاهي)
درد قفسه صدري مشابه سوءهاضمه
حالت خفگي در گردن
درد قفسه صدري كه به آرواره، دندانها، يا گوش تير ميكشد
سنگيني، كرختي، سوزن سوزن شدن يا درد در قفسه صدري، بازو، شانه، آرنج، يا دست، معمولاً در سمت چپ
درد در بين دو كتف
دامنه انتشار درد از بالای ناف است تا دندانها -علت این دامنه این است که اعصابیکه احساس سلولهای قلب را به مغز میبرند در پل مغزی با اعصابیکه از دستها و بالای ناف و فک می آیند. تبادل کرده اند و ما احساس درد را در آن ناحیه ها هم حس میکنیم ودر حالیکه واقعا انها ( دست و ..) درد نمیکنند
علل
بيماري سرخرگهاي قلبي، به عبارتي انسداد يا انقباض سرخرگهايي كه به قلب خونرساني ميكنند.
كمخوني
پركاري تيروييد
تندشدن ضربان قلب
بيماري دريچه قلب
عوارض افزايشدهنده خطر
سيگاركشيدن، چاقي، ديابت شيرين (مرض قند)
فشارخون بالا، كلسترول بالا
خوردن زياده از حد چربي يا نمك
عدم تحرك، خستگي، كار زياد يا استرس
سابقه خانوادگي بيماري سرخرگهاي قلبي
قرار گرفتن در معرض سرما يا باد
پيشگيري
درمان علل يا عوامل خطر زمينهساز
ترك سيگار
خوردن غذاهاي كم چرب و كم نمك. كاهش وزن در صورت اضافه وزن
اجتناب از عوامل فيزيكي يا عاطفي استرسزا كه باعث بروز حمله آنژين صدري ميشوند.
پس از مشورت با پزشك، به طور منظم ورزش كنيد.
عواقب مورد انتظار
آنژين صدري خفيف با استراحت و استفاده از نيتروگليسيرين و ساير داروها برطرف ميشود. براي برطرف كردن بيماريهاي زمينهساز ممكن است درمانهاي ديگري ضروري باشند.
عوارض احتمالي
حمله قبلي
نارسايي احتقاني قلب
بينظميهاي ضربان قلب كه بالقوه مرگبار هستند.
درمان
اصولي كلي
هدف درمان عبارت است از كاهش نياز قلب به اكسيژن يا افزايش اكسيژنرساني به قلب. اين هدف معمولاً با دارو قابل دستيابي است.
اگر آنژين صدري با دارو كنترل نشد، درمانهاي ديگر عبارتند از: آنژيوپلاستي با بادكنك براي بازكردن سرخرگهاي قلبي مسدودشده، يا جراحي بايپاس در حالتي كه سرخرگهاي قلبي شديداً مسدود شدهاند.
توصيههايي كه در قسمت پيشگيري ذكر شد را رعايت نماييد.
از موقعيتهايي كه كار قلب را افزايش ميدهند پرهيز كنيد، مثلاً عصبانيت، هواي خيلي گرم يا سرد، ارتفاع بالا (البته به جز مسافرت با هواپيماي مسافربري)، يا فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري شديد بدني به طور ناگهاني
داروها
نيتروگليسيرين آنژين صدري حاد را بهبود ميبخشد، اما تأثيري بر علايم ساير بيماريها ندارد. اين ميتواند در عرض چند ثانيه درد را برطرف كند. هميشه آن را براي استفاده فوري همراه داشته باشيد.
امكان دارد ساير داروها مورد استفاده براي بيماري سرخرگهاي قلبي، مثل آسپيرين، بتا ـ بلوكرها، يا داروهاي مسدودكننده كانال كلسيم، نيز تجويز شوند. در اين صورت، رعايت دقيق دستور دارويي بسيار مهم است.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را طوري تنظيم كنيد كه درد بروز نكند.
البته اين طور نباشد كه آنژين صدري را بهانه كنيد و اصلاً ورزش نكنيد. بايد توجه داشته باشيد كه انجام ورزش به صورت متعادل و منظم (با نظر پزشك) ميتواند به كنترل علايم كمك كند.
رژيم غذايي
توصيه ميشود غذاهاي كم چرب و كم نمك استفاده نماييد.
در صورت اضافه وزن، وزن خود را كم كنيد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر علايم آنژين صدري را داريد.
اگر يكي از موارد زير پس از تشخيص رخ دهد: ـ حمله درد قفسه صدري، عليرغم استراحت و درمان با نيتروگليسيرين، بيش از 15-10 دقيقه طول بكشد. ـ با درد قفسه صدري از خواب بلند ميشويد و درد با يك قرص نيتروگليسيرين برطرف نميشود. اگر اين حملات ادامه يافتند، حتماً مراجعه كنيد، حتي اگر نيتروگليسيرين آنها را برطرف كند. ـ حمله درد قفسه صدري متفاوت با گذشته يا شديدتر از حد معمول است.
بیماری قلبی در زنان
بیماری قلبی در زنان
[Only registered and activated users can see links]
اغلب زنان تا پیش از رسیدن به مرحله یائسگی، ازابتلا به بیماری سرطان وحشت دارند و سعی می كنند نشانه های مربوط به آن را دنبال كنند، در حالی كه خطر ابتلا به بیماری قلبی در زنان نیز همانند مردان وجود دارد. دكترSharonne Hayes مشاور بیماریهایی قلبی زنان، معتقدست كه بیشتر زنان از عوامل خطر و نشانه های بیماری های قلبی بی خبرند، بیشتر زنان فكر می كنند كه بیماری قلبی ، فقط مردان را دچار می سازد. به همین دلیل كمتر از مردان احساس خطر كرده، آزمایش ها و درمان های توصیه شده توسط پزشك را دنبال نمی كنند.
رایج ترین انواع بیماری های قلبی
رایج ترین نوع بیماری های قلبی، بیماری شریانهای قلب است كه البته بیش از انواع دیگر قابل پیشگیری است. شریان ها بر اثر مسدود شدن یا تنگ شدن نمی توانند به خوبی خون را از خود عبور دهند. ایجاد پلاك( یا رسوب) سبب تنگ شدن یا مسدود شدن شریان قلب شده و هر قدر بزرگتر و وسیع تر شوند احتمال بروز حمله قلبی بیشتر خواهد شد. از انواع دیگر می توان به فشار خون بالا اشاره نمود كه تأثیرات جدی بر عروق خونی، قلب و كلیه ها می گذارد. تغییر در ریتم ضربان قلب، افزایش تعداد ضربان های قلب و یا كاهش آن نیز از موارد دیگرند: گاهی اوقات وجود عارضه ای مادرزادی در دستگاه قلب وعروق به صورت نارسایی آشكار شده و منجر به ایجاد اختلال در جریان یافتن خون و خروج آن از قلب خواهد شد.عوامل خطر بیماری های قلبی كدامند؟
عوامل خطر ابتلا به بیماری های قلبی در زنان با مردان تفاوتی ندارد و به دو دسته اصلی تقسیم می شود:1) عوامل خطری كه قابل اصلاح نیستند ، عبارتند از: افزایش سن،( بیش از 65 سالگی) ، دوران پس از یائسگی ، خارج كردن رحم( هیتركتومی)، وراثت ( سابقه ابتلا به بیماری های قلبی در افراد خانواده ) .
2) عواملی كه قابل اصلاحند ، عبارتند از : سیگار كشیدن ، فشار خون بالا، بالا بودن مقدار كلسترول خون، كاهش فعالیت بدنی، شیوه زندگی بی تحرك، چاقی، نوشیدن الكل.
سیگار كشیدن:
سیگار كشیدن برای زن و مرد عامل خطر محسوب می شود ، به ویژه برای زنان جوان . زنانی كه سیگار می كشند، دو برابر بیشتر از زنان دیگر در معرض خطر قرار دارند. مخصوصاً هنگامی كه با سیر عوامل خطرهمراه شود ( مانند چاقی، دیابت...) در این صورت 25 بار بر احتمال بروز خطر افزوده می شود. مصرف قرص های ضدبارداری و كشیدن سیگار به حد قابل توجهی ، خطر بروز حمله های قلبی را افزایش می دهد. نكته قابل توجه در این باره این است كه چند ماه پس از كنار گذاشتن سیگار، به سرعت از میزان احتمال خطر كاسته خواهد شد .فشار خون بالا:
معمولاً فشارخون با افزایش سن بالا می رود. چاقی نیز فشار خون را بالا می برد و مصرف بسیاری از داروها نیز بر مقدار فشار خون تأثیر می گذارد. در صورتی كه خطر بروز آسیب دیدگی وجود داشته باشد( مانند بزرگ شدن قلب، صدمه دیدن عروق شبكیه چشم، حمله قلبی ، نارسایی قلبی و...) درمان دارویی توصیه می شود.افزایش مقدار كلسترول خون:
مانند مقدار فشار خون، مقدار كلسترول خون نیز با زیاد شدن سن، افزایش خواهد یافت. به طور چشمگیری در بیش از 50 درصد از زنانی كه بالاتر از 55 سال سن دارند، مقدار كلسترول خون آنها 240 میلی گرم در دسی لیتر است. (mg/dI 240) .البته در برخی از افرادی كه به حمله قلبی دچار می شوند، مقدار كلسترول خون طبیعی است ولی آنچه مورد توجه قرار می گیرد نسبت كلسترول تام (total) به كلسترول خوب یا (HDL) است. این نسبت به مقدار كلسترول بد(LDL) یا تری گلیسیریدها نیز بستگی دارد . بیشتربیماران تمایل دارند كه مقدار كلسترول خون خود را به حد طبیعی برسانند و اغلب به راه های غیر دارویی علاقه مندند. در حالی كه عوامل متعدد، دست به دست یكدیگر داده و شرایط مناسب بروز بیماری را پدید می آورند. اگرفقط بالا بودن مقدار كلسترول خون تنها عامل ایجاد بیماری باشد، مصرف دارو توصیه می شود و بهتر است كه از رژیم غذایی كم چربی پیروی كرد. به خاطر داشته باشیم كه بدترین نوع چربی، چربی جامد( كره، روغن حیوانی) است. پرداختن به فعالیت های ورزشی ایروبیك( هوازی) نیز مؤثر است. علاوه بر این ها، مصرف چربی های اشباع نشده مانند روغن زیتون نیز توصیه می شود. نكته قابل اهمیت و توجه این است كه هر فردی باید از رژیم غذایی خاص خود و برنامه ورزشی مناسب با وضعیت جسمی خود پیروی كند. لازم است كه زنان در حدود بیست سالگی از مقدار كلسترول خون خود باخبر شوند. به احتمال ابتلا به دیابت توجه كنند و از پزشك خود بخواهند كه قند خون ناشتای آنان را مرتب كنترل كند.نشانه های عمومی، هنگام بروز حمله قلبی
حمله قلبی نشانه های متغیری دارد. زنان و مردان باید بدانند كه نباید صبر كنند تا نشانه ها ظاهر شوند ، آنها علامت خطر هستند و ممكن است هنگام پیشرفت بیماری بروز كنند.ابتدایی ترین نشانه در زنان و مردان، درد در ناحیه سینه است. احساس سنگینی به معنای " درد " نیست. احساس فشار و سنگینی به گردن ، پشت، شانه ها یا پایین بازو انتشار می یابد. نفس های كوتاه ، سرگیجه، تهوع از متداولترین نشانه ها هستند. هر قدر زنان بیشتر با نشانه ها آشنا شوند، بهتر می توانند درمان شوند.رایج ترین روش های تشخیص بیماری های قلبی برای زنان كدامند؟
متخصصین بیماری های قلبی هنوز به دنبال آزمایش هایی هستند كه بتوانند در مراحل اولیه ، تشخیص بیماری را ممكن سازند.EK4 ( الكتروكاردیوگرام ) و تست ورزش، در افرادی كه نشانه خاص بیماری قلبی را ذكر نمی كنند، به كار نمی رود.اثر ابتلا به بیماری قلبی بر زندگی زنان
تجربه نشان می دهد كه زنان پس از ابتلا به بیماری قلبی، به افسردگی نیز دچار می شوند. این موضوع اهمیت زیادی دارد و تاثیر قابل توجهی بر توانایی زنان می گذارد. زیرا زنانی كه افسرده می شوند تمایلی به بهتر شدن نشان نداده ، از رژیم غذایی، دارویی و برنامه ورزشی توصیه شده ، پیروی نمی كنند. لازم است به سلامتی روانی و جسمی آنها توجه كرد.توصیه های پایانی برای حفظ تندرستی زنان
1- درباره عوامل خطر آگاهی بیشتری كسب كنند.2- عوامل خطر را از زندگی خود دور سازند. سیگار نكشند، به رژیم غذایی خود توجه كنند و فعالیت بدنی بیشتری داشته باشند.
3- در صورت بروز نشانه های خاص بیماری، به پزشك مراجعه كنند و او را در تشخیص صحیح و درمان مناسب یاری دهند.
::پیشبینی احتمال وقوع حمله قلبی::
[Only registered and activated users can see links]
یك دانشمند هندی در دانشگاه دوك آمریكا موفق به شناسایی ژنی شده است كه میتواند احتمال وقوع حمله قلبی را پیشبینی كند.
این دانشمند و پژوهشگر هندی كه مطالعات خود را در دانشكده پزشكی دانشگاه دوك انجام داده است، تاكید كرد: ژن تازه كشف شده نشانگری است كه با مراحل ابتدای سخت شدن سرخرگهای خونی در ارتباط است.
آمارها نشان میدهد كه میلیونها انسان زیر سن 40 سال در سراسر جهان بدون اینكه خودشان مطلع باشند دچار بیماریهای قلبی عروقی هستند كه در بسیاری از موارد این بیماریها منجر به بروز حملات قلبی در سالهای آتی زندگی میشوند.
این پژوهشگران معتقدند كه با كشف این ژن میتوان تستی را طراحی كرد كه برای تشخیص آشكارترین تهدید سكته قلبی، یعنی سخت شدن سرخرگها یا تصلب شرائین كاربرد دارد.
با پیشبینی این خطر میتوان زودتر رژیمهای غذایی مناسب و حتی درمانهای پیشگیرانه را قبل از اینكه خطر جدی و غیر قابل درمان شود، برای افراد آسیبپذیر تجویز كرد.
به گفته متخصصان، اغلب در بیماران جوان تشخیص این قبیل بیماریها كار دشواری است.
این محققان شش نسخه مرتبط با ژن NPY كشف كردهاند كه دراین پیش بینیها به متخصصان كمك میكنند
برخورد با اولین سکته قلبی
برخورد با اولین سکته قلبی برای اغلب مردم سکته ی قلبی اولین علامت بیماری قلبی است. بنابراین همه ی افراد بایستی علائم مشخص کننده ی بیماری قلبی و هم چنین چگونگی کمک کردن پزشکی اورژانس را بدانند.
یک درمان موثر بایستی در ساعات اولیه ی شروع علائم آغاز شود. به یاد داشته باشید آگاهی از شکایات و کمک سریع نجات بخش زندگی شماست.
شناخت علائم اخطار کننده
اغلب حملات قلبی با شروع ناگهانی دردهای فشارنده که اغلب هم در فیلمها و نمایشهای تلویزیونی نشان داده می شود، آغاز می شود. اغلب این حملات قلبی در آغاز آهستهاند و به صورت درد کم یا احساس ناراحتی در ناحیه ی سینه بیان می شوند.
شایع ترین علامت اخطار برای مردان و زنان همین درد سینه است.
ناراحتی سینه :
اغلب حملات قلبی ناحیه ی مرکزی قفسه ی صدری را به صورت درد ناراحت کنندهای که حداقل چند دقیقه طول می کشد درگیر می کند. بیمار احساس فشار ناراحت کننده یا درد را دارد. این ناراحتی می تواند خفیف تا شدید باشد.
ناراحتی در قسمتهای دیگر بدن از قبیل یک یا دو بازو، پشت، گردن، فک و معده نیز رخ می دهد. نفسهای کوتاه که اغلب همراه با ناراحتی قفسه ی صدری است اتفاق می افتد، اما می تواند قبل از شروع علائم قفسه ی صدری آغاز شده باشد.
دیگر علائم شامل: تهوع، سبکی سر، عرق و سردرد می باشد.
هر چه زودتر کمک بخواهید :
اگر فکر می کنید شما یا شخص دیگری احتمالاً یک حمله ی قلبی خواهید داشت، برای جلوگیری از مرگ یا ناتوانی به طور سریع و فوری اقدام کنید و بیش از چند دقیقه (حداکثر 5 دقیقه) معطل نشوید و بعد به اورژانس 115 تلفن کنید.
شما بایستی به طور سریع عمل کنید، زیرا داروهای از بین برنده ی لخته ی خون و دیگر تکنیک های درمانی برای باز نگه داشتن سرخرگها می توانند حمله ی قلبی را متوقف سازند.
این درمانها بهترین نتایج را در اولین ساعات بعد از شروع حمله ی قلبی دارند. معمولا خانمها تمایل به تأخیر در دریافت کمک نسبت به آقایان در حملات قلبی دارند. تأخیر خانمها به این دلیل است که آن ها نمی خواهند دیگران نگرانشان باشند.
مواقعی که شما به بیمارستان می روید، از صحبت کردن درباره ی آن چه احتیاج دارید یا آوردن فردی که بتواند با شما صحبت کند، نترسید. از انجام آزمایشاتی که می تواند مشخص کننده ی داشتن یک حمله ی قلبی در شما باشد سوال کنید. آزمایشات معمول شامل نوار قلب، آنزیمهای قلبی و اسکنهای هستهای آنژیوگرام کرونروی یا آرتریوگرام می باشد.
در بیمارستان اجازه ندهید که هر کسی به شما بگوید علائم شما مربوط به سوءهاضمه یا فعالیت بیش از اندازه است.
شما حتماً باید اجازه دهید که یک معاینه ی کامل برای تشخیص حمله ی قلبی در شما انجام شود و اگر دچار حمله ی قلبی شده باشید، اجازه دهید هرچه سریع تر درمان برای متوقف کردن حمله آغاز شود.
ایست قلبی
منظور از ایست قلبی حالتی است که ضربان قلب کاملاً از بین میرود و منظور از ایست تنفسی از کار افتادن تنفس خود بخودی در فرد است. این حالات میتواند به دنبال سکته قلبی ، شوک ، خونریزیهای بسیار شدید ، گیر کردن اجسام خارجی در حلق ، غرق شدگی ، برق گرفتگی و ... رخ دهد. ایست تنفسی اولیه ظرف دقایقی کوتاه باعث ایست قلبی میشود و ایست قلبی اولیه نیز به سرعت به ایست تنفسی میانجامد.
تشخیص ایست قلبی و تنفسی
جهت اطمینان از ایست تنفسی با مشاهده حرکات تنفسی قفسه سینه میتوان به وجود تنفس در مصدوم پی برد و یا میتوان گوش یا گونه خود را نزدیک دهان وی قرار داد تا صدای تنفس وی را شنیده، یا جریان آن را حس کرد و یا از گرفتن شیشه ساعت یا آینه کوچک جلوی دهان و بینی مصدوم استفاده کرد تا بخارات خارج شده از دهان مصدوم مشخص شود. سپس نبض بیمار بررسی میشود. بهترین محل لمس نبض در بچههای کوچک نبض شریان رانی است که در ناحیه کشاله ران لمس میشود و یا شریان بازویی ؛ و بهترین محل نبض در بچههای بزرگتر (بالای یک سال) و بالغین نبض گردنی است که در ناحیه گردن و کنار غضروف تیروئید قرار دارد. لمس نبض باید با دو انگشت نشانه و میانی صورت گیرد. در صورتی که هیچگونه نبضی احساس نشود و یا مصدوم تنفس خود بخودی نداشته باشد، عملیات احیاء باید انجام شود.
زمان انجام عملیات احیاء
بیشترین شانس برای زنده ماندن ارگانهای حیاتی بدن خصوصاً مغز در صورت ایست قلبی و تنفسی 3 الی 4 دقیقه است و در این فرصت باید سریعاً اقدامات اولیه برای مصدوم انجام شود. حداکثر زمان انجام عملیات احیای قلبی – ریوی در منابع علمی مختلف ، گوناگون ذکر شده ؛ اما مدت زمانی بین 30 تا 45 دقیقه زمانی مناسب به نظر میرسد که پس از این مدت اگر عملیات احیاء موفق به نجات مصدوم یا بیمار نگردید، میتوان از ادامه عملیات خودداری نمود.
احیای قلبی – ریوی (cpr)
همان گونه که ذکر شد چنانچه پس از وقوع ایست قلبی و تنفسی در کمتر از 4 دقیقه به فرد مصدوم رسیدگی شود و عملیات احیاء وی شروع گردد شانس زنده ماندن وی بالا خواهد رفت. قبل از شروع عملیات احیای قلبی – ریوی باید مطمئن شد آیا فرد واقعاً دچار ایست قلبی – ریوی شده است یا خیر، چرا که انجام عملیات احیای قلبی – ریوی بر روی فردی که دچار ایست قلبی نشده باشد، میتواند منجر به ایست قلبی و مرگ وی شود و انجام ماساژ قلبی و دادن تنفس مصنوعی صرفاً در مواردی باید انجام شود که یا ایست کامل قلبی و تنفسی صورت گرفته باشد و یا وضعیت ضربان قلب و تنفس به گونهای مختل باشد که باعث اختلال و افت شدید هوشیاری ، بیهوشی مصدوم ، کبودی صورت و لبها و بروز اختلال شدید در علائم حیاتی شده باشد و با ادامه حیات وی منافات داشته باشد.
مراحل عملیات احیا
1- بیمار را به پشت بخوابانید و او را صدا بزنید و به آرامی تکان دهید تا پاسخ به تحریک مشخص شود.
2- اگر بیمار بدون پاسخ باشد راههای تنفسی او را کنترل کنید. چنانچه راه تنفسی بسته است با کمک انگشت راه تنفسی وی را باز کنید و چنانچه راه تنفسی باز است ولی بیمار نفس نمیکشد تنفس مصنوعی را شروع کنید.
3- در صورتی که از صدمه ندیدن مهرههای گردنی مصدوم مطمئن هستید، گردن مصدوم را به جلو و سر او را به عقب خم نمایید تا مسیر راه هوایی مصدوم در بهترین و مستقیمترین وضعیت واقع شود و چانه مصدوم را بالا و جلو بیاورید. در صورت صدمه دیدن مهرههای گردنی بدون حرکت دادن به سر و گردن مصدوم ، با قرار دادن شستها روی چانه فک پایینی مصدوم را به سمت جلو و بالا آورید تا ضمن باز شدن دهان ، مسیر راه هوایی نیز مستقیم قرار گیرد.
4 - دو تنفس مناسب دهان به دهان به وی بدهید.
5- نبضها را لمس نمایید. اگر ضربان نبضها لمس شود باید به تنفس مصنوعی ادامه داد و اگر لمس نشود، ماساژ قلبی باید شروع شود.
6- جهت انجام ماساژ قلبی ، دست چپ خود را به حالت ضربدر پشت دست دیگر گذاشته ، پاشنه دست راست را بر روی جناق سینه به اندازه دو بند انگشت بالاتر از محل دو شاخه شدن جناق قرار دهید. آرنجها نباید خم شوند. به کمک وزن بدن فشار محکمی به قفسه سینه وارد کنید تا جناق سینه به اندازه تقریبی 4 الی 5 سانتیمتر به داخل برود. تعداد مفید ماساژ قلبی باید حدود 100-80 بار در دقیقه باشد و به ازای هر 15 ماساژ قلبی 2 تنفس مصنوعی با روش دهان به دهان داده شود.
در صورتی که فرد دیگری به امدادگر کمک میکند باید به ازای هر 5 ماساژ قلبی یک تنفس مصنوعی داده شود. امروزه بر اساس نظر متخصصین و بسیاری از مراجع علمی در عملیات احیای قلبی – ریوی دو نفره نیازی به قطع ماساژ قلبی برای انجام تنفس مصنوعی نیست و همزمان با انجام ماساژ قلب توسط یک فرد ، فرد دیگر میتواند تنفس مصنوعی را انجام دهد.
7- پس از گذشت یک دقیقه عملیات را به مدت 4-5 ثانیه جهت لمس نبض گردنی متوقف نمایید. اگر نبض لمس شود ماساژ قلبی را قطع نمایید و چنانچه تنفس هم برقرار شده باشد تنفس مصنوعی را متوقف کنید. در صورت عدم لمس نبض و عدم برقراری تنفس خود به خودی ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی را مجدداً شروع کنید و هر 3 دقیقه یک بار عملیات را جهت لمس نبضها به مدت 4-5 ثانیه متوقف نمایید.
عملیات احیا در کودکان
در شیرخواران (زیر یک سال) تنفس به روش «دهان» به «دهان و بینی» است یعنی دهان امدادگر روی بینی و دهان کودک قرار میگیرد. و تنفس مصنوعی با شدت و حجم ملایمتر از بالغین که باعث پارگی ریه کودک نشود انجام میشود. در کودکان بالای یک سال ، مانند بزرگسالان ، تنفس دهان به دهان انجام میشود ولی با شدت و حجم ملایم و متوسط. برای شیرخواران در هنگام ماساژ قلبی فقط از فشار روی جناق سینه با 2 انگشت اشاره و میانی استفاده میشود و در کودکان بالای یک سال فقط از فشار یک دست استفاده میشود تا صدمهای به قلب و ارگانهای داخلی نرسد. در ضمن در انجام عمل احیای قلبی – ریوی چه به شکل یک نفره و چه به شکل 2 نفره برای افراد زیر 8 سال به ازای هر 5 ماساژ قلبی یک تنفس مصنوعی لازم است.
نکات مهم احیا
فرد را نباید روی سطح نرم مثل تشک یا تختخواب بخوابانید، بلکه سطح سختی مثل کف اتاق بهتر است.
در تنفس دهان به دهان باید بینی مصدوم را با دو انگشت خود ببندید تا هوایی که به ریهها دمیده میشود مستقیماً از آن خارج نشود.
موقعیت سر و گردن را درست تنظیم کنید.
طی عملیات احیاء فردی را جهت تماس با اورژانس یا پزشک مأمور نمایید.
باید دهان شما با دهان مصدوم کاملاً مماس باشد تا هوایی از بین آنها خارج نشود. برای پیشگیری از انتقال بیماریها در حین انجام تنفس مصنوعی میتوان از ماسک ویژه این کار یا پارچه توری مناسب استفاده نمود.
عملیات احیاء را تا زمانی که فرد با تجربه یا پزشک بر بالین بیمار برسد و یا تا زمانی که وی به درمانگاه منتقل شود ادامه دهید.
چنانچه مصدوم مشکوک به ضایعه نخاعی است، سر را مختصری به عقب کشیده به آرامی کمی به عقب خم نمایید سپس تنفس مصنوعی و ماساژ قلبی را ادامه دهید.
علائم پرولاپس
پرولاپس دريچه ميترال ممكن است نشانه خاصي را در پي نداشته باشد. شايعترين علائم آن عبارتند از:
- تپش قلب كه معمولا مربوط به انقباضات ناقص بطني است ، اما ضربات مافوق بطني (ضربان غيرطبيعي كه در بالاي بطنها شروع ميشود) نيز تشخيص داده شدهاند. در برخي موارد نادر بيماران ممكن است تپشهايي را تجربه كنند بدون آن كه ناهماهنگي ضرباني مشاهده شود.
- درد قفسه سينه: اين درد مربوط به Mvp متفاوت از درد قفسه سينه مربوط به بيماري عروق كرونر است و گاهي روي ميدهد. معمولا درد قفسه سينه مانند آنژين صدري نيست اما ميتواند قابل برگشت و ناتوانكننده باشد.
بسته به شدت بازگشت خون به دهليز چپ طي سيستول (پسزني ميترال) ، دهليز چپ و بطن چپ ممكن است بزرگ شوند كه اين امر منجر به علائم نارسايي قلب ميشود. اين علائم شامل ضعف ، خستگي و تنگي نفس است.
علائم پرولاپس دريچه ميترال ممكن است شبيه ديگر مشكلات پزشكي باشد و براي تشخيص مشورت با پزشك ضروري است
تشخيص پرولاپس
افرادي كه دچار پرولاپس دريچه قلب هستند معمولا نشانهاي ندارند و تشخيص آن از طريق آزمايشات روتين صورت ميگيرد. يك راه تشخيص گوش دادن به صداي قلب به وسيله استتوسكپ است كه پرولاپس را تشخيص ميدهد. علاوه بر سابقه پزشكي كامل و آزمايشات بدني ، روشهاي تشخيصي براي Mvp به قرار زير است:
- الكتروكارديوگرام (ECG يا EKG): تستي است كه فعاليت الكتريكي قلب را ثبت ميكند ، ضربانهاي بينظم را نشان ميدهد و صدمه عضلاني قلب را تشخيص ميدهد.
- اكو كارديوگرام: يا اكو ، يك روش غيرتهاجمي است كه در آن از امواج صوتي براي مطالعه حركت حفرههاي قلب و دريچهها استفاده ميشود. امواج صوتي كه تصويري را روي صفحه مونيتور به صورت يك مبدل اولتراسوند ايجاد ميكنند از قلب عبور داده ميشود.
- تست استرس يا همان تست ورزش روشي است كه در حالي كه بيمار روي يك سطح متحرك راه ميرود انجام ميشود تا قلب را طي ورزش نشان دهد. تنفس و ميزان فشار خون نيز نشان داده ميشود.
- كاتاتريزاسيون قلبي: با اين روش، تصاوير اشعه ايكس پس از تزريق ماده شفاف كننده به يك سرخرگ، گرفته ميشود تا محل باريك شدن، انسداد و ديگر ناهنجاريهاي خاص عروق را نشان دهد.
نحوه درمان
روش درماني پرولاپس دريچه ميترال به وسيله متخصص قلب مشخص ميشود و بستگي به موارد زير دارد:
- سلامت كلي فرد و سابقه پزشكي او
- تحمل فرد براي داروهاي خاص ، روشها يا درمانها
- شدت بيماري
- نشانهها و علائم
- نظر و انتخاب بيمار
به دليل آن كه Mvp ندرتا به يك مشكل جدي تبديل ميشود معمولا درمان خاصي نياز ندارد اما كنترل مرتب زيرنظر پزشك توصيه ميشود.
به دليل آن كه Mvp شايعترين علت اندوكارديت باكتريايي دريچه ميترال (عفونت لايه قلب) است ، ممكن است مصرف آنتي بيوتيك پيش از انجام اعمال دندانپزشكي ، دستگاه ادراري ، رودهاي يا جراحي عمومي به ويژه زماني كه پسزني ميترال وجود دارد ، توصيه شود.
افرادي كه مبتلا به ناهنجاريهاي ضربان قلب هستند ممكن است نياز به درمان با مسدودكنندههاي بتا يا ديگر داروها براي كنترل تاكي كاردي (ضربانهاي سريع قلب) داشته باشند.
در اكثر موارد محدود كردن محركها همچون كافئين و سيگار تنها چيزي است كه براي كنترل علائم مورد نياز است.
اگر فيبريلاسيون دهليزي يا بزرگي دهليز چپ وجود داشته باشد ، درمان با يك داروي ضدانعقادي (شامل آسپرين يا دارفارين) ممكن است توصيه شود.
براي كساني كه علائم سرگيجه يا بيهوشي دارند حفظ هيدراسيون كافي (حجم مايع در عروق خوني) با نمك زياد و دريافت مايع حائز اهميت است.
بيماري كرونر
بيماري كرونر قلبي به صورت مشكلاتي از قبيل دردهاي آنژيني و انفاركتوس (حمله قلبي) بروز ميكند. آنچه كه سبب بروز بيماري قلبي ميشود، تشكيل تدريجي رسوبهاي چربي يا پلاكها در لايه داخلي ديواره سرخرگها ميباشد. اين رسوبها سبب محدودكردن عبور خون ميشوند كه اين پديده را تصلب شرايين يا سخت شدن رگها (آترواسكلروز) مينامند.
در اين بيماري هيچ علامت واضحي وجود ندارد، اما اين تا هنگامي است كه آسيب به سرخرگها آنقدر جدي شود كه جريان خون به قلب محدود شده و سبب بروز درد شود. مسدود شدن كامل يك سرخرگ خونرسان به قلب، منجر به حمله قلبي ناگهاني و كشنده ميشود. روشهاي متداول جهت پيشگيري از تصلب شرايين شامل كاهش فشارخون، دريافت رژيم غذايي كمچربي، كاهش وزن اضافي و ترك سيگار ميباشد. به برخي افراد نيز جهت كاهش كلسترول خون، دارو داده ميشود.
تحقيقات نشان ميدهند كه ارتباط مستقيمي ميان رژيم غذايي و بيماري قلبي وجود دارد و با دريافت يك رژيم غذايي سالم ميتوان سلامتي قلب و دستگاه گردش خون را حفظ كرد.
چه غذاهايي براي قلب مفيد هستند؟
كلم برگ، كلم قرمز، گل كلم، كلم بروكسل، بروكلي، شلغم، چغندر، اسفناج، مارچوبه، لوبيا سبز، نخود سبز، لوبيا قرمز، لوبيا چشم بلبلي، نخود خشك و عصاره مخمر داراي ويتامينهاي گروه ب خصوصا اسيدفوليك هستند. تحقيقات متعددي نشان دادهاند كه اسيد فوليكي كه بطور طبيعي در مواد غذايي يافت ميشود، ميتواند سبب كاهش مادهاي در خون به نام هموسيستئين شود و به اين ترتيب از ابتلا به تصلب شرايين پيشگيري كند. دانشمندان بر اين باور هستند كه اين ماده مستقيما به ديواره رگها آسيب ميرساند و سبب تشكيل رسوبهاي چربي ميشود. تخمين زده شده است كه افزايش دريافت روزانه اسيد فوليك به ميزان 100 ميكروگرم، سبب كاهش مرگ مرتبط با بيماري هاي قلبي به ميزان 7 درصد در مردان و 5 درصد در زنان ميشود.
در جوامعي كه مصرف كننده مقادير فراواني از ماهيهاي روغني هستند، مشاهده شده است كه شيوع بيماريهاي كرونر قلبي كمتر از جوامعي است كه مقدار خيلي كمي ماهي مصرف ميكنند. ماهيهاي روغني از قبيل ماهي آزاد و ساير ماهيها از قبيل قباد، حلوا، شير، كيلكا، و اوزونبرون داراي اسيدهاي چرب مفيد ميباشند. دانشمندان معتقد هستند كه اين مواد باعث كاهش خطر انعقاد خون و همچنين ممانعت از افزايش چربيهاي مضر خون ميشوند.
مصرف ماهي حداقل 3 بار در هفته، براي افرادي كه داراي سابقه بيماري قلبي و همچنين افرادي كه مايل به پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند توصيه ميشود.
جو دوسر، حبوبات، سيب و گلابي غني از فيبر محلول هستند كه به كاهش سطوح كلسترول خون كمك ميكنند. سير نيز اثر مشابهي دارد. افزايش كلسترول خون، به خصوص ال دي ال (كلسترول بد)، يكي از عوامل خطر عمده در بروز تصلب شرايين است. مصرف منظم چنين غذاهايي به كاهش ال دي ال كمك ميكند.
روغن زيتون، روغن كانولا، مغزها و دانهها حاوي نوعي از اسيدهاي چرب به نام موفا هستند كه به كاهش سطح ال دي ال كمك ميكنند.
ميوهها و سبزيها حاوي ويتامينهاي آنتي اكسيدان (ضد سرطان)، مواد معدني و مواد مغذي مفيدي هستند كه سبب متوقفكردن آسيب ناشي از عمل مواد سرطانزا به ديواره سرخرگها ميشوند.
مصرف حداقل روزانه 3 واحد از اين غذاها توصيه ميشود. سه چهارم ليوان آب ميوه يا سبزيها به عنوان يك واحد محسوب ميشود كه معادل يك عدد ميوه متوسط يا يك ليوان سبزي خرد شده خام يا نصف ليوان پخته است.
از چه غذاهايي بايد پرهيز كنيم؟
گوشت و فرآوردههاي آن، لبنيات پرچربي و كره، غني از نوعي چربي هستند كه باعث افزايش سطح ال دي ال در خون ميشوند. مصرف اين غذاها را بايد به حداقل رساند.
همچنين مصرف كيك و بيسكويت به علت نوع چربي بكار رفته در آنها سبب افزايش سطح ال دي ال ميشود.
انواع غذاها و سوپهاي آماده مصرف و يا كنسرو شده، غذاهاي بيرون از منزل، سوسيس و كالباس و گوشتهاي نمك سود شده و بطور كلي گوشت و فرآوردههاي آن و همچنين تنقلات شور، سرشار از نمك (سديم كلرايد) هستند. دريافت زياد سديم با فشارخون بالا ارتباط دارد كه از عوامل خطر جدي در بروز بيماري قلبي ميباشد. كاهش مصرف اين نوع غذاها و نمك طعام سر سفره به كاهش فشارخون كمك ميكند.
چند نكته:
به سيگاريها توصيه ميشود كه به ترك سيگار مبادرت ورزند زيرا نيكوتين سبب افزايش ضربان قلب، افزايش فشارخون و افزايش نياز بافت قلب به اكسيژن ميشود. با مصرف سيگار توانايي خون در حمل اكسيژن كاهش مييابد. عوامل سرطانزاي دود سيگار به ديواره سرخرگها آسيب ميرسانند. استراحت و شلكردن عضلات، جهت كاهش ميزان استرس لازم است. استرس از طريق افزايش هورمونهاي استرس (از جمله آدرنالين) سبب توليد و افزايش كلسترول ميشود
زمستان و بيماريهاي قلبي
زمستان و بيماريهاي قلبي نتايج يك پژوهش جديد حاكي است كه فقر مزمن ويتامين D ميتواند منجر به بروز بيماريهاي قلبي، افزايش فشار خون و سندرم متابوليكي شود.
[Only registered and activated users can see links]
به گفته محققان دانشكده پرستاري دانشگاه لويولا شيكاگو، كمبود نور خورشيد در طول فصل زمستان باعث كاهش سطح ويتامين D در بدن ميشود كه پيامد آن بروز مشكلات قلبي - عروقي خواهد بود.بدن براي توليد ويتامين D به نور خورشيد نياز دارد اما اين پروسه بهدليل كوتاهبودن طول روزها در فصل زمستان و نيز گذراندن زمان بيشتر در فضاهاي بسته، بسيار كند و ضعيف ميشود. در اين بررسي، محققان مجموعهاي از مطالعات قبلي در زمينه ارتباط بين كمبود ويتامين D با بيماريهاي قلبي را مورد بازبيني قرار دادند. نتايج بازبينيها نشان داد كه نرخ ابتلا به بيماريهاي قلبي شديد يا مرگ ناشي از آن در بيماران قلبي كه از نور خورشيد محروم هستند 30 تا 50 درصد افزايش پيدا ميكند.
محققان تاكيد كردهاند كه رژيم غذايي بهتنهايي پاسخگوي نياز بدن به اين ويتامين نخواهد بود اما مصرف مكملهايي چون D2 و D3 ميتواند خطر بروز بيماريهاي قلبي را كاهش دهد. هرچند بيشتر پزشكان بهطور منظم و معمول كمبود ويتامين D را آزمايش نميكنند اما بيشتر پژوهشگران توافق دارند كه افراد بزرگسال مستعد ابتلا به بيماري قلبي و ساير اشخاصي كه دچار خستگي شديد، درد مفاصل يا افسردگي ميشوند بايد سطح ويتامين D خود را اندازهگيري كنند.
از سوي ديگر بررسيها نشان ميدهد كه افزايش وزن در جامعه صنعتي كاملاً در ارتباط با بيماريهاي قلب و عروق است و منجر به افزايش شيوع فشار خون بالا، ديابت و چربي خون بالا ميشود.
vBulletin® v4.2.0, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.